سایر منابع:
سایر خبرها
60 توصیه رهبر انقلاب درباره خرید کالای ایرانی
درصد مصالحش از تولیدات داخلی است. بنده در قضیه ساختِ آن ساختمان چند بار قاطع این موضوع را گفتم و ابلاغ کردم که رفتند و دنبال کردند و شد. ما می توانیم؛ این همه تولید داخلی داریم: چینی، بلور و کارهای چوبیِ به این خوبی داریم، که باز آقایان و بخصوص این شرکتها از خارج می آورند! بیانات در دیدار کارگزاران نظام1382/05/15 پیوستن به سازمان تجارت جهانی از نظر من کاری است مثبت؛ اما هنگامی که ما
سروده ای زیبا برای شهدای غواص
صراط: حامد عسکری از شعرای جوان کشورمان، شعر زیر را بم مناسبت تشییع پیکر شهیدان غواص سروده است. نِنه ش میگفت بُواش قنداقه شو دید رو بازوش دس کشید مثل همیشه می گفت دِستاش مثه بال نِهنگه گِمونم ای پسر غِواص میشه نِنه ش میگفت: همه ش نزدیک شط بود میترسیدُم که دور شه از کنارُم به مو میگف : نِنِه میخام بزرگ شُم بِرُم سی لیلا مرواری بیارُم
آنجلینا تویی؟/طنز
نیز برخوردار می باشم، شوهر خوشتیپ و مایه داری هم دارم. نه یکی، نه دوتا، شیش تا بچه هم دارم. منتها کلا در زندگی ام احساس شادی نمی کنم، حس می کنم باید تغییر کنم و طور دیگری زندگی کنم. چند وقت پیش تحت تاثیر صحبت یکی از کارگردان های ایرانی سعی کردم کمی آدم شوم، حتی در انتخاب فیلم هایم دقت بیشتری کردم. منتها از وقتی دوباره ایشان گفته اند من آدم بشو نیستم، خیلی گریه کردم و احساس می کنم دچار
یک روایت اغراق آمیز از دفاع مقدس
کنید... چه سر و صدایی می کنه... اصلاً دست خودش نیست، اصلاً جان دادن سخته. حالا یه بچه دوتا پاشو کوسه ها خورده باشن یا خمپاره قطع کرده! او راحت تو ساحل نشسته یه آخ هم نمی گه! *اما واقعیت ماجرا چه بوده است؟ گروه شناسایی غواصی، زیر پای دشمن قبل شروع عملیات در تاریکی و سکوت در حال معبر زدن بودن که با انفجار مین، یا خمپاره یکی از نیروها دچار موج گرفتگی می شود، کنترلش رو از دست می
خوب موقعی آمدید
حرفی از پیشرفت و هسته ای و... نزنی!لغو تحریم هم که خواهشا مزاح نفرمایید! هان ای شهدا! دشمن که ذاتا زیاده خواه است لیکن آقایان از بس به او رو داده اند، زیاده خواه تر هم شده! و تو می بینی کاخ سفید، در باغ سبزی به حضرات نشان نمی دهد هیچ، این امتیاز را می دهی، آن امتیاز را می طلبد، آن امتیاز را می دهی، امتیاز دیگری را! اگر به جای این همه که ناز دشمن را خریده اند، دست نیاز به سوی خدای شهیدان
کیایی: قبل از "خط ویژه" از مصطفی زمانی خوشم نمی آمد!
. سین:چه کسی به شما گفت ساعت 6 صبح به دنیا آمدید؟ جیم:خانواده به من گفتند چون خودم اون روز را یادم نمی آید (باخنده). سین:از دوران کودکی چه چیزی بیش از همه در ذهن شما مانده است؟ جیم:من بیشتر از همه آتیش هایی که با مصطفی می سوزاندیم را یادم می آید. سین:کلا چند فرزند در خانواده هستید؟ جیم:سه برادریم. من، مصطفی و میلاد. مصطفی 5 سال از من
تا ثریا نرود دیوار کج!
من راست میگم. اصلا من دیگه سوار ماشین این راننده سرویس دروغگو نمی شم. مادر: ساکت باش. دیگه از این دروغ هات خسته شدم. یک بار دیگه دروغ بگی به پدرت می گم که باهات برخورد کنه. الان برو تو اتاقت نمی خوام ببینمت. پرده دوم مادر(با ملایمت): پسرم امروز چرا دیرتر از همیشه از مدرسه به خونه اومدی؟ نگرانت شدم زنگ زدم از راننده سرویس پرسیدم و گفت که شما رو مثل همیشه و راس ساعت، سر
مؤانست با علما حال دعا و تضرع می آورد
و بعد به خداوند عرضه می دارد: و اسمع دعایی / به زبان و تعبیر خودمانی به خدا می گویند خدایا میشه صدای من رو بشنوی؟ این ها حال آدم ها را منقلب کند. یک جا حضرت امیر علیه السلام در همان مناجات شعبانیه می فرماید الهی همه چیز من دست توست و بازگشت من به سمت توست. بعد می فرماید: فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ / من گریختم و آمدم به سوی تو. من فرار کرده ام و پشت تو آمده ام. چقدر این عبارات قشنگ و زیباست. آقای
تست گریم بازیگران بادیگارد حاتمی کیا +عکس
-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF www.tabnak.ir پرویز پرستویی بازیگر توانمند و صاحب نام سینمای ایران پس از ایفای نقش های به یاد ماندنی در فیلم های سینمایی “آژانس شیشه ای”، “روبان قرمز′′، “موج مرده”، “به نام پدر” و سریال تلویزیونی “خاک سرخ”، برای ششمین بار در مقام نقش نخست فیلم سینمایی “بادیگارد” مقابل دوربین ابراهیم حاتمی کیا قرار خواهد
اتفاق عجیبی که در عملیات کربلای 4 افتاد
خواست کمر خم کنیم. احمد گفت: خوب توی تبریز جا خوش کرده ای! - خب، حالا خدمتتان هستم. - امشب را اینجا باش، صبح کارت دارم. صبح شد، گفت: نزدیک مرز اتفاقاتی افتاده. چند نفر را بردار برو ببین جریان چیست. این موضوع طوری طرح شد که ناراحت شدم. درآمدم که: بابا، اینجا غیر از من کسی پیدا نمی شود؟ همه کارها را من باید انجام بدهم؟ کمی فکری شد و بعد به حالت
چیزی تا ایستگاه آخر نمانده
کارش رو یادم بدی. هردفعه گفتم، گفتی مردی که کار با ماشین لباسشویی رو بلد نباشه مرد نیست؛ بعد هم خندیدی و رفتی. گفتم خنده؛ خنده سالگرد ازدواجمون رو یادت هست؟ توی رستوران؛ پشت همون میزی که برای اولین بار شنیدی دوستت دارم. یادت هست از اینکه اون آقا جوونه، اونطور سانتی مانتال، اومد و گفت چی میل دارید و تو به جای پاستا گفتی پاشتا؟ ریسه رفتیم از خنده؛ خب اون بنده خدا چه گناهی کرده بود که باید به خنده ما
قفل آسایش- مینا میرقاسمی
انسانها داغ است و همه برای تدارک زندگی راحت و بدون مشکل برای خانواده خود تلاش می کنند که از یک طرف ممکن است مفید عمل کند ولی اگر به نکته های ریز قضیه توجه کنیم، کودکان را بی مسئولیت و بی قید بار می آورند که از کلی نگری و تفکر خودمختارانه دور می شوند. هم اکنون کمتر پدر و مادری را می توانیم بیابیم که فرزند خود را به تنهایی به مدرسه بفرستد ، کودکان حتی از تنها راه رفتن در خیابان نیز هراس دارند
ناگفته های رئیس تشکیلات مخفی حزب توده:کیانوری سپاه را جدی نمی گرفت
برخورد با حزب توده را داشته باشد. این موضوع چقدر درست است؟ پرتوی: حزب بعد از 28 مرداد تا سالهای قبل از انقلاب (53-54) که ما فعالیت خود را شروع کردیم، در داخل تشکیلاتی نداشت اما ارتباط اطلاعاتی حزب با شوروی فعال بود. شوروی ها چند جای دیگر دنیا هم فعالیت های جاسوسی مستقیم داشتند یعنی همه جا سعی می کردند افرادی را بخرند، حتی در سال هایی که حزب در ایران فعال نبود، شبکه های جاسوسی
فراز و فرودهای صنعت هسته ای کشور به روایت مهندس آبنیکی
اثبات این موضوع وجود دارد؟ دنیا در فناوری بادی و خورشیدی و اینها که همه فناوری های پاک هستند اصلا نتوانسته مثل فناوری هسته ای، برق زیادی تولید کند بخصوص که هزینه های آن بسیار سرسام آوری است. برای مثال تولید 1کیلووات برق با فناوری هایی که عرض شد حدود بیست سنت هزینه دارد اما 1کیلووات برق هسته ای با محاسبه تمام هزینه های ساخت نیروگاه و بهره برداری، فقط 6 تا 7 سنت هزینه دارد و این یعنی هزینه
روایت یک روز بدون کار با کودکان کار
بچه ها را چند درجه ارتقا داده اند. صحت این گفته وقتی معلوم می شود که با گذشت حدود یک ساعت و سی دقیقه از شروع مراسم، بچه ها که با دیدن خاله نرگس و دوستان به وجد آمده اند، به هر سوالی، با صدای بلند جواب می دهند. کار رنگین کمانی ها که تمام می شود، مجری برای اعلام آیتم بعدی بالای سن می رود و آقای خنده ایران را به اجرای برنامه فرا می خواند. حسن ریوندی برنامه اش را اجرا می کند اما بچه ها خسته تر از آن
استقلال زرد می پوشید و پرسپولیس سبز؟!
همکاری کنم. فکر کنم نمی دانستند من چند ساله هستم، چون از سن بلوغ صدای من همین قدر بم بود و از پشت تلفن همه فکر می کردند سن و سالم بالاست. یادم هست وقتی برای اولین بار من را دیدند با تعجب گفتند واقعا این صدای پشت تلفن تو هستی؟ کم کم کار جدی شد و از همان سایت وارد بازیگری شدم. سر صحنه کتاب فروشی هدهد مرضیه برومند رفته بودم برای گزارش، و سکانس پایانی فیلم قرار بود ضبط شود. یک
گفت وگو با مادری فداکار که با گذشتن از جانش کودکی را به زندگی بازگرداند/حس مادرانه مرا به عمق آب کشاند!
تنفسش به جریان افتاد، پدر و مادر امیرحسین به همراه خاله او سر رسیدند و با دیدن صحنه شوکه شدند و مدام خدا را شکر می کردند که فرزندشان غرق نشده و فوت نکرده است. امیرحسین را به خانواده اش تحویل دادم و بعد از آن اورژانس سر رسید و پدر و مادر امیرحسین او را به بیمارستان امام خمینی شهرستان چایپاره منتقل کردند. همچنان پیگیر حالش بودم که همان روز هم شنیدم که دکتر گفته بود که اگر این بچه چند دقیقه دیگر در
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (61)
سلامتی اون گارسونی که وقتی برای بار اولت رفتی تو یه رستوران و گفتی همون همیشگی، تورو جلو دوستات ضایع نکرد . و رفت گرونترین غذاشونو آورد که دوباره ازین غلط های اضافی نکنی !!! 23. داشتم با اتوبوس مسافرت میرفتم وسطای راه بودیم بلند داد زدم وایسا راننده زد روی ترمز همه با کله رفتن تو صندلی جلویی راننده گف چی شد گفتم هیچی اینجا نِتش خوبه ی چند لحظه
چند روزی است که اروند مدام مرا دلداری می دهد!
والیبال وارد مسابقه ها شد و به جای درنا، این نشان بانک سامان بود که بر سینه ی ملی پوشان ما می درخشید! تیم ملّی هم که پی در پی با نتایجی غیرقابل باور مشغول باختن از آمریکا و لهستان بود تا جایی که اروند [فرزند نویسنده] رو به من کرد و شاید برای دلداری دادنم گفت: پدر! چه خوب شد که این تیم والیبال با نشان درنا در بازی ها شرکت نکرد؛ وگرنه هم برای درناها بد می شد، هم برای محیط زیست و هم برای تو
شرح مناجات شعبانیه
/> خداوند صاحب عزت چون عزت از ناحیه خداست، اگر او دریغ فرماید، بنده به جُز از خداوند صاحبعزت از چه راهی می تواند، کسبِ عزت نماید. عزیزی که هرکز درش رو بتافت به هر در که رفت هیچ عزّت نیافت سعدی و چون ذلت و خواری نیز از سوی اوست، اگر او بنده ای را ذلیل نماید، چهکسی جز او می تواند، بنده را یاری رساند: گر ز چشمِ همه خلق بیفتم سهل است تو مینداز که
از میزان اشراف پاسدارها بر حزب شوکه شدم
عرصه نیروی هوایی و دریایی بود، به شوروی بدهم. این موضوع برای ما حل شده بود. با توجه به نوع ایدئولوژی که داشتیم و معتقد بودیم یک طرف اردوگاه آمریکا و طرف دیگر شوروی است و آمریکا دشمن است و مسئله ای ندارد که اطلاعات سری سلاح ها را به شوروی بدهیم. برخی افراد به خصوص از هُمافران بودند که نقش زیادی در تحولات انقلاب داشتند و به اسناد برخی مراکز دسترسی داشتند، یا برخی افراد که در کمیته های