سایر منابع:
سایر خبرها
تهدید جدی کی روش؛ تیم ملی بدون پرسپولیس؟
نرمش برانکو بخواد لجاجت کنه باید یک تودهنی محکم بخوره که حتما تو بازی با چین تو تهران این تودهنی رو بهش میزنیم! حالا ببینیند!! اقا سعید وقتی یه مربی که چند لول پایین تر از شماست بگه بعده اردو 3 کیلو بازیکنام چاق میشن و یه مدت طول میکشه به فرم برشون گردونم کیروش باید چی کار کنه ؟؟!!بعده دعوت اگر پرسپولیس دچار مشکل بشه 2باره برانکو به کیروش حمله کنه که بازیکنامو چاق کرد ....در ضمن برانکو
شهیدی که به خاطر کارشکنی مسئولان می خواست راننده تاکسی شود
یک سال مسئول موقت داشته است و در آنجا شیعیان در شرایط حساسی قرار دارند. قبلاً هم فعالیت فرهنگی درستی صورت نگرفته است و ما می خواهیم فردی مطمئن بفرستیم که کار را درست انجام دهد. من مطمئن تر از تو کسی را سراغ ندارم. مطمئن ترین فرد برای من شما هستی. این تکلیف بر گردن شماست. بعد از این صحبت ها من گفتم که دیگر تکلیف است و برای همین بعد از اتمام سال تحصیلی بچه ها، در اواخر مرداد ماه سال 1374 به مولتان
بزرگتر از آقای ترامپ هم نتوانستند ملت ایران را از مسیر خود برگردانند
مسجد قائم محلات اظهار داشت: شهید محلاتی یکی از یاران مخلص انقلاب و عاشق حضرت امام(ره) بود که برای خدمت شب و روز را نمی شناخت. وی افزود: امام ایشان را به عنوان نماینده خود در سپاه انتخاب کردند و در کنار هم ایام پر حادثه ای داشتیم و جالب آن که شهادت ایشان نیز صحنه ای از پرکاری شهید محلاتی است. عملیات والفجر 8 و آزادسازی فاو را در 21 بهمن 64 شروع کردیم؛ شهید محلاتی در رفت و آمد به تهران و
به بهانه چهارمین سالگرد شهید مدافع حرم سید حمید طباطبایی مهر/ سردار بی ادعا و سرباز ولایت که التماس هایش ...
. خدا کند دچار تصادف و بیماری نشوم. دعا کن خدا گیرم را برطرف کند و من را در زمره شهدا قرار دهد. از مکه که آمده بود مادرم می گفت : پیشانی ام را بوسید و گفت : مامان جان شما که قابل ندانستی برایم دعای شهادت کنید من در این سفر معنوی از خداوند خواستم مرگم را شهادت رقم بزند. مادرم گفت : بغض گلویم را گرفت و اشک در چشمانم حلقه بست و گفتم : انشاالله بعد از صد و بیست سال. همیشه به مادرم می گفت : تو
رزمندگان کهگیلویه وبویراحمد در عملیات والفجر 8 گمنام واقع شدند/اگر شهدا بودند به آمریکا اعتماد نمی کردند
دارید؟ عملیات کربلای 4 در سال 1365، قرار بود با تشخیص فرماندهان سپاه در منطقه اروندرود سه گردان خط شکن حضرت زهرا(س) از یاسوج، امام حسین(ع) از گچساران و یا رسول الله از دهدشت در این عملیات شرکت کنند. در این عملیات منطقه کاملا مشخص شده بود اما متاسفانه دشمن باخبر شده بود و عملیات لو رفت، اما گردان یا رسول الله دهدشت وارد عمل شده بود که تعداد بسیار زیادی از رزمندگان به شهادت
نگاهی دقیق تر به عملیات خیبر
عملیات خیبر یکی از مهمترین عملیات های جنگ 8 ساله بود که چون در اسفندماه 1362 انجام شد و غالبا در این روزها، خانواده های ایرانی در حال آماده شدن برای تحویل سال نو هستند، کمتر به آن پرداخته شده است. در این مطلب، سعی کرده ایم به نحوی موجز، فضای کشور و جنگ را در اسفند 62 برایتان ترسیم کنیم و در این کار از مطالب، عکس ها و نقشه های تاریخ جنگ هم بهره برده ایم. با درود به روح پر فتوح امام
از سینما و تئاتر چه خبر؟
می کرد. حسن نوروزی وفا ملقب به حسن فردین، شمس الدین دولتشاهی معروف به چیچو، محمد ذوالفقاری ملقب به محمد لالی، غلام میرزایی معروف به غلام ژاپنی، فتح الله بابازاده، غضنفر راوندی و جلیل ملک زاده همراه با سید امیرسیدزاده تهیه کننده فیلم روی سن آمدند. حسن نوروزی وفا ملقب به حسن فردین گفت: تشکر می کنم از خانم آهنگرانی که لطف کردند، آمدند و یادی از بچه های قدیم کردند. من 50 سال است
یک سوزن هم به کی روش بزنید
قرار است مصالحه انجام شود و از طرفین درگیری خواسته شده به اظهارات تنش زای خود پایان دهند. این وسط اما یک جای کار می لنگد. برانکو که مدت هاست سکوت کرده و تمرکزش را روی تیم خودش گذاشته و حتی در اوج درگیری ها برای تماشای بازی تیم ملی به ورزشگاه رفت تا حسن نیتش را نشان دهد، به حمایت از تیم ملی(مشخصا از روی اجبار) پرداخته تا قدم اول برای برقراری صلح تصنعی برداشته شود. دوشنبه شب در برنامه 90
گذشته و خاطره
. اونو مادرم تو بقالی دعوا می کردن و همه اون بچه ها وحشت زده شاهد ماجرا بودن. اون زنه باریک و بلند بود، عین یه دیلم، با یه مشت موی وزوزی سیاه، که اونم شروع می کرد به هوارزدن سر مادرم و تکون دادن دست های درازش... مادرم، با عصبانیت از اون جا می اومد بیرون، کوچول موچول، کج وکوله، با چتری فرورفته زیر بازو، با کیسه ای پرپاستا و قهوه و شکر که بابام بهش داده بود، اما اون همیشه یه کم پول می خواست. برمی گشت
چهره ها در شبکه های اجتماعی (409)
دعواهایی که یک سرش مسعود فراستی است اندکی تکراری شده، ولی باز از بی سوژگی خیلی بهتر است! حمید جان مثل اینکه پس از این سال ها هنوز جناب فراستی را نشناخته اید. اگر قرار بود فحش ندهد و تخریب نکند که دیگر فراستی نبود، میشد گلمکانی! افسانه چهره آزاد میهمان شب گذشته برنامه خندوانه بود. کاملاً مشخص است که رامبد به انتهای لیست میهمان های مورد نظر برای برنامه اش رسیده است. سلفی بدون شرح
فاطمیون پیش قراوولان جنگ سوریه
جانبازان جنگ تحمیلی ایران به شمار می آمدند. تا چه اندازه نقش بچه های فاطمیون را در آرام کردن بحران سوریه ویژه می دانید و این افراد چقدر توانسته اند تا الان موثر باشند؟ طبیعتا همه کسانی که در بحران سوریه و در جبهه مقاومت حضور دارند، از عراقی و افغانستانی و پاکستانی و لبنانی و حتی ایرانی هرکدام به سهم خود در این عرصه تاثیرگذارند و مجاهدت های خاص خود را دارند. اما با این حال نمی شود
جانباز شهیدی که همواره به فکر محرومین بود
سوم اسفند سال 92 به جوار الهی پر کشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت معصومه(س) تفرش آرام گرفت. گوشه ای از دست نوشته های شهید پس از مجروحیت در سال 60 هنوز آزمایش خود را پس نداده ایم، چون اگر در معرض آزمایش قرار می گرفتیم به توفیق شهادت دست می یافتیم؛ ولی افسوس که لیاقت و سعادت شهادت را نداشتیم. اما این را هم بگویم که برایم دعا کنید که با مرگ طبیعی نمیرم و بتوانم بازهم در جبهه
شما بنویسید: از نمایش پرسپولیس راضی بودید؟
میتونست با ی پاس رو ب عقب یا کنار بازیکن هم تیمی رو راه بندازه از همه اینا بگذریم من با این موضوع کنار نیومدم بعد از چندین سال ک چرا مهاجمای ایرانی از چند دهه پیش تا الان و با هر مربی ای، به محض دیدن مدافع صاحب توپ گوشه زمین روش خطا میکنن و ی توپ مفت و مجانی رو میدن ب حریف و فشار رو از روش برمیدارن درحالی ک با یکم پرس شانس 50-50 وجود داره برای پس گرفتن توپ وای خدا من چه با دانشم یکی
نگاهی به زندگی جوانی که امروز سالگرد شهادت اوست
دویدم که او را بیدار کنم. اما او از پشت پرده بیرون آمد و من تعجب کردم. به من گفت: حالا که متوجه شدی. می توانی وضو بگیری و نماز شب بخوانی. بعد از این هیچ گاه تو را بیدار نمی کنم، اگر مایل بودی خودت بیدار شو. با شروع جنگ تحمیلی، به جبهه های حق علیه باطل رفت. رفتن به جبهه را وظیفه شرعی خود می دانست، چون دستور امام (ره) بود. می گفت: ان شاءالله در جنگ پیروز می شویم. او در جبهه عهده دار مسئولیت های مختلفی
خاطرات فتنه 88 به روایت سردار شهید "مدافع حرم"
، سردار همدانی، سردار رزاقی و... که در این سن و موقعیت و بعد از بازنشسته شدن به شهادت رسیدند، به نظر می رسد یک ویژگی برجسته نسبت به دیگران دارند. آن ها در زندگی دنیایی خود توانستند در کسوت یک نظامی متعهد سال ها در داخل کشور خدمت کنند. زمان جنگ هم که در جبهه های جنگ تحمیلی درخشیدند و بعد از بازنشستگی که شاید از نظر همه وقت استراحتشان فرا رسیده است، داوطلبانه برای انتقال تجارب نظامی خود راهی سوریه
در خانه امام به روی کدام شهید باز بود؟
صراحتش هم باعث شد که آن مشکلات بین سپاه و ایشان پیدا شود. ماجرا چه بود؟ ایشان نظر داشت که هر کسی در سپاه نباشد و سپاه خالصاً و مخلصاً باید آنی باشد که امام می خواهند و می گویند. البته بچه های سپاه هم خوب بودند. خب، اوایلِ کار بود. ایشان در سپاه واقعاً نقش خوبی داشت. *از شهادت آیت الله محلاتی بگویید. ماجرای شهادتش این بود که وقتی ایشان به جبهه می رفت، در
التزام به صفات محمدی نام شهید محلاتی را جاودانه کرده است
رفتند و 12 شب برمی گشتند! دائماً در حال تلاش و تکاپو بودند. گاهی مادر اعتراض می کردند که: صبح می روید و شب می آیید و این بچه ها را به جان من می اندازید! ما هم بچه های شلوغی بودیم. مرحوم پدر در باره تحصیل ما، بسیار حساس بودند و حتی اگر پول هم نداشتند، قرض می کردند تا حتماً ما را در یک مدرسه خوبِ مذهبی ثبت نام کنند. یک سال در مدرسه علوی درس خواندیم، ولی بعد مرحوم پدر سر داستانِ آقای حلبی و انجمن
ماجرای شنیدنی وداع با شهدای گمنام در دانشگاه صنعتی بیرجند
یه مسجدی تو خیابون شهدا هر کی میخواد بره; بره. من رفتم به امید گفتم : نمیشه تو دانشگاه ما هم مراسمی مثل پارسال داشته باشیم . امید گفت فکر نکنم بشه. خلاصه ناامید شدیم. صبح روز بعد از اون جایی که قرار بود ترم بعد کنگره شهدای دانشجو رو داشته باشیم من یه سر رفتم بنیاد شهید برای جمع آوری اطلاعات شهدای دانشجو. روی دیوار بنیاد بنری نظرم رو جلب کرد که روش نوشته
تجربه چهار مرتبه جوخه اعدام گام های آن مرد را نلرزاند
از ماه ها مجاهدت و ایثارگری، در عملیات والفجر 8 ، در منطقه عملیاتی فاو ، در روز 27 بهمن 1364 بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سردارعلی فضلی در مورد نحوه شهادتش می گوید: گلوله در 15 متری ما به زمین خورد. من، حاجی، کلهر و احسانی نژاد بودیم. موجش همه مان را بلند کرد و به زمین کوبید. تا به خودم آمدم صدای جنگروی را شنیدم که ذکر می گفت. از بچه هایی که بالای سرم آمدند حال او را پرسیدم. ترکشی
نمونه عجیب از ولایت پذیری آیت الله محلاتی
زمین افتاد؛ با بدن های متلاشی و توصیف های آن چنانی. من متأسفانه در آن دوره ای که ایشان و یارانش شهید شدند، در جبهه بودم و بعد از یکی، دو روز برگشتم. اگر اشتباه نکنم آن حادثه بر سر مسأله فاو بود که رخ داد، با آن پیروزی های درخشانی که پیش آمده بود، برای مقابله با آن درخشش، منافقین می خواستند خودشیرینی کنند و بازی را به نفع صدام طوری تحت تأثیر قرار بدهند که این ضایعه پیش آمد. اما این کیفیت شهادت، برای
عملیات خیبر به روایت بچه های حاج قاسم
بود باید در مصرفش قناعت می شد. بچه ها می گفتند: تو اون شرایط بی آبی، اکبر جباری رو دیدیم که داره وضو می گیره. اعتراض کردیم و گفتیم: اکبر! تو داری تو این موقعیت و با این آب کم که فقط برای خوردنه وضو می گیری؟ با طمأنینه گفت: آدم وقتی می خواد پیش خدا برده باید با وضو و دست و صورت تر و تمیز و شسته بره! همین طور هم شد و چند لحظه بعد اکبر به شهادت رسید و با وضو به دیدار
بنیاد در آینه مطبوعات
، مردم با نگاهشان آزارم میدهند. هر که مرا می بیند، تصور میکند که در آتش سوزی یا تصادف صورتم به این حال و روز افتاده است. البته مردم هم تقصیری ندارند؛ جانبازان و شیمیایی های جنگ، نشانه ای ندارند که مردم عادی متوجه شوند وضعیت فعلیشان، یادگار جنگ و جبهه است. ازدواج به سبک ایرانی سال70 بود که به روستایمان برگشتم. شش سال از آخرین باری که به آنجا رفته بودم، میگذشت؛ چون از زمانی که برای سربازی
اس ام اس حسادت (2)
/> حالم حال گرگی است که خداوند توبه اش را پذیرفته اما مردمان می گویند توبه گرگ مرگ است ! . . . بچه که بودم فکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنند بزرگ شدم دیدم، شنیدم، رفتم، آمدم و یاد گرفتم نه، آدمها هم نیش میزنند هر چقدر صمیمی تر، عزیزتر نیششان سمی تر ! . . . آدم از هیچ چیز هیچ کس
پیچیدگی های حفاظتی یک عملیات به روایت سردار رشید
خرمشهر و بعد از آن که در عملیات رمضان ناموفق ماندیم. از تیر یا مرداد 1361 تلاش می کردیم که مجدداً بر دشمن برتری پیدا کنیم و جنگ را به شکل سال 1360 و آغاز سال 1361 پیش ببریم و می شود گفت تمام آن تلاش هایی را هم که انجام دادیم، در نیمه سال 1362 به منطقه والفجر 4 رفتیم یا همین طور در طی عملیات والفجر 2 و والفجر 3 در آغاز سال 1362، کلاً در حال تأمل و اندیشیدن به سر می بردیم. در واقع ما چون می خواستیم
اسفندقه: مخاطب باید ببیند دفتر عمر فروغ با چه شعرهایی بسته شده است/ یوسف نیا: خودشیفتگی وجه غالب مصاحبه ...
حتماً می دانید که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق، ثبت است بر جریده عالم دوام ما ، آن مصاحبه ای هم که شما اشاره کردید را دیدم. آنها راجع به فروغ صحبت نکردند، راجع به خودشان صحبت کردند. حتی راجع به ابتدای سیر شاعرانه فروغ هم صحبت نشد. بنابراین به نظر می رسد آن مصاحبه در باره شناخت شعر فروغ اصلاً ارزش علمی ندارد. اما چیزی که اتفاق می افتد این است که ما متوجه متن هستیم. متن یک شاعر تا وقتی که در قید حیات ظاهری است و بعد از اینکه رفت و به سرای باقی کوچ کرد، باید متوجه متن باشیم که در ابتدا چه گفته، انتها چه گفته و سیر تحول فکری او چه بوده است. ...
قانون بچه ها/ خرگوش بل گوش
گوش . دید که با گریه گرفته هردوگوش ، گفت بهش بازچی شده بازیگوش . بل گوش هم چوب آویخته به شاخه درختی رو نشونش داد وگفت: این چوب بی مصرف گوشامودردآورد، با سرنوک تیزش سرموخون آورد. لاکی گفت: خرگوشک تند وعجول ، اگه تند وبا شتاب نمی رفتی بی حساب ، این وضع و حالت نبود، حال واحوالت نبود. بل گوش پند لا کی رو نشنید . زودی از جاده پرید ، اون چوب واز شاخه چید. خرگوشک خواست که چوب رو طلسمش بکنه یا که با یه
باشگاه ارتش از استقلال و پرسپولیس بهتر است/ معرفی تکاوران حرفه ای!
بچه های سپاه که حد سمت راست ما بودند، رساندم. سرم را داخل سنگر کرده و درخواست کمک کردم و بعد از هوش رفتم. وقتی چشمم را باز کردم، دیدم اهواز هستم ومرتب من را به چپ و راست می چرخانند و عکس می گیرند، چون ترکش های زیادی درجمجمه ام گیر کرده بود. *در دوران جنگ فرماندهانی بودند که صدام برای کشتن و آوردن سر آن ها جایزه گذاشته بود و بسیار ترس و وحشت را بر دل فرماندهان عراقی انداخته بودند این
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (368)
1. خدابیامرز بابابزرگم انقدر بدهکار بود که بابام و عموهام نمیذاشتن بمیره. وقتی هم مرد تا دوسه سال به همه میگفتن زندس رفته مسافرت. 2. دوستاتون که زیر عکساتون تو اینستا مینویسن خوشتیپ و قلب و بوس اینا باهاتون شوخی میکنن شما جدی نگیرین یه وقت باورتون شه. 3. غمگینم، مثل بدنسازای روسیه که هیچوقت قرار نیست تیشرت بپوشن برن بیرون. 4. لاغر + پولدار = مانکن لاغر + بی
گزارش زنده: نود؛ مستقیم از استودیو11
بامداد به پایان می رسد. شب تان معنادار. - من تمام نظرات کارشناسی پرسپولیس سپاهان را خوندم. همه کارشناسان پنالتی دوم پرسپولیس را درست دونستند. حالا کیروش پور این افشاریان را از کجا پیدا کرده بود که بگه پنالتی نبود خیلی جالب بود ایشون خداداد افشاریان هستن؟! بله! یعنی همونی که فردوسی پور رو امشب...؟! بله بله! انتقام اون شبو یعنی عالی گرفت از عادل
کسب و کار فامیلی سر چهار راه
شعار سال : روزنامه ایران در ادامه می نویسد: اینجا تقاطع خیابان ستارخان و میدان توحید است. در هر ساعت از شبانه روز که از میدان توحید بگذرید با دستفروش های مختلفی روبه رو می شوید، دستفروش هایی که حالا شکل کارشان عوض شده است. آنها بر خلاف گذشته دست شان را جلو دیگران دراز نمی کنند در عوض شاخه گل نرگس و دستمال کاغذی می فروشند. کوچک ترها اما شیشه های ماشین را دستمال می کشند و با التماس از راننده ها پول می خواه