سایر منابع:
سایر خبرها
ابهام در معمای ربودن مجری سابق صدا و سیما
به گزارش جوان، ساعت 8 و 10 دقیقه صبح روز دوشنبه 24 فروردین ماه، مأموران کلانتری 141 گلستان در جریان ربودن مدیر عامل پروژه مسکونی تجاری مهستان از سوی افراد ناشناس قرار گرفتند. پس از اعلام این خبر تیمی از مأموران کلانتری راهی محل حادثه در انتهای خیابان کاج شهرک راه آهن شدند. نخستین بررسی ها نشان داد پروژه مسکونی تجاری 333 واحدی مهستان متعلق به شبکه قرآن و اداره کل اخبار برون مرزی صدا و سیما
انکار دوباره قتل
دو سال بعد به قتل اعتراف کرد و گفت: به خاطر مدارکی که دست رحیم داشتم، با او درگیر شدم و بعد وی را به قتل رساندم . متهم وقتی برای رسیدگی به پرونده اش به شعبه 80 دادگاه کیفری استان تهران رفت، گفته هایش را پس گرفت و مدعی شد اعترافاتش فقط برای خلاصی از اداره آگاهی بود. به این ترتیب تبرئه شد اما دیوان عالی کشور رأی صادره را نقض کرد و پرونده را از موارد لوث تشخیص داد. روز گذشته در جلسه رسیدگی به
راز سقوط مرگبار زن جوان
بده الان مادرم نگران می شود و زنگ می زند. به خاطر همین حرف بود که فکر کردم احتمالا او به خانه پدرش می رود . مدتی کوتاه بعد از خروج مینا از مغازه با سعید تماس گرفته و از سقوط مرگبار زن جوان خبر داده شد. فردی که آن روز با سعید تماس گرفت مدعی است در مکالمه تلفنی ای که با متهم داشت سعید به صراحت در مورد اینکه مینا فوت شده از او پرسید. این شخص اظهارات خود را پس از فوت مینا و تشکیل پرونده مطرح کرد. از
تحقیقات دوباره
طرفی شوهرش زنگ می زند تا دعوت مادرش به رفتن میهمانی را اطلاع دهد ولی آن زن از صحبت امتناع می کند و به دوستش می گوید: بگو گوشی اش دست من است . دوست متوفی در تحقیقات بیان کرده چون شوهرش روز تولد برایش هدیه نخریده بود، دختر جوان از این موضوع ناراحت بود و او حتی شاهد بگومگوی آنها هم بود. از طرفی مادر متهم هم به منزل عروسش زنگ می زند تا او را دعوت کند. مادر دختر می گوید او خوابیده است... . مادرشوهر با
سنگ تمام روستاییان قلعه خان برای ازدواج زوج چینی + تصاویر
و مادرم پرسیدم ما از کجا آمده ایم؟ سرنوشت بعد از مرگ ما چه خواهد شد؟ آیا دنیایی غیر از جهانی که در آن زندگی می کنیم وجود دارد؟ هیچگاه پاسخ مناسبی برای سؤالاتم پیدا نمی کردم. بعد از پایان تحصیلات وارد تجارت سنگ شدم. وی ادامه داد: سرنوشت مرا در مسیری قرار داد تا به آفتاب حقیقت دست پیدا کنم. وقتی 20 ساله بودم به شمال چین سفر کردم. بعد از پیمودن 2 هزار کیلومتر به استان سین کیانگ در شمال
شاید "سمیه" امشب چهره خود را جور دیگر ببیند!
تاسف بار سمیه را از طریق پرستاران شنیدند زیرا مادر سمیه توان گفتن چنین صحبتی را نداشته است. خانواده مهری در بیمارستان افضلی پور کرمان به دنبال آمبولانس می گشتند تا به استقبال مسافرشان روند و چه تلخ است این استقبال ... در روز حادثه مردم روستای برات آباد شهرستان بم، فریادهای "کمک، کمک، سوختم" سمیه را شنیدند اما نمی دانستند که او و رعنا قربانی اسیدپاشی مرد معتادی شدند که قرار بود پشتوانه این
اختتامیه دومین کنگره شعر فاطمی " 18 سال نوری" برگزار شد+گزارش تصویری و متن اشعار
/> ماه پشت ابر هم یک جور دیگر روشن است قلب پاکت را شکستند و نفهمیدند که نور وقتی بشکند چندین برابر روشن است دامن "در" خیس خون و دامن او خیس اشک ای بخشکی بخت! وقتی هیزم تر روشن است روزگار ما شب تار است و روز روشن است آخر این خورشید خاموش است، آخر روشن است چلچراغ شام آخر را چهل مشعل به دست می برند از کوچه و
خوابِ خوشِ حرمسرا/ ریخت شناسی آقایان چند همسرخواه در جامعه امروز!
آقایانِ چند همسرخواه دلیلی که بارها از این و آن شنیده ایم و آن دوست محترم ما هم در وبلاگش بهش استناد کرده بود این است که پس تکلیفِ بقیۀ خانم های مجرد چی میشه؟ . در همان وبلاگ مشار الیه استناد شده بود به نامۀ خانمی به دیگر خانم ها (یا شاید هم به دیگر آقایان!) که در آن گفته شده بود (نقل به مضمون): من یک خانم زیبای خفن[7] هستم که سنم تا حدی از ازدواج گذشته، وقتی پسرها از دور مرا می بینند می
سرماخوردگی عامل مرگ قربانی اسید پاشی
لحظه برای زندگی بهتر امیدوار شدند تا اینکه سمیه به خاطر سرماخوردگی و از کار افتادن کلیه هایش جان سپرد. سمیه اردیبهشت ماه سال 90 از سوی همسرش هدف اسیدپاشی قرار گرفت. در روز حادثه مردم روستای برات آباد شهرستان بم، فریادهای کمک کمک سوختم ، سمیه 24 ساله را شنیدند اما نمی دانستند که او و دختر کوچولویش به نام رعنا 5/2 ساله نیز قربانی اسیدپاشی مرد افیونی شده اند. اهالی روستا بعد از دیدن
یکی از قربانیان اسیدپاشی درگذشت
آینده ای مبهم با پدری که زندگی شان را اسیدی کرد، باشند. در روز حادثه مردم روستای برات آباد شهرستان بم، فریادهای "کمک کمک سوختم"، سمیه را شنیدند اما نمی دانستند که او و رعنا قربانی اسیدپاشی مرد معتادی شدند که قرار بود پشتوانه این زن و دختر در زندگی باشد. تمام تلاش ها برای نجات شان فقط سه ماه دوام آورد، زمانی که آنها را در فروردین سال 91 یافتیم، هشت ماه به دلیل نداشتن پول تحت درمان قرار
نقشه 3 زن برای باج گیری میلیونی از مرد بنز سوار
یکی از شب های دی ماه سال گذشته مدیرعامل یک شرکت تبلیغاتی از محل کار خود بیرون آمد تا به خانه اش برود. وی وقتی به یکی از خیابان های غرب پایتخت رسید 3زن را دید که کنار خیابان ایستاده بودند. آنها با تکان دادن دست از مرد بنزسوار خواستند توقف کند و او هم پایش را روی ترمز گذاشت. هر 3زن جوان سوار ماشین او شدند و در بین راه سر صحبت را باز کردند و از راننده خواستند تا آنها را به یکی از محله های
شهیده ای که جهیزیه اش را بخشید!
خواهر ابراهیم پس از سه ساعت مقاومت و درگیری با ساواکی ها در سن 17 سالگی در کنار مرتضی، هم سفر قافله شهدای انقلاب می شود. طیبه و همسرش ابراهیم را، به همراه فرزند شیرخوارشان مهدی، پس از دو روز به کمیته مشترک ضدخرابکاری تهران منتقل می کنند. مهدی نوزاد را تحویل شیرخوارگاه می دهند که بعدها دو سال بعد از پیروزی انقلاب، پس از جست وجوی فراوان توسط خانواده اش شناسایی می شود و به آغوششان بازمی
قتل خاموش یک زن در رابطه پنهانی
زندان خراسان کینه جویی مرد 3 زنه به قتل برادر انجامید فرهیختگان اعلام علت سقوط بالگرد در شمال تهران مردم سالاری شکار دختر بچه ها با همکاری اعضای خانواده جوان ابهام در معمای ربودن مجری سابق صدا و سیما آخرین اخبار اجتماعی و حوادث ایران و جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید. چکیده مهمترین حوادث و رویدادهای اجتماعی شبانه روز گذشته
طعم تلخ یک مادرانه شیرین
فقر و نداشتن نان آور در خانواده، مجبور بود از کودکی به همراه مادرش قالی بافی کند تا بتواند خرج سیر کردن شکم خود را درآورد. خانم احمدی 17 ساله که شد با صلاحدید بزرگ ترها به عقد پسرعمویش اسدالله احمدی جوزدانی درآمد، اما نتیجه این ازدواج فامیلی چندان خوشایند نبود. فرزند اول خانم احمدی، صفر است که 42 سال پیش با عقب ماندگی به دنیا آمد. زن و مرد جوان با توجه به شرایط صفر چشم به دنیا آمدن فرزند
گفت وگوی بازیگر فیلم روباه با خانواده رضایی نژاد
. بله! فاطمی: آرمیتا می دانی دختر من از چه انیمیشنی خوشش می آید؟ آرمیتا: چه کارتونی؟ فاطمی: ماداگاسکار. آرمیتا: ماداگاسکار هم خیلی خوشگل است. در ماداگاسکار، اول فیلم، شیر دیوانه می شود. فاطمی: الکس؟ آرمیتا: بله! الکس دیوانه می شود و می خواهد همه را بخورد. فاطمی: حالا می دانی دختر من از چه چیزی ناراحت است؟ از اینکه ماداگاسکار 4 قرار است 3 سال دیگر تمام شود. آرمیتا: اوووه..... در پایان این روز خوش خداحافظی کردیم و با جلال فاطمی به دفتر روزنامه بازگشتیم. ...
خفه کردن دختر عاشق پیشه از ترس مردن او !
مرد جوانی که دختر عاشق پیشه را با سیم تلفن خفه کرده بود، صبح امروز در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران، اول اسفند سال 92 ماموران پلیس در جریان وقوع یک قتل قرار گرفتند. آنها بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار داده و با حضور در محل حادثه به تحقیق در این رابطه پرداختند. با حضور ماموران مشخص شد که زن جوانی به نام رویا 29 ساله در
4 پاتوق ترسناک تهران را بشناسید
اذیتم می کند. نگاهی به این خانه توسری خورده می اندازم، پاتوقی پرت که چند معتاد به آن دل بسته اند و در آن خماری ها را تیمار می کنند. فرار! مامورها آمدند آفتاب سرظهر مثل نیزه می رود توی چشم. دست را سایه چشم می کنیم و می زنیم به دل تکه زمینی استتار شده با درخت ها و درختچه ها. جو ناآرام است و آبستن یک حادثه. از دور چند معتاد با سر و وضعی آشفته می دوند و وحشت زده جمله ای می گویند و
3 جنایت در ویلای آتشین
نام حمیدرضا که 34 ساله است، آشنا شدم اما از آنجا که من از وی بزرگ تر بودم از او خواستم مرا فراموش کند، آن مرد نپذیرفت و از آن به بعد مزاحمت هایش زندگی ام را سیاه کرد. وی افزود: از آنجا که دخترم ازدواج کرده و ترس از اینکه دامادم در جریان این مرد مزاحم قرار گیرد به حمیدرضا التماس کردم که هر چه پول بخواهد به او می دهم فقط از زندگی ام فاصله بگیرد تا اینکه یک روز به زور مرا سوار خودرویش کرد و من
نجات دختربچه 10 ساله از چنگال مرد متجاوز
یک جوان افغانی که دختربچه ای 10 ساله را به بیابان های اطراف خاورشهر تهران کشاند تا مورد آزار و اذیت قرار دهد با رسیدن به موقع بستگان کودک در انجام نقشه شوم خود ناکام ماند. به گزارش اعتماد، نهم فروردین امسال مردی میانسال به کلانتری 177 خاورشهر رفت و به ماموران گفت اعضای خانواده اش پسری 18 ساله از اتباع افغانستان را دستگیر کرده اند که قصد داشته با ربودن دختر بچه اش او را مورد آزار و اذیت
من ایرانی هستم بچه ام هم ایرانی است!
بدهم و راهی بازار کار کنم. شاید خودم با این همه مریضی که دارم بتواند کمی استراحت کنم. تا به حال چند خانه عوض کرده ایم، ماموران به خانه می آمدند تا پسرها را ببرند. " خانه اش کوچک است، شاید هیچ اتاقی نداشته باشد. همه شان یک جا می خوابند و غذا می خورند. با مرد افغان ازدواج کرده و حالا مرد رفته است، شاید هم به اجبار کوچ کرده باشد. او مانده است و هفت بچه، مانند بسیاری از زنانی که کنارش نشسته
پاتوق های مخوف تهران!
اسامی پاتوق ها پیشم محفوظ است چون اهالی مشرف به این پاتوق ها با فاش شدن اسامی دچار سوءتفاهم می شوند و وقتی نام محله شان برده می شود مقابل خبرنگار جبهه می گیرند و بد و بیراه می گویند و نفرین به بند دلش بند می کنند. پس همین بس روایت حوادث چهار پاتوق معروف تهران که پاتوق دارهای حرفه ای محافظتش می کنند و از سگ های پاچه گیر تا نوچه های تفنگ به دست حریمش را می پایند و آدم های تازه وارد را
تقلب درشخصیت؛ آسیب این روزهای شبکه های اجتماعی/ دعوت کاربران به مراکز فساد و عرفان های کاذب
کشور در حال افزایش است و این نمونه ای بسیار عادی است.او به مواردی که تا کنون با آن ها مواجه شده است اشاره می کند و می گوید: در یکی از موارد مرد میانسالی خود را جوانی 25 ساله با تحصیلات عالی دانشگاهی معرفی کرده بود و از این طریق توانسته بود دل دختر جوانی را به دست آورد اما بعد از ملاقات حضوری وقتی هویت او برای دختر مشخص شد به دلیل دلبستگی ایجاد شده ارتباط ادامه پیدا کرد و باعث بروز آسیب های بسیاری
روزی که استخوان های شکسته خواهرم دست هایم را زخمی کرد
که مسئول پشتیبانی تیپ نبی اکرم(ص) بود، در میان زخمی های این واقعه قرار داشت. ایشان تنها 40 روز بود که با یکی از خواهرهایم به نام شهید ثریا خانمحمدی ازدواج کرده بود. ثریا نیز در همین واقعه به شهادت رسید. به خانه خواهرم در روستای کلاوه رفتم و چند پتو و ملحفه آوردم، جنازه ها را یک به یک جمع کردم و داخل پتوها قرار دادم، آن هنگام که پیکر خواهرم ثریا را جمع می کردم، استخوان های شکسته دستش، دستم را زخم
روایت فراهانی از روزگار نشر ایران: جنازه کتاب را می بینیم که بر دوش ناشران می رود
این که گفته بودند که او حُر زمانه بود، گفتند تمام کسانی که پایبند به انقلاب هستند، یک روز برای آقای طیب روزه بگیرند و نماز بخوانند. در جنوب شهر تهران شهامت ها و مردانگی های بسیاری را از ایشان نقل می کنند. چند ماه در زندان بودید؟ مدت زندانی بودن من کمتر از 3 ماه بود و در زمانی که طیب را اعدام کردند من آزاد شدم. بعد از آزادی کار ما پابرجا بود و دوباره به کار کتاب پرداختم و کتاب
نقش های پیشنهادی کم ارزش است/ با هیچ بازیگری در ارتباط نیستم
زیاد داریم، اما به آنها نمی پردازیم همین است. آن سالی که به حج واجب مشرف شده بودم دو خواهر با من هم اتاق بودند که یکی از آنها به جای پدرش آمده بود. تا دقایق آخر هم قرار بوده پدرشان به حج برود، اما به علت حال نامساعدش دختر راهی خانه خدا شده بود. یکی از خواهران به من گفت این سومین بار بوده که پدرم قصد حج کرده و تا پای پلکان هواپیما می آید و باز می گردد و هیچ زمانی هم نخواهد توانست که این تکلیف را
اظهارات ناصرنصیر وتفتی درباره درحاشیه و میکائیل ، سری جدید خندوانه و نجات پدراعدامی توسط فیتیله ای ها
فیتیله ، درخواست کرده است برای جلب رضایت اولیای دم تلاش کنیم. نامه دختر خردسال با این مضمون بود: من پدرم را دارم از دست می دهم و بجز خدا و شما، راهی برای نجات او ندارم. شما بچه ها را دوست دارید پس کاری کنید تا پدرم قصاص نشود و من بی پدر نشوم . بعد از اطلاع از این نامه، راهی شهر گرگان شدیم. وی ادامه داد: اولیای دم فقط قصاص می خواستند و زمانی که متوجه حضور ما شدند، اجازه دادند وارد خانه
"کتاب من زنده ام" یک جریان فکری و فرهنگی را در کشور رقم زده است
خواهری که با آنها در اسارت بودم تماس می گرفتم تا مطالب را به صورت دقیق بنویسم. سوال: سه خواهر دیگر که در اسارت با شما بودند آیا دست به قلم شدند؟ معصومه آباد: سه خواهر دیگر هنوز دست به قلم نشدند این سه خواهر که دو نفر آنها از شیراز و یکی از آنها خانم ناهیدی از تهران و استاد دانشگاه است هنوز دست به قلم نشدند. سوال: خاطره ای از تاثیر گذاری و هدایتگری کتاب دارید
حادثه در پرواز تهران-اهواز/ اعتراف معلم زن به رابطه بی شرمانه با دو شاگرد پسر/ مردی روی زن و فرزندانش ...
. مرگ یک کارگر در معدن سنگ فرمانده انتظامی کاشمر ار جان باختن کارگر 40 ساله معدن سنگ در یکی از روستاهای بخش کوهسرخ این شهرستان خبر داد و گفت: تحقیقات پلیس درباره جزئیات و علت بروز این حادثه ادامه دارد. دام دو پسر برای یک جوان در خانه مجردی دو پسر که در خانه مجردی از جوانی زورگیری کرده بودند، توسط پلیس تهران شناسایی و دستگیر شدند. 166 مورد مشکوک به
اقدام شنیع راننده با دو خواهر جوان
به گزارش روز نو، هر چند متهم اتهامش را انکار می کند اما شاکیان مدعی هستند وی با تهدید چاقو آنها را ربوده است.شامگاه 28اسفند ماه سال گذشته دختر جوانی درحالی که ترس در لحن صدایش موج می زد با مرکز فوریت های پلیسی تماس گرفت و گفت دقایقی قبل راننده یک دستگاه پراید سفید رنگ با تهدید چاقو خواهرش را ربوده است. دقایقی بعد وقتی مأموران خود را به محل حادثه در خیابان خاوران رساندند دختر جوان جزئیات
خونخواران تاریخ بشریت! (عکس)
یهودی شروع به نوشیدن شراب می کند و دختر کوچک را نیز به این کار مجبور می سازد. این کار باعث تعجب مرد یونانی می شود. روز بعد به جنازه ای با گلوی بریده دست می یابند. و آن جنازه کسی نبود جز این دختر کوچک که به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود. سوریه در سال 1880 در شهر حلب دختری مسیحی گم شد بعد از جستجو ، جنازه او را بدون سر و بدنش را بدون یک قطره خون یافتند. در این ماجرا فردی یهودی به