پایان دادن به جنگ های بی پایان نئومحافظه کاران عمل کرد. شاید مهم ترین تفاوت در سیاست ترامپ این بود که برخلاف کلینتون در سومالی و اوباما و بوش در دیگر مناطق، هیچ جنگ جدیدی را در منطقه آغاز نکرد. توافق دوحه با طالبان راهی برای خروج ایالات متحده از افغانستان فراهم آورد، اگرچه اجرای آن با برخی ضعف ها از سوی دولت بایدن همراه بود. در همین حال، پیمان ابراهیم، مجموعه ای از توافق نامه های عادی سازی
. در دوره بایدن اما پاسخگویی دموکراتیک ایالات متحده اندکی افزایش یافت. آنچه در دوران دولت بایدن قابل توجه بود، تلاش برای تقویت ظرفیت ایالتی ایالات متحده، مانند سرمایه گذاری های زیرساختی و بهبود سیستم جمع آوری مالیات در قانون کاهش تورم بود. با این حال، این موارد منجر به معکوس کردن زیان های قبلی نزدیک نشد و ممکن است اثرات این اقدامات برای چندین سال ادامه داشته باشد و تازه موارد بهبود یافته
هستند. این رسانه آمریکایی با ارائه شواهد و وقایع تاریخی برای این استدلال خود می نویسد: تهاجم سال 2003 به عراق به رهبری آمریکا درسی از تکبر و اعتمادبه نفس کاذب را ارائه می دهد. با فروپاشی ارتش عراق و حرکت نیروهای آمریکایی به سمت بغداد، دولت بوش - رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا- این خیال را در سر داشت که سقوط صدام حسین منجر به سرنگونی دولت تهران و دمشق نیز می شود و به اصطلاح دموکراسی های لیبرال
نظامی اسرائیل که باعث ویرانی گسترده به ویژه در روستاهای جنوبی شده، وادار کردن حزب الله و دولت لبنان به پذیرش شرایط اسرائیل برای اصلاح قطعنامه 1701 و تضمین خلع سلاح حزب الله یا حداقل جلوگیری از بازیابی قدرت و حضور آن در مناطق جنوب رود لیطانی است. بازگشت به قطعنامه 1701 زیر فشار نظامی اسرائیل در ماه اوت سال 2006، شورای امنیت سازمان ملل به اتفاق آرا به تصویب قطعنامه 1701 رأی داد