سایر خبرها
مدافع حرمی که جنسش جور شد+تصاویر
به هم رسیدیم و فصل جدیدی از زندگی مشترکمان را شروع کردیم. زهرا رضوان خواه همسر شهید مدافع حرم فرهاد خوشه بر ، امروز نگاهی مختصر از همسر مدافع حرمش برای مخاطبان فرهیخته مشرق دارد. فرهاد خوشه بر در اوایل دهه شصت در لنگرود خوش آب و هوا برای چند صباحی زیبا زندگی کردن پا به این دنیا گذاشت. هوای گرم مرداد ماه سال 87 همسفری برای ادامه راهش انتخاب کرد ، که حاصل این وصلت زیبا و نورانی
بهرام رادان؛ ستاره جسور دو دهه اخیر سینمای ایران
که مقابل ما در ویترین دفترتان می درخشند؟ در متنی که هیات داوران برای سیمرغ اولم نوشتند، آمده بود: به دلیل تلاش و فعالیت در چهار اثر سربازهای جمعه ، ننه گیلانه ، شمعی در باد و گاوخونی ، برای بازی در شمعی در باد اهدا می شود. آن سال در کارنامه کاری من مهم بود چون قبل از آن به عنوان یک بازیگر از سینمای دختر- پسری مطرح بودم که البته این به اصطلاح ژانر، تازه ساخته شده بود و نوعی طعنه بود. به
قتل هولناک درپی پیشنهاد بی شرمانه
ای داشتیم و مدت ها با هم رفت وآمد داشتیم من او را به خانه خودم دعوت کرده بودم اما به من تهمت زد و گفت چکش را سرقت کرده ام. حرفش را قبول نکردم و همین باعث اختلاف ما شد. روز حادثه از او خواستم تا جایی قرار بگذاریم و با هم درباره اختلافمان صحبت کنیم. وقتی در محل قرار حاضر شد توضیح دادم چک دست من نیست و او حق ندارد دیگر من را متهم کند و باید شکایتش را پس بگیرد و موضوع را تمام کند، اما او
گفتگوی خواندنی با فحاشان شبکه های مجازی
همین موضوع بود که تصمیم گرفتیم در اقدامی از نوع دیگر این بار پای حرف های فحاشان اینترنتی بنشینیم و 13 فحاش مخاطب این شب زنده داری ها و پرسش ها بودند. با بلاک پاسخ دادند در اولین اقدام بود که در ساعات آغازین شب برای کاربری که جنسیتش مشخص نبود پیام فرستادم؛ به نظرخانم بود ،اما همین که خواستم بپرسم که چرا در صفحه شخصی برخی از بازیگران فحاشی کرده ، جوابی جز الفاظ رکیک و زننده نداد
کشیک قلب را با وسواس سینمایی ساختم
حسین مهکام که کارگردانی تلویزیون را برای اولین بار با مینی سریال کشیک قلب ویژه شب های قدر ماه مبارک رمضان تجربه کرده است در این باره به خبرنگارمهر گفت: بعد از اینکه آزادی مشروط ساخته شد پاییز سال گذشته در تدارک تولید دومین فیلم سینمایی بودم که ناگهان سرمایه گذار از ادامه کار منصرف شد و من و تهیه کننده که از دوستان بنده است تصمیم گرفتیم به خواست خدا آن پروژه را به امسال موکول کنیم. وی
دیگر نمی خواهم محیط بان باشم/ کسی که شکار بزند خیر نمی بیند
جمعیت حیوانات تاسف می خورد و می گوید آنجایی که تحت حفاظت من بود، بر اساس آمار سال 1377، حدود 1400 حیوان داشت و الان کل روستای میمند 600 حیوان دارد. اول شکارچی بودم/ سه تا از بچه هایم مردند خالدی در ادامه صحبت هایش پرده از رازی شخصی بر می دارد و می گوید: خود من اول شکارچی بودم و بعد به محیط زیست آمدم. سه تا از بچه های من، دو دختر و یک پسرم، مردند. اصلاً سابقه نداشته کسانی که شکار
جلالی هم عربده می کشید اما منعکس نمی شد!
نکرده بودم. عضو هیأت علمی رسمی و دانشیار پایه 26 دانشگاه تربیت مدرس هستم. سر کلاس می روم. در سر کلاس هم با دانشجویان چالش و بحثی دارید؟ اگر بپرسند جواب شان را می دهم. از این مشکلاتی که در مجلس داشتید در دانشگاه ندارید؟ نه هیچ دانشجویی در این 12 سال با وجود اینکه ممکن بود ذائقه سیاسی من را هم نپسندند، نبود که من را نپسندند. من دانشجویان زیادی داشتم که
اگر نامزد ریاست جمهوری هم بودم به نفع کسی کنار نمی رفتم/برگزاری سخنرانی همه نامزدها در یک روز کار ...
، البته در شش ماه ابتدایی سال برنامه ای برای حضور در کار زار انتخابات نداشتم. اما با وجود بررسی ها و مذاکراتی که با دوستان خودم در این خصوص داشتم و با توجه به چالش ها و معضلاتی که در شهرستان های بویر احمد و دنا وجود داشت، و توانایی که در خود برای حل این مشکلات می دیدم پا به عرصه انتخابات گذاشتم که متاسفانه شکست خوردم ، البته شکست که نمی توان گفت چرا که در اصل توفیقی بود که برای خدمت به
آغاز سرفه های خونی با یک سفر/ طالب زاده: تا مدت ها هم نمی دانستم علت حال بدم چیست
خونی شده اید. طالب زاده: خلاصه اش این است. یک سال و نیم پیش به گروهی از لبنان برای راهپیمایی اربعین به عراق رفتم. که چمدان من را از هتلی که در نجف بودم از میان صد ها چمدان برداشتند و 5 الی 6 روز بعد در کربلا نصفه شب تحویلم دادند. لپ تاپ من را خالی و بررسی های کامل را انجام داده بودند. از همان روز که چمدان را تحویل گرفتم حالم بد شد اما متوجه این ماجرا نبودم. *اطلاعات لپ تاپم
شهدایی که ساواک شبانه آنها را دفن کرد+عکس
شده بودند... تصمیم گرفتند که موتلفه اسلامی به دو بخش تبلیغاتی سیاسی و به تعبیر آن روز حاد تقسیم شود. شورای مرکزی در قالب بخش سیاسی کار خودش را انجام دهد و بخش جدید در داخل خود انتخابات داشته باشد. شهید هاشم امانی، حاج ابوالفضل حاج حیدری، شهید صادق امانی، شهید مهدی عراقی، خودم و چند تن دیگر بدون ارتباط با بخش سیاسی تبلیغاتی در بخش مسلحانه قرار گرفتیم... بالاخره در دی ماه تصمیم گرفته شد در مرحله اول
بانویی که زندگی را عاشقانه ساخت
می گرفت. وای برمن! من دقیقاً در روزهایی که مغازه محمد آتش گرفته بود و تمام سرمایه اش را از دست داده بود و در بدترین شرایط هیچ وقت همدم و یاورش نبودم . بیشتر آزارش دادم تا اینکه غمی از دلش بردارم. بغضی گلویم را گرفته است. خودم را جمع جور می کنم و ادامه می دهم پیامبر از ثروت خدیجه اسیر آزاد می کرد و قرض بدهکاران را پرداخت می کرد. پیشامدی نبود که پیامبر یه سرمایه ای نیاز داشته باشد و خدیجه
ناگفته های شیرزنان هشت سال دفاع مقدس
کرد و ادامه می دهد: بانوان فعال در این بخش پشتیبانی زمان مواجه با این موضوع، اندام به جا مانده رزمندگان را غسل می دادند و تحویل مسئولان داده تا برای خاکسپاری آنها اقدام می کردند. زهرا هم در این باره می گوید: پسر بزرگم 15 سال داشت و اجازه رفتن به جبهه را به او نمی دادند و من علاقه مند بودم که او به جبهه برو اما چون خود و فرزندانم نمی توانستیم به طور مستقیم در جبهه حضور یابیم در پشت جبهه خون
ما با بقیه هیچ تفاوتی نداریم
مانند یک دوست. باز صدای خنده دختران فضای اتاق را پر می کند. من نیز با آنها می خندم. شما به عنوان مهمان برای ما عزیز هستید، اما برای مصاحبه نه! ترجیح می دهم همه چیز روال عادی خودش را طی کند. با هم بحث های فلسفی می کنیم درباره قسمت و شانس و از این حرف ها و آنها آنقدر معلوماتشان بالاست که این چالش گفتمانی را به خوبی هدایت می کنند.از اینکه به مرکز پسران رفته ام برای آنها می گویم. بچه که نیستیم که با یک
پسر هندی در دام 2 زورگیر خشن تهرانی
مادرم از یکدیگر جدا شدند و من همیشه روی پای خودم ایستادم. از مدتی قبل شنیدم که در تهران کار فراوان است و من می توانم حقوق میلیونی بگیرم و دوساله بار خودم را ببندم. همین شد که یک هفته پیش راهی تهران شدم.حدود 4میلیون هم پس اندازم بود که با خودم آوردم. برای شروع به پانسیون رفتم و در جست وجوی کار مناسب بودم اما هر جا می رفتم حقوقش زیر یک میلیون تومان بود. درصورتی که همه به من گفتند تهران کار زیاد است و
چرا به حوزه آمده ایم؟/ بعضی ها را خدا خود انتخاب می کند
پایین صندلی نشسته بودم و خودم را به پای امام چسبانده بودم. چسبیده بودم به پای حضرت. همان در خواب بهشان گفتم آقا من را دوست ندارید؟ فرمودند چطور من دوستت ندارم! در حالی که خود من چندین سال است عهده دار تربیتت هستم. خب این ها را هم داریم که امام به یکی می گویند من چند سال است تربیتت می کنم، بزرگت می کنم. خیلی هم دوستت دارم؛ دوستت نمی داشتم که تربیتت نمی کردم! پس این همان جمله ی آیه قرآن است: لتصنع علی
نمی خواهم قهرمان نقش جهان باشم
رسیدن به سطح ایده آل فاصله داریم. زمانی که از محیط دانشگاهی به محیط ورزش آمدید، فکر می کردید وارد چنین فضای پرتنشی شوید؟ پیش از مدیر کلی، سابقه اجرایی در حوزه ورزش داشتید؟ در مورد سابقه اجرایی باید بگویم که چند سال معاون دانشکده تربیت بدنی و مدتی هم مدیر تریت بدنی دانشگاه اصفهان بودم. به مدت سه سال نیز مسوولیت هیات ورزش های دانشگاهی را داشتم. فدراسیون ورزش دانشگاهی تنها فدراسیونی
2 دقیقه برای قتل سعید کافی بود
داد. وقتی از ماشین پیاده شدم سراغ سعید رفتم. با هم دست به یقه شدیم. او روی زمین افتاد و من با چاقو به پا و پهلویش زدم. حسن هم با حمید و یک نفر دیگر دعوایش شد. وقتی سعید خونریزی کرد، فرار کردیم. حسن، سامان و رحیم هم پس از مهدی بازجویی شدند؛ هر سه کمتر از 22 سال سن داشتند و آن روز نقشی در نزاع منجر به قتل ایفا کردند: حسن با قمه با دو نفر درگیر شد، سامان با چوب دم در ایستاد تا سعید و دو
لاریجانی قول بررسی داد/هاشم زائی: هم برای خودم و هم برای مجلس متأسفم
علنی دیروز، حمیده زرآبادی، نماینده مردم قزوین، در تذکری خطاب به لاریجانی درباره نحوه تعیین اعضای کمیسیون های تخصصی گفت: متأسفانه کمیسیون های تخصصی با وجود عنوان آن به صورت سلیقه ای انتخاب شدند . لاریجانی هم مانند مطهری که روز دوشنبه ایراد را متوجه آیین نامه دانسته بود، در پاسخ به این تذکر نماینده قزوین گفت: آیین نامه دراین باره مقداری گردنویسی دارد، البته در هر دوره چنین مشکلی وجود داشته و از آنجا
جویس هنوز به دابلین بازنگشته است
وقایع اولیس - برنامه هایی را تدارک می بینند. به کافه ها، محلات و مکان هایی که در اولیس به آنها اشاره شده می روند و جویس خوانی می کنند. نسبت به این مراسم کنجکاو شدم. می خواستم از نحوه برگزاری این روز بیشتر بدانم. می خواستم بدانم از کی و چگونه این مراسم را برگزار می کنند. بالاخره یکی، دو سال گذشت و من هم با خودم گفتم که خوب است درخواست ویزا کنم و از نزدیک ماجرا را ببینم. معلوم شد که ایرلند در ایران
احمدی نژاد به پرونده های درجه یک وزارت اطلاعات دست پیدا کرده بود
. محمود احمدی نژاد روز سوم مرداد، اژه ای را از وزارت اطلاعات برکنار کرد و تا اواسط شهریور که رأی اعتماد به کابینه دولت دهم به پایان رسید و مصلحی رسما وزارت اطلاعات را برعهده گرفت، خود احمدی نژاد به عنوان سرپرست، این وزارتخانه را اداره می کرد. نکته تأمل برانگیز اینکه وقتی دو سال بعد او خواست بعد از برکناری میرکاظمی، برای سه ماه به عنوان سرپرست، وزارت نفت را اداره کند، مجلس این کار را غیرقانونی دانست
درخواست آزادی قاتل به دلیل شناسایی نشدن خانواده مقتول
قانونی انتقال یافت. متهم در بازجویی ها به پلیس گفت: من و بهنام سال ها بود که اعتیاد داشتیم. یک روز به خودم آمدم و دیدم دارم نابود می شوم و همه اعضای خانواده ام را هم نابود می کنم. خانواده ام به خاطر من خیلی در عذاب بودند. به همین خاطر تصمیم گرفتم از مواد دل بکنم به کمپ ترک اعتیاد رفتم و مواد را ترک کردم. مدت ها بود که پاک بودم و دیگر به سمت مواد نمی رفتم و زندگی خیلی خوبی داشتم. تصمیم گرفتم
ستاره اسکندری: از مرگ می ترسم
سریال به عنوان کارگردان جوان خوش ذوق مطرح است. این ترکیب، مرا برای کار ترغیب کرد، ضمن این که من چند سالی در تلویزیون کار نکرده بودم و دوست داشتم بعد از چند سال وقفه با یک گروه حرفه ای دوباره روی آنتن بیایم که این اتفاق افتاد. به هر حال من هم در میانسالی هستم که یا باید جوان تر از خودم را بازی کنم یا پیرتر، ضمن این که بعد از دندون طلا که نقش یک دختر کولی را بازی کرده بودم و بسیار هم سخت و
پاتوق هایی برای دودکردن زندگی
می خندند یکی در میان افتاده؛ ولی ظاهرشان از دسته اول تمیزتر و مرتب تر است، حتی به خودشان عطر می زنند! و اما دسته سوم که در شوک این آدم ها مانده ام. اگر آنها را در خیابان و کافه و رستوران و... ببینم اصلاً باور نمی کنم که اعتیاد داشته باشند و به چنین پاتوق هایی سر بزنند. سر و وضع و چهره شان به هیچ عنوان نشان نمی دهد که چیزی مصرف می کنند. جایی برای نشستن نیست. چند نفر آجر و کارتن می
اگر حریفان خوبی داشتم، الان سهمیه را گرفته بودم/ المپیک رفتن آرزویم نیست
حالا رفتن به المپیک آرزویم نیست، دوست دارم با حضور در ریو نتیجه ای که سال ها می خواستم را بگیرم. من در 4 مسابقه ای که امسال دادم اول شدم، اما حریفان خوبی نداشتم، شاید اگر در مسابقات بهتری شرکت می کردم، زودتر از این سهمیه را می گرفتم، اما منیجر خوبی برای فراهم کردن مسابقات نداشتم. وی عنوان کرد: باید در قزاقستان کار را تمام کنم، چون اگر این اتفاق نیفتد در تهران شانسی برای کسب سهمیه وجود نخواهد داشت. انتهای پیام/ک
به خاطر استرس المپیک دو روز بستری شدم/از تختی دستان بزرگش را در یاد دارم
شمار می رود. شاید قدمت این رشته از زمانی که من شروع کردم 3-4 سال بیشتر نمی گذشت. فارس: در خاطرتان هست روز المپیک جو سالن چطور بود؟ من خیلی مورد توجه عکاسان و خبرنگاران بودم. روز مسابقه من مهندس والا رئیس فدراسیون هم به خاطر دلگرمی من در سالن حضور داشت. یک خانمی به عنوان سرپرست کاروان دختران بود که روز مسابقه هم در سالن حضور داشت. کادوهای زیادی را از پیرزن های ژاپنی گرفتم و
گفت و گو با اولین بانوی ایرانی فاتح اورست و لوتسه
هم اورست و هم لوتسه را همزمان و خیلی زودتر از کوهنوردان با تجربه ی دیگر صعود کردم. من اولین بانو در جهان بودم که این دو قله را در یک فصل و در یک هفته صعود کرد. در سال 91 هم توانستم به عنوان اولین نفر بین صعودکنندگان به قله اورست برسم. این افتخار بزرگی بود و در آن زمان همه ی خبرگزاری ها رکورد من را اعلام کردند، ولی در ایران برای دانستن صحت این موضوع استعلام گرفتند که مطمئن شوند واقعا صعود کرده ام یا
ماجرای خونین خواهر و برادری که همدیگر را در پارتی شبانه دیدند
میدان جنگ تمام عیار تبدیل شد. او که کار و باری نداشته و تمام روز بیکار بود، هرروزمن را با خود به دانشگاه برده و گاهی ساعت ها منتظر می ماند تا کلاس هایم تمام شده و با هم به خانه بازگردیم. بارها سرزده به خانه دوستان و همکلاسی هایم آمده و با فحش، داد و کتک باعث تحقیر من در برابر دیدگان آنها می شد. من که توانایی هایم را شناخته بودم، نمی خواستم که دیگر تحت هیچ شرایطی همچون گذشته تحت کنترل و
رحمانی: شماره 7 وظیفه ام و توقعات را دو برابر می کند
پول را ملاک انتخاب تیمم قرار دهم به قطر می رفتم چون پیشنهادات مالی خیلی خوبی داشتم اما به خاطر پیراهن استقلال قید پول را زدم و آبی پوش شدم. * همین را می خواستم بپرسم. بالاخره طلسم استقلالی شدنت شکست. چه احساسی داری؟ استقلال از بچگی تیم محبوب و موردعلاقه ام بوده است. این را همه می دانند و نیازی ندارم که با این حرفها بخواهم خودم را در دل هواداران جا کنم. من از ته قلبم و با
محاکمه اعدامیان بلاتکلیف از جنبه عمومی جرم
مرد بی نتیجه ماند و او به خاطر شدت خونریزی جان سپرد. به این ترتیب تلاش برای ردیابی عامل جنایت آغاز شده بود که بهرام به اداره آگاهی رفت و تسلیم پلیس شد. جدال دو معتاد به خاطر ترک مواد او در بازجویی ها گفت: چند سالی بود که به دام اعتیاد افتاده بودم. خودم هم از زندگی ای که داشتم خسته شده بودم که به پیشنهاد دوستان و خانواده ام به یک کمپ ترک اعتیاد رفتم و مواد مخدر را کنار گذاشتم
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/ هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوریم + ...
سوریه بفرست پول هم می دهیم پرورش یافته این مکتب جماعتی هستند که من خودم تا 5-4 سال پیش بریده بودم و احساس می کردم دیگر تمام است و فکر کردم انحراف آن قدر ریشه گرفته که دیگر نمی توانیم مسیر را ادامه دهیم، ولی جریانات جدید و مدل رویشی ها را دیدم، که مثلا روزی 100 نفر به من مراجعه می کنند که ما را به سوریه بفرست و پول هم می دهیم، همه آنها هم می دانند که اگر بروند، دو هفته دیگر شکلات پیچ