سایر منابع:
سایر خبرها
یک حضور پررنگ در خانه خود قرار دارد. مجموعه ای از آثار تازه، شانس بالایی برای حضور در جشنواره دارند: اتاق پژواک به کارگردانی آندریا پالائورو با بازی آلیسیا ویکاندر، لوکا مارینلی و سوزان ساراندون؛ امشب اتفاق خواهد افتاد از نانی مورتی؛ من هنوز زنده ام بر اساس اثری از روبرتو ساویانو؛ ترفند ساخته ماریو مارتونه با بازی تونی سرویلو؛ بیانکو به کارگردانی دانیله ویکاری و بدون درد از جانی آملیو. چنین ترکیبی می تواند ستون فقرات برنامه ایتالیایی ونیز را در این دوره شکل دهد. بر فراز این فهرست بلند، چند نام دیگر نیز در حدس ها دیده می شوند: شین مدوز ممکن است با اولین فیلم بلند خود با عنوان چورک ...
شود و مطلقاً دشمن طبیعی ندارد. هیچ حیوانی هوس نمی کند به عقاب همچون شکار و طعمه ای چرب بنگرد، مگر آنکه او را نشناسد؛ وگرنه خود طعمه خواهد شد. عقاب، تیز پرواز، تیز چنگال، دوربین، تیزبین، درشت استخوان و خوش استیل است. چشمان درشت، زیبا و پرفروغ عقاب، مایه شگفتی است. ادبیات جهان و دیوان شاعران بزرگ از مدح و ستایش این طایفه موج می زند. هنرمندان و پیکر تراشان برجسته، تندیس های طلایی از او ساخته اند تا زینت بخش کاخ ها، عمارت ها و برج های بلند شود. خودروهای برند جهانی نیز نقش عقاب را بر زیبایی خود افزوده اند و تندیس های بی شمار سنگی و گلی، همچنین نقش شمایلش بر انگشترها، گردن بندها و زیورآلات گران ...
آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران فیلم سینمایی بودن یا نبودن ساخته کیانوش عیاری، یکی از آثار شاخص سینمای جدی ایران است که در سال 1377 ساخته شد و با وجود گذشت بیش از دو دهه، همچنان به عنوان نمونه ای کم نظیر از رویکردی متفاوت به ژانر ملودرام شناخته می شود. این فیلم که داستان آن حول محور تلاش بیماران نیازمند پیوند قلب برای جلب رضایت خانواده ای که عزیزشان دچار مرگ مغزی شده است می گذرد، توانست با تکیه بر لحنی سرد، مستندگونه و فاصله گذاری هوشمندانه از کلیشه های احساسی، اثری ماندگار خلق کند. نگاهی که عیاری به این سوژه به شدت فاجعه بار داشته، بیش از آنکه مخاطب را به گریه و همذات پنداری ...
را به فاجعه بزرگ تر حمله به سیسیل کشاند و سرآغاز افول هژمونی آتن شد. توسیدید، تاریخ نگار مشهور آتنی آتنی ها قبل از این حمله بر سر به راه انداختن این جنگ جدید اختلاف نظر داشتند اما چند تن از رهبرانشان متقاعد به اجرای حمله شدند چون باور پیدا کرده بودند که سیسلی ها ضعیف و فاسد بوده و نمی توانند از خودشان دفاع کنند رو جنگ با آنها آسان و منجر به پیروزی بزرگ برای آتنی ها خواهد بود. اما این جنگ ثابت کرد که تنها داشتن قدرت و زور برای اینکه جلوی سقوط تمدنی را بگیرد کافی نیست چون بعدا شکست آتنی ها در این نبرد سرآغاز زوال و پایان امپراطوری آنها شد و بعدا امپراطوری ...
سری تغییرات ایجاد کنیم؛ یا حتی در تحلیل شخصیت و نوع اجرای نقش، شاید در کنار آن جوّ و تعامل با بازیگران دیگر، انتخاب های متفاوتی داشته باشیم. وی در خصوص تأثیر فاصله زمانی طولانی به اکران رسیدن آثار گفت: مسلماً ترجیح و آرزویم این بود که ای کاش فیلم زودتر اکران می شد، نه به خاطر اینکه مسیرم را عوض کند؛ بلکه چون واقعیت این است که بازیگران و حتی سایر عوامل انرژی زیادی را به امید دیده شدن و نتیجه گرفتن صرف یک پروژه می کنند وقتی این فاصله طولانی می شود، طبیعتاً خستگی زیادی به عوامل وارد می کند. هرچقدر هم که کار مهم باشد، این وقفه ها فشار خودش را دارد، چون همه با این امید کار می کنند که ...
گونه ای که حتی در نخستین فیلم هایش نیز می توان به وضوح ایده های چپ گرایانه و انقلابی را مشاهده کرد. موج نوی سینمای ژاپن صرفاً به سینمای داستانی منحصر نماند؛ چراکه چهره هایی همچون شینسوکه اوگاوا با ورود به حوزه مستند، همان ایده های رادیکال و چپ گرایانه مرتبط با نسل جوان و مسائل روز را که پیش تر در آثار داستانی مطرح می شد، در این عرصه نیز پیاده کردند. از جمله برجسته ترین این موضوعات، وقایع سیاسی مربوط به احداث فرودگاه بزرگی در توکیو بود که مقرر شده بود در مکانی دور از شهر ساخته شود؛ اما به دلیل عدم رضایت کشاورزان برای فروش زمین هایشان، این پروژه به یک رسوایی بزرگ در تاریخ ...
از زمین بلند کرده. اینگونه بود که من به کشتی علاقه مند شدم. از فردای آن روز با همان دوبنده سبز به تمرین رفتم و لباس هایم را هم داخل پلاستیک روی پله ها گذاشته بودم. حتما کفش کشتی هم نداشتید، دیگر؟ بله! مربی یواش یواش به من گفت که با این کتانی ها روی تشک نیا؛ تشک کثیف می شود و چون زیرش هم میخ دارد ممکن است به سر بقیه بخورد. من دیگر آن کتانی ها را کنار گذاشتم و پابرهنه تمرین می کردم. کفش نداشتم ولی وقتی جورابم را در می آوردم و با آن دوبنده سبز، هیچکس نمی توانست حریف من باشد. بعد قهرمان نوجوانان تهران شدم و از دست همان آقای آذرخش یک جفت کفش کشتی گرفتم. خانواده شما ...