سایر منابع:
سایر خبرها
احمدی نژاد ولنجک نشین، دیگر آن چهره سابق نیست/ با گفته های احمدی نژاد نباید او را اصولگرا دانست
کارهایی در حد توانایی، هوش و تجربه خودشان انجام دهند لذا بعد از اتمام کار در دولت احساس من این بود آنچه امروز بیش از هر کار دیگری نیاز است در کشور انجام شود، کار فرهنگی و اجتماعی است و باید به این حوزه بپردازیم. ** احمدی نژاد ولنجک نشین نبود/ احمدی نژاد ولنجک نشین دیگر احمدی نژاد سابق نیست – آقای زریبافان آیا در جلسات ولنجک شرکت می کنید؟ نه، اصلاً نمی دانم کجا است
پشت پرده پول های کثیف در انتخابات مجلس
پشتیبان حمایتی آن کیست؟ سوالی که معمولا با پاسخ مهم نیست؛ هدیه ما به شماست تمام می شود. حالا روایت پول های کثیف برای برخی چندان خوشایند نبوده و از سوی دیگر برخی نمایندگان مجلس هم احتمالا می خواستند اطلاعات بیشتری از پول های کثیف داشته باشند که وزیر کشور را هفته آینده به مجلس فراخوانده اند. حسین سبحانی نیا عضو هیات رئیسه مجلس دیروز با اشاره به اعلام آمادگی وزیر کشور برای ارائه گزارشی درباره پول های کثیف
نیروی انسانی آموزش و پروش دچار ریخت و پاش است
با تأکید بر حفظ تعامل مستمر دانشجومعلمان با مدارس و نهادهای علمی – پژوهشی قید شده است. بر مبنای این جایگاه، در بند 1- 11 و 2- 11 و چند بند بعدی بخش منابع انسانی سند تحول، دانشگاه فرهنگیان تعریف شد. بر همین اساس استقرار نظام 3- 3- 6 زمینه هایی را می طلبید که یکی از آنها تربیت چند مهارتی و چند دانشی معلم بود. یک معلم مثلاً در دوره ابتدایی خلاف یک استاد دانشگاه، باید همزمان چند دانش مختلف مثل ریاضی
سرمقاله روزنامه های امروز / 1 اردیبهشت
وزیرخارجه بودند) و دو رئیس مجلس و 9 فرستاده ویژه و... در تهران تشکیل شد. در این اجلاس بسیاری از اهداف بین المللی ایران از جمله دفاع از حق هسته ای مورد تأکید و پذیرش این جنبش قرار گرفت، جنبشی که بعد از سازمان ملل متحد، بزرگترین و فراگیرترین نهاد بین المللی است. متأسفانه با وجود اینکه از سال 1391 ریاست این جنبش بر عده رئیس جمهور ایران (آقای احمدی نژاد و سپس آقای روحانی) قرار گرفته است، از
احمدی نژاد ولنجک نشین ، دیگر احمدی سال 84 نیست
اسفندیار رحیم مشایی است. آنچه در ادامه می آید، گزینشی از اظهارات زریبافان درباره احمدی نژاد است. زریبافان درباره مجموعه متعلق به احمدی نژاد در یکی از نقاط شمال تهران به نام ولنجک و تشکیل جلسات در آنجا می گوید: اصلاً نمی دانم کجا است. آقای احمدی نژاد ولنجک می نشست! حتی اگر نهادی مجانی آنجا (ولنجک) را به احمدی نژاد داد او ولنجک نشین نبود، یعنی احمدی نژاد آن احمدی نژاد سابق نیست
تحولات سودان در زمان عمرالبشیر
تحصیلات ابتدایی خود را در همان شهر شندی گذراند و بعد برای تحصیلات دبیرستانی به خارطوم رفت. در دوران نوجوانی، همزمان با تحصیل، به عنوان شاگرد مکانیک هم کار می کرد، تا خرج زندگی خود را تامین کند. او در همین سنین وارد جنبش اسلامی سودان هم شد. در همین دبیرستان، با معاون آینده خود در ریاست جمهوری و شریک حکومتش، علی عثمان طاها آشنا شد. بنا بر برخی گزارش ها از زندگی رییس جمهور، او خیلی زود، در
خلاصه ای از زندگانی حضرت امام هادی علیه السلام
به گزارش دولت بهار، امام ابوالحسن علی النقی الهادی - علیه السلام - پیشوای دهم شیعیان، در نیمه ذیحجه سال 212 هجری در اطراف مدینه در محلی به نام صریا به دنیا آمد(1). پدرش پیشوای نهم، امام جواد - علیه السلام - و مادرش بانوی گرامی سمانه است که کنیزی با فضیلت و تقوا بود (2). مشهورترین القاب امام دهم، نقی و هادی است، و به آن حضرت ابوالحسن الثالث نیز می گویند (3). امام هادی - علیه
باید از فرهادی و کیارستمی دوری کرد!
که فهمیده بود ما می خواهیم یک وودی آلن ایرانی بسازیم که داره در مورد ایران حرف می زنه، شاکی شده بود و با تلفن و فاکس و ایمیل و چیزهایی از این قبیل ما رو تهدید می کرد. خب در این مدل سینما باید خیلی مراقب لحن و حس وحال عمومی فیلم بود. هر لحظه امکان دارد شالوده ی کار از هم بپاشد و به بیراهه برود. استفاده از عنصر طنز جزو ذاتی کار بود و از همان اول در مرحله طرح و فیلمنامه لحن کلی فیلم رو از
رد پول های کثیف در اردوگاه مدعیان اصلاح طلبی/ دولت دچار روزمرگی و بی برنامگی اقتصادی است/ سفر گروه 24 ...
سرویس سیاسی فردا ؛ روزنامه ها در لابه لای گزارش ها و سرمقاله ها، قسمتی از صفحات خود را به اخبار روزهای گذشته یا اخبار ویژه اختصاص می دهند که مشرق در ادامه به آنها اشاره می کند. *کیهان نگرانی معاون اول بعد از 18 ماه توقع آفرینی بیجا اظهارات معاون اول رئیس جمهور در مجموعه سعدآباد تهران و در جمع حزب کارگزاران اگرچه به عنوان سخنان انتخاباتی یک عضو ارشد دولت مورد توجه
هم عروس خوب است هم مادر شوهر؛ لطفاً قضاوت نکنید!
دارم. هیچ راهی برای این درگیری ذهنی وجود ندارد مگر اینکه یکراست بروم سراغ فروشنده و از خودش صحت قیمت را بپرسم. حدسم درست بود، این کیف اصل نیست و دقیقاً در جشنواره حراج مغازه 450 هزار ریال فروخته می شود. این تنها یک مورد بسیار ساده از هزاران موردی است که چشم، ذهن و حتی رفتار ما خطا می کند. تصور کنید ما در روابط اجتماعی، کاری، فامیلی و حتی دوستانه مان به وفور دچار چنین خطاهای برداشتی می شویم که اسمش را
مهر تایید صندوق جهانی پول بر وضعیت جیب مردم و موضع روحانی
که دولت محترم در سال 94 با فهم و ارتقاء یافته تری به این مسئله نگاه کند. اما روزنامه تعادل که از سوی گردانندگان روزنامه اعتماد مدیریت می شود، با انتقاد از برخی وعده های بی پایه نوشت: مسئولان دولت در سطوح گوناگون رفتارهای متناقض دارند و برخی از آنها متاسفانه درک دقیقی از وضعیت اقتصادی امروز ندارند و در حرف و نوشته و تصمیم ها واقعیت ها را نادیده می گیرند و وعده ها و امیدهای واهی می دهند و خارج از واقعیت ها همه چیز را روشن و خوب نشان می دهند که گویا در صورت توافق جامع حتما همان روز همه چیز خوب و زیبا خواهد شد. انتهای پیام/ ...
شما عاقل و بالغ؛ قضاوت کنید!
حالا چطور شروع شده؟! این برعکس بعضی چیزهای دیگه هست مثل توافق هسته ای اولش توافق می کنن بعد میگن ما فقط اعلامیه دادیم. شاید فردا بروید یه جا رو افتتاح کنید پس فردا تازه بروید کلنگش رو بزنید. یه روز میروید لب مرز خط آهنی که رئیس جمهور قبل افتتاح کرده رو دوباره افتتاح می کنید. یه روز باد بیاد بگید: به به نگاه کنید چه مدیریتی 50 روز تهران هوای صاف داشته 315 روز دیگه که هوا خرابه بگیم مقصر
زور پزشکان چربید؛ مدیری محبوب تر شد!
کنند تا جایی که ممکن است اصلا سراغ دیدن کمدی نروند. نتیجه اش هم این شده که جشنواره های ما هرسال پر می شود از یکسری فیلم جدی و معمولا آثار کمدی جایی ندارند. کل کل افخمی با پزشکان مجلس افخمی گریزی هم به دوران نمایندگی اش در مجلس می زند: در مجلس ششم خیلی پزشک زیاد بود. حدود 70 پزشک داشتیم. خیلی با هم شوخی می کردیم. مثلا من تخم مرغ را با کره قاطی می کردم و می خوردم. یادم هست یکی
توسعه شرکت های دانش بنیان؛ راه حل مسئله اشتغال در رشته های علوم اسلامی
مجلس در این رابطه افزود: خیلی برای آن ها سهمی قائل نیستم. معتقدم اگر افراد خوب درس بخوانند و قوی باشند، جذب می شوند. مخصوصاً رشته های علوم انسانی، دانشجو اگر خوب درس بخواند، نباید نگران چیزی باشد. رئیس دانشگاه ادیان و مذاهب در رابطه با چگونگی حل معضل بیکاری اظهار کرد: در دانشگاه های نوین جهان که آغاز آن از آمریکا بود، شرکت های دانش بنیان نزدیک دانشگا ه ها قرار گرفتند و دانشجو از همان
امپراتوری والیبال ایران چگونه شکل گرفت؟
استارت این کار را در همان پارس خودرو زدیم. یعنی هم والیبال، فوتبال و کشتی راه اندازی شد و هم امکاناتی فراهم شد. بهتر است بگویم ساخته شد. بعد به دخانیات رفتید و ... امکانات دخانیات برای ورزش عالی بود. 8 کارخانه داشت با 8 باشگاه و تاسیسات زیاد. شروع به بازسازی آنها کردم. خاطرم هست در مشهد مدیرعامل آن مجموعه را، آقای حاجی خانی را به شدت با ورزش درگیر کردم. طوری که بعدها رئیس هیات فوتبال
شکرشکنی در شبکه های اجتماعی با شعر سعدی
هستند، یکی پای سعدی را برای رو کم کردن دیگران وسط می کشد که 'کس در نیامده است بدین خوبی، از دری دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری ' و بعد هم دور همی می گویند و می خندند. در این شبکه ها، یکی سعدی را با فردوسی اشتباه می گیرد، یکی سعدی را سفرنامه نویس می داند و بعد متنی را از شهر خود به اسم سعدی به اشتراک می گذارد که در این سفرنامه، جدیدترین داده های نقشه کشی وجود دارد و دیگری نیز شعر سعدی را روی
شاخص های عرفان ایرانی - اسلامی در شعر سعدی
/> اول دفتر به نام ایزد دانا صانع پروردگار حی توانا اکبر و اعظم خدای عالم و آدم صورت خوب آفرید و سیرت زیبا از در بخشندگی و بنده نوازی مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا همین سرآغازها را اگر با دقت بخوانیم، می بینیم که تصویری که سعدی از خداوند ارایه می کند، سرشار از محبت، بخشش، بنده نوازی، شادی و دلخوشی است. این دقیقا رویکرد عارفانِ ایران به دینداری است که در ادامه بیشتر
هواداران می دانند مشکل استقلال مربی است، نه بازیکن
قضایی پیگیری می کنم تا جای دیگری پاسخگوی تهمت های شان باشند. مقابل تمام اتهامات لب از لب باز نکردم ولی اینجا دیگر پایان خط است. من دیگر نمی نشینم که دیگران به من تهمت بزنند. بیایند در مراجع قضایی و بگویند چرا این حرف ها را در مورد من زده اند؟ مگر من مقصر ناکامی های تیم بودم؟ حالا که در استقلال بازی نمی کنم چرا این طور به من حمله می کنند و بعد از هر باخت، برای آنکه ذهن هواداران را از شکست و ناکامی
بیانیه لوزان انتظارات مردم را بالا برد/ برداشته شدن همه تحریم ها بعید است/ دولتی ها به انتظارات مردم از ...
حیدر مستخدمین حسینی معاون اسبق حقوقی و امور مجلس بانک مرکزی در گفتگو با خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا در خصوص تاثیر مذاکرات بر وضعیت آتی اقتصاد کشور گفت: بر این باورم قبل از این توافق که اسم آن را توافق مطبوعاتی گذاشتند بارها بنده و دیگران توصیه کرده بودیم نباید انتظارات را در مردم افزایش داد. واقعیت و آنچه هست را باید بیان کرد تا انتظارات مردم هم در همان سطح ایجاد شود.اما با این وجود
پایان نامه کیلوئی چند ؟پایان نامه و مقاله در خیابان!تولید علم با "کپی برداری" عملی نمی شود
. حوالی خیابان فخررازی. او می گوید : فنی و مهندسی ها را در این شعبه کار می کنیم و اول تماس بگیرید و هماهنگ کنید و بعد بروید .... دانشجوها شماره را می گیرند و می روند. اما دادزن ها ول کن ماجرا نیستند.مدام از رهگذرانی که عبور می کنند و کیف و دفتر و دستکی هم دارند که آن ها را شبیه دانشجوها می کند سؤال می کنند.کار پایان نامه ؟ مقاله ؟ ترجمه ؟ مقالات علمی و حتی چاپ کتاب به نام شما! اما این
اصل بقاء کار وسرمایه
اصل بقاء ماده وانرژی را در فیزیک می شناسیم،اگر بجای ماده،سرمایه و بجای انرژی،کار قرار دهیم آنچه بدست می آید یک اصل اقتصادی است بنام اصل بقاء کار وسرمایه! کلیه روابطی که در فیزیک بین ماده و انرژی به اثبات رسیده در این اصل اقتصادی بین کار وسرمایه صادق است درست مثل قانون اساسی کشوری را که از کشور دیگری می گیرند همه جا بجای نام کشور اول،نام کشور دوم را قرار می دهند.در اینجا هم،بجای انرژی،کار و
گربه وشاطراسدا...(10نظر)
شد لحظه ای بعد آهسته ازکنارتنور سر را جلو برد ولبخندی شیرین زدوبعد باخنده گفت: – ها ها ها ،یک دو سه،خب خب بزارببینم،لعنتی تاریکه،همین سه تاشون معلومه ولوشدن اما مادرشون دراز کشیده روشون اصلا نمیشه بفهمی درست چن تان. – اگه شاطر بفهمه ها حتما اونا رومیندازه بیرون. – راس میگی حالا چکا کنیم ؟نمیشه اونا را ی یه جوری ببریم بیرون؟ – من میترسم.کجا ببریم؟ چه جوری بریم ته تنور؟تازه
مراسم گرامیداشت استاد دکتر عبدالحسین جلالیان
حسین معلم، معلم و نویسنده درود بر منتقد سرشناس یزدی، آقای محمدرضا شوق الشعرا! به دلیل وجدان معلمی و باورهای معلمی ناگزیرم چند کلامی در رابطه با گرامیداشت استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" به آگاهیتان برسانم: در جریان تالیف کتاب "حافظ به زبان ساده" برای جوانان و صحبت های پیاپی با استاد دکتر "جلالیان" و نشست های پیاپی در جمع شاعران (انجمن شعر حافظ) که پایه گذارش خود دکتر است... و نیز مطالعه، بررسی و وارسی بسیاری از آثار (از جمله آثار استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر محمد معین، دکتر قاسم غنی، دکتر محمد استعلامی، دکتر سعید حمیدیان و...) و نیز آثار متعدد دکتر "جلالیان" (از جمله آخرین اطلاعات ناب و منحصر به فردشان در مورد فرخی یزدی و وحشی بافقی...) متوجه شدم که ایشان برجسته ترین و سرآمد شاعران معاصر فارسی زبان جهان است! (اینجا منظورم از معاصر در قید حیات است) و حتی از نامدارانی که به دلیل پرهیز از اصطکاک معذورم نامشان راببرم بزرگ تر، برتر و در سرودن و شناخت شعر به ویژه غزل چیره تر و قوی تر است. توضیح: 1-...ایشان به هیچ وجه حاضر نبوده و نیست که کسی برایش مراسم گرامیداشت بگیرد (حال چه طور شده که به او قبولانده اند! خودم هم نمی دانم؟! و این که چرا سرانجام پذیرفته است بسیار شگِفت زده ام؟!) 2- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" از آن یزدی های اصیل (میبدی) است که ذاتا دل در گرو بالندگی فرهنگ و ارتقای انسان ها دارد و با زحمات طاقت فرسا و مغزسوز خود به باورش جامه عمل هم پوشانده است... . 3- استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" بدون آن که به قول خودت اَدا درآورد و بخواهد فقط نمایشش را بدهد، خیرخواه، دلسوز، دل بزرگ و لوتی صفت است (به طوری که مثلا اگر کوچکی چون این جانب هم به سراغش برود و هر بار وقتش را بگیرد تا چیزی یاد بگیرد، کتابی هم هدیه می گیرد) منظورم این است که هم برای یادگیرنده احترام قایل می شود، هم برای امر مقدس یاددهی- یادگیری ارزش قایل است. رفتارش هم آن چنان که پیش از این اشاره کردم ساختگی، باسمه ای و تصنّعی نیست... . (تنها موردی که می ماند برخی- و اگر دقیق تر بگویم؛ تعداد بسیار اندکی مصراع - از شعرهای کتاب "پله های سنگی" است که قضاوت پیرامون آن ها وقت، گفتار و نوشتار گسترده می طلبد... و فعلا به هیچ وجه نمی توان تلگرافی و پیامکی در موردش قضاوت نمود و حکم صادر کرد.) اما! الف- تا آن جا که این کوچک آگاه هستم در حال پالایش، بازنویسی و نیز کامل کردن اشعار همین کتاب بحث برانگیز است... . ب- چنانچه حکم هم صادر کنیم و فرض کنیم این چند مصراع بدِ بدِ بد هم هست! خب! حتی در این صورت هم خردمندان و منطقیون می گویند: اصلاح باید شود، نه تخریب!؟ به سخن ساده تر: نادیده گرفتن تمام زحمات و تخریب کل آثار و به تبَع آن تخریب یک شخصیت زحمت کش، شریف، مستقل، آزاده و دانشمند که افتخار دیار است کار عاقلان نیست . 4- ایشان انسانی بسیار سالم و درستکار است: نه سیگاری است، نه تریاکی! (نه صیغه ای، نه دوده ای...) نه بیکاره و مفتخور. کوچک ترین ناهنجاری و بزهکاری نه داشته، نه اکنون که بیش از 80 سال دارد، دارد. همیشه در این دیار نجیب و سرفراز، زحمت کشیده و برادرانه و پدرانه، گمنام و فروتنانه دلسوزانه در خدمت پزشکی و درمان دردمندان بوده است و هیچ چشم داشت مادی یا غیرمادی از کسی نداشته است. و آن چنان که اشاره کردم هرگز در پی مراسم و گرامی داشت و خودنشان دادن و خودنمایی و... نبوده، تا چه رسد به آن که بخواهد الگو برای کسی شود (و این در حالی ست که شوربختانه کسانی در این دیار زحمتکش الگوی مردم عامی، جاهل و بی سواد شده اند- حتی الگوی برخی به اصطلاح باسوادها و مدرک ستانده ها- که در تمام عمرِ دروغ و فریبِ خود، حتی یک روز قصابی، بقالی، نجاری، کارگری... نکردند و شوربختانه تر این که؛ الگو هم شده اند و برایشان گرامیداشت ها هم برگزار شده است!؟ 5- شرح دیوان حافظ را که استاد دکتر"عبدالحسین جلالیان" نوشته اند، بارها خوانده و با بسیاری از شرح های دیگر که پیشتر اشاره ای کردم مقایسة تطبیقی کرده ام. و خدا را گواه می گیرم که راست می گویم: شرح ایشان اگر نگویم از تمام شرح ها بهتر است، که قطعاً کامل تر است. مثلاً در مورد بیتِ: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرّس شد حتّی برجسته ترین و مشهورترین حافظ شناس و حافظ پژوه؛ استاد بهاءالدّین خرمشاهی در موردش سکوت کرده اند!؟ ولی استاد جلالیان ضمن توجّه به فرمایش تمام صاحب نظران پیش از خود، قاطعانه در موردش اظهار نظر کرده و تکلیف همه را روشن نموده است. *آشکار است که اشاره ام به سرور ارجمندم استاد بهاءالدّین خرمشاهی و حافظ نامه ی ایشان اصلا و ابدا زبانم لال کوچک کردن آن فرهیختة دین باور نیست و صرفاً خواستم شاهد مثال آورده باشم (وگرنه استاد بهاءالدّین خرمشاهی حق پدری و معلّمی بر این کوچک دارند و حتّی رفت و آمد خانوادگی داریم و همه می دانند که حرف اوّل و آخر را در مورد حافظ ایشان می زنند...). برادر فاضل، هوشیار و منتقد دردمند، جناب شوق الشعرا! تردید ندارم که بهتر از این کوچک(معلّم) می دانید؛ در دیاری که مثلاً به جای گرامیداشت علّامه دهخدا و فردوسیِ بزرگ مراسم گرامیداشت برای دیگرانی بسیار بسیار ناچیزتر برگزار می شود، نه افتخار که مایه ی افسوس و شوربختی ست. ...در دیار نجیب یزد هم باید دست کم نام مراکز درمانی اش نام"ابوعلی سینا" یا "زکریای رازی ، یا مجیبیان ، هراتی ، و مرتاض باشد که بحمدلله برخی هست یا باید به نام دکتر"عبدالحسین جلالیان" باشد... . جناب شوق(عزیز دل!) آهنگم از نوشتن این چند سخن چیزی جز پروردگار و در دیدگاه پروردگاربودن، نبود(بر این باورم که اگر نمی گفتم و نمی نوشتم به روز رستاخیز برای سکوت خود پاسخی نداشتم). ختم کلام! جناب محمدرضا شوق الشعرا! بارها در حضورتان و در غیابتان گفته و نوشته ام که؛ دست کم بخشی از ارزش ها و خوبی های یزد مدیون جرأت، جسارت، همّت، دقّت و قلم پرتوان شماست (خدای شما هم شاهدم بوده است که هر از گاهی به مسوولان خُرد و کلان شهر از جمله فرماندار گفته ام که باید از شما تجلیل و قدردانی نمایند). اکنون هم به عنوان برادری کوچک از شما درخواست دارم با قلم خود به یکی، دو نفر که نادانسته(و صرفاً به خاطر چند مصراع) به انتقاد نه که سرزنشِ استاد جلالیان می پردازند چند نکته را یادآور شوید: مرحوم علامه دهخدا در امثال و حکم ضرب المثلی دارد که می گوید: اومد لب بوم قالی تکون داد، قالی خاک نداشت خودشو نشون داد! به سخن ساده تر؛ به این یکی دو نفر بفرمایید درست نیست که نود و نه درصد خوبی ها را نادیده بگیرید و سبکسرانه یک درصد کاستی را بزرگنمایی کنید و با همین مستمسک به یکی از خدمتگزاران سالم، آزاده، مستقل و اندیشمند دیار بتازید(اگر این یک درصد کاستی این قدر شما را برآشفته، چرا آن نود و نه درصد تکانتان نداده است؟!) خوب به یاد دارم که روزی یکی از دانش آموزانم پیامکی برایم فرستاده بود، نزدیک به این مضمون: اگر آجری در دیواری شکسته است، باید با دقت و ظرافت آن آجر را تعویض کرد. تخریب کلّ دیوار ابلهی ست! اگر کسانی دوست دارند در رسانه های امروزی که به برکت تکنولوژی کافرها!! به دیار ما هم رسیده است، به انتقاد بپردازند، اوّلاً یادآور شوید که؛ انتقاد به معنی تخریب و سرزنش نیست، به معنی بیان خوبی ها و بدی هاست...، ثانیاً؛ در همین روز و روزگار و در همین دیار کم دردهای آزاردهنده است که می توان از آن انتقاد کرد؟! چه طور شده که همه را رها کرده و بر موج سوار شده و یقة یکی از افتخارات دیار را چسبیده اند؟! (مثلاً شورای شهر که از صدر تا ذیلش انتقاد دارد، یعنی از زمانی که حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از میان دیگر اصل های معطّل ماندة قانون اساسی این اصل را صرفاً برای پیشبرد مسائل سیاسی و حزبی خودش بیرون کشید و آش شله قلم کاری پخت که چند وجب روغن روی ان است...، یا عملکرد معاون سیاسی امنیتی استاندار در بیرون راندن افغانستانی ها...، یا شناسایی و دستگیری دزدان و ادمکشان همچون قاتل پزشک نجیب، زحمت کش و برجستة یزدی دکتر محمّد بامشاد که سال ها، بله سال ها! از قتلش می گذرد و به قول معروف دَمش را در نمی آورند؟؟...) جناب شوق! عزیزم! آزادی بیان و انتقاد، حتی انتقاد از استاد جلالیان اشکالی ندارد و دست کم خود شما خوب می دانید که خود من هم 20 سال پیش از برخی کاستی های ایشان انتقاد کرده ام(روزنامه اش هنوز موجود است) امّا! این هم خیلی بد است که ندانسته و نا آگاهانه صرفاً از روی توهّم و یا حداکثر از روی برخی کاستی های جزئی کل را زیر پرسش ببریم. آیا کل را به خاطر جزء زیر پرسش بردن در شآن انسان(بما هو انسان) است؟! آرزو دارم پروردگار بخشاینده و مهربان تک تک ما را یک آن به خود وامگذارد. و به تک تکمان (و از جمله این کوچک) ادب، تربیت، انصاف، منطق، بزرگواری، گذشت، جنبه، ظرفیت، جوانمردی، راز داری و عیب پوشی، قدردانی، چشم و رو داشتن، احترام بزرگتر و کوچکتر نگه داشتن و همشهری دوستی هدیه کند . دلخش باشی عزیزم(غزلی از حافظ هم برای پایان خوش): منم که شُهره شَهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری ست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راهِ نجات؟! بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن ز خط یار بیاموز مِهر با رخ خوب که گِرد عارض خوبان خوش است گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ...
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
برای اولین بار در تمام طول خوشنویسی ام این شیوه را اجرا می کردم. در هنگام نوشتن ابتدا انگشتم به لرزش افتاد که برای خودم هم تعجب برانگیز بود چرا که من به قدرت دست مشهور بودم اما بعد از مدتی تمام به لرزش افتاد و متوجه شدم کاری که دارم انجام می دهم درست است و با اتمام آن به آرامش رسیدم. استاد رسولی در خاتمه گفت: برای من باعث افتخار است که اسم نوشت من بر پیشانی این فیلم نقش خواهد بست و مطمئن
رابطه استاد مطهری با امام خمینی و رهبر معظم انقلاب/رهبری:خودم را شاگرد استاد می دانم
سحابی بوده و در راه با اسلحه زده اند و ایشان هم شهید شده است. من بلافاصله برگشتم، گفتم خوب اول کاری که می کنیم رادیوی امام را از پیش ایشان برمی داریم، تا صبح یک مرتبه رادیو را باز نکنند و این خبر را بشنوند. آن موقع هم اینجور نبود که ما در واحد خبر آشنایی داشته باشیم و بگوییم حالا نیم ساعت دیگر خبر را بگویید. این حرف ها نبود. اصلاً شاید اگر آنها موضوع را می فهمیدند، احتمال داشت بدجنسی کنند و یک
ظریف:هر کاری کنم،گروهی حاشیه سازی می کنند/فرزندانم هنوز ما را مفتخر به داشتن نوه نکرده اند.
که بروم. البته اگر هم شما با هیبت وزیر خارجه به بازار بروید آنچنان اجناس را به شما گران می فروشند که بهتر است خرید نکنید. * یعنی هیچ وقت سوغات از سفر نمی برید. آخرین سوغاتی که برای خانواده بردید چه بود. - ممکن است یک وقتی چیزی از من خواسته باشند و من از دوستانم خواهش بکنم که اگر می روند برای خودشان خرید کنند آن را هم تهیه کنند. ولی یادم نمی آید مثلا در هفت، هشت ماه گذشته چیز خاصی
پاسخ به کسانی که بر این تصورند که خداوند "حجاب" را واجب نکرده است؟
مگر اینکه به شما اجازه داده شود ، مثلا صاحب خانه کلید خانه را به شما بدهد یا خودش حضور داشته باشد و اجازه بدهد . بعد می فرماید : " و اذا قیل لکم ارجعوا فارجعوا " اگر صاحب خانه به شما گفت برگردید نمی توانیم شما را بپذیریم ، شما هم برگردید و ناراحت نشوید . قبلا گفتیم اعراب اجازه خواستن را ننگ می شمردند . و این از نادانی آنها بود ، کما اینکه الان هم در اجتماع ما نپذیرفتن وارد ، هر چند به
ویژگی های امام خمینی از زبان زهرا اشراقی
بودم. ولی همیشه با تلخی افراد خانواده رو به رو بودم و حالا می گویم که اگر من نبودم، همین عکس ها هم نبود. امام بعد از اتمام جنگ تا زمان فوت، شروع به بیان مطالبی درباره تحجر و... کردند. اگر ایشان تا مثلا سال 70 در قید حیات بودند، چه حرف های دیگری می زدند؟ با توجه به شناختی که از آقا دارم، احتمالا سازندگی را آغاز می کردند. اینکه افرادی می خواهند افکار امام دهه 60 را به دهه 80 منتقل کنند
نابغه 27 ساله!
نکند، جنگ را ادامه می دهیم. بعد از شکست هویزه، بنی صدر بسیار ناامید و مأیوس شد و حتی با روزنامه ی انقلاب اسلامی مصاحبه کرد که ما باید فعلاً از سرزمین مان دفاع کنیم. حسن باقری طی نامه ای به شدت به او اعتراض می کند که چرا این حرف را در مصاحبه گفته است؛ دشمن می فهمد که استراتژی ما در دفاع است و حمله نخواهیم کرد و از این به بعد با خیال راحت حمله می کند. بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و فرمانده ی
بررسی محتوای نامه سازمان نظام پزشکی کشور به سازمان صدا و سیما می توان به پزشک خندید، از عوارض آن نترسید؟!
حقیقتی عریان است: پزشکان به شدت علاقه به تصاحب متن و نگارش یک متن بدون ایراد دارند و این متن را بیش از هر چیز از اصطلاحات و کلمات خاص پر می کنند تا برای عوام قابل فهم نباشد. حالا اما در نامه رییس سازمان نظام پزشکی کشور به رییس سازمان صدا و سیما در حقیقت با رویکرد تازه و شیوه نوینی از ارتباط میان پزشکان و متن مواجه می شویم. نامه ای که پر از فلسفه بافی های بی مورد، ارجاعات بدون مناسبت به نام