سایر منابع:
سایر خبرها
تاریخ حائل و مفارق است یعنی اول و آخر آن در حال تغییر و دگرگونی است
می شود و حالات دنیا تغییر می کند و از این رو به آن رو می شود و خوبی ها و خوشی هایش جابجا می شود. یا مثلا در خطبه 111 آمده است: أمّا بعْدُ فإِنِّی أُحذِّرُکُمُ الدُّنْیا من شما را از دنیا بر حذر می دارم. چرا؟ فإِنّها حُلْوةٌ خضِرِةٌ، حُفّتْ بِالشّهواتِ شیرین و پر طراوت و باب میل شما است. وتحبّبتْ بِالْعاجِلةِ به سبب نقد بودنش جلب توجه می کند. وراقتْ بِالْقلِیلِ با اینکه مواهبش اندک است
خواندنی ها با برترین ها (12)
جستجوی ما برای یک زندگی معنادار و رضایت بخش دارد؟ برای همه ی ما لحظاتی پیش آمده که آرزو کرده ایم کاش مجبور نبودیم حتی یک روز دیگر کار کنیم. اما در واقع دنیای بدون کار دنیایی ملال آور و ناامید کننده خواهد بود. کار به زندگی ما احساس معنادار بودن و هدفمندی می بخشد. هویت مان را شکل می دهد و برای مان شبکه ای اجتماعی می سازد. اسوندسن با گذری بر فلسفه، تاریخ، ادبیات و حتی سریال ها و ترانه های روز می کوشد تصاویری به دست دهد از ابعاد متنوع کار.
دسته گلی که بیمارستان امام علی (ع) چابهار به آب داد
مناسب این مشکل نیز بر نگرانی ها افزوده است. البته اگر صعه صدر این خانواده نبود،امکان داشت قتلی اتفاق بیفتد و در حالت خوشبینانه تیز مثل فیلمهای هندی بعد ار 20 سال همدیگه رو پیدا می کردند نوزاد سیه چرده در خانوده روشن پوست/بیمارستان امام علی(ع) پاسخگو نبود خانواده عبدالکریم باور معروف به نیاز از اهالی شهرستان کنارک منتظر دومین فرزند خود بودند. وقتی آذرماه 1391
مدیران جدید صدا و سیما و دغدغه های پیشِ رو برای سرافرازی +تصاویر
خصوصی نیست. همه ملت در آن سهم دارند و می توانند در چارچوب خط قرمزها که همان قانون اساسی است، اظهار نظر کنند. البته ما منکر سازمان دادن به ارائه نظرات مردم و نخبگان و جلوگیری از هرج و مرج فکری نیستیم. تحلیل و تفسیر، بعد از خبر به جای خبر آمیخته با تفسیر: یکی از مهمترین ضرورت های آینده، اصلاح برنامه های خبری است. حقیقت این است که بسیاری از مخاطبان صداوسیما صرفاً اخبار آن را پیگیری می کنند
تنها نماینده غیر روحانی امام در تهران چه کسی بود/ نامه گمشده امام به عسگراولادی/ میزان حقوق حاج حبیب در ...
که این طور نبود. پسران حقوق بگیر سطح بالایی نبودند. تو فکر این بودم که من به دیدار این دوستم بروم، موضوع را با آقای عسگراولادی در میان گذارم. وقتی به ایشان گفتم؛ در جواب گفت: خوش غیرت، الان سوال می کنی؟ البته تو دو سالی هست که بدون اینکه خودت بدانی داری به او کمک می کنی. من دو سال است که دارم او را اداره می کنم. خیریه امینی مجد ظاهرا خیلی املاک داشته است. در آن پرونده ای که بعد از رحلت ایشان در
برزو ارجمند: افسوس می خورم پدرم این فیلم را نمی بیند
اسکندرزاده" زنگ زد و حدیث نفس آن روزش را برای ما تعریف کرد که اصلا حالش خوب نبود و وقتی که قطع کرد من بسیار ناراحت بودم و قصه را زمانی که برای "علی زرنگار" و "حسین مهکام" تعریف کردم آنها هم ناراحت شدند که پس از پایان فیلمنامه ی "چند سال چند شب" چهار ماه و نیم وقت برای نگارش این فیلمنامه صرف کردیم. "محمدحسین لطیفی" تهیه کننده درباره ی دلیل همکاری خود با "وحید جلیلوند" عنوان کرد: در فاز دوم
خوش چهره: وابستگی به نفت دولت ها را تنبل می کند/ راغفر: "تولید" محوری ترین برنامه سیاست ابلاغی اقتصاد ...
به سمت اینکه مردم را جلب کند می کشاند البته نه همه دولت ها را و این شرایط را به وجود می آورد که اگر من با پول نفت مردم را می توانم جلب کنم، این خطای استراتژیک است که خودمان را به نفت وصل کنیم متاسفانه مثل یک شرایطی است که مجبوریم یک مقطعی داشته باشیم. یکی از این ها این است که ما الان ساختارهای تولید را بپردازیم ولی یادمان باشد تا نفت با این مختصات وجود دارد انحراف جدی است، البته ساده
6 آدمی که باید آنها را از زندگی خود حذف کنید!
سعی کنید تا موضوع بحث را عوض کنید و نیمۀ پر لیوان را به دوستتان گوشزد کنید. کسی که همیشه با شما جر و بحث می کند همۀ ما با آدمهایی روبه رو شده ایم که جوری رفتار می کنند که گویی عمداً قصد دارند با شما مخالفت کنند. نظرتان راجع اقتصاد؟ چرت است. پیشنهادتان راجع به اینکه کدام رستوران بروید؟ مزخرف است. هیچ کس دوست ندارد که همواره در وضعیت مناقشه باشد. حتی تحقیقات نشان داده
چه کسی باید مالک اینترنت باشد؟
هفته نامه صدا: حالا دیگر کلیشه ای ژورنالیستی ست اگر بگوییم 1984 جرج اورول، پیشگویانه بوده است. این رمان چنان پیشگویانه بود که پیشگویی هایش به حرف های پیش پا افتاده امروز بدل شده اند. تجربه خواندنش حالا دیگر کسل کننده است. بند و بساط برادر بزرگ- تلویزیون های مراقبت و میکروفون های مخفی شده- در برابر نظارت اعجازانگیز و همه جانبه دولت امروز، از رونق افتاده و حتی اطمینان بخش به نظر می رسد. او پیش گویی
تفسیر جدید مشاور روحانی از غیرت
دارند و سکوت عدم رسیدگی به این جرم را چگونه توجیه می کنند؟ مگر می شود رشوه دهنده در خارج محکوم شود اما رشوه گیرنده در داخل راست راست در این مملکت بگردد و هیچ کس نگوید بالای چشم تو ابروست. صورت مسأله قصه استات اویل همان بود که گفته شد. نام رشوه گیرندگان در خلال رسیدگی به تخلف استات اویل فاش شد. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را! آیا این همه بگیر و ببند و جریمه و زندان در
نه به عکس امام بلکه به خود امام توهین شده است!
کردند و امام هم در یک سخنرانی به امضا کننده ها حمله شدید کردند . آیا تعابیر ایشان خلاف گویی نسبت به امام و توهین به ایشان نیست؟ ایشان در همین گفتگو در بیانی متناقض می گوید : من آن روز چند بار وسوسه شدم گله ای از حضرت امام بکنم که شما خودتان به ما درس دادید که هر متهم فرضی حق دارد که پاسخ و دفاعش را در محکمه بگوید و بقول فقها الغایب علی حجّته پس چرا از ما نپرسیده ما را محکوم کردید و یا قصه
خوشی های لحظه ای بچه پولدار ها
در استخر خانه سرگرم باشد. معلم فیزیکش را که چند دقیقه ای به انتظارش نشسته بود به سمت اتاق هدایت می کند. دو سال اقامت در دوبی سارا را یک سال از همسن وسال هایش عقب انداخته اگر با پدرم نرفته بودم حالا پیش دانشگاهی بودم. سه سال قبل سوار بر سی ال اس یشمی رنگ پدر بود که دو نفری به سمت فرودگاه رفتند. سارا از میهمانی های چند شب گذشته اش می گوید. پیداکردن موادی مثل گل در این میهمانی ها خیلی
هیچ چیز مانند این دو، ترازوی اعمالت را سنگین نمی کند
- شیخ ابوالفتوح رازی روایت کرده از حضرت رسول صلی الله علیه و آله که فرمود: در شب معراج چون به آسمان رسیدم ملکی را دیدم که هزار دست داشت در هر دستی هزار انگشت و مشغول حساب و شماره کردن با انگشتان بود از جبرئیل پرسیدم که این ملک کیست و چه چیزی را حساب می کند؟ جبرئیل گفت : این ملکی است موکل بر دانه های باران ، حفظ می کند که چند قطره از آسمان به زمین نازل شده. پس من به آن ملک گفتم که تو میدانی از زمانی
ماجرای دختران و پسران عاشق
این خاطرات را در یکی از دبیرستان های دخترانه بیان می کردم. بعد از سخنرانی، یکی از دختران با قاطعیت گفت: ولی دوست پسر من این گونه که شما می گویید نیست. گفتم: این بار که او را دیدی با یک قیافه مصمم بگو که دیگر نمی خواهی به دوستی با او ادامه بدهی. البته او فکر خواهد کرد شوخی می کنی ولی چند روزی این رفتارت را ادامه بده. اگر بعد از چند روز او دست به تهدید و توهین به شما نزد و نگفت که همه چیز را به
امین زندگانی: با دلال های دروغگو کاری ندارم!
فراموشی فریبا به کارگردانی عباس رافعی که شما را در قالبی بسیار متقاوت با همیشه رو پرده کشاند؟ بله ... به نظر من اگر خیلی پیشترها تو را با نقش مرتضی در این فیلم به خصوص در سینما میدیدیم شاید مسیری که امروز در عرصه بازیگری طی کردی نوع و مدلی دیگر داشت؟ بله، اولین چیزی که میخواهم به شما بگویم باور غلط تهیه کنندگان و کارگردانان سینما در انتخاب بازیگران است. آنها
گفتگویی با همسر شهید قشقایی
؛ یعنی حدود 14 سال پیش. - چطور با شهید قشقایی آشنا شدید؟ آشنایی ما از طریق خواهرش بود. البته نسبت فامیلی دوری هم داشتیم. در زمان کودکی، او و خانواده اش را دیده بودم؛ اما زمانی که ماجرای ازدواج مطرح شد، مدت ها از آن دیدار می گذشت و من خاطره مبهمی از او در ذهن داشتم. - ازدواجتان چگونه بود؟ یک ازدواج سنتی. همدیگر را دیدیم و بعد از صحبت های اولیه قرارومدارها گذاشته شد
پرواز دو برادر در ارتفاعات جاسوسان + تصاویر
که درد دلم رو بهتون گفتم. هر کس هم بیاد همونه. گفتم باشه؛ هر جوری که دوست داری. گفت من این قول را به شما می دهم که هر جا باشم لقمه ای رو که خدا به من روزی بکند روزی حلال به دست بیاورم. یکسال و نیم درس رو ترک کرد. شش ماه اول رفت در فنی و حرفه ای کاشان یک دوره برق دید. هم برق خانگی، هم برق صنعتی و مدرکش رو گرفت. بعد از اون چند ماهی کارهای برق کشی انجام می داد. از جمله پمپ CNG بیدگل
جای خالی برف های تهران/ چشم به راه به رحم آمدن دل آسمانیم
... امروز با یک مورد جالب برخورد کردم. از دیشب دارد برف می آید. جسته و گریخته ولی تقریباً سنگین. توی دانشکده، قیم تمیمی یکی از بچه ها زیر برف ایستاده بود و بلورهایش را توی دست های بدون دستکشش یک جور عجیبی نگاه می کرد. می گفت چقدر قشنگند، تا حالا ندیده بودم... جمیعاً یک جوری نگاهش کردیم انگار دارد سربه سرمان می گذارد. وقتی نگاه های مشکوک ما را دید قسم خورد که در بندرعباس، شهری که از آنجا آمده دانشگاه، تا آنجایی که عمر او قد می دهد برف نیامده و خب قهری است که برف هم ندیده ... مجبور شدیم باور کنیم ... ...
اقتصاد ایران را به قربانگاه بردیم/ روحانی همه مشکلات اقتصادی را به گردن جلیلی انداخت
نظامیان آمریکایی از افغانستان و عراق، انقلاب های عربی، سیاست های مرتبط با ایران و کره شمالی، افزایش قدرت چین و روابط با متحدان آمریکا می پردازد. فصل هجدهم کتاب به بیان خاطرات کلینتون با موضوع ایران می پردازد که این فصل، "ایران: تحریم ها و رازها" نام دارد. گروه بین الملل مشرق قصد دارد طی روزهای آتی متن کامل فصل مربوط به ایران در کتاب "انتخاب های سخت" را در چند شماره منتشر کند.
زندگی در یک قدمی داعش
/> فیلمبرداری در یک قدمی مرگ چه حس وحالی دارد؟ اگر واقعیت را بخواهم بگویم باید گفت که از یک نقطه و جایی به بعد دیگر نمی فهمی و ترس از تو می رود اما وقتی از صحنه جنگ خارج می شوی و به آنچه اتفاق افتاده می نگری یا فکر می کنی، از خودت می پرسی وای خدای من! من کجا بودم؟ البته بعد از خروج از صحنه جنگ، آنقدر در آن منطقه در معرض موج های انفجار قرار گرفته ای که برای چند روز گیج ومنگ هستی. صداهای جنگ به شکل
زیارت امام هشتم برایم ماجراجویی عاشقانه بود
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری ،مرتضی پاشایی را خیلی دوست دارد و این روزها از او بسیار یاد می کند، با دانلود آهنگ های او از اینترنت این همه تیک تیک زمان را سر می کند تا روزها پشت سر هم بیایند و بروند. تمام دنیایش خلاصه می شود در رنگی به نام قرمز و دنیای قرمز پرسپولیس. از وقتی یادش می آید طرفدار دو آتیشه این تیم پایتختی است. دست هایش قوت ندارد اما خوب بلد است با تلفن همراه
سه چیزی که پیامبر (ص)، نفس خود را از آن پرهیز می دادند
، دوم پرحرفی و سوم گفتن حرف های بدردنخور. نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز می کرد؛ اول هرگز احدی را مذمت و سرزنش نمی کرد. دوم هرگز لغزش و عیب هایشان را جستجو نمی کرد و سوم هیچ وقت حرف نمی زد مگر در جایی که امید ثواب در آن می داشت. شیر را بچه همی ماند بدو / تو به پیغمبر چه می مانی بگو مولانا در مثنوی معنوی، بیتی زیبا و عبرت آموز دارد، آنجا که می گوید: "شیر را بچه همی ماند بدو
بی تو به سر نمی شود
ندارم. مدام از اینکه اطرافیانم فکر می کنند حتما عیب و ایرادی دارم که تا حالا نتوانستم ازدواج کنم نگران و افسرده ام. به نظر شما من باید چه کنم؟ پاسخ: دوست عزیز این مسئله تنها مشکل شما نیست. متأسفانه باور بسیاری از خانم های ایرانی بر این است که اگر من خوب و لایق بودم حتما موقعیت ازدواج برایم ایجاد می شد و حالا که این موقعیت فراهم نشده پس حتما شایسته و لایق نیستم. هنگامی که افراد، تصویر از
اسکناس هایی که حرف می زنند
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران ، ای بهار زندگی من این شب های غربت هم تمام می شوند ، فردا امتحان زبان دارم امیدوارم موفق شوم ، عید شما مبارک ، چی میشد از تو زیاد داشتم و برای زنم پژو می خریدم و ... این جملات نه بخش هایی از یک دفترچه خاطرات یا کارت تبریک که اسکناس نوشته هایی است که روزانه میان هزاران یا میلیون ها نفر از شهروندان این جامعه دست به دست می شود و بسیاری از ما حتی بدون آنکه فرصت
وقتی پسرم زنده می شود!
شوی؟ گفتم اگر در راه حسین علیه السلام باشی، نه، ناراحت نمی شوم. چند ساعت قبل از رفتنش، هر کس او را می دید به من می گفت سعید خیلی نورانی شده است. من نمی خواستم باور کنم. می دانستم که اگر بپذیرم که نورانی شده باید شهادت او را قطعی بدانم. وقتی که حاج محمد از جبهه برگشت و گفت سعید بعدا می آید، فهمیدم که شهید شده است. چند روز بعد از تشییع جنازه خانمی با چادر عربی و لهجه عراقی پیش من آمد و پرسید این
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
خرداد سال 1388 مانده بود. بعد از آن، فرمایشات ایشان در همایش 30 سال قانونگذاری، فرمایشات ایشان در نماز جمعه هفته اول سال 88 و... دوم، راه اندازی کمیته صیانت از آرا توسط بعضی از دوستان شما که در پشت اندیشه های حضرت امام سنگر گرفته اند با اجرای حجت الاسلام محتشمی پور و مرتضی الویری و هماهنگی آقای مهدی هاشمی. سوم، صحبت ها و مصاحبه خانم عفت مرعشی بعد از انداختن رأی خود به صندوق در
خدا در عرفان اسلامی و آیین سیکه
، بی تا: 43) ازاین رو اسماءالله عبارتند از: صوری نوعی که با خصائص هویات خود بر صفات خدا و ذات او دلالت می کنند و او با اینها شناخته می شود. (امام خمینی(ره)، 1376 : 111) اسم نفس تجلّی فعلی است که همه دارِ تحقق به آن متحقق است و اطلاق آن بر امور عینی در لسان خدا، رسول و اهل بیت بسیار است؛ چنان که اسمای حسنا را بر خود تطبیق کرده اند. (همو، 1378 ب: 242) عن ابی عبدالله قال: نحن و الله
گفتگوی حاج قاسم و حاج محسن درباره حاج احمد
عمل کرد. در آبادان نیز جایی را انتخاب کرد که بتواند بقیه جاها را بی خاصیت کند. مهدی کیانی می گوید: در سپاه آبادان نشسته بودم، مهدی آمد به من گفت که یک کسی از اصفهان آمده با شما کار دارد. ایشان آمد و گفت من احمد کاظمی هستم، تعدادی نیرو آورده ام اینجا، خطی به من بدهید دفاع کنیم. گفتم که بعد از ظهر بیا تا با هم صحبت کنیم. بعد از ظهر آمد و یک محلی بود کنار بهمن شیر که عراقی ها می آمدند از
با استیضاح وزیر ارشاد موافقم!
جزئیات را نمی توانم بگویم چون مجبور می شوم از افرادی که صلاح نیست نام ببرم. از خودم خجالت می کشم، که از جشنواره فیلم فجر صحبت کنم، شاید به این دلیل باشد که همه دوست دارند در جشنواره باشند ، یک نفر هم که احساساتش را بیان می کند ممکن است باور پذیر نباشد، ما واقعا می خواستیم این فیلم و فیلمی را که در فرانسه ساخته ام را اکران کنیم. وی تصریح کرد: من حاضر به انجام تغییرات فیلم نبودم، پیشنهاد شد
سرخابی ها و گزینه سرمایه گذاری خارجی/جهان اسلام در مواجهه با اتهام تروریسم
دین را با تمسک به پلورالیسم می زدند، پنهان کنند. آنها توانسته بودند به تن یک فیلسوف لباس کابوی بپوشانند و یک ششلول به دست او بدهند که هر کس را اراده کردند، بزند. شما آثار سروش در دهه 80 را ببینید، جز فحش و ناسزا و هتاکی به فقها و مراجع و بزرگان اسلام و تئوری پردازی علیه حکومت دینی هیچ چیز دیگری نیست. ما در دهه 70 و 80 فقط شاهد هفت تیرکشی همین جماعت بودیم. فتنه سال 78 و 88 محصول همین هفت