سایر منابع:
سایر خبرها
هلاکت خودپرستان از زبان مولوی
بان با صدای بلند به ان نحوی گفت: بگو بدانم آیا شناگری آموخته ای یا نه؟ نحوی گفت: ای خوش سخن چیزی نمی دانم. کشتی بان گفت: ای نحوی بدان که همه زندگی ات بر فنا ست. زیرا که این کشتی می رود که در این گردابها غرق شود. از این بیت به بعد مولانا به دنبال نتیجه گیری از این داستان است: محو می باید نه نحو اینجا بدان گر تو محوی بی خطر در آب ران آب دریا مرده را بر سر نهد ور
سکوت، زندگی در حال، رهایی از اعتباریات و داوری ها و ... راهکارهای عرفا در تمرکز و مجموع نشینی
وحدت خداست، اینکه خدا را باید واحد بدانیم، و خدا واحد است و آن هم نه واحد عددی، سرزنش می کند و می گوید از وحدت خدا تو را چه حاصل؟ تو خود ششصد هزار تکه ای و هر تکه ای به گوشه ای افتاده، حالا چه سودی دارد که استدلال بیاوری که خدا واحد است؟ خدا واحد است که برای من و تو سودی ندارد. آن که در دین این همه تاکید می شود که خدا واحد و واحد من جمیع جهات است برای این است که تو هم واحد بشوی، یعنی تشبه به خدا
انسان خیامی، انسانی وارسته، عاشق و در آرزوی جاودانگی
مورد اعتراض متعصبین بود و هر کس به این علوم می پرداخت زندیق و ملحد بود. به تعبیری می توان برخی از رباعیات را محصول ناخرسندی به این اوضاع دانست. ای صاحب فتوا، ز تو پرکار تریم با این همه مستی زتو هشیارتریم تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بده، کدام خونخوارتریم یک درس بزرگ و آموزنده استاد فلسفه، پرهیز از غم و اندوه جهان است. از اینرو و همواره دیگران را به این امر
افشای نقش مؤسسه نروژی در تعطیلی آب سنگین اراک/ هر درصدی بخواهیم می توانیم غنی کنیم/ اگر رآکتور اراک ...
کامل داریم درحالی که همه کشورها این چرخه را به طور کامل ندارند . عباسی گفت : برخی مواد دارند و خام فروشی می کنند برخی کیک زرد تولید می کنند و فقط آن را می فروشند و برخی نیز کارخانه های فرآوری دارند که کیک زرد را می گیرند، فرآوری می کنند و به کشورهایی که غنی سازی دارند می دهند. وی افزود : اما ما همه اینها را داریم و تحت تحریم هم به آن رسیده ایم که خیلی هم خوب بوده است یعنی هر چه
سرمقاله روزنامه های امروز/ 29 اردیبهشت
هیچ گاه سطح عملیاتی خود را با عملیات آفندی دشمن تنظیم نکرده و خود به یک طراحی جدید استراتژیک روی می آورند به عنوان مثال در جریان جنگ 33 روزه که رژیم صهیونیستی مناطق شیعه نشین لبنان در جنوب این کشور را زیر بمباران شدید قرار داده بود به گونه ای که در استان جنوبی صور رژیم سفاک اسرائیل آنقدر بمب و موشک شلیک کرده بود که تو گویی آن را سه بار شخم زده باشد در آن مقطع حزب الله لبنان از این امکان برخوردار
آقا پسری که این شبا با تی شرت میای بیرون...
لپ تاپش نشسته بوده زلزله میاد همه فرار می کنن،اون می مونه اول صفحه مرورگرو می بنده یعد فرار می کنه. آخ آخ آخ ، با تجربه ها میفهمن چی میگم . . عاقا دیشب بیخوابی زد به سرم، منم زدم تو سرش ... کصافط رو من دست بلند میکنه . . انقدر تو این خیابونها دست انداز و سرعتگیر هست آدم جرأت نمی
کم خرج ترین ورزش از نگاه رهبر معظم انقلاب/ غ مثل غنی سازی / پیامبر: من یمنی ام
اند و گند حقارتشان همه جا را برداشته است. "یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم” وبلاگ هنرستان نوشت: از اینترنت هم میشود به بهشت رسید وبلاگ گردان ابوذر نوشت: خنده وسط میدان مین صبح عملیات کربلای چهار بود. تو چولانها و نیزارهای ساحل اروند در حال سینه خیز بودم تا از تیر خلاصی عراقیها که به بچه های مجروح شلیک می کردند، برای
یه پشمک خریدیم, روش نوشته بود...
/> . . الان فهمیدین اپل دارم یا بیشتر توضیح بدم؟ . . امروز یه دیقه تو آینه به خودم نگاه کردم خیلی با خودم حرف زدم ولی – مَخمَص کلام خوشا یاری که دلدارش تو باشی . . یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره ... منم گفتم : اسم بابات اصغره ... عاقا این
فال روزانه 29 اردیبهشت
نیک نیوز: فروردین: همه چیز در حال بهتر شدن است، اما یک نگرانی وجود دارد که به راحتی و به طور معجزه آسا ناپدید نخواهد شد. اما حتی با شاد بودن بیش از اندازه هم می توانی بدون اینکه موضوعات مهم را نادیده بگیری زمان کافی برای لذت بردن اختصاص بدهی. تو مهارت ذاتی داری و می توانی زمانی هم که آشفته هستی فکرت را در لحظه حال متمرکز کنی. به جای آنکه افکارت را در همه جا پراکنده کنی با آماده شدن
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (118)
بعدازظهرا که آدم میخوابه بعد یهو پا میشه چه حسی داره ؟! مخصوصا اگه هیچکی خونه نباشه لامصب اصن معلوم نیس شبه ؟ روزه؟ امروزه؟ فرداست؟ دیروزه ؟! همه مردن تو زنده موندی ؟! تو مردی همه زنده موندن ؟! خلاصه که خیلی حس بدیه 27. اگه دیدید پسری در جمع خانواده آخر تماس تلفنیش میخنده و اصرار داره قطع کنه و فقط از کلماتی چون: شما لطف دارید ......
هنرمندانه شاد باش
باشید . برای شادی و شاد زیستن باید تلاش کنید و در این مقاله می آموزید که چگونه این کار را انجام دهید. همانگونه که گفته شد باید بخواهید که شاد باشید و برای خواستن باید دلایل کافی داشته باشید . تا ندانید چرا ، هرگز به سراغ چگونه ها نمی روید اما اگر فقط یکبار از خود دلیل چیزی را بپرسید و از خود بپرسید چرا ، ناخودآگاه به دنبال چگونه و راه حل ها می گردید . بیائید یک زندگی شاد را در نظر
اسرار کفش های یک شهید+تصاویر
به شهادت رسید، سه ماه بعد قطعنامه امضا شد، یکی از دوستانش می گفت که سید مصطفی قاتلش را خودش زد، به طوری که نارنجک را پرتاب کرد داخل سنگری که یک عراقی از آنجا به سوی آنها شلیک کرده بود. * حاج خانم! در پایان یکی از بارز ترین خصوصیات اخلاقی سید مصطفی را برای مان بگویید. همیشه به حاج آقا می گفتم همه فرزندانم مال تو اما سید مصطفی را بدهید به من، دنیا برایش اصلاً ارزشی نداشت، به
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
آنقدر بمب و موشک شلیک کرده بود که تو گویی آن را سه بار شخم زده باشد در آن مقطع حزب الله لبنان از این امکان برخوردار بود که دو شهر حساس رژیم متجاوز یعنی تل آویو و حیفا را زیر ضربات شدید موشکی خود قرار دهد اما حزب الله پاسخ حملات گسترده را بصورت محدود داد. شلیک حزب الله در آن زمان عمدتا بصورت سمبلیک و موردی بود. این شلیک ها کشتار وسیع نظامیان و یا شهروندان دشمن را مدنظر نداشت بلکه شکستن سیطره و پرستیژ
مرسی اعدام، مبارک آزادی
جهانی ایجاب می کند که بنده همه اش وارد شوم. بی قانون: حالا یه لحظه دم در بمون من مشکلات مصر را حل کنم بعد خدمت می رسم. احمدی نژاد: باشه. بی قانون: عبدالفتاح! ژنرال سیسی: بله؟ بی قانون: تو واقعا 96 درصد رای آوردی؟ ژنرال سیسی: بله بی قانون: یعنی با کلم بروکلی هم مبارزه می کردی این قدر رای نمی آوردی! ژنرال سیسی: کلم بروکلی ... بی قانون: به چی فکر
روایت دیدار رهبر انقلاب با یک خانواده شهید ارمنی
چشم تر گذاشتم، برای مهمان های امشب. از دم غروب داداشم هم آمده خانه ما، اما خبری از مهمان نیست. دیگر هوا حسابی تاریک شده و دارم ناامید می شوم. نمی دانم لوسیک شام را آماده کرده یا نه، می ترسم شروع کنیم به خوردن، مهمان ها برسند! بدتر از همه این است که نمی دانم چه کسی قرار است بیاید؛ خب آدم هر کسی را یک طور تحویل می گیرد. حالا که هنوز نیامده اند، تصمیم می گیرم اگر از تلویزیون و اینها بودند
شاخصه های مکتب عرفانی نجف اشرف
تعبیر می شود. معرفت نفس، کلید معرفه الله است. همه عبادت ها و ریاضت ها و شور و عشق ها مقدمه آن می باشد. آیت الله حاج سید احمد کربلائی در نامه ای به یکی از شاگردان خود می فرمایند:جان من به لب آمد از گفتن اینکه راه نجات و خلاص در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است. ذکر و فکر خود رهنمای تو خواهد شد. یا من اسمه دواء و ذکره شفاء. دواؤک فیک و لا تبصر و داؤک منک و لا
آیا در مواجهه با اهل سنت وظیفه شیعه کردن آنها را داریم؟/ پاسخ حجت الاسلام بی آزار شیرازی
است؟ حضرت فرمود خدا رحمتت کند، کار درستی انجام می دهی و این کار را ادامه بده. بعد حضرت فرمود خود من هم همین کار را می کنم. (وسایل الشیعه حر عاملی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1403 ق باب 11 از ابواب قضای قاضی). یعنی ائمه (ع)نفرمودند که هیچکس حق اجتهاد ندارد و همه باید از ما تقلید کنند. لذا نباید بعضی فکر کنند که فقه مذاهب اربعه اهل سنت در برابر فقه ائمه(ع)پدید آمده است. خود رهبران این
نسخه های اولیاء خدا برای رهایی از خطورات نفسانی ذهنی
: احتیاط کن. حالا روایت به ما نمی گوید که فقط دشمن است، بلکه می گوید: دشمن ترین دشمن تو، همین نفس تو است، أعدی عَدوکَ . لذا می گوید: از این نفس اماره است که به شیطان می رسی. شیطان از بیرون تو را وسوسه می کند، اما با این نفست أعدی عَدوکَ ، این کار را انجام می دهد. اول طریق وسوسه است، بعد که با أعدی عَدوکَ ، تو را فریب داد، یعنی دیگر دشمن در درون خودت هست و به تعبیری ستون پنجم دشمن شده است
جمع آوری 21 هزار جلد کتاب به بیست و یک زبان زنده دنیا در خصوص امام علی(ع)
بنده کارهای کتابخانه را برای آنها شرح دادم و اضافه کردم که حداقل پانصد جلد از کتاب های اهل سنت در خصوص امیر المؤمنین(ع) در کتابخانه ما موجود است که برای او خیلی عجیب بود، فکر می کرد که اهل تسنن کتب بسیار کمی در مورد امیرالمؤمنین نوشته باشند، حتی به من می گفت من برای تو از عربستان کتب وهابیت را می فرستم، من هم به او گفتم حتماً این کار را انجام بده اما بدان که من مهمترین کتب وهابیت را در کتابخانه جمع
به ما اتهامات عجیب وغریبی زدند
تو برای بازی دعوت کرده، کلی تعجب کردم چون من فقط از آقای مدیری خواسته بودم که اجازه بدهد برایش بنویسم. آن زمان اصلا نمی دانستم بازیگری یعنی چه! حتی ساده ترین اصطلاحات این حرفه را بلد نبودم؛ مثلا یک روز که جلو دوربین بودم و آقای مدیری گفت کاری را انجام بده، آن کار را انجام دادم و بلافاصله از آقای مدیری پرسیدم خوب بود؟ آقای مدیری کلی خندید و برایم توضیح داد که تا وقتی کات نداده، بازی ادامه دارد و
حاضرم ماشینم را بدهم، داربی گل بزنم!
... خدا را شکر که با من مشکلی نداشتند و ما فقط در زمین فوتبال با هم رقابت داشتیم و در کل رفیق بودیم. انصاریان را که جزو این رفقایت حساب نمی کنی؟ (خنده) چطور؟ آهان... یادم آمد... به خاطر آن لگدی که انصاریان در بازی با پاس به من زد می گویید؟ دقیقا... در بازی پرسپولیس- پاس وقتی انصاریان را دریبل کردی چنان لگدی به تو زد که چند متری به هوا پرتاب شدی! (خنده) یادش
سخن همکار : اسلام و دموکراسی: علما به فریاد اسلام برسید!
جز با طرد این افراد و روسایشان و پذیرش افراد متخصص دلسوز طرد شده توسط این گروهک تمامیت خواه راه به جایی نخواهیم برد. ضمن این که افراد متملق و ریا کار و حامی مدیران و مسیولان نالایق که دم از اسلام هم می زنند باید بدانند که آنها جلوتر از خود ظالمان وارد جهنم می شوند چرا که یکی از کارهایی که این دین فروشان مجبورند برای کسب منافع دنیوی خود انجام دهند توجیه ظلم است که گاهی بدتر از خود ظلم است. در این
حکیم عمر خیام نیشابوری ،شاعر، ریاضی دان و منجم موحد
//معلوم نگشت و قصه کوتاه نشد! دشمن به غلط گفت که من فلسفی// ایزد داند که آنچه او گفت نی ام لیکن چو در این غم آشیان افتاد//آخر کم از آنم که بدانم که کی ام! اجرام که ساکنان این ایوانند//اسباب تحیر خردمندانند هان تا سر رشته خرد گم نکن//کانان که مدبرند، سرگردانند برخلاف اعتقاد برخی منتقدان، خیام پوچ گرا نیست، رستاخیز را انکار نمی کند، بلکه در آن شک می
کفش هایی که هر لنگه اش سهم یک جانباز بود!
قلبش برسه. زنگ زدم به داماد خواهرم که سفیر بود، موضوع را گفتم، او هم آمد و با هم به اصفهان رفتیم. وقتی امیر را دیدم، گریه می کردم. امیر گفت: گریه نکن، نمردم که سالمم، فقط یه تیر خوردم. گفتم بذار جاشو ببینم، گفت: به هیچکس نشون نمیدم. بعد از مدتی در بیمارستان نجمیه تهران بستری شد. کمی که حالش بهتر شد، دوباره می خواست به جبهه بره. گفتم: امیر تو زن و بچه داری، نذار این بچه بدون بابا بزرگ بشه. گفت
لحظات اعلام حکم اعدام مرسی +تصاویر
ریاست اجلاس رو تحویل بده به خیال خودش با اون نطقش به ما دهن کجی کرد....ولی بازم انشاءالله خدا همه گرفتارها رو نجات بده...آمین.... اشتباه منفی دادم دقیقا حق با شما است. تو کاسش رفت حالا به راستی در عجب مانده ام که کسانی که حکم اعدامشان اعلام می شود و آنگونه شاد می شوند را چگونه می توان به گناهان نکرده متهم کرد...... یک حکومت قانونی را که با رای مردم به قدرت رسیده در وسط
از شب قتل چیزی یادم نمی آید
داشت از دور بلند گفت: آقای قاضی، صابر همان روز چند بار آمده بود دم خانه ما و فحش می داد. احمد مست بود. یادش نمی آید. رییس دادگاه کمی سکوت کرد. انکار قتل از سوی متهم پرونده در حالی بود که او پیش از این هم در بازجویی ها و هم در بازسازی صحنه جرم قتل را گردن گرفته و جزییات آن را مو به مو شرح داده بود. اما او این بار در دادگاه می گفت که همه اعترافات قبلی را بازجو و بازپرس پرونده به او گفته
از گناه کوچک بترس!
. گویا گناهی گناه است و عقاب دارد که هر صبح و شب به راه باشد و الا گناه محسوب نمی شود. این بیچاره ها ندانستند که یک شب، هزاران شب، می شود. یک روز قیامت پنجاه هزار سال است(4) و اگر قرار باشد فقط برای همین یک شب گناه، کسی را عذاب کنند تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. آنگاه که این نیرنگ ها و عبارت های فریبنده کارگر افتاد و گنه کار خود کرده، خود را به تمام این ناپاکی ها آلوده کرد؛ شیطان برای
آئینه وند: شیعه اول بایدنجفی باشد بعدکربلایی!
/> * ماشاءالله، خانواده پرجمعیتی هستید... -بله بودیم البته 4 تای آنها فوت کردند. * خواهر و برادرها هم فعالیت فرهنگی دارند؟ -خیر آنها کشاورز هستند. * پس یعنی فقط شما؟ -بله چون آنها همه در زادگاهمان هستند به هر حال آنجا کشاورزی مورد نیاز است. پدرم 90 سال و مادرم 80 سال دارد * پدر و مادر در قید حیات هستند؟
استاد لطفی؛مردی که از رسانه های خائن متنفر بود
از این حکومت با خود نداشت. همه می دانیم و می دانند که لطفی بار ها به دلیل هیبت درویش مسلکش از داشتن مجوز اجرای صحنه ای محروم شده بود؛ حتی با وجود این اظهار نظرهای حمایت آمیز. بنابراین بهتر است موضع دوستان او را در قبال آنچه در تمام عمر از آن دم می زد، یعنی موسیقی سیاسی – اجتماعی مد نظر او به دو دسته تقسیم کنیم : 1- پس از این موضع گیری ها و مصاحبه ها و مقاله ها در خبرنامه و کتاب سال شیدا
چرا رشید ، شمعدونی را نصفه رها کرد؟
/> خب، سروش صحت چطور شما را کنترل می کرد تا به رشید نزدیک نشوید؟ وقتی فی البداهه چیزی می گفتم یا کاری می کردم که شبیه رشید بود، چیزی نمی گفت و می گذاشت سکانس تمام شود بعد می گفت اینجا را دوباره می گیریم چون تو شبیه رشید شده ای. یادم هست چند سکانسی که من روبرو حسن معجونی بازی می کردم شاید به ده برداشت هم رسید و نمی شد. چون آقای معجونی نمی توانست جلوی خنده مرا بگیرد. آخر سر آقای صحت گفت که