سایر منابع:
سایر خبرها
دوست داشتم همسرم معلول باشد!
انگار که غم و شادی اش قاطی شده باشد می گوید: 15 ساله بودم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم نصف بدنم سنگین شده. اول حس کردم سرماخوردگی است اما وقتی دکتر رفتم بعد از آزمایش همان روز تشخیص دادند که ام اس است. حالا هادی ادامه می دهد. 11 سال پیش وقتی بیدار شدم و خواستم برای بیرون رفتن شلوارم را پایم کنم دیدم نمی توانم تعادلم را حفظ کنم و زمین می خورم. نتوانستم این کار را ایستاده انجام بدهم و روی زمین
فراز و فرودهای صنعت هسته ای کشور به روایت مهندس آبنیکی
درباره توسعه ایران که مطالعه نظامی هم نیست و کاملا توسعه گرا هست گفتند شما با وجودی که نفت و گاز دارید اما باید در سبد تولید انرژی خود، بیست هزارمگاوات برق هسته ای تولید کنید و در واقع به ضرورت بهره گیری از فناوری هسته ای تاکید کردند. همان موقع رشته های مرتبط در دانشگاه ها تاسیس شد و ساخت نیروگاه بوشهر نیز آغاز شد که تا اوایل انقلاب هفتاد هشتاد درصد هم ساخته شد اما در جنگ بمباران شد و بعد از
غواصان قبل از آنکه تنشان را به آب بزنند، دلشان را به دریا زدند/ پنج ضلعی؛ می توانست رمز پیروزی رزمندگان ...
در همین شهر کنار خودم کار کن. اصلا خودم یک زمین 500 متری برایت می گیرم و طبق خواسته ی خودت می سازم. بعد هر دختری را که خواستی برایت به خواستگاری می روم. هر وسیله نقلیه هم که خواستی بهت می دم. بالاتر از این ها اینقدر پول به تو می دهم که تو نیازی به کار کردن نداشته باشی و هرجای دنیا که خواستی بروی تفریح کنی. علی اصغر برگشت و به من گفت: پدر جانم تو سعادت مرا می خواهی یا شقاوتم را؟ گفتم: خوب معلوم است که هر پدری سعادت فرزندش را می خواهد. گفت: پس پدر جان سعادت من در این است که به جبهه برویم و در راه خدا شهید بشوم. تهیه و تنظیم: محمدحسن جعفری و مهدی وفایی فرد انتهای پیام/ ...
نژادفلاح: با برانکو تعامل داریم و شکایت نمی کند
به موقع تمرینات و فصل آماده سازی در کورس قهرمانی باشیم. البته همه می دانند که فوتبال در سال های اخیر از انحصار استقلال و پرسپولیس درآمده و در اختیار تیم های صنعتی درآمده که ثبات داشتند و از نظر اقتصادی مشکلی نداشتند. امیدواریم به هدفی که خواسته هواداران است، برسیم. بودن ما برای گذران وقت نیست و برای شادی هواداران آمده ایم که چیزی که هوادار را شاد می کند قهرمانی است. نژادفلاح در خصوص
روایت دسته اول هاشمی رفسنجانی از لو رفتن عملیات کربلای 4 که غواصان را قربانی کرد
همه چیز، آماده بود. حتی وقتی می خواستم به جبهه بروم، احتیاط کردم و به خوزستان نرفتم. دو سه روز قبل از عملیات به بوشهر رفتم و به شکل کاملاً ناشناس، غروب شبی که قرار بود عملیات شود، زمینی به طرف خوزستان آمدم و از اهواز و سه راهی آبادان خرمشهر به سوی امیدیه رفتم که آقایان رحیم صفوی و دکتر روحانی با من بودند. شب را در پایگاه امیدیه ماندم. آنجا بود که خبر لو رفتن عملیات را شنیدم. آقای سنجقی را با یکی از محافظانم به منطقه فرستادم تا خبرهای جدیدتری را براساس مشاهدات بگیرم
سینما رفتن یا نرفتن؛ مساله این است
نوسانات است که نمی توان به طور کلی گفت سینما در ایران هنر - صنعتی پررونق است. حال سوال این است که چرا سینمای ایران بعد از پشت سرگذاشتن این همه آزمون و خطا، همچنان در جذب مخاطب موفق عمل نمی کند و چرا سینمای ایران در طول سال تنها با 2 تا 3 فیلم پرفروش به حیات خود ادامه دهد. در حالی که متولیان دولتی سینما در دولت یازدهم از بالا رفتن فروش سینماها در دو سال اخیر خبر می دهند و مستند به آمار و
حمایت معروف از کواچ و گلایه شدید بازیکنان تیم ملی والیبال از منتقدان
والیبال بعد از چهار دیدار به هماهنگی مورد انتظار رسید و دو پیروزی برابر روسیه با تلاش همه بازیکنان به دست آمد. به گزارش شفقنا ورزشی از روابط عمومی فدراسیون والیبال، محمد حسن صنوبر پس از کسب دومین پیروزی برابر روسیه در هفته پنجم لیگ جهانی افزود: من قبل از آمدن صحبتی داشتم و گفتم همه چیز ا به زمان بسپارید و ما رفته رفته خوب خواهیم شد. وی تصریح کرد: امروز معنی فعل خواستن را همه فهمیدند و در
به این تعداد استاد معمارینیاز نداریم
مدت دو سال کار کردم که تجربه خیلی خوبی بود. سپس برای ادامه تحصیل به مدرسه عالی معماری کاتالونیا (iaac) در شهر بارسلونا به اسپانیا رفتم و بعد از گذراندن یک دوره فوق لیسانس دیگر در زمینه طراحی شهری به ایران برگشتم و کار حرفه ای خودم را در ایران به طور مستقل شروع کردم. البته در این مدت به فعالیت های آکادمیک مثلا تدریس در ورکشاپ ها و دانشگاه های بین المللی هم مشغول بودم. آیا زمانی که شروع
کسی نباید در آرای مردم دخالت کند
ایشان گفته بودم که نمی آیم و نمی خواستم از رسانه ها بشنوند که من آمدم . آقای حجازی گفت من فعلاً به آقا دسترسی ندارم . گفتم من ساعت 5 می روم و پیش از آن حتماً به ایشان بگویید . 20 دقیقه بعد بود که گفت من حرف شما را به رهبری گفتم و ایشان فرمودند پشت تلفن که نمی توانیم حرف بزنیم. بعداً همدیگر را می بینیم ؛ این بود که رفتم ثبت نام کردم.عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه گفت: اولاً در انتخابات مجلس شورای
به شایعه استقلالی شدنم کلی خندیدم/ اجازه رفتن به بختیار را نمی دهم
اهواز- در فرودگاه مهرآباد- پاسخگوی ما شده، می گوید با فولاد قرارداد بسته آن هم دوساله. گفتگوی مشرق با اسکوچیچ را در ادامه بخوانید: * در نبود شما بازار شایعات داغ بود. گفتند با استقلال تمام کرده اید و حتی می خواهید خارجی های فولاد را به تهران بیاورید. (با خنده طولانی) اتفاقا از طریق اینترنت و مدیر برنامه هایم اخبار را دنبال می کردم. حتی به شایعه استقلالی شدنم کلی خندیدم. اگر تجربه حضور
تصادف یا صحنه قتل؟!
درآیید، طرف شما بدون آنکه اهمیت بدهد، مقصر است یا نه شروع به فریاد و اعتراض می کند و آماده درگیری می شود. البته در این مورد مشخصاً من مقصر بودم، هر چند، اگر در آن ساعت و آن مقاطع، سرعت طرف مقابل نیز متعادل بود، نیاز به چنان ترمز وحشتناکی نداشت. اما حرف من چیز دیگری است. هیچ کس در آن لحظه به این نمی اندیشد که فریاد و فحاشی چه گرهی از مشکل باز می کند. جز اینکه تا چند روز احوال خودش و طرف خراب خواهد
خواننده قدیمی به ایران برمی گردد/عکس
شماست؟ نه. افراد دیگری هم که هستند، من می دانم که همین مشکلات را دارند. یک زمانی من بودم، آقای گل ریز بود، آقای وطن دوست، آقای قره باغی این ها بودند. در فرهنگ و هنر آقای شهرام ناظری که خوش بختانه هستند و ... چند نفری هم هفت هشت سال بعد از ما آمدند. نه ما هستیم، نه آن ها هستند. جایگاهی برای ما در چارت هنری این مملکت نیست. در حالی که ما همه عشقمان خدمت به آن آب و خاک است. اگر من نفس می
ناگفته های دختر هاشمی از پیروزی روحانی/ احمدی نژاد رأی نمی دهد/ اقدام عجیب در کنکور یاسوج/ هشدار جنتی به ...
که بگذارند من بمانم. چون آمارگران گزارش 70 درصد رأی داده اند و نگران هستند به 90 درصد برسد. به آقای روحانی گفتند اگر ماندم با همکاری، کشور را اداره می کنیم و اگر نماندم بخشی از رأی من به شما خواهد رسید. تلاش کردند که پدرم انصراف دهند با تهدید به ردصلاحیت که ایشان اهمیت ندادند. وی همچین در روایت روز رأی گیری نوشت روز رأی گیری تندروها مطمئن شدند که قافیه را باخته اند و تلاش شد در شمارش
صادقیان: دوست ندارم به زور بمانم
چیزها را پس دادم ولی این مسائل برای من تجربه خوبی شد. در آن بازی واقعاً جواب باقری را داده بودی؟ اصلاً این طور نیست و آقاکریم بزرگ من است. دقیقه 90 به من گفتند بیا برو داخل زمین. بعد که آماده می شدم، گفتند جلوی نیمکت گرم کنم. دقیقه 90 به من می گویند جلوی نیمکت گرم کن! من هم زیر لب گفتم خب می گذاشتید همان جا گرم کنم و این چه رفتاری است. آقاکریم هم شنید و به من گفت ساکت شو و من هم
خاطرات خواننده آهنگ معروف ای نسیم سحری / 40 هزار تومان دستمزد برای ای نسیم سحری
. درباره ی فضای آن روزها صحبت کنید و شرایطی که برای شما به عنوان یک خواننده وجود داشت. در زمان جنگ بیشتر کارهای موسیقی به صورت سرود اجرا می شد و آقای محمد گلریز هم در رأس کار بود و آثار زیادی در این زمینه ارائه کرد. بعد از مدتی خوانندگان جدیدی روی کار آمدند که البته من هم جزو آن ها بودم. آن ها نسلی بودند که موسیقی نویی را عرضه کردند که در آن زمان خیلی رایج نبود. از نسلی حرف می زنم که
نژادفلاح: در نبود برانکو عده ای به خودشان اجازه دادند به جای او حرف بزنند/از بازی اول در کورس قهرمانی ...
اینکه گفته می شود وی نامه تهدید آمیز برای شکایت به فیفا نوشته است گفت: قبلا هم گفتم و الان هم می گویم در نبود برانکو خیلی حرف ها از طرف ایشان زده شد که اگر خودش بود این حرف ها زده نمی شد. نژادفلاح خاطرنشان کرد:برانکو خودش ماه ها در ایران بود که هیچ حرف ناراحت کننده ای از ایشان نشنیدیم. وقتی کسی نباشد همه به خودشان اجازه می دهند حرف بزنند یا برداشت های اشتباه کنند. چه بسا نسبت به خود ما
از مدل جوجه تیغی تا خامه ای در آرایشگاه ها!
محسوب می شود. داوود الله وردی جوان حدود 32 ساله ای است که مدیریت این پیرایشگاه را برعهده دارد. آنقدر خوش صحبت و با انرژی بود که اجازه نمی داد خبرنگار سوالاتش را مطرح کند اما در 120 دقیقه گپ و گفت، آنچه از زیر و بم پیرایش مردانه خواستیم را توانستیم کسب کنیم. می گوید: روی مدل مو حساس هستم. کارکنانم همه لباس فرم دارند و هر فصل رنگ لباس ها تغییر می کند. از مسواک دهان تا عطر ویژه آرایشگر و
اتفاق عجیبی که در عملیات کربلای 4 افتاد
تو را هم مشخص می کنم. قانع نشدن و رفتم پیش عزیز جعفری. - آقا، خواهش می کنم مسئولیت من و احمد سوداگر مشخص کنید. گفت: احمد مسئول اطلاعات عملیات قرارگاه است و تو هم آچار فرانسه قرارگاه! اینجوری ها بود که ناراحتی ام برطرف شد و با خود گفتم: ماشاءالله! این را که تا به حال خودم فهمیده ام! سرم را انداختم پایین و چند نفر را برداشتم و راهی طرف های دهلران شدم و
چگونه مرکز فحشا بعد از انقلاب جمع شد؟
کردند. روزی ساعت ده صبح، یکی از آن مصاحبه ها از طریق رادیو پخش شد. من خود شنیدم که خبرنگاراز دختر جوانی سوال کرد که شما قبلاً کجا بودید و چه می کردید؟ او گفت: من اصلاً به قبل و بعد کاری ندارم و هیچ حرفی برای گفتن ندارم. فقط این را می خواهم بگویم که یک نفر آمد و مرا نجات داد که او هم پدر من است و هم عمویم، هم برادر و دایی و مادرم، او همه کاره من است. او شیخ حسن انصاریان است. دایره مبارزه
وقتی ناطق نوری کامیون دار می شود + عکس
ازانقلاب یک منبری مشهور در تهران بودم. در دهه محرم در تهران یازده منبر می رفتم؛ یعنی، از صبح تا آخر شب ساعت 12، آخرین منبر من در حسینیه سرآسیاب بود. یازده منبر داشتم که در هر کدام، سه ربع ساعت حرف می زدم و چند دقیقه هم روضه می خواندم و بلافاصله نیم ساعته خودم را به منبر دیگر می رساندم و زندگی ام را از پول منبر اداره می کردم و هیچ گاه از سهم امام و بیت المال به معنای سهم امام، استفاده نکردم.
آخرین وضعیت باشگاه پرسپولیس از زبان نژاد فلاح
محمدحسین نژادفلاح درباره زمان بازگشت برانکو ایوانکوویچ به ایران گفت: برانکو 28 خرداد از کرواسی عازم ایران خواهد شد و یک روز بعد به ایران می رسد. با او درباره اردوهای خارج از کشور و بازیکنان مذاکراتی را انجام دادیم و در انتها طبق قول و قرار قبلی، فردا بلیت بازگشت او و دستیارش را آماده می کنیم. وی اضافه کرد: عده ای از هواداران باشگاه نگران بودند که برانکو به ایران بازنگردد اما از همان
دموکراسی هم عقلی است و هم شرعی
/> امیری بیان داشت: من خودم در آن زمان رفتم فیلتر آب بخرم به من گفتند که این جنس خارجی است و الان نمی فروشیم و برو چند ساعت دیگر بیا ببینیم که قیمت ارز امروز چند است. وی ادامه داد: بر اساس گزارش وزارت تعاون درصد خانواده های زیر خط مطلق فقر در شهرها از حدود 19 درصد در سال 84 به رقم 33 درصد در سال 91 رسید و درصد خانواده ها زیر خط مطلق فقر در روستاها نیز در این مدت از حدود 28 درصد به رقمی
جزئیاتی از عملیات کربلای 4 به روایت هاشمی
آقای حجازی در دفتر ایشان زنگ زدم و گفتم با این ادله می خواهم نام نویسی کنم تا حماسه سیاسی خلق شود. شما به آقا اطلاع بدهید. قبلاً به ایشان گفته بودم که نمی آیم و نمی خواستم از رسانه ها بشنوند که من آمدم . آقای حجازی گفت من فعلاً به آقا دسترسی ندارم . گفتم من ساعت 5 می روم و پیش از آن حتماً به ایشان بگویید . 20 دقیقه بعد بود که گفت من حرف شما را به رهبری گفتم و ایشان فرمودند پشت تلفن که نمی توانیم حرف
همه جنجال های کاریکاتور مهدی هاشمی
نکردیم که شما قصد تصحیح تفسیر ما را داشته باشید. کاریکاتور شما درباره فردی است که خبر مهمی درباره او اعلام شده و با توجه به حادثه عجیب تحریف و دستکاری کاریکاتور، برای ما جالب بود که بجای عکس مهدی هاشمی از نسخه اصلی کاریکاتور تحریف شده استفاده کنیم، همین. جالبه تو متنتون گفتید من گفتم این موضوع بین من و شرقه بعد پایین در پاسخ کامنتها گفتید: به من چیز دیگری گفتند و جور دیگری عمل کردند.
از افشارزاده و سجادی گلایه دارم، آنها باید احترام می گذاشتند/ شنیده ام با منصوریان توافق کرده اند
به گزارش پارس به نقل از فارس مسعود معینی در مورد وضعیت باشگاه استقلال اظهار داشت: من 15 روز است که از اوضاع باشگاه خبر ندارم. در واقع کسی به ما زنگ نمی زند. من به طور جدی از افشارزاده و آقای سجادی گلایه دارم. محترم تر بود که با اعضای هیات مدیره چنین برخوردی نمی کردند. وی افزود: قشنگ این بود که اگر هم می خواستند ما در هیات مدیره نباشیم بعد از اتمام مسابقات به ما زنگ می زدند و در جلسه ای
دولت به عهدی که با مردم بسته پایبند است
بیندازد اینقدر تفرقه هایی ایجاد می شد . همه می گفتند کل ارتش باید منحل بشه . این 29 فروردین را امام اعلام کرد امام در سال 58 با توطئه ای که دید 29 فروردین را روز ارتش اعلام کرد ، چرا امام اینکار رو کرد امام با افراط مخالف بود. در دفاع مقدس هیچ وقت دفاع ما دفاع غیراخلاقی نبود رئیس جمهور گفت : در جنگ هم همینطور بود راه اعتدال را انتخاب کردیم . هیچ وقت دفاع ما دفاع غیراخلاقی نبود
نان سنگک دارید؟
دقیقا بین عشایر اسکان داده شده اند. بعد صحبت از کتابچه های سرشماری شد که به دستور ناصرالدین شاه و تلاش اعتماد السلطنه برای همه شهرها فراهم آمد. گفتم استاد ! من کتابچه نیشابور را پانزده سال پیش چاپ کردم. زمانی نسخه آن را در مسجد اعظم قم یافتم و بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس چاپ کرد. ایشان فرمودند که من هم تربت حیدریه و طبس را چاپ کرده ام. این یک مجلد است و مجلدی هم سرشماری ورامین است
آزادی قدیمی ترین زندانی ایرانی در خارج از کشور
ایران در دبی به کشور بازگشته است. او درباره حادثه می گوید: تازه مشغول به کار شده بودم که صاحبکارم در خانه اش با چاقو کشته شد و پلیس از ما خواست خودمان را معرفی کنیم. من با پای خودم به اداره پلیس رفتم. من بی گناه بودم و هیچ ترسی نداشتم اما مرا به اتهام قتل به اعدام محکوم کردند. در زندان با تو بد رفتاری می شد؟ در زندان نه. اما در دادگاه رفتار خوبی با من نمی شد. من هر چه می گفتم
نوربخش به اتهامات واردشده به خانه موسیقی پاسخ داد
حاضر به شرکت در جلسه نیستند که ما دوباره این موضوع را مطرح کردیم اگر شبهه ای در کار وجود ندارد چه دلیلی وجود دارد که بگویند طرف مقابل نباید حضور داشته باشد. البته یکی از دوستان در آن جلسه جمله متفکرانه ای را گفتند که فکر می کنم معروفق ترین فلاسفه پیرامون این جمله ای که ایشان گفتند خیلی حرف بزنند. ضمن اینکه این دوست عزیز در این جلسه جمله ای را گفتند که دیکتاتورترین آدم ها هم این چنین حرف نمی زنند
از خواب غفلت بیدار شدم
خانه. فردا دیدم یک نفر توی محل دارد پشت ماشینش زردآلو می فروشد. قیمت کردم گفت: 10 هزارتومان. از آنها که من خریده بودم کوچک تر. گفتم گران نمی دهی؟ گفت همین را مغازه دار می دهد 17 هزارتومان. رفتم قیمت کردم دیدم راست می گوید. باورتان نمی شود بعد از سال ها از خواب غفلت بیدار شدم. الان هر روز می روم طرف های دماوند و 100 کیلو می خرم و می آیم تا قبل از ظهر می فروشم شان. همین یک هفته دو نفر را استخدام