سایر خبرها
جلوی استقلال خیلی انگیزه دارم، خیلی!
محبوبم انجام بدهم و اگر شد گل بزنم ولی همان طور که گفتم، برد پرسپولیس مهم تر از همه چیز است. اگر گل بزنی، از استادیوم که خارج نمی شوی؟ (می خندد) نه، به هر حال اولین گلم برای پرسپولیس بود که مقابل سایپای کرج زدم و به همین خاطر خوشحال بودم ولی این بار چنین کاری نمی کنم. راستی کتف مصدوم تو خوب شده؟ مشکلی نداری؟ به هر شکل ممکن خودم را به این بازی می رسانم. مشکلی نیست! احمد نوراللهی
دربی بازها: دربی هیچ وقت تشریفاتی نیست
بازی در پست دفاع چپ کنار آمدی؟ به هر حال این پست تخصصی من نیست. دوست دارم در خط هافبک بازی کنم اما باید به خاطر نیاز تیم دفاع چپ باشم و تابع نظر کادرفنی هستم. قبول داری که طی هفته های اخیر اشتباهاتی هم داشتی؟ گفتم که دفاع چپ پست تخصصی من نیست. حداقل کاش در دفاع راست بازی می کردم اما وظیفه خودم می دانم بهترین نمایش خودم را روز جمعه ارائه بدهم. دربی یک بازی خاص است
پرسش و پاسخ پیرامون زندگانی امام هفتم از زبان رهبر انقلاب
گوید: پس برخیز و در جای من بنشین؟ و چرا رفتار همان خلیفه ی ملایم، پس از چند سال، چندان خشن می شود که آن حضرت را به زندانی سخت می افکند و پس از سالها حبس، حتّی تحمل وجود زندانی او را نیز بر خود دشوار می یابد و او را جنایتکارانه مسموم و شهید می کند؟ اینها و صدها حادثه ی توجه برانگیز و پرمعنی و در عین حال ظاهراً بی ارتباط و گاه متناقض با یکدیگر در زندگی موسی بن جعفر(علیهم السّلام) هنگامی
جهانبخش:گاو طلایی تمام شد،به سلتیک و پیشنهادهای خارج از هلند فکر نکردم
را پیش بگیری؟ یکی از دلایلی که این فصل موفق عمل کردم رابطه خوبم با برود بود. رابطه بسیار خوبی با سرمربی تیم مان داشتم و این مثال او هم به این دلیل بود که هوندا پیش از این توانسته بود به عنوان اولین بازیکن خارجی در هلند گاو طلایی را بگیرد. هوندا هم مانند من جوان بود و فکر می کنم 21 سال سن داشت که توانست این جایزه را بگیرد و بعد از او تمام بازیکنانی که گاو طلایی را بردند، همه هلندی بودند
حیف دختر است!
اصرار و قهر و آشتی بالاخره می تواند زندگی اش را از خانواده ی همسرش جدا کند. روزهای خوبی بود همسرم و بچه هایم فقط مال خودم بودند. از کسی اجازه نمی گرفتم و مجبور نبودم برای خانواده ی همسرم کار بکنم. میعاد به گریه می افتد. یک سال بعد از جداشدن از خانواده ی همسرش یک روز که از خواب بلند می شوند، می بیند شوهرش نمی تواند از جایش تکان بخورد. کار خودش را تومور کرد. الان سه سال که همسرش زمین گیر شده و میعاد
اگر جسدم را قطعه قطعه کنید باز هم می گویم روح منی خمینی قلب منی خمینی
به گزارش سرویس قطعه شهدای شیرازه ، شهید سید جلال صادقی سال 1344 در شهر آباده طشک از توابع شهرستان نی ریز در خانواده مذهبی از سلسله جلیله سادات متولدشد. تحصیلات دبستان را در دبستان هجرت آباده طشک را با موفقیت گذراند و دوره راهنمایی را در مدرسه ابن سینا آغاز و به پایان برد. تحصیلات دوره متوسطه را در دبیرستان آیت الله طالقانی آباده به پایان رساند. از آغاز جنگ تحمیلی هر ساله چند ماهی را در جبهه های
پاسخ تند یک استقلالی به اظهارات روشن
از تماشاگران در اواخر بازی با تراکتور علیه قلعه نویی شعارهای زشتی سر دادند. حتی تراکتورسازی را هم تشویق کردند، خبر داشتید؟ - بله. من خودم در ورزشگاه بودم و اینکه تماشاگر ناراحت باشد را به آنها حق می دهم. صددرصد هم حق می دهم. آنها با عشق به ورزشگاه می آیند ولی در پایان بازی امیر قلعه نویی هم که پذیرفت تعویض هایش اشتباه بوده است. به نظرم اینکه یک عده با یک باخت یا حتی چند باخت همه خدمات امیر قلعه نویی و جام هایی که برای استقلال آورده است را فراموش می کنند نسبت به سرمربی تیم شان کم لطف هستند. ...
از همکاران شوهرم ممنونم که بعد از 33 سال فراموشش نکردند
مادر بودند و هم پدر و همواره در غم، غصه و شادی در کنار ما بودند. بیمار بودیم و ... دست آنها بر سر ما بود و نگذاشتند کمبودی احساس کنیم و باید قدردان مادران و همسران شهید باشیم چرا که با وجود روزهای سخت زندگی نگذاشتند ما کوچکترین ضعفی در زندگی احساس کنیم. کودکی فرزند شهید بدون پدر: در مدرسه شاهد درس خواندم و همه بچه های دانش آموز با هم یکسان بودند و من خودم 3 ماهه بودم که پدرم
باند نیم متری در شکم بیمار جا ماند!
شنیدن این خبر روحیه خودم را از دست دادم. هر روز که می گذشت رنگ صورتم به زردی و کبودی نزدیک تر می شد تا این که به پیشنهاد خانواده ام به بیمارستان ها و پزشکان دیگر هم مراجعه کردیم و آنها گفتند یک چیز حباب مانندی در شکم شما وجود دارد ولی غده سرطانی نیست. فیروزجایی همسر این بیمار بابلی هم در این مورد می گوید: بعد از انجام این سونوگرافی ها مجددا نزد خانم دکتر س.م که همسرم را عمل کرد رفتیم و گفتم
فکر می کنم جنگ هنوز تمام نشده و ادامه دارد
جلساتی که به خدمت حضرت آقا رسیدیم، کتاب را همراه خودم بردم تا اذن رونمایی را بگیرم. وقتی کتاب را تقدیم شان کردم، بلافاصله بعد از معرفی خود به اسم معصومه آباد مقام معظم رهبری فرمودند: نویسنده ی کتاب من زنده ام ! من خیلی تعجب کردم. چون تازه کتاب را آورده بودم تقدیم ایشان کنم. سرم را انداختم پایین. گفتم که کتاب من را شما مطالعه فرموده- اید؟ گفتند: بله؛ من دارم مطالعه می کنم. ولی از
رسالتم این است در استان حلقه اتصال شوم/کنسرت دانشگاه آزاد را به شدت محکوم می کنم
: نسبت به مسائل جامعه تحلیل عمیق داشتن ویژگی افراد مومن و خاص است و افراد مومن با نور خدا نگاه می کنند. حجت الاسلام رضایی یادآورشد: مقام معظم رهبری امسال را سال همدلی و همزبانی دولت وملت نامیدند من در این راستا وظیفه خود می دانم جدا از رسالت اصلی خودم این نگاه فکری من است که ما اگر بخواهیم به اهداف متعالی برسیم نه تنها بندگان خدا را دوست داشته باشیم بلکه عالم را باید دوست داشته باشیم.
هاشمی نسب: 4 را من باید نشان بدهم نه دیگران
استقلال به پرسپولیس زدی. آن روز را به یاد داری؟ بله کاملاً. جو سنگینی بود. من اهل این کارها نبودم اما مجبورم کردند تیمم را عوض کنم. خیلی فشار در داخل و خارج از زمین روی من بود. شاید خیلی از پرسپولیسی ها باور نمی کردند بازیکن محبوب شان چنین کاری انجام دهد اما... وقتی خودم را مقابل پرسپولیس دیدم، یاد خیلی از مسائل افتادم. بعد هم به استقلال تعهد داشتم و باید مثل گذشته بهترین بازی زندگی ام را انجام
رضاییان: ای کاش مرفاوی در 90 حداقل یک عذرخواهی می کرد
ایستگاهی می زنم به خاطر تمرینات اضافه ای است که بعد از بازی با فرهاد خان روی این ضربات انجام می دهم که خوشحالم در این بازی جواب داد و به کار تیم آمد. اما هنرنمایی تو در گلزنی حاشیه هایی هم داشت. مساله آقاصمد را می گویید. بله! واقعا صحنه ای عجیب بعد از گلزنی تو رقم خورد؟ باور کنید همانطور که بعد از بازی هم گفتم من هیچ قصد و غرضی نداشتم و اگر صحنه را دیده باشید بعد از گل بچه ها من
یک گفت و گو با مورگان فریمن، بازیگر بزرگ 77 ساله: گاهی به گذشته نگاه می کنم اما به آینده امیدوارم...
به آن اشاره کردم. این اتفاق زمانی می افتد که با بازیگری همکاری کنید که دوستش دارید. من عاشق دایان هستم. همه فیلم های او را ندیده بودم که کاملا تحسین اش کنم، پس باید علاقه نشان می دادم. من گمان کنم هفت سال پیش او را ملاقات کردم و دایان همین طوری است. همان آدم است. چنین احساسی نسبت به او دارید. با یکی دو نفر در مقطعی همکاری کردم که در دوران فیلمبرداری من را دلسرد کردند. پس اشکالی ندارد. به کارم ادامه
روایت خواندنی حسین فرکی از تیم ملی، ماجرای موتورگازی، کروش، سپاهان و خودش
هیئت مدیره امید همه اعضا فقط در حد کسب سهمیه بود. لحظه ای که علیه شما شعار دادند، حس خودتان چه بود؟ به نظرتان زود نبود؟ من پیش خودم و خدای خودم همان موقع هم احساس می کردم عدالت باید رعایت شود؛ اما انتظار هوادارها از من خیلی بالا بود، در حالی که من در شرایطی این کار را قبول کردم و بعد مشکلات دیگری هم پیش آمد. مثلا سه بازیکن ما مثل محرم، شجاع و علی حمودی رفتند. من وقتی کار را پذیرفتم
مهراب قاسمخانی دوست دارد رئیس باغ وحش شود
دارم. چون برای قبولی در کنکور هنر حتی یک خط هم نخوانده بودم. اصلا کتاب های هنرستان را ندیده بودم. معدل دیپلمم 10 شده بود. این خوش شانسی تکرار شد؟ بله. پیمان با مهران مدیری قرار داشت و من هم رفتم. مهران از من پرسید کار شما چیست و من هم الکی گفتم طراح صحنه، در حالی که نبودم. همان جا با من قرارداد بست و من وارد این فضا شدم و این ته شانس بود که می توانست اتفاق بیفتد. برادر
از سیب زمینی تا دنبلان 20 میلیون تومنی
شده است، من خودم شاهد بخار یکی از آنها در سرمای بیست درجه زیر صفر زمستان بودم . می گفت: بیچاره شدیم ، تنها محصول استراتژیک اردبیل که در سطح ایران و منطقه حرفی برای گفتن دارد هیچ راه موثر ی برای خروج از استان به بازارهای خارجی نیافته است و در انبارهای غیر استاندارد در حال پوسیدن است، نه از انبار مکانیزه برای نگهداری آن خبری است ونه از خرید تضمینی حداقل با نرخ یک سوم قیمت تمام شدۀ آن که
عراقی ها فکر می کردند ژاپنی هستم
در مقابل توان و ایمان بچه های ما کم آورده بودند. زمانی که اسارتمان بعد از چهار سال تمام شد و قرار شد به کشور باز گردیم، گریه ام گرفت گفتم خدایا سفره اسارت نیز جمع شد. اگر دوباره وارد جنگ شویم شما حضور پیدا می کنید؟ خدا آن روز را نیاورد اگر این اتفاق بیفتد حتماً هم خودم و هم بچه هایم حضور پیدا می کنیم. همه بچه هایم ولایتی هستند عشق شان است که در رکاب رهبرشان شهید شوند. این
ناگفته های خواندنی حادثه فرودگاه یمن از زبان خلبان ایرانی
/> وی بیان کرد: آن زمان هم حتی مقام معظم رهبری از اینکه آل سعود اجازه ندادند، یک هواپیمای حامل دارو و کمک های بشردوستانه برای مردم مظلوم یمن اعزام شود، ناراحت بودند. این خلبان ایرانی اظهار داشت: پس از آن اعلام کردم که همه پروازهای صنعا را خودم انجام می دهم و حاضر هستم دیگر پروازهای من را لغو کنند و فقط به یمن بروم. کاپیتان صداقت نیا با اشاره به پرواز روز هشتم اردیبهشت ماه به
چه سبک عینکی را انتخاب کنیم؟
اگر عینکی دارید که به نظر خودتان و دوستانتان اصلا مناسب چهره شما نیست استفاده نکردن از آن گزینه بسیار بهتری است! برای مثال سالها پیش من یکی از عکس های خودم را با یک عینک قدیمی به همسرم نشان دادم و او با قیافه ای خنده دار گفت اگر در آن زمان من تو را با این عینک دیده بودم شاید تصمیم دیگری می گرفتم! نیل بلومنتهال Neil Blumenthalمدیرعامل اجرایی کمپانی واربی پارکرWarby Parker. فریم های رنگی
خانه اجاره ای، زوج را به دادگاه کشاند
دارم که خرید خانه کار سختی است و به همین راحتی نمی شود پول آن را جور کند، ولی شوهرم باید همت و تلاش کند. او یک مرد است و من از مرد زندگی ام توقع دارم که همه تلاشش را انجام دهد و برای زن و بچه اش رفاه و آسایش فراهم کند. ولی او هیچ اهمیتی به من و خواسته هایم نمی دهد. همین موضوع باعث شده تا هردو تصمیم به جدایی بگیریم. در ادامه حمید نیز به قاضی می گوید: آقای قاضی همسرم درک ندارد و متوجه نیست
زنی 33 ساله که دلقک واقعی است (عکس)
زن دلقک ، زنی 33 ساله که دلقک واقعی است : من یک دلقک هستم به نام مونوز، 33 ساله هستم و تمام وقت زندگی خودم رو دلقک در مکزیکو سیتی زندگی کردم. من یک نوع طبیعی از دلقک هستم. نمی خوام برای شما داستان تعریف کنم چون من به صورت واقعی از بچگی دلقک متولد شدم و همه عمر خودم رو به این شغل مشغول بودم و مردم رو در مراسم های عروسی و جشن ها سرگرم می کنم و هنوز هم ازدواج نکردم و همه زندگی خودم رو تنها بودم بعد از پدرو مادرم و همه تنهایی من رو یک سگ پر می کند. به خیلی از مکان های دنیا به عنوان دلقک سفر کردم و عکس هایی رو گرفتم که در ادامه شما این عکس ها رو مشاهده می کنید اختصاصی ...
پورحیدری: قلعه نویی تصمیم بگیرد نباشد ،برایش جانشین هست/ خودم مربیگری را بوسیدم و گذاشتم کنار
. به هر حال ما یکسال با امیر قلعه نویی ادامه دادیم و این یک بازی هم باید او می ماند تا فصل تمام شود. بعد از این بازی هم دیگر سرنوشت هیچ کدام از ما مشخص نیست. چون اصلا نمی دانیم سال آینده مالک تیم چه کسی است و چطور قرار است اداره شود. ولی به هر حال دربی بازی مهمی است و اگر قلعه نویی این بازی را ببرد ، فضا برای مدیران بعدی تیم سخت می شود. اینکه دیگر نمی توانند خیلی ساده از کنار نام او
بازگشت خاطرات خون آشام
براق شد و گفت: چی؟ چی کار کردی؟ طرف زرت و زرت خندید و گفت: کی به کیه؟ مطمئن باش همه ی حشره ها با این فرمول جدید می میرند. نمردند هم نمردند. من و جیگوری به هم نگانگاه کردیم. عجب آدمی بود! پس واسه همین من افتاده بودم رو خنده و آن بیچاره رو سکسکه. جیگوری گفت: به! من دیگر نمی توانم جلو خودم را بگیرم. باید نیشش بزنم. گفتم: نه... نه... این کار را نکن که... ولی دیر شده بود که. از
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (117)
صبح دینگ دینگ: سلام امیدوارم روز خوب و سرشار از موفقیتی داشته باشین. بهترین هارو براتون آرزو دارم. گوشی من اول صبح دینگ دینگ : اگه این پیامو به 10 نفر نفرستی از گردن به پایین فلج میشی! 10. سر چهار راه بودم یهو ی وانت چراغ قرمزو رد کرد. پلیس تو بلندگو گفت وانت کجا میری؟ وانتیه هم تو بلند گو گفت: دارم میرم بار بیارم دیرم شده عجله دارم... 11
"رسول عبادت" را بهتر بشناسید+عکس
شیراز برای شرکت در کنکور ورودی دانشکده افسری راهی تهران شد. رسول عبادت پس از موفقیت در کنکور ورودی دانشکده افسری در سال 1343 وارد دانشکده افسری و در آنجا مشغول تحصیل شد. یکی از دوستان دوران دانشکده می گوید: از نظر دوره خدمتی با من هم دوره نبود اما از آنجا که خدمت دانشکده افسری شبانه روزی بود از همان ابتدا با خصوصیات اخلاقی اش آشنا شدم. او فردی مؤمن و متعهد بود که همیشه در انجام فرایض و
معلول ایرانی که 130 اختراع دارد+عکس
انجام کوچکترین حرکتی نیاز به تمرین های سخت داشته باشد.امیر تا 14 سالگی به فیزیوتراپی می رود تا اینکه می تواند راه برود. راه رفتن شاید بدیهی ترین کاری باشد که آدم های عادی انجام می دهند که از بچه های یک ساله هم بر می آید اما امیر برای بدست آوردن بدیهی ترین حرکت 13 سال تلاش کرده است تا دکترها راه رفتنش را یک معجزه بدانند. راه رفتن برای بیماران فلج مغزی یا به اصطلاح CP یک آرزوی دست نیافتنی است که امیر
مدیر سابق کلینیک باشگاه پرسپولیس از 10 ساعت گروگانگیری پسرش می گوید
/> پدر سینا به اعتماد می گوید که ساعت هفت صبح روز سه شنبه، تازه سینا از او و مادرش خداحافظی کرده بود و می خواست به مدرسه برود که ناگهان صدای جیغش از بیرون بلند شد . آنها خود را به خیابان رساندند اما آدم رباها او را با خود برده بودند. پدر سینا، بلافاصله پلیس را خبر کرد و چند لحظه بعد، خانه آنها مملو از یونیفرم پوشان نیروی انتظامی شد. آدم رباها، دو ساعت بعد از ربودن کودک 13 ساله با
همه چیز درباره خواب های مهرورز بزرگ
هم کاپشن را در نمی آورم. همیشه این دغدغه در ذهن من وجود داشت واین سؤال ها را شب و روز از خودم می پرسیدم و وقتی جوابی برای آن پیدا نمی کردم خودم به خودم می گفتم: من از شما سؤال می کنم؟ چرا کاپشنت رو درنمی آری؟ تا اینکه در سال 90 خوابی دیدم که این دغدغه ام را برطرف کرد. خواب دیدم با پژویی که آن زمان داشتم برای افتتاح یک جوی آب در یکی از روستاهای کشور راهی آنجا شدم. اسفندیار رحیم مشایی
شهیدی که می خواست آمریکا و اسرائیل را از همین جا بزند
درست این شهدا می داند. شهدایی که همه سال های عمر، سلامتی و جانشان را برای حفظ اقتدار کشور اسلامی گذاشتند تا روزی صدای موفقیت شان تن ابر قدرت های زورگوی جهان را بلرزاند. همانطور که به قول آزاده سیف خود شهید نواب می گفت: دلمان خوش است که اگر سلامتی و جان مان را می دهیم، می دانیم که در کنارش شیعه دارد قدرتمند می شود. از اینجا آمریکا و اسرائیل را می زنیم. آزاده سیف در گفت وگویی صمیمانه از