سایر منابع:
سایر خبرها
دردسرهای تک فرزندی
خانه تک فرزند ها. بله خلأ بزرگی در این وضعیت احساس می شود و فضا بشدت غیرطبیعی است. رقبای دوست داشتنی ما، خواهرها و برادرهایمان، آنها که بر سر شیر مادر، غذا، اسباب بازی و توجه مادر و پدر با آنها در چالش بوده ایم، همان ها هستند که دنیای واقعی را به ما می آموزند و ما را آماده چالش بزرگ تری به نام رقابت در جامعه می کنند. اما این روزها بچه های بی رقیب خانواده شبکه های اجتماعی و
فاطمیون پیش قراول نبرد سوریه بودند/ ارتش چندین لشکر داوطلب شهادت دارد/ والله به مدافعان حرم ماهیانه ...
برادران فاطمیون گذاشتند. اتفاق دومی که که رخ داده و خوشبختانه به مرور در حال همه گیر شدن است، نگاه قبلی ما به این برادران تغییر کرده وقتی یک پیرمرد افغان را می بینیم، می گوییم نکند پدر یک شهید مدافع حرم باشد؟ وقتی یک خانم افغان را در مشهد یا در قم و حتی در تهران می بینیم، می گوییم نکند ایشان یک خواهر، مادر یا همسر شهید باشد؟... البته این نگاه هنوز خیلی جا نیفتاده است. نگاه
نقش بی بدیل مرّبیان قرآن بر آموزش کودک
ویژه خواهران و برادران تاسیس شده و مشغول فعالیت هستند. ممنون از شما که دراین گفتگو شرکت کردید اگر در پایان صحبت خاصی دارید بفرمایید. ان شاء الله همه هدفمان قرآن باشد وقرآن هدف باشد و وسیله نباشد وان شاءالله خدماتی که صورت می گیرد در زمینه قرآن مورد رضایت خدا قرار بگیرد و دستگیرمان در دو دنیا باشد. انشاء الله .ما هم برای شما و موسسه قرانی شما ارزوی توفیقات روزافزون داریم . گفتگو از : معصومه یحیی زاده انتهای پیام/ی
درسی که آیت الله برورجردی از یک پیرزن گرفت!
عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع ، ما در محضر حضرت امام صادق(علیه الصّلوة و السّلام) بودیم. فَقَالَ رَجُلٌ فِی الْمَجْلِسِ أَسْأَلُ اللَّهَ الْجَنَّةَ، یکی از حضّار در مجلس گفت: از خدا بهشت را مسئلت می کنم. فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَنْتُمْ فِی الْجَنَّةِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ أَنْ لَا یُخْرِجَکُمْ مِنْهَا، امام صادق(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: شما همین الآن در بهشت هستید، اگر می خواهید دعا کنید
جایگاه فاطمه(س) در کتاب و سنّت
برهانی زیرا که وعده تو حق است و خلاف نیست خداوند در پاسخ می فرماید: صَدَقْت یا فاطمه انّی سَمّیتکِ فاطمه و فطمت بک من احبک و تولاّکِ و احبّ ذریّتکِ و تولاّهم من النار وَعدِیَ الحق و انا لا اُخْلِف المیعاد . خدا فرمود آنچه که گفتی درست است وعده ی من حق و تخلف ناپذیر است به شما اجازه می دهم که دوستاران خود را شفاعت کنی. در پایان به اشعاری از آیة اللّه محمدحسین اصفهانی که در مقام فاطمه(س) سروده است
جنگ تنها شلیک گلوله نیست، انجام تکلیف است
الگوی خیلی از نوجوانان و جوانان شد. برادرم سال 1366به دنیا آمد و پدر چون عمو را بسیار دوست داشت نام محمود را برای برادرم انتخاب کرد. آن زمان بسیاری از بچه های فامیل به خاطر عموی شهیدم به همین نام اسم گذاری شدند. می خواستند تا یاد شهید زنده بماند. محمود از همان کودکی خلق و خوی عمو را گرفت. از همان دوران کودکی شیطنت هایش هم قشنگ بود. خیلی خوب تربیت شد. بسیار هم به عمو شباهت پیدا کرد. بسیاری از ویژگی
گفتگوی خواندنی با یک محیط بان+عکس
صراط: او محیط بان پرتلاش گلستانی است که سالها خود را وقف حفاظت از محیط زیست و حیات وحش کرده است. محیط بانی که تمام آرزوهایش محیط زیستی شده است. به گزارش مجله مهر، محیط بانی از آن شغل هایی است که بسیاری از ما چیز زیادی درباره آن نمی دانیم . برخی از ما محیط بان ها را تنها از روی اخبار شهادت و یا اعدام شدن آن ها می شناسیم و تصور درستی از شیوه کاری آن ها نداریم. اگر شما هم تنها تصورتان از
رنج و درد، ره آور غبار به سرزمین آلام!
لعنتی نای همه را برده است و حتی با وجود گذشت پاسی از شب این مراکز با بیشترین آمار مراجعه کنندگان مواجه اند. دل درد، حالت تهوع، سر گیجه، سوزش چشم، تنگی نفس، اسهال و خشگی پوست ناشی از گرد و غبار بیشترین علت مراجعه به مراکز درمانی ایلام در روزهای آلوده و غبار آلود است. یکی از شهروندان ایلامی بیمار در مرکز درمانی امام خمینی (ره) شهر ایلام گفت: هر وقت هوا آلوده می شود مبتلا به سردرد شدید می
پای حرف زنان اثرگذار ابد و یک روز
به آن دست بزنم، اما تو را به خدا من را باور کن و ببین که چقدر واقعی این پسر را دوست دارم. رحمانی: نمی توان گفت که بازیگرهای زن از تکنیک کمتری نسبت به مردها بهره می گیرند. باید بپذیریم که هنوز فضای جامعه ایران مردانه است، خیلی بهتر شده و در روندی هستیم که رو به بهتر شدن می رود. در همه زمینه های دیگر به جز بازیگری هم باید بپذیریم که وقتی در شرایط مردانه هستیم، محدودیت هایی وجود دارد که زن
از مرگ مغزی تا اهدای عضو!
به آنها توضیح دادم چرا این کار را می کردیم. در نهایت آنها هم شاید به خاطر حال و روز ما ظاهرا پذیرفتند. استدلال افرادی که مخالف اهدای عضو بودند چه بود و شما چه پاسخی می دادید؟ مثلا می گفتند چرا مادر را رنج دادید که بچه خودش را بکشد، برادرت هنوز نفس می کشید. من هم پاسخ می دادم این مشکل مادر نیست، مشکل ماست که اتفاقات را بد متوجه می شویم. بدن برادرم هیچ چیزی را متوجه نمی شد. الان هم اگر یک درصد احساس کنم موضوع برای مادرم حل نشده مانده، پیش هزار کارشناس و متخصص می برمش تا بفهمد کارش درست بوده است. ...
مشهد شایسته بهترین سینما ها، تئاترها، گالری ها و سالن های موسیقی است
/> * حداقل بگویید در این سال ها خودتان دین تان به امام رضا(ع) را چگونه ادا کردید؟ بهتر است بپرسید وقتی اسم تو رضاست با این اسم چه می کنی؟ ومن به شما جواب خواهم داد: کوشش می کنم رضا باشم. قانع باشم. زور نگویم. پناه باشم. حق مردم را رعایت کنم. خداوند می گوید: از حق الله می گذرم اما از حق الناس نخواهم گذشت. اگر کسی حق مردم و حقوق شهروندی را رعایت نکند چه فایده ای دارد که هر سال به مکه
بگذارید یک دل سیر گریه کند محمد/ بنا را محبوبه اش کشت
کند. او فقط مسئول شادمانی شما از کنار تشک های کشتی است. او حتی همان روزها هم که حمید سوریان پایش در آن داستان گیر کرد و الان بعد از شکست های ریو همه دارند متلک بارانش می کنند که خوب شد کیفر تقدیم مدال هایش به سیاست مداران را خورد، خیلی تلاش کرد که حمید به آن مراسم نرود که مجبور هم نشود آن متن کذایی را بخواند. محمد مثل داداش بزرگ بچه هاست. هم به جایش سیلی می زند، هم به وقتش برادری می کند.
کرامات امام رضا (علیه السلام) به روایت اهل سنت
حمیده مادر امام کاظم علیه السلام کنیزی به نام نجمه را از بازار خریداری کرد، پیامبرصلی الله علیه وآله را در خواب دید که به ایشان فرمود: این کنیز را به فرزندت (امام کاظم علیه السلام) هدیه کن! همانا از این کنیز، فرزندی به دنیا خواهد آمد که بهترین اهل زمین می باشد. و حمیده نیز چنین کرد و امام، نام نجمه را به طاهره تغییر داد. (7) 2. معجزه ای در دوران حمل مادر بزرگوار ایشان می فرماید:
ازدواج شیرفلکه برکت را باز می کند!
کار زیاد بود. این طور نبود که از روی هوا حرف بزنم. اما وقتی با پدر و مادرم مطرح کردم ابتدا قبول نمی کردند. حرفشان این بود که با این وضعیت با چه رویی خواستگاری بروند؟ چون پسرشان چیزی ندارد. پرنده هایی که در خانه آقای موذن آزادانه پرواز می کنند دوست نداشتیم رابطه مان زخم وزیلی شود جستجوهای آقای مؤذن زاده برای پیدا کردن همسر ایدئال و همخوان با معیارهایش در آخر به
اولین یادواره شهید احمد حاجیوندالیاسی
یافته ام، حق بود با سر برای این راه تلاش کنم نه با دست و پا. پدر و مادرم عزیزم، در ایامی که از عمرم گذشت شاید شما توقع جبرانی نداشید ولی من هم هیچ کاری برای آسایش و نیکی به شما آنگونه که شایسته شماست انجام نداده ام و همیشۀ خدا شرمندۀ شما بودم و هستم. امیدوارم حالا که توفیق شد و لیاقت دفاع از حرم حضرت زینب (س) در میدان جنگ به دین و اسلام ناب محمدی (ص) و
ناگفته هایی درباره زندگی - مایکل فلپس -
اصلی او برای ورود به این رشته محسوب می شوند. او در پنج سالگی شنا کردن را آغاز کرد و والدینش در هفت سالگی از هم جدا شدند. بعدها یکی از خواهران او در مصاحبه ای گفته بود: برای فرار از جنگ و دعواهای پدر و مادرم به استخر پناه می بردیم. مایکل از اینکه صورتش را زیر آب ببرد می ترسید، برای همین مربی اش به او اجازه داد از پشت شنا کند و در نتیجه کرال پشت نخستین مهارتی بود که یاد گرفت.
زدن شاهرگ قیصر با تیزی فروشنده !
اندیمشک جوان : من نگران این زمینم، شاید نگران این سرزمین، که همیشه سروهایش از خون جوشیده مردان مردش آبیاری شده و نگران زمین سینمایم که احساسات زنانه به جای شور مردانه آبیاریش می کند. سرویس فرهنگ و هنر مشرق – جناب آقای کیمیایی! می دانم این روزها سخت مشغول ساخت فیلم قاتل اهلی هستید، خدا کند که قاتل اهلی فیلم شما خدای ناکرده قیصر نباشد. چون قیصر را مردم این سرزمین، اهلی نمی خواهند. منظورم
بافت فرسوده تهران؛ یک عروس با 32 خواستگار معیوب
امکاناتی ندارد. نه مدرسه ای،نه درمانگاهی، نه باشگاه ورزشی و ... "حتی یکبار که پدرم سکته کرده بود و با اورژانس تماس گرفتیم، ماشین اورژانس حتی نتوانست داخل محله بیاید و مجبور شدیم پدر را با برانکارد تا خیابان اصلی ببریم. حالا شما تصور کن یکی از خانه ها آتش بگیرد. به نظر شما اتش نشانی حتی تا نزدیکی خانه هم می تواند بیاید. " مشکلات در بافت فرسوده یکی دو تا نیست. به سراغ یکی از
مرگ؛ پایانی برای زندگی دنیایی/1000 آیه قرآن درباره معاد است
نمی تواند خود را از مرگ نجات دهد. مرگ در کلام امام حسین(ع) سالار شهیدان در روز عاشورا خطاب به اصحابش فرمود: ای فرزندان خانواده های بزرگوار! مرگ فقط پُلی است که شما را از سختی و مشقت، به بهشت های وسیع و نعمت های دائمی، منتقل می کند.کدام یک از شما بدش می آید که از زندان به قصر و کاخ، منتقل گردد؟ ولی مرگ برای دشمنان شما، منتقل شدن از قصر و کاخ، به زندان است! پدرم از رسول خدا(ص) نقل کرد که
راز موفقیتم آرامش و توکل برخدا بود / حضور در مسجد باعث آرامش من میشود
خوبی داشتم. - رتبه 36 کنکور را چگونه ارزیابی میکنید برای هر کسی رتبه کنکور خیلی مهم است و این مسئله برای بنده نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. - اولین کسانی که به شما تبریک گفتند پدر و مادرم - عوامل موفقیت شما چه چیزهایی محسوب میشوند برنامه ریزی مناسب ، آرامش و توکل برخدا - چه قدر از کلاس های کنکور استفاده کردید
چهره خونین کودتای 28 مرداد 32 در میدان شهرداری گرگان
به گزارش گلستان ما، دوره ابتدایی کلاس سوم که بودیم مقارن شد با کودتای 28 مرداد سال 32 . آن زمان پدر بزرگ من (رئیسی بزرگ) یک نوع مرجعیتی داشت برای همه گروهها . آن زمان دبیرستان ایرانشهر روبروی کلانتری بود. آنجا میان گروههای مختلف، یعنی جوانهایی که در آن دبیرستان درس می خواندند ، درگیری می شد. چون یک عده طرفدار حزب توده بودند و یک گروه طرفدار شاه و یک گروه هم طرفدار مصدق بودند، به همین
کارهای غیر اخلاقی پسر نوجوان با مادر وخواهرانش
می شدم و به طلاق فکر می کردم دوباره با اصرار پدر و مادرم، غرورم را می شکستم و به زندگی با او بازمی گشتم. در طول چند سال زندگی با نیازعلی خداوند دو دختر و یک پسر به من عنایت کرد. این در حالی بود که همسرم به فرزند پسرمان اهمیت بیشتری می داد و توجه زیادی به او داشت. رفتارهای همسرم باعث شد تا پسرم فردی قلدر و ناخلف بار بیاید او حتی در دوران کودکی نیز من و خواهرانش را مورد ضرب و جرح قرار می داد و
دریافت های ظالمانه، خیانت به انقلاب اسلامی است
گرفتن زکات طایفه ای از مسلمانان مأمور کرد، او مأموریت را انجام داده و اموال را به مدینه نزد پیامبر(ص) آورد و به دروغ عرض کرد: این زکات اموال است و این یکی هدیه ای است که به خود من داده اند. پیامبر(ص) به منبر رفت و پس از حمد خداوند، فرمود: همانا من کسی را برای کاری می فرستم و او میآید و می گوید این زکات و آن دیگر هدیه ای است که به من داده اند! پس چرا در خانه ی پدر و مادر خود نمی نشینند تا ببینند
راز سیاه پدر و مادرم را به مادربزرگ گفتم
مادرم خود را گم کرده است او از تیپ و قیافه پدرم ایراد می گیرد پدر و مادرم چهار سال قبل به طور توافقی از هم جدا شدند. هیچ کس نمی دانست این طلاق حیله ای است برای نقدکردن سهم ارثیه ای که پدرم از مادر بزرگم می خواست. یک سال از جدایی ظاهری شان گذشت. ما گاهی قرار ملاقات می گذاشتیم و با او مخفیانه به این طرف و آن طرف می رفتیم. در این مدت، من با پدرم بودم. دو عمه ام خیلی اذیتم می
در روزهای کنکور با خستگی وارد گلزار شهدا میشدم و با انرژی خاصی از آنجا خارج میشدم
کنکور بودند. میلاد لارستان: دوست دارید در کدام یک از دانشگاههای کشور تحصیل کنید؟ دوست دارم دردانشگاه صنعتی شریف تهران تحصیل کنم. میلاد لارستان: عامل موفقیت شما... نقش خدا، پدر و مادر و معلم ها یک نکته که لازم است توضیح دهم این است که من در ایام محرم،رمضان ،شب های قدر ایام مذهبی و اعیاد سعی میکردم استراحت بین دروسم را کم کنم تا بتوانم در این مراسم شرکت کنم
با دختر دانشجویی ارتباط مخفیانه داشتم/ دختر مورد علاقه ام بیچاره ام کرد
به گزارش سرویس حوادث " جام نیوز "، برای ادامه تحصیل مجبور شدم به دانشگاهی در یکی از استان های همجوار بروم. پس از گذشت چند ماه با دختری جوان از خانواده ای ثروتمند آشنا شدم. او که هم کلاسی ام بود با محبت های خودش، غم تنهایی را در وجودم از بین برد. علاقه من به این دختر روز به روز بیشتر شد و اوایل ترم دوم تحصیلی از پدر و مادرم خواستم به خواستگاری اش بروند. اما خانواده
گفتگوبا همسر شهید مدافع حرم قربانعلی سلطانی
عدالت بین همه ی شهدای مدافع حرم و خانواده یشان یکسان برقرار شود چون می گفتند: همه ی مدافعان حرم چه افغانی، چه ایرانی و چه سایر مدافعان حرم، یکسان تلاش می کنند. اصفهان بیدار: به نظر شما ایشان چه خصوصیت اخلاقی بارزی داشتند که خدواند ایشان برای شهادت برگزید؟ خیلی خوش اخلاق بودند. همیشه دختر هایش را به اسم مادر بابا صدا می کرد. آن ها را به نماز و مخصوصا قرآن خواندن تشویق می کرد
پارسا از من خواست تا بهانه ای جور کنم و به دیدنش بروم - او مرا به میهمانی مختلط برد
خوابگاه زندگی می کنم و پدرو مادر بیچاره و ساده دل من فکر می کنند دخترشون رو برای تحصیل فرستادن ولی خبر ندارن که چه گندی زده ام ومطمئنم اگر بفهمند سکته خواهند کرد. وی ادامه داد: دختر سر به راهی بودم و کاری به کسی نداشتم و سرم توی درس و کتاب بود . چند تا هم اتاقی هم داشتم که سرو گوششون می جنبید خیلی توگوشم خواندند که بابا چرا تو اینقدر پاستوریزه ای و عضو هیچ شبکه ای نیستی! هرچند اوایل زیر
ناصر با زن خیابانی رابطه پنهانی داشت/ من هم ارتباطم با بابک را از خانواده ام مخفی نگه داشتم
موضوع را به پدرم اطلاع دادم و به اصرار خانواده ام از پسرعمویم طلاق گرفتم. من دوباره به دانشگاه رفتم و کاری نیم وقت در یک شرکت بزرگ برای خودم پیدا کردم. 2 سال گذشت و در این مدت مردی که ظاهری کاملا موجه داشت سر راه زندگی ام قرار گرفت. او پس از جلب اعتمادم ادعا کرد همسرش در خارج از کشور است و قصد دارد او را طلاق بدهد. این مرد حقه باز پیشنهاد داد به عقد موقت و پنهانی