سایر منابع:
سایر خبرها
عشق به اهل بیت(ع) بال پرواز عبدالحمید شد
/> تیغ طعنه زنندگان به شما هم زخم زده است؟ من در یک شرکت حسابدار بودم. بعد از مراسم همسرم که به محل کار برگشتم، اولین حرف رئیسم این بود که شما چرا به محل کار برگشتید، با پول هایی که به شما می دهند دیگر نیازی به کار ندارید. این حرف خیلی ناراحتم کرد. طوری که با عصبانیت گفتم خب شما هم بروید تا پول خوب گیرتان بیاید. متأسفانه یکسری از افراد بدون اینکه اطلاع درستی داشته باشند با این طور حرف ها دل
حضرت خدیجه سلام الله علیها؛ الگوی زن مسلمان
، فضای خانه را معطر کرد: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله .[11] سرمایه دار بزرگ جزیرة العرب که با عشقی خالصانه با محمد بن عبدالله ازدواج کرده بود، از همان آغاز به همسر بی همتایش گفته بود: خودم و اموالم در اختیار شما هستیم و تمام چیزهایی که متعلق به من است، در اختیار و فرمان شماست.[12] او زندگی مشترکش با محمد(ص) را با شهادت گرفتن از مردم آغاز و اعلام کرده بود: مردم! شاهد
آسیب های اجتماعی؛ نان دانی حوزه های متولی
حالشان نشده، دوباره برمی گردند دروازه غار، یعنی می گویند خوب شدیم و خدانگهدار و دوباره برمی گردند دروازه غار و... علاوه بر اینکه این بچه ها رفتند مدرسه، شما مطمئن هستید که این مدرسه رفتن موقت نیست، این مدرسه رفتن از ترس چوب بالای سر خانواده نیست و اینها سال دیگر هم می روند مدرسه؟ باشد که مداوم به این ماجرا رسیدگی شود. کردونی: با یک بخش سؤالتان موافقم و با بخش دیگر مخالفم. با این رویکرد شما
خصلت هایی که ثروتمندان نسل به نسل از والدین خود به ارث می برند
خود آموخته اند که به دارایی هایی که دیگران برای سختی آن را به دست آورده اند احترام قائل باشند. روز به روز خود را ارتقاء می دهند 80% از افراد خودساخته ی ثرتمند از کودکی باید روزانه حداقل 30 دقیقه کتاب بخوانند. 54% باید واژگان جدید را برای گسترش دامنه ی لغات می آموختند. 68% برای کالج برنامه ریزی داشته و در سن پایین تر وارد کالج شده اند. از زمان کمال بهره را ببرند پدر و مادر میلیونرهای خودساخته اجازه نمی دهند بچه هایشان وقت خود را با تلویزیون دیدن، بازی های ویدئویی و گشتن در رسانه های اجتماعی به بطالت بگذرانند. ...
حسین سروقامت
حسین سروقامت: این یادداشت ها در وهله اول برای استادان دانشگاهها نوشته شده اند. هرچند امید است مطالعه آنها برای اهل علم و خرد و یا همه کسانی که با فرهنگ این مرز و بوم سروکار دارند، نیز خالی از فایده نباشد. فرض بر این است که عده ای استاد از دانشگاههای گوناگون با طرز تفکرهای مختلف در یک نشست هم اندیشی مجازی حاضر شده و به بحث و گفتگو می پردازند؛ و حاصل همه این بحث ها می شود نیوشیدن کلی حرف خوب
از تصنیف های میهنی مشروطه تا سرودهای انقلاب
گفت چرا علیه امریکا آهنگی نمی سازید؟ همان صحبت برای ما انگیزه ای شد و همان شب حمید سبزواری تا صبح نشست و شعر امریکا امریکا ننگ به نیرنگ تو را سرود. روز بعد احمد علی راغب آهنگسازی این قطعه را انجام داد و یک روز بعد نیز سید محمد میرزمانی آهنگ را تنظیم کرد و فردای آن روز در رادیو، نوار ترانه امریکا امریکا ننگ به نیرنگ تو را جمع کردیم. می توانم بگویم که این اثر از آهنگ های نادری بود که در 48
کارآگاه ِ مستحق یاب
جوانی بود در زندان به علت بیماری سلول های مغزی درگذشت و پرونده مختومه شد. **یعنی دست اولیای دم از همه جا کوتاه شد و به دیه نرسیدند. دقیقا، آنها طمع کردند. **معمولا برای برقرار کردن صلح و سازش از چه جمله ای استفاده می کنید تا شاکی تحت تاثیر قرار بگیرد؟ می گویم شما با خدا معامله می کنید، مخصوصا در پرونده های مالی که به طلبکارها می گویم اگر طرف مقابل پول دارد و
حضور در شبکه های اجتماعی دغدغه ام نیست
نیکی مظفری مدت ها به عنوان مدیر تولید، جانشین تهیه کننده، طراح صحنه و طراح گریم مشغول فعالیت بود و پس از آن، بازی در نمایشنامه های شب روی سنگفرش های خیس به کارگردانی هادی مرزبان و رویاهای رام نشده به کارگردانی ایوب آقاخانی را در کارنامه خود ثبت کرد. وی همچنین در مجموعه تلویزیونی غریب آشنا به کارگردانی صباغ زاده با پدرش همبازی شد. با نیکی مظفری درباره فعالیتش در شبکه های اجتماعی به گفت وگو نشسته ایم. در شبکه های اجتماعی به چه شکلی فعالیت می کنید؟ در شبکه های اجتماعی، یک صفحه اینستاگرام دارم و در آن به خبررسانی فعالیت هایم در زمینه تئاتر، سینما و مراسمی که در آنها حضور دارم می پردازم. علاوه بر آن، برخی نمایش ها و کتاب ها را نیز معرفی می کنم. حضور در شبکه های اجتماعی برای شما چه مزایا و معایبی داشته است؟ انسان نباید زیاد درگیر چنین شبکه هایی باشد و روی آنها تمرکز کند چراکه زمان مفید خود را از دست می دهد. حضور بی هدف در این شبکه ها باعث دور شدن از هدف و مسیر اصلی می شود. اصولا شبکه های اجتماعی دغدغه من نیستند. فقط سعی می کنم تمام نظرات را بخوانم؛ برخی از آنها زیبا و پرانرژی است و صاحبانش با لطف تشویقم می کنند. تا جایی که بتوانم با حسی متقابل از این افراد تشکر می کنم. در کنار این سعی دارم به نقدها هم فکر کنم و توجه ویژه به آنها داشته باشم. نقدها و بازتاب هایی را که در فضای مجازی می گیرید، در کارهایتان لحاظ می کنید؟ گاهی اوقات استفاده می کنم؛ زیرا چندان دغدغه درگیری در فضای مجازی را ندارم، اما برخی نقدها سازنده است؛ مثلا در یک اجرای صحنه ای، مخاطبان کار را می بینند و پس از آن نظر و نقد خود را می نویسند. این نوع نقد خیلی سازنده است زیرا متوجه نقاط قوت و ضعف می شوم. گاهی نیز مورد تشویق قرار می گیرم که انگیزه ای مضاعف برای ادامه کار می دهد. چقدر از فضای شبکه های اجتماعی برای معرفی کارهایتان استفاده کرده اید و این اقدام چقدر در جذب مخاطب تاثیر داشته است؟ بی تاثیر نیست و به همین دلیل احساس می کنم این تبلیغات خیلی خوب است، چراکه مخاطبان در جریان روند یک پروژه قرار می گیرند. در مجموع می تواند بسیار سازنده باشد. در صورت امکان و با اجازه عوامل و روابط عمومی یک پروژه، تصاویری از صفر تا صد کار مانند پیش تولید، تست گریم، تمرین، اجرا و مراسم خاص بعد از اجرا منتشر می کنم که در زمینه اطلاع رسانی خیلی کمک می کند. به نظر شما هنرمندان چطور می توانند از این فضا برای بهتر کردن فرهنگ جامعه استفاده کنند؟ همه هنرمندان عزیز که دارای صفحه مجازی هستند، تعداد زیادی دنبال کننده دارند که در روز چند بار صفحه هایشان را می بینند. پس فرصت خوبی است که هنرمندان، فیلم های سینمایی، نمایش های روی صحنه، کتاب ها و اتفاقات مربوطه را اطلاع رسانی کنند. گاه دیده می شود مردم در شبکه های اجتماعی برخوردهایی دارند که در فضای عادی جامعه اتفاق نمی افتد. هنرمندان به چه شکلی می توانند در بهبود این نوع رفتارها تاثیرگذار باشند؟ کارشناس این موضوع نیستم و کسی باید این مساله را تجزیه و تحلیل کند که بتواند ریشه ای و درست به آن بپردازد. احساس می کنم اگر به طور مشخص بدانم هدفم چیست، چه چیزی را دنبال می کنم و می خواهم به کجا برسم، باعث می شود درگیر بعضی مسائل نشوم. از صحبت های شما برداشت کردم که به هنرمندان پیشنهاد می دهید نسبت به نظرات ناشایست، برخورد خاصی نداشته باشند. راه حل و پیشنهاد نمی دهم. تا الان توجه خاصی به برخی نظرات نداشته ام، اما شاید همین امشب اتفاقی پیش آید که نوع برخوردم تغییر کند. سعی کرده ام این موضوع چندان دغدغه ذهنی ام نباشد، مرا به حاشیه نکشد و از هدفی که در ذهن دارم، دور نکند. الهام برمکی ...
حضرت خدیجه، اولین شیعه علی علیه السلام
معاد و عمل به اصول شریعت و احکام آن. چهارم، اطاعت اولی الامر و ائمه طاهرین از فرزندان او همراه با برائت از دشمنان آن ها. در پی این فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله خدیجه علیهاالسلام به همه آن ها اقرار کرد و یک به یک تصدیق فرمود. در مورد امیر مؤمنان علی علیه السلام رسول اکرم صلی الله علیه و آله به خصوص به خدیجه علیهاالسلام فرمود: هو مولاک و مولی المؤمنین و امامهم بعدی؛ علی مولای تو و مولای
ماجرای پزشکی که 600 نفر را از مرگ نجات داد
بدن انسان انواع اختراعات پزشکی مصنوعی مثل ریه، کلیه، دندان، دریچه قلبی، ماهیچه و غیره را تجربه کرده است. در مورد خیلی از بیماری های انسان می شود به هر علتی که پیش بیاید از علم کمک گرفت، اما تنها چیزی که هنوز جایگزینی برای آن پیدا نشده است و همه دنیای طب با همه قدرت نتوانسته اند به آن دست یابد خون است. بنابراین برای بیمارانی که احتیاج به خون دارند بایستی خون از انسان به انسان دیگر منتقل شود و غیر از انسان منبعی برای خون نیست. بنابراین توصیه می کنم که مردم بخصوص جوانان ما برای نجات جان بیماران، اهدای خون داشته باشند . وقتی یک نفر را از مرگ نجات می دهید گویی جامعه ای را جان داده اید. ...
می خواهم در ورزش اسطوره شوم
ذهنی لازم را به دست می آورم. خاطرات خوب زیادی دارم اما بهترین آن رقابت های المپیک جوانان نانجینگ بود که توانستم در پایان مدال طلای آن رقابت ها را به دست آورم. شما از سن کم با قهرمانی نوجوانان جهان و در 16 سالگی با قهرمانی در مسابقات جهانی و گرندپری به شهرت رسیدید، پس از این اتفاقات زندگی برای شما چقدر فرق کرده و چگونه شده است؟ این اتفاقات و قهرمانی هایی که به دست آوردم
افطاری به صرف چیکن فینگر و بیف استروگانف
میهمانان بیشتر سری می زنم به سالن یکی از برج های معروفی که یک سال بیشتر از زمان افتتاحش نمی گذرد. از همان لحظه ورود به سالن علاوه بر خانم مسئول تشریفات دو نفر دیگر هم برای نشان دادن قسمت های مختلف همراهی ام می کنند. سالن به طرز باور نکردنی بزرگ و زیباست. هر چهار طرف، پنجره هایی بزرگ. جوری که انگار تهران زیر پای میهمانان است. یک پرده ویدئو پروژکتور بزرگ هم از انتهای سالن پیداست. می گویند
رامبد جوان در یک گفت وگوی بی پرده به تمام پرسش ها پاسخ داد
دلمان می خواهد رابطه ای همراه باحال خوب ایجاد کنیم، اول می گویم حال خوب که به نظرم مهم تر از آن لحظه ی شادی است. چون شادی چیزی است که تو می توانی همه جوره تعریفش کنی و هر کس برای خودش از آن یک تعریف دارد. اما درعین حال می تواند واکنشی به درک چیزی باشد، اما وقتی می گوییم حال خوب به نظرم کلی تر و بسیط تر می شود. من حالم خوب است، ممکن است الآن نخندم، اما احساس رضایت دارم و حالم خوشم است.
گفت وگو با پسر نوجوانی که دختری 18 ساله را از مرگ نجات داد/ پدرش چپ چپ نگاهم می کرد!
و پدر مصدوم همه چیز را از من ببیند. اما این اتفاق نیفتاد و با تلاش علیرضا، مرگ دست خالی بازگشت. آن حادثه چطور اتفاق افتاد؟ هفته پیش با خانواده برای تفریح به دره سید که یک منطقه کوهستانی در اطراف اندیمشک است، رفتیم. یک شب آنجا ماندیم. روز بعد، ساعت هفت صبح، برای گشتن در تپه ها از خانواده جدا شدم. کمی که پیاده روی کردم ناگهان از دور خانواده ای را دیدم که دخترشان روی خاک
فضایل ام المؤمنین خدیجه(س) در منابع اهل تسنن
اندوه هایش بکاهد و در غمش شریک باشد و موجب تسلای او گردد، او را کمک نماید، تنها خدیجه زن با ایمان و گرانمایه اش بود که یاور و وزیر و شریک رسول خدا(ص) بود و به رغم وجود امکانات فراوان با همه سختی های زندگی و سرزنش زنان قریش، شرایط را تحمل کرد و در کنار رسول خدا(ص) ماند و دست از حمایت آن حضرت برنداشت. ولایت مداری و معرفت علامه مجلسی درباره علاقه و محبت حضرت خدیجه(س) به علی بن ابی
زندگی مادر مؤمنان و فضایل نخستین بانوی مسلمان
، نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله، خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: ایشان اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده بگیریم. حضرت خدیجه (س) در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج از شعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیغمبر خدا (ص) شخصا خدیجه را غسل داد، حنوط کرد و با همان پارچه ای که جبرئیل از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود، کفن کرد
عوارض حرفهای ما روی کودکان چیست؟
... این جملات باعث می شود که کودک ارزش خود را در گرو درست و کامل انجام دادن کارها بداند و حتی دچار اعتماد به نفس کاذب شده یا اضطراب و استرس کامل بودن تا ابد رهایش نکند چون گمان می کند اگر این کار را به بهترین نحو ممکن انجام ندهد دیگر ارزشی نزد شما نخواهد داشت. عوض این جملات بگویید؛ تو همیشه تلاشت رو می کنی ، اینکه اینقدر تلاش می کنی خیلی برای من ارزشمنده . با این جمله ها ارزش تلاش کردن را به او می فهمانید نه صرفا برنده شدن و جلوافتادن از بقیه را.
مخاطبان باهوش امروز را نمی توان فریب داد
کارگردانی و نویسندگی نمایش زیر نور خورشید ، کارگردانی و بازیگری در نمایش عسک ، کارگردانی نمایش نهنگ ، نویسنده و کارگردانی نمایش مارتین لوترکینگ 2008 ، بازی در نمایشنامه خوانی ماجرای نیمه شب به کارگردانی فرهاد مهرخیرانی و کارگردانی و بازیگری تئاتر فقط به خاطر مادرت ، بخشی از رزومه سیدمسعود حسینی در زمینه تئاتر است که از این بین، نمایش آخر و نمایش دور دنیا در 80 روز که حسینی، به عنوان دستیار کارگردان و مسئول فنی در آن حضور داشت، جزو نمایش هایی بودند که در قالب تئاترهای برگزیده کلاس های کارگاهی، به جشنواره تئاتر کارگاهی کشوری راه یافتند. با این کارگردان، نویسنده و بازیگر جوان و خوشفکر تئاتر که این روزها مشاور کارگردان نمایش های کابوس در زمستان (مهدی حسین زاده) و رجال و زنش (مبین مولایی) است، درباره اوضاع روز تئاتر گفت وگوی کوتاهی انجام دادیم. شما در کارنامه کاریتان سابقه بازیگری و کارگردانی دارید. کدام کار برایتان راحت تر است؟ به عقیده من کارگردانی و رژیسوری تئاتر یکی از سخت ترین مشاغل دنیاست. ایجاد هماهنگی بین تمامی بخش های فعال یک تئاتر از بازیگر تا دکور، لباس، گریم و... و هدایت هر یک از این تخصص ها با علم و آگاهی درست، در جهت ایجاد یک هم صدایی و وحدت بیان، آن هم با در نظر گرفتن خصوصیت روانی هر یک از اعضا و دست اندرکاران گروه هنری و با مدنظر قرار دادن دیدگاه و در اصطلاح درج امضا کارگردان بر اثر نویسنده و هدف کلان نمایشنامه اش... همه اینها کار یک کارگردان را بسیار سخت می کند و باعث می شود فشار روانی فراوانی بر دوش او گذاشته شود. برای همین است که یک کارگردان ابتدا و قبل از جمع آوری اعضای گروهش، از چند ماه قبل به طرح برنامه ها و تمرکز بر متن و تناسبات شیوه اجرا و اعضا می اندیشد و در نهایت در کنار گروه گردآوری شده، به تدوین و تکوین اثر خود با استفاده از توانمندی و نظرات اعضا اقدام می کند. البته یک بازیگر هم اگر مسئول باشد و به درستی بخواهد بر روی نقش خود سرمایه گذاری کند انرژی بسیاری از او گرفته می شود که باید با مواردی که در کارگردانی عرض کردم خود را همسو و به عنوان یک خالق مستقل، تأثیر مثبت و هنری خود را نسبت به نقش و کلیت اثر نمایشی ایفا کند. اعتقادی به بازیگری و کارگردانی همزمان دارید؟ خودم این تجربه را داشته ام. گاهی کارگردان فکر می کند با شناختش از نقش و تحلیل و در نهایت کلیت نقشه اجرایی که در سر دارد می تواند با حضور خود به عنوان بازیگر، تأثیر بهتری بر روند اجرا بگذارد، اما معتقدم این کار سبب می شود کارگردان در مسئولیت کارگردانی خود به علت هجمه مسئولیتی که به عنوان بازیگر بر دوش دارد، بخشی از انرژی مفید و تمرکزش را بر رسالت کارگردانی خود از دست دهد. جریانات روز تئاتر را رصد می کنید؟ راستش متأسفانه به دلیل مشغله های کاری و به جهت این که مثل خیلی از همکارانم هزینه های معاشم از طریق فعالیت های خارج از علاقه و تخصصم صورت می گیرد و این کار گرفتاری های خاص خود را دارد، بنابراین باید بگویم خیر، این روزها خیلی کمتر امکان حضور در تئاتر را داشته ام و تنها به پیگیری اجراها و نقدهای آن و خبرهایش از طریق اپلیکیشن ها مشغولم. باز هم متأسفانه اهالی تئاتر سال هاست که مورد بی مهری واقع شده اند و همچنان امید داریم با برنامه ریزی مسئولان دلسوز، زمینه و شرایط مساعدی برای حرفه ای گری و اشتغال در این عرصه ایجاد شود. صرف نظر از این درد دل، خوشبختانه رویکردهای قابل توجهی چه از نظر ایده پردازی اجرایی و چه از نظر تحلیل های دراماتیک، بر روی صحنه این روزهای تئاتر کشور در جریان است و این نشان از قدرت اهالی این عرصه در نقش مؤثرشان در بهره گیری از علم روز و خلاقیت های هنری ایشان در رابطه با فرهنگسازی و خلق هنرهای بدیع نمایشی است. به اعتقاد شما تئاتر امروز ما در چه چیزهایی ضعف دارد و نقاط قوتش کجاست؟ مشهودترین نقطه ضعف تئاتر این روزها، برنامه ریزی ناصحیح مدیران از یک سو و از سوی دیگر حضور علاقه مندان بی شماری است که هر روزه در تلاش هایی بی برنامه و ناآگاهانه برای رسیدن به صحنه مقدس تئاتر در تکاپو هستند و بی آن که خودشان را از نظر تکنیکی و علمی مجهز کنند و بی آن که در بوته نقدها و رهنمود های استادان ارزشمند هنرهای نمایشی قرار بدهند با رویایی زیبا و با هزینه های شخصی، مستقیما به محک خود روی صحنه اقدام می کنند که عموما نه تنها با شکست مواجه می شوند، بلکه با کاهش اعتبار صحنه مقدس تئاتر، مسبب آزردگی مخاطبان آن می شوند. متأسفانه بخشی از دانشجویان و هنرجویان هنرهای نمایشی بی توجه به این که سطح استعدادهایشان نیاز بیشتری به تلاش و کسب معلومات برای پرورش علاقه و هنرشان دارد نیز در این دایره شکست قرار گرفته و به این حواشی دامن می زنند و متأسفانه اعتماد مخاطبان و مسئولان را دچار تزلزل می کنند. اینها در حالی است که تئاتر در بیشتر کشورهای پیشرفته، یکی از ارکان مهم فرهنگ سازی است. جا دارد که همین جا از همکاران دلسوز و توانمندم که در نهایت خلاقیت، تأثیرات مثبتی در پوشش دادن به این حواشی و حفظ و بازپس گیری اعتمادها، در نگهبانی از تقدس این صحنه رؤیایی، متناسب با استانداردهای روز دنیا خدمت رسانی می کنند، قدردانی کنم. آنها مهم ترین نقطه قوت تئاتر این روزها هستند. شما تجربه نمایشنامه نویسی هم داشته اید؟ بله. سال 92 در ...
درخت 90 ساله قطع می کنند نهال 2 ساله می کارند
هم که باقی مانده اند، از بین رفته اند، حتی نهال های جدیدی هم که کاشته اند، خشک شده است. البته چند روز پیش دیدیم که مأموران شهرداری با کاردک به جان سیمان ها افتاده اند و مشغول پاکسازی اند اما چه فایده، شده نوشدارو پس از مرگ سهراب، اصلاً شما بپرسید چرا پیمانکاری که هیچ شناختی از درخت ندارد باید مسئول زیرسازی جوی ها شود. اینها را آقای ناصری، فروشنده ای می گوید که حدود 15 سال است روبه روی تئاتر شهر
اصلاحات قشونی
اصلاحات در ارتش ایران توسط عباس میرزا شروع شد و توسط افسران فرانسوی، انگلیسی، سربازان فراری روس و افسرانی از دیگر کشورهای اروپایی آموزش ها و فنون جدید نظامی به سربازان ایرانی آموزش داده می شد. با حمایت عباس میرزا و فتحعلی شاه کارگاه های توپ ریزی و اسلحه سازی و باروت سازی دایر شد. پیاده نظام که اروپاییان بر آن تاکید داشتند با حمایت عباس میرزا تربیت یافت و زیر نظر او مشغول خدمت شد. در این میان قائم مقام پدر و پسر نیز پشتیبان و یاور ولیعهد بودند. با این اصلاحات تا حدودی بخشی از سپاه ایران تحول یافت. اما در برابر اصلاحات نظامی که به طور جدی برای اولین بار توسط هیات گاردان شروع شد موانع و مشکلات متعددی وجود داشت. بسیاری از ایلات و عشایر ایران نظام جدید و آموزش ها و فنون نوین جنگی جدید را نمی پذیرفتند. افراد این ایلات و عشایر حاضر نبودند زیر نظر یک افسر مسیحی کافر کار کنند، از پوشیدن لباس اونیفورم ابا داشتند. مشق پیاده و تعلیمات سواری را هم زاید و مایه اتلاف وقت می دانستند. تره زل از افسران هیات گاردان می نویسد: امان الله و کسان دیگری که درسواره نظام ایران سمت فرماندهی داشتن ...
حواشی برنامه ماه عسل 95 و پیام دو وزیر به احسان علیخانی
، رفاه و تعاون اجتماعی در یادداشتی عنوان کرد: من به عنوان یک کنشگر به شما تبریک می گویم و همیشه برنامه شما را در ماه مبارک رمضان می بینم و هروقت فرصتی پیدا کنم و یا درگیر جلسه ای نباشم با اشتیاق آن را تماشا کردم و می کنم. من می خواهم نام برنامه شما را گسترش غمخوارگی ملی بنامم. می خواهم نام برنامه تان را هر ایرانی یک مددکار اجتماعی اطلاق کنم و همچنین می خواهم نام برنامه تان را ماه عسلِ زندگی خوب برای
اگر در باشگاه ملوان اینقدر پول وجود دارد چرا قرارداد ما را پرداخت نمی کنند؟
این همه هزینه باز در هفته های آخر دست به دعا شویم که تیم در لیگ باقی بماند و به دسته یک سقوط نکند”. وی گفت: ” فکر نمی کنم اصلا برای باشگاه مهم بوده باشد که من از این تیم خداحافظی کردم، 10 روز مرتب از صبح تا غروب در باشگاه حضور داشتم برای پرداخت مبلغ قراردادم. با وعده وعیدهایی مانند این، که تو بمان ما حمایت می کنیم و درخواست هایت را عملی می کنیم مواجه شدم در صورتی که 12 سال این حرف ها را
کجا مثل خدیجه پیدا می شود؟ - زنی که دوستی با وی نجات بخش مسلمانان است
به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و باکمال جرئت گفتم: وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است! گفتار من چنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره او ظاهر شد. رو به من کرد و فرمود: ابداً چنین نیست... هرگز همسری بهتر از آن نصیب من نشده است. او هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می بردند؛ او ثروت خود را در سخت ترین لحظات در
به اسم نجات ما کلاه برداری کردند/ دیگر تمام شد، اخراجم هم بکنند به پاسگاه محیط بانی نمی روم
؟ خالدی تأکید می کند: سازمان محیط زیست باید جوابگوی مشکلات ما باشد. یا این همه اسلحه را جمع کند یا یک قانون درست و حسابی داشته باشد که مامورش دچار مشکل نشود و این مشکلات برای کسی پیش نیاید تا 6 سال و 7 سال و بلکه تا آخر عمر خودش و خانواده اش زجر بکشند. او گلایه می کند: شما نمی دانید چه بلاهایی که سر خانواده ما نیامده و حرف های مردم هم از همه این ها بدتر است. الان فامیل های نزدیک
هلیکوپتر و خودروی پوتین
، روابط دیپلماتیک دشوار میان کشورها لزوما به این معنی نیست که آنها از فرستادن پیامهای تبریک نیز دست بر می دارند و در مورد پیام تبریک اردوغان به پوتین نیز روسیه الزامی به پاسخ به آن ندارد. پسکوف گفت: در روابط بین الملل یک پروتکل و عرف رایج وجود دارد. به طور کلی چنین پیامهای تبریکی الزامی به پاسخ ندارند. متاسفانه پیام تبریک اردوغان دربردارنده نکته قابل توجهی نبود. این اظهارات بعد از آن
نگاهی نو به زندگی یار و مشاور پیامبر، خدیجه علیهاالسلام
در زندگی تاریخ سازش نشان داد که دلی به شفافی آینه صاف، اندیشه ای به جوشانی آب زمزم، و فطرتی به زلالی آبشارهای بلند و دور از دسترس داشت. پس از ولادت او، برخلاف رسم سیاه زمانه که مژده ولادت دختر را برنمی تافت، و نوزاد را با تاریک اندیشی بهت آوری به آغوش سرد خاک می سپرد خاندانش مقدم او را گرامی داشت، و بزم شادمانی آراست، و ضمن تبریک ولادت او به پدر و مادرش، در همان مراسم ساده، نام او را
نقش های تاریخی را دوست دارم
به گزارش جام جم سیما ، او سال 70 به ایران برمی گردد و در شماری از بهترین نقش های تاریخی و معاصر تلویزیون ایران هنرنمایی می کند. مامون سریال ولایت عشق، عبدالله بن مطیع سریال مختار نامه، میرزا کوچک خان جنگلی در عمارت فرنگی، چارلز مارلینگ روزهای به یاد ماندنی، امیر کبیر در سال های مشروطه، افسر اداره آگاهی در خواب و بیدار، تاجر تبهکار و منفی بی صدا فریاد کن، مرد اهل خانواده در بی قرار ازجمله نقش های خوب این بازیگر است. با صادقی درباره تجارب بازیگری اش گپ وگفتی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید. وضعیت بازیگری این روزها چگونه است؟ با توجه به رکودی که در تولیدات وجود دارد شرایط کاری چندان ایده آل نیست و به نظر می رسد کارهای با کیفیت کمتر ساخته می شود و امیدوارم با رفع مشکلات اقتصادی کارهای باکیفیتی ساخته شود. در بحث فیلمنامه هم در برخی آثار با ضعف هایی مواجه هستیم. آیا علاقه دارید در بازیگری بیشتر با کارگردان های خاصی مثل مهدی فخیم زاده همکاری داشته باشید؟ با مهدی فخیم زاده راحت تر همکاری می کنم و موقعی که ایشان از من دعوت کنند دعوتشان را می پذیرم و در این دو دهه همکاری به زبان مشترک رسیده ایم. فخیم زاده کارگردان توانایی است. نقش های تاریخی برایتان چه ویژگی هایی دارد؟ نقش های تاریخی به لحاظ کیفیت و نوع بودجه و حمایتی که از آنها در تولید انجام می شود و هنرمندانی که در جلو و پشت دوربین در این پروژه ها حضور دارند بسیار باکیفیت و درجه یک هستند. من در سریال های تاریخی زیادی ایفای نقش کرده ام و در اغلب این سریال ها همه چیز ایده آل بوده است. بازی در این نوع کارها هم آسان تر است؟ نه، خیلی مشکل تر است یک بازیگر موقعی که در نقش تاریخی بازی می کند با یک فاصله بعید زمانی در مورد نقشش مواجه است که برای بازیگر چالش بزرگی محسوب می شود، مثلا اگر قرار باشد نقش یک شخصیت تاریخی را بازی کنید که مابه ازا و الگوی بیرونی ندارد و برای من نیز یکی دوبار اتفاق افتاد و نقش سفیر انگلیس را بازی کردم که کار دشوارو پرچالشی بود یا نقشی متعلق به 5000 سال قبل را بازی کردم که برای ایفایش مابه ازایی نداشتم و بارها پیش آمده که بازی های یک سریال تاریخی چندان موفق نبوده و دلیلش هم همین دشواری های موجود بوده است. در بحث گریم هم با توجه به گریم سنگین این نوع نقش ها بازیگر باید ساعت ها این گریم سنگین که آغشته به مواد شیمیایی است را روی سر و صورتش تحمل کند. لباس های کارهای تاریخی هم در بیشتر موارد زیاد و سنگین هستند و بازیگر باید در گرمای تابستان لباس های ضخیمی را بر تن کند یا در سرمای زمستان بنا به اقتضای نقش لباس های سبک بپوشد و اینها چالش ایفای نقش های تاریخی است. اما بازتاب و عملکرد این نوع نقش ها خوب و تاثیرگذار است. درکارهای تاریخی شما در برخی موارد نقش آدم های بزرگی مثل امیر کبیر را بازی می کنید که باعث افتخار و ایجاد تفکر می شود و بارها خودم را جای شخصیت های تاریخی گذاشته ام که در لحظات دشوار چگونه تصمیم های بزرگ گرفته اند. بیشتر علاقه دارید نقش های تاریخی معاصر را ایفا کنید یا نقش های تاریخی دوران گذشته؟ من بیشتر علاقه دارم نقش های تاریخی مربوط به دوران گذشته را بازی کردم. نقش حضرت نوح و ابراهیم را به همین دلیل بازی کنم. نقش هایی که قدمت چندین هزار ساله دارد. بعدتر هم نقش های تاریخ مثل مامون در ولایت عشق و عبدالله بن مطیع در مختار نامه را قبول کردم و باید برای رسیدن به نقش مطالعه و صبر و حوصله زیادی انجام داد. چه تفاوت های تکنیکی بین بازی نقش های تاریخی و نقش های روز وجود دارد؟ تفاوت زیادی وجود ندارد. اصولا درسینما و تلویزیون روز دنیا روش متداول بازی رئالیستی است. بازی های آوانگاردی و سوررئال هم بیشتر در تئاتر کاربری دارد. در برخی آثار ملودراماتیک بخصوص مربوط به شرق دور و هند بازی ها همچنان نمایشی و تا حدی اگزجره است. در اغلب دوران بازیگریتان و تا قبل از حضور در سریال های مهدی فخیم زاده عموما نقش های مثبت بازی می کردید؛ اما از آن زمان به بعد نقش های منفی و خاکستری هم داشتید. ایفای نقش های غیر متعارف به لحاظ شخصیتی و نوع کنش بسیار چالش برانگیز است و در ضمن نتایج لذتبخشی هم دارد. اصولا در حیطه درام قرار نیست آدم ها سفید یا سیاه مطلق باشند و براساس شرایط پیش رو تصمیم گیری و عمل می کنند. با وجود چنین شخصیت هایی مخاطب به فکر وادار می شود و در مورد کنش و عمل کاراکتر فکر می کند. حضور آدم های سپید مطلق یا شرمطلق کنش هایشان را قابل پیش بینی می کند و چالشی به همراه ندارد و حتی باعث خستگی مخاطب می شود. آیا قبل از سریال بی صدا کن هم نقش منفی بازی کرده بودید؟ قبل از این سریال نقش منفی مامون را در ولایت عشق بازی کرده بودم و برای ما ایرانی ها که دوستدار امام رضا هستیم مامون یک شخصیت منفی است. معمولا خیلی از بازیگران که نقش های منفی مشهور تاریخی را بازی می کنند گاه با واکنش بد برخی مخاطبان روبه رو می شوند. آیا برای شما هم چنین تجربه ای رخ داده است؟ نه، شاید واکنش و تحلیل مخاطب از بازی من در نقش مامون جدا از مسائلی بود که اشاره کردید. در سریال هم تصویر صرفا سیاه و کدر پررنگی از مامون ارائه نشد؟ بله، هدف نشان چهره سیاه و پلید مامون نبود و در سریال این تاکید وجود داشت که مباحث آموزنده نشان داده شود فردی که شاید ابتدا به ساکن ...
دمی با فحاشان شبکه های مجازی
اما این بود که این زن با وجود این که نگران نسل آینده و فرزند خودبود و این فضارا برای او و افراد کم سن و سال ناامن می دانست اما به بهانه دفاع از ناموس و زن ایرانی و کشور خود دست به قضاوت می زد و حکم صادر می کرد.رفتار این کاربر شاید دقیقا مصداق همان چیزی بود که خود برای اینکه روزی کودکش وارد شبکه های مجازی شود از آن هراس داشت. شبکه مجازی مشکلی ندارد، مشکل را در خود دریابیم از
استیو وزنیاک؛ هم بنیان گذار اپل، مهندسی که هرگز مدیر نبود
نبود که با صفت شخصی همراه باشد؛ اگر هم فردی تهیه اش می کرد اولا باید دانش کافی برای اتصال همه ی متعلقات آن را می داشت، در ثانی می بایست خیلی هم پول دار می بود و می توانست فضای کافی برای جا دادن یک دستگاه بزرگ را فراهم کند. استیو وزنیاک یا به صورت کامل استفن گری وزنیاک (Stephen Gary Wozniak) درست میان بحبوحه ی پیشرفت دانش الکترونیک در 11ام آگوست 1950 در سن خوزه ایالات کالیفرنیا در آمریکا
مصدق باید به مردم بیشتر بها می داد
کسی سواری نمی داد!... واقعاً؟ معمولاً که او را آدم نیک و سالمی می دانند؟ بله، خیلی آدم خوب و سالمی بود، ولی مجانی سواری نمی داد! باید از بازویش می گرفتند تا می آمد! این نکته را شاید برای اولین بار است که جایی می گویم. عده ای پیش آقای صالح رفتند و خواهش کردند شما در مورد یک مسئله- که در مورد آقای دکتر مصدق که در کنگره جبهه ملی بود- کمی کوتاه بیایید. آقای صالح خیلی صریح گفته بود