سایر منابع:
سایر خبرها
اجزای ناپاک را وارد جریان موسیقی آئینی نکنیم
است، به همین دلیل باید ماهیت و علت معلول ها را درک کنیم. وی در ادامه در پاسخ به سوال چرا شعر و جلسه شعر گفت: در عصر امروز تبلیغات به رکن اصلی جامعه بشری تبدیل شده است در مقابل تکنیک ها و شیوه های نوین تبلیغاتی متعدد شده و قدرت خودکنترلی انسانها کاهش یافته است. این شاعر آئینی گفت: اگر ما خود را در معرض هر نوع فضایی قرار دهیم هیجانات و جاذبه ها را به آن سمت می کشد. به همین
شب رودکی برگزار می شود
از: منوچهر انور، دکتر علی اشرف صادقی ، نصرالله پور جوادی، محمد دهقانی، محمد مهدی مظاهری، مسعود قاسمی، شاه منصور شاه میرزا و خورشید احسان. این مراسم در عصر سه شنبه 7 دی ساعت 5 در محل کانون زبان فارسی واقع در خیابان ولی عصر، سه راه زعفرانیه، خیابان عارف نسب، پلاک12 برگزار می شود. 500500
تاثیرات کودتای 28 مرداد بر شعر فارسی
نیما بنای شعر نیمایی را نگذاشته بود، آیا شعر کلاسیک ما می توانست موثر عمل کند و تا این حد مسائل سیاسی و اجتماع را نشان دهد؟ بله، می توانست. شعر دوران مشروطه اثبات کرد که قالب های شعری ادبیات کلاسیک می تواند به بهترین شکل مسائل اجتماعی و سیاسی را نشان بدهد. در دوران مشروطه معنای غزل تغییر کرد. ما همیشه غزل را در حوزه بیان احساسات شاعر تعریف کرده ایم. در دوره مشروطه غزل سیاسی داشتیم. حتی
روزنامه نگاران و نویسندگان همیشه در صف اول مبارزه با استبداد هستند
نشان می دهد آنهم بخشی که مشروطه دارد در مواجهه با استبدادی که همواره در طول تاریخ ایران حاکم بوده پنجه در پنجه استبداد می افکند. نه در جامعه ما بلکه در همه جوامع دیگر شعرا، نویسندگان، روزنامه نگاران در صف اول مبارزه با استبداد هستند و در ایران هم این قاعده کلی وجود داشت که بیشترین قربانیان مبارزه با استبداد را نویسندگانِ روزنامه نگار، شعرایی که کارشان بار سیاسی داشت و شعرشان شعر سیاسی و اجتماعی علیه
برخی شکم را سفره سلطان ستم پیشه می کنند
بود و دهانش در زندان قصر دوخته شد و میرزاده عشقی که در خون خود غلتید نیز از عصر مشروطه تا امروز نامشان شنیده می شود. امامی در پاسخ به این سوال که با توجه به آنچه در تاریخ باقی ماند چرا عرصه قدرت و ادبیات و هنر هنوز هم اینقدر با یکدیگر اصطکاک دارند؛ گفت: ادیبان حافظان خاطره هستند و روشنگران راه و پیام آوران زندگی. پاسخ من در خود پرسش نهفته است دیکتاتور در دل مردمان جایی ندارد و تنها به
رژه تروریست ها و کودتاچیان در بازار کتاب!
، اما در آن ها هر نوع حرف پرت و پلایی دیده می شود، به جز شعر! گاهی نیز عباراتی به عنوان عاشقانه در این کتاب ها می خوانیم، اما مصداق همان هستند که مولوی فرمود: عشق نبود، عاقبت ننگی بود نظر دو شاعر مطرح معاصر کشورمان را درباره این جریان و همچنین آسیب شناسی ممیزی کتاب های شعر پرسیدیم. رضا اسماعیلی درباره این موضوع می گوید: متأسفانه امروز جماعتی از شاعران با بی اعتنایی به
کتاب های تروریستی و شعرهای غیر اخلاقی در بازار کتاب
بسیار ضعیف هستیم. این شاعر درباره دلیل انتشار کتاب های شعر این طیف از شاعران هم معتقد است: برخی از ناشران برای منافع مالی اقدام به انتشار این گونه آثار می کنند، اما چه بسا، پشت پرده دست هایی در کار باشد که توسط این ناشرین بخواهند فرهنگ ما را مخدوش کنند و تهاجم فرهنگی را از این مسیر هم پیش ببرند. محدثی خراسانی در آسیب شناسی نظارت و ممیزی کتاب های شعر هم بیان می کند: نمی توان منکر
اهدای نخستین جایزه دکتر باستانی پاریزی در کرمان
گاه مشاهیر و مفاخر بزرگ و ارزنده ای چون ابوحامد افضل کرمانی شاعر و نویسنده و سیاستمدار تاریخ نگار و طبیبی بزرگ بود.مردی که هنوز این اصطلاح که یک جو پیشگیری بهتر از یک خروار درمان است از کلام ارزشمند او مایه گرفته است. بزرگ مردان دیگری را چون خواجو داریم که خواجه بزرگ فرمود: دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو ،عماد فقیه کرمانی بزرگ مردی که باب جدیدی گشود، ابی الفخر کرمانی عارف و شاعر بزرگ و چهره هایی که
قلب مادر، سروده ی ایرج میرزا
ممنوع و حرام این مضمون هر دو شاعر را به مرزهای ممنوعیت فرهنگی و پرتگاه هایی نزدیک می کند که هر کدام به گونه ای خود را از آن برکنار می دارند: شاعر فرانسوی با شگرد تمسخر و ریشخند و شاعر ایرانی با افزودن لایه هایی که قابلیت تفسیر اخلاقی دارد. شاید نوگرایی و مدرنیسم ادبی مستلزم گسست های جسورانه ای باشد، اما راه پیوند با کانون سنت همواره باز خواهد ماند. بن مایه ی شراب و بنگ در شعر ایرج، در عین حال
تصرف در جولای خدا سروده ی پروین اعتصامی
ای از روزنامه نگار آمریکایی، آرتور بریزبیْن، سروده شده است. نکته ی مهم این است که پیوندهای متنوع و مناسبات ویژه ای که پروین میان دو طرف مناظره و همچنین میان خود مناظره و آموزه ی اخلاقی حاکم بر شعر برقرار می کند، او را قادر می سازد که توان نهفته ی متن اصلی را در خدمت بیان و توصیف شرایط خاصّ زنی شاعر در جامعه ی ایرانی قرار دهد. بدین سان، اثری می آفریند که در آن آمیزه ای از دغدغه ها و مسائل عمومی و
سه تابلوی میرزاده عشقی
در سوگ او سرود که با این داوری قاطعانه، اگرچه مبالغه آمیز، پایان می گیرد: شاعری نو بود و شعرش نیز نو *** شاعر نو رفت و شعر نو بمرد (4). داوری بهار در باب تحول ادبی البته بازتاب دهنده ی برنامه ی محافظه کارانه ی او است. بهار نمی تواند تجربه هایی از آن نوع را بپذیرد که عشقی از آنها جانبداری می کرد. با این حال، این نکته قابل انکار نیست که به سروده های عشقی چنان می نگریسته اند که
نیما یوشیج: نظریه پرداز شعر
دسته افراد در میان خوانندگان شعر خود اشاره می کند: عیب جویان شاعر و مقلّدانش. نیما پیش بینی می کند که دسته ی نخست او را به اتّهام گمراه کردن عشقی در آفریدن آثار نوآورانه اش سرزنش کنند. او با لحنی ستایش آمیز در ادامه می گوید: ولی تو می دانی من تقصیر ندارم. استعداد گمراهی به حدّ افراط در تو وجود داشت. (2) در همین حال، نیما تجدد ادبی را فرآیند تاریخی اجتناب ناپذیری می داند که مخالفت با آن همچون سعی در
امید پلید نیما
سنن و قواعدی سابقه دار متکی نیست. موفقیت نیما در جدا کردن خواننده از قرائت سنت بنیاد شعر، به نوبه ی خود، به شاعر امکان می دهد اثر شاعرانه ای خلق کند که به لحاظ کارکردهای درونی مستقل و متکی به خود باشد. این شگرد برای موفقیت باید هماهنگی کاملی میان مقصود شاعر و استنباط های خوانندگان برقرار کند. برای مثال، بخش پایانی شعر امید پلید دو نوع آرزو و دو نوع دل را در بردارد که هر یک در مقابل دیگری قرار
مرغ اسطوره ای
مناسبی برای تصویر پایانی شعر فراهم می آورد که در آن دعاها و آمین مردم به سیلی تشبیه می شود که دیوار سحر را از میان برمی دارد. شاعر به ما نشان می دهد که صداهای پراکنده ای که به تنهایی چیزی بیش از قطرات باران نیستند، وقتی با هم همراه شوند از نیرویی سیل آسا برخوردار می شوند. نیما این نیروی عظیم را حاصل همراهی دوصدا می داند: صدای مردم و صدای مرغ آمین و به این ترتیب بر اهمیت همراهی و اتحاد تأکید می کند.
نمونه ی کامل یک رنجبر
زندگی مرد شب پا آشنا می کند. در همین حال، شیوه ی توصیف و روایت شاعر ابزارهایی در اختیار او می گذارد که به خوبی هدف نهایی شعر را برآورده می کند. اخوان برای مثال به آرامش و سکون حاکم بر طبیعت در آغاز شعر اشاره می کند و می گوید این صحنه عمداً به گونه ای طراحی شده که در تقابل با آشوب و هیاهوی درونی مرد شب پا قرار گیرد و توجه خواننده را بیشتر به داستان جلب کند. این تقابل که از طریق ماهیت کار مرد شب پا- که
کاروان نیزه
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: شاعر: علیرضا قزوه می آیم از رهی که خطرها در او گم است از هفت منزلی که سفرها در او گم است از لابه لای آتش و خون جمع کرده ام اوراق مقتلی که خبرها در او گم است دردی کشیده ام که دلم داغدار اوست داغی چشیده ام که جگرها در او گم است با تشنگان چشمه ی احلی من العسل
وقتی شیون فومنی، شیون ترکمنی شد/ تجلیل از نادرِ موسیقی ایران/ گلچین: نمی دانم کار درستی کردم از این شهر ...
انگلیسی هستم ، همواره دغدغه اصلی من ترجمه اشعار پدرم به زبان انگلیسی بوده و هست . سپس با یادی از مختوم قلی فراغی شاعر و عارف ترکمن ، جناب سوادگر رئیس هئیت امنای آرامگاه مختوم قلی فراغی که با لباس محلی در مجلس حاضر شده بود ، پیامی از نواده وی را خطاب به مردم گیلان قرا ئت کرد . در بخشی از پیام آمده : اعتقاد داریم شیون عزیز سینه ای پرسوز و چشمانی اشکبار داشته است و ناله ها سر می داده کما اینکه
قاآنی و بازگشت ادبی
جدید، اشعار قاآنی و دیگر هم نسلانِ او با زمینه ی اجتماعی این آثار پیوند مناسبی ندارد، زیرا در همان حال که فرهنگ زمانه ی شاعر به مرور زمان خود را با فرهنگ اروپا تنظیم می کند و با آن هم جهت و همگون می شود، چنین به نظر می آید که شعر او که همچنان مبتنی بر سرمشقی بومی و نشأت گرفته از دوران گذشته است، در مقابل این فرآیند مقاومت می کند. قاآنی این مقاومت را به شکل های مختلف نشان داده است. او استادی ماهر و
این منم ساموئل بکت!
نام اصلی: ساموئل بارکْلی بِکت زمینهٔ کاری: رمان، شعر، نمایش نامه زادروز: 13 آوریل 1906 – دوبلین، ایرلند مرگ: 22 دسامبر 1989 میلادی (83 سال) – دوبلین، ایرلند ملیت: جمهوری ایرلند ایرلندی محل زندگی: دوبلین، پاریس، لندن و ... جایگاه خاکسپاری: گورستان مونپارناس پیشه: نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر سال های
تجدید حیات ادبی
محرکی برای تمایل هرچه بیشتر به جانب تحول ادبی عمل می کرد. هر تلاشی که در جهت بیان آرمان های میهن پرستانه، ترقّی خواهانه، یا دموکراتیک در شعر صورت می گرفت، گسستی خجسته از سنتی منجمد شده به حساب می آمد و بخشی از حرکت به سوی نوع تازه ای از شعر تفسیر می شد. در بسیاری از مقالاتی که درباره ی شعر نوشته شده و عمدتاً در مطبوعات نوظهور و پر رونق عصر مشروطه به چاپ رسیده است، پس از اشاره به همین مسائل، از
دانشکده و مرمت عمارت تاریخی پدران
نفوذ عناصر بیگانه در پیکره ی ادبیات بومی مایه می گرفت و نوعی نوگرایی رمانتیک که بر طرد و نفی تقریباً کامل سنت جمال شناختی کهن استوار بود. مجله ی دانشکده هر نوع پافشاری بر خودبسندگی شعر فارسی و نیز هر رفتار سنت شکنانه و تندروانه ای را نامعقول و نامناسب می دانست و آن را رد می کرد و یا مورد تمسخر قرار می داد. همچنین جنبه های مثبت شعر و نثر اروپایی را بازگو می کرد و نمونه هایی از آن را ترجمه می کرد و
از کاسه دریوزگی تا گور غریبان در دیوان خاقانی
مورد می توان پیدا کرد. این خودستایی بد و مذموم است، ولی علت دارد. یک علت آن تنگی محیط شروان است. افکار عمومی و فضای فکری آن جا قادر به درک ارزش ها و هنر شاعری و سخنوری خاقانی نبود. شروان تنگ تر از آن بود که ارزش او را بشناسد. خاقانی هم این ضعف را داشته که می خواسته او را بشناسند و قدرش را بدانند و برایش احترام قائل بشوند؛ اما چون آن خودستایی ها را داشته و شاعر زبان آوری هم بوده است مردم و شاگردانش
مجادله ای در باب سعدی
آگاهی را به دیگری منتقل می کند. در عین حال باید توجه داشته باشیم که هر چند این سخن می تواند افراد بی شماری را در همه ی زمان ها و مکان ها مورد خطاب قرار دهد، اما دلالت های استعاری آن به گونه ای نیست که از تجربه ی فردی انسان ها فراتر رود. مفهوم پنجاه سال در تقابل با پنج روز باقی مانده، معنا می یابد. هر دوی اینها هم به طول عمر فردی انسان اشاره دارند. این دو مفهوم را نمی توان چنان تفسیر کرد که به
نظریه ای برای وام گیری ادبی
نگاران تجدد در شعر فارسی به تأثیر ترجمه ی ادبی اشاره می کنند، این فعالیت را منبع غنی سازی سنت ادبی بومی و تسهیل کننده ی فعالیت های بعدی در زمینه ی آفرینش متن های تازه می دانند. به این اعتبار، ترجمه را می توان به عنوان یکی از عوامل تحولی نظام مند مورد بحث قرار داد که الگوهای تازه ای در اختیار شاعران و نویسندگان می گذارد که پیش از آن در سنت بومی حضور نداشته اند. ترجمه از این طریق به تحول نظام ادبی
اقتراح رنج و گنج بهار
معمولاً از عبارت هایی کلی همچون ترجمه ی اشعار شاعر انگلیسی یا ترجمه از یک قطعه ی فرانسه استفاده شده است. رجوع شود به بهار: دیوان، ج2، ص1087 و 1107. 13. هیچ یک از زندگینامه نویسان و مفسّران آثار بهار که ما آنها را می شناسیم، به منشأ شعر مورد بحث ما اشاره ای نکرده اند. رجوع شود به گلبن: بهار و ادب فارسی؛ همایی: تکمیل شرح حال بهار ؛ و Matini:Bahar 14. رجوع شود به شمیسا: ملک الشعراء بهار و
پرواز همای: تنها صدا نیست که می ماند
از نظر تاریخی با آن آشناست. در ادبیات کهن ما هم بسیار به آن توجه و پرداخته شده است. بااین حال، تلاش من این است با زبان امروزی و خیلی روان از این گنجینه ها استفاده کنم. این نوع ادبیات بیشتر نزد عرفا و درویشان شاعرپیشه و کهن سالان اهل دل کاربرد داشته است. شما در جوانی و خیلی زود در این فضا قرار گرفتید. اگر بخواهم سؤال را انتقادی مطرح کنم، آیا فکر نمی کنید ادای بزرگان را درمی آورید و خود
ولایت فقیهان از دیدگاه شیخ فضل الله نوری و نقد دیدگاه مخالف
فقیه، شاه مملکت را خلع نموده، نماینده منتخب مردم را تکفیر و از مجلس اخراج کرد و در این راه، استقامت نمود (علی احمدی خواه، آخوند خراسانی؛ ولی فقیه عصر مشروطه ، مجله معرفت اجتماعی، ش27). آیا شیخ در اسناد، لوایح و مکتوباتش، سخنی در تأیید ولایت فقیه و مطلبی علیه سلاطین صاحب قدرت و غیر معصوم دارد؟ و نظر وی در این مسأله چیست؟ آیا سندی وجود دارد؟ فرضیه این تحقیق این است که بر اساس
معرفی مدارس علمیه تهران و علمای مرتبط با آن/ نقش برجسته حوزه تهران در آغاز مبارزات سیاسی از نهضت تنباکو ...
/> شیخ حسن تنکابنی از علمای قرن سیزدهم، در شعر و ادبیات فارسی مهارت داشت . میرزا مصطفی آشتیانی، معروف به افتخار العلماء (متوفی 1327)، فرزند میرزا حسن آشتیانی، فردی ادیب بود و تخلص صهبا داشت و منظومه افتخارنامه حیدری را در شرح حوادث خلافت علی علیه السلام و بر وزن شاه نامه در 000، 18 بیت سرود . خوشدل تهرانی از دیگر دانش آموختگان مشهور در ادب فارسی در حوزه تهران، شاعر دوره مشروطه و
غروب است...
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: شاعر: سید ابواقاسم حسینی غروب است، اما دگرگون غروبی هوا خون، زمین خون، زمان خون غروبی غروبی که تصویر اشراق دارد فلق عزم تسخیر آفاق دارد نه خورشید را تاب پا پس کشیدن نه ناهید را روی رخ بر دمیدن زمان مانده ازپویه، محو تماشا زمین غرق مویه به چشمی چو دریا روبی غریبانه در خون نشسته