سایر منابع:
سایر خبرها
بنیاد در آینه مطبوعات
شهرآرا چهارشنبه 20/5/95 گپ و گفتی با سرتیپ دوم پاسدار سیدکاظم حسینی فر از بنیانگذاران و راوی اردوی راهیان نور خبرنگار خاطرات دیروز جنگ اگر خبرنگاران نبودند، رویدادهای جنگ در پستو میماند بنیانگذار اردوی راهیان نور خراسان میگوید: سالهای آشنایی من با انقلاب به دوران کودکی ام برمیگردد. ازآنجاکه همیشه همراه پدرم بودم، در نه سالگی که با رساله امام آشنا شدم. هشت سال
رامین ها از هم تبری می جویند
نمی برند خانه؟ اگر به این رسیده اند که شأن زن در این حفظ می شود که در خانه باشد، استعفا بدهند بروند در خانه بنشینند تا عملا این را نشان بدهند. مشکل ما از نگاه های کلیشه ای نشئت می گیرد . او در آلمان و در 19 سالگی با رامین آشنا می شود و با هم ازدواج می کنند. سال 1995 بعد از 17 سال زندگی در آلمان به همراه همسر و فرزندانش به ایران بازگشت، او هنوز هم ترجیح می دهد پشت تلفن با اعضای خانواده اش گاهی به
سنگ نوشته مزار هر شهید یک رسانه است/ به وصیت نامه شهدا عمل شود
تحلیل محتوای سنگ نوشته های مزار شهدا است. چرا این موضوع را برای پایان نامه تان انتخاب کردید؟ از آنجایی که پیکر پدرمن بعد ازگذشت 20 سال به وطن بازگشت و ما در مدت این 20 سال از داشتن مزار پدر بی نصیب بودیم، با خود می گفتم اگر به لطف خدا پیکر پدر بازگردد، کارهای خاصی برای مزار ایشان انجام می دهم. چون معتقد بودم که سنگ نوشته هر شهید مختص خودش است و هر سنگ نوشته پیام خاص خودش را دارد. 20
رقابت جناب خان و سام درخشانی برای تصاحب بیلبوردهای شهر!
داشت. وی در این خصوص گفت: من زمانی هم حامی خودم بودم و هم خانواده ام. به همین جهت بیش از اینکه به خودم نگاه کنم خیلی اوقات به فکر درآوردن پول از حرفه ام بودم و خیلی از کارها را به خاطر بحث مادی پذیرفتم. وی باز هم از شرایط سختی که در مقطعی از زمان برایش به وجود آمد، تعریف کرد و افزود: من کاملا از جنس همین مردم هستم و تنها شاید شغلم بیشتر در چشم می رود ولی باید بگویم که اگر بازیگر شدم
افشاگری رضاییان از جلسات مدیران پرسپولیس/ طاهری جلوی پروین قراردادم را پاره کرد
ذاکر در جلسه کمیته انضباطی حضور یافتیم و بعد از پایان جلسه ایشان گفتند به باشگاه برویم. به باشگاه رفتیم و بعد از 6 ساعت جلسه قرارداد دو ساله ای امضا کردیم. قرار بر این شد حدود 150 میلیون کمتر نسبت به فصل گذشته از باشگاه دریافت کنم و قراردادم را تمدید کنم که آن را پذیرفتم و امضا کردم. قبل از امضای قرارداد به آقای طاهری گفتم نظر آقای برانکو در این باره چیست که ایشان اعلام کردند من به شما علاقه دارم و
ماجرای کارگری که شماره یک پرسپولیس شد
ستاره نژاد که یکی از مدیران باشگاه بود به من گفت این بازیکن را می خواهی؟ من در جواب گفتم قطعا. گفت برایش لباس مناسب تهیه می کنیم تا دیگر با این شرایط به تمرین نیاید. ریاضی که سالها مربی تیم های پایه هما بوده صحبت هایش را اینگونه ادامه می دهد: بعد از حدود 10 جلسه تمرین، علیرضا یک روز به تمرین نیامد. خیلی کنجکاو شدم که بدانم چرا به تمرین نیامده، چون رفتار من طوری بود که با بازیکنان پایه
ادامه تحصیل شرط ازدواج بانو همایونی
روایت را به زینت السادات همایونی داد که متن آن اینطور بود: و اما بعد، سیده جلیله، عامله فاضله، زینت السادات همایونی، فرزند مرحوم سید رحیم، از حقیر اجازه خواست. پس در اجازه دادن به او از خدا استخاره کردم و به او اجازه دادم که از طریق من، از مشایخ بزرگوارم به روش های مخصوصی که در محل خودش روشن و ثبت شده است، تمام روایاتی را که برای من صحیح می باشد، نقل روایت کند، از کتب تفسیر، ادعیه، حدیث و فقه و غیر
سرنوشت نامراد زندگی با مراد
. مادرش هم آمده بود. از آنجا با مادرم تماس گرفتم و گفتم که دیگر به خانه برنمی گردم. بیچاره مادرم، اشک می ریخت و ضجه می زد که برگردم و فکر آبروی پدرم باشم. من برگشتم و خانواده ام واقعاً آبروداری کردند. یک مراسم جشن عروسی خوب هم برگزار کردیم. قرار بود به خانه مادر شوهرم برویم. اما او یک ماه بعد از ما ازدواج کرد و درگیر زندگی جدیدش شد. زن جوان افزود: در دوران عقد باردار شدم. مانده بودم
20 اظهارنظرفراموش نشدنی از ایبرا
گرفته بود. من چه احمقی بودم و چه خنده ای بر لب داشتم. شما می توانید حدس بزنید که بعدش چه اتفاقی افتاد ." زلاتان و دوستانش در مالمو خود را به جای پلیس جا زده بودند و مردم را مورد بازخواست قرار می دادند . 14- مردم مزخرف می گویند. من در این سال ها خیلی حرف های چرند شنیده ام. لعنت به کولی ها. صحبت هایی راجع به خانواده ام کرده اند که با برخورد فیزیکی پاسخشان را خواهم داد نه کلامی
نگاهی به دلایل افزایش طلاق توافقی در جامعه
زندگی در دنیای صنعتی همه مسائلش متفاوت است و گاه عجیب و غریب؛ تولد، بزرگ شدن، ازدواج و طلاق. تا چند سال پیش طلاق پدیده ای مذموم و قبیح در جامعه به شمار می رفت و افراد در شرایط بسیار سخت به فکر طلاق می افتادند یا گاه آنقدر در پیچ و خم های مراحل قانونی سردرگم می شدند که از طلاق گرفتن انصراف می دادند؛ اما امروزه با گسترش نوعی از طلاق، دیگر نیاز نیست کفش آهنین برای جداشدن از هم بپوشند
پسری که سر اعضای خانواده اش را برید +جزئیات و تصاویر
28ساله که دانشجو است نمیه شب با من تماس گرفت و مرا به خانه پدرش اش دعوت کرد. وقتی به آنجا رفتم با جنازه های خونین پدر،مادر و پدربزرگ میلاد روبه رو شدم. میلا می گفت آنها را با چاقو کشته و حالا برای حمل جنازه ها نیاز به کمک دارد. به دنبال تماس این مرد ماموران به خانه مورد نظر در خیابان کوهسار رفتند و میلاد را بازداشت کردند. این پسر در بازجویی ها گفت: پدر و مادرم با من اختلاف
در هیچ کلاس آموزشی و مشاوره ای شرکت نکرده ام/ به دلیل علاقه به رشته پزشکی از مهندسی برق انصراف دادم
خانواده و کمک مدیر مدرسه ام از عوامل موفقیت من بوده است. فاطمه دلیری ادامه داد: به دلیل علاقه ام به رشته حقوق این رشته را انتخاب و قصد ادامه تحصیل دارم. دانش آموز نخبه مدرسه مصلی نژاد مشهد از نحوه اطلاعش از قبولی در کنکور اظهار داشت: بعد از کنکور پاسخ سؤالات را چک نکردم و هیچ توقع رتبه برتر از خودم نداشتم و وقتی مدیر مدرسه با خودم تماس گرفتند و این خبر را دادند کاملاً شوکه شده بودم. دلیری افزود: میزان مطالعه ام برای آمادگی در کنکور سراسری هشت ساعت در روز بود. انتهای پیام/ ...
نیکوکار ناشناس 50میلیون داد تا مرد محکوم به اعدام آزاد شود/دلم برای دختر 16ساله اش سوخت
خانواده ایرانی - بدین ترتیب پسر جوان بازداشت شد. او ابتدا منکر قتل بود اما درنهایت لب به سخن گشود و گفت: مقتول همسایه مان بود و بخوبی با خانه اش آشنایی داشتم. روز حادثه درحالی که کمین کرده بودم، وقتی از خانه بیرون رفت به خاطر بی پولی از دیوار بالا رفتم تا مقداری پول سرقت کنم. اما در جریان باز کردن گاوصندوق، ناگهان صاحبخانه سررسید که ناخواسته درگیر شدیم که مردهمسایه ازپادرآمد. بعد هم از محل فرار
شهادت نعمتی است که خداوند به همه کس عطا نمی کند
پشتیبان خانواده بود .ما یک فرزند پسر داریم . در زمان شهادت همسرم من باردار بودم . با توجه به مصیبت وارده بر من و روحیه ای که داشتم بسیار نگران فرزندم بودم . خوشبختانه سالم متولد شد و شباهت زیادی به پدرش دارد .شهید یک هفته قبل از شهادتش نا مه ای برایم نوشته بود و گفتته بود که اگر خدا بخواهد هفته آینده به خانه بر می گردم . ما بسیار منتظر آمدنش بودیم که یکی از دوستانش خبر آورد حسین زخمی شده است . اما من
ساکت کردن دختر فراری به بهانه ابتلا به ایدز
این پسر جوان داشته است پدرش مخالف این ازدواج بوده و به بهانه نداشتن هزینه تهیه جهیزیه دختر به خواستگار جوان جواب منفی داده است. بدین ترتیب مأموران با فرضیه فرار دختر نوجوان به خاطر جواب منفی پدر به خواستگار تحقیقات فنی خود را آغاز کرده و در گام بعدی به سراغ خواستگار جوان رفتند. کامران وقتی متوجه فرار فریبا از خانه شد ادعا کرد که پس از مخالفت خانواده دختر نوجوان دیگر اطلاعی از
بررسی سیره بزرگان درباره بیت المال
گفتم، شیخ فرمود: شیطان راست گفته، زیرا آن ملعون دیروز می خواست مرا گول بزند، زیرا من پول نداشتم و چیزی برای منزل لازم بود، با خود گفتم یک قران از مال امام نزد من است، این را به عنوان قرض بردارم و خرج کنم بعداً ادا می کنم. آن یک قران را برداشته و از منزل خارج شده تا در میان کوچه هم آمدم ولی آنجا پشیمان شدم به خانه مراجعت نموده پول را به جای خود گذاشتم. 17 یک لقمه حرام و عاقبت نفرین امام
رد پای عوامل پدرخوانده در یک سریال ایرانی
تولید دلیران تنگستان گفت: من آن زمان دانشجوی سال چهارم دانشکده هنرهای دراماتیک بودم و با اقای محمود جوهری همکلاس بودم. یک روز ما را به شبکه دعوت کردند و آنجا همایون شهنواز که به نظر امده بود به دانشکده هنرهای دارماتیک و کار ما را دیده بود، ما را دعوت کرد و گفت به ما دستور ساخت چنین سریالی را داده اند. شما چه کاری می توانید انجام دهید؟ البته من آن زمان مشغول نوشتن پایان نامه بودم. آن
پوتین های تیمسار
استوار سپردم . آمدیم در دستشویی ، فرنج و پوتین را درآوردیم که یک دفعه ناجی پیدایش شد . ظاهراً موقعی که می آید رد بشود ، متوجه غیبت ما می شود و پیاده می شود و به دنبال ما می گردد ، ما سریع پوتین را پوشیدیم و اسلحه را بستیم و احترام نظامی گذاشتیم . سئوال کرد : شما که هستید ؟ گفتم : افسر نگهبان . با تعجب بیشتر گفت : افسر نگهبان هستید ! گفتم دستشویی رفته بودم ، نگفتم نماز ، چون نماز رسمیت نداشت . گفت
آینه و شمعدون های مجازی که واقعی شدند
بهتر که این کمک ها و مهرورزی ها نه برای دلسوزی ، بلکه در جهت رضای خدا باشد. مریم عضو پویش آینه، شمعدون در اینستاگرام در مورد این پویش می گوید: یک روز که مشغول مطالعه صفحات مختلف در اینستاگرام بودم با صفحه ای تحت عنوان تامین جهیزیه برای نوعروسان مواجه شدم که در آن عنوان شده بود: با انتشار هر پوستر در اینستاگرام سامانه # 767* مبلغ 10هزار تومان به طرح آینه شمعدون کمک می کند تا به 20 هزار کاربر
دور از انتظار !!
کرد اکنون نمی دانم به حال خودم بگریم یا برای پدر و مادرم افسوس بخورم به کارشناس اجتماعی کلانتری امام رضا(ع) مشهد گفت: پدرم مرد معتادی بود که همه پول هایش را پای منقل دود می کرد و همین موضوع ریشه تمام اختلافات بین او و مادرم بود. مشاجره و نزاع های آن ها پایانی نداشت به طوری که هیچ کدام از خواسته خود کوتاه نمی آمدند این در حالی بود که من از همان دوران کودکی شاهد دعواها و کتک کاری های آن ها بودم
هیئت حل اختلاف قوا اصلا به پرونده مینو خالقی ورود نکرد/ به هاشمی گفتیم انصراف دهد، قبول نکرد
های لازم فراهم گردد، احتمال برگزاری انتخابات آینده به صورت الکترونیکی بالاست. نگاه رهبری در سال 88، یک نگاه جامع بود اگر اجازه دهید گریزی به انتخابات سال 88 بزنیم. نمایندگان نامزدهای معترض، در جلسه ای خدمت رهبر معظم انقلاب بودند. در آن جلسه، چه سخنانی رد و بدل شد؟ مقصود شما جلسه ای است که در آن، نمایندگان ستادهای انتخاباتی، به خدمت معظم له رفته بودند. آنچه که می توان
مرگ در جریان تعقیب دختر
خواست که حتماً مهریه ام را اجرا بگذارم اما من که می خواستم زودتر از شوهرم جدا شوم چندان به گرفتن مهریه اصرار نداشتم چون شوهرم بسیار مرا اذیت کرده بود و اصلاً امنیت نداشتم. قاضی: چه شد که از دست پدرت بنابر اظهاراتی که در اوراق پرونده وجود دارد فرار کرده ای و با خودرو به او کوبیده ای؟ سارا: روز حادثه که من تازه از خانه بیرون آمده بودم پدرم مرا دنبال کرد و من که از تعقیبش ترسیده بودم
خواهران روشن دلی که دل به قرآن سپرده اند
ها فکر کنند خداونند از ما نعمت بینایی را گرفته است اما در واقع هزاران چیز دیگر را به ما داده است بنابراین نباید این را یک نقیصه شمرد. ما باید تلاش کنیم با تمام توانایی هایی که داریم راه درست را انتخاب کنیم و مایه افتخار خانواده شویم. این دو خواهر که به تازگی از زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها و امام رضا علیه السلام برگشته اند می گویند: شاید برخی ها فکر کنند که در جامعه ی کنونی دختران
حضرت زینب هم به ما صبرمی دهد هم اشتیاق
قرآن گذاشتیم و قرار شد هر کسی که زنده برگشت خانواده مابقی را در جریان شهادت دیگران بگذارد. آنجا برای نخستین بار خبر شهادتش را شنیدیم و بعد از آن هم مدتی گذشت تا خبر قطعی شهادت به ما اعلام شد. سمیرا جعفری فرزند شهید جعفری که تنها 10 سال سن دارد با اشاره به شهادت پدرش گفت: خوشحالم پدرم مدافع حرم حضرت زینب(س) است و می تواند در قیامت شفیع همه ما و آدم های خوب دنیا باشد. از همه خانم ها می
شکستِ بزرگِ محمود استادمحمد و کینه اش از آربی آوانسیان+عکس؛ فیلم و صوت
، برخلاف وقتی که از بیژن مفید جدا شد، دیگر به بلوغ فکری رسیده بود اما در این بلوغ هم هیجانی عمل کرد و مهاجرت را انتخاب کرد. اگر نمی رفت، شکوفایی بیشتری داشت. اما به هرحال بعد از انقلاب و پس از آن جنگ، شرایط خاصی در ایران اتفاق افتاد و تئاتر عملا از بین رفته بود و دوباره باید از پایه شروع می شد. همه داشتند می رفتند و پدرم هم به این نتیجه رسید که برود. پدرم با هدف اینکه بروم و خارج از کشور تئاتر کار کنم
داستان تلخ عکاسی که از چنگال داعش رها شد
: " زمانی که آزاد شدم به هیچ عنوان قصد یا علاقه ای برای بیرون دادن کتاب نداشتم. اما زمانی که به خانه برگشتم کم کم متوجه شدم این موقعیت بسیار فراتر از یک تجربه شخصی است. حس کردم که خانواده و دوستانم حق دارند داستان کامل فردی که ناگهان تصمیم گرفتند به او کمک کنند را بدانند. این کتاب نوعی ادای احترام به آن هاست." برخی از وسایلی که خانواده دنیل در هنگام آزادی برایش بردند این اقدامی
ترفند مرد متجاوز برای جلوگیری از شکایت
طریق تلگرام با او در ارتباط بودم تا اینکه جوانی به خواستگاری ام آمد. اما پدرم به خاطر سن کم من و نداشتن پول خرید جهیزیه با ازدواج مان مخالفت کرد و جواب رد به خواستگارم داد. همین باعث عصبانیتم شد و شبانه از خانه فرار کردم. همان شب به محمد زنگ زدم و از او کمک خواستم. او مرا به خانه اش دعوت کرد. چون جایی برای ماندن نداشتم به آنجا رفتم. او به من گفته بود مجرد است اما وقتی به خانه اش رفتم و
واکنش کیهان به سخنان هاشمی!/ ادامه کشمکش بر سر بلوکه شدن 2 میلیارد دلار در امریکا
پدرش مجازات نمی کنند. چرا باید از منظر بعضی از رسانه ها، در یک خانواده، افراد مستقل از هم، تاوان کار یکدیگر را بدهند؟ . او پیش از این هم درباره ازدواج پسرش با مهناز افشار گفته بود: اگر بنده یک دیکتاتور بودم، قطعا اجازه نمی دادم؛ ولی در تصمیم گیری پسرم دخالت نکردم . او در ادامه به فارس گفته است: مگر یک چهره هنری مشهور و مستقل مانند سرکار خانم مهناز افشار ، بارها به ابراز برائت از بنده وادار
شناسایی قاتل فراری در زندان
/> سرنخی که اتفاقی به دست آمد با توجه به اسناد پرونده غلام دراداره آگاهی توانستیم نشانی محل زندگی اش را پیدا کنیم. یادم می آید روز عاشورا بود و همه جا تعطیل.تعداد خودروها هم زیاد نبود. همان طور که گفتم جوان بودم و سرپرشوری داشتم. بنابراین تصمیم گرفتم همان روزبه خانه غلام بروم. پیاده از آریاشهر راه افتادم و خودم را به خیابان فلاح رساندم. در راه به دهها موضوع فکر کردم تا اینکه به خانه غلام
اشعار آیینی ویژه ولادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام
سلطان می شوم پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست الغرض یک حرف دارم باتو آن هم کربلاست محمد بیابانی * در دل عشق امام رضا داریم * پسر فاطمه سلام سلام طلب حاجت از شما داریم هر که هستیم یا بدیم یا خوب در دل عشق امام رضا داریم آسمان با ستاره و ماهش در زمین مدینه مهمان است جبرئیل از