سایر منابع:
سایر خبرها
باردار بودم و یک شب و قتی سر زده به خانه برگشتم ناصر را با یک زن درصحنه زننده ای دیدم
می کرد ولی من که به ناصر علاقه مند شده بودم آن قدر پافشاری کردم که پدرم به ازدواج ما رضایت داد. روزی که سر سفره عقد نشسته بودم خودم را خوشبخت ترین دختر می پنداشتم و شاد و خوشحال به ناصر پاسخ مثبت دادم. زمان زیادی از عقدمان نگذشته بود که ناصر را شناختم. او مدام با دوستانش به خوشگذرانی می پرداخت و در مقابل اعتراض هایم مرا مورد قرار می داد و هر بار پدر و مادرش با دلداری و محبت هایشان مرا آرام می
اولین گفتگوی - حامد همایون - ستاره این روزهای موسیقی پاپ: هیچوقت هیچ خواننده ایرانی خواننده مورد ع
بودم اما کامل نه. *اولین بار کی یک آهنگ را در فضای مجازی منتشر کردی؟ خاطرم نیست که دقیقا کی بود. من چون درس می دادم خواستم چیزی بخوانم که یک اتود برای شاگردهایم داشته باشم و حدود هفت، هشت سال پیش اولین قطعات را منتشر کردم. کارهای دیگری هم که کردم به نوعی مانور آوازی بود. *اولین آهنگت کار چه کسی بود؟ اولین آهنگم ساخته خودم نبود. اسمش بود عروس آرزوها که ملودیاش را حسین
پاسخ دباغ به پیغام تهدیدآمیز سروش
زنی را می دهی که با این همه ایثار، همه پولش را به پای تو ریخت و خرج کرد؟ حالا من از کجا این بدبینی را نسبت به ایشان پیدا کردم؟ موقعی که از شوروی برگشتم، نمی دانم منزل کدام یک از آقایان، دکتر سروش را دعوت کرده بودند و من هم دعوت داشتم. قرار بود که من نکاتی را که خصوصی تر بودند، در آنجا مطرح کنم. همین که وارد راهروی منزل این آقا شدم، آقای دکتر سروش در اتاق را باز کرد و گفت: بالأخره این
قهرمان جهان به من حقه زد و برنده شد
دارد. قول می دهم اگر روزی اسپانسر پیدا کنم، مردم را بیشتر از این خوشحال کنم. من در 17سالگی در رده سنی آزاد، قهرمان جهان شدم، در 19 سالگی در رده زیر 21 سال، رکورد دنیا را زدم، الان هم به عنوان اولین ایرانی، جزء هشت نفر اول مسابقات حرفه ای های جهان قرار گرفتم. تمام افتخاراتی که به دست آوردم، در تاریخ ورزش اسنوکر کشور بی سابقه بوده و کسی هنوز بعد از من نتوانسته آنها را به دست آورد. وضعیت پشتوانه
خطر دستاویز قرار گرفتن زنان برای ارتکاب جرم
نگه دارد. دختر شیرین زبان چهارساله ام را می خواهد به بهزیستی بفرستد. می گوید بیا و بالای سر بچه ات باش. راست هم می گوید، پیرزن 85 ساله که نمی تواند از دخترم نگهداری کند، اما اگر خانه بودم، حداقل خودم بالای سرش بودم، ولی هرروز باید هول و ولای دخترم را داشته باشم که از دستم می رود. می دانم آخر هم سهم بهزیستی است... . محمد کاظمی نایب رئیس اول کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی، نیز درباره
خلخالی؛ از پایکوبی در مدرسه رفاه تا کنج عزلت در قم/ شمار احکام اعدامی که صادر کردم، از دستم در رفته است
خلخالی؛ از پایکوبی در مدرسه رفاه تا کنج عزلت در قم/ شمار احکام اعدامی که صادر کردم، از دستم در رفته است روزنامه شرق که همچون روزنامه اعتماد به نامه نگاری تند یک روحانی گلستانی به علی مطهری و پاسخ او و سخنرانی حاتم قادری در نشست نقد و بررسی کتاب روشنفکران رذل و مفتش بزرگ در محل خانه هنرمندان ایران پرداخته، در صفحه 7 و به مناسبت سالگرد درگذشت شیخ صادق خلخالی، حاکم شرع دادگاه های انقلاب، نگاهی
موسیقی 120 فیلم با پنجه هنر این مرد ساخته شد
ایران اند. خودش می گفت از میان این 120 موسیقی فیلم؛ 20 تای آن چیزی ست که خودم می خواهم و باقی آنها غم نان بوده و عجیب است که وقتی بابک بیات برای غم نان هم کار می کرد؛ اثرش اثری درخشان و شاخص بود. از مرسدس مسعود کیمیایی تا شاید وقتی دیگر و مسافران بهرام بیضایی ، از کشتی آنجلیکا محمد بزرگ نیا تا دست های آلوده سیروس الوند تا نقطه ضعف محمدرضا اعلامی ، از دو زن تهمینه میلانی تا ولایت عشق مهدی فخیم زاده
همه زن ها چشم های شربت گل را ندارند!
احساس کرد و به خانه خود بازگشت. می گوید مردم مدام با او در ارتباط هستند. اقلاً با تلفن. آشوب خاطراتِ زن های افغانستان به ذهنش حمله می کنند و به زبان می آیند. از تجاوز به زنی می گوید در قریه ای دور که یکی از زورمندهای منطقه اش به او تجاوز کرده بود. به خانه امنی در کابل آمده بود. عامل تجاوز یکی از زورمندهای منطقه بود. آن خانم فعلا در یکی از خانه های امن شهر کابل است. به خاطر
فوتبال ایران به ایمان مبعلی می بالد
دانم. البته در دوره اول حضورتان در این تیم... بله اما من همیشه آنجا را دوست دارم و وظیفه خودم می دانم از این باشگاه تشکر کنم که به فوتبال معرفی شدم. تماشاگران فولاد هم همیشه به من لطف داشتند و خونگرم هستند. من وقتی می خواستم از استقلال جدا شوم پیشنهادهای زیادی داشتم اما به خاطر اینکه فولاد آسیایی بود و حس خوبی به این تیم داشتم به آنجا رفتم تا کمک کنم اما یکسری اتفاقات اجازه این کار را
حافظ خوانی
واژه به معنای نوشتن آن است. نگاشتن در اینجا، هم به معنای نگاشتن است و هم تعریف تصویر و نقاشی را ارائه می کند. این هنر، خود را از خوشنویسی، نقاشی و کالیگرافی جدا کرده و اعتبار نقاشانه پیدا می کند. خط به معنای جدیدی در شکل دست پیدا کرده که برای چشم است، نه اینکه فقط بخواهد معنای کلمه ای را منتقل کند. خط نگاره کلمه ابداعی جدیدی است که به بخشی از نیازهای آدم معاصر جواب داده. خوشنویسی وقتی نمی تواند پاسخ
مجردها چه دیدگاهی نسبت به خواستگاری دخترها از پسرها دارند؟
اطمینان بخش به او بیان کند. وقتی زن در جایگاه والا و خواستنی قرار دارد و از دل چنین نسبتی خانواده که براساس محبت، رحمت و علاقه است، شکل می گیرد؛ اما اگر این نسبت ها جا به جا شوند و زن بر اساس تمایلات و احساساتش گمان کند که اگر او به خواستگاری مرد برود اتفاق عجیبی رخ نخواهد داد، اشتباه است. چرا که با این کار زن از جایگاه اصلی خودش فاصله می گیرد و نسبت معشوق به عاشق بودن را به خواستن جا به جا می
جواب جالبی که مرضیه دباغ به یاسر عرفات داد /خاطرات عروس امام از بانویی که زیر شکنجه ساواک کم نیاورد
دکتر فاطمه طباطبایی در این مراسم با بیان این که من خاطرات زیادی از خانم دباغ دارم، گفت: یکی از این خاطرات مربوط به زمانی است که من به همراه ایشان در نوف لوشاتو نزد امام بودیم. وی ادامه داد: خانم دباغ در آن جا خاطره ای را برای من نقل کردند که بسیار جالب بود. ایشان می گفتند زمانی که در زندان های ساواک به سر می بردم ، یک بار از شدت شکنجه و جراحت بیهوش شده بودم؛ ظاهرا من در هنگام بی هوشی
موفقیت هایم را مدیون امام رضا(ع) هستم
شرکت در مسابقات برایمان بگویید. اولین بار که در مسابقه ای رسمی شرکت کردید چه سالی بود؟ سال 1379 بود که حافظ 15 حزء از قرآن بودم. آن زمان با سازمان اوقاف و امورخیریه آشنا شدم. تا پیش از آن اطلاعی از مسابقات و فضای قرآنی کشور نداشتم اما به برکت قرآن با این فضای معنوی ارتباط برقرار کرده و دوستان بسیاری نیز پیدا کردم. همان سال با وجود اینکه شرایط سنی نداشت و با بزرگسالان رقابت می
ناگفته های یک زن بیوه جوان از سرنوشت سیاهش
روز نو : زن جوان که نمی توانست باور کند این گونه مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته است با ناراحتی بسیار ماجرای زندگی اش را این طور شرح داد و به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: در یک خانواده 7 نفره بزرگ شدم. پدرم کارگری زحمت کش است و من فرزند آخر خانواده هستم. 2 خواهر و 2 برادر بزرگ تر از من سر و سامان گرفته بودند و با تشکیل خانواده زندگی موفقی نیز داشتند. در این میان پدرم
من اما جمشید هستم
خواست تانک مرا به مهمان هایش نشان بدهد. من تانک را بردم و آنها موتور تانک را برداشتند. وقتی به خانه بر می گشتم، جلوی در خانه مادرم پرسید چرا تانکت این طوری شده؟ گفتم: این پدرسوخته ها این کار را با آن کردند! مادرم عصبانی شد و از مردی که توی کوچه نشسته بود، سیگارش را گرفت و پشت دستم را سوزاند. شاید باور نکنید من نه برای خودم غصه خوردم و نه از دست مادرم عصبانی شدم. دلم برای مادرم بیشتر از
مجموعه داستان های کوتاه اجتماعی صلاح عسگرپور ( 5 ) : دیدار سرنوشت ساز پزشک و بیمار
دکتر که انگار انتظار شنیدن این سؤال را نداشت با تعجب گفت: خب مشخص است من دکتر هوشنگ هستم و سه سال است که اینجا مطب دارم. - این را خودم می دانم منظورم این است پدر و مادرت کیستند هوشنگ در حالی که عرق سرد روی پیشانی اش را پاک می کرد، پاسخ داد: راستش وقتی بچه بودم پدر و مادرم فوت کردند. بنابراین سرپرستی ام را بهزیستی برعهده گرفت. پیرزن با شنیدن این حرف با عجله از جا
بی مهری متولیان فرهنگ به مدافعین فرهنگ
من در جلسه هستم) مواجه می شدم، افزود: در تاریخ یکم آبان ماه جاری طرح و فیلم نمایش را به اداره کل ارسال کردم که پس از گذشت چندهفته در تاریخ 24 آبان ماه اینگونه پاسخ دادند که تاکنون پروانه نمایش شما از سوی شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش استان ایلام صادر نشده است. وی اظهار داشت: همچنین اداره کل ارشاد ایلام در همان نامه به بنده اعلام کرد که به دلیل کمبود منابع مالی اداره کل از برنامه های
ارتباط کثیف زن شوهر دار با مرد غریبه
من درباره مجرد یا متاهل بودنم پرسید. به دروغ گفتم مجرد هستم البته او هم دروغ گفته بود و درحالی که شوهر و سه فرزند داشت گفته بود شوهر و فرزندش در تصادف کشته شده اند. به غیر از مقتول با زن دیگری هم ارتباط داشتی؟ بعد از ازدواج اصلا به فکر ارتباط با زن دیگری نبودم تا اینکه پارسال با همسرم به مشکل خوردم و بعد با یاسمن آشنا شدم البته اصلا به فکر دوستی با او نبودم اما وقتی پیش آمد
زن کثیف پرده از ارتباطش با مرد غریبه بر داشت
. این زن گفت: دیشب همسرم از محل کارش به خانه برنگشت و من و دو فرزندم به خانه پدرم رفتیم.او اختلافی با کسی نداشت و نمی دانم چه کسی اور ا کشته است. وقتی پلیس به اختلاف های دنباله دار غلام و لیلا در طول 7سال زندگی مشترک پی برد بار دیگر زن مقتول را تحت بازجویی قرار داد و لیلا مجبور شد پرده از رابطه کثیفی با یک مرد 30 ساله به نام محمد برداشت. زن جوان قتل را گردن محمد که دوست صمیمی غلام بود انداخت و مدعی
رازی شوم در خلوت مردی با خواهرزن
خواستیم با روحیات هم آشنا شویم، با اختلافات زیادی روبه رو بودیم. هر ازگاهی با هم دعوایمان می شد و خیلی زود هم آشتی می کردیم. تا این که چند وقت پیش دعوای سختی با هم کردیم و من برای قهر به خانه مادرم رفتم. خیلی از دست فرشاد عصبانی بودم. او هم همین طور؛ تا این که بعد از گذشت چند روز با هم آشتی کردیم. تصور می کردم مشکل حل شده، اما از خواهرم حرف هایی شنیدم که شوکه شدم. او گفت چند روز پیش زمانی که من و
عاقبت شوم یک دوستی خیابانی
با چاقویی در دست بالای سر ما می نشیند و من و بچه بی گناهم را تهدید به مرگ می کند. دیگر خسته شده ام و نمی توانم به این زندگی نکبت بار ادامه بدهم. آمده ام مهریه ام را ببخشم و جان خودم و بچه ام را نجات بدهم. باور کنید برای طلاق لحظه شماری می کنم درست مثل همان موقعی که برای رسیدن به مرد رویاهایم سر از پا نمی شناختم و لحظه شماری می کردم.امیدوارم دختران جوانی که قصه تلخ و عبرت آموز زندگی ام را می خوانند متوجه شده باشند که خیلی سخت است شناسنامه یک زن در سن 17 سالگی با مهر طلاق سیاه شود و همراه یک نوزاد سه ماهه به خانه پدرش بر گردد. منبع: خراسان ...
ستاره اسکندری:دوست داشتم زیبای فیلم باشم
پیدا می کند. درکل همیشه بازی در کاراکترهای مختلف را دوست داشتم و کارنامه کاری ام گویای این موضوع هست. نمی دانم شاید به این خاطر که از تئاتر وارد تصویر شدم و در تئاتر بازیگر بیشتر با تنوع نقش مواجه است. می خواهم بگویم در دنیای تصویر وقتی در ژانری موفق می شوی مخاطب تو را در همان ژانر قبول می کند و می خواهد که همیشه در آن ژانر تو را ببیند، اما در تئاتر این طور نیست و این علاقه به ایفای نقش های متفاوت
عزت اللهی: حسرت بازی نکردن مقابل اتلتیکو را نمی خورم، بازی بایرن هم خاطره شد
این بود که بازی نکنم بهتر است و من هم حسرت نمی خورم. حالا در رویارویی با اتلتیکومادرید توانستی با دوستان سابقت در این تیم دیدار کنی؟ چند بازیکن که هم تیمی خودم در جوانان بودند را دیدم و با هم خوش و بش کردیم. مدتی به تمرین تیم بزرگسالان رفتم و آنجا با چند بازیکن دیگر مانند تورس دوست شدم، اما به هر حال محیط بازی رسمی با اتلتیکومادرید طوری نبود که بخواهیم دیداری داشته باشیم. درگیر تیم
رضا قوچان نژاد: از روز اول در تیم ملی خوش گذشت
/> - یک جورهایی خودم را به این تیم مدیون می دانم. من فوتبالم را از این باشگاه شروع کردم و از آنجا به دنیای این رشته ورود داشتم. این شد که دوست داشتم روزی به باشگاه دوران نوجوانی ام خدمت کنم. وقتی برای این باشگاه بازی کردی چند سال داشتی؟ - فکر می کنم 11 ساله بودم. خیلی کوچک بودم و تا سن 17 سالگی در این باشگاه در همه رده ها بازی کردم. بعد به تیم بزرگسالانش رفتم و توانستم کنار آنها
مصاحبه با مهوش صبرکن (عکس)
آنجا با هم، همبازی بودیم. من نقش پسر کارگر را بازی می کردم و همسرم نقش شازده خانم را بازی می کرد که یکدل، نه صددل عاشقش شدم و بعد از 2 سال هم ایشان جواب مثبت به من دادند و ما زندگی مشترک مان را شروع کردیم. مهوش صبرکن : در زمان ازدواجمان من 18 سال بیشتر نداشتم اما به عشق آقای پاک نیت نسبت به خودم ایمان داشتم. مراسم ازدواجتان را چگونه برگزار کردید؟ محمود
ماجرای تلخ خیانت یک زن
بهداشتی می رفت و مخفیانه تلفنی حرف می زد. زمانی که موضوع را از او جویا می شدم می گفت که برای اعضای خانواده اش مشکلاتی پیش آمده و با آنها حرف می زند. روزهای بعد وقتی از خواهر، برادر و دیگر اعضای خانواده اش ماجرا را جویا می شدم می گفتند با همسرم حرفی نزده اند و مشکلی ندارند که او آن را حل کند. همین موضوعات دست به دست هم داد که بیشتر به او شک کنم. دیگر مطمئن شده بودم که باید فرد دیگری در زندگی اش
محمد عباس زاده:پرسپولیس زندگی من است، نمی توانم کتمانش کنم
استراحتی که یک ورزشکار برای روز بازی نیاز دارد انجام ندادیم. برای بازی مقابل یزد هم خداراشکر می کنم که باید در خانه خود به مصاف فولادی ها برویم، چون حداقلش این است که می توانیم در منزل خود چیزی بخوریم و استراحت کرده و روز بازی به استادیوم برویم. من به عنوان کاپیتان نساجی واقعا نمی دانم قرار است چه اتفاقی بیفتد و آیا کسی پیگیر مشکلات باشگاه است یا خیر؟ باتوجه به اعتصاب بازیکنان فکر
اخبار کوتاه از فوتبال
افتخاری: با یک نتیجه نمی توان مربی عوض کرد سرپرست باشگاه استقلال در مورد وضعیت آبی پوشان در لیگ اظهارنظر کرد.سیدرضا افتخاری در پاسخ به این پرسش که آیا اعضای هیئت مدیره باشگاه تغییر خواهند کرد یا نه؟ گفت: وزیر ورزش و جوانان رئیس مجمع است و تغییر اعضای هیئت مدیره بر عهده اوست. تا جایی که می دانم پیش از این قرار بود این اتفاق بیفتد، اما چندی پیش جلسه هیئت مدیره را برگزار کردیم و قرار بر این
ویژگی های رسول خاتم(ص) در قرآن کریم
پاسخ عرض کرد: نَعَم إِنِّی کُنتُ أخشَی عَاقِبَةَ الأَمرِ، فَآمَنتُ بِکَ لِمَا أَثنَی اللّهُ عَلَیَّ بِقَولِهِ : ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٌ [7]؛ من از پایان کار خویش بیمناک بودم، اما به [برکت] تو، ایمن [و از وضع خود مطمئن] شدم، به خاطر این که خدا [در قرآن] مرا به این جمله مدح کرد: [جبرئیل] صاحب قدرت است و نزد صاحب عرش (خداوند)، مقام والایی دارد.[8] و در روایت دیگر از آن
هاشمی مقدم: سقفم مربیگری تیم ملی است، اما ایران سرمربی خوبی دارد/ بازیکنان برای کی روش از آتش رد می شوند
/> مگر علیرضا تا به اینجا اشتباه تصمیم گرفته است؟ خوشبختانه تصمیم های او خوب بوده و پله پله در حال پیشرفت کردن است. من به شما قول می دهم اگر اکنون باشگاه هایی مانند منچستریونایتد، بارسلونا، رئال مادرید، تاتنهام و... به علیرضا پیشنهاد بدهند، پاسخ ما نه خواهد بود، چون علیرضا باید به سطحی برسد که بتواند در ترکیب اصلی این تیم ها بازی کند و بعد به چنین تیم هایی برود. چرا اگر تیمی باشد که مطمئن باشیم