سایر منابع:
سایر خبرها
یک گفت وگوی منتشرنشده با اکبر عبدی
را بازی کند. بازیگران دوست دارند هر نقشی را بازی کنند. و اصلا فرقی ندارد. بازیگر عشق دارد همه آدم ها را بازی کند. ما دوست داریم از تیپ در بیائیم و نقش متفاوت و کاراکتر جدید و قابل باور بازی کند. من در بعضی از فیلم ها کاشانی یا شمالی حرف می زنم و بعضی ها با هم شرط می بندند که اکبر عبدی با این لهجه در این فیلم اصالتا شمالی ست یا مثلا کاشانی ست و بعد وقتی می فهمند که من ترک هستم جا می
نریمان جهان: 4 تا را به 4 تایی ها نشان دادیم
/> بدون شک با زدن سه گل و دادن یک پاس گل نقش مهمی در کسب این پیروزی داشتی؟ قبل از بازی تمرینات بسیار خوبی انجام دادم و تمام تلاشم را کردم تا بتوانم در این مسابقه عملکرد خوبی داشته باشم. انگیزه ام توصیف نشدنی بود و می خواستم خودم را نشان دهم. خدا را شکر می کنم که تا این اندازه قوی کار کردم و توانستم نظر کادر فنی را جلب کنم. خوشحالم که جواب اعتماد کادر فنی را دادم و برای تیمم موثر بودم
ازدواجم را نجات می دهم!
اعمال تان را در دست بگیرید. النور روزولت زمانی گفت: "هیچ کس نمی تواند به شما آسیب برساند مگر این که خودتان راضی باشید." حتی اگر نتوانید رفتار همسرتان را تغییر دهید می توانید انتخاب کنید که چگونه در برابر این رفتار واکنش نشان دهید. شما می توانید سرزنش، رنجش و انتقاد را در خود درونی سازید، یا مسوولیت احساسات خود را بر عهده گرفته و در جهتی رفتار کنید که می خواهید آن گونه احساس کنید.
گفتگوی آزاده نامداری با خاله سارای تلویزیون
ازای هیچ چیز نیست. برای مسافرت کجا را انتخاب می کنی؟ الان حج واجب را دوست دارم . آدم ها را متوجه احساس عمیقت می کنی؟ نه اصلا. معمولا احساسم را بیان نمی کنم. اینکه خاله سارا هستی خوشحالی؟ بله زیاد. من مدیون آزاده معیری و عروسک چرا هستم. هر چه دوست داری بگو؟ من پدر و مادرم را خیلی دوست دارم. خواهری دارم که 9 سال از من کوچک تر است اما جاهایی به من کمک کرده که هیچ کس دیگری نمی توانست این کار را انجام بدهد. یک برادر و برادر زاده خیلی خوب دارم. هر چه دارم از خانواده ام دارم. از آنها آرامش می گیرم. اخبارفرهنگی - مجله سیب سبز ...
خاطرات شیرین و خواندنی از مادر شهید مهرام
که بعد دوره آموزشی به منطقه هورسین اعزامشان کرده اند ، سال 61 بود زمان امتحانات مدرسه آمد امتحانش را داد و وارد مقطع چهارم شد بعد این دوران دوباره حال و هوای جبهه به سرش زد گفت می خواهم به جنگ صدام بروم. من و پدرش گفتیم درست را بخوان، گفت امتحان را هم بخاطر این آمدم دادم که نگویید از درس فرار می کنم دیدید که قبول هم شدم اما می خواهم به جبهه بروم. نتوانستیم او را از تصمیمش
داستانسرایی در قتل خاموش
بودم که پدرم مثل همیشه ایراد گرفت که چرا پشت رایانه نشسته ام؛ ابتدا به صحبت های پدرم بی توجه بودم اما زمانی که شاهد ادامه ناسزاگویی های پدرم بودم، در یک لحظه کنترل خود را از دست داده و در راهرو او را به عقب هل دادم که باعث شد پدرم از پشت سر زخمی شود؛ پدرم به داخل اتاق پذیرایی آمد و قصد کتک زدن مرا داشت که ناگهان با خشم و عصبانیت گلویش را گرفته و فشار دادم تا اینکه دیدم دیگر نفس نمی کشد.
متن و حاشیه زندگی در نیمه شب های پایتخت
های تهران چشم را می نوازد و آن نورها چیزی نیست جز این که تصویرگر زندگی آدم هایی است که از صبح بچه هایشان را در حالی که چشمانشان گرم خواب است و نمی خواهند خواب صبح را با چیز دیگری عوض کنند، اما به زور آنها را بیدار کرده و برای کار راهی کوره های آجرپزی می کنند. آنها باید در این کوره ها سخت کار کنند تا لقمه نانی به دست بیاورند و شکم خواهر و برادر کوچک تر خودشان را نصفه و نیمه پر کنند تا کمتر بهانه پدر
نظر جالب نگارجواهریان درباره رامبد جوان!
حال زن فقط به بچه ربط دارد. شکل فعلی این طوری ست که بچه کمک کرده که او کمی حالش بهتر بشود. ولی حالا برگشته به حال قبلی اش. بنابراین بد بودن حال ربط دارد به وضعیت فرد در جامعه، که این هدف مهم فیلم است. درست است. ولی نگاه من این است که داریم درباره ی پذیرفتن یک بخش مرده در زندگی حرف می زنیم، همان حرف فروید که مسیر مرگ و مسیر زندگی هر دو در زندگی هست و می شود به سوی مرگ هم زندگی کرد و سلامت
دلنوشته های مسئولین فارس در بزرگترین اعتکاف کشور/ شیرازه شیراز کجاست؟
خودم را به دیوار اتاقم نصب می کرد گاهی اوقات ناپدید می شد و بعد از مدتی کاشف به عمل می آمد که کار پدر است ... و وقتی دلیل آن را جویا می شدم پدر می گفت: هر کسی را که دوست داشته باشی با آن محشور خواهی شد... الآن می فهمم که امثال من عکس کسانی را در خانه نصب می کردیم و به آن عشق می ورزیدیم که خودشان هم نیاز به الگو داشتند چه رسد که بخواهد الگویی برای دیگران باشند. و اکنون بعد از سالها
تردیدهایی مهم در ازدواج که باید آنها را جدی بگیرید
تردیدهایی در ازدواج تان وجود دارد که بی توجهی به آنها می تواند برای تان خطرناک باشد. اگر می خواهید ازدواج موفقی داشته باشید باید این تردیدها را جدی بگیرید. این تردیدها عبارتند از : از وقتی تصمیم می گیرید ازدواج کنید و با خودتان فکر می کنید آیا الان وقتش است؟ بگیرید تا وقتی که عقد می کنید و با خودتان می گویید: این همان آدمی است که باید با او ازدواج می کردم؟ . همه این تردیدها
فال روزانه - سه شنبه 22 اردیبهشت 94
وارش نیوز: فروردین با شخصی آشنا خواهید شد که ایده هایش راجع به زندگی خیلی به شما شبیه هستند و می توانید دوست های خیلی خوبی برای هم باشید، پس این رابطه را حفظ کرده و ادامه دهید. بین عقل و احساستان دوگانگی به وجود آمده است و نمی دانید باید به حرف کدام یک گوش بدهید. با وجود این جدال درونی به زودی خواهید توانست این دو را با هم ترکیب کرده و بین آنها تعادل ایجاد کنید. حالا دیگر متوجه شده اید از
جزئیات عملیات حیرت انگیز خلبان شجاع ایرانی در آسمان یمن
شکر که شما سالم برگشتید و شما به وظیفه تان عمل کردید. قدر این حال خوبتان را بدانید، این روحیه شجاعانه را در خودتان حفظ و تقویت کنید . خلبان ایرانی پس از بازگشت در جلسه ای در حالی که گریه می کرده گفته است: حال عجیبی داشتیم و من خجالت می کشم که علی رغم تلاش ها نتوانستم هواپیما را به زمین بنشانم . وی افزود: این خلبان شجاع ایرانی نقل کرده است: من در آن لحظه احساس حضرت ابوالفضل علیه
شاید به پرسپولیس رفتم!
همکلاسی منصوریان بوده و خدا را شکر توانستیم سرمربی مان را جلوی دوستش سربلند کنیم. * سرمربی تیم صبا نسبت به بستن GPS بازیکنان نفت اعتراض شدیدی داشت و گفت که در اول بازی این وسایل را لمس کرده است؟ - هنگامی که به زمین آمدیم تارتار به داور بازی اعتراض کرد که بازیکنان GPS بسته اند و داور بازی تمام بازیکنان را مورد تفتیش قرار داد اما من به داور همان ابتدا گفتم بازیکنان GPS نبسته اند. من واقعا
عابدینی معرفتی و مالی به من بدهکار است/از تیرماه به دنبال گزینه مورد نظرشان بودند
هم با شما شده بود؟ البته در همان زمان هم مخالفت هایی مخصوصا در باشگاه مطرح می شد... این که علی نظرمحمدی به عنوان یکی از گزینه ها عنوان شود طبیعی بود، چون من به هر حال بچه رشت و بازیکن و مربی تیم این شهر بوده ام و از طرفی تیم را هم خودم بسته بودم اما فکر می کنم در آن برهه تمام صحبت ها در ظاهر قضیه بود و به نوعی از اسمم استفاده شد تا دیگران را گمراه کنند. مطمئنا این گروه به
آل نعمه: خیلی دوست داشتیم سهمیه بگیریم
به گزارش "ورزش سه"، احمد آل نعمه که به تازگی مادرش را از دست داده و اوضاع روحی مساعدی ندارد در مورد شرایط روحی اش در روز بازی گفت: نیم ساعت بعد از بازی با لوکوموتیوتاشکند مادرم به رحمت خدا رفت و من هم تا روز قبل از بازی درگیر مراسم بودم. بازیکنی در اختیار فولاد نبود تا آقای اسکوچیچ بتواند جایگزینی برای من انتخاب کند، اکثر بچه ها نبودند من هم نمی توانستم در آن شرایط حساس بازی کنم اما خیلی برایم
رحمانی: بازی تراکتور 400هزار تماشاچی دارد!
اتفاق بیافتد. می خواستم هر کاری کنم جز استادیوم رفتن راستش را بخواهید در ورزشگاه که بودم خیلی ناراحت شدم چون دوست دارم برای تیمم بازی کنم نه اینکه از دور تماشاگر بازی باشم. در این مدت مصدوم بودم و نمی توانستم به استادیوم بروم در حالی که خودم نمی توانم بازی کنم. همیشه هنگام بازی های فولاد دوست داشتم بروم تمرین کنم یا هر کار دیگری انجام بدهم به جز استادیوم رفتن چون واقعا وقتی به
معلول ایرانی که 130 اختراع دارد +عکس
بتوانم به آن برسم. امیر خیلی خوب حرف می زند حتی اگر مجبور شویم برای فهمیدن حرفهایش چندبار از او بخواهیم تکرار کند او سعی می کند برای ادای کلماتش بیشتر تلاش کند. وقتی با ماشین عجیبش همراهی مان می کند می گوید اینجا پست دهن پرکنی دارم که فقط اسم است اما امیر واقعا بیکار است بی هیچ و شغل و درآمدی با کلی اختراع ریز و درشت که هیچ کدام برایش چیزی همراه نداشته است. امیر دوست دارد از خدا، از خانواده اش، از آقای حسینی که پشتیبان مالی اش شده و از تمام کسانی که برایش زحمت کشیده اند تشکر کند؛ بعد هم فرمان ماشینش را می پیچد و دوباره سمت اتاقش می رود. منبع: مجله مهر ...
پروین: باید کار الهلال را در تهران تمام کرد
پیشکسوت نامدار باشگاه پرسپولیس و فوتبال ایران گفت: دوست نداشتم با رسانه ای شدن کسالتم هواداران نگران شوند اما با دعای آنها حالم خوب است. به گزارش تسنیم، علی پروین در گفت وگو با سایت رسمی باشگاه پرسپولیس اظهار داشت: متاسفانه چند روزی کسالت داشتم و این موضوع خلاف میل باطنی ام رسانه ای شد. دوست نداشتم باعث نگرانی هواداران شوم و خدا را شکر در حال حاضر به خواست خدا و با دعای هواداران حالم
کسی که سال ها با صدایش هنرنمایی می کرد، یک باره حرف نزد
اوایل کار در سینما را دوست داشتم. من علاقه زیادی به کارگردانی داشتم ولی وارد کار دوبله شدم و خوشبختانه تا به حال هم، همه کارهایم را انجام دادم. به یاد دارم چندین سال گذشته یک بزرگداشت دربنیاد فارابی برایمان گرفتند که حامد بهداد هم در آنجا حضور داشت. وقتی در آن لحظه کلیپ مرا نشان دادند، حامد بهداد به سوی من آمد و گفت آقای مقامی شما به جای این هم هنرپیشه حرف زده بودید! که من در پاسخ به او گفتم تازه
قاتل را فقط به خاطر خدا بخشیدیم
اتفاق باشم، اما تصمیم با مادرم بود. من خودم اعتیاد داشتم و هشت سال پاکی دارم که همین روزها وارد 9 سال شدم. چند برادر و خواهر هستید؟ سه برادر و سه خواهر هستیم. همه خواهرانم معلم و برادرانم هم در کارهای فرهنگی هستند و فقط بهمن بود که سوپرمارکت داشت. پدرم دو سال پیش فوت شد و از آن به بعد، ما خواهر و برادران هم ولی دم شدیم. روز اجرای حکم در زندان چه گذشت؟ طناب
زندگی بک بازیگر، از افسردگی تا بازگشت به زندگی
در سال 1964میلادی در بیروت به دنیا آمد. پدرش وقتی او 3 ساله بود، خانواده را ترک کرد. دوستانش می گویند به همین دلیل همیشه احساس کمبود داشت و هیچ وقت درباره پدرش حرف نمی زد. هروقت هم در گفت و گوها اشاره ای به او می شد، موضوع را عوض می کرد. کیانو در حال حاضر هیچ ارتباطی با پدرش ندارد. مادرش 4 بار ازدواج کرد. در چنین شرایطی واضح است که دوران کودکی او از نظر ذهنی در امنیت و آسایش خاطر نگذشته و از طرف
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
. پیش تر می خواستم هنرستان بروم که پدر و مادرم موافقت نکردند. شاید اگر رفته بودم هنرستان، اتفاق های دیگری می افتاد. در دانشگاه هم چنان نامرتب بودی؟ نه. وارد دانشگاه که شدم، همه چیز عوض شد. فضای دانشگاه هنر فضای جدیدی بود که باعث شد حسابی فعال باشم و کار کنم. در دانشگاه همشه معدل بالای 19-18 داشتم و در کنکور فوق لیسانس نفر پنجم، ششم شدم. یک دفعه چقدر تغییر کردی؟
ما آمده ایم تا بر امپراتوری فارسی مهر پایان بزنیم!
ها مسکونی است. جواب داد: جناب سروان، فرمانده لشکر به من دستور داده است و من نمی توانم دستور دیگری اجرا کنم. راننده بلدوزر در حالی که احساس قدرت و حمایت بیشتری می کردشعار می داد: ارتش صدام حسین بر دشمنان می تازد، در سرزمین ما خائنان جایی ندارند و به سراغ ساختمان ها رفت. فریاد خانواده ها بلند بود، من از پنجره می دیدم که چگونه عده ای فرار می کنند. در همین حال نگاهش به خانم زیبایی افتاد
ایرانیانی که شیطان را به سرزمین خود دعوت کردند
داستان که دارای یک حس ششم قوی است که از سوی همکارش رادار نامیده شده با صحنه قتل یک نوزاد توسط یک زن به تسخیر شیطان درآمده در باغ وحش مواجه می شود و با شخصیت سانتینو که یکی از سربازان مسخر شده در عراق است نیز روبرو می گردد و پس از آن با مندوزا همان کشیش یسوعی در اداره پلیس آشنا می گردد و رفته رفته با مواردی از حضور شیاطین در زندگی مردم مواجه شده و در همه جا سرنخ داستان یعنی نوشته های مرموز روی دیوار که
گزارش یک ارتشی از ناآرامی های غرب کشور
پادگان که با لباس شخصی در جلو جمعیت نشسته بودیم و حالا که می خواستیم خانه خدا را ترک کنیم، می گفتند کجا؟ شما آمده بودید مثل همه وعده های توخالی بدهید! و سر ما را شیره بمالید. دیدم از بخت بد تمامی اعتراضات، فریادها و مطالبات جمعیت خشمگین متوجه من است و در محاصرة کامل آنان قرار گرفته ام . درجه دار محافظ چند قدم خود را به عقب کشیده بود تا شناخته نشود و بتواند وضعیت مرا به پادگان خبر دهد. یکی
یک لحظه خود را جای این مرد بگذارید! +تصاویر
زیادی به من داشت همیشه می گفت همه شما بچه های من هستید اما غلامحسین را از همه بیشتر دوست دارم به همین خاطر برای لحظه ای که مادرم مرا می دید دلهره داشتم گفتم مرا ببیند حتما داد و فریاد می زند اما مادرم خیلی آرام آمد بالای سرم و فقط مرا نگاه کرد. خیلی خودم را کنترل کردم تا مبادا اشکی به چشمم نیاید مادرم یک دور دور تختم زد، سرم را به سختی تکان می دادم، همه سکوت کرده بودند و فقط به عکس العمل
اجبار و تبیه بدنی برای ورود فغانی به داوری/ برنده شهرآورد پایتخت مشخص شد + تصاویر و فیلم
/> آمار مسابقه پیامکی پس از گذشت 20 دقیقه از آغاز برنامه: بعد از بررسی مختصر عملکرد نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا، بخش اول مصاحبه مفصل و صمیمی گزارشگر نود با علیرضا فغانی داور بین المللی ایران پخش شد. فغانی را در این مصاحبه، پدر، همسر و پدر همسرش همراهی می کردند. این داور بین المللی در بازگویی خاطراتش گفت: یکبار در درس شیمی نمره 25 صدم گرفتم! پدر فغانی هم با بیان اینکه خستگی اش
دعوت جادوگر به ینگه دنیا
بنیادکار استادیوم را پر کنند و شرایط سختی را برای تیم عربستانی به وجود آورند: با توجه به اینکه پرسپولیس در گروهش دوم شده باید بازی اول را در استادیوم آزادی انجام دهد. اگر نظر مرا می خواهید توی همین بازی رفت بچه ها باید کار را تمام کنند. به نظر من پرسپولیس این قدرت و توانایی را دارد که کار را در تهران تمام کند. جدا از اینها امیدوارم که بازهم مردم به استادیوم بروند و با پر کردن استادیوم آزادی همان شرایط
خداداد: 8 تا دیکشنری خواندم تا متوجه معنی لمپنیزم شدم
کنید تا مردم هم بدانند معنی این اصطلاحات چیست. بعد از مطالعه 8 تا دیکشنری که متوجه شدید معنی لمپنیزم چیست، می خواستم نظرتان را در مورد واژه لمپن وارداتی که وزیر به کار برده بپرسم؟ مردم همه مرا می شناسند و می دانند خداداد عزیزی نه پاچه خوار است و نه پاچه خوارها را دوست دارد. حتی اگر کسی پاچه خواری من را هم بکند از او ناراحت می شوم. در طول این سال ها هرگز اجازه ندادم تدارکات
مطهری: دوست دارم تعداد گل های زده ام را 2رقمی کنم
دقیقه بازی کنم به این فکر می کنم که مفید باشم و بتوانم به تیم کمک کنم. از جهتی هم گل زدن من مهم نیست، با صحبت هایی که با کادر فنی و بازیکنان می کنم چه یک ثانیه و چه 90 دقیقه سعی دارم موقعیت درست کنم. با این حال خیلی دوست دارم تعداد گل های خودم را دو رقمی کنم و به 10 برسانم. از عملکرد خودم در 958 دقیقه راضی ام(10 بازی و چند دقیقه) و فکر نکنم کارنامه بدی باشد اما تمام تلاش خودم را می کنم و نشد هم اشکالی ندارد.