سایر منابع:
سایر خبرها
دوستم زندگیم را تباه کرد / همسرم مدام از طلاق دم می زد!
شنیدم آرام ندارم و می خواهم از بابک به خاطر آزار دخترم شکایت کنم." با شکایت این مرد بابک بازداشت شد و خونسردانه به جرم خود اعتراف کرد و گفت: " مدتی قبل متوجه رابطه همسرم با پدر سمانه شدم. هر چه فکر کردم نتوانستم این خیانت را تحمل کنم. رفتار همسرم با من سرد شده بود و مدام از طلاق حرف می زد. مسبب همه اینها هم پدر سمانه بود. به همین خاطر تصمیم گرفتم همان طور که او زندگی ام را نابود
این رمان یک فیل است!
نگارش این رمان بزنم. منظور آستر از این فکر، همان در نظر گرفتن چه می شد اگر هاست؛ همه ما گاهی به این فکر می کنیم که اگر به یک مدرسه دیگر رفته بودم، اگر برای ازدواج با همسرم پا جلو نمی گذاشتم، اگر... چه می شد؟ زندگی من چطور بود؟ سایه زندگی ها یا مرگ های ممکن، همیشه روی ذهن ما رژه می روند. چاپ 4321 دقیقا با تولد 70 سالگی آستر همزمان شد و او این اثر را مهم ترین کتاب زندگی اش می
منصوره مصدق؛ گمشده در تاریخ
حاصل از کودتا را ببینند تا از مقابل چشم شان محو نشود حکومت و عوامل خارجی با نخست وزیر قانونی کشور چه کردند. بر اساس روایت شیرین سمیعی، منصوره متین دفتری در روز کودتا هم حضور داشت. سمیعی می نویسد: در بامداد روز 28 مرداد، هم زمان با شروع اغتشاش در شهر تهران، خانم متین دفتری به دنبال مادرش آمد و او را به نزد خود برد و پس از ویرانی خانه مصدق نیز همچنان از او در منزل خود پذیرایی می کرد
ناگفته های برادران امیدوار؛ مسافران دور دنیا
همراهی کردند. پدرم بسیار روشنفکر بود و البته می دانست مسیری که ما طی می کنیم، سالم است. به هر حال آن زمان این طوری نبود که در هر مغازه ای سیگار وجود داشته باشد و همه چیز بیش از اندازه در دسترس بچه ها باشد. به همین دلیل هم، خانواده به ما اعتماد کردند و جلوی مان را نمی گرفتند. یادم هست یک بار بر اثر اتفاقی در کوه، پایم زخمی شد و مدتی گرفتار شدم. بعد هم که به خانه برگشتم، پایم زخمی و آسیب
هیچ کدام از علما جامعیت امام(ره) را نداشتند/رهبر انقلاب در امور مالی و خانواده شان سختگیر هستند
مسائل داشند در اکثر علوم امام مجتهد و صاحب نظر بودند، برای درسشان ایشان باید مطالعه می کرد و یادداشتهایی باید می نوشت، به همین خاطر سر امام شلوغ بود، آن وقت بعد از اینکه امام از زندان آمد، رفت و آمد هم زیاد شده بود و منزل امام هم شلوغ بود و هر روز از شهرهای مختلف می آمدند برای دیدار امام که خانه امام هم کوچک بود و خانه امام مرتب بعضی روزها 4، 5 مرتبه پر از ورود مسافرین می شد. مجری: این نوع
مهریه های عجیب اما واقعی
کارش شده نقاشی برای همسرش. باید 100 تابلو نقاشی کند تا مهریه همسرش را بپردازد. زهرا و مهران شش سال قبل در نمایشگاه نقاشی مهران با هم آشنا شدند. زهرا ابتدا عاشق نقاشی ها و بعد مهران شد. او شاعر بود و عاشق منظره هایی سبز. زمانی که تصمیم به ازدواج گرفتند نوعروس مهریه عجیبی تعیین کرد. او صد تابلوی نقاشی از منظره را به عنوان مهریه تعیین کرد. حالا که کارشان به طلاق کشیده شده، زن جوان مهریه اش را اجرا
مادری که هنوز شهادت فرزندش را باور ندارد
باز نکن. من چسب ندارم. خودت آن را بچسبان. روزی که شهید شدم آن را بده به همسرم. در مسیر به صورت شفاهی سفارش هایی را به پدرش کرده بود. سختش بود که ساک را به تنهایی ببرد و برای همین پدرش او کمک کردم ساکش را تا درب جایی که باید از هم جدا شوند ببرد که ناگهان خم شد و دست او را بوسید. شب علی به خانه برگشت و گفت که اعزامشان به روز شنبه موکول شده است. با همسرش به خانه خودشان رفتند. روز شنبه اجازه نداد
شهیدی که هیچ گاه لباس نو نپوشید +تصاویر
جنگ است که هرچه خانواده می خواهند برایش زن بگیرند ابراهیم زیربار نمی رود. خواهر ابراهیم در این باره خاطره جالبی دارد. خاطره ای که هنوز بعد از این همه سال حسابی او را می خنداند: یک بنده خدایی از دوستان ابراهیم گفت می توانم کاری کنم که انقدر رزمنده ها هوای جبهه نداشته باشند. زن که بگیرند جبهه یادشان می رود. اما ابراهیم قبول نداشت. می گفت الان بحث دفاع از کشور است. من باید بروم و حضور داشته باشم شاید
علیرضا رضایی: مادربزرگم کشفم کرد
کارهای سنگین بر عهده من است . از جابه جا کردن یخچال تا... درست مثل روزهای کشتی که در سنگین وزن کشتی می گرفتم. منتهی حریفانم چوب خشک هستند! همسرتان با کشتی موافق بود؟ تا دو سال بعد از ازدواج کشتی می گرفتم که مخالفتی نداشت. بعد از آن در مسئولیت های اجرایی هم حمایتم کرد. وقت برای خانواده؟ تا جایی که بتوانم خارج از کارهای روزانه با خانواده ام هستم و برنامه دیگری
دختر جوان زندگی ام را تباه کرد
برای اولین بار شیشه کشید که 13 سال تمام ادامه پیدا کرد. بعد از مصرف شیشه تا چند روز گیج و منگ بود. سه روز تمام در خانه همان دختر ماندم. هم شیشه کشیدم و هم رابطه داشتیم. در سه روزی که در خانه او بودم، اگر از شرکت تماس می گرفتند و سفارش کار می دادند، بهانه می آوردم و می گفتم یکی دیگر را به جای من بفرستید. بعد از سه روز رفتم خانه. هنوز در توهم بودم. کیف ابزارم را برداشتم و شروع کردم به تمیز
ریشه های سیاسی انقلاب در سال 57/ نگاه امام خمینی به بازرگان ابزاری نبود
/> *قبل از این که در سال 1350 وارد حوزه علمیه شوید فعالیت سیاسی داشته اید یا نه؟ -خیر. اما از آغاز طلبگی، در کنار مسائل سیاسی هم بودم. پدرم روحانی بود. چیزهایی می دانستم ولی فعالیت سیاسی انجام نمی دادم. *با توجه به این که یک انقلاب بزرگ اجتماعی در ایران اتفاق افتاده است و بررسی این موضوع اهمیت دارد شما در سال های بعد مطالعه خاصی انجام داده اید که حوادث قبل از سال 1357 را بررسی و
زن در دادگاه خانواده: از صدای بلند همسرم خسته شدم
زن جوان در این باره به قاضی دادگاه خانواده گفت: 15 ماه است که با پرهام ازدواج کرده ام و زندگی مشترکمان آغاز شده است. با هم از طریق خانواده هایمان آشنا شدیم و بعد از چند جلسه صحبت به صورت سنتی با هم ازدواج کردیم. اوایل پرهام را دوست داشتم و احساس می کردم در کنارش خوشبخت خواهم شد. ولی وقتی مدتی گذشت متوجه رفتارهای عجیب و غیرقابل تحملش شدم. پرهام مرد خشنی بود و مرتب سرم فریاد می زد. به هر بهانه ای
یادی از شهدای انقلاب شهرستان تفرش+تصاویر
و فساد تا پای جان ایستادگی نمایند. همچنین عضو هیأت مدیره یکی از مهمترین هیأتهای مذهبی تهران بود که سخنرانش آیت الله سیدمهدی لاله زاری بود. شهید محمد تقی سعدی شهید محمد تقی سعدی در روستای دادمرز از توابع شهرستان تفرش در یک خانواده کوچک مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش کشاورز و مادرش خانه دار و دارای 5 خواهر و یک برادر بود. او دوران کودکی را پشت سر گذاشت و در سن 7 سالگی وارد مدرسه
اختتام جشن سی و پنجم سینما با پرواز سیمرغها
: باعث افتخار و خوشحالی است که این جایزه را گرفتم. از داورها و رامبد جوان، نوازنده ها و کسانی که در استودیو ها کار می کنند و پشت صحنه هستند، هم تشکر می کنم. سیمرغ بلورین بهترین تدوین تعلق گرفت به سهراب خسروی برای تابستان داغ . سهراب خسروی سیمرغ بلورین بهترین تدوین را دریافت کرد و گفت: از هیئت داوران تشکر می کنم که بعد از این همه سال با این سیمرغ به من انگیزه دادند. امیدوارم این فیلم که
زن جوان: شوهرم رفتارهای بچگانه دارد
به گزارش پیک نکا ، این زن که همراه شوهرش برای جدایی به دادگاه خانواده آمد، درباره علت درخواست جدایی به قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: دو سال است که با آرمان ازدواج کرده ام. من و آرمان همسن هستیم و آن زمان که با هم آشنا شدیم هردویمان 19 ساله بودیم. ما در دوران بچگی عاشق شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم. هردو خانواده هم با این ازدواج مخالف بودند و به خاطر کم سن و سال بودنمان دوست نداشتند
مبارزات سیاسی در خانه شماره116
منزل حاج آقا بزرگ شدیم. مادرم هر موقع غذایی می پخت برای شهید مطهری هم می برد تا زمانی که ایشان خسته از دانشگاه بر می گردند غذا برای خوردن داشته باشند. او یک خاطره بخصوص هم از شهید مطهری دارد؛ یادم هست که تابستان بود و یک گربه به انباری همین خانه شهید مطهری رفته بود و آنجا گیر کرده بود و حاج خانوم و بچه ها هم مشهد بودند و کسی نبود که او را نجات دهد. شهید مطهری هم دانشگاه بود. پدرم در صدد
مصائب یک آرایشگر در حکومت داعش!
وسایلتان را ما بدهید و آن را تعطیل کنید. اگر دوباره برگردیم و ببینیم آرایشگاه باز است، مجازات خواهید شد." صفا گفت: "آن ها همه لوازم آرایش صورت و مو را جمع کردند؛ تنها چند مورد را ندیدند و باقی گذاشتند. آرایشگاه را بستیم و آنچه از لوازم باقی مانده بود را به منزل بردیم. اتاق کوچکی داشتیم که در "مغازه خیاطی" من بود. زنان لباس هایی را پیش من می آوردند و اگر کسی می پرسید، تظاهر می کردند که برای
رهبر معظم انقلاب خبر شهادت پسرم را داد + عکس
فعالیت هایم ادامه می دادم بعد از شهادت ناصر گویی یک انرژی مضاعف گرفتم خدا خودش صبر داد. زمان شهادت ناصر منزل ما بمباران شده بود مغازه ما هم همینطور شاگرد مغازه هم که مسئولیتش برعهدا همسرم بود زخمی شده بود فامیل هم در قم نبودند ما هم به خاطر تخریب منزل در اثر بمباران در منزل برادرم سکونت داشتیم همه این ها سخت بود اما تحمل کردم. اگر جوانی امروز خطا کند مقصر مسئولین هستند
روستاییان و تقلایی برای رسیدن به اندک بهبودی/ تعریف رفاه در شهر و روستا متفاوت نیست/ غذا، سرمایه و کار ...
شعار سال: آیا شرایط برای سلامت بدنی، مادی، اجتماعی، روانی و مذهبی در حال بهبود است یا رو به وخامت دارد؟ این موضوع در حوزه روستایی چگونه است؟ این پرسش ها، پرسش مهم دیگری را پیش می کشد؛ چگونه فقرا را توانمند کنیم تا به زندگی خوبی که آرزوی آن را دارند بیشتر نزدیک شوند؟ با دکتر زاهدی اصل که دکترای خود را از دانشگاه استانبول گرفته است، درباره فقر و رابطه آن با روستاها به گفت وگو نشستیم. او ریشه ها و آسیب های فقر را به ویژه در روستاها بررسی کرد. این گفت وگو از نظرتان می گ
قتل خاله به خاطر فقر
مردی که به دلیل فقر مالی خاله اش را به قتل رسانده بود، پای میز محاکمه رفت و جزئیات را توضیح داد. آبان ماه سال 91 به مأموران پلیس خبر دادند زنی در خانه اش به قتل رسیده است. پسر این زن که جسد مادرش را پیدا کرده بود، به مأموران گفت: من برای سرزدن به خانه مادرم آمدم. وقتی زنگ در خانه را زدم، کسی باز نکرد و با کلیدی که داشتم، وارد خانه شدم و با جسد مادرم روبه رو شدم. خانه به هم ریخته بود و
بلای شرم آوری که دوستم بر سرد دختر نوجوانم آورد / سمانه گدایی می کرد!
، وارد اتاق مشاوره شد وبا تشریح ماجرای زندگی اش گفت: دخترم سمانه خیلی کوچک بود که همسرم در سانحه رانندگی جان سپرد. از آن زمان به بعد هم مادرش شدم و هم پدرش. نمی گذاشتم آب در دلش تکان بخورد و لحظه ای غصه نداشتن مادر آزارش دهد. درهمه این سال ها به خاطر دخترم حاضر نشدم ازدواج کنم. اما... رضا درحالی که سری به نشانه تأسف تکان می داد، اظهارکرد: بابک دوست چندین و چند ساله ام بود و با هم رفت و آمد
آتش نشان شهیدی که چندروز قبل از عروسی اش، زیرآوار پلاسکو ماند
مبارک. وقتی خبر حادثه تکان دهنده به گوش تازه عروس رسید نمی توانست باور کند که در اوج جوانی و قبل از پوشیدن رخت عروسی، بیوه شده است. بهت زده بود. تمام خاطرات دو سالی را که در عقد رضا بود به خاطر آورد. همه کارها انجام شده بود و فقط منتظر شب عروسی بودند تا همراه داماد قدم به خانه بخت بگذارند. ولی نمی توانست قبول کند که همه امیدش زیر آتش و آهن گداخته مدفون شده و همسر مهربانش این گونه تسلیم
حضور در راهپیمایی 22 بهمن تکلیف است/ آیت الله حلیمی حامی محرومین و طلاب ضعیف بود
ترویج و تشریح مقالات امام راحل مورد تعقیب ساواک قرارگرفتم به طوری که مامورین وابسته به ساواک شهرستان کاشان به خانه بنده حمله ور شدند تا مرا دستگیر کنند ولی مرحوم پدرم قبل از بررسی منزل مان توسط ماموران، تمام جزوات و رساله امام را در داخل شکاف دیوارمنزل مان پنهان نمود . این روحانی پیشکسوت منطقه کاشان، با اشاره به اینکه از آن زمان تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تحت نظر مامورین ساواک کاشان
ماجرای نقشه ربایش امام در کویت و لو رفتن توسط ضداطلاعات ارتش/ عسگری:حدود 60 هزار مستشار آمریکایی در ...
و به بهشت زهرا منتقل می کند و یا رفتار هایی که قبل از آن شده است. شما از جایی بحث را شروع کردید که مجبورم به عقب تر برگردم. واقعیت قضیه این است که شاه بعد از سال 32، به این نتیجه رسید که به نیروهای ملی نمی تواند اعتماد کند، چون حدود 500 نفر از عناصر ملی که در ارتش بودند تسویه و پاک سازی شدند. تکلیف توده ای ها هم مشخص بود و حدود 700 نفر از آنها پاک سازی شدند. شاه نیاز به ارتشی داشت که
توقف رشد بدنی در بیماری نادر mps
تومان است که به خاطر بیماری نادر امیرحسین این نمونه خون ها برای ما رایگان است. از دست دادن موقعیت شغلی به دلیل بیماری فرزند وی در خصوص تامین هزینه های درمان می گوید: راننده اداره جهاد کشاورزی بودم، اما بعد ازاینکه متوجه بیماری فرزندم شدم، باید به صورت مداوم به تهران سفر می کردم و به دلیل همین مرخصی های زیاد، در پایان سال 94، قرارداد کاری با من بسته نشد. واکنش های غیر
هنوز باور ندارم!/ پلاسکو با علی فروریخت/از مردم سپاسگزاریم
ترسیدم و یا حسین گویان از خواب پریدم و نگران سمت تلفن رفتم و به علی زنگ زدم؛ بوق اول، بوق دوم، یا خدا چرا گوشی را جواب نمی دهد؛ حدود 20 دقیقه پی در پی زنگ زدم تا موفق شدم. الو! علی خوبی؟ نگران شدم؟ این گزارش می افزاید، مینا احمد زاده؛ 41 ساله، 21 سال است که با " شهید علی امینی" ازدواج کرده است و ماه عسل این ازدواج یک دختر 10 ساله است. وی چنین ادامه داد: اصلیت همسرم آذری است اما
دختر 17 ساله ای که نماد ایثار و فداکاری شد
شهید: آیا هیچ وقت پیش آمد که ساواک به خاطر این کتاب ها، آزار و اذیتی به شما برساند؟ به خاطر کتاب خیر، ولی یک بار ریختند در خانه ما و خواهرم فهیمه را گرفتند و بردند. پدرم هم همراهش رفتند. یک شب هم او را آنجا نگه داشتند. پدرم واقعاً ناراحت بودند. فهیمه آن موقع مدرسه رفاه می رفت و آنجا همیشه کانون مبارزه بود. زنان شهید: خود شما هم مدرسه رفاه رفتید؟ خیر، من دبیرستان
مغرور بودن همسر، باید چطوری رفتار کرد؟
سوال سلام همسرم بیش از حد بهانه می گیرد بیش از حد مغرور است منزل مادرم نمی آد میگه کم محلی دارند به من زنگ نمی زنند گاهی احوال بپرسند وقتی می آد مادرت این گفت اون گفت همش بهانه همش حرفای دوزاری دارم از دستش دیوونه می شم به جای این که باهاش احساس آرامش کنم وقتی می بینمش تنم می لرزه! در ضمن سه سال از من بزرگتره مشکلات معدوی و رودی داره مشکل عصبی داره و خیلی هم خودخواه تشریف داره البته تو یه
از ماجرای کَره تا اتاق های خانوادگی در اوین
انقلابی زندگی می کردند. در مراوده با بچه های آنها می شنیدم که آنها در خانه کَره دارند. یک روز به پدرم گفتم، این دوستان همسایه ما کَره دارند. پدرم جواب داد: وقتی همه مردم، کَره ندارند که بخورند پس ما هم نباید داشته باشیم. او خاطره دیگری درباره همین موضوع می گوید: روزی با پدرم به زندان اوین رفته بودم. پدر، رئیس زندان بود و من در فضای زندان می چرخیدم و بازی می کردم که ناگهان از محل تعاونی
نماینده فومن و شفت: افتخارم این است که در خانه ای انقلابی بزرگ شده ام
نماینده روحانی وارد مجلس شورای اسلامی شدند که از حوزه انتخابیه شهرستان های فومن و شفت جناب حجت الاسلام و المسلمین محمدمهدی افتخاری توانست وارد مجلس شود. شب گذشته بیستم بهمن ماه در جمع روحانیون شهرستان فومن شاهد همفکری جهت پیشرفت همه جانبه شهرستان با حضور مقامات عالی شهرستانی بودیم. در آعاز جلسه ای سه ساعته دادستان محترم شهرستان حجت الاسلام و المسلمین ایران عقیده در خصوص مبحث