سایر خبرها
سرقت بانک در چهار دقیقه
برداشتند و رفتند. * خیال کردم ترقه بازی است یکی از کسبه محل که مغازه اش روبه روی بانک است به اعتماد می گوید: صدای تیر که آمد مردم فرار کردند. کسی جرات ایستادن در خیابان را نداشت. من در مغازه را بستم و همراه با دوستانم مشغول تماشا شدم. از اینجا همه چیز معلوم بود. کارمندان بانک همگی ترسیده بودند و دست های شان را بالای سرشان گذاشته و دراز کشیده بودند. از بین تمام مشتریانی که در
از توییت جنجالی تا بدل های مرتضی پاشایی
روزی بلند می شود، می رود، شبکه ی نسیم نزد دوستان تلویزیون، می گویند که در دوره ی ده روز نمایشگاه کتاب به ما سرویس هایی بدهید. یک عددی را توافق می کنند 800 میلیون تومان بدهند که شبکه ی نسیم یکسری سرویس به آنها بدهد. در این مجموعه سرویس ها، خندوانه هم قرار می گیرد، کتاب باز هم، برنامه ی مهران هم و یکسری چیزها. از آنجایی که برنامه ی ما این مکانیزم را دارد که تماشاچی می نشیند و تماشاچی هم می تواند با
آزار و اذیت دختر 14 ساله توسط دوستان پسر مورد علاقه اش در پارک غرب تهران
30 فروردین ماه امسال دختر 14 ساله ای همراه پسر مورد علاقه اش در پارکی در منطقه غرب تهران بودند که 2 جوان سوار بر موتور به سمت آنها می روند. یکی از آنها که دوست سعید بود ابتدا از موتور پیاده شده و در ادامه همدستش با گرفتن دستان سعید مانع مقاومتش در برابر خواسته شان می شود و دوست سعید اقدام به آزار و اذیت دختر نوجوان می کند و سپس همدستش به سراغ دختر نوجوان می رود و این در حالی بود که سعید با
تجاوز دو دوست به دختر 14ساله در تهران
بازپرس پرونده قرار گرفت اما وقتی شنید که به اتهام طراحی این ماجرا دستگیر شده است شوکه شد و گفت: روز حادثه من همراه زهره بودم احتمال می دهم دوستانم مرا تعقیب کرده بودند که در بوستان به سراغمان آمدند حتی زمانی که آنها قصد داشتند زهره را هدف آزار و اذیت هایشان قرار دهند من با آنها درگیر شدم ولی زورم به آنها نمی رسید چرا که دو نفر بودند. بنابه این گزارش، بازپرس سیفی با بازداشت این پسر جوان دستور داد تیمی از مأموران پلیس آگاهی تهران برای دستگیری دو متهم اصلی این پرونده وارد عمل شوند تا راز این ماجرای سیاه روشن شود. ...
یک گزارش خواندنی / تلخ اما واقعی زیر پوست همین شهر
ای در بدنم شدم، سونوگرافی و ماموگرافی دادم که گفتند باید تهران بروم. با انجام آزمایشات درتهران قرار بود نتیجه آزمایش را 20 روزه بدهند که بعد از 10 روز زنگ زدند و گفتند که یک روز هم برایم یک روز است و به سرطان بدخیمی مبتلا شده ام و باید به سرعت شیمی درمانی شوم. از آنجا که زن سرپرست خانوار بودم تحت پوشش بهزیستی قرار داشتم و یکی از مددکارهای بهزیستی پولی تهیه کرد تا روند شیمی درمانی شروع
راز قتل زن آمریکایی در تهران
، پرونده در دایره قتل به جریان افتاد. رامین گفت: یک تلفن اشتباه باعث شد با ماری آشنا شوم. شماره را اشتباهی گرفته بودم. او با من قرار گذاشت، وقتی به دیدنش رفتم متوجه شدم زنی میان سال است. اصرار کرد با هم رابطه داشته باشیم. من هم موضوع را به دوستم آرش گفتم. فکر می کردم او زنی ثروتمند است، نقشه کشیدیم و او را به قتل رساندیم. پلیس جسد ماری را در مکانی که دو جوان گفتند پیدا کرد و
جنایت علیه زنان در بیابان های اکبرآباد
استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده قرار گیرد. صبح دیروز در آغاز جلسه رسیدگی به پرونده، چهار شاکی بار دیگر به شرح حادثه پرداختند. یکی از آنها گفت: روز حادثه در کنار خیابان ایستاده بودم و منتظر ماشین بودم که متهم جلویم توقف کرد. فکر کردم مسافرکش است، برای همین سوار ماشینش شدم. مدتی بعد او از مسیر منحرف شد و ناگهان با تهدید چاقو طلاهایم را به سرقت برد. او قصد داشت به من تعرض کند که
سرویس دهی در مشهد با یک قرون
اختیارمان قرار دادند. باغفر عنوان می کند: سازمان اتوبوسرانی پول دریافت می کرد و کم کم به فکر این افتادیم که اتوبوسرانی را بلیطی کنیم و از یک ریالی شروع شد تا امروز که 350 تومان شده است. وی با خنده ای که بیانگر خاطرات گذشته اش است ادامه می دهد: تنها در چند مسیر خط اتوبوس داشتیم که همه آنها به حرم مطهر رضوی ختم می شدند اما امروز خطوط اتوبوسرانی به روستاها نیز افزایش پیدا کرده، به
اگر ملوان این همه پول دارد چرا قرارداد ما را پرداخت نمی کند؟/10 روز از صبح تا شب در باشگاه بودم تا پولم ...
برتر حفظ کردیم ولی متاسفانه آقایان سنگ تمام گذاشتن. حتی زمانی که با تمام مشکلات نایب قهرمان لیگ برتر شدیم حتی یک پیام تبریک روی سایت باشگاه قرار ندادند، برای من که پنج دوره خانم گل شدم پیام تبریک نگذاشتند. مثلا کاپیتان تیم بودم اگر پول نبود حداقل می توانستند احترام و شخصیت قائل شوند، محبت به بازیکن خیلی مهم است ولی متاسفانه چیزی ندیدیم". قمی افزود: " سال گذشته قرارداد من 35 میلیون تومان
قتل با چکش به خاطر یک چک
محل سکونت وی شناسایی و در اقدامی ضربتی دستگیر شد. او ادعا کرد تلفن همراه را از رضا خریده است. در ادامه با مواجهه حضوری تبعه افغان و متهم، سرانجام با وجود دلایل و مستندات موجود، رضا 35 ساله به قتل علی اعتراف کرد. قاتل 35 ساله در اظهاراتش گفت: مقتول صاحبخانه برادرم بود. چندی قبل چک او گم شد و او مدعی بود من چک را برداشته ام. حتی از من شکایت کرده بود. روز حادثه او به منزل ما آمد و با هم به
قتل درپی پیشنهاد بی شرمانه
به مبلغ کمی از سعید خریدم. او به من گفته بود تلفن متعلق به خودش است و در جریان سرقتی بودن آن نبودم. سعید که دید دیگر راهی برای انکار ندارد، اتهام قتل را قبول کرد و گفت: من و امیر رابطه دوستانه ای داشتیم و مدت ها با هم رفت وآمد داشتیم من او را به خانه خودم دعوت کرده بودم اما به من تهمت زد و گفت چکش را سرقت کرده ام. حرفش را قبول نکردم و همین باعث اختلاف ما شد. روز حادثه از او خواستم تا جایی قرار
محیط بانانی که به اعدام محکوم شدند!/ دیگر نمی خواهم محیط بان باشم
شکار زدم. تا اینکه صاحب یک دختر شدم و مرد. یکی دیگر هم آمد اما او هم مرد. یک شب که سه تا حیوان زده بودم خواب دیدم توی ارتفاعاتم و از یک شکاف پیرزن خیلی وحشتناکی می آید و می گوید غلامحسین خالدی کیست؟ گفتم من غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او
علی امینی انقلاب را پیش بینی نکرد/چرا جبهه ملی از علی امینی حمایت نکرد؟
برخی منقولات خواندم که شاه با وزیر دارایی شدن دکتر امینی مخالف بود، ولی در زمان نخست وزیری پدرم ،این امر کاملاً مشخص شده بود بود.خاطرم هست که یک شب به تماشاخانه تهران رفته بودیم و شاه و ملکه هم آمده بودند و در اطراف آنها چند گارد با لباس شخصی ایستاده بودند. مادرم به من که در کنار خانواده سلطنتی بودم اشاره کرد که بیا، خواستم بروم، ولی گارد نگذاشت! مطمئن هستم این گارد اگر حس نمی کرد بین شاه و دکتر
مصائبی که بر این محیط بان گذشته است/برخی محیط بانان خیانت می کنند
شکار زدم. تا اینکه صاحب یک دختر شدم و مرد. یکی دیگر هم آمد اما او هم مرد. یک شب که سه تا حیوان زده بودم خواب دیدم توی ارتفاعاتم و از یک شکاف پیرزن خیلی وحشتناکی می آید و می گوید غلامحسین خالدی کیست؟ گفتم من غلامحسین خالدی هستم گفت با تو کاری ندارم ولی دخترت را می گیرم. چند روز بعد دخترم هم مرد. من دیگر دست کشیدم. حقیقتاً دست کشیدم و دو سال و نیم هم برای محیط زیست کار افتخاری کردم. او با
ماجرای تلخ پسری که داعش دستش را قطع کرد
به گزارش جام جم آنلاین به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم دست این نوجوان سوری حدود 7 ماه قبل توسط یکی از جلادان گروه تروریستی داعش در شهر "الهول" قطع شد. شهر کوچک الهول در استان حسکه در شمال شرقی سوریه قرار دارد. بشار به خبرگزاری فرانسه گفت: وقتی از دیدار برادرم در شهر حسکه باز می گشتم، عناصر داعش در یک ایست و بازرسی من را بازداشت و به سرقت تلفن همراه متهم کردند.
اولین روحانی شهید اصفهان در جنگ تحمیلی را بشناسیم
گوید من در تهران در خانواده مرفه و طاغوتی بزرگ شده ام و نماز بلد نیستم! و از آن روز به تعلیم دادن همرزمش بر می آید و او را به نماز خواندن تشویق می کند و سرانجام هر دوی آنها در یک روز به شهادت می رسند. – یکی از همرزمان شهید تعریف می کرد: هنگام حمله به اشغالگران بعثی در آبادان مجروح شدم و چون جنگ ما به صورت چریکی و در دل دشمن بود، دوستان و همرزمانم پس از زدن ضربه به دشمن به سرعت عقب نشینی
کارگر فروشگاه، سارق اینترنتی از آب در آمد
دستگیری دو نفر سارق اماکن خصوص در شهرستان شیراز و کشف و 23 فقره سرقت از آنها کشف شد. سرهنگ سیروس حیدری، گفت: ماموران کلانتری 22 آزادگان شیراز یک سارق امکن خصوص را دستگیر و برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی معرفی کردند. وی اظهار کرد: در بررسی سوابق متهم مشخص شد وی دارای 3 فقره سابقه کیفری به اتهام سرقت است که در تحقیقات انجام شده از وی همدست این سارق نیز شناسایی و دستگیر شد.
کارگر فروشگاه، سارق اینترنتی از آب در آمد
دستگیری دو نفر سارق اماکن خصوص در شهرستان شیراز و کشف و 23 فقره سرقت از آنها کشف شد. سرهنگ سیروس حیدری، گفت: ماموران کلانتری 22 آزادگان شیراز یک سارق امکن خصوص را دستگیر و برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی معرفی کردند. وی اظهار کرد: در بررسی سوابق متهم مشخص شد وی دارای 3 فقره سابقه کیفری به اتهام سرقت است که در تحقیقات انجام شده از وی همدست این سارق نیز شناسایی و دستگیر شد.
نقش زمان در تطور - فقه -
برخلاف اسلام و فقه سنتی سخن نگفته است! * بعدها که در عرصه ی اجتماع و سیاست قرار گرفتم به منکرات و منهیات و محرمات بیشتری واقف شدم از این قبیل: هم نشینی و گفتگوی دوستانه با اهل فسق و فجور و مشخصاً ریش تراشیده ها که فسقشان واضح و علنی بود، رابطه با کفار، گفتگو با زنان، ورود زنان در ادارات و مشاغل دولتی، شرکت زنان در انتخابات و مسائل سیاسی و طهارت و نجاست کفار و اهل کتاب... * در کرمان وقتی
راز 2 جنایت در سینه قاتل رانندگان مسافربر
پلیس آگاهی تهران مخفیگاه این مجرم فراری را در جنوب پایتخت ردیابی کنند و صبح روز سه شنبه 25 خرداد (دیروز) نیز حسن 31 ساله دستگیر شد. وی پس از دستگیری و انتقال به شعبه نهم دادسرای ناحیه 27 تهران مقابل بازپرس سهرابی ایستاد و پس از افشای قتل مرد مسافرکش، پرده از راز جنایتی دیگر برداشت. قاتل فراری در اعترافاتش گفت: سال 90 همراه دوستم برای سرقت خودروی مرد مسافرکش سناریویی را طراحی
سارق اینترنتی معتمد شاکی از آب در آمد
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سرهنگ "محمد نور بخش " فرمانده انتظامی شهرستان چابهار در تشریح این خبر گفت: : در پی دریافت شکایتی مبنی بر برداشت غیر مجاز اینترنتی از حساب بانکی رسیدگی به پرونده دردستور کار کارشناسان پلیس فتا قرار گرفت. وی بیان کرد : شاکی پرونده اعلام داشت که زمانی که به خود پرداز جهت برداشت حقوق ماهیانه مراجعه کردم متوجه شدم که مبالغی از حساب حقوق ام کسر شده است که با
رضا بنفشه خواه: دستمزد بازیگری آنقدر هم خوب نیست
برنامه خندوانه همکاری می کند و پسر بزرگم فوق لیسانس عمران دارد و 11 سال است کانادا زندگی می کند. شما متولد 1322در محله دروازه شمیران هستید... پایین تر از پل چوبی به محله دروازه شمیران معروف است. تهران در قدیم چند دروازه داشته است. پدرم تعریف می کرد که دور تا دور تهران خندق بوده و برای خروج از تهران و رفتن به شهرهای همجوار باید از دروازه های مختلف عبور می کردند. مثلا برای رفتن
یادی از زنان پشتیبان جنگ
و شکر آنها را به عنوان کمک به جبهه ها تقدیم می کردند چون می دانستند که کمک در هنگام نیازمندی ارزش بیشتری دارد. وی تصریح می کند: یک روز پشت صندوق های جمع آوری پول در بهشت زهرا بودیم، پیرزنی با پشت خمیده به کنار صندوق آمد و یک 20 تومانی از کیفش درآورد و گفت که از کرج آمده ام و ناهار هم نخورده ام چون اگر ناهار می خوردم این 20 تومان هم خرج می شد، آری مردم اینگونه کمک می کردند. وی ادامه می
کارآگاه ِ مستحق یاب
پرونده های دیه نمی گذارم خونی پایمال شود و هیات مدیره ستاد دیه نیز تاکید دارند که برای پول خون نباید زیاد به اولیای دم فشار آورد ولی در پرونده های مربوط به جرائم مالی و مهریه زیاد اصرار می کنیم و زیاد هم گذشت می گیریم. چند روز قبل، مردی را که از طلبکاران یکی از پرونده های جرائم مالی بود، راضی کردم از طلب 90 میلیون تومانی اش بگذرد و به 35 میلیون تومان راضی شود. **چرا در پرونده های دیه چندان
الگوی صبر و استقامتم همسر شهید بابایی است
دوری محل زندگی مان مخالف بود ولی پدر شهید گفت بگذارید پسرم بیاید و دخترتان را ببیند بعد تصمیم گیری کنید، شاید نظرتان عوض شود. سال 1379 پدرشان گفتند عید به خانه تان می آییم و پسرم را هم می آورم و هر جور صلاح دانستید صحبت می کنیم. عید آمدند و من هم اصلاً از چیزی خبر نداشتم. آن زمان 19 ساله بودم و شهید 32 سال سن داشت. بعد از مهمانی ایشان من را پسندیده بودند و بعداً برای خواستگاری آمدند
نمونه ای بارز از شکوفایی اقتصاد مقاومتی
منظور زمانی که از کار در نانوایی فارغ شدم به فکر کسب و کار جدید با سرمایه اندک برآمدم و در تولید چند واحد نظیر لیوان یک بار مصرف و جوراب بافی تحقیق کردم تا در نهایت به فکر ایجاد کارگاه کوچک تولید پلاستیک و نایلکس دسته دار افتادم. س- آورده اولیه شما در کارگاه چه میزان بود و چقدر تسهیلات بانکی دریافت کردید؟ ج- این طرح کارشناسی شده و عملی بود که از یک طرف موجب اشتغالزایی و از طرف دیگر
باید چهره خودمان را در دنیا تغییر می دادیم
. معادله نَش به معنای برد برد است. برد برد به این معناست که اطراف قضیه که در ساده ترین حالتش دو طرف قضیه به کمترین باخت راضی هستند. اصلاً این موضوع یعنی چه که هم ما بردیم و هم آمریکا برد؟ به این معنی است که مثلاً شما هزار تومان دارید و یک کالا بخرید و بگویید من کالا را خریدم و هزار تومان هم در جیبم است، فروشنده هم هزار تومان در جیبش است، اینکه غیرمنطقی است. شما روی این توافق چه اصطلاحی
پسر هندی در دام 2 زورگیر خشن تهرانی
یکی از شهرستان های غرب کشور به تهران آمده بودم اما ناخواسته وارد بازی شدم. همدستم که تنها چند ساعتی از آشنایی مان می گذشت مرا اغفال کرد که چند گوشی سرقت کنم و بعد به شهرستان برگردم. من هم وسوسه شدم که با او همکاری کنم . چرا او را با چاقو زخمی کردید، فکرش را نکردید که شاید جانش را بگیرید و اتهام قتل گردنتان بیفتد؟ من نمی خواستم بلایی سرکسی بیاورم. همدستم میلاد سرم فریاد کشید
راز 2 جنایت هولناک در سینه مسافرقاتل
90انجام دادم. به همراه دوستم سوار خودروی مردی که مسافرکشی می کرد شدم و با کشاندن او به حاشیه شهر با ضربات چاقو دست به جنایت زدم. وی ادامه داد: خودروی او را هم سرقت کرده و با اوراق کردن آن قطعاتش را فروختیم. اما همین 2مورد سرقتی بود که انجام دادیم و به جنایت ختم شد.پس از اقرار این مرد جوان به 2جنایت، پرونده با دستور قاضی جنایی برای رسیدگی بیشتر و ش ناسا یی جرایم احتمالی دیگر از سوی این سارق جنایتکار به شهرستان مربوطه فرستاده شد. همشهری 110
من پاهای زن جوان را گرفتم و شوهرم او را خفه کرد
به گزارش " جوان ایرانی "، راهروی دادگاه کیفری هر روز محل رفت و آمد زندانیانی است که به اتهام قتل پای میز محاکمه قرار می گیرند. متهمانی که خود را در پایان راه می بینند و چشم به رضایت اولیای دم دارند. برخی از آنها پای چوبه دار می روند و گروهی هم موفق می شوند رضایت اولیای دم را کسب کنند. در دادگاه کیفری استان تهران گفت وگویی با زنی که سرنوشت متفاوت دارد،گفت و گو کردیم. هنوز همسر قاتلم را