سایر منابع:
سایر خبرها
معمار جوان پل طبیعت، برنده یکی از معتبرترین جوایز معماری جهان شد
اولین بار وقتی داشته از خیابان ظفر و پل های کوچکش که بر روی رودخانه قرار دارند رد می شده، مبلی را کشیده روی پل کوچک و روی آن نشسته است. بعد با خودش فکر کرده که چه خوب می شود اگر پل ها جایی برای ماندن هم باشند. کمی بعد که شروع به طراحی پل طبیعت کرده جوانی 25ساله بوده که شانسی برای خودش قائل نبوده، با خودش فکر کرده دلت خوش است ، حالاکه قرار است طرحی برای روی کاغذماندن بکشد هرچه هیجان انگیز تر باشد بهتر است، اما طرح او برنده شد و در 26 سالگی، زندگی اش با یکی از نمادهای تهران گره خورده است.
گفتگوی پر از تیتر آزاده نامداری بعد از جنجال های اینستاگرامی عید: چرا آن عکس را منتشر کردم؟ / مطمئن ...
تعریف کنم که بدون وارد شدن به ریز ماجرا بشود توضیحش داد. تا سه ماه اول بعد از عقد من به زنی تبدیل شدم که اصلا شبیه خود واقعی ام نبود. زنی که هیچ وقت وجود نداشته و نمی شناختمش. در این سه ماه من هر اتفاق غیرمعقولی که می افتاد نمی دیدم و سعی می کردم به خاطر زندگی ام از آن بگذرم. اما بعد که تصمیم گرفتم ادامه ندهم، اتفاقاتی افتاد که نمی توانم آنها را مو به مو تعریف کنم چون قابل گفتن و طرح کردن نیستند. در
همسر امام به احمدی ن ژاد: من به شما رای ندادم!
حرفشان را می زنند واِلا هاشمی نیستند!- بسیار گسترده شده است. به نظرم رسید باید به این تهمت ها به این یار دیرین امام از دهه 30 پاسخی داد. قبل از ظهر چهارشنبه لابه لای دو ملاقات، برای طرح مسئله و کسب نظر، خدمتشان رسیدم و لبخندزنان گفتم: مثل اینکه این دفعه سیل حملات به شما خیلی دامنه اش بیشتر از قبل است! تبسم کنان گفتند: آره! ادامه دادم: حدس می زدید گفته هایتان این تبعات را داشته باشد؟ با همان تبسم که
کراماتی آموزنده از دهمین خورشید
من رسید. رو به من نمود و فرمود: خدا دعایت را مستجاب کرد؛ خداوند به تو عمر طولانی و کثرت مال و فرزند عنایت کند. از شنیدن این سخنان لرزه بر پیکرم افتاد به طوری که دیگر نتوانستم خود را نگه دارم و روی زمین افتادم. دوستانم پرسیدند: چه شد؟ گفتم: چیزی نبود و جریان را به آنها نگفتم. بعد که به اصفهان برگشتیم خداوند مرا به گونه ای ثروتمند کرد که اکنون در خانه ام بیش از یک
قتل به خاطر پرداخت مهریه
روزی50 تا70 قرص اعصاب می خوردم. من قبلا اینطور نبودم و بعد از ازدواج مریض شدم. با این حال سعی می کردم با همسرم کنار بیایم. ما چند مرتبه با یکدیگر دعوا کرده بودیم اما در این حد نبود که بخواهم بلایی سر او بیاورم. متهم ادامه داد: چند هفته قبل وقتی اختلافات مان بالا گرفت خانه را ترک کردم و به خانه مادرم در کرج رفتم اما بعد تصمیم گرفتم به خانه برگردم و از همسرم جدا شوم. ما از چند ماه قبل در
جنجال بر سر خاطرات آیت الله هاشمی/ سندیت چقدر در نقل خاطرات سیاسیون مهم است؟
غروب به ملاقات خانم آمد. خانم خیلی صریح به ایشان گفت من به شما رای ندادم؛ البته من به آقای هاشمی رأی داده ام و شما را نمی شناختم. شما هم جوان هستید و ان شاءالله بتوانید به کشور خدمت کنید. این هم ماجرای دیدار ایشان با خانم بود. از خانم بروجردی تلفن مادرشان خانم زهرا مصطفوی را گرفتم. چون دیروقت بود صبح پنجشنبه ساعت 10صبح به دختر گرامی امام تلفن زدم و ماجرا را پرسیدم. گفتند: بله، من در آن
روایت محمدخانی و رافت ازپرسپولیس درخشان وحاشیه هایش/پروین سرمربی بود،صادقیان جرات نمی کردخمیازه بکشد
خواهیم و مثل عرب ها فقط به دنبال این هستیم که ببریم. چند وقت پیش در یک جلسه پیشکسوت های پرسپولیس را دعوت کرده بودند، من گفتم اصلا امسال هم پرسپولیس قهرمان شد، آخرش چی؟ سال بعد چی؟ آیا می توانید قهرمان شوید؟ برنامه شما برای ادامه فصل چیست؟ این که من مدیرعامل هستم و یک پولی گرفتم، چند بازیکن آوردم و آمدم تا قهرمان شوم، زمانی معنا پیدا می کند که شما زیربنای خوب درست کرده باشی و الان بتوانی قهرمان شوی
مشروح مناظره داغ زیباکلام، کوشکی و ظهره وند در دانشگاه تهران
بوسم. اینها با همایش خود در سفارت آمریکا در آذر 92 انقلابی ایجاد کردند اما ندانستند که بر سر شاخه نشسته اند و بن می بُرند. چراکه تا قبل از این ماجرا کسی جرأت نقد و اظهارنظر در باب مسائل هسته ای را نداشت. او گفت باید از مسئله هسته ای این درس را بگیریم که در مسائل کلان کشور نمی شود که فقط یک نظر حاکم باشد. او در ادامه گفت که در پاسخ گفته می شود که علت مخالفت آمریکا با برنامه هسته ای، جلوگیری از
ناگفته های نویسنده در حاشیه
/> - به هرحال می شود پیش بینی کرد که اعتراضاتی وجود خواهد داشت. من از ابتدا به آقای مدیری گفتم که این کار را نسازد و از این طرح بگذرد، اما نظر ایشان بود که کار تولید شود. البته من بعد از مدتی نتوانستم همکاری با این سریال را ادامه بدهم اما به دلیل دوستی با آقای مدیری در جریان ماجرا قرار می گرفتم. در جریان اتفاقات سریال ساختمان پزشکان هم بودم و به هرحال به دلیل کار در این حوزه سابقه برخورد ها را
به صراحت می گفتند قیصر شاعر انقلاب نیست!
دوست بودم، از نزدیک مشاهده کردم که او همیشه شاعر بود. این طور نبود که فقط در لحظاتی که شعر می گوید، شاعر باشد. یک روز در جلسه دفتر شعر جوان نشسته بودیم، قیصر به بچه ها گفت: اشعارشان را بخوانند. گفتم: قیصر! می دانی چرا بچه ها شما را نگاه می کنند؟ چون آن چیزی که ما از یک شاعر آرزو داریم، در وجود شماست. بعد گفت شعرتان را بخوانید؛ دوست نداشت کسی از او تعریف کند. صورت موجود قیصر، یک معلم و استاد
جوری جعل می کنیم که وزارت علوم هم نفهمد !
پیش دولت، آگهی استخدام را در روزنامه ها منتشر کرد که یکی از اصلی ترین شرایط استخدام، داشتن مدرک تحصیلی بود. البته وزارت علوم هم به طور غیر مستقیم در مدرک گرایی جامعه تأثیرگذار است. هم اکنون پردیس هایی در دانشگاه ها راه اندازی شده است که به صورت پژوهش محور در دوره دکترا دانشجو پذیرش می کند. دانشجو 50 میلیون تومان پول می دهد و سر کلاس حاضر نمی شود و چه بسا پژوهشش را هم خودش انجام نمی دهد. این هم نوعی
معرفی 100 قطعه هیت چهار دهه اخیر موسیقی ایران - 3
قشنگی است و بخوان اگر دوست داشتی این برای تو باشد. شعر حسرت را برای من خواند و من آن را دوست داشتم و از شادمهر گرفتم اش و سپس با آقای سهیل محمودی صحبت کردم. اتفاقاً همان شب یا دو سه شب بعد از بازگشت از منزل شادمهر، آن آهنگ را ساختم. این اتفاق هم به طور ناگهانی رخ داد؛ یعنی ضبط را بدون برنامه ریزی روشن کردم و خواندم و با کیبورد نواختم و همان شد. با خودم گفتم که این اثر را فعلاً نگه می دارم
نراقی: مشکل استقلال مدیرش است نه سرمربی!
استقلال بود برایم فرقی نداشت و با او تماس می گرفتم و نظراتم را می گفتم. اما خیلی از پیشکسوت ها می گویند قلعه نویی اهل مشورت گرفتن نیست و به توصیه کسی گوش نمی دهد؟ ما خیلی راحت و با احترام صحبت کردیم و آقای قلعه نویی استقبال خوبی داشت. من نقطه نظراتم را گفتم و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. نمی دانم چطور بقیه پیشکسوتان نمی توانند با ایشان صحبت کنند. چون از رابطه آقای قلعه نویی با سایر
کلاهبرداری فامیل دور از زنان پولدار
به او پول قرض بدهم من هم به تصور اینکه پسر فامیلم است دوباره به بانک رفتم و مبلغ 4 میلیون تومان از حسابم برداشتم و به او دادم. شاکی ادامه داد: لحظه خداحافظی مرد جوان گفت حتماً به خانه شما می آیم و پولتان را تقدیم می کنم. پس از گذشت چند روز با فامیل مان تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم اما متوجه شدم پسرش در خارج از کشور است. تازه فهمیدم از من کلاهبرداری شده اما نمی دانم که چطور نام فامیل من و
ماموریت دارند مربی ایرانی را بزنند!
ای نداشت. بگذریم. پنج ایستگاه مانده به مقصد، مجید جلالی این لیگ پر دردسر را چطور آنالیز می کند. رک باشید بی زحمت! به نظر من امسال از بعد فنی، لیگ پس از سال ها توانسته پیشرفت داشته باشد. شما ببینید، پنجشش تیم در این لیگ حاضر هستند که انصافا خوب بازی می کنند و ثمره اش این می شود که از کمرکش جدول به بالا ترافیک غوغا می کند و هنوز هم نمی توان با قاطعیت از چهره قهرمان رونمایی کرد
صادقیان: همین حالا از اروپا پیشنهاد دارم
چون گذشته اصلاً برای پرسپولیس و به خصوص شخص من خوب نبود. الان با گذشته کاری ندارم، فقط آینده را می بینم و البته حال را و تمام تلاشم را می کنم که به امید خدا این 4 بازی هم تمام شود و ببینم چه کاری باید انجام بدهم. * یک نکته عجیب در تمرینات پرسپولیس این است که فقط 3 بازی تا پایان فصل مانده، البته جدا از لیگ قهرمانان و پرسپولیس تازه شروع کرده به بدنسازی... این کار به نوعی اشکال گرفتن از
سیم های مغزم قاطی کرد، کشتمش
عصر از خواب بیدار شدم. از ژیلا خواستم که جدا شویم، اما او گفت اگر مهریه و نفقه اش را بدهم نیز حاضر به طلاق نیست. دوباره سیم های مغزم قاطی کرد. روسری را به دور گردن همسرم گره زده و او را خفه کردم. بعد از قتل چند دقیقه کنار جسد ژیلا خوابیدم و با پلیس 110 تماس گرفتم و گفتم همسر را کشته ام. علی در پایان ادعا کرد؛ تحت تاثیر بیماری ام مرتکب قتل شدم و در آن زمان متوجه کارهایم نمی شدم. اگر در
از اول به مدیری گفتم این سریال را نساز
مدیری گفتم که این کار را نسازد و از این طرح بگذرد، اما نظر ایشان بود که کار تولید شود. البته من بعد از مدتی نتوانستم همکاری با این سریال را ادامه بدهم اما به دلیل دوستی با آقای مدیری در جریان ماجرا قرار می گرفتم. وی گفت: وزارت بهداشت حتی حاضر شده بود خسارت هم بدهد و این سریال ادامه پیدا نکند اما صدا و سیما پای این سریال ایستاد و دیدیم که با پخش آن اتفاق خاصی هم نیفتاد.
ماجرای قتل وزیر بهداشت عراق توسط شخص صدام/ ولخرجی میلیونی پسردایی و برادرزن صدام
مرا به بغداد فرابخوانند تا با او دیدار کنم. رفتم بغداد و با او دیدار کردم. درباره ی موضوع استعفا بحث کرد. من هم تأکید کردم، یعنی تلاش کردم بهانه ای بیاورم. گفتم بیمارم و گزارش های پزشکی هم دارم و دیگر برایم میسر نیست فعالیت های دیپلماتیکم را ادامه دهم. فلذا خواهش می کنم شرایطم را در نظر بگیری. خواهش می کنم این موضوع را بپذیری و اگر هم هر گونه نگرانی ای درباره ی من دارید من حاضر به تو تعهد
بنیاد در آینه مطبوعات
حرم در مشهد تشییع می شود. عابدین عابدی مقدم در گفت وگو با ایرنا افزود: پیکر مطهر این دو شهید امروز بعد از نماز ظهر از مقابل مهدیه مشهد تا حرم مطهر امام رضا(ع) تشییع و پس از طواف در بارگاه ملکوتی امام رضا(ع)، در بهشت رضا به خاک سپرده می شود. این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام دهشت و مداحی حاج احمد واعظی همراه خواهد بود. خراسان چهارشنبه 2/2/94 رونمایی از طرح پلاک افتخار در محله
با تو می مانم ؛ تابلویی ماندگار از رشادت مردی چون مهدی باکری
جبهه، پر بود از روابط کلاسیک، خشک و خشن نظامی. بیان ماجرا هایی از این دست در شکست این تصور ذهنی می تواند بسیار مفید فایده باشد که رزمندگان هم انسان هایی بودند مثل دیگران. می توانستند با هم شوخی کنند. بخندند و دشمن را به سخره بگیرند. تعداد اتفاقات طنزی که خود راوی مسبب آن بوده یا ناخودآگاه وسط معرکه قرار گرفته (موقعیت طنز) در کل اثر بسیار است که از آن میان می توان به ماجرای “ملق زدن” ایوب
سعدی و دنیای امروز
زندگی می کنیم، یا افرادی که برای مثال در هزار سال دیگر و در دنیا و حال و هوا و فرهنگ و تمدن هایی کاملا دیگرگون خواهند زیست، باز هم حرفی برای گفتن دارد؟ البته پیشگویی آنچه در آینده خواهد آمد، کار درست و ساده ای نیست اما با توجه به چالش ها و معضلاتی که بشر هم اینک با آن ها رو به روست، می توان دریافت که چقدر ما به آموزه های استادی حکیم، مجرب و جهان دیده چون سعدی شیرازی محتاج و مشتاقیم. ناگفته پیداست که
میدان را خالی نکردم
طلبکاران بودم خیال شان راحت می شد که من قصد ندارم بدهی شان را ندهم. اما با آن شرایط باز هم سختم بود که این همه آدم، چشم به انتظار فعالیت دوباره من بمانند. برای همین بعد از اینکه مطمئن شدم هیچ پولی در کار نیست و نمی توانم صادرات را ادامه بدهم، جلسه ای با طلبکارانم گذاشتم، به آنها گفتم می توانم بدهی شان را کم کم پرداخت کنم. مثلا به یک نفر 50میلیون بدهکار بودم، 10میلیون بدهی ام را دادم و گفتم بقیه اش را
جزییات مذاکراه ایران و آمریکا بروایت علی اکبر صالحی
نهایت جلسه دوم هم برگزار شد که همه این موارد مستند است. وی درخصوص موانع پیش آمده گفت: نامه نگاری ها و بداخلاقی هایی که در این فرایند انجام شده به صورت مستند وجود دارد که تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. وی یادآور شد: من در دولت گذشته مصاحبه ای را انجام دادم پس از آنکه این اجازه را گرفتم گفتم به زودی شاهد اتفاقات خوبی خواهیم بود البته با این تصور که می توانیم این مذاکرات را به
آهو خردمند: فیلمنامه های مزخرف شوق بازیگری را از من گرفت
خواهرم قرار گرفته و اذیت شده بودم و حالم منقلب شده بود. به طوری که ناچار شدم به روانپزشک بروم. روانکاو به من گفت شروع کن به نقاشی کردن. پرسید نقاشی می کنی، گفتم کارهایی از قدیم می کنم. گفت پس ادامه بده. من هم رفتم مقوا و گواش و وسایل نقاشی گرفتم. حتی نمی دانستم گواش چیست. یعنی نمی دانستم با گواش چطور باید کار کرد. اما شروع کردم و نتیجه همین هایی شد که می بینید. قبل از آن نقاشی را به
نگاهی به روزنامه های اصفهان در 2 اردیبهشت
همراه با لاله در فیلم های کوتاهی که عمو حسین پیشنهاد می دادند، حضور داشتیم. فکر می کنم سال اول راهنمایی بودم که برای اولین بار جلوی دوربین یک فیلم کوتاه به کارگردانی آقای حمید تمجیدی قرار گرفتم و با مرحوم جمشید اسماعیل خانی و خانم کابلی همکاری داشتیم، اما بعد از این فیلم کوتاه، نوار حضورم در بازیگری قطع شد. تا اینکه وقتی 18-19 ساله بودم، همراه با برادرم (سیامک) که در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل می کرد
روش جدید کلاهبرداری: حالا دیگه فامیل قدیمیت رو نمی شناسی؟!
: در حال خروج از بانکی در شعبه میدان مادر بودم که مردی 30 ساله مرا با مشخصات فامیلی ام صدا زد و ادعا کرد پسر یکی از بستگان بسیار آبرومند ما است. پس از آن گفت که چرخ های خودرویش ترکیده و در خیابان شریعتی پارک شده است و به این بهانه از من خواست مقداری پول به او بدهم. من نیز به خاطر شناختی که از خانواده مورد ادعایش داشتم، باز به بانک برگشتم و چهار میلیون تومان گرفتم و به وی تحویل دادم، این مرد نیز سریع
زور پزشکان چربید مدیری محبوب تر شد
قرار بود سه فاز پشت سر هم ساخته شود و این شخصیت ها در طول قصه تغییراتی کنند و پیر شوند و فاز سه آن به آسایشگاه سالمندان بپردازد اما اکنون از فاز دو وارد آسایشگاه سالمندان میشویم. با پخش آنونس های شمعدونی جایگزین در حاشیه مشخص شده و از هفته آینده سریال سروش صحت روی آنتن می رود و بعد از ماه رمضان دو فاز دیگر در حاشیه باز هم در کنداکتور قرار میگیرد. موفقیت پزشکان یا مدیری؟
علی کریمی و مهدوی کیا جدید در راهند!
اتریش می رویم تا بعد ببینیم چه اتفاقی می افتد. هدف من فقط این استعداد ها برای فوتبال ایران و به عبارت بهتر آینده فوتبال کشور است. راستی خبر دارید که هدایتی گفته دیگر برای پرسپولیس هزینه نمی کند و این تیم به مشکل برخورده است؟ از پرسپولیس دور هستم و خیلی در جریان این اتفاقات نیستم اما به نظرم بازیکنان این تیم باید لیگ برتر را آبرومندانه تمام کنند. در حال حاضر به نظر می رسد پرسپولیس دو
ماجرای قتل وزیر بهداشت عراق توسط شخص صدام
. بعد از سوئد به اسپانیا منتقل شدم و دوباره استعفا دادم. خوب یادم هست که وقتی نامه را فرستادم و به دست رئیس رسید، درخواست کرده بود مرا به بغداد فرابخوانند تا با او دیدار کنم. رفتم بغداد و با او دیدار کردم. درباره ی موضوع استعفا بحث کرد. من هم تأکید کردم، یعنی تلاش کردم بهانه ای بیاورم. گفتم بیمارم و گزارش های پزشکی هم دارم و دیگر برایم میسر نیست فعالیت های دیپلماتیکم را ادامه دهم. فلذا