سایر منابع:
سایر خبرها
بیوگرافی محسن فروزان (دروازه بان فوتبال)
خانواده اصلاً موافق فوتبال بازی کردن من نبودند . " او می گوید مخالف اصلیش پدر و بردارش بودند که با وجود پیشرفت های او در زمینه فوتبال، هم اکنون مشوق او هستند. محرومیت محسن فروزان محسن فروزان دروازه بان فوتبال به مدت 3 ماه از حضور در میادین رسمی محروم شد . این حکم توسط کمیته اخلاق صادر شده و دلیل آن هم عکس های شخصی این دروازه بان بوده که در فضای مجازی منتشر
تازه داماد:داخل جهیزیه میکروفون جاسازی کرده بودم تا مدرک علیه عروس به دست بیاورم + عکس
آینده جشن عروسی شان را برگزار کنند. در حالی که کسی در آپارتمان را باز نمی کرد و فریاد های زن جوان همچنان به گوش می رسید پلیس وارد ماجرا شد تا اینکه تازه داماد 30 ساله با سر و وضعی آشفته در را گشود و ادعا کرد دعوای خانوادگی است اما دقایقی بعد به گریه افتاد و به قتل Murder همسرش اعتراف کرد. پلیس وقتی وارد خانه این تازه عروس و داماد شد جنازه خونین فاطمه 20 ساله را دید که با
تیترهای داغ هفته
/> بیمارستان بزرگ دزفول در نخستین روز از حلول ماه مبارک ربیع الاول شاهد عقد یک زوج جوان بود. داماد در بخش جراحی مردان بستری و با موافقت خانواده عروس آیین عقد در بیمارستان برگزار شد. با تقاضای خانواده داماد برای برگزاری مراسم عقد ، اتاقی در این بیمارستان به انجام مراسم اختصاص یافت. با حضور خانواده عروس در بیمارستان عاقد ، خطه عقد را جاری کرد. * سندی که حامیان دولت روحانی در
قدرتمندترین فراعنه تاریخ مصر +عکس
این فراعنه به دلایلی نامشان ماندگار شد و در میان ده ها فرعون از آنها به عنوان قدرتمندترین فراعنه سرزمین نیل یاد می شود. اسنفرو اسنفرو اولین پادشاه مصر از خاندان اول فراعنه مصر بود. او بین سال های 2613 تا 2589 پیش از میلاد مسیح (ع) متولد شد. این فرعون، 24 سال حکمرانی کرد و برخلاف دیگر فراعنه مصر، از طریق ازدواج پادشاه اعلام شد. اسنفرو در زمان حکومت خود راه های تجاری در امتداد
400 پرونده همسرآزاری درپزشکی قانونی
به گزارش پایگاه خبری - تحلیلی شهر فردا ، می گوید به دلیل رفتارهای همسرش و آزار و خشونت هایی که حالا برایش مثل خواب و خوراک روزمره شده، روح خسته و جسم بیمار خود را برداشته و به خانه پدری رفته است، اما پدر نیز او را ترد کرده و از اینکه زندگی خود را رها کرده است از سوی پدرش نیز مورد سرزنش و به باد کتک گرفته شده است. این زن میان سال که چندان رغبتی به باز کردن سفره دلش ندارد، باحالتی پریشان
زندان زنان
فساد باشد چه قتل، چه سرقت. به هرحال من بیشتر برای این که زندگی های مردم پاشیده می شود، دیگر دوست ندارم این کار را انجام دهم. با خودم فکر می کنم خودم دوست دارم شوهرم این طوری باشد و دنبال زن های دیگر برود؟ بیشتر مشتری ها متاهل بودند. من خودم دو دختر 6 ساله و 21 ساله از ازدواج قبلی ام دارم و باید به فکر دخترهایم هم باشم. دختر کوچکم الان با مادرشوهرم زندگی می کند و دختر بزرگم تنهاست. نیلوفرِ
ازدواج های مجازی یا ازدواج های قلابی؟؟
داماد، عروس را می پسندید. گاهی حتی پسر تا بعد از عقد، دختر را نمی دید. این وسط ، واسطه هایی بودند که با شناخت عمیقی که از دو خانواده و پسر و دختر داشتند، این ازدواج ها را جوش می دادند و فرصت هایی را برای پسر و دختر ایجاد می کردند. اما شکل ازدواج ها این روزها به دلیل تغییرات اساسی که تکنولوژی در سبک زندگی ایجاد کرده، تغییراتی کرده است. شاید این صحبت و درددل را بارها و بارها شنیده باشیم
قدم های راحت تا خانه بخت
بسیار منطقی و مناسب است و در ضمن به خانواده های کم برخوردار تخفیف ویژه می دهند. توصیه: نکته اول این است که هم خانواده دختر و هم خانواده پسر باید در قضیه دعوت کردن از مهمانان کمی مدیریت کنند و هوای آقا داماد را داشته باشند. واقعا می شود یک جشن جمع وجور با حداقل مهمانان ضروری گرفت. دوم اینکه حتما لازم نیست چند مدل غذا برای شام عروسی درنظر گرفته شود. یک غذای با کیفیت واقعا کافی است. حواستان
به دنیای روشن من خوش آمدید
خواستگار، برای سلامت؛ سلامت 11ساله. پدر و مادر اختیار را گذاشتند با خودش، سلامت هم نه نگفت چون فکر می کرد ازدواج یعنی ادامه همین زندگی فقط، زن غذایی می پزد و مرد نانی می آورد، دست محبتی به هم می دهند و دلخوشی هم می شوند؛ او بله را با این پشت گرمی گفت. زندگی دوکودک آغاز شد، دو کودک بی سواد، یک دخترعاشق تحصیل و یک پسر بی اعتنا به سواد. بغض راه گلویش را می بندد، می دانم 23سال زندگی مشترکش
در حقوق های نجومی گویا دعوای این بود، سر و صدایی راه بیفتد و 20 میلیون تصویب شود!
آیت الله دستغیب به ما زد این بود که روزی زنی با شوهرش دعوا می کند و زن می گوید الهی در میان مردان گم شوی و مرد می گوید اینطور دعا نکن! بگو الهی در میان زنان گم بشوم . (می خندد) - سه تا پسر چه می کنند؟ دو تا را داماد کردید؟ افروغ: بله. الحمدالله سه تا نوه بالفعل دارم و یک نوه هم بالقوه دارم. دو دختر و یکی پسر است. چهارمی هم ان شالله پسر است. - نوه دختری را دوست
مادرم دوست پسرداشت / پای من هم به خانه مرد همسایه باز شد
نمی دانم از کجا سرراهم سبز شدند و دستگیرم کردند. جوان 19ساله مکثی کرد و آهی کشید ، سرش را پایین انداخته و در پاسخ به این سوال که چرا معتاد شدی و پدر ومادرت کجا هستند ؟ آرام گفت:می شود در این باره حرفی نزنم؟ بعد انگار دوست داشت درددل کند ادامه داد: از شما چه پنهان زندگی خوب وآبرومندانه ای داشتیم. هفت سال پیش مادرم متوجه شد پدرم با یکی از دختران فامیل سروسری دارد با فاش شدن این موضوع پدرم
به ارتفاع یک متر در خانه ام سناریو دارم/ برخی برای رونق تجارت خانه سینما فیلم می سازند
بتوانی آن را به بازی تبدیل کنی و روی کاغذ نماند. * *من نقش مشابه بازی نمیکنم * حاج صنعان هم این تفاوت را داشت؟ بله همین طور است، چون اگر متفاوت نبود من بازی نمی کردم و غیر ممکن است نقش مشابه ای را بازی کنم. *درباره بخشش خانواده داماد که بر اثر تصادف فوت کرد، صحبت کنید. چقدر این قصه ها ما به ازای بیرونی دارد؟ این اتفاق اخلاقی ترین بخشش بود
عماد افروغ: پدرسالار نیستم
خیلی خوبی است؛ ما در شناخت پدیده ها می گوییم یک ذات و یک عَرَض دارد؛ اول باید ببینیم ذات خانواده چیست بعد به عرَض آن بپردازیم. ذات خانواده حول و حوش دو مفهوم می تواند تعریف شود؛ یکی عشق و دیگری گذشت است. گذشت بالاترین فعل اخلاقی است. عشق یعنی قلب خانم برای آقا و قلب آقا برای خانم بتپد و سر و گوشش نجنبد. فکر و ذکر عاطفی شوهر باید زنش باشد. نکته دیگر که مهم تر است این است که کسی که ازدواج می کند به
بخت گشایی دختر خانم ها در قدیم چگونه بوده است؟!
، خواستگاران به خانه برگشته و آنچه را دیده و مشاهده کرده بودند با جوانی که قصد ازدواج داشت در میان می گذاشتند در صورت موافقت وی، پدر داماد همراه با چند تن از بزرگان و ریش سفیدان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند. فردای آن روز مادر، خاله، عمه و دیگر اقوام نزدیک داماد برای بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و روز عقد و مسائلی از این
اقدام عجیب پدری که دختر نوجوانش توسط مرد غریبه باردار شده بود
به اجبار پدرش به عقد این پسر در آمد. کیت قصد داشت دخترش را به همراه فرد متجاوزگر فرسنگ ها دورتر از محل زندگی شان جایی که افراد زیر 15 سال مجاز به ازدواج با رضایت والدین در شرایط خاص مانند بارداری هستند به عقد یکدیگر دربیاورد. با شکایت داماد ، پلیس وارد ماجرا شد و پدر این دختر بازداشت شد و به 4 ماه حبس نیز محکوم شد. از طرف دیگر جوان 24 ساله نیز به اتهام تجاوز به عنف از سوی
برگزاری مراسم عقد در بیماستان بزرگ دزفول +تصاویر
خانواده عروس در بیمارستان عاقد، خطبه عقد را جاری کرد.وی افزود: داماد تحت عمل جراحی قرار گرفته و در سلامت کامل در دوران نقاهت پس از عمل به سر می برد. برگزاری آیین عقد این زوج در بیمارستان بزرگ دزفول در نخستین روز از ماه مبارک ربیع الاول شادمانی بیماران بستری و نیز پرستاران و کادر درمانی این بیمارستان را به دنبال داشت. با آغاز ماه مبارک ربیع آیین های جشن و شادمانی در دزفول آغاز شده است و دفاتر ثبت ازدواج در دزفول در نخستین روز از ماه ربیع الاول شلوغ است. منبع: فرادید ...
بزرگتر بودن عروس از داماد، خوب یا بد؟
ازدواج کنند و مشکلی وجود ندارد. بزرگ بودن عروس یک آسیب در نظام خانواده محسوب نمی شود همچنین مرتضوی کیاسری که یک روانشناس است با تأکید بر اینکه صرف تفاوت سنی تهدید کننده نیست و ملاکی وجود ندارد که حتما زن از مرد سنش کمتر باشد یا بیشتر می گوید: در هر دو صورت این نوع ازدواج ها می تواند تهدید کننده باشد و به طور طبیعی اگر مشخص شود که اختلاف سنی مضر نیست صرفاً ازدواج با زنی که سنش
حد و مرز رازداری و ناگفتنی ها در تحقیقات پیش از ازدواج
دروغ بود. وی ادامه داد: به هنگام مراسم بله برون نیز فامیل خانواده شوهر از مادرشوهرم در خصوص دخالت های وی در امور مردم مواردی را بازگو کردند اما توجه چندانی به آن نکردم و بعد از برگزاری مراسم عقد متوجه شدم شوهر بنده دانشجو نبوده و درس نمی خواند. وی بیان کرد: از سوی دیگر زمین مذکور نیز متعلق به مادر شوهر بوده که به بنده دروغ گفته شده و همچنین شوهرم نیز هیچ استقلالی از خود نداشت
برای رفتن به سوریه گریه کرد و به التماس افتاد/در نبرد با مزدوران سعودی و پیروان اسلام آمریکایی بال در ...
/> پدر : عروسی ما اولین عروسی حزب اللهی در محلمان بود. خیلی آدمها آمده بودند تا ببینند عروسی حزب اللهی چطوریه! می گفتن مگه میشه عروس با چادر باشه؟ (خنده) * چندتا فرزند دارید؟ مادر : سه تا که اولی دختر بود (زهرا خانوم) دومی آقا سجاد بود که 23 مرداد 64 به دنیا آمد و بعد هم آقا طاها. * اسم بچه ها را چه کسی انتخاب می کرد؟ مادر : دخترم که دنیا آمد، پدرشان
ضحاک، افراسیاب، دیو سفید و رستم در شاهنامه
قبایل و طوایف ماد برای ایجاد وحدت و تشکیل دولتی بزرگ و اتحاد با اقوام مجاور برای مقابله با بیداد و تجاوز اقوام و دولتهای مقتدر آشور و کلده و همچنین مساعی طوایف پارس برای اتحاد و تأسیس دولت بزرگ ایرانی را ممزوج و مخلوط با حوادث گوناگون و قیامهای فراموش شدهی مردمی علیه ستمگری و بیداد در زمانهای دور و نزدیک منعکس میبینم و واقعیت یکی از این نهضتها را در روزگار باستان به عنوان هسته اصلی و منشأ ابتدایی
سد کمندان بعد از 12 سال به نتیجه نرسیده است
نشان نداد. از پنجره دامن اشترانکوه پیداست. سبز و اخرایی و کبود. آن بالادست را ببین همه زندگی مان مال این کوه است، به این خاطر پای این کوه ماندیم، ببینید کوه ما خیلی وسعت دارد. قرار است اینجا منطقه توریستی بشود و بدهند به سرمایه دار و ما فقیر فقرا بدون بدوجه و درآمد اطراف شهر چادر بزنیم. اول که کلنگ زدند و گفتند به خاطر آب کشاورزی است و حالا می گویند آب شرب. ما هم صدایمان به جایی نمی رسید، چون ما
الهام : شوهرم پوست صورتم را با چاقو کند
الهام32ساله دلش افسرده و وجودش تکیده است و حالا می گوید تنها دل خوشی ام در زندگی، دختربچه ام است. او که بدون تحقیق و با چشم بسته دوبار بر سر سفره عقد نشسته و سال ها زیر سقف دو به اصطلاح مرد زندگی کرده، از تجربه های تلخ زندگی اش می گوید. به گزارش مازنی خبر ، الهام چنین آغاز می کند: 22سال داشتم و تازه دانشگاه قبول شده بودم که پسر یکی از اقوام به خواستگاری ام آمد. احسان و خانواده اش می
نیم قرن خاطره بازی با جعفر والی
سالی که من درس خواندم. تئاتر به شکل جدی مطرح شده بود و من هم خیلی علاقهمند بودم. خانواده بالاخره موافقت کرد که به هنرستان بروم. پیش خودشان فکر کرده بودند که بچه درسخوانی نیستم و همان بهتر که به هنرستان بروم. این تصمیم نقطه تغییر بزرگی در زندگی من بود چون هنرستان من را خیلی عوض کرد. رابطه استاد و شاگرد، نوع تدریس، نوع برخورد و فضای هنرستان کاملاً متفاوت با مدرسه بود و من را جذب کرد. این دوره
دفع آفات انسانی/خشونت های عریان پنهان اند
. مادر اجازه ندارد بلند بخندد و آن دیگری باید آفتاب و مهتاب ندیده باشد تا سنگین و رنگین بماند، از طرفی پدری به دلیل نداری دختر و حتی پسرش را می فروشد شبی... و گاهی اوقات هم همسرش را... و یا کودکان کاری می بینی که بیشتر در این کوی و برزن زیست دارند و زیر بار خشونت ها ایستادگی می کنند. نگاه آخر؛ از همه نوع در یک بزم دوستانه صحبت از ازدواج دختر ملیحه خانم و حاج محمد است. گویا قرار
ارتباط شوم و عاشقانه تازه داماد با همکلاسی نوعروس / در دوران عقد از برزو باردار شدم و...
که از این ازدواج پشیمان شده بود، با هم کلاسی ام رابطه برقرار کرده بود؛ حتی خبردار شدم خاطرخواه دخترعموی مطلقه اش هم شده است. صبر کردم تا بچه ام را به دنیا بیاورم. بعد از تولد فرزندم برزو و خانواده اش حتی به دیدنم هم نیامدند. حدود ده روز گذشت. بچه را برداشتم و به خانه پدرشوهرم رفتم. برزو به صورت بچه نگاه هم نمی کرد. او می گفت اصلا از کجا معلوم این بچه من است. شنیدن این حرف ها برایم سنگین و تحمل
رکسانا (دختر کوروش)
اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح های گلی هخامنشی ثبت شده است. ازدواج کمبوجیه با رکسانا هرودوت دربارهٔ ازدواج کمبوجیه و خواهرش می نویسد: با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید آیا در پارس
آشنایی با مشکلات چشم و استفاده از عینک در دوران قاجار
خواننده ای خوش ذوق بعد از مطالعه کتاب سه سال در ایران، این عینک را با عنوان تصمیم گرفتم که عینک بزنم در روزنامه همشهری مورخ 30/6/1385 معرفی نموده است[26]. چنین نشان می دهد که این ابتکار مختص ایرانیان بوده. آیا عبور پرتو نوری از درون روزنه های ایجاد شده با موی اسب، می تواند بر u. v نیز اثر گذار باشد؟ نیاز به مطالعه و بررسی دارد. اما می توان گفت این تور بافته شده از موی اسب، به خوبی قسمتی از پرتوهای