سایر منابع:
سایر خبرها
قبل از "خط ویژه" از مصطفی زمانی خوشم نمی آمد/ سربازی نرفتن بیچاره ام کرد/ دوست داشتم جای "جودی آبوت" باشم
خبرنگار سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران _سحر قناعتی؛ با اینکه پس از تمرین سخت تئاتر خسته بود با حرف هایش انرژی می داد. قرار بود به همراه برادرش بیاید، اما با حضورش جای برادر را نیز خالی کرد. بیشتر مخاطبان سینما با شنیدن نام برادران کیایی به یاد فیلم سینمایی "خط ویژه" می افتند، فیلمی که در سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر از نگاه تماشاگران برگزیده شد اما موفقیت های این دو برادر در
مردی که 2 همسرش را کشت
مجدد داشته است. قاضی در ادامه دادگاه سؤالاتی از متهم کرد. متهم در پاسخ سؤالات قاضی با بیان اینکه در سال 75 با مقتول ازدواج کرده است قتل عمدی "خ.ب" را قبول کرد. متهم در مورد روز حادثه گفت: روز قبل از حادثه، برادر مرحومه در خانه ما بود که به او گفتم بیا با همدیگر به تهران برویم که قبول نکرد، در روز حادثه به من گفت تو زن گرفتی و دنبال عشق خودت هستی به همین علت عصبانی
ناگفته های تفحص پیکر مطهر شهدا ز زبان سردار باقر زاده
موارد را اداره می کرد. ازجمله شرکتی بنام: "هاشمی اوغلو" در ترکیه که از شکنندگی بیشتر بعضی خانواده ها استفاده کرده بود و سعی می کرد آنها را به منافقین وصل کند. برخی از خانواده ها ازطریق کویت تلاش می کردند وارد عراق شوند تا شاید از آن طریق مشکلاتشان حل شود و عده ای هم به ساجده زن صدام نامه نوشته و درخواست کمک کرده بودند. درمجموع ، فضا بسیار ملتهب بود، عوارض اجتماعی و روانی جنگ نمایان بود. طرحی خدمت
طلاق از شوهر، به خاطر قهر با پدر شوهر پولدار!
چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم خانواده پولدار و ثروتمندی دارد تا جاییکه اگر گوشه ای از پول آنها را داشته باشیم زندگیمان از این رو به آن رو می شود. ولی چون با پدر و مادرش دعوا کرده و سالهاست که به خانه آنها نمی رود حاضر نیست آشتی کند. برای همین ما زندگی فوق العاده سختی داریم و از لحاظ مالی همیشه به مشکل برمیخوریم.
با این سینما به رستگاری نمی رسیم / فیلمنامه ام بیش از 7 ماه روی میز ایوبی بود
آدمی مذهبی است که ریشه در جنگ دارد . و خونی که جاری می شود، میراث ما از آن اتفاق است. هیچ فرقی نمی کند ، چه این خون در میدان جنگ ریخته شود و چه در میدان عشق. در میدان اتفاقی که ما در روز ، صدها تلفات در آن داریم. من می خواهم بگویم که اگر شما این فیلم را رمز گشایی کنید ، خواهید دید که به شدت فیلمی دینی است. چون در یک طرف ، شما یک اندیشه دگم قرار داده اید. کسی که با دستهای آلوده می خواهد مصلح بشود
زندگی؛ هدیه خانم مهندس ایرانی به 6 کانادایی
اعضای بدن زن جوان ایرانی که چند روز پیش در کانادا قربانی سارقان شده بود، به 6 بیمار نیازمند در این کشور اهدا شد. به گزارش همشهری، این زن که در یک پمپ بنزین کار می کرد زمانی که قصد داشت مانع فرار 2سارق شود با ماشین آنها زیر گرفته شد و جان باخت. 6 ماه پیش بود که مریم رشیدی 35ساله، همراه شوهر و پسربچه 6ساله اش به کانادا مهاجرت کرد تا زندگی تازه ای را در آنجا شروع کند.
ویژگی های فرد حسود/آیا من فرد حسودی هستم؟/دست از تخریب همکار بردارید
حسد قرار گرفته باقی می گذارد. کارشناس: دکتر محمد شجاعی؛ استاد دانشگاه و مشاور خانواده خانم 25ساله ای هستم که در گذشته گناهان زیادی انجام داده ام و حالا توبه کرده ام؛ به طور مرتب استغفار می کنم و زیاد از خانه بیرون نمی روم و می ترسم دوباره شرایطی پیش آید که به گناه آلوده شوم ولی با همه اینها مدام احساس می کنم توبه من پذیرفته نشده و خداوند مرا نبخشیده است. فکر به اشتباهات و گناهان
با حرف های قلمبه سلمبه سالن سینما پر نمی شود
زوج موفقی با محمد رضا گلزار ساخته است. اولین تجربه سینمایی جدی سینمایی امین حیایی دو همسفر ساخته اصغر هاشمی در اوایل دهه هفتاد است و بتدریج با درخشش در نقشهای مختلف توانایی هایش را به رخ کارگردانهای سینما کشاند. عروس خوش قدم ، بوی بهشت ، آپارتمان ، زن زیادی ، شام عروسی ، کلاه پهلوی ، قرمز ، ستاره ها ، دایره ی زنگی ، دو همسفر ، دستهای آلوده ، مزاحم ، تب ، میهمان مامان ، نقاب
چطور حکم ابد رفیق دوست، 8 ساله شد؟!
آوردند که مدیران چند شرکت ساختمانی شما که قبلاً مال یکی از اعضای خانواده علم معروف بوده با او در خارج از کشور ارتباط دارند از جمله یک هیأت ساختمانی از یوگسلاوی برای مشارکت بایکی از این شرکت ها قصد آمدن به ایران دارد و آقای علم به مدیر آن شرکت که اسمش را هم نمی خواهم بیاورم دستور داده که این هیأت با رفیقدوست ملاقات نکند. معاون عمرانم را خواستم، پرسیدم: خبر داری هیأتی از یوگسلاوی به ایران می آید؟ گفت
پاراگراف کتاب (40)
. دلیلش این بود که خوار شمردن عشق شورانگیز میان مرد و زن در تو سر زده بود. فکر می کردی که من تو را به جهان حسی می بندم. و لاجرم آرام و قرار نداشتی تا خود را وقف رستگاری روحت کنی ... نوشته ای خداوند بالاتر از همه چیز خواهان زندگی پارسایانه بنده است. چه سخت است باور به چنین خدایی...! ... نه، من به خدایی که از آدم قربانی می خواهد باور ندارم. من به خدایی که زندگی زنی را به باد می دهد تا روح
صداپیشه جناب خان: او از من حاضرجواب تر است/ همین که حال آدم ها خوش شود برایم کافی ست
هم جنوبی ها را خیلی دوست دارم و هم با موزیک و آدم های خونگرم و دوست داشتنی جنوبی ارتباط خوبی برقرار می کنم. اسم جناب خان را هم محمد نادری که در سریال شمعدونی نقش هوشنگ را بازی می کند، پیشنهاد داد. چه چیزی باعث شد که رامبد جوان از بین آن همه عروسک جناب خان را با خودش به خندوانه بیاورد؟ با هم به این نتیجه رسیدیم. من سال هاست که رامبد را می شناسم. از سال 86 و در تله تئاتر یغمای
مرد جوان در دادگاه خانواده ؛ همسرم حتی در مشکلات مالی هم نمی تواند از طلاهایش دل بکند
به گزارش خبرنگار حوزه حوادث گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران ، چندی پیش مرد جوانی به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی همسرم عاشق طلا است و به بهانه های مختلف از من می خواهد برایش طلا بخرم. الان 5 سال است که ازدواج کرده ام ولی در این مدت هرچه پول درآوردم برای همسرم طلا خریدم. او هر روز یک سرویس طلا می بیند و از من می خواهد برایش بخرم. وقتی هم
دل نوشته چهره ها برای 175 غواص شهید
اندوه ماتمتان خون می گرید سرو.زهر خون دلی سروی قد افراشت -به هر سروی تذروی نغمه برداشت صدای خون در اواز تذرو است-دلا این یادگار خون سرو است عزت الله ضرغامی(رئیس سابق صداوسیما): دست های بسته ای که هزاران گره ناگشوده باز می کند. وسط این همه گرفتاری هامان آمده اید! دست بسته! خسته ولی شاد و گره گشا! خنده های معصومانه شب عملیات و سرخوشی قبل از زدن به اروند، در جای جای صورت های
ناگفته های جواد نکونام پس از خداحافظی
بچگی دارد و می بینی که او در خانواده و مدرسه هم مدیر بوده است. این نشان می دهد که او در آینده هم می تواند در اشل بزرگتر این کار ها را انجام دهد. به نظر من در مربیگری آموزش دیدن خیلی مهم است. در این حرفه شما باید هر روز آموزش ببینی و خودت را با علم روز فوتبال پیش ببری، اما مربیگری به مدرک نیست. من قطعا مدارک مربیگری ام را خواهم گرفت نه تنها من بلکه هر کسی که می خواهد در این رشته فعالیت کند، می گیرد
تجاوز بی شرمانه مرد ورامینی به دختر معصوم 3 ساله در پارک!
. ابتدا به وی مشکوک نشدم تا این که زن و مرد جوانی سراغ من آمده و مدعی شدند، مردی را در حال آزار و اذیت دختر خردسالی دیده اند. با کمک این زن و مرد، وی را دستگیر کرده و در اتاق نگهبانی زندانی کردیم. در ادامه مرد جوان هم به پلیس گفت من همراه همسرم برای ورزش به پارک آمدم. متوجه شدم این مرد دست دختربچه را گرفته است و به زور او را به طرف وسایل بازی پارک می برد. کنجکاو شدم و به دقت آنها را
"ترور دیروز و امروز هاشمی" به روایت دخترش
بود. به خانه می آمدند، کاری داشتند یا نامه می دادند. در طول زمانی که می خواست بیاید، چندین بار تماس گرفت. می گفت من آدرس را گم کرده ام، کجا باید بیایم؟ باز راهنمایی می کردم و آدرس می دادم. زنگ در خانه را که زد، خودم در را باز کردم. خانه محافظ نداشت، دو جوان بودند که همیشه همراه پدرم بودند. حدود 18 سال داشتند. صبح همراه پدرم می رفتند و شب هم بر می گشتند. در که زدند، در را باز کردم. دیدم
غواصان قبل از آنکه تنشان را به آب بزنند، دلشان را به دریا زدند
سنگین بود، می گفت مادر جان مرا حلال کن، عملیات نزدیک است. لذا آن خائن از وقوع عملیات در آینده ای نزدیک باخبر می شد. یا برخی از این جاسوسان خود را راننده تاکسی جا می زدند و هرجا چند بسیجی می دیدند، سوار می کردند و می گفتند: ما خیلی دوست داریم مانند شما رزمنده باشیم اما خانواده مان نمی گذارد. از این در با بسیجی ها وارد گپ و گفت می شدند و اطلاعاتی می گرفتند و آخر سر حتی کرایه ای نیز از بسیجی ها نمی
ظهور و سقوط حکومت بلاتر
که اطلاعات بسیار کمیاب بود، هیچ نشانه ای از یک حادثه آلفرد هیچکاکی همچون یک رعدوبرق عظیم یا مهاجرت دسته ای پرنده در زمانی که بلاتر به دنیای ما پا گذاشت وجود ندارد. مطابق اطلاعات اندکی که دسترس است (که بیشترشان توسط خود بلاتر فراهم شده) کودکی او در خانواده ای ساده که پدرش کارگر کارخانه تولید مواد شیمیایی بود در کنار سه فرزند دیگر سپری شد، در یک کلمه کودکی خسته کننده. سال 1959؛ موفق اما
اکبر عبدی: آقایان فیلم مرا به جشنواره راه ندادند
زن های مختلفی در بیاید. من هم می خواهم آن داستان را به فرهنگ ایرانی خودمان برگردانم و این فیلم را بسازم. - بگذارید چند سوال هم در رابطه با شایعه هایی مبنی بر اینکه به کشور ترکیه پناهنده شده بودید از شما بپرسم. به نظر خود شما چرا این شایعه ها ایجاد شد؟ - من برای دیدار یکی از دوستانم به ترکیه رفته بودم که به یکباره متوجه این شایعات شدم. بارها گفته ام و باز هم می گویم من اینجا
حفره فرهنگی، با سبد کالا پر نمی شود
مرد سرگشته نیز برای مخاطب مهم نیست و نمایش را متوقف می کند و آن را حذف می کنم. من نسبت به نمایشنامه جلادم. در سال 81 نمایش نامه ای از چیستا یثربی به نام زن مهتابی، مرد آفتابی که برگزیده مفهوم مطلق شد. از خانم یثربی خواستم به من کمک کند و وی دست مرا باز گذاشت و من نمایشنامه بیست شخصیته را با دو شخصیت اجرا کردم. یک سوم نمایشنامه را حذف کردم و به جایش تصویر گذاشتم. اینجا هم این گونه است. به
حضور ادبیات دفاع مقدس در عرصه جهانی/ نمایشگاه کتاب فرانکفورت به روایت نویسنده یکشنبه آخر
/> یادم آمد چند سال قبل یک پژوهشگر و نویسنده ی روس به ایران آمده بود. کاملاً تصادفی و بدون برنامه ی از پیش تعیین شده در حوزه ی هنری با ایشان روبه رو شدم. پژوهشگر روس به همراه مترجم و یکی از کارمندان سفارت به حوزه آمده بود تا اطلاعاتی از جنگ ایران و عراق به دست آورد. مسئول واحد پژوهش دفتر ادبیات پایداری مرا به این نویسنده معرفی کرد. او در وهله ی نخست باور نمی کرد که در جنگ ایران و عراق زنان نقشی داشته
درگیری10ثانیه ای دو معتاد شیشه ای،به مرگ یکی از آنها انجامید
به گزارش ستاره ها؛ با آغاز رسیدگی پرونده، خانواده مقتول مورد بازجویی قرار گرفتند. زن مقتول نخستین نفر بود. او به کارآگاهان گفت: ساعت هشت شب 28 فروردین امسال، سعید، شوهرم برای تعمیر موتورش از خانه خارج شد. پس از چند ساعت از بیمارستان تماس گرفتند و گفتند که او چاقو خورده و حالش وخیم است. وقتی به بیمارستان رسیدم داشتند سعید را به اتاق عمل می بردند. او به من گفت همراه یکی از دوستانش به نام مجید در
یکی از اساسی ترین کارها در تربیت، پرورش بر پایه باور خدایی است
آمیز فرمودند: گویا به خاطر ادعای رسالت من، انتظار دارید ادعای فضیلتی بر شما بکنم، می پندارید بر من لازم است که گنج های رحمت الاهی را مالک و کلید دار باشم، و در آسمان و زمین به دل خواه خود تصرف نمایم و از رتبه فرشتگان هم بالاتر روم و این ها به نظر شما فضیلت است؟! من جز مسؤولیت رسالت هیچ ادعایی ندارم و به داشتن هیچ یک از این ها که به نظر شما فضیلت است ادعایی نکردم تا مرا تکذیب کنید. [61]
دوست داشتم همسرم معلول باشد
فهمم که قدمهایشان خسته است و وقتی حرفهایشان را می شنوم می فهمم که کلامشان گاهی بریده بریده می شود. اما حیفم می آید این لبخند اول کاری را با سوالهای ام اسی قطع کنم. اما چاره ای نیست دلیل حضور ما در این خانه کوچک و گرم، زن و شوهر مهربانی است که بیش از 10 سال به این بیماری مبتلا هستند و یک روز تصمیم گرفتند سه تایی در این خانه زندگی کنند. یک روز از خواب پاشدم دیدم ام اس گرفتم
می خواستیم صدام را در کاخش خفه کنیم
شهدای ایران : وقتی کوچک ترین فرزند خانه باشی و جبهه رفتنت را از مادر کتمان کرده باشی، وقتی دردسیلی خوردن از غریبه را در خانه خودت چشیده باشی، وقتی سوار خودروی اسارت شوی و دوست مجروح و بی رمقت از کاروان جا بماند، وقتی صدای قفل در آهنی اسارت در گوشت بپیچید، وقتی در یک لحظه هم دلت فرمان امام بخواهد و هم دیدار مادر، وقتی آنقدر سیلی بخوری تا بگویی بچه ای و نفهمیدی به جبهه آمدی، وقتی با کسی زندگی کنی
عبدی: مدیران فوتبال، کاپیتولاسیون را برگردانده اند/ بازیکنی می شناسم که BMW داشت اما پدرش مستأجر بود!
فنی و بازیکنان گرفته تا تدارکات تیم صاحب خانواده هستند و به پول احتیاج دارند. هر کس یک نظری دارد. من این موضوع را با پوست و استخوان خود درک کرده ام. اگر مدیر حقیقت را بگوید که در حال حاضر پول نداریم و این بودجه رسیده را می خواهم طوری تقسیم کنم که به تدارکات هم برسد، فوتبالیست ها به مراتب خوشحال می شوند. اما اگر مدیر بگوید که به بازیکنان و کادر هیچ چیزی نمی دهم و فقط این پول را بین بازیکنان پخش می
آستانه تحمل جوامع بسته به جو موجود است/آدم های خوشبخت قصه ندارند
؟ این زن خوشبخت نیست؛ نتوانسته با شوهرش یک کانون خانوادگی بسازد. زن در داستان ها منبع و منشا حیات و زندگی است و وجودش وقتی تکامل پیدا می کند که بتواند این نقش اصلی را با عشق و امنیت ایفا کند. آیا دقت کرده اید که در اغلب قصه هایی که ما به آن ها می پردازیم، زنان درگیر در داستان، زنانی هستند که به هر دلیلی (می تواند فرهنگی، اجتماعی یا خانوادگی باشد) در تشکیل یک زندگی خانوادگی ناکام و ناموفق
داغ خیانت بر پیشانی زندگی
مهم تر از همه، صبور باشید. زمان طولانی می برد تا قلب شکسته و احساسات جریحه دارشده او التیام یابد. درعین حال، اگر احساس می کنید که بخشی از علت این خیانت نیازهایی بوده که در شما وجود داشته اما همسرتان حاضر به ارضا نبوده، از او خواهش کنید به شما کمک کند تا در آینده بتوانید از هر نوع عملکرد انحرافی دور باشید. • از زندگی مخفیانه دست بردارید : دلیلی ندارد که زن و شوهر رازهای فراوانی داشته
راز پنهان قاتل شیشه ای
روز سیزدهم اردیبهشت ماه سال جاری زن سیاهپوشی در حالی که چهره ای آشفته داشت، پای در دادسرای امور جنایی تهران گذاشت و پرده از قتل شوهرش برداشت. این زن گفت سعید 38 ساله ساعت 8 شب 28 فروردین ماه برای تعمیر موتورش خانه را ترک کرد و دیگر برنگشت. وی افزود: پس از نگرانی به جست و جویش پرداختیم تا اینکه از دوستش شنیدیم شوهرم هنگام تعمیر موتورش با غریبه ای درگیر شده است و آن مرد با چاقو ضربه ای
متهم در دادگاه: مستحق مرگ بود
زن جوان دیروز با خونسردی در شعبه 84 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی باقری و با حضور چهار قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد و در مقابل درخواست خاله اش و دو نوه صغیر او مبنی بر قصاص، سکوت کرد. فاطمه گفت: پسرخاله ام را کشتم چون مرا آزار داده بود. اما در این ماجرا شوهرم نقشی نداشت. فاطمه گفت: وقتی با پلیس تماس گرفتم گفتند دچار توهم شده ام. چقدر درس خوانده ای؟