سایر منابع:
سایر خبرها
برادرکشی برای حمایت از خواهر
دادم تا اینکه از حال رفت و روی زمین افتاد. بعد از آن با پلیس 110 تماس گرفتم و موضوع درگیری را پیش کشیدم. رضا قبل از این به خاطر اعتیاد به شیشه، بیکار و از همسرش جدا شده بود. او مدام ما را اذیت می کرد. آن روز می خواستم از خواهرم حمایت کنم. سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به اعتراف متهم و تحقیقات انجام شده، از نقشه خانواده رضا برای
اقتصاد مقاومتی رویکرد سلبی است که به ایجاب می رسد
مسلمانان از مکه به مدینه است. به گونه ای که مهاجران خانه و زمین و نخلستان و تمام سرمایه های خود را رها کردند و با دست خالی به مدینه آمدند، چون تقریبا از محل زندگی خود فرار کردند به خاطر شرایط. پیامبر در آن شرایط طرح برادری مهاجر و انصار را مطرح کردند، طبق این طرح بایستی انصار یعنی اهل مدینه تمام داشته های خود را با مهاجران تقسیم کنند. علت این اقدام آن بود که نهال نوپای اسلام تقویت شود و دشمنان ناامید
دستانی سبز برای زندگی سیاه
بخواند. آن روز حال عجیبی داشتم و بدجوری دلم می خواست جای آنها بودم و مشرف می شدم اما من کجا و خانه خدا کجا. چند وقت از این ماجرا گذشت که یک روز آقای بوذری همان فرد خیر به من گفت: می خواهم ضامن کسی شوی می توانی؟ گفتم اگر شما فکر می کنید می توانم من حرفی ندارم، چکار باید بکنم؟ به من گفت: شما شناسنامه ات را به من بده تا ضمانت کسی را بکنیم. من هم شناسنامه ام را دادم و چند روز بعد به من تحویل
قتل یا محاربه؛ گره کور و عیان اجرای حکم قاتل شهید مرادخانی
برگزار شد و با توجه به اعترافات صریح متهمان پرونده، قاضی پرونده، عامل شهادت علیرضا مرادخانی را که پیش از این 4 سابقه کیفری داشت، به قصاص محکوم کرد. رای صادره در شعبه یازدهم دیوانعالی کشور مورد تایید قرار گرفت و پس از قطعی شدن حکم، پرونده در تاریخ 20 تیر سال 91 برای اجرای حکم به واحد اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب به مرکز استان البرز کرج ارسال شد. اما در حالی تا چند روز دیگر، سومین
قرائت جزء سوم، مناجات و دعای روز سوم ماه مبارک رمضان
مخصوص ماه رمضان در کویت گزارش سوم:"رمضان درکویت" فضای روحانی و خاصی در ماه رمضان بر سرتاسر این کشور حکم فرماست و در روز آخر شعبان مراسم ویژه ای به نام قریش برگزار می شود که در این مراسم، مردم پایان ماه شعبان و فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را جشن و شرینی و حلوای خاصی را بین مردم و خانواده ها توزیع می کنند. در پنج روز اول این ماه مردم در دیدارهای خیابانی یا با حضور در خانه بزرگان فرا
مخالفان و موافقان اهدای عضو چه می گویند؟
او را سریعا به بیمارستان منتقل کردیم. در همان حین که درگیر کارهای برادرم بودم و با دلواپسی به آدم های اطرافم نگاه می کردم و زیر لب از خدا می خواستم به او عمر دوباره بدهد، دو مورد مرگ مغزی در بیمارستان رخ داد و این باعث شد در این زمینه کنجکاو شوم. برای رفع کنجکاویم شروع به پرس وجو کردم و متوجه شدم که در همان بیمارستان 600-500 نفر نیازمند به اعضای مختلف در لیست انتظار هستند، افرادی که تک تک لحظه
اقدام به خودکشی دانشجو درخوابگاه، چاقوکشی برای دکتر مشاور
علت و نحوه ی رفتن دکتر به آنجا مشخص نشده است) در همین حین عده ای از دانشجویان و به گزارش شاهدان عده ای با شنیدن صدای فریاد، خود را به طبقه ی زیر زمین میرسانند و مشاهده می کنند که آن دانشجو در حال چاقو زدن به دکتر مشاوره است اما با دیدن چاقو در دستان وی می هراسند و کاری از پیش نمی برند. فرد که چند ضربه ای با چاقو بر بدن دکتر وارد می کند با دیدن افرادی که خود را به محل حادثه رساندند، دیگر راهی برای
اطلاع رسانی مناسب در بحران ها میزان خسارت را کم می کند؛ رامین رادنیا در گفت وگو با شفقنا رسانه بیان کرد
اطلاع رسانی می شد که مسیر درست برای خروج از منطقه کدام است، میزان کشته شدگان می توانست کمتر باشد. ولی از آنجا که ساختار اطلاع رسانی و ارتباط بین نهاد اطلاع رسان و رادیو و دستگاه مدیریت حوادث قطع بود، مردم به جای فرار از آتش به سمت حلقه آتش رفتند. نمونه ی موفق اطلاع رسانی زلزله و سونامی 2011 ژاپن بود. بلافاصله بعد از وقوع زلزله، احتمال سونامی در زیرنویس تلویزیون ژاپن نوشته می شود، به موبایل افراد
سارقان خانه های اعیانی باجناق بودند
به گزارش خبرنگار ما، چندی قبل مردی به اداره پلیس رفت و اعلام کرد سارق یا سارقانی به منزلش دستبرد زده و پول و طلاهایش را سرقت کرده اند. شاکی در توضیح ماجرا گفت: خانه ام حوالی خیابان قلهک است. امروز عصر به همراه خانواده ام به مهمانی رفتیم. وقتی شب به خانه برگشتیم قفل در خانه تخریب شده بود و وسایل خانه به هم ریخته بود. همان لحظه فهمیدیم که دزد به خانه زده است. وقتی به محل نگهداری پول و جواهرات رفتم
نشانی وحشت در دست دزد فریبکار
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 15:30 دقیقه روز 27 خردادماه، مأموران کلانتری 118 در حال گشت زنی در خیابان شهید گلاب بودند که به سرنشین یک دستگاه موتورسیکلت هوندا 125 مشکی رنگ مشکوک شدند و فرمان ایست دادند. راننده وقتی متوجه هشدار پلیس شد سعی کرد از محل فرار کند، اما در تعقیب و گریز با مأموران دستگیر شد. بعد از آن مأموران مرد 34 ساله را که سعید. و نام داشت بازرسی بدنی کردند و یک چاقو، سیم چین، کیف دستی
سعی کردم به توصیه چخوف عمل کنم/ از ادبیات کهن دست برنداشتم
/> بعد از ظهرها من و حسین پشت اداره می نشستیم و از کاغذهای اداری که با سریش به هم چسبانده بودیم، طومار درازی درست می کردیم و داستان رستم و سهراب و اسفندیار که نقلش را بارها شنیده بودیم بر روی آن به شیوه کمیک استریپ ، بدون اینکه نمونه ای از آن را دیده باشیم، نقاشی می کردیم. تصاویر به صورت وقایع پشت سر هم کشیده می شد. من به دلیل اینکه برادر بزرگتر بودم، رستم را انتخاب می کردم و او قهرمان شکست خورده را
رمزگشایی از مرگ جوان 26 ساله/ شکایت خانواده مقتول از پلیس
پلیسی به ماموران گفت : در روز حادثه زمانیکه به خانه آمدم، دیدم برادرم (متوفی) در حال کتک زدن خواهرم است؛ با توجه به اینکه برادرم به علت اعتیاد و بیکاری و متارکه از همسرش، سابقه درگیری با اعضای خانواده اش را داشت و به زور از اعضای خانواده برای تهیه مواد پول می گرفت، من به کمک خواهرم رفتم که رضا با برداشتن لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد که سرم دچار شکستگی و خونریزی شد؛ در حالیکه عصبانی شده بودم، با
داوود فنایی: رمز دوستی با عابدزاده احترام بود/نمره گلرهای لیگ برتری زیر 10 است/نمی توان هم به فوتبال ...
، 9 صبح به باشگاه می رفتیم و همان جا صبحانه می خوردیم. سپس مربی اگر می خواست آنالیز کند یا تمرین بدنسازی بدهد نگاه می کردیم و هشت شب هم کمپ را ترک می کردیم. * مثل یک کار اداری... دقیقا چون بازیکن پول بسیار کلانی می گیرد. می گویند پول دریافتی بازیکنان ایرانی را نمی توان با حتی امارات مقایسه کرد. این مسئله را من هم قبول دارم ولی اگر بخواهیم در مملکت خودمان حساب کنیم درآمد
اورهان پاموک: استانبول رابطه من و مادرم را خراب کرد
سیاسی بنویسم و در آن به درگیری های روحی خودم بپردازم؟ منی که از یک خانواده متوسط رو به بالا بودم و در قبال آن ها که نماینده ای در دنیای سیاست ندارند، احساس مسوولیت می کردم. من به هنر رمان نویسی اعتقاد داشتم. خیلی عجیب است که همین تو را به یک بیگانه تبدیل می کند. پس به خودم گفتم که یک رمان سیاسی می نویسم. به محض تمام کردن نام من سرخ ، این کار را شروع کردم. چرا داستان تان را در شهر کوچکی
راز مرگ مرد شیشه ای در زندان پس از دو سال کشف شد
اش درگیری داشته است اما با وجود این اعضای خانواده رضا در تحقیقات ابتدایی هرگونه درگیری با وی را نپذیرفته بودند. کارآگاهان با تناقض گویی هایی نزد خانواده رضا مواجه شدند تا اینکه برادر 25 ساله قربانی به نام مسعود گفت: روز حادثه زمانی که به خانه رفتم، دیدم برادرم در حال کتک زدن خواهرم است. برادرم شیشه ای و از همسرش نیز متارکه کرده بود و همیشه خانواده ام را اذیت می کرد و از آنها به زور پول می گرفت تا
معرفی فیلم های روز: Insidious: Chapter 3
آزمون ورودی نتوانسته خوب عمل کند، دچار یک حادثه رانندگی خطرناک می شود که تقریباً او را تا یک قدمی مرگ می برد. او زنده می ماند اما هر دو پایش را گچ می گیرند. بعد از سه هفته بستری شدن در بیمارستان، به او اجازه داده می شود تا با پدرش شون (درموت مولرونی) به خانه برود. تجربه وحشتناک او باعث شده که پایش به دنیای ماوراءالطبیعه باز شود و موجودی قدرتمند و بدجنس مدام سایه به سایه تعقیبش می کند. وقتی شون
دخترک، قربانی عصبانیت پدر
کشت و مرا تهدید کرد که اگر از این ماجرا حرفی به کسی بزنم، مرا هم خواهد کشت. می دانم اگر همسرم بفهمد که من این موضوع را به پلیس گفته ام؛ مرا به قتل می رساند اما از طرفی حس مادری اجازه نمی دهد تا راز این قتل را برملا نکنم. برای همین تصمیم گرفتم که این ماجرا را به پلیس اطلاع دهم. شب منتظر ماندم تا همسرم به خواب برود و بعد از این که خوابش کمی سنگین شد، مخفیانه از خانه خارج شدم و به اینجا آمدم
دندانپزشک، فوتبالیست، مدل و تاکسی دار!
بهادران که بعد از گلزنی مقابل یمن در مرحله مقدماتی جام جهانی 2018 تبدیل به ستاره تیم فیلیپین شده است، برای سر زدن به خانواده اش به تهران آمده. او پدری ایرانی و مادری فیلیپینی دارد و به تازگی تحصیلات خود را در رشته دندانپزشکی به پایان رسانده است. بهادران 28 ساله خوش صحبت و گرم بود و گفت وگو با وی لحظات جالبی را برای ما رقم زد. در پاسارگاد فیلیپن بازی می کردم اگر به پروفایل من
روزنامه های الکی خوش باز هم درباره آمریکا به جدول زدند/روسیه و عربستان قرارداد هسته ای امضا کردند/انتقاد ...
در جایگاه مراسم شهدا در ادامه واکنش ها به برخی حاشیه های مراسم وداع با شهدا در روز سه شنبه، حجت الاسلام زائری کارشناس مذهبی در یادداشتی اینستاگرامی به برنامه ریزان مراسم خرده گرفته که چرا اجازه داده اند محمود احمدی نژاد به جایگاه برود. در بخشی از این یادداشت آمده است: این عکس ها را ندیده بودم و از حضور احمدی نژاد در مراسم تشییع جنازه شهدا در بهارستان خبر نداشتم. من هم مثل صدها هزار نفر
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (1)
را با خودش جمع کردم. هوا هم بارانی بود و زمین خیس. امیر هم مصدوم بودبلند شد گفت چه کار می کنی...؟ بازی را ادامه دادیم و 2-1 باختیم. فصل تمام شد و با من تماس گرفتند برای استقلال. تماس از طرف کی بود؟ امیر قلعه نویی تماس گرفت. یک رفیق فابریک داشتم، آرش قویدل؛ هم مدرسه ای بودیم؛ یا من شب خانه آنها بودم یا او خانه ما. من اسم آن دوران را دوران گرسنگی می گذارم. خانه ما طبقه دوم بود
ازادعای پولدار بودن دولت یازدهم و ناگفته های جلسه قبل از کاندیداتوری روحانی تا متلک حدادیان به هاشمی و ...
و کرج با آب بازی مختلط و روزه خواری در ملا عام حرمت نخستین روز ماه مبارک رمضان را شکستند و این درحالی است که نهادهای مسئول علیرغم اطلاع قبلی از این تجمع، به هیچ وجه اقدام پیشگیرانه و قاطعی انجام ندادند و تنها نظاره گر این فضا بودند. این همایش هنجارشکنانه در پارک ایران زمین کرج و پارک تندرستی فردیس با حضور عده ای دختر و پسر شکل گرفت و خانواده های بسیاری در پارک شاهد این رفتار نامناسب
دستانی که روی مین جا ماند و جانبازی که طعم تابوت شهادت را چشید
را از خانه نشینی و روزمرگی خارج کنیم. شرطم برای ازدواج تقوا، حجاب و ایمان بود مدیر خانه نور خراسان رضوی اظهار می کند: بعد از مجروحیت ازدواج کردم؛ به یاد دارم سال 64 از حج واجب که برگشتم گفتند چند فرد هستند می خواهند احوال شما را بپرسند آمدند و احوال پرسیدند و رفتند روز بعد از بنیاد شهید تماس گرفتند که سریع بیا بنیاد آن زمان بنیاد شهید در خیابان خاکی بود همان ساختمانی که امروز تبدیل به
دورهمی جذاب سروش صحت و بازیگران شمعدونی /عکس
کوچه مروارید بودم که سعید سالارزهی تهیه کننده و کارگردان سریال ساعت 12 شب به من گفت که سروش صحت بازیگر نقش اول کارش را پیدا نکرده و او مرا معرفی کرده. یادم است خندیدم و گفتم نقش اول را که همین جوری به من نمی دهند! (با خنده). گفت حالا تو برو ضرر ندارد. خلاصه رفتم اما به نتیجه کار اصلا مطمئن نبودم. وقتی برای بازی در این نقش تست دادم با وجود اینکه لبخند رضایت را روی لب های آنها دیدم اما باز با خودم
نزاع دسته جمعی بر سر آب دادن گوسفندان با قتل پایان یافت/29 نفر دستگیر شدند
دستگیری فرد متهم به قتل و افراد درگیر در نزاع شدند که در این رابطه 29 نفر دستگیر شده و به دستور مقام قضایی برخی از مجروحان دستگیر شده تحت نظر پلیس جهت مدوا به بیمارستان منتقل شده اند. فرمانده انتظامی شهرستان شیروان خاطر نشان کرد: پرونده قتل و نزاع به همراه متهمان جهت سیر مراحل قانونی به مقام قضایی تحویل داده شد. انتهای پیام/
اعتراف جوان20ساله ای که با همدستی همسرش ودر برابرچشمان کودک6ماهه شان مرتکب قتل شدند
فروخته بودم. شب حادثه نقشه ای برای سرقت یک خودرو کشیدم و آن را با همسرم در میان گذاشتم. صبح روز بعد از خانه بیرون آمدم و پس از آن که مقداری شیشه در کنار دوستانم کشیدم به منزل بازگشتم. وقتی مواد می کشیدم احساس می کردم 10نفر را حریف هستم. آن روز با یک تاکسی و به همراه همسرم به جمعه بازار خودرو رفتیم. او در پاسخ به سوال قاضی که چرا همسرت را با خود بردی ؟ گفت: قیافه من خیلی تابلو بود و می
آغاز اسارت:بازجویی با آتش سیگار و آب جوش
همین دلیل مسجد کوچکی بنا کرده بودند تا به خاطر این فاصله بتوانند از چنین فضایی استفاده معنوی ببرند. این مسجد سراسر معنویت بود و بچه ها هر موقع که دلشان تنگ می شد به آنجا می رفتند. قبل از عملیات کربلای 4 گاهی به آنجا می رفتم و در تنهایی به وصیت نامه و توصیه های نهایی فکر می کردم. یک روز وقتی از مسجد بیرون آمدم چند نفر از دوستان را دیدم که از دسته و گروهان خودمان بودند. آنها بچه های شوخ
راز جنایت خانوادگی در گزارش پزشکی قانونی
. من هم به کمک خواهرم رفتم اما رضا با لوله جاروبرقی چند ضربه به سرم زد. من هم که عصبانی شده بودم با دست راستم گلویش را چند دقیقه فشار دادم و او سست شد و روی زمین افتاد. در ادامه با پلیس 110تماس گرفتیم و مأموران رضا را با خود بردند. سرهنگ آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، در این باره گفت: بررسی ها نشان می دهد این خانواده قصد داشتند این حادثه را به گردن مأموران بیندازند اما گزارش پزشکی قانونی حقیقت را برملا کرد و در حال حاضر متهم پرونده با صدور قرار قانونی در بازداشت به سر می برد. ...
رنج های دختر 9ساله بیمار و راننده ای که از صحنه تصادف گریخت
مادر تزریق می کند تا بتواند روز سخت دیگری را سپری کند؛ در مدتی که ازدواج کردم، سختی های زیادی کشیدم اما در این مدت یک اتفاق برایم رخ داد که تلخ تر از تمام این سختی ها بود. یک روز که برای خرید داروهای مهرنوش به داروخانه 13آبان رفته بودم، به من گفتند دارو ساعت 4بعدازظهر می آید و در حال حاضر دارویی موجود نیست. از آنجا که راهم خیلی دور بود و نمی توانستم به خانه برگردم کنار داروخانه نشستم تا زمان بگذرد
شایعات تازه در پرونده اسیدپاشی اصفهان
نفر با دارا بودن بیش از 250فقره خشونت علیه زنان بیشتر مورد ظن بود که بازجویی های بیشتر و موشکافانه تری روی این مورد انجام شد. این فرد همچنین دست به سرقت های سریالی از خانه ها در اصفهان می زد که در حال حاضر یکی از قربانیان در مواجهه حضوری با متهم او را شناسایی کرده است. وکیل پرونده اسیدپاشی در پاسخ به این سؤال که آیا این فرد دستگیر شده متهم جنایت اسیدپاشی است، گفت: نمی خواهم بگویم 100درصد
لیست بلند جرایم اصحاب فتنه از تخریب اموال عمومی تا آتش زدن مساجد(پاورقی)
تقلب صددرصد است. یعنی حتی قبل از انتخابات هم این را ما شنیده بودیم. من امیدوارم که اول خداوند متعال [و بعد] مردم عزیز و همین طور دادگاه من را ببخشند. قاضی: در مورد نرده های بزرگراه امام هم توضیح بدید! متهم: ببخشید؟! قاضی: نرده هایی که در بزرگراه یادگار امام، شما شرکت داشتید در... متهم: بنده شرکت داشتم؟! قاضی: بله. متهم: خیر، بنده در یادگار امام اصلا نبودم، عرض می