سایر منابع:
سایر خبرها
ترفند عجیب یک زن برای گرفتن طلاق
همراه من به دادگاه آمد. کمی صورت اورا گریم کردم و گمان نمی کردم ماجرا لو برود و دستم رو شود . با اعتراف این زن، همدستش نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و روز بعد دستگیر شد. او نیز در تحقیقات قضایی اعتراف کرد که در قبال دریافت یک میلیون تومان، قبول کرده نقش شوهر او را ایفا کند و گمان نمی کرد این چنین گرفتار شود . برای زن فریبکار و همدستش قرار قانونی صادر شد .
2 دقیقه برای قتل سعید کافی بود
دوستش نتوانند فرار کنند، رحیم هم راننده ماشین بود و از دور درگیری را می پایید. با تایید اعترافات مهدی از سوی سه همدستش، پرونده برای صدور حکم به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده فرستاده شد. پدر و مادر سعید، در همان ابتدا تقاضای قصاص کردند و پدر موضوع عجیبی را پیش کشید: بچه ام بی گناه کشته شد، او نقشی در دعوا نداشت. یکی از طرفین درگیری به نام حمید، که سعید
اعترافات زنی که هوویش را کشت
گفت جوان تر است و شوهرم او را بیشتر از من دوست دارد. نوشین می گفت من چون شش دفعه باردار شده ام از چشم شوهرم افتاده ام. به این ترتیب اختلافات ما شروع شد و ما بارها با هم دعوا کردیم، اما همسرم همیشه طرف زن سومش را می گرفت و با او رابطه بهتری داشت . متهم به قتل ادامه داد: شب قبل از قتل، یکی از دوستانم به خانه ما آمد و شب را هم ماند نوشین همان موقع پیامک های توهین آمیزی برایم ارسال کرد که
همسرم قاتل است اما هنوز دوستش دارم
اتهامم معاونت در قتل است اما هنوز همسرم که قاتل است را دوست دارم. راهروی دادگاه کیفری هر روز محل رفت و آمد زندانیانی است که به اتهام قتل پای میز محاکمه قرار می گیرند. متهمانی که خود را در پایان راه می بینند و چشم به رضایت اولیای دم دارند. برخی از آنها پای چوبه دار می روند و گروهی هم موفق می شوند رضایت اولیای دم را کسب کنند. در دادگاه کیفری استان تهران گفت وگویی با زنی که سرنوشت متفاوت دارد
شهدایی که ساواک شبانه آنها را دفن کرد+عکس
دارالتادیب و یکی دیگر به نام احمد شاه بداغلو به 5سال و محمد باقر محی الدین انواری به 15 سال زندان محکوم شدند.[7] *گوشه هایی از دادگاه شهید بخارایی در یکی از جلسات دادگاه از شهید بخارایی می پرسند: چرا گلوله را به مغز حسنعلی منصور نزدید؟ می گوید: چون شکم او بزرگ بود و نشانه روی نمی خواست من هم می خواستم که او را از پا در بیاورم باز می پرسند: چرا گلوله دوم را به حنجره او زدید؟ می
زخم هایی که نشمرده ایم/ اولین گردهمایی انجمن زنان مبارز مسلمان
بیرون قابل تحمل است اما در داخل سرمای بدی جریان دارد. از همراهت تشکر می کنی و می پرسی: شما؟ رضوانه دباغ. من عکس های شما را دیده ام. چاق تر به نظر می آمدید. رژیم گرفتید؟ می خندد. یاد شکنجه هایی می افتی که بدن چهارده ساله او را در این مکان متحمل می شد. یاد مادرش می افتی. مادرِ بزرگ انقلاب می گوید: قرار است به زودی به گردهمایی بیایند، اما حالشان مساعد نیست.
عملیات عاشقانه آتش نشان ها برای آشتی دادن یک زوج
هستند. پسرم که داخل اتاقش است و صدا را نمی شنود و همسرم نیز نمی تواند در را باز کند. فکر کنم حالش بد شده و نیاز به کمک دارد. ماجرا به نظر مشکوک می رسید، برای همین به او گفتم یکبار دیگر زنگ بزن، مرد با اکراه به در نزدیک شد. پیش از آن که زنگ بزند نگاهی به ما انداخت و دست پیش برد، اما زنگ نزد. فرمانده با اشاره سر از او خواست که زنگ بزند و مرد بالاخره دست روی زنگ گذاشت. چند لحظه بعد صدای
نجات مرد عکاس از مجازات مرگ
و دیگر هیچ واکنشی نشان نداد. در ادامه اولیای دم مقتول با مراجعه به دادسرای جنایی تهران قاتل را بخشیدند و مرد میانسال از قصاص نجات یافت. صبح دیروز جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی مقدم زهرا برگزار شد. متهم به دلیل بیماری روحی در بیمارستان روزبه بستری است و حسین روشن به عنوان وکیل او به دفاع پرداخت. وی در دفاعیات گفت: موکلم با ادعای مهدورالدمی
زندگی جهنمی در خانه شوهر شکاک
لیلا وقتی برای دومین بار پای سفره عقد می نشست گمان می کرد پرنده خوشبختی روی شانه اش خواهد نشست و دیگر روزگار تاریکش به پایان رسیده است غافل از اینکه زندگی با استاد دانشگاه هم 3 سال بیشتر دوام نیاورد. به گزارش ایران، این زن جوان که برای دومین بار به خاطر طلاق قدم در دادگاه خانواده می گذاشت، رو به قاضی حسن عموزادی گفت: از ازدواج اولم شانس نیاوردم و به دلیل اعتیاد همسرم از او جدا شدم و
سرنوشت شوم نابغه ریاضی کشور/ از کنار گذاشتن چادر تا فروش شیشه در خیابان !
به گزارش گلستان ما به نقل از میزان، ماموران کلانتری 11 سمنان گزارشی از توزیع موادمخدر صنعتی توسط زن و مردی جوان با یک دستگاه سواری پراید دریافت کردند و بلافاصله به آدرس اعلامی اعزام شدند. قبل از حضور پلیس، مرد قاچاقچی فرار کرده بود و "زهره" 24 ساله در حال فرار دستگیر شد. لاغر اندام، با صورتی چروکیده و آرایشی غلیظ، انگار که سال هاست به دنبال کسی است تا سرنوشت تلخی را که برایش
سه روایت از افسردگیِ ایرانی
از راه می رسد که در چهره اش عصبانیت به خوبی هویداست. به طرف یکی از گیشه ها می رود و با فریاد می خواهد که داروی گرفته شده توسط همسرش را پس بگیرند چون دارو اشتباه است و اگر پسر هشت ساله اش این دارو را مصرف می کرد معلوم نبود کارش به کجاها می کشید. مسئول جوان گیشه بازهم مثل مسئول قبلی با بی تفاوتی به خشم مراجع مدعی می شود که دارو اشتباه نیست و زن اشتباه می کند و اگر می خواهد داروی مطلوبش
شوک درمانی برای مرد همسر کش
مرد عکاس که به خاطر سوءظن به همسرش او را به قتل رسانده بود، به دلیل بستری شدن در بیمارستان روانی، نتوانست در جلسه محاکمه شرکت کند. به گزارش شرق، متهم که مردی عکاس است دو سال قبل همسرش را به قتل رساند و مدعی شد رکسانا به او خیانت کرده است. مردی عصر روز اول مهر 93 با مراجعه به مأموران کلانتری نواب ادعا کرد همسرش را به قتل رسانده است. با حضور مأموران در محل مشخص شد زن جوان چاقو
گفتگو با - مسعود پزشکیانِ - محبوب
بودند که ماشین چپ کرد و در کناره جاده سنگی بود که سر همسرم به آن سنگ خورد و همانجا فوت کرد. الان چند فرزند دارید؟ در حال حاضر 3 فرزند دارم که دو پسر و یک دختر هستند. می گویند بعد از آن ماجرا تاکنون ازدواج نکردید و به همسرتان وفادار ماندید و به همین خاطر محبوبیت زیادی به ویژه در بین خانم ها در تبریز دارید. نگاه شما چیست؟ نمی دانم به خاطر چه محبوبیت دارم و نمی
به خاطر تهدید مادرشوهرم دادخواست طلاق دادم
به گزارش " جوان ایرانی "، زن و مرد کارمند فکر نمی کردند بعد از 15 سال زندگی مشترک با هزاران فراز و نشیب ، مجبور شوند با حضور در شعبه 244 دادگاه خانواده مجتمع قضایی صدر از هم جدا شوند. زن به شدت می گریست و می گفت عاشقانه شوهرش را دوست دارد اما نمی خواهد اجازه دهد مادر شوهر 81 ساله اش، ارثیه همسرش را به نوه خود ببخشد. دوست ندارد حق همسرش پایمال شود . زن میانسال به قاضی مهاجری گفت: باور
افزایش 400 درصدی حقوق مسئولان در دولت یازدهم
به انقلاب و خط امام(ره) قرار گرفت. با گذر زمان و برجسته شدن اختلاف ها و سلیقه ها در شیوه اداره کشور و برنامه ریزی خصوصاً در حوزه هایی چون اقتصاد، در درون جریان مذهبی – انقلابی، دو جناح چپ و راست شکل گرفت. در ادامه این جناح بندی، دسته بندی های جدیدی با عناوین چهارگانه چپ سنتی و چپ مدرن، راست سنتی و راست مدرن از سوی برخی از افراد مطرح شد و این عناوین وارد بحث جریان شناسی ایران بعد از
سرنوشت ساواک پس از پیروزی انقلاب چه شد؟
او رایزنیهایی کرده بودند و او سپهبد ناصر مقدم آخرین رئیس ساواک را برای تصدی سازمان جدید معرفی کرده بود. در اسناد سفارت امریکا در تهران نیز به گزارشی از جاسوسان این سفارت اشاره شده که در جریان تلاش دولت بازرگان برای تشکیل دستگاه اطلاعاتی و امنیتی جدیدی تحت عنوان ساواما مورد مشورت قرار گرفته بودند. البته ابراهیم یزدی از اعضای کابینه بازرگان اخبار مربوط به ارتباط بازرگان با سپهبد ناصر مقدم پس از
گره در پرونده قتل زن آمریکایی در تهران
مشخص نبودن همه اولیای دم و مسیحی بودن مادر مقتول دلایلی بود که به خاطر آن هیأت قضات رسیدگی به پرونده زن آمریکایی که توسط دو جوان ایرانی به قتل رسیده است، را به تعویق انداختند. به گزارش شرق ، این زن که ماری نام دارد، پنج سال قبل در تهران به قتل رسید و تحقیقات پلیس با شکایت شوهرش به جریان افتاد. این مرد به مأموران گفت: همسرم به ایران سفر کرده بود و آن طورکه همسایه ها گفته اند
شناسایی شهیدحرم از روی انگشترهایش
خواستند زندگی تازه شان را بچینند: علی آقا خیلی اهل تفریح بود. 7 ماه نامزد بودیم و باهم تمام تهران را گشتیم. مثل همه زن و شوهرها پارک، سینما و تئاتر می رفتیم. زیارت ها و سیاحت هایمان همه سرجایش بود. یک بار باهم رفتیم پارک بعد تصمیم گرفتیم ناهار را بیرون بخوریم. می دانید که شرط بندی بین زن و شوهر حلال است. باهم سر موضوعی شرط بستیم و قرار شد اگر من باختم پول ناهار را حساب کنم. وقتی شرط را باختم اصلاً
قاتل در بیمارستان محاکمه در دادگاه
در شعبه دوم دادگاه کیفری شماره یک استان تهران برگزار شد. نماینده دادستان تهران ابتدا برای هیئت قضایی توضیح داد که وکیل متهم در جلسه رسیدگی حاضر می شود و از اتهام موکل خود دفاع خواهد کرد. وکیل متهم وقتی در جایگاه قرار گرفت، گفت موکل من به علت بدگمانی به رفتار همسرش دست به قتل زده است. از آنجا که وی موفق به جلب رضایت اولیای دم شده است، برای وی درخواست گذشت دارم. هیئت قضایی بعد از ختم جلسه وارد شور شد و متهم را به سه سال حبس با احتساب ایام بازداشت محکوم کرد.
نگاه نو به اقلیتهای مذهبی در دولت یازدهم
، شهرداری ادامه کار را متوقف و اساساً ساختمان را تعطیل کرد. به شهرداری مراجعه کردیم، گفتند چون نام دین شما در قانون اساسی نیامده است. گفتیم ساختمان سازی ربطی به قانون اساسی ندارد، این حتی مدرسه هم نیست. دکتر نمرود: اصول مختلفی از قانون اساسی تأیید می کند که یک اقلیت دینی، حقوق مشابهی با افراد مسلمان دارد. این اصول در دیدگاه های مقام های ارشد نظام جمهوری اسلامی نیز تبلور یافته است
زنم را کتک زدم روی تخت خواب افتاد و دیگر بلند نشد
وقتی مطمئن شدم که مرده است. همان جا بود که دست به خودکشی زدم اما مادر زنم و مأموران پلیس سر رسیدند و من را در حال اغما به بیمارستان رساندند. حالا هم بشدت پشیمانم. پدر زن این مرد برای او تقاضای قصاص کرد ولی مادر قربانی از قصاص گذشت. به این ترتیب، پرونده جنایت خانوادگی با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا محاکمه متهم به قتل آغاز شود. اخبار تکنولوژی ، اخبار جدید
زن آمریکایی در تهران قربانی سرقت شد
دیگر متوجه نشوند او را خفه کردم. قضات دادگاه پس از رسیدگی به پرونده و اثبات مسلمان بودن مقتول، شاهین را به قصاص محکوم کردند. هومن هم به اتهام معاونت در قتل به زندان محکوم شد. پرونده سپس به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی کشور خواستار بررسی درخواست مادر ترسا در پرونده قتل دختر شدند. دیروز قرار بود متهمان باردیگر پای میز محاکمه قرار گیرند که مشخص شد مادر ترسا فوت کرده است. به همین خاطر دادگاه با توقف رسیدگی به پرونده از وزارت امورخارجه خواست با سفارت سوئیس مکاتبه کند تا ورثه های مادر ترسا شناسایی شود. پس از شناسایی ورثه مقتول، جلسه رسیدگی به پرونده برگزار می شود. ...
دادگاه، زن امریکایی را برای شرکت در محاکمه عاملان قتل دخترش به تهران فراخواند
جنایی تهران، مأموران پلیس آگاهی تحقیق برای کشف ردی از زن ناپدید شده را آغاز کردند. آنها در ادامه تجسس ها دریافتند در زمان ناپدید شدن این زن، کارت سوخت خودرو اش مورد استفاده قرار گرفته است. با این سرنخ کارآگاهان به بررسی تصاویر دوربین های مداربسته جایگاه سوخت پرداخته و موفق شدند دو مرد جوان را سوار بر خودروی زن گمشده شناسایی کنند. به این ترتیب هویت دو جوان به نام های اکبر – 21 ساله و سیامک
مهناز افشار: بازی مشایی را خوردیم!
منتشر می کنند، نام درست او را نمی دانند و در متن خبرهای دروغین شان از نام و تصویر اشتباه استفاده می کنند و مردم را گمراه می کنند. بعد ادعا دارند خبرهای شان موثق است. از این خیالپردازان می خواهم ظرف یک هفته اگر مدرکی دارند منتشر کنند تا من نیز آگاه و همراه آنها شوم وگرنه پس از یک هفته بدون هیچ شوخی و مدارایی این بار سکوت نخواهم کرد و هر خبر کذب و دروغی را تا حکم نهایی دادگاه دنبال و اعاده حیثیت
پای جناب خان به سینما باز شد
به گزارش جام جم سیما ، رامبد جوان در حال نگارش فیلمنامه ای درباره ماجرا های خودش و جناب خان است. جوان گفت: این اثر موقعیت درخشانی در درام و شخصیت پردازی است. وی افزود: این اثر در جهان امروز از آن قصه ها خواهد شد که می تواند تکان دهنده باشد، چون همه چیز در آن وجود دارد. داعش می آید وسط، بحث جنگ می آید وسط، صلح هم هست. در کل ابعاد خیلی جذابیت دارد. تاریخ پیش تولید این اثر هنوز مشخص نیست. منبع : خبرگزاری صدا و سیما
بازیگری را دوست ندارم ، گاهی برای پول بازی می کنم/ برای برخی بازیهایم اشک تاسف می ریزم
به گزارش جام جم سیما ، خودش می گوید هیچ وقت بازیگری انتخابش نبوده اما اگر حضور در این عرصه را انتخاب نمی کرد، مورد قضاوت دیگران قرار می گرفت. ممکن است نرسیدن مصفا به آرزویش یعنی نقاشی برای خودش دردناک باشد، اما بی تردید برای ما خوشایند است که بازیگری را ادامه می دهد. تلاش او برای دیده نشدن و اغراق نکردن در نقش هایش، قابل ستایش است. علی مصفا با وجود درونگرا و خجالتی بودن، در بازیگری رهایی دارد. او خود واقعی اش را به مخاطب عرضه می کند و این اتفاق نادری در سینمای ایران است. مصفا حالا در آستانه 50 سالگی است. او با تمام فشارها و خودخوری هایی که بعد از پذیرفتن هر نقش داشته است، این روزها فیلم مرگ ماهی به کارگردانی روح الله حجازی را روی پرده و دو فیلم در نوبت اکران دارد. گفت وگوی ما با او درباره بازیگری است، کاری که معمولا ترجیح می دهد تجربه اش نکند. بعد از بازی در فیلم در دنیای تو ساعت چند است گفته بودید دیگر سراغ بازیگری نمی روم اما در جشنواره سی و چهارم فجر سه فیلم داشتید و بعد از آن هم در یکی، دو فیلم بازی کردید. چه اتفاقی افتاد. دوباره رفتید سراغ بازیگری؟ من از فیلم پری به بعد مدام می گویم دیگر در فیلمی بازی نمی کنم اما نمی دانم چه اتفاقی می افتد که تن می دهم. سعی ام این است که بازی نکنم اما در شرایطی قرار می گیرم که به ناچار این کار را انجام می دهم. نمی دانم؛ دوست ندارم، اما پیش می آید. بازیگری خوشایندم نیست. چه کاری خوشایندتان است؟ هنوز نفهمیدم (می خندد) خوشایندم خیلی چیزها است اما نمی توانم بگویم. در حوزه هنر چه فعالیتی برای تان مطلوب است؟ خیلی دلم می خواست نویسنده بودم. می نشستم قصه می نوشتم. یا مثلا نقاش بودم و می نشستم به نقاشی کشیدن. کارهایی که نشسته انجام می شوند مورد علاقه ام است. کلا آدم راحت طلبی هستم. شما اگر در خانواده ای هنری به دنیا نمی آمدید باز هم سمت هنر می رفتید؟ شاید این طوری برایم بهتر هم بود و هنر را جدی تر دنبال می کردم. پیگیرتر بودم و به نتیجه مناسب تری می رسیدم. من در فعالیت های هنری خیلی آدم تنبلی بودم و اگر کاری کردم به خاطر شرایطی بوده که مجبورم کرده آن کار را انجام دهم. کم پیش آمده که خودم بخواهم کاری بکنم و اگر هم این اتفاق افتاده، پروسه انجام آن کار خیلی طول کشیده است. تا الان این طوری رفتار کردم اما از حالا به بعد نمی دانم چه اتفاقی بیفتد. ظاهرا رابطه تان با کارگردان های جوان خوب است. کارگردان هایی که خیلی در حوزه سینما چرخ نزده اند. کار کردن با جوان ها جذاب است یا یک فیلمنامه خوب؟ در درجه اول فیلمنامه برایم مهم است. اما همین که کسی می خواهد کار اولش را کلید بزند، برایم با ارزش است. البته سختی کار اول کارگردان ها کم کم از بین رفته است. یک زمانی کار اول یک قداستی داشت و آدم احساس می کرد باید کمک کند تا کار به نتیجه برسد چون آن جوان کار سختی در پیش داشت. در واقع شرایط فیلم ساختن برای کارگردان های اول سخت فراهم می شد. اما حالا بعد از آمدن صنعت دیجیتال و حجم زیاد تولید، شکل این ماجرا تغییر کرده است. فقط به خاطر صنعت دیجیتال این اتفاق افتاده است؟ نه فقط این نیست. نسل کارگردان ها هم عوض شده و اتفاقات خوبی افتاده است. اما به طور کلی آن زمان که من می خواستم فیلم اولم را بسازم ساخت فیلم مثل یک مجاهدت کبری بود. الان همه چیز خیلی راحت تر برای جوان ها فراهم می شود و کارگردانی هم دست یافتنی تر شده است. شما در زمینه بازیگری آدم راحتی هستید؟ نه خیلی ناراحتم و همه چیز برایم سخت است. یک بخشی از این ناراحتی در بازی های تان مشخص است. از کجا مشخص است؟ شما آدم ماخوذ به حیایی هستید... خیلی خیلی خجالتی ام. اگر در فیلمی قرار باشد نقش یک شخصیت سرکش را بازی کنید، که کمتر پیش آمده، باز هم کم رویی را می شود در آن شخصیت پیدا کرد. این ویژگی تان باعث شده نقشی را نپذیرید؟ اصلا سعی می کنم فیلمنامه هایی که شخصیت متضاد با خودم از من می خواهند قبول نکنم. حتی اگر فیلمنامه خیلی خوبی باشد؟ من اصولا اول از همه نگاه می کنم چقدر از عهده نقشی که در فیلمنامه قرار است بازی کنم برمی آیم و آیا می توانم چیزهایی را در آن نقش به نفع خودم تغییر بدهم. اگر نقش مطابق شخصیتم نباشد معمولا عذرخواهی می کنم، اما مواردی هم بوده که به دام افتادم. خودم این تصور غلط را داشتم که می توانم نقش را تغییر بدهم یا اینکه بنا به شرایطی بازی در فیلم را پذیرفتم. سر چه فیلم هایی این اتفاق افتاده؟ مثلا برج مینو . در نهایت از نتیجه کار راضی بودید یا فکر کردید اگر بازی نمی کردید، بهتر بود؟ کلا بعد از بازی در هر فیلمی فکر می کنم اگر بازی نمی کردم بهتر بود. این در مورد تمام کارهایم عمومیت دارد. اما در برج مینو مطمئن بودم بازی در این نقش اشتباه است اما خودم را در اختیار قرار دادم. چرا این کار را کردید؟ چون همیشه با مخالفت از سمت طیفی از سینماگران مواجه می شدم که در مورد بازیگری اشتباه فکر می کنم. آنها می گفتند بازیگری آن طور نیست که تو آن را می بینی. بازیگری یک ...
رقابتی پرهیاهو بین خانواده های با حال / گروه بنفشه خواه و پرور هم به مرحله بعد رفتند
به گزارش جام جم سیما ، مسابقه خانواده باحال خندوانه در چهارمین شب خود این بار با ورود خانواده های برزو ارجمند و بهرام عظیمی شروع شد. بعد از این ورود گروهی، پانتومیم ابتدایی مسابقه اجرا و تیم ارجمند برنده آن شد. در همین بین پس از یک رفت و آمد مختصر رامبد جوان طی اعلام تعداد رأی های گروه های شرکت کننده اعلام کرد که خانواده های سوسن پرور، فاطمه گودرزی و رضا بنفشه خواه تا الان به مرحله بعد
نگاهی به کارنامه نفوذی های سیاسی پس از انقلاب
دوستانش یعنی مجاهدین خلق (کسانی که بعد ها منافق لقب گرفتند) انجام داد. به گونه ای که لیدر اصلی آن ها یعنی مسعود رجوی را در نزدیک ترین رده به خود قرار داد و گناه حمایت از منافقین تا ابد بر پیشانی ابوالحسن بنی صدر ثبت شد. بنی صدر 78 ساله، پس از فراری که با هیبت زنانه از ایران انجام داد به فرانسه رفت و تا همین امروز نیز در آنجا مانده است. او سال هاست که تحت حفاظت کشور فرانسه است. فرار جنجالی
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
دوستانم کمک کرد. جمعاً چند نفر بودید؟ فکر میکنم 34 نفر بودیم. آنجا در بازجویی، ابتدا ما را محکوم کردند، بعد رفتیم ضمانت دادیم و از زندان در آمدیم، اما تازه مشکل شروع شده بود. چهار سال تمام، مرتب ما را به شهرانی مشهد میبردند و میآوردند، چون دادگاه تشکیل نمیشد. البته این کار آنها عمدی بود. بنا داشتند ما را اذیت کنند. به همین خاطر من در آن سالها گاه بیکار بودم و کار ثابتی نداشتم و هر
پدری که برای بخشش قاتل پسرش با خانواده درگیر شد
خانواده اش را در جریان ماجرا قرار می دهد و به این ترتیب مأموران اداره آگاهی محل از ماجرای قتل مطلع می شوند. تصمیم سبز روز موعود فرا رسید و قرار شد من و همسرم با قاتل فرزندمان رو به رو شویم. تصمیم راسخ گرفته بودیم تا با قصاص قاتل فرزندمان او را به سزای عمل خود برسانیم. در همین افکار بودیم که در باز شد و حمید وارد اتاق شد و اتفاق عجیبی افتاد. در آن لحظه به چشمان حمید خیره شدم و بی