سایر منابع:
سایر خبرها
روایت امام جعفر صادق(ع) از سیره امام محمدباقر(ع)
. نافله نماز عشاء در شریعت اسلام، هفده رکعت نماز در شبانه روز بر مسلمانان فریضه و واجب و 34 رکعت نماز، مستحب است. از نمازهای مستحبی، دو رکعت نماز نافله عشا است که بعد از نماز عشاء به حالت نشسته خوانده می شود. ششمین اختر امامت، حضرت صادق(ع) می فرماید: کان أبی یصلیهما قاعداً؛ (8) پدرم آن دو رکعت را همواره به شکل نشسته به جای می آورد. پرهیز از ظلم و ستم یکی
ماه رجب در کلام شهید مطهری
مَعینٍ همین هاست. نام ماه ها از قمری تبدیل می شود به شمسی؛ انسان اول خیال نمی کند که به دنبال خودش چه چیزهایی می آورد. ما که بچه بودیم، در منزل خود ما من از هفت و هشت سالگی کاملًا یادم هست اصلًا اینکه ماه رجب دارد می آید مشخص بود؛ می گفتند یک هفته به ماه رجب مانده، پنج روز مانده، سه روز مانده، امشب احتمالًا اول ماه رجب است، برویم برای استهلال؛ می رفتند برای استهلال، ماه را ببینند، شب
حبابه والبیه؛ زنی وارسته در میان شاگردان امام باقر علیه السلام
مهر نهادند. حبابه ادامه می دهد: پس از شهادت امام حسن علیه السلام به نزد امام حسین علیه السلام شرف حضور پیدا کردم. حضرت در مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله نشسته بود، چون وارد شدم، مرا خوش آمد گفتند و به نزدیک خود خواندند و فرمودند: در میان نشانه امامت، آن چه را تو می خواهی هست، آیا دلیل امامت را می خواهی؟ گفتم: آری آقای من. فرمود: آن چه با خود داری بیاور سنگریزه را به آن حضرت دادم و ایشان
اعتکاف قبل از اسلام هم بود
گذشته زیاد بوده که وقتی ثبت نام را آغاز کردیم، حدوداً 2000 نفر معتکف داریم که شاید بیشترین تعداد معتکف در میان مساجد تهران و حتی مساجد کشور نیز باشد به طوری که هشت صبح ثبت نام شروع می شود تا ساعت 10 شب ظرفیت ثبت نام تکمیل می شود. مساجد دیگر هم همین طور فعال و پررونق است و این جای بسی خوشحالی دارد که بسیاری از مسائل را قبل از انقلاب نداشتیم؛ دعای کمیل، دعای توسل این رونقی که امروز دارد
ماه رجب رشته اتصال بین خدا وبندگان/تجلی ولایت امیرالمؤمنین در رجب
الطلوعین شده و سپیده زده بود، مرحوم آیت الله فکور را دیدم.[7] می خواستم به حرم بروم و ایشان در حال خارج شدن بود. مقابل کفش داری شلوغ بود؛ ایشان کفش را گرفت و در کنار گوش من گفت: من سه روز است جز یک استکان چای چیزی نخورده ام. به من بر خورد! گفتم یعنی چه؟ یعنی این پیرمرد عابد در خانه حضرت امیر (ع) می گوید سه روز است جز یک استکان چایی نخورده ام؟ گفتن این حرف آن هم در کفش داری حضرت امیر (ع) چه معنایی
چه کارهایی در اعتکاف انجام دهیم
آنها ترسیم کنم. به گزارش خبرگزاری فارس، یکی از سنت های حسنه ای که در دین مبین اسلام وجود دارد و بعد از سال های پیروزی انقلاب، به ویژه در چند سال اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته، سنت اعتکاف است. اعتکاف فرصت راز و نیازی خالصانه با معبود یکتا را برای انسان فراهم می کند و به راستی می تواند غبار را از دل های زنگار گرفته بزداید. با آغاز ماه مبارک رجب و نزدیک شدن به ایام البیض و اهمیت
سرمقاله روزنامه های 31 فروردین
؟ و حق مردم خوردن ها چه می شود؟... در سال 84 واقعاً یک موی بدنم راضی نبود که وارد انتخابات شوم. همسر امام گفتند که امام این انقلاب را به دست شما داد و شما می خواهید به دست چه کسانی بدهید و اصلاً می دانید این ها چه کسانی هستند؟ . تعبیر بی راهی نیست که دلواپسان امام را هم اذیت می کردند. نمونه اش نامه بدون سلام به امام در تاریخ 25 اسفند 1359 است که متأسفانه بوی بی ادبی و اهانت و اتهام می دهد و اگر نفس
نصیری:خیلی پوست کلفت بودم/مگر کیهان ابهت دارد؟/روایت نصیری از حمایت های رهبر انقلاب از رسانه ها/ راهیان ...
رهبری نظام ظرفیت برای تحمل این مسئله بالا بود. این خیلی مهم بود اگر این نبود باید بقیه عوامل را کنار می گذاشتیم. حتی در برخی موارد بعد ها شنیدم حضرت آقا با رویکرد ما مخالف بود اما نمی خواستند اعتماد به نفس ما گرفته شود. در دوره کیهان، ما یک وقتی رفتیم پیش آقا. ایشان به من گفتند: اینقدر من از کیهان حمایت میکنم که اگر مسئولین پیش من از رویکرد کیهان انتقاد کنند انگار از بچه من انتقاد کرده اند.
پدرجان، آخرت را بچسب/ برخی به غلط فکر می کردند که با حافظ و مولوی مخالف بود/ سرتیپ بود با لباس مداحی
حاجی را هم نمی گذاشت در پشت نامش بیاید. یکبار به ایشان گفتم من در یک نامه می خواهم بنویسم حجت الاسلام، ایشان گفتند؛ حق نداری، گفتم حضرت امام خمینی(ره) و آیت الله میلانی و دیگر علما برای شما نوشته اند حجت الاسلام، من نمی توانم بنویسم؟ گفتند پدرجان، اینها لقب های دنیایی است، آخرت را بچسب. هیچ کس را ناراحت نمی کرد یکی از عادت هایی که پدرم داشت این بود که وقتی وارد منزل می شد از
جنجال بر سر خاطرات آیت الله هاشمی
ها و مخالفت آنان با روحیات علمی و درس های فلسفی امام، گفت: همین خشک مقدس ها بودند که امام بعد ها گفتند: نمی دانید پدر پیر شما چه رنج های از خشکه مقدس ها کشیده است!؟ ایشان افزود: خیلی سخت است برای کسی که حوزه را ساخته، توسعه داده و این همه شاگردان اخلاقی تربیت کرده، ببیند فرزندش حاج آقا مصطفی در لیوانی آب می خورد و کسانی با بهانهٔ تحصیل فلسفه آن لیوان را می شویند. رییس مجمع
جابجایی دو نوزاد در بیمارستان درجه یک!
جوان و نوزادش را در آغوش کشیدند.پدر نوزاد که نخواست نامش فاش شود، با بیان این مطالب گفت: آن شب با خوشحالی راهی خانه شدم و روز بعد به بیمارستان رفتم و پس از تسویه حساب همراه همسر و فرزندم به خانه برگشتیم. این در حالی بود که تعداد زیادی از اقوام و فامیل منتظرمان بودند. اما چند ساعت از رسیدن ما به خانه نگذشته بود که تلفن همراهم به صدا درآمد. وقتی تلفن را جواب دادم، صدای یکی از پرسنل بیمارستان را
انتشار نامه بی ادبانه، بی ادبانه تر است
بزرگداشت بانوی انقلاب تصریح کرد دلواپسان، امام را هم اذیت می کردند... هوش امام بالاتر از نبوغ بود و به عمق موضوعات می رسید... گروه سطحی نگر به وجود چند زن بی حجاب در خیابان می پردازند اما نمی گویند ظلم ها چه می شود؟ زندان ها چه می شود؟ سرکوب ها چه می شود؟ و حق مردم خوردن ها چه می شود؟... در سال 84 واقعاً یک موی بدنم راضی نبود که وارد انتخابات شوم. همسر امام گفتند که امام این انقلاب را به دست شما داد و
خاطرات و مخاطرات
را از انتخاب دکتر این گونه ابراز کردند که در زمان انتخابات گفته بودند اگر دکتر رای بیاورد، شیرینی انتخاب، مهمان من باشید و هرچه می خواهید غذا از بیرون تهیه کنید. ایشان می گفتند به خادمه منزل گفته ام تلویزیون را برای من فقط در صورت سخنرانی دکتر و یا مقام معظم رهبری روشن کنید. ایشان (همسر امام راحل) بعد از آن دیدار به منزل دکتر رفتند، حال آنکه به اذعان خانواده شان بعد از رحلت مرحوم حاج احمد کمتر از
زندگی پرامید
آنها با دیگر مراکز داشتند این بود که در خیریه فرزندان حضرت زهرا بر سلامت روان مادرها و بچه ها بسیار توجه می شد؛ من همسرم روانپزشک است و در این زمینه کمک های بسیاری به ما کرد. طوری که با همفکری همسرم به فکر راه اندازی مرکزی افتادیم که بتواند از بیماران اعصاب و روان حمایت کند.خب مراکز زیادی در حوزه زنان سرپرست خانوار، کودکان کار، بچه های بی سرپرست، معتادان و... فعالیت می کنند اما مرکزی نبود که به
تخریب گران آیت الله هاشمی و شهامت عذرخواهی؟!
هم کمکشان می کنم. خانم خیلی محکم به آقای هاشمی گفتند: آقا- امام- به امید شماها بودند. شما می خواهید این مملکت و این انقلاب را به دست کی ها بسپارید؟ شما اینها را می شناسید؟ بعد از این جملات آقای هاشمی گویی یکه ای خوردند و برای لحظاتی سکوت سنگینی بر اتاق و جمع حاکم شد. چون اساسا خانم کم حرف می زد. بعد از دقایقی که آقای هاشمی و خانمشان رفتند، به خانم گفتم: خانم، شما چرا اینقدر قرص و محکم با آقای هاشمی
ماجرای زندگی عجیب اما عاشقانه یک زوج هنرمند
/> -عرض کردم تصمیم قبلی نداشتم همه خانواده من علاقه مند به انقلاب بودند و برادرانم هم جبهه رفته بودند با این حال تصمیم به ازدواج با یک جانباز را نداشتم، حتی گاهی که با دوستانم به ملاقات مجروحان و جانبازان می رفتیم و بچه ها می گفتند چطور است که با جانباز ازدواج کنیم، من می گفتم که من نمی توانم! چطور کارهایم را انجام دهم؟ *در دومین دیدار از آقای نوری خواستگاری کردم خلاصه ترم سوم
ویژه نامه ولادت امام باقر(ع)؛ مولودی، اشعار، احادیث و زندگی نامه
به بدگویی او دست زدند تا سرانجام هشام امام را مسموم کرد و به شهادت رساند. امام باقر علیه السلام به فرزند ارجمندش امام صادق علیه السلام وصیت فرمود و به لقای پرورگار شتافت. آن حضرت دارای سه همسر و هفت فرزند بود. از امام باقر علیه السلام مواعظ بسیار ارزشمندی به یادگار مانده است که تمام نسل ها تا قیامت از آن بهره مند خواهند بود. گلچین مولودی میلاد امام محمد باقر(ع)
هیچگاه برای پسرم در جمع گریه نکرده ام/ همسرم پس از شهادت عباس گفت نماز شکر بخوان
دیگه برنمیگرده. گفتم راضیم به رضای خدا." 9 خرداد بود هنوز نماز صبح نخوانده بودم یکی از دوستانم زنگ زد و گفت حاج خانوم ما می خوایم با همسایه بریم بیرون توت بخوریم، شما هم بیایید. دوستانم می دانستند فرزندم شهید شده است و می خواستند من را به بیرون از خانه ببرند. شاید عباسم بیاید گفتم: شاید عباس بیاید. گفتند اگر بیاید کلید دارد. من را راضی کردند و ما رفتیم. تازه نماز صبح را
گفت وگو با افسانه بلالی مادر شهید مفقود الجسد قاسم بلالی
در میان گرد و غبار منطقه دوستش او را گم کرده بود و... دیگر هیچ کس فرزندم را ندید و از سرنوشتش باخبر نشد. قبل از شهادتش خواب عجیبی دیدم. در خواب جنازه ای پیش رویم گذاشته بودند و چند نفر از خانم های همسایه دور هم نشستیم و من به آنها می گفتم قاسمم مفقودالاثر شده است و 10 روز بعد از اینکه من آن خواب را دیدم، دوست قاسم آمد و ساکش را برایم آورد. سرش پایین و سر به دیوار انگار که
خلبان تیز پروازی که همزمان ملبس به لباس روحانیت بود+ تصاویر
باشد. پس از ارتحال حضرت امام که خدمت مقام معظم رهبری رسیدم از جمله نصایح ایشان به حفظ هر دو لباس بود اما با وجود سختی هایی برای من که علاقه داشتم و با دروس حوزوی اشنا بودم این سختی دلچسب بود و به لطف اللهی و نصایح مقام معظم رهبری توانستم در هر دو لباس خدمت کنم. شاهین نا: علت نامگذاری روز 29 فروردین به نام ارتش چه بود به علت پیروزی های مکرر نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در
عملیات بزرگی که کمتر از آن گفته می شود
ای بود که عراقی ها چسبیده بودند به خاکریز و جنگ تن به تن شده بود و لازم بود که ما طوری بجنگیم که عراقی ها بترسند و عقب بروند یا در یک مورد دیگر یادم هست فردای آن روز من در دهانه سنگر نشسته بودم که شهید محسن حاج قربان که اهل شهرری بود آمد و از پشت با دو دست مرا هول داد و گفت حاجی بلند شود برو تو. همین که مرا هول داد یک خمپاره 60 آمد رویش و در برابر چشمان من تکه های بدنش به اطراف پرتاب می شد. دیدن این صحنه ها خیلی سخت است. از این 30 نفر که در دسته سه بودند فکر می کنم حدود 10 – 12 نفر شهید شدند و مابقی مجروح و هفت هشت نفری هم سالم ماندند. انتهای پیام ...
"جنت مکان"ی که جنت مکان شد
صدایی برادر و مجاهد نستوه حاج حبیب جنت مکان را ... البته فرید خمیسی هم تازه از دوران نقاهت مجروحیتش تا حدودی خارج شده بود و به جمع دوستان پیوسته بود. حبیب اهل شعر بود و معمولا" اشعار طنز می گفت و روحیه بچه ها رو عوض می کرد و خنده رو روانه لب ها می نمود. اول صبحی بود و برای نماز داشتیم وضو می گرفتیم که کنار تانکر آب ایستاد و یک دوبیتی خنده دار گفت. بعد خودش توضیح داد این شعر دیشب قبل
سبک زندگی در خانواده 5 شهید سجادیان
نام این ویژه نامه بود؛ بچه های امامزاده روح الله . اول فکر کردیم اشاره به فرزندان معنوی حضرت امام دارد. مقدمه را خواندم، دیدم شهدای جورد از نوادگان امامزاده روح الله - نواده امام جواد (ع) - هستند که در جورد مدفون است. راستش دیدیم این اسم برای عنوان بخش مربوط به شهید حاج حمزه و فرزندان شهیدش زیباتر است؛ بچه های امامزاده روح الله . یک ماه و چهار ستاره ابالشهدا سید حمزه
گفتگو / ارکان روابط عمومی در یک سازمان دینی
اقدام به راه اندازی نشریه یا سایت کنیم، اما ما همیشه برعکس عمل می کنیم. ابتدا یک نشریه تولید می کنیم و بعد دنبال مخاطب می گردیم. این هم از مشکلات دیگری است که نه فقط در حوزه دینی بلکه در تمام حوزه ها وجود دارد. در صحبت هایتان چند بار به جایگاه روابط عمومی در رده بندی های سازمانی اشاره کردید، به نظر شما جایگاه تشکیلاتی روابط عمومی سازمانی مانند سازمان تبلیغات اسلامی کجاست؟ آنچه که
تولد نوزدهمین فرزند پیرمرد 95 ساله + تصویر
مرد 95 ساله طبسی که صاحب 18 فرزند، 33 نوه و 12 نتیجه بود، چند روز قبل صاحب نوزدهمین فرزند شد و نامش را به خاطر ارادت ویژه اش به امام رضا(ع)، امیررضا گذاشت. به گزارش صدای ایران به نقل از همشهری ، روز چهارشنبه گذشته زنی 30 ساله به بخش زایمان بیمارستان شهید مصطفی خمینی طبس منتقل شد تا فرزندش را به دنیا بیاورد. چند نفر از افراد خانواده این زن همراهش بودند اما مردی سالخورده به نام حسین
سوء استفاده از جنس لطیف برای جلب مشتری+ عکس
اینجا هر روز اماکن میاد سر میزنه اما اگه شما دوست دارید می تونید از گشت ارشاد هم بخواید نظارت داشته باشن! . داشت رسما توهین می کرد و من نباید کوتاه می آمدم چون می دانستم حق دارم بپرسم و او موظف است جواب بدهد. قیافه جدی تری به خودم گرفتم و با لحنی محکم گفتم: من موندم فلسفه حضور این همه خانمه رنگ و وارنگ در فست فود ایتالیایی چیه؟ . خانم صندوقدار با صدایی که رفته رفته اوج می گرفت و اثر خشم به وضوح در
فرمانده سازمان بدر عراق : مقلد آیت الله خامنه ای هستم
مرجعیت و رهبری حضرت سیدعلی خامنه ای و مطلق بودن ولایت ایشان اعتقاد راسخ دارم. * این علاقه مندی شما به رهبر معظم انقلاب براساس چه ویژگی است که شما در ایشان دیده اید که این قدر مجذوبتان کرده است؟ – در این رابطه به یک خاطره اشاره می کنم. قبل از رحلت امام(ره) در گفت وگویی با یکی از دوستانم در ایران درباره جانشینی ایشان با سند و دلیل گفتم؛ تنها کسی که لیاقت این جایگاه و مسئولیت را دارد
جنجالی ترین خاطرات هاشمی رفسنجانی
اتفاق چند نفر دیگر از جمله اینجانب، به منظور دیدار با همسر مکرمه حضرت امام در جماران حضور یافتند. خانم در مقابل خدمه و برخی از اعضای خانواده، خوشحالی خود را از انتخاب دکتر اینگونه ابراز کردند که در زمان انتخابات گفته بودند اگر دکتر رأی بیاورد، شیرینی انتخاب، مهمان من باشید و هرچه می خواهید غذا از بیرون تهیه کنید. ایشان می گفتند به خادمه منزل گفته ام تلویزیون را برای من فقط در صورت سخنرانی دکتر یا
مرد میانسال شوهر صیغه ای همسر سابقش را کشت!
منکر شد و گفت ضربه ای که او به کوهیار زده باعث مرگش نشده است. او توضیح داد من و مقتول از هفت سال پیش از حادثه با هم دوست بودیم. او گاهی به بهانه ای به خانه من می آمد و بچه هایش را هم می آورد اما من به خانه اش نمی رفتم. یک روز وقتی به خانه ام رفتم کوهیار آنجا بود. علت حضورش را که پرسیدم همسرم گفت که برای نصب ماهواره آمده است. بعد از آن کوهیار به هر بهانه به خانه ام می آمد. سر این موضوع بود که با
مادران مجرم!
سپید نامه وکیل پایه یک دادگستری مشخصات موکل نام: پروانه سن: بیست و یک سال. دانشجو وضعیت خانوادگی: عقد کرده ولی هنوز به خانه شوهر نرفته موضوع پرونده: سقط جنین غیر قانونی فتاوی فقها درباره سقط جنین برخی از علما از جمله حضرت امام خمینی(ره) و آیت الله اراکی و آیت الله گلپایگانی سقط جنین را مطلقاً حرام می دانند مگر این که ادامه حاملگی برای