سایر منابع:
سایر خبرها
یادی از فیلم مادر علی حاتمی تا دیالوگ های ماندگار
هفته بیجارت نمیشد ترنجبین بانو!... سهره مِهره یه دوجین بچه میزاد یکیش میشه بلبل، ننه ی ما کت سهره رو بست زایید گل و بلبل.سنجر! دهن مهن، کولون مولون! آخه تورو خدا از این جسد مرده شور خونه بر میومد زابراش کردین؟ آمبولانس تو خیابون ببیندش جلبش میکونه... مادر: سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و
آگهی استخدام آشپز و کمک آشپز و کارگر رستوران در استان خراسان رضوی
بعد از ظهر _____________________________________ رستوران مجید جهت تکمیل کادر خود به افراد ذیل نیازمند می باشد: 1- منشی خانم آشنا به کامپیوتر یک نفر 2- چند نفر کارگر ساده خانم 3- میزبان سالن خانم 2 نفر آدرس: بلوار فرودگاه، نبش پروین اعتصامی 6، رستوران مجید تلفن تماس: 09151110517
سایه سنگینی بر عملکرد وزرای وزارت خانه کشاورزی وجود دارد
کلان کشور، خودش را نشان می دهد؛ اما زمین کشاورزی این گونه نیست و حتی در مقوله سهل البیع در بانک هم تعریف نمی شود. با توجه به اینکه زمین کشاورزی یک زمین تولیدگر است تولیدی است و باید سهل البیع تعریف شود، ولی چون سند ندارد و هنوز روستایی نمی داند، چه چیز دارد و اختلافات آن با همجوارانش و امور اراضی و منابع طبیعی و همه این ها هنوز حل نشده مانده، عدد و رقم ها آن حساب نمی شود؛ مثلا تراکتور
سجاد شهباززاده:نه کریس به من شبیه است نه من به او
برادرم به سرعت به سمت خانه رفتیم واتفاقا همان 8 دقیقه آخر که اصل کار بود را رسیدیم. لحظه به ثمر رسیدن گل چه کار کردید؟ از خوشحالی به طرف تلویزیون دویدم که پایم به فرش گرفت و به سمت تلویزیون پرت شدم و روی زمین افتادم البته اصلا متوجه نشدم و دوباره بلند شدم و بعد هم به خیابان رفتیم و با دیگر دوستان مان به شادی کردن مشغول شدیم. روز به یادماندنی بود. تا امروز خداداد را
رئیس جامعه متخصصان داخلی: "مگر باید پزشکان را برقصانند تا مردم بخندند"
مدیری مشکلی ندارد؟ مگر قرار نبود در سریال قهوه تلخ به مردم بنز و خانه هدیه و جایزه بدهد، آیا این جایزه های تبلیغاتی را به مردم داد؟ مدیری به دلیل اینکه منافع مالی خودش با تلویزیون به خطر افتاد ادامه کار خود را با صدا و سیما به هم زد، چون دنبال 7 میلیارد تومان پول بود اما به او داده نشد. مگر چند سال پیش که انگشت دست مدیری آسیب دید و به دنبال پیوند دست بود آیا جامعه پزشکی با وی این گونه برخورد کرد؟ این
تبریز- سرویس فرهنگی آناج : اگر بارها زمان به عقب برگردد بازهم فرزندانم را قربانی می دهم
. اصغر که زخمی بود سر و تنش همه خون آلود و پر از گرد و خاک بود. خواهرم خون و خاک سر و رویش را با آب شسته و تمیز کرده بود. وقتی خبردار شدیم، به اصفهان رفته و یک ماه آنجا کنار اصغر ماندیم اما آنجا راحت نبودیم برای همین اصغر را به بیمارستان سینا در تبریز انتقال داده و بعد چند روز هم او را به خانه آوردیم. در خانه به او رسیدگی می کردیم اما قبل از اینکه زخمهایش کاملا بهبود پیدا کند بازهم راهی جبهه
کدوم گل واسه کدوم مامان خوبه؟/شخصیت شناسی مامان ها!
همیشه دو بار فکر می کند، یک بار به خودش و بار دیگر به فرزندش. مادران متولد مرداد: مادران متولد مرداد قدرتمند، با اعتماد به نفس، منظم و سخاوتمند هستند. همه اطرافیان از جربزه وجسارت آنها تعجب می کنند و از خود می پرسند چگونه ممکن است که کسی در مدتی کوتاه به چنین موفقیت هایی دست پیدا کند. گلی را انتخاب کنید که نمایانگر سخاوت و شخصیت بزرگ او باشد. همه گل های زیبا او را خوشحال می کنند، به
تجلی شاهکار شگفت خلقت در مادران سرزمین مینو
برآورد تا بار دیگر چهره چین دار اما جوان مادرش را ببیند، نگاه ها با لبخند درآمیخت و آن لبخند در تمام این سال ها شد آخرین رمز حرف های مادر و پسر که هم گفته شده و هم ناگفته مانده است. در گذر از راه طولانی و دشوار صبر، فرزندش را به خدا سپرد. از آن زمان که نام مفقودالاثر بر آن جوان دلاور نهادند، دلتنگش می شود، گریه می کند و آرزوهای دور و درازی که برای فرزند داشت، از پیش چشمانش می گذراند؛ اما
چهره ها در شبکه های اجتماعی (96)
در ارتباط مستمر و دو طرفه با مردم دارند. در این سری مطالب ما تصمیم گرفته ایم گزیده ای از فعالیت چهره های ایرانی در شبکه های اجتماعی نظیر اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و ... در اختیار شما عزیزان قرار بدهیم. ******* ضمن عرض تبریک و تهنیت به مناسبت سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) و تبریک روز مادر به همه بانوان و مادران دوست داشتنی سرزمینمان، به همین مناسبت شماره 96 را شروع
فاطمه(س) مظهر مهر و محبت و الگوی جهانی مادر: یادداشتی از دکتر افتخار دانشپور
گریه می کند ، پس به او گفت : اجازه دهید که یا بچه را نگه داری کنم یا آسیاب را بگردانم و شما به حسن برسید .بانو س می فرماید : من بهتر می توانم از فرزند خود نگه داری کنم ( تنبیه الخواطر ، ج 2، ص 230) پرورش روحیه عبادی در کودکان : یکی از محور های اساسی مورد توجه حضرت زهرا س در تربیت فرزندانش ، بعد پرستش و انجام تکالیف الهی بود .فاطمه س دین باوری و شوق بندگی معبود را ازکودکی در جان و روح
روزی به پاس آغوش مهربان و بی منت
در کارهایش شریک می کند تا هم او بازی کند و هم این که زن خانه به امورات منزل برسد. هنوز گردگیری خانه به اتمام نرسیده که فکر ناهار بچه ها است. پدر خانواده غذای پرنمک نمی خورد. نوید گوشت مرغ دوست ندارد. اگر سبزی سرسفره نباشد ندا لب به غذا نمی زند. محمد هم که عاشق سوپ است. با خود کلنجار می رود که چه غذایی بپزد تا همه تمایل به خوردن آن داشته باشند. نگاهی به فریزر می اندازد. کشوها را بالا و
همسرداری را از شهدا بیاموزیم
هستم یا نوکرت هستم به من ابراز می کرد. (افلاکیان زمین، ش 13، ص 11.) شهید صیاد شیرازی دختر شهید صیاد شیرازی می گوید: رفتار پدرم با مادرم بسیار محبت آمیز و همراه با احترام بود. مادرم تعریف می کرد که در سال اول ازدواجشان یک روز در حال اتو زدن لباس پدر بودند که ناگهان پدر سررسید و از مادرم گله کرد و به او گفت: شما خانم خانه هستید و وظیفه ای در قبال انجام دادن کارهای شخصی من ندارید
80 درصد کودکان کار با پدر و مادرشان زندگی می کنند
مراکز خودمان نگهداری کنیم ولی چون آنها پدر و مادر داشتند با شکایت آنها و با حکم قاضی، بعد از یک روز به خانه هایشان باز می گشتند. این موضوعی است که کنترل شما از سازمان بهزیستی خارج است و قانون تکلیفش را معلوم می کند، ولی به هرحال نمی توان گفت که چون دست شما از نظر قانونی دراین باره بسته است، پس وظیفه سازمان بهزیستی برای رسیدگی به وضع آنها ساقط است؛ مانند تمام سال هایی که تولی امور این
لعنت بر ماهواره/ اگر شهدا نبودند همین دوستان نمی توانستند سیاه فیلم بسازند!
از سالن سینما بیرون می آیند، به هم چپ چپ نگاه می کنند! می آیند بیرون، به همسرشان مشکوک می شوند دیگر! (خنده) وقتی مخاطب می بیند همه دارند در آثار نمایشی سینما خیانت می کنند خلاصه او هم با خودش می گوید مثلا نکند آن روز که ما توی بالکن کباب می پختیم همسر من نیز به من خیانت کرد! آن وقت می گوییم فردین بد بود؟! (صرف نظر از برخی انگاره های نامطلوب نمایشی از جمله کاباره در فیلمفارسی و...). - همه
راز انقلاب درونی سید شهیدان اهل قلم چه بوده است؟!
معمولی بود. سال 1354 بود که نامزد شدیم و خردادماه 1357 ازدواج کردیم. فقط می توانم بگویم که نسبت به شرایط آن روز خیلی ساده ازدواج کردیم. خرید ما یک بلوز و دامن سفید برای من بود و یک کت و شلوار سفید برای مرتضی. این علاقه روز به روز بیشتر و پخته تر می شد و بعد از ازدواج هم چیزی از آن کم نشد. مرتضی خیلی به من و بچه ها علاقه مند بود. یکی دو سال آخر، این علاقه را خیلی ابراز می کرد و به زبان می آورد
قاتل خلاقیت فرزندانتان نباشید!
کلاس و عصر هم که خسته او را بر می گردانیم و فردا هم مثل روز قبل. باورکنید که کشف استعداد بچه ها احتیاج به این همه هزینه و رفت و آمد به کلاس های مختلف ندارد و شما خیلی راحت می توانید در خانه بر روی توانایی هایشان کار کنید. بحث اوقات فراغت را جدی بگیرید و از فرزندانتان بخواهید کارهای جدید انجام بدهند؛ مثلا وسایل دورریختنی را در اختیارشان بگذارید و از آن ها بخواهید یک چیز به دردبخور با آن ها درست
کاربردهای شگفت انگیز خمیر دندان/خطرناک ترین نوشیدنی قبل از خواب
و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند . فردای آن روز اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت . ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و
سران قوا سنگر را ترک کرده اند/ وزارت ارتباطات در دستان یک فتنه گر
هیچ آدم عاقلی اجتماع خودش را دست غریبه ها نمی دهد. حتی اوباما که رئیس جمهور کشوری است که لشکرکشی می کند به کشورهای دیگر و به اصطلاح دنبال این است که برای آن کشورها مثلاً آزادی به ارمغان بیاورد در شبکه ان بی سی نیوز آمریکا خبرنگار ازش می پرسد که دختر شما از سیزده سال رد شده و هم اکنون پانزده ، شانزده سال سن دارد ، چرا اجازه نمی دهید در شبکه اجتماعی فعال باشد؟ می گوید من نگران بچه ام هستم به خاطر
اختلاف بر سر مهمانی، گاهی زوج های جوان را راهی دادگاه خانواده می کند
دیگر سرخانه و زندگی مان برویم، وقت نمی گذارد و به نیازهایم توجهی نمی کند. چند شب پیش همراه او به یک مهمانی رفتیم. دیر وقت بود و از او خواستم تا به خانه برگردیم. اما او گفت هنوز سر شب است و همه هستند، ما کجا برویم؟ دیگر نتوانستم تحمل کنم و صدایم یکدفعه جلوی جمع بالا رفت و با داد و فریاد به او گفتم: دیگر بس است پس من کجای زندگی تو هستم؟ وقتی هم مهمانی هستی و زنگ می زنم جواب نمی دهی؟ جواب هم که می دهی
روی دیگر چهره زن در آمریکا
اسلام کارهای خود را پیش می برند. *این فشار تا چه حد به زنان مسلمان وارد می شود؟ طبیعی است که زنان مسلمان به دلیل اینکه پرچم دار اسلام هستند، فشار بیشتری را تحمل می کنند. برای مثال، یکی از دوستانم که در آمریکا زندگی می کند می گفت همسایه مان سگ بزرگی داشت و این سگ به خانه ی ما می آمد و ما به خاطر اینکه بچه ی کوچک داشتیم، از این موضوع خیلی آزار می دیدیم، ولی هیچ گاه نمی توانستیم به
آیا زنان می توانند موفقیت شغلی و خانوادگی را با هم داشته باشند؟
صحبت کنیم. اگر با من بود عبارت "داشتن همه چیز با هم” را حذف می کردم. روش های عملی برای بازسازی نگاه شما به زندگی چیست؟ از روش های عملی برای بازسازی دیدگاه های ذهنی خود استفاده کنید. من می دانم چه چیزی برای من ارجحیت دارد و هر روز و هر انتخاب و تصمیمی که می گیرم، به آن افتخار می کنم. تفکر و تعریف درباره زندگی را با واژه "همه” متوقف کنید چون منجر به این خواهد شد که در نهایت با
اینجا خانه ام نیست
به آسانی غذا بخورند و بخوابند. ناسا و دیگر سازمان های فضایی درحال فهمیدن و حل کردن این مشکلات هستند. مشکلات مربوط به سلامتی انسان هم ازآن دست مشکلاتی است که هنوز بعد از گذشت 50سال از نخستین پروازهای فضایی، پزشکان نتوانسته اند آنها را حل کنند، بعضی از مشکلات حتی شناسایی هم نشده است. برای مثال تازه پنج سال پیش بود که ناسا دریافت کره چشم برخی از فضانوردان در فضا، کمی تغییر شکل می دهد. اما شاید بزرگ
یک سال تنهایی پس از 50سال باهم بودن
بیدار نمی شدم. معمولا نیم ساعت بیشتر می خوابیدم. معمولا یک روز کاری فضانوردان مستقر در ایستگاه به صورت 30-40-30 تقسیم بندی شده است؛ یعنی 30درصد زمان صرف آزمایش های علمی می شود، 40درصد صرف تمرین های نرمشی و ورزشی و بررسی دستگاه های ایستگاه و 30درصد صرف تعمیرات سخت افزاری که کاری عادی است، چون این خانه 52کامپیوتر، 3/3میلیون خطوط رمزنگاری شده و 13کیلومتر سیم کشی دارد و 90کیلووات برق مصرف می کند که صفحه
صلاح دوست
خودش نیست. او به خوبی می دانست چه کسی در گوش او زمزمه کرده است. آخر تابستان سال1979 بود. والری ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه، مامان کاترین را به اداره شانزدهم پاریس فراخواند. می خواست او را از موضوع مهمی آگاه کند. مسئله مهمی که لازمه اش آمدن او از بانگی به آنجا بود. موضوعی خاص که باید از دیدار در دفترش در کاخ الیزه پرهیز می شد. در تاریخ 22 ماه می، طی کنفرانس سران کیگالی در رواندا، رئیس جمهور فرانسه
روستازاده ای که توانست 5بار به فضا سفر کند
زد و پرسید: دوران کودکی ات؟ چرا؟ پدرم راهپیمایی امروز را پیش بینی کرده بود... . عصر روز 19مارس 1965 که پدرش پس از کار روزانه به خانه برگشت، گنادی مثل هرروز بعد از سلام واحوالپرسی مختصر، از همان کنار در ورودی، سوالات بی انتهایش را شروع کرد. پدرش، راننده و مکانیک تراکتور بود اما همه مردم او را به عنوان فردی اهل مطالعه و کتاب خوان می شناختند. ایوان پادالکا تمام اوقات فراغتش را
ماجرای سجده شکر مقام معظم رهبری چه بود؟
. ولی آن روز که اسلحه شلیک شد مادر همه چیز را متوجه شد. پدر هم به مادر گفته بود که تو همسر منی و باید همراهم باشی، مادر هم قبول کرده بود. تا جایی که با پدر به زابل می رود و پدر او را با یک بچه کوچک و بچه ای در شکم تنها می گذارد. مادر دو ماه در خانه یکی از خانواده های زابلی زندگی می کند و منتظر می شود تا پدر از افغانستان بیاید تا جایی که صاحب خانه می خواست مادر را بکشد. مادر تعریف می کرد که
مامای 1500 بچه که هیچگاه مادر نشد
، چیزهایی را به من یاد می داد و من را تنها نمی گذاشت؛ چون از روستای دیگری به این روستا آمده بودم و غریب بودم. کارم را با ترس و لرز شروع کردم چند سال که گذشت، یک روز پس از زایمان یکی از زنان روستا دیدم که دایه چه جور ناف بچه را برید، من نگاه کردم و یاد گرفتم. چند وقت بعد یکی از مردهای روستا آمد دنبالم که بیا خانه ما کار داریم. من مشغول کاری بودم،، نرفتم دوباره یکی از زنها آمد
در خانه امام از احترام خاصی برخوردار بودم
در اتاق، جای خوب را به من تعارف می کردند. همیشه تا من نمی آمدم سرسفره، خوردن غذا را شروع نمی کردند، به بچه ها هم می گفتند صبر کنید تا خانم بیاید. اصلاً حرف بد نمی زدند. ولی اینکه من بگویم زندگی مرا به رفاه اداره می کردند، نه. طلبه بودند و نمی خواستند دست پیش این و آن دراز کنند، دلشان می خواست با همان بودجه کمی که داشتند زندگی کنند. ولی احترام مرا نگه می داشتند. حتی حاضر نبودند من در خانه، کار
دین پیکره ای متناسب و همگون از اعتقادات، اخلاقیات و احکام است
غریزه با حیوان مشترک است. اما فرقی که انسان با حیوان دارد مقوله ای است که ما نام آن را نیاز فطری می گذاریم. مثل میل به دانستن. حیوان نمی خواهد بداند و اگر هم بخواهد بداند خودِ دانش برایش موضوعیت ندارد بلکه برای رفع نیازهای غریزی اش دست به شناخت اطرافش می زند. اما انسان میل به دانستن و حقیقت جویی دارد و در همه زمانها هم این میل را داشته است. یا مثلا میل به زیبایی که در انسان وجود دارد فطری و
مرتضی پورعلی گنجی: برخورد با زلاتان مثل اصابت با تیر بتنی بود
/> مثلا چه فرقی؟ چین از همه نظر در حال پیشرفت است. دیگر مثل گذشته نیست که غذای ایرانی اینجا گیر نیاید. چین از نظر اقتصادی پیشرفت قابل توجهی داشته و به نظر 10 سال دیگر از آمریکا هم جلو می زند. چین واقعا کشور خوبی است. از نظر تغذیه هم فعلا دچار مشکل نشده ام و فکر نمی کنم مشکل آنچنانی برایم پیش بیاید. گوشت و مرغ که در فروشگاه ها فراوان است و با خودم تن ماهی هم آورده ام. حتما چند