سایر منابع:
سایر خبرها
روایتی از چند زن زندانی در قرچک/ یکی قاتل است، یکی خانم رییس، یکی قاچاقچی مواد و دیگری بدهکار 1.5میلیاردی
، می روند و دیگر برنمی گردند. این سرنوشت 11 کودکی است که مهدکودک زندان قرچک خانه شان است؛ سرنوشت سه دختر و 8 پسر که دوتایشان، پسرهای دوقلوی طاهره اند؛ طاهره که چند سال پیش، او را با سه بچه به زندان فرستادند و یکی شان دو سالش که تمام شد، او را به بهزیستی فرستادند و دوقلوها ماندند. طاهره یکی از 22 مادر زندان قرچک بود، 22 نفری که هفت نفرشان باردارند؛ مثل بهناز که تا همین 10 روز پیش باردار بود و حالا بچه
داماد کثیفی که خواهر زنش نوجوانش را باردار کرد
این دختر اصرار داشت با هیچ پسری دوستی نکرده و حتی موبایل ندارد که با کسی رابطه تلفنی نیز داشته باشد. پرسنل بیمارستان وقتی مادر را آگاه کردند که دخترنوجوانش باردار بوده و بچه زودتراز زمان عادی درحال متولد شدن است این مادر غش کرد و بعد نزد دخترش رفت تا او را از مادر شدن مطلع کند. دختر13 ساله باز اصرار داشت با کسی دوستی نکرده تا اینکه مادرش گفت او باردار است و بچه حتما پدری
از عارضه افسردگی دوران بارداری چه می دانید؟
. جنینی که در شکمش داشت شکل می گرفت، باید از مادر تغذیه می کرد، آن روزها، او نه خواب داشت و نه خوراک. همان روزها بارها و بارها زبانش را باز کرده بود و به شوهرش گفته بود از بوی او و خانه، حالش زیر و رو می شود. شرط گذاشت که اگر می خواهی بچه به دنیا بیاید، نمی توانم این جا بمانم. مرا به خانه مادرم ببر. شوهرش کارگر یکی از شرکت های خودروسازی در حاشیه شهر بود. مرد اما در چند روز اول وقتی غروب به
تجاوز؛ عاقبت اعتماد دختر 14 ساله به دوستان تلگرامی
/> باتوجه به اینکه موضوع آدم ربایی هم درمیان نبود، مادر دختر 14 ساله تحت تحقیق قرارگرفت تا اینکه از اختلاف های شدید با دخترش سخن به میان آورد که بدین ترتیب احتمال فرار دخترنوجوان قوت گرفت.تحقیقات پلیسی دراین باره ادامه داشت تا اینکه روزبعد زن جوان همراه دخترش المیرا به دادسرا مراجعه کرد و به بازپرس جنایی گفت: شب گذشته دخترم مضطرب و نگران به خانه آمد و از اتفاق تلخی حرف زد. المیرا هم درتشریح
اگر به دنبال شریک زندگی هستید، وقت خود را با مردهایی که در زیر به آنها اشاره می کنیم تلف نکنید!!
کنار شما سپری کند. و .... مردی که به تازگی از زن قبلی جدا شده است! این مرد هم ممکن است متاهل باشد، چون هنوز عمیقاً به همسر یا دوست دختر قبلیش وابسته است. این مرد که به تازگی از همسر یا دوست دخترش جدا شده است، اصلاً موقعیت یا روحیه ی مناسبی ندارد که شما لایق آن باشید. قلب این مرد شکسته است. هنوز هم به برگرداندن و زندگی با زن قبلی فکر می کند. از فکر اینکه ممکن است ان
تاجر بدی هستم
اگر می خواهم مثل این دختر بنوازم باید هرچه را تابه حال یاد گرفته ام از یاد ببرم و تا پنج سال اجازه روی صحنه رفتن را ندارم. پذیرفتم و ادامه دادم. چند ماه بعد در امتحان ورودی آکادمی موسیقی شرکت کردم و هرکسی می توانست استاد خود را انتخاب کند. من استاد پرویز منصوری و علیرضا مشایخی را انتخاب کردم که از پیشروان موسیقی مدرن اروپا بودند. بعد از امتحان خیلی امیدی به قبولی نداشتم، اما چند روز بعد متوجه شدم که
ایرانیان باستان چگونه ازدواج می کردند
و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می شد. حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می کنند که صحت ندارد. 3- ایوک زن: این نوع ازدواج زمانی اتفاق می افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت می شد و رسم
پای معلولیت در سینما می لنگد
ادی ردماین و من پیش از تو با بازی سم کلفلین فقط برخی از فیلم ها و نقش های ماندگار در این زمینه است. خانوم یکی از اپیزودهای نخستین فیلم سینمایی تینا پاکروان، خانوم قصه مردی با بازی امین حیایی است که بر اثر حادثه ای هر دو دستش را از دست داده و این معلولیت هم باعث بحران روحی او و خانواده شده و هم آنها را در مضیقه مالی قرار داده است. زن خانواده مجبور است جور این وضعیت را بکشد. علی رستگار
مهم ترین درد ما بعد از جنگ نفاق بود/ در حقوق های نجومی گویا دعوای این بود سر و صدایی راه بیفتد و 20 ...
فرصت است و واقعا هم راست می گویند. من ایشان را مسافرتی نبردم اما همیشه می گذاشتم هر جا می خواستند بروند. - اهل مسافرت نیستید؟ افروغ: خیر. من هر جا مسافرت چه علمی و چه غیرعلمی بهترین هدیه را خریدم. شاید منظور ایشان هدیه روز زن و مادر بود (می خندد). هدیه زیاد می خریم و دست خالی که نمی آییم. - روز زن و مادر برای چه کادو نمی خرید؟ افروغ: شاید
وقایع روز آخر زندگی آدولف هیتلر + تصاویر
اوبرزالتسبِرگ اقامت دارند. در این نامه، حرفی از مرگ شوهرش زده نمی شود. (گرتل در پنجم ماه مه فرزند خود را به دنیا می آورد و او نام خواهر خود را برای آن فرزند انتخاب می کند. اوا دختر گرتل در سن 27 سالگی پس اینکه معشوقه اش در یک تصادف کشته شد، دست به خودکشی می زند.) هیتلر همراه با پیش خدمت خود در اتاق مطالعه به سر می برد. هیتلر اکثر اوقات در آنجا است. اتاقی کوچک با سقفی کوتاه که در آن یک میز
عجب دردی که جان مادر را گرفت
کردیم. مادرم نور آفتاب پهن شده توی خانه را دوست داشت. همیشه جایی می نشست که آفتابگیر باشد. موهای خرمایی اش و پنجه پاهای بیرون زده از دامنش زیر آفتاب می درخشیدند و دستهایش میل های بافتنی را تند و تند با ریتمی ثابت تکان می داد. مادرم نمونه کامل یک مادر بود (و هست). مادرم زن نبود، دختر نبود، دوست نبود. او فقط در یک کلمه می گنجید: مادر. یادم می آید همین اواخر وقتی پدرش مرد، تهران
شرایط معتبر در ثبوت حد سرقت
گردد؛ زیرا، کسی که درب را گشوده و حرز را از بین برده، مالی نبرده است، و آن که مال را برده، حرزی را نشکسته است. با این شرط، در موارد زیر حد سرقت پیاده نمی شود: الف: اگر درب دکان یا خانه ای باز باشد و شخصی بدون این که صاحب مال متوجه گردد مال او را ببرد. ب: سرقت از مراکز عمومی مانند: مسجد، کاروانسرا، مدرسه و مانند آن که اموال در حرز قرار نگرفته باشد. ج
شب نامزدی دامنم را لکه دار کرد و ناپدید شد /خودم را زود باختم!
به لیدا خانم ایمان آوردم. به پاکی و مهربانیش، به این که اگر خدا خانه ام را پر از سیاهی کرد، حداقل دستان گرم فرشته ای را به یاریم فرستاد تا جبران آن همه دربه دری و تنهاییم باشد. آن شب از لیدا خانم خواستم که پیشم بماند، ولی بهانه آورد که نمی تواند. گفت پسرش قرار است چند روز دیگر برگردد و باید همه چیز را برای ورود او آماده کند. چند روز بعد لیدا خانم از جشنی برایم گفت که به خاطر ورود پسرش
بخش های خواندنی مجموعه شعر گوشواره عرش
شرمسارتر است که یافه بافت اگر چه به خویش زد در زدن زمانه کرد عیان کآنچه دشمنان گفتند همان چو کوفتن آب بود در هاون فغان ز بی خردی و دروغ و بی شرمی تفو به سیرت این راهیان حیله و فن مگر نبود مر او را پدر علی، کو بود به جان دشمن خود شعله ور آتش زن همو مگر به دل خانه برهه ای ننشست به گردنش ز کف سفلگان فتاده رسن؟ نه آن به
در اتاق خوابم بودم که احساس کردم سایه ای بالای سرم است / مسعود هرچه می گفت گوش می کردم !+ عکس
برقرار کردم و به خانه شان رفت و آمد داشتم. نازنین ادامه داد: فاطمه خانم پسر جوانی به نام مسعود دارد که با هم احوالپرسی داشتیم و بعضی وقت ها او برایم چیزهایی می خرید تا اینکه شوهرم بخاطر مریضی پدرش به شهرمان رفت و چون در ماشین آنها جا کم بود من تنها ماندم. این زن گریان گفت: تا ساعت 9 شب فاطمه خانم در خانه ما بود تا اینکه رفت من مشغول کار و تماشای تلویزیون شده و ساعت 11 شب به اتاق
اعتراض و گزارش یک خبرگزاری از فیلم روی پرده سالن های سینمای تهران: سینمادارها به خاطر واکنش مردم سر صحنه ...
فیلم کارگردان از صحنه های لب ساحل ، دویدن های کنار ساحل و صحبت های عاشقانه در غروب آفتاب نیز غفلت نکرده است. این فیلم کاملاً هندی است وتنها المان ایرانی بودنش تلفن های مادر به فرزندش و شالی است که متعلق به مادر علی است که به دختر هدیه می شود و صحنه حضور در مقابل روحانی که تداعی کننده عقد این دختر و پسر است و پلانی که قرآن به دست دختر هندی داده شده. جالب است که بلافاصله بعد از این که این صحنه
مرضیه دباغ انقلابی خستگی ناپذیر
مبارزه که دین و قوانین و معیارهای اسلامی است . مامورین ساواک خانم دباغ را به زانو در نمی آورند و مجبور می شوند برای شکستن او دخترش را دستگیر و جلوی چشمان مادر شکنجه کنند(3) و این بار نیز او کمر خم نمی کند هرچند ناله سر می دهد و گریه می کند ولی خیانت نمی کند، مامورین به بهانه جلوگیری از خودکشی مادر و دختر چادر از سر آن ها بر می دارند ولی این دو به جای چادر پتو سر می کنند و از سوی مامورین هتاک
در مسئله حقوق های نجومی سر ملت کلاه رفت/ مهم ترین درد ما بعد از جنگ "نفاق" بود
مادر بود (می خندد). هدیه زیاد می خریم و دست خالی که نمی آییم. افروغ: شاید منظورشان این بوده باشد که روز زن فقط یک نامه برای ایشان نوشتم. افروغ: بله. افروغ: یک بار یک نامه برای ایشان نوشتم؛ کار دیگری هم انجام دادم، یک زمانی می خواستم یک هدیه برای روز زن بخرم. کتابی می خواستم و قیمت این کتاب بالا بود. گفتم با یک تیر دو نشان می زنم. این را می خریم و هدیه می دهیم به ایشان
گزارشی از وضعیت چهار سرای سالمندان کرمان/ این خانه سیاه است
خانه راضی بودند. البته یکی از دلایل اصلی رضایت، رسیدگی خانواده ها به سالمندان خود بود. مددکاران آموزش ندیده، دغدغه ی خانواده ی سالمندان سرای سالمندان مهر آذین سومین سرای سالمندانی بود که به آن سر زدیم. این سرای سالمندان که زیر نظر بهزیستی است، در خیابان احمدی غربی قرار دارد و فقط سالمندان زن در آن نگهداری می شوند. مهر آذین خانه تقریباً بزرگی بود که دوطبقه داشت و در
جز نیمه ای از من نمی یابید، روزی سوخت در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته
عکس که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرد تصویر یکی از همان مادران انتظار است، مادری که به عشق و یاد فرزندش این پیکر مطهر را در آغوش کشیده است، خدا می داند که در سینه این مادر و این زن بزرگ و اسوه مقاومت چه می گذرد... شاید غزلی از مهدی فرجی شاعر خوب و جوان اهل کاشان برای خوانش این عکس بهترین گزینه باشد، شعری تقدیم به شهدای گمنام و مادران انتظار: گل شد ، بر آمد پیکرم ، آهسته آهسته
دیوانه از قفس پرید....
عقب بکشند. انتشار این نوار باعث شد ترامپ به طور رسمی از مردم عذرخواهی کند. ملانیا ترامپ هم در پی این اتفاق از مردم امریکا خواست همسرش را بابت این موضوع ببخشند. متعاقب این اتفاق زنان متعددی که برخی از آنها مدل های سرشناسی بودند مدعی شدند توسط دونالد ترامپ مورد آزار جنسی قرار گرفته اند. اتهام بعدی به نوار صحبت های ترامپ درباره دخترش بود که سر و صدای بسیاری به پا کرد و از قرار
ازدواج سفید ،چالش جدید و نوپدید جامعه ایران ؟!
] 2.وجود مشکلات رفتاری و افسردگی و اضطرابی بیشتر در این افراد از دیگر آثار مخرب این نوع رابطه هاست. آنهایی که هم خانه هستند، بیشتر از افسردگی و اضطراب رنج می برند. زن ازدواج نکرده ای که با یک مرد هم خانه است، تقریباً چهار بار بیشتر احتمال دارد که تحت مراقبت های روان پزشکی قرار گیرد. این زن تحریک پذیرتر، مضطرب تر، نگران تر و افسرده تر از زن ازدواج کرده است. در یک بررسی از 14 هزار نفر در یک
بازیگران درخشان تاریخ سینما جهان
مقابل لیلیان گیش بود. وی همچنین در تلویزیونی هم هنرنمایی کرد و جایزه امی را برای بیگانگان: داستان یک مادر و دختر (1979) دریافت نمود. بعدها در زندگی اش جوایز بسیاری کسب کرد از جمله جایزه یک عمر دستاورد موسسه فیلم آمریکا در سال 1977 و جایزه افتخارات مرکز کندی در سال 1987. بت دیویس روز ششم اکتبر 1989 در سن 81 سالگی در فرانسه درگذشت. در زمان مرگش وی در حال بازگشت به خانه از یک جشنواره فیلم در
تباهی زندگی به دلیل چشم وهم چشمی
دوم را گرفتم تا اینکه خبر زن دوم من به گوش مادر حنانه رسید و جنگ به پا کرد و همه جا جار زد که من را از خانه بیرون کرده تا با یکی دیگر ازدواج کند در حالی که من 2 سال تلاش کردم بخاطر دخترمان به سر زندگی برگردد و نه بخاطر من. سه ماهی گذشت تا اینکه از دادگاه برایم احضاریه آمد پیگیر که شدم متوجه شدم همسرم رفته دادگاه شکایت کرده و تقاضای مهریه و نفقه را دارد و بابت نفقه توانستم خودم را تبرئه کنم، اما بابت
دوستم چیزی در مورد همسرم گفت که دنیا روی سرم خراب شد / همسرم قانعم کرده بود که او فقط یک همکار است
دادخواست طلاق نداده و تنها به دنبال مطالبه نفقه و مهریه اش بود، شاید به این امید که همسر خیانتکار را به خانه بازگرداند. آنها 20 سال پیش با هم ازدواج کردند، اما تا سه سال پیش مورد مشکوکی در رابطه با همسرش ندیده بود. تربیت سنتی آنها ایجاب می کرد که مرد نان آور خانه باشد و زن هم در خانه کار کند. برای همین همیشه سعی می کرد شوهرش را سین جیم نکند. سه سال پیش بود که یک زن مانتویی که موهای سرش از
چشم انتظاری مادر شهید بر سر مزار خالی پسرش/ تکه استخوان هایی که به شهدای کربلا تقدیم شد
/> فارس: از ویژگی های شاخص شهید بگویید؟ یک روز صبح دیدم ناشتا پیاز می خورد، تعجب کردم و گفتم: اول صبح و خوردن پیاز؟! گفت: مادر جان! چه اشکالی دارد، پیاز برای سلامتی خوب است . علاوه بر این می دیدم بعضی وقت ها یک سری دارو استفاده می کند، وقتی علت را جویا شدم، گفت: سرما خوردم . از طرفی من هم که سواد درست و حسابی نداشتم، کمی که حالش بد می شد پیاز می خورد که بعدها متوجه شدیم به
با جمشید در پارک آشنا شدم و با او ازدواج کردم /یک شب با دوستانش به خانه آمد و چیزی از من خواست که بسیار ...
. از سرنوشت سیاهش گله کرد و آه سردی کشید. پس از جدایی والدینم مادر سرپرستی ما را به عهده گرفت. در چنین شرایطی زندگی بسیار سختی داشتیم. چند سال بعد یک روز که برای سرزدن به مادربزرگ بیمارم به تهران می آمدیم در حالی که من و مادرم سوار بر خودروی کرایه بودیم بین راه ماشین ما تصادف کرد. تصادف وحشتناکی بود خدا خواست و زنده ماندیم، اما به علت ضربه ای که به سرم وارد شده بود چند ماه در بیمارستان
چرا همه بچه های نیازمند رسیدگی فوری هستند؟
چنین نگاهی به کودکان فقیر همه گیر است. به آسانی می توان تصور کرد که مردم فکر می کنند این دختر احتمالا چند ساعت است که در خیابان می چرخد. شاید حتی پدر و مادرش او را برای گدایی به خیابان فرستاده باشند. می توان دید که مردم با داشتن چنین درکی از این وضعیت خود را مسئول کمک به این بچه نمی دانند، در حالی که ممکن است این افراد مطمئن نباشند که چه کسی مسئول کمک به این بچه فقیر است (پدر و مادر یا دولت؟).
همه همسران و فرزندان ترامپ
پرداخت. او همانند پدرش همسری را برگزید که پیشتر مدل بوده است، دونالد جوان، همسرش را در یک نمایش فشن و مدل ملاقات کرد و پس از کمی کش و قوس، با خرید یک حلقه 100 هزار دلاری از وی خواستگاری کرد. وانسا ترامپ Vanessa Trump و دونالد جوان، پنج فرزند دارند. دونالد جونیور، فرزند بزرگ ترامپ به همراه همسرش وانسا و دخترش ایوانکا، 33 ساله، دختر بزرگ ترامپ نیز مانند پدر و برادرش دانش آموخته
معجزات و کرامات امام زمان علیه السلام
از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: به خاطر آنکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمه شب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمه شب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید! همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به