سایر خبرها
کاسبان تحریم، مسئولینی هستند که چندهزار میلیارد ثروت دارند/ بعد از فتنه که تحریم ها تشدید شد، ثروت باد ...
اشترها کاری بر نمی آید و کار به ماجرای حکمیت و ابوموسی اشعری می رسد که خبر دارید. جشنواره عمار یکی از رویش های مبارک بعد از فتنه 88 بود این طرف هم رهبر انقلاب رسماً ایستاد و گفت أین عمار، گروهی از آقایان مثل پناهیان، طالب زاده، جلیلی، طائب و دوستان دیگر دور هم جمع شدند تا جریان عمار شکل بگیرد. متأسفم و چاره ای ندارم، باید این را به جرئت گفت که چرا بعضی از مراجع عظام تقلید در
خاطرات رایزن فرهنگی ایران در ترکمنستان از آیت الله شرعی
نه من از او رنجیدم و نه یاد دارم از جمع دوستان کسی از بیان و از رفتار ایشان خرده ای به دل گرفته باشد. در این دهه پربرکت عمر رفته خاطرات فراوانی از این رادمرد خدمتگزار به انسان و مکتب در دل دارم که شرح آن در این سیاهه نمی گنجد اما حیف دارم که یکی از آنهارا بیان نکنم. یک روز در ساختمان مرکزی سازمان (در میدان فلسطین) نزد ایشان حاضر بودم و درباره روند کارها با هم گفت وگو داشتیم که تلفن زنگ
داستان جالب شیعه شدن یک جوان مسیحی
این شیخ ادعا کرد که قرآن در کتابخانه ام نیست و ظاهرا کسی آن را برداشته... من به حرف های او شک کردم و بعدها معلوم شد که نه قرآن دیگری وجود دارد و نه شیعیان کافرند. این مستبصر نیجریه ای ادامه داد: بعد از این اتفاق از خدا خواستم، همانطور که مرا به سوی راه راست و به دین اسلام هدایت کرد، این بار هم مرا به سوی راه درست و مذهب حقیقی هدایت کند، اگر حق و حقیقت در مذهب سنی است مرا بر آن پایدار و ثابت
محسن مسلمان: هر بازیکنی بگوید قلیان نمی کشم دروغ گفته
گذراندی؟ سربازی را در ملوان گذراندم. 2 سال پیش در خانه می نشستم و بازی های پرسپولیس را می دیدم. حالا فکر کنید در استادیوم آزادی و با این همه هوادار بازی می کنم. همان سال پرسپولیس خیلی بازیکنان بزرگی داشت و با آقای قطبی داشت. کریم باقری، علی نیکبخت ، حسن رودباریان و .. در این تیم بودند و فکر نمی کردم بتوانم به این تیم گل بزنم. این همه در تیم ملی و رده های مختلف بودی ولی در
بزرگداشت تکمیل همایون؛ سپاس از مورخ جامعه شناس
اردکانی گفت با نگاهی جامعه شناسانه به تاریخ پرداخت. جشنی که البته همان طور که بهرنگ ذوالفقاری برگزارکننده آن و علی محمد ولوی، رئیس هیات مدیره سابق انجمن ایرانی تاریخ گفتند بعد از سال ها تاخیر سرانجام همراه با رونمایی از جشن نامه ناصر تکمیل همایون برگزار شد و جمع زیادی از چهره های فرهنگی و دانشگاهی آمدند و گوشه هایی از زندگی او را بازگو کردند. از دانشسرای عالی تا عرصه سیاسی
برخی نهادهای مسوول اسم شیخ زکزاکی را هم نشنیده بودند/ یک ماه در کنار بوکوحرام زندگی کردیم/ ماجرای ...
حین کار این اتفاق می افتد یا اینکه بعد از این کار ما تمام شد رخ می دهد. نمی دانم ... ما دو سال قبل از اتفاقات تلخی که در نیجریه افتاده رفته بودیم آنجا و مستند خون جون را کار کرده بودیم. اینکه چرا پس از دو سال مستند ما پخش شد، دلیل خاص خودش را داشت. ولی همزمان شد با اتفاقات دستگیری زاکی زاکی و برای خودمان هم تعجب برانگیز بود که این کار چرا این قدر زمان بر می شود و حس می کردیم که خیلی این کار را
سهیلا گفت صاحبخانه ام بی اخلاق بود و درخواست ناجوری از من داشت و ..
و روی زمین افتادم. پسر کوچکم امیرحسین، چهاردست و پا از پله ها بالا رفت و دختر صاحبخانه را خبر کرد. اگر به دادم نمی رسید، مرده بودم. همراه پدرم از بیمارستان به خانه رفتیم و گفت باید با شوهرم محمد حرف بزند. محمد آمد و پدرم بعد از این که با او حرف زد، گفت برگرد سرخانه و زندگی ات. برگشتیم، اما اوضاع از قبل هم بدتر شد. چند وقت بعد محمد همراه پسرعمویش رفتند به یکی از شهرستان ها تا گوسفند بدزدند. من باز
فرح پهلوی عاشق چه کسی بود و بااو رابطه داشت؟
کردم که جلوی فرح را بگیرد دو تا از پسر عموهای فرح ، یحیی و کامران دیبا مستقیماً با فرح صحبت کردند و در دربار نیز همه می دانستند.فریدون جوادی چپی بود و هیچ اعتقادی به خدا نداشت و نفوذ بسیاری روی فرح پیدا کرد. تا زمانی که علم زنده بود با اقتدار نمی گذاشت فرح در حکومت دخالت کند و بعد از مرگ علم بود که فرح در سیاست صاحب نفوذ شد. این سخنان شما یعنی دخالت مستقیم فرح و دوستان او از جمله فریدون
مرثیه ای برای جهان پهلوان؛ تختی زنده است؟
، این تهمت ها، این ناسزاگویی ها آن هم در آن محیط که نه نشریه ای بود و نه دستگاهی مرا کاملاً از پای در آورد، حتی دیگر نصایح دوستانم را هم فراموش کردم. جوانی مایوس و دل شکسته بودم که لباسهای تمرینم را به دوش می کشیدم و با موتور سیکلت برادرم به خانه می رفتم، دیگر هیچکس وجود نداشت که قلب مرا از آن همه استهزا پاک کند. هیچکس حاضر نبود مرا به کارم تشویق کند، همه مرا با دیده ترحم می نگریستند و می
تشبیه مجلس به پارک لاله/ انتقاد شدید نایب رئیس مجلس به 10 درصد پزشکان/ اعلام آمار سرقت اولی ها!
عمامه همان زمان بود. سه سال هم که در زمان شاه در زندان بودم و خلع لباس. بعد از آزادی هم دانشگاه در ثبت نام تعلل می کرد و به خاطر همین به قم برگشتم و دوباره معمم شدم و تا فاصله انقلاب هم معمم بودم. بعد از انقلاب به قم رفتم و معمم هم بودم اما بعد از شهادت شهید مطهری من ماموریتی پیدا کردم که به تلویزیون بروم. فضای آن موقع تلویزیون آنگونه نبود که بشود با لباس روحانیت آنجا رفت و آمد کرد. برای من خیلی
تصویر دردناک از کودک روهینگیایی که یادآور آیلان شد
آسیا برای بررسی وضعیت ایالت راخین برگزار کرد. وی به این وزرا گفت دولت میانمار به حل وفصل مسائل ایالت راخین متعهد است، اما برای حل این موضوع به زمان بیشتری نیاز دارد. اما پدر محمد می گوید: می خواهم تمام جهان بداند که نباید به دولت میانمار زمان بیشتری داد. اگر تعلل کنید، آن ها همۀ مسلمانان روهینگیا را خواهند کشت. چند روز پیش 23 تن از برندگان جایزۀ صلح نوبل با انتشار نامه ای سرگشاده از سازمان
دست اندرکاران معمای شاه پاسخگوی تحریف تاریخ باشند
باید از سوی وزیر امور خارجه که در برابر مجلس پاسخگوست انجام شود؛ ولی در مذاکرات مربوط به مسائل مالی و حقوقی ایران و آمریکا بهزاد نبوی مسئولیت را به عهده گرفت که معاون اجرایی نخست وزیر بود. یک هیات از چند وزارتخانه و بانک مرکزی هم در کنار او بودند. در سال 1975 یک موافقت نامه در الجزایر میان ایران و عراق به عنوان حسن هم جواری به امضا رسید؛ گفت وگوهای آن عهدنامه از سوی شادروان عباسعلی خلعتبری وزیر
ستاره های هالیوود و بالیوود در تلویزیون ایران
فرار می کند و به خانه زنی نابینا و ثروتمند در شمال شهر پناه می برد و به او می قبولاند که او بهار دختر پیرزن که 12 سال پیش گمشده است می باشد... فهرست کارگردان: کریستین فیور سه پنج شنبه 16 دی ماه ساعت 15 کلر بروترا، اریک کانتونا یک وکیل سر از کار شرکتی در می آورد که از راه واسطه سود زیادی به جیب زده است! او آنها را تهدید می کند که همه
رضا روستا که بود؟
. روستا در برلین علاوه بر خانه شخصی محلی برای بوروی کار اتحادیه نیز داشت و دست او از جهت مالی باز بود و قدرت او را مخالفان او که خود در چارچوب هیات اجراییه پر از تناقض محدود بودند، مزاحم نمی شدند. در این ایام روستا با استفاده از سازمان های اتحادیه همه کشورهای سوسیالیستی و گرفتن محل استراحت، عده کثیری از مردان و زنان را از دور و نزدیک به این خانههای استراحت می فرستاد. یکی از
روحانیون باید در مسائل مختلف شهرستان حضور پررنگ داشته باشند
: امروز مساله فضای مجازی بعنوان یکی از مهم ترین معضلات در صدر مشکلات قرار دارد و انتظار می رود شاهد حرکتی انقلابی از طرف مبلغان باشیم. در ادامه این نشست حجت الاسلام محمد جوکار مدیر مدرسه علمیه چهارده معصوم برازجان با استناد به صحیفه امام راحل(ره) در خصوص طلبه انقلابی اشاره و خاطرنشان کرد: برای شناخت صحیح وظیفه یک طلبه انقلابی می بایست این عبارات امام راحل را مورد دقت نظر بیشتر قرار داد و اگر میخواهیم راه را پیدا کنیم الزاما راهی جز راه امام و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نداریم. ...
صحبت های سعید سالار زهی درباره جناب خان و مبلغ پیشنهادی خندوانه
متعلق به تهیه کننده یا مالک آن سریال خواهند بود. که این مطلب برای من و کوچه مروارید هم صدق می کند. ولی در سازمان ثبت اسناد و املاک که زیر مجموعه قوه قضاییه است شما می توانید به صورت طرح صنعتی نیز این مالکیت را ثبت کنید. البته جناب خان و همه عروسک های کوچه مروارید علاوه بر این دو مرکز در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و همچنین خانه سینما نیز ثبت شده اند . پیشنهاد شما در بحث دستمزد و
"شهید وقاری" باعث حضورم در عملیات کربلای 4 شد/لحظه ای که روحم از بدنم جدا شد/کاش شهید شده بودم
کردند و بعد از آن به تهران رفتم و در سال 64 به دلیل حاد شدن عوارض شیمیایی ام، به آلمان برای درمان رفتم اما آن طور که باید و شاید وضعیت جسمانی ام بهبود پیدا نکرد و به ایران بازگشتم. وی در ادامه با اشاره به خاطراتش از عملیات کربلای 4 اظهار داشت: "سید محمود وقاری" از دوستان صمیمی ام بود. او باعث شد که من در عملیات کربلای 4 شرکت کنم.فرمانده ما از وضعیت جسمانی من خبر داشت و در برابر اصرار های
خانواده ام بهترین پرستارانم هستند/اثرات گازهای شیمیایی باعث نابینا شدن تعدادی از رزمندگان شد
من در این بیمارستان هستم، به اهواز آمد و مرا به کرمانشاه برد. چه عوارض شیمیایی دیگری داشتید؟ حالت تهوع،تنگی نفس،سوزش چشم وخارش پوست بدنم، از جمله عوارض شیمیایی بود که گریبانگیرم شده بود. وقتی به کرمانشاه رفتم، به مدت یک ماه در بیمارستان بستری بودم. بعد از آن به خانه رفتم و استراحت کردم.هر روز باید حمام آب سرد می کردم تا پوستم در شرایط عادی باشد. چشمانم بینایی خودش را بدست
وقتی فروش دستمال کاغذی بزرگترین آرزوی یک کودک می شود
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس این روزها با عبور از چهار راه ها و میدان های شهر یاسوج با کودکانی مواجه می شوی که مردان کوچک خانواده و نان آور خانه شده اند. کودکانی که باید در این سن و سال با هیاهوی کودکانه در زمین بازی و حیاط مدرسه صدای خنده آنها گوش آسمان را نوازش دهد نه صدای خریدار طلبیدنشان گوش شهر را کر کند. یادم هست قبل از ورود چراغ قرمز به شهر یاسوج کودکان دستفروش را
فیلم های آخر هفته تلویزیون در اواسط دی ماه
است که با ناپدری خود در جنوب شهر زندگی می کند. او متوجه می شود که ناپدری اش با کمک دوستش قدرت سعی دارند تا محبوبه را به عقد پیرمرد سالخورده ای درآورند و به این وسیله پولدار شوند! محبوبه فرار می کند و به خانه زنی نابینا و ثروتمند در شمال شهر پناه می برد و به او می قبولاند که او بهار دختر پیرزن که 12 سال پیش گمشده است می باشد... . ************************************* فیلم
سلفی "رضا عطاران" با "حمید لولایی" / "یوسف تیموری" به "زیر آسمان شهر 4" می آید / انتقاد تند مهران مهرام ...
نیروهای گذشته برگردانیم. امثال رضا داود نژاد و یوسف تیموری باید به تلویزیون برگردند. مهام تصریح کرد: من نمی دانم چرا اینقدر حواشی برای این عزیزان به وجود می آید. من قبلاً با یوسف تیموری کار کرده ام. چطور است که با من به مشکل نمی خورد و تنها با تهیه کنندگان دیگر دچار مشکل می شود؟ یا رضا داود نژاد. روزی که صحبت از رضا شد همه می گفتند وی مریض بوده و در خانه بستری شده است. وقتی او را دیدم خیلی
گونی برنج با آرم ترکیه و پتوهایی با آرم عربستان را در سنگرهای دشمنان مردم سوریه دیدیم
تحقیقاتم را در مستند جدیدم می توان دید. *در نبرد پنهان همانند مستندهای گزارشی جنگی از وجود یک خبرنگار به عنوان روایتگر استفاده کردید. دلیل حضور حسن شمشادی خبرنگار واحد مرکزی خبر به همین جهت بوده است و یا این که به واسطه تسلط ایشان به منطقه و دانستن زبان عربی انتخاب شدند؟ من از ابتدا به همین دلیلی که شما عنوان کردید و معمولا در مستندهای مهم بین المللی از وجود گزارشگر جنگی
غربت ایران در ایران
دفعه اول قرار بود دکتر شیخ الاسلامی مرا استخدام کند اما وقتی مدارکم را بردم، متوجه شدم در همین حین نجفقلی حبیبی، با خود 13 نفر را از تربیت مدرس به دانشگاه تهران آورده و شبانه استاد کرده اند. پرونده های قبلی را نیز تعطیل کردند مرا هم که نمی شناختند اما چون دکتر شیخ الاسلامی کراوات داشت، گفتند لابد کسی که او با خود به دانشگاه بیاورد نیز کراوات دارد. به همین خاطر، به تعلیق رفتم. بعد از 10 سال که باز به
بندرکنگ در سفرنامه های دوره صفویه
دکتر محمد حسن نیا با توجه به اهیت بندرکنگ در دوره صفویه، سفرنامه نویسان اروپایی در سفرنامه خود به ایران و خلیج فارس مباحث مهمی در مورد، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و اقتصاد بندرکنگ در دوره صفویه آورده اند. که در این نوشتار تاکید بر سفرنامه فیدالگو، سفیر کشور پرتغال در دربار شاه سلطان حسین صفوی است. اما پیش از آن به سفرنامه جملی کارری می پردازیم او در سال 1105ق زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی به
طلای عروسی عیسی را به آقا هدیه دادم /اگر عیسی بود، شهید مدافع حرم می شد
خبرمان می کردید. اگر دست بچه من ناقص می شد چه کسی جواب می داد؟... حساب معلم و ناظم را گذاشت کف دستشان. بیش از اندازه عیسی را دوست داشت... عیسی تا کلاس پنجم در آن مدرسه بود و بعدش به مدرسه الهی رفت. خیلی زبل بود. بعد از یک سال دوباره گفت می خواهم به مدرسه فرح (دکتر علی شریعتی) بروم. قبول کردم. گفتم: اگر دبیرستانت خوب است، خواهرانت را هم ببر... گفت: نه؛ چون پسرها و دخترها در آنجا وضع
عاشق موسیقی و تئاتر بودم اما جراح شدم
لاپاراسکوپی و ناباروری بودم و هنوز این سمت را در اختیار دارم. چند وقت در آلمان اقامت داشتید؟ دوره یک سال و نیم بود اما این دوره به صورت یکپارچه نبود و حدود 2 سال و نیم طول کشید تا این دوره به اتمام برسد. گاهی 6 ماه می ماندم و بعد دوباره برمی گشتم ایران چون به هرحال اینجا هم به حضور بنده نیاز بود و هم اینکه دولت آلمان ویزای کامل را نمی داد. بعد از پایان دوره فلوشیپ و بعد از
آموزه های حقوق همسایگان به روایت امام سجاد(ع)
حَقِّی، وَ مَعْرِفَةً بِفَضْلِی حَتَّی یسْعَدُوا بی وَ أَسْعَدَ بِهِمْ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ. خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا نیز از طرف آنان رفتاری بدین صورت نصیب فرما و سهمی کامل تر از آنچه از خوبی ها نزد آنان است برای من قرار ده و بصیرت آنان را در حق من و معرفتشان را به فضل من زیاد کن، تا به وسیله من اهل سعادت شوند و من نیز به سبب آنان نیک بخت گردم. خداوندا دعایم را مستجاب گردان.
ماه عسل، سفر رویایی یا یک ایده احمقانه؟!
این رخداد، به عنوان تصویری از حریم شکنی ها و دخالت های ما در این جزیره، به طور ناخودآگاه برخی تماشاگران را تحت تأثیر قرار داده است. احتمالاً حواس پرتی یا بی توجهی می تواند دلایل بسیار مختلفی داشته باشد. شاید حواس پرتیِ شما بدان دلیل باشد که فکرتان جای دیگری است، مثل اینکه گویی من در ساحل قدم می زنم اما درواقع، در ذهن خود، در حال گفت وگو با خواهرم یا مشغول فکر دیگری هستم. بعد، به شیوه های
آزاد شد تا بندگی اش را تمام کند
همراه با چشم های مردم هارونیه، صغیر، مسجدعلی! نمی دانم؛ آیت الله میرزا علی محمد اژه ای، سلام داده بود به پروردگار یا سلامی را جواب گفته بود! رفت؛ از دنیا آزاد شد تا بندگی اش را تمام کند. زیبا زندگی کرد، آنطور که باید و زیبا رفت، آنطور که شایسته اش بود با ذکر اباالفضل...چهار فرزند آیت الله میرزاعلی محمداژه ای، هنوزبعد از گذشت شش سال،وقتی از پدر می گویند اشک مهمان چشمانشان می شود.آیت
کمپین برای نجات دو اعدامی از مرگ / 4 روز کابوس به فرصت طلایی تبدیل شد
روانه زندان شدم و زندگی ام ورق دیگری خورد. همه چیز انگار برایم یک بود و یک دفعه رخ داد. لحظه نیز مثل یک سکانس فیلم متوقف شد برای ابد. با همسرم اختلاف هایی پیدا کرده بودم. او قهر کرد و به خانه پدری اش رفت. برای بازگشت او به خانه خیلی تلاش کردم. آخرین شانسم را هم امتحان کردم و به خانه پدری اش رفتم. اما برادر و پسرخاله همسرم با من دعوا کردند و خواستند دیگر با آنها کاری نداشته باشم و فقط باید طلاق