سایر منابع:
سایر خبرها
انگیزه های قاتلین از جنایت های خانوادگی
باز هم تکرار شد. جنایت خانه خیابان ایتالیا در منطقه فلسطین بسیاری از خبرخوان های صفحات حوادث را در شوک فرو برد. پسر خشمگین خانواده ای مرفه در اقدامی جنون آمیز و تنها به خاطر اختلاف بر سر شبکه تلویزیونی با خواهرش او را قربانی جنایتی هولناک کرد و بعد از آن برای پاک کردن ردپایش، پدرش را که تنها شاهد جنایت او بود به قتل رساند. این حادثه که از عجیب ترین و جنجالی ترین پرونده های سال 94 تا کنون
پشت پرده جنایت خیابان ایتالیا
به گزارش ستاره نیوز، متهم مدعی است بدون اختلاف و درگیری قبلی ابتدا خواهرش را به خاطر اختلاف نظر در تماشای تلویزیون خفه کرده و پس از آن وقتی پدرش از راه رسیده او را نیز با ضربات کارد به قتل رسانده است. آیا می توان تصور کرد فردی بدون زمینه قبلی چنین جنایتی را مرتکب شود؟ از نظر علمی بعید به نظر می رسد عصبانیت آنی آنقدر شدید باشد که فرد بدون هیچ مقدمه ای دست به قتل دو نفر از عزیزان خود بزند. حتما باید بررسی روان شناختی در مورد فرد انجام بگیرد و نحوه تعا
عیددیدنی مرگبار پدر و پسر
سرانجام راز جنایت را پیش روی تیم تحقیق قرار دهد. پدرم از بچگی مرا تحقیر می کرد، روز اول عید وقتی برای عید دیدنی به کارخانه رفتم با او درگیر شدم و دست به جنایت زدم . این اعترافات را پسر جوان پیش روی افسر بازجو مطرح کرد. وی گفت: من پسرکوچک خانواده هستم برای همین همیشه پدرم مرا تحقیر می کرد و بین من و فرزندان دیگر تبعیض قائل بود. همیشه این موضوع مرا آزار می داد و مدتی بود که من و پدرم بر سر
این خانه بوی خون می دهد
پایگاه خبری تحلیلی پارس - سعید برند- حتی تصورش هم سخت است، سخت است یک جوان 25 ساله را تصور کنیم که دستانش را دور گردن خواهرش گره زده و آنقدر با قدرت گردن او را می فشارد که پس از چند دقیقه خواهر جوانش خفه می شود، خفه می شود آن هم به دست برادری که می بایست پشت و پناهش می بود. سخت است تصور کنیم پدر 62 ساله ای در حالی که در آشپزخانه است از پشت آماج ضربات پیاپی چاقو شود، چاقویی که در دستان پسرش آغشته
جزییات قتل مرموز خیابان ایتالیا
کرد. برای دفاع از خود سعی کردم چاقو را از دستانش خارج کنم و به همین خاطر روی دستم دچار خراشیدگی شد. آن لحظه پدرم در خانه نبود و من با حالت قهر از خانه خارج شدم، اما شب به خانه برگشتم و ناگهان با جسد پدر و خواهرم روبه رو شدم. پدرم کف آشپزخانه با چاقو به قتل رسیده و خواهرم خودش را از لوستر خانه حلق آویز کرده بود. احساس کردم امکان دارد خواهرم هنوز زنده باشد به همین خاطر با قیچی طناب را بریدم و جسدش را
عامل قتل بی رحمانه متخصص طب سوزنی و دخترش شناسایی شد
در حالی که با ابراز ناراحتی از قتل پدر و خواهرش با خونسردی سعی داشت مسیر تحقیقات را گمراه کند، چاره ای جز اعتراف ندید.هوتن گفت: ساعت 6 عصر بود، وقتی خواهرم با چاقو به من حمله کرد، خیلی عصبانی شدم، سراغش در اتاق رفته و خفه اش کردم. قصد داشتم برای صحنه سازی خواهرم را حلق آویز کنم اما موفق به این کار نشدم. همزمان پدرم وارد خانه شد و به آشپزخانه رفت. چراغ آشپزخانه هنوز خاموش بود و پدرم از قتل خواهرم
من قضیه حسین را تکرار نمی کنم که زینب زنده بماند
به رهبری امام خمینی فرصتی برای سید باقر صدر و خواهرش بنت الهدی پیش آمد تا موج های انقلاب اسلامی را در عراق نیز گسترش دهند. اسلام، غریب است و دلسوز کم دارد در 17 خرداد 1358 شمسی سید محمدباقر صدر به فرمان صدام، حاکم دست نشانده و طاغوتی عراق، دستگیر شد. بنت الهدی هنگام دستگیری برادرش تا خیابان اصلی خانه شان جلو آمد و تصمیم گرفت تا برادر را همراهی کند، اما گماشتگان بعثی اجازه این
دیدن فیلم بعد از قتل پدر و خواهر
پدرم میانه خوبی داشتم و بعد از این که مادرم سال 87 بر اثر سرطان فوت کرد و از اراک به تهران آمدیم ارتباطم با پدرم نزدیک تر شد. اما با خواهرم رابطه خوبی نداشتم. او مدام با من جر و بحث می کرد و همیشه اختلاف رفتاری و سلیقه ای با هم داشتیم. عاقبت هم همین درگیری های میان من و خواهرم باعث شد که من دست به این جنایت تلخ بزنم. از شب حادثه بگو. آن شب من و خواهرم در خانه تنها بودیم. از او
شلیک آخر با دستان صدام!
با واکنش مردم روبه رو شد، تصمیم گرفت ایشان را در شرایط حصر در منزل قرار دهد. این حصر آغاز شد و ماه به طول انجامید و در نهایت به شهادت شهید صدر منتهی شد. رژیم در ادامه اقدامات خود و پس از محاصره منزل، آب و برق و تلفن منزل شهید صدر را قطع کرد. این وضعیت، حدود 15 روز به طول انجامید و اگر در خانه، منبع آب نبود، تشنگی، همه اهل خانه را تلف می کرد. به نظر می رسید که هدفشان هم همین بود. از سوی دیگر، آنها
دعوا بر سر تماشای تلویزیون انگیزه جنایت خیابان فلسطین
/> دستگیری نخستین مظنون در شرایطی که بررسی صحنه جنایت ادامه داشت اظهارات ضد و نقیض پسر خانواده انگشت اتهام را به سوی او نشانه گرفت. هوتن در اظهارات اولیه اش گفت: من شب گذشته در خانه دوستم اشکان بودم اما امروز عصر وقتی او من را به خانه رساند دیدم پدرم کشته شده است. در اتاق خواب هم خواهرم خودش را حلق آویز کرده بود که من فورا طناب را با قیچی بریدم ولی فایده ای نداشت و او جانش را از دست
افشاگری عامل جنایت خیابان ایتالیا
تماشای تلویزیون با خواهرم درگیر شدم که او را داخل اتاق حبس کردم و به تماشای تلویزیون پرداختم ؛ خواهرم از اتاق خارج شد و اینبار با چاقوی آشپزخانه به سمت من حمله کرد و دستان من آسیب دید ؛ دوباره خواهرم را ، اینبار داخل اتاق خودم حبس کرده و در اتاق را قفل کردم . با پدرم تماس گرفتم تا سریع به خانه بیاید و زمانیکه پدرم وارد خانه شد من از خانه خارج شدم . در حالیکه هوتن سعی داشت با دروغ
کشف پرونده جنایت خیابان ایتالیا
اینکه امروز به خانه آمدم وقتی در خانه را باز کردم ، با جسد پدرم روبرو شدم که در داخل آشپزخانه افتاده بود به داخل اتاق رفتم که خواهرم را دیدم روی زمین افتاده و طناب پاره ای دور گردنش است. با توجه به اظهارات هوتن کارآگاهان دوست او اشکان را را هم مورد تحقیق قرار دادند او در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : ظهر شنبه پانزدهم فروردین از ساعت 15 تا 18 من و هوتن با هم بودیم بعد هم از یکدیگر جدا شدیم
بخشش سبز پشت خاکریز زندگی
پدر دعا کردیم و از خدا خواستیم تا سایه او را برای سال ها بر سر ما حفظ کند. بر دستان پدر بوسه زدم و از او خواستم برای دل من و خواهرم با بیماری مبارزه کند . direction:rtl;unicode-bidi:embed" نعیم از روزی که پدر برای همیشه پر کشید، گفت و ادامه داد: چند روز قبل پدرم در خانه دچار خونریزی مغزی شد. بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردیم و پزشکان با عمل جراحی لخته خون را از سر او خارج کردند
داستان عاطفی و تلخ زندگی شقایق
. مریم هیچ وقت دوستانش را به خانه نمی آورد و من آنها را نمی شناختم. آن شب شور و نشاط خاصی در خانه ما حاکم بود. از سال قبل که پدرم فوت کرده بود، کمتر در خانه اینقدر پر سر و صدا می خندیدیم و حرف می زدیم، اما حضور شقایق انگار به خانه ما روح تازه ای داده بود. ساده ترین ماجراها را با چنان آب و تابی تعریف می کرد که همه را به وجد می آورد. همان شب احساس کردم به این دختر علاقه مند شده ام. اما به خودم تشر
عامل جنایت داعش گونه در تهران گیر افتاد +عکس
. روز بعد عصر یکشنبه وقتی به خانه بازگشتم، با جسد پدرم در آشپزخانه روبه رو شدم و خواهرم با طناب از لوستر اتاق خوابش آویزان بود. شوکه شده بودم، سراسیمه چاقویی را از آشپزخانه برداشتم، طناب را پاره کرده و خواهرم را پایین آوردم تا نجاتش دهم، اما او نفس نمی کشید. بعد موضوع را به پلیس اطلاع دادم. در ادامه این جوان به تناقض گویی پرداخت و همین موضوع باعث شد وی به عنوان تنها مظنون پرونده به دستور
قتل پسر 18 ساله در میهمانی شبانه
مانع خارج شدن آنها شدم و به پلیس زنگ زدم. وی در پایان گفت: من احتمال می دهم آنها با هم درگیر شده اند و قصد دارند این قتل را به گردن من بیندازند. ابوالفضل نیز بعد از بهبودی نسبی در بازجویی ها حرف های دوستش را تأیید کرد. وی گفت: خانواده ام در مسافرت بودند که دوستانم را به خانه مان دعوت کردم. مشغول شادی بودیم که دختر صاحبخانه برای اعتراض به در خانه ما آمد. ما با هم در حال حرف زدن
دوقلوهایی که برای ازدواج ایده خاصی داشتند
عمویش را دلیل اصلی انتخاب دو خواهربرای ازدواج می داند. او با بیان اینکه پدر و عمویم باهم باجناق هستند و ما شاهد مهر و محبت بین آنها و فرزندان هردو خانواده بودیم گفت: 22 خرداد سال 62 من و سلمان به دنیا آمدیم. سلمان 5 دقیقه زودتر از من به دنیا آمد. ما فرزندان پنجم و ششم خانواده بودیم و در روستای نصرت آباد از توابع ملکان زندگی می کردیم. پدرم پاسدار بود و دوست داشت به کشور خدمت کند. وقتی چشم
شهادت 8 مامور مرزبانی در حمله اشرار/ پیرزن خلافکار تهران کیست؟ +عکس/ پسر 8 ساله خواهرش را کشت
در صدایش موج می زد با مرکز 110 تماس گرفت و پرده از قتل هولناک پدر و خواهر جوانش برداشت. شهادت 8 مامور مرزبانی در حمله اشرار طی کمین اشرار مسلح در منطقه مرزی معروف به میل 239 در جنوب شرق ایران متاسفانه هشت مامور مرزبانی شهید شدند.
قتل مرموز پدر و دختر
هر دو به طرز فجیعی کشته شده بودند. جسد مرد میان سال در حالی که غرق در خون بود، در آشپرخانه رها شده بود و بررسی های مقدماتی نشان داد او هدف چندین ضربه چاقو قرار گرفته است. پیکر دختر این مرد نیز در اتاق خوابش افتاده و طنابی دور گردنش بود. کارآگاهان در همان بررسی ابتدایی فهمیدند سر دیگر طناب به لوستر وصل بوده و این دختر بر اثر خفگی جان باخته است. پسر خانواده وقتی تحت بازجویی قرار گرفت از
رفتن به سینما پس از دیدن اجساد پدر و خواهر!
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 19 و 30 دقیقه شامگاه یک شنبه 16 فروردین ماه پسر جوانی مأموران پلیس را در جریان قتل پدر و خواهر جوانش قرار داد. وی با صدایی لرزان گفت: به همراه پدر و خواهرم در واحد 35 مجتمع مسکونی شماره 375 خیابان فلسطین زندگی می کنم. لحظاتی قبل وقتی به خانه آمدم با جسد غرق در خون پدرم و جسد حلق آویز خواهرم روبه رو شدم. لحظاتی بعد از این تلفن تیمی از مأموران کلانتری 107 فلسطین در طبقه
صحبت های تکان دهنده دختری که پدرش را با اره برقی مثله کرد!
/> من توی مغازه همراه پدرم کار می کردم و می دانید چه رنجی می کشیدم وقتی می دیدم من باید با کفشهای پاره زندگی کنم و پدرم پول هایش را صرف خرید گوشی و سفر شمال با زنانی می کرد که با او دوست می شدند؟ یادم می آید وقتی من و خواهرم کوچک تر بودیم به خاطر هر کار اشتباهی که انجام می دادیم ساعت ها در زیر زمین یا بالکن خانه زندانی می شدیم تا اینکه بالاخره پدرم به این نتیجه برسد که این تنبیه برای
رد پای آشنا در جنایت هولناک خیابان فلسطین
دیدم که خواهرم هم در اتاق خواب حلق آویز شده است. پای یک آشنا در میان است درحالی که بازجویی ها از هوتن ادامه داشت او این بار حرف های تازه ای زد و گفت: عصر شنبه وقتی با خواهرم بگو مگو کردم از خانه بیرون رفتم اما شب وقتی برگشتم دیدم او و پدرم به قتل رسیده اند. چون چند ساعت قبل در درگیری با آرین دخت دستم مجروح شده بود فکر می کردم اگر به پلیس خبر بدهم گرفتار می شوم. ترسیدم و به
سرنوشت شوم یک دختر در آستانه ازدواج اجباری
دانست اجازه نمی داد یک کلمه درباره ازدواج مینا و پسر خاله اش حرفی در خانه رد و بدل شود. البته پول و ثروت پدر جلال چشم های مادرم را نیز روی واقعیت های زندگی بسته بود. خواهرم در شرایط بسیار بدی قرار داشت، من هم گرفتار کارهای خودم بودم و به او توجهی نمی کردم. یک شب، ساعت 10 بود که مرا به داخل اتاق صدا زد. گریه می کرد و کمک می خواست. مسخره اش می کردم و حرف هایش را جدی نمی گرفتم. جلو آمد و