سایر منابع:
سایر خبرها
جزییات تازه از پرونده قتل ستایش | او شب در کنار جسد ستایش خوابیده بود
اظهاراتش در سه چهار سال گذشته هر روز مشروب می خورد و در محل زندگی آنها امکان دسترسی به مشروبات الکلی فراهم بود. او چند روز قبل از قتل ستایش مصرف مشروبات الکلی و سیگار را بیشتر کرده بود. او در یک طبقه از خانه ای دو طبقه به صورت مستقل و تنها زندگی می کرد. روز حادثه خواهرزاده قاتل، با ستایش در حیاط سرگرم بازی بودند و زمانی که ستایش تنها شده بود امیرحسین (قاتل) ستایش را به بهانه ای به محل زندگی اش
از گوشه و کنار
کارکنان موسسه با استفاده از کپسول خاموش کننده، آتش را مهار کردند. به گزارش ایرنا، موسسه مالی دچار دود گرفتگی و خسارت جزئی شد اما به سامانه بانکی صدمه ای وارد نشد. فرد متخلف توسط ماموران انتظامی بازداشت شد. از علت وقوع این حادثه اطلاعی در دست نیست. کامیون4دانش آموز نیکشهری را زیر گرفت مدیر کل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان گفت: چهار دانش آموز دختر مقطع اول متوسطه صبح یکشنبه بر
روایت شبانه یک دزدی در 6 پرده/ زورگیری ادامه دارد
الان وسایلش را طوری جمع و جور می کند که اگر زورگیران به سراغش آمدند همه را دودستی تحویل دهد و دست کم نیش چاقو یا قمه را تجربه نکند. البته برخی هم از خوش شانسی هایشان می گویند. مثل مهرداد . او عنوان می کند: یک بار دو جوان می خواستند او را با چاقو خفت کنند و موفق به فرار از دست شان شده است. پرده چهارم فرید حالا از سایه اش می ترسد. شب ها از خانه بیرون نمی رود. می ترسد دوباره آن کابوس
پلمب 30 واحد صنفی متخلف در آذربایجان شرقی
امور صنفی برابر ماده 27 قانون نظام صنفی پلمپ شدند. فرمانده انتظامی شهرستان شبستر در پایان ضمن تاکید بر ادامه طرح های نظارت بر اماکن و صنوف مختلف و قدردانی از همکاری خوب شهروندان با پلیس در اجرای این گونه طرح ها، از مردم خواست تا در صورت مشاهده و یا برخورد با تخلفات صنفی، موضوع را بلافاصله به مرکز فوریت های پلیسی 110 اطلاع دهند. پلمب 2 واحد صنفی به علت فروش مواد محترقه در بناب
کشف بیش از1میلیون عددموادمحترقه
در شب چهارشنبه سوری مخالف نیست اما طبق ضوابط قانونی با هنجارشکنان برخورد قاطع خواهد کرد. فرمانده انتظامی استان با بیان اینکه برگزاری آیین سنتی به صورت محله محور مورد تأکید پلیس است، گفت: کشفیات مواد محترقه در سال 95 نسبت به مدت مشابه سال قبل 657 درصد رشد داشته است. سردار امان اللهی اظهار کرد: آموزش به ویژه از سوی مدارس می تواند تا حد زیادی از آسیب های ناشی از آتش بازی چهارشنبه پایانی سال بکاهد، همچنین اگر والدین عواقب استفاده از موادمحترقه را به فرزندان خود گوشزد کنند، حوادث ناشی از آن به حداقل خواهد رسید. ...
اشرافی گری، بی توجهی به محرومان؛ آفت های عدم تحقق آرمان های انقلاب اسلامی/ امام خمینی : آن روزی که دولت ...
کارگزاران اشرافی : امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به شریح (که از مسئولین حکومت بود) و خانه ای با قیمت گزاف خریده بود، با نگاه خشم آلودی فرمود: ای شریح! به زودی کسی به سراغت می آید که به نوشته ات نگاه نمی کند، و از گواهانت نمی پرسد، تا تو را از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد. ای شریح! اندیشه کن که آن خانه را با مال دیگران یا با پول حرام نخریده باشی، که آنگاه خانه دنیا و آخرت را از دست
چهارشنبه سوری با آرامش می خواهیم
از تشکیل کمپین های دانش آموزی در مدارس برای استفاده نکردن از مواد محترقه در روزهای پایانی سال به ویژه شب چهارشنبه سوری حمایت می کنیم. مهدی فیض با بیان اینکه در مدارس نیز معاونان پرورشی به دانش آموزان توضیح می دهند تا سطح آگاهی آنها در این زمینه بیشتر شود، افزود: با توجه به حادثه تلخ ساختمان پلاسکو امسال توقع این است که همکاری و همدلی بیشتری با آتش نشانان داشته باشند تا چهارشنبه بدون
مردم گله مندند
عباس شمسعلی اشاره:تبعیض و استفاده برخی افراد از موقعیت های ویژه که دیگران از آن محروم هستند یکی از معضلاتی است که قطعاً در تمام جوامع مورد نکوهش می باشد. این یک حس طبیعی است که هیچ کس دوست ندارد فرد دیگری با زیر پا گذاشتن حق او بدون صلاحیت و شرایط لازم به امتیازی ... عباس شمسعلی اشاره: تبعیض و استفاده برخی افراد از موقعیت های ویژه که دیگران از آن محروم هستند یکی از معضلاتی است که قطعاً در تمام جوامع مورد نکوهش می باشد. این یک حس طبیعی است که هیچ کس دوست ندارد فرد دیگری با زیر پا گذاشتن حق او بدون صلاحیت و شرایط لازم به امتیازی برسد که استحقاق آن را نداشته است. این امر ناپسند گاه در زندگی روزمره و شخصی ما اتفاق می افتد و گاه در ابعاد بزرگ تر و در زندگی اجتماعی. در این نوشتار با نگاهی به انواع تبعیض های اجتماعی نگاهی خاص به سیر رشد روزافزون این پدیده در بدنه اجرایی کشورمان طی سال های اخیر خواهیم داشت. اولین تجربه های شخصی از تبعیض از نوجوانی و شاید اندکی بعد و قبل از آن یکی از چیزهایی که مرا آزار می داد این بود که عده ای بدون تحمل سختی با پا گذاشتن بر روی حق و بدون رعایت عدالت به چیزی برسند که استحقاق آن را نداشتند. اگر بخواهم برجسته ترین مصداق های شخصی این موضوع را بیان کنم ضمن اینکه یادآوری آنها نیز هنوز تلخ و آزاردهنده است، باید به چند مثال اشاره کنم، شاید دیگران هم با این درد سال های نه چندان دور که شاید در برخی موارد هنوز هم وجود داشته باشد با من مشترک باشند. یکی از این موارد صف های خاطره انگیز دوران کودکی و نوجوانی ما در سال های دهه 60 و 70 است. صف هایی که خیلی ها با آن خاطره دارند و جالب اینکه فقیر و غنی در کنار هم در این صف ها حضور داشتند. هنوز نمی توانم ایستادگی مثال زدنی در صف های ترسناک نانوایی، اقلام متعدد کوپنی، پرداخت قبوض بانکی، صف شیر دولتی و... را از خاطر ببرم. صف هایی که شاید به اندازه یک خدمت سربازی از من و همدوره های من مرد ساخت و انصافاً امروز بخشی از ایستادگی و پایداری خود و هم نسلان خود را مدیون آن صفوف به هم پیوسته می دانم! هر چند آن زمان تحمل صف هایی که گاه تا چند ساعت از بهترین و شیرین ترین لحظات و روزهای عمر ما را می گرفت سخت بود اما در پایان هنگامی که پیروزمندانه با در دست داشتن فلان جنس کوپنی یا نان تازه، صفوف مردم همچنان منتظر را می شکافتیم و به سمت خانه می رفتیم گویی احساس دریافت مدال طلا در فینال کشتی المپیک آن هم پس از شکست دادن الکساندر مدوید قهرمان افسانه ای روس ها را داشتیم. اما سختی ایستادن در صف به جای خود، آنچه بیش از این سختی من و امثال من را اذیت می کرد تبعیض های وحشتناکی بود که در این صفوف بارها به چشم خود دیدیم و بغض در گلو فرو بردیم به امید آنکه یک روز هر چه فریاد داریم بر سر نانوا و بقال محل و یا آن کارمند بانک بکشیم. بله هنگامی که بعد از مدت مدید که در صف نانوایی بودیم، فلان آقای آشنا با نانوا با یک اشاره و در حالی که یک لبخند خیلی زشت بر لبش بود پیروزمندانه بدون ایستادن در صف به مقصود خود می رسید و یا هنگامی که قبض آب و برق در دست پشت باجه بانک از روی بیکاری همزمان با کارمند بانک پول های دریافتی و پرداختی وی را می شمردیم تا زمان زودتر بگذرد و نوبت ما شود، در یک لحظه در بانک باز می شد و فلان آقا گاه حتی بدون آمدن به سمت صف از پشت باجه به طور ویژه کار بانکی خود را ضمن احوالپرسی گرم با کارمندان و رئیس بانک انجام می داد، حس غریبی وجود ما را فرا می گرفت. یا زمانی که در صف شیر بیان ناامید کننده بقال محل، گوش ما را می نواخت که شیر دولتی تمام شده اما ساعتی بعد در حالی که شاهد رد و بدل شدن همان شیر مثلا تمام شده بین بقال و فلان مشتری بودیم دلمان به حال آن گاو بیچاره که خود نیز راضی نبود با شیرش این چنین بازی شود می سوخت. فلسفه تبعیض و پارتی بازی قصه پرغصه صف ها و تبعیض هایی که در ذهن کودکی و نوجوانی من و امثال من حک شده نمونه های دیگری هم دارد که بگذریم. اما من خیلی وقت ها اصل ماجرا را نمی دانستم. آن زمان نمی دانستم اسم این کارها دقیقاً چیست. شاید کم کم می فهمیدم به این کار پارتی بازی می گویند البته به گمانم آن موقع هنوز کلمه های ویژه خواری و رانت خواری اختراع نشده بود وگرنه اسم خوبی بودند برای آن کارها. اما بعد ها در صف های دیگر به برخی رابطه های فلسفی عمیق در پشت این کارها پی بردم. بعدها فهمیدم بسیاری از این به قول آن موقع پارتی بازی و به قول امروزی ها ویژه خواری ها خیلی هم بی حکمت و فلسفه نبوده است. چراکه وقتی بقال محل به صف نانوایی می آمد و بدون نوبت نان می گرفت فردا روزی نانوا هم به بقالی می رفت و شیر پنهان شده در اعماق یخچال مغازه را تحویل می گرفت. یا موقعی که کارمند بانک به نانوایی یا بقالی می رفت سریع کارش راه می افتاد پس آن بقال و نانوا هم در مراجعه به بانک نباید معطل می شدند و.... کم کم بود که فهمیدم در ویژه خواری هم باید رعایت یک سری اصول را کرد! به هرحال هرچه بود با گذشت زمان بسیاری از آن صف ها دیگر یا از بین رفت یا خلوت شد. دیگر مردم بیشتر برنج خور شدند یا نان صنعتی مصرف کردند تا نانوایی خلوت شود. خیلی از کارهای بانکی غیرحضوری شد تا من و امثال من وقت شریف بانک را نگیریم و جا برای مشتریان اصلی بانک باز شود. خدا را شکر جنس کوپنی هم از چرخه اقتصاد کشور محو شد تا نوجوانان امروز این مرز و بوم وقت عزیزی که باید صرف کلش آو کلنز بازی شود را بیهوده در صف از دست ندهند.(راستی ایستادن نوجوانان موبایل به دست و هدفون در گوش در صف جنس کوپنی عجب دیدنی می شد!) آپدیت ویژه خواری اما عجیب آنکه توقع و تصور ما از اینکه با از بین رفتن اقتصاد صف محور ریشه ویژه خواری و پارتی بازی کنده می شود اشتباه بود. برعکس هرچه که با گذشت زمان از صف خارج شده و وارد جامعه شدیم با ابعاد جدیدی از این پدیده آشنا شدیم. گویی ویژه خواری که روزی کابوس صف های افسانه ای ما بود داشت پا به پای ما بزرگ می شد. اگر یک روز دادن شیر دولتی به یک عده و محروم کردن دیگران از آن ویژه خواری بود کم کم می دیدیم که استخدام در فلان اداره و شرکت هم تکرار همان داستان بقال و نانوا است. یا روز دیگر دیدیم که پرداخت وام ازدواج همان حکایت شیر دولتی را داشت یعنی در حالی که برای خیلی ها منابع وجود نداشت برای دیگرانی با یک تلفن منابع سرازیر می شد. راستی اگر اشتباه نکنم این رئیس بانک پسر همان بقال محل است که شیر دولتی مردم به دست او بود و اگر درست ببینم آنکه بدون نوبت وام ازدواجش آماده می شود پسر همان نانوای محل است که روزی پدرش به پدر رئیس بانک نان رانتی می داد. بزرگتر که شدیم ویژه خواری هم که دیگر برای خودش مردی شده بود از سطح محلات و ادارات به سطح بالای اقتصاد و سیاست راه پیدا کرده بود. دیگر پیدا کردن رابطه رانت خوار و رانت دهنده کار راحتی نبود. دیگر بحث بانکی و نانوا نبود البته بانک بود نان هم بود، البته شیر تو شیر بود. با گذشت زمان دیگر با رانت خواری در پرداخت وام ازدواج خیلی احساساتی نمی شدیم بلکه پرداخت وام های نجومی آزارمان می داد. دیگر به جای شگفت زده شدن از رابطه رئیس بانک محل با نانوای محل، از اختلاس 123 میلیارد تومانی دهه هفتاد در بانک صادرات شگفت زده می شدیم. دیگر زد و بند عده ای با شهرام جزایری آن هم تا بدنه بالای مسئولان کشور مشمئزکننده بود نه پنهان کردن شیر دولتی. دیگر زد و بند های منجر به فساد اقتصادی سه هزار میلیاردی و دارودسته امیرمنصورخان، ضد حالمان بود. یا زمانی که امانت دار بزرگ ترین بانک دولتی کشور با غفلت مسئولان با انبوه رشوه دریافتی سر از کشوری دوردست درآورد دلمان می خواست از بقال محل حلالیت بطلبیم چرا که او شیر دولتی را پنهان می کرد اما بیژن خان تابعیت کانادایی اش را مخفی نگه داشته بود. زمانی که صرف نظر از اینکه بابک زنجانی در کدام دولت پدید آمد و در کدام دولت بدهکار کلان شد، در حال مشاهده عجز دستگاه های دولتی و قضایی برای وصول بدهکاری او انگشت به دهان ماندیم فهمیدم، بدهکارتر از همسایه ای که از قصاب محل مقدار کمی گوشت نسیه برده بود و توان پرداخت بدهی خود را نداشت نیز وجود دارد. زمانی که طی ماه های گذشته فهمیدم فساد در صندوقی که امانتدار پول معلمان بود و هزاران میلیارد تومان در بانک منسوب به این صندوق وام رانتی و بدون رعایت شرایط به نور چشمی ها پرداخت شده، ناخودآگاه یاد یکی از معلمانم افتادم که بعد از زمان مدرسه با پیکان سوپرخسته اش مسافرکشی می کرد. آنگاه که ماجرای فیش های نجومی مطرح شد یاد پدر خسته ای افتادم که دیگر کوپنی هم ندارد تا برای فرزندان ضعیف خود کمی گوشت یخ زده تهیه کند و بدتر از آن پدری که نه تنها در فیش حقوقی خود حق اوقات فراغت فرزندان ندارد بلکه چند وقت است دیگر فیش حقوقی هم ندارد آخر به دستفروشان در کنار خیابان و مترو که فیش نمی دهند. وقتی شنیدم که رئیس جمهور محترم از اشتغال زایی سخن می گوید یاد مدیرانی افتادم که یک روز در این کشور بیکار نمی مانند، مثلاً روزی نماینده مجلس هستند و آنگاه که با عملکرد درخشان خود دیگر فرصت انتخاب شدن را پیدا نمی کنند مدیر عامل فلان شرکت یا مشاور فلان وزیر و یا معاون فلان دستگاه می شوند در این حال است که یاد پدران و جوانانی می افتم که هر روز به امید کسب روزی از خانه بیرون می روند تا در سر گذرها، چهارراه ها و میادین کسی آنها را برای کارگری روزمزد ببرد. وای خدای من اگر این مرد امروز سر کار نرود شب کودکانش چه خواهند خورد؟ اگر این مرد کار مناسبی پیدا نکند تکلیف جهیزیه دخترش چه می شود؟ کدام اولویت؟ وقتی دیدم نمایندگان مردم به جای تلاش در جهت حل مشکلات کارگران و طبقات محروم جامعه وقت شریف خود را برای تعیین حقوق مدیران آن هم با یک عالمه صفر صرف می کنند یاد جوان روستایی نابینایی افتادم که با من در دفتر روزنامه تماس گرفته بود و می گفت تنها درآمدش یارانه است و حتی به دلیل از بین رفتن سرمایه خودکفایی که بهزیستی به او داده از حمایت این سازمان هم خارج شده است. یاد پیرمردی که از خمین با ما تماس گرفت و کل در آمدش را 45 هزار تومان اعلام می کرد. بله دیگر خیلی وقت است رانت خواری در صف شیر و نان از ذهنم خارج شده و اگر هم یادم بیاید دیگر یک خاطره دور است. به کجا چنین شتابان؟ وقتی که عده ای از مدیران با مصوبه قانونی برای خود حقوق های آنچنانی تعیین می کنند این سوال در ذهن من ایجاد می شود که چرا خیلی وقت ها برای یک کمک 100 هزار تومانی به یک فرد نیازمند در ادارات و سازمان های ما دستور العمل لازم صادر نشده است و مصوبه ای نیست؟ وقتی می شنوم و می خوانم که یک آقازاده در زمان دانشجویی پس از سفارش پدر مرحومش برای داشتن یک کار سرگرم کننده دانشجویی به عضویت هیئت مدیره یک شرکت مهم نفتی منصوب می شود، یاد جوانان تحصیل کرده اما بیکار می افتم که عرصه بر آنها تنگ شده و بعضاً مشغول کارهای خدماتی شده اند. ضمن اینکه بماند همین آقازاده بعدها چه کرد و چه شد. وقتی فرزندان برخی مسئولان برای تحصیل عازم کشورهایی چون انگلیس خبیث، روباه پیر و مهد استعمار! می شوند، یاد کودکان و نوجوانانی می افتم که در سن مدرسه هستند اما هر روز در زمانی که دیگران در حال تحصیل هستند مشغول دستفروشی در مترو می باشند تا کمک خرج خانواده خود باشند. وقتی خانه های اعیانی برخی مسئولان را می بینم که تصور به دست آوردن پول این خانه از حقوق بخور و نمیر! مدیریت دور از ذهن می باشد، یاد آن جانباز قزوینی می افتم که به علت ناتوانی در کار کردن و عقب افتادن قسط های مسکن مهر، خانه اش در حال مصادره توسط بانک بود و دردمندانه با ما تماس گرفت و اگر کمک افراد خیر نبود الان معلوم نبود در کجا باید زندگی می کرد؟ وقتی بختک برخی مسئولان بر سفره غنایم انقلاب را می بینم یاد آن رزمنده ارتشی می افتم که برای من نامه فرستاد تا بگوید چرا بعد از اینکه تمام دوران دفاع مقدس را در جبهه ها بوده امروز با اندک حقوق بازنشستگی سهم و امتیازی در این انقلاب ندارد. یاد آن جانبازی که نامه او به رئیس جمهور یازدهم بهمن امسال در کیهان چاپ شد که چرا علی رغم ادعا برای رونمایی از حقوق شهروندی خدمت به جانبازان حال خوشی ندارد و آیا خدمت به جانبازان جزو حقوق شهروندی نیست. یکی از اعتراض های این جانباز نحوه رفت و آمد جانبازان برای مداوا و هزینه حمل و نقل آنها بود، اما عجیب اینکه چند روز پیش فرزند این جانباز با من تماس گرفت و از جان باختن پدر جانبازش طی سانحه رانندگی خبر داد. این حادثه زمانی رخ داده بود که این جانباز با خودروی شخصی برای گرفتن یک ام.آر.آی از سمنان به تهران آمده بود و در راه بازگشت دچار تصادف شده و جان باخته بود. وقتی زندگی سراسر با بهترین زیستن برخی مسئولان را می بینم یاد مادر عباس، جوان معلول و عقب افتاده ذهنی می افتم که زیر بار نگهداری از فرزند خود عاشقانه و مادرانه پیر شده بود و حتی حس مادریش اجازه نمی داد با وجود مشکل مالی فرزندش را از خود دور کند و به مراکز نگهداری بسپارد. یاد گله های او از مسئولان بهزیستی می افتم که می گفت: چرا مکان تفریحی ویژه ای برای افراد کم توان ذهنی وجود ندارد . البته شاید مسئولانی که خیلی امکان رفاهی دارند بیش از اندازه جلوافتاده ذهنی هستند؟! وقتی رگ های بیرون زده فلان آقا را می بینم که در پاسخ به اعتراض مردم و برخی دلسوزان پس از تصویب سقف حقوق مدیران در مجلس بر افروخته شده بود، یاد مادر و دختر کوچکش می افتم که صبح تا شب در ورودی مترو فال می فروشند. چرا با دیدن این مادر و دختر و هزاران نفر مثل او رگی بیرون زده نمی شود. بالا رفتن حقوق با درجه کولر گازی! چرا اعتراض به مصوبه مجلس در تعیین حقوق مدیران به بهانه آنکه بخشی از این افزایش ویژه مخصوص مدیران در مناطق دورافتاده و بد آب و هوا است محکم پاسخ داده می شود اما کسی نمی گوید حال که افزایش درجه کولرگازی مدیر در مناطق بد آب و هوا باعث بالا رفتن حقوق او می شود چرا از این پول ها صرف رفع محرومیت مردم این مناطق مثل بهداشت و درمان، آب سالم، بیکاری و... نمی شود (ضمن احترام به مدیران لایق و کارگران زحمتکش مناطق محروم و بد آب و هوا). چرا آن مامور که در نقطه صفر مرزی حافظ امنیت و آسایش کشور و مردم است و گاه جان خود را نیز در این راه از دست می دهد از این بذل و بخشش های ویژه بی نصیب است؟ چرا این پول ها صرف رفع مشکل ریزگردها در خوزستان و سیستان نمی شود. حتما مدیری که در فضای غبار آلود خوزستان مدیریت کند حقوق بیشتری می گیرد؟ ویژه خواری با ارزش های انقلاب ما بیگانه است آری دیگر به طور کامل معنی ویژه خواری برای من تغییر پیدا کرده است. راستی چقدر ویژه خواری زود چهره عوض کرد و چه زود رشد کرد. شاید عده ای بگویند ویژه خواری همیشه بوده و مختص دیروز و امروز نیست، اما برای ما که صاحب یک انقلاب ارزش مدار هستیم زیبنده نیست که امروز شاهد ویژه خواری و رانت خواری و تولد طبقه ای اشرافی از مدیران باشیم. هرچند انصافاً در کشور ما همچنان مدیران انقلابی و دلسوز که در پی خدمت و انجام وظیفه هستند وجود دارند و تعداد آنها نیز کم نیست، اما فراموش نکنیم یکی از محوری ترین مطالبات مردم ما که منجر به انقلاب اسلامی شد مبارزه با اشرافی گری و رانت خواری اصحاب قدرت بود. اگر ریخت و پاش و ثروت اندوزی از مسئولان و درباریان در زمان طاغوت منکر و غیر قابل تحمل بود، امروز و در بستر یک نظام اسلامی به مراتب این امور ناپسندتر و زشت تر است. البته اشکال کار در اهداف و تئوری انقلاب ما نیست بلکه به همان اندازه که مسئولان ما از ریل و مسیر انقلاب فاصله گرفتند دچار لغزش و ضربه زدن به انقلاب شدند و دقیقاً چون مردم ما عملکرد این افراد را با خط مشی انقلاب می سنجند از آنان دلخور هستند. امروزه متاسفانه برخی از مسئولان و نه همه آنها از انقلابی گری تنها لابی گری را خوب اجرا می کنند و این باعث خدشه به چهره نورانی انقلاب اسلامی شده است. در طول عمر با برکت انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) و خلف صالح ایشان چه با عملکرد خود و چه با گفتار و تذکر دلسوزانه خط مشی اصلی انقلاب و انقلابی گری را ترسیم کرده اند، اما گویی برای برخی تنها پست و مسئولیت در این نظام فرصتی برای زراندوزی شده است، امر مذمومی که بارها در بیانات امام راحل و رهبر انقلاب نسبت به عواقب هولناک آن هشدار داده شده است. چرا چنین شد؟ به راستی چه شده است و کجای راه را اشتباه آمده ایم که امروز زراندوزان متصل به قدرت ذخیره نظام خوانده می شوند و فرزندان رشد یافته با حق اوقات فراغت نجومی، این زراندوزی را حق می دانند. نکته مهم این است که با وجود صدور فرمان 8 ماده ای رهبر انقلاب در مبارزه با فساد در سیستم اداری و اقتصادی کشور هیچگاه شاهد اجرایی شدن درست این فرمان مهم نبوده ایم. در اینجا علاقه ندارم به این موضوع بپردازم که این خوی اشرافی گری در بین برخی مدیران و ویژه خواری افراد متصل به قدرت از کجا و چه زمانی و در کدام دولت شروع شد چرا که با این تفکر دوباره محدود به بازی های سیاسی شده و از اصل ماجرا دور می شویم هر چند در این مورد شواهد و مسائلی هست که در جای خود باید به آنها پرداخته شود، اما واقعیت این است که مردم ما امروز خسته از عملکرد برخی مسئولان فارغ از جناح بندی ها و دولت های مختلف این انحرافات را پای نظام می نویسند. پدر و مادری که چند فرزند تحصیل کرده بیکار دارد که سن ازدواج آنها در حال گذشتن است، پدری که در تهیه جهیزیه دخترش درمانده شده، مردی که کار مناسبی ندارد و عملاً بیکار است، کارگری که از عهده اجاره خانه خود برنمی آید، پیرمردی که حقوق بازنشستگی کفاف خرج و مخارج زندگی اش را نمی دهد و مجبور است دستفروشی کند، خانواده ای که در تامین مخارج عضو بیمار خود مانده است، جوانی که نمی تواند سرپناهی برای تشکیل خانواده مهیا کند و بسیاری دیگر از مردم طبقه محروم جامعه کاری به عملکرد این دولت و آن دولت ندارند، بلکه عملکرد بد برخی مسئولان را داخل نظام و انقلاب می دانند. صد افسوس که این اقشار که صاحبان اصلی این انقلاب هستند هنگامی که برخی ویژه خواری ها، حقوق های نجومی و ثروت اندوزی وزیران هزاران میلیاردی که فقط از قبل زیست طولانی آنها در فضای مدیریتی کشور به وجود آمده را می بینند، دیگر تحمل این سختی ها برایشان صدچندان سخت می شود. چه باید کرد؟ اکنون که هنوز این معضلات در بدنه اجرایی کشور علی رغم تعدد مصداق های عینی همه گیر نشده است، بر مسئولان دلسوز و انقلابی، قوه قضائیه، قوه مجریه و نمایندگان آزاده و مردمی واجب است که با بهترین راهکار یا وضع قوانین سختگیرانه و البته به دور از حزب بازی و قبیله گرایی این آفت خطرناک که به جان درخت تنومند انقلاب افتاده است را مهار کنند تا مردم و آیندگان از میوه شیرین این درخت تا همیشه بهره مند شوند. یادی از شهدا چند روز پیش که تعدادی از خانواده های معظم شهدای مدافع حرم مهمان موسسه کیهان بودند، با نگاه به چهره معصوم کودکان و فرزندان این شهدا دردی جانکاه در قلبم رسوخ کرد و با خود پرسیدم مسئولان غفلت زده ای که اسیر چرب و شیرین دنیا شده اند چه پاسخی به این فرزندان شهید و البته خود شهیدان مدافع حرم و شهدای دفاع مقدس دارند که نه تنها اسیر این ظواهر متعفن نشدند، بلکه جان خود را برای حفظ امنیت و آسایش این مرز و بوم و دفاع از انقلاب اسلامی فدا کردند. مردم گله مندند چرا باید کار به جایی برسد که رهبر انقلاب پس از دفعات زیاد که مسئولان را به رعایت حال مردم و انجام درست وظایف دعوت کردند نهیب برآورند که مسئولان بدانند مردم از عملکرد آنها گله مندند. البته مردم همواره در هر زمان پای کار انقلاب بوده اند و در دفاع از ارزش ها و اصل انقلاب کم نگذاشته اند اما حق دارند از سوء مدیریت ها و زراندوزی های برخی مسئولان رنجیده باشند. نکته پایانی مدیران و مسئولان بدانند عملکرد امروز آنها دیر یا زود در ترازوی عدل الهی مورد بازخواست قرار می گیرد. در کتاب وسایل الشیعه آمده است: امام صادق(ع) به نقل از پدران خود روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود: با خبر باشید هر کس ریاست جمعی را به دوش گیرد، روز قیامت با دستان به گردن زنجیر شده می آید، پس اگر در بین آن مردم بر اساس فرمان خداوند عمل کرده باشد، خداوند آزادش سازد، ولی اگر به ظلم و ستم رفتار کرده باشد، به جهنم روانه کرده و جهنم بد بازگشت گاهی است. ...
ایستگاه های آتش نشانی خوی چهارشنبه سوری در آماده باش کامل هستند
برخورد می شود متاسفانه برخی افراد با زیرپا گذاشتن قانون، به بهانه نزدیک شدن چهارشنبه سوری بازاری برای خرید و فروش این مواد برای خود ایجاد می کنند که امیدواریم امسال نیز همانند سال های قبل با پیشگیری و اقدامات به موقع ازسوی پلیس محترم دست این قبیل افراد نیز در این خصوص کوتاه شود. محمد پور تاکید کرد: تمامی ایستگاه های آتش نشانی در شب چهارشنبه سوری در آماده باش کامل هستند و چند تیم از آتش نشانان در چند نقطه از شهر مستقر می شوند و از شهروندان درخواست می شود در صورت مشاهده هرگونه حادثه ضمن حفظ خونسردی و تماس با سامانه 125 باعوامل این سازمان همکاری و همراه باشند. ...
انتشار جزییات جدید از پرونده قتل "ستایش"
سه چهار سال گذشته هر روز مشروب می خورد و در محل زندگی آنها امکان دسترسی به مشروبات الکلی فراهم بود. او چند روز قبل از قتل ستایش مصرف مشروبات الکلی و سیگار را بیشتر کرده بود. او در یک طبقه از خانه ای دو طبقه به صورت مستقل و تنها زندگی می کرد. روز حادثه خواهرزاده قاتل، با ستایش در حیاط سرگرم بازی بودند و زمانی که ستایش تنها شده بود امیرحسین (قاتل) ستایش را به بهانه ای به محل زندگی اش (طبقه دوم
توزیع یکصد هزار بسته گردشگری و کارت های رایگان شهری در ستادهای اطلاع رسانی شهرداری تهران
گفت: این پویش برای پرهیز از فعلیت های منجر به حادثه در شب چهارشنبه آخر سال و توجه به خطراتی که نوجوانان و جوانان را تهدید می کند، ایجاد و بنرهای اطلاع رسانی آن منتشر شده است. عبداللهی با اشاره به ویژه برنامه مادران آسمانی با هدف تکریم 12هزار مادر شهید ساکن در تهران افزود: این ویژه برنامه 29 اسفندماه همزمان با ولادت حضرت زهرا(س) در تمامی مناطق 22 گانه تهران برگزار می شود. معاون شهردار
رهایی از قصاص مرد جنایتکار که دوستش را با شوک برقی کشت
قرار گذاشتم، با مهران دونفری سر قرار رفتیم و به بهانه حرف زدن او را به خانه کشاندیم. بعد از اینکه او را به خانه آوردیم، به او گفتیم که اموال ما را پس بده وگرنه تو را خواهیم کشت اما رضا گفت از چیزی خبر ندارد، او همه چیز را منکر شد و گفت شما تهمت دروغ به من می زنید و می خواهید از من زورکی پول بگیرید و من هم چنین پولی ندارم که به شما بدهم. او را کتک زدیم اما باز هم حرفی نزد. وقتی دیدیم رضا
قاضی با سابقه ای که 4هزار حکم اعدام صادر کرد:اعدام جنایتکاران چاره کار نیست
طبقه از خانه ای دو طبقه به صورت مستقل و تنها زندگی می کرد. روز حادثه خواهرزاده قاتل، با ستایش در حیاط سرگرم بازی بودند و زمانی که ستایش تنها شده بود امیرحسین (قاتل) ستایش را به بهانه ای به محل زندگی اش (طبقه دوم) برده بود.بعد هم به بهانه ای به ستایش تجاوز کرده و پس از آن زمانی که صدای بازشدن در و مادر ستایش را شنیده بود هاج و واج مانده بود. اسلامی با بیان اینکه قاتل ستایش در دادگاه رابطه
درآمدم کفاف خرج زندگی را نمی داد/ فشار قسط وام، مرا وادار به دزدی کرد
ممکن است؛ یکی از خریداران مامور باشد و در حالی که جنس را می گیرد به دستت دسبند می زند. شاید شما نتوانی مرا درک کنی، ولی مجبور بودم که دست به سرقت بزنم وگرنه من سارق نیستم. بعد از اینکه از فروش مواد مخدر منصرف شدم، تصمیم گرفتم مغازه یا خانه ای را بزنم. چند هفته پیش مسیرم به میدان سپاه خورد. در حال قدم زدن بودم که یک خانه لوکس که چراغش خاموش بود در میان سایر واحدها نظرم را جلب کرد. زنگ
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (373)
گوشیمو آورده میگه بابا بیا برات استرس اومده. واقعا بهترین واژه معادل ر و بکار برد. 31. تو اسلامشهر یک خونه که داخلش مواد محترقه بوده منفجر شده و 4 کشته و چندین زخمی داشته. فکر کنم ترقه ای که ساخته بودن با همکاری وزارت دفاع بوده. 32. شما بی ام دبلیو زیر پات باشه،110 سانت هم باشی شاهزاده رویاها می شی.حالا 185 باش و پیاده، می شی تو چرا این قد درازی؟ گردنم درد گرفت. بای.
دستگاه قضایی با متخلفان و حادثه سازان چهارشنبه آخر سال برخورد می کند
به دردسر نیاندازند. این مقام ارشد قضایی استان گلستان با خطرسازان چهارشنبه آخر سال اتمام حجت کرد و گفت: افرادی که به اتهام اخلال در نظم عمومی و ایجاد مزاحمت در چهارشنبه آخر سال بازداشت شوند ممکن است تا پایان تعطیلات با صدور قرار، موقتا در بازداشت بمانند و بعد از تعطیلات به اتهامات شان رسیدگی شود. هادی هاشمیان از مردم خواست که فروشندگان مواد محترقه و آتش زا را به دستگاه قضایی و انتظامی معرفی کنند. رئیس کل دادگستری گلستان به پدر و مادرها هم توصیه کرد که با همراهی فرزندان خود در این مراسم سنتی، مراقب رفتارهای پرخطر آن ها باشند. ...
بازارهای پر رونقِ قبل از شب عید، از آرایشگری تا قالیشویی
شان را بنا به متراژ تعیین می کنند؛ اما به طور معمول یک کارگر از حداقل روزی 50 هزار تومان تا 200-100 هزار تومان در نظر می گیرند. ماهی فروشان ماهی قرمز آخر سال و ماهی و سبزی پلوی شب سال نو نیز رسمی است که در اکثر خانه های ایرانیان وجود دارد. ماهی های قرمزی که تقریباً اکثر مغازه داران جلوی مغازه شان گذاشته اند و از هزار تومان تا 5 و حتی 10 هزار تومان می فروشند. دستفروشان ماهی هم
جزییات هولناکی از پرونده قتل ستایش
در سه چهار سال گذشته هر روز مشروب می خورد و در محل زندگی آنها امکان دسترسی به مشروبات الکلی فراهم بود. او چند روز قبل از قتل ستایش مصرف مشروبات الکلی و سیگار را بیشتر کرده بود. او در یک طبقه از خانه ای دو طبقه به صورت مستقل و تنها زندگی می کرد. روز حادثه خواهرزاده قاتل، با ستایش در حیاط سرگرم بازی بودند و زمانی که ستایش تنها شده بود امیرحسین (قاتل) ستایش را به بهانه ای به محل زندگی اش
شوالیه های مرگ
روزنامه شهروند در گزارشی نوشت: پزشکان سالن تشریح پزشکی قانونی می گویند همه زیر آوار ماندگان حادثه پلاسکو همان روز اول جانشان را از دست داده بودند. در ادامه این گزارش می خوانیم: ... و خروجی روز، مرگ است و ارمغان شب، مرگ؛ که روز، هر لحظه مرده می آورند، با بدن های تکه تکه، دست و پای سوخته، گوشت های پخته، استخوان های سیاه، چشم های از حدقه درآمده و شب، برای آنها، برای شوالیه های قدرتمند مرگ
دیدار با دلال کلیه در قلب شهر
روزنامه خراسان در گزارشی نوشت: طبق قرار قبلی راس ساعت دو بعداز ظهر به محل قرار آمده ام اما هیچ خبری از آقای دلال کلیه نیست. تا ساعت 4 صبر می کنم، اما بازهم خبری از دلال و خریدار کلیه نیست. در ادامه این گزارش آمده است: کاغذی روی دیوار چسبانده شده است. در شلوغی پیاده رو، هر از گاهی یک نفر می ایستد، مطالب روی کاغذ را می خواند و بعد از مکث کوتاهی به راه خود ادامه می دهد، دوباره یک نفر می
زنی که ناخواسته به ایدز مبتلا شد
انتقال داده است. در بیمارستان قرار شد که به داد بچه برسند و این تنها کاری بود که می توانستند انجام دهند. در بیمارستان متوجه شدم که او از سال 82 یعنی سه چهار سال قبل از ازدواج به ایدز مبتلا شده اما هرگز به من نگفته است. من از هیچ چیز خبر نداشتم و فقط اعتیادش را می دانستم که البته پنج سال پاکی داشت و بعد از پنج سال دوباره پاکی اش را خراب کرد و مواد زد. خانواده همسرتان خبر نداشتند که پسرشان
قاضی با سابقه ای که 4هزار حکم اعدام صادر کرده است: اعدام چاره کار نیست
قتل ستایش مصرف مشروبات الکلی و سیگار را بیشتر کرده بود. او در یک طبقه از خانه ای دو طبقه به صورت مستقل و تنها زندگی می کرد. روز حادثه خواهرزاده قاتل، با ستایش در حیاط سرگرم بازی بودند و زمانی که ستایش تنها شده بود امیرحسین (قاتل) ستایش را به بهانه ای به محل زندگی اش (طبقه دوم) برده بود.بعد هم به بهانه ای به ستایش تجاوز کرده و پس از آن زمانی که صدای بازشدن در و مادر ستایش را شنیده بود هاج و
سفر به جهنم سبز
بودند. استرالیا، کمپ دیگری هم در جزیره نائورو ساخت. مانوس برای مردان پناهجو و نائورو برای زنان و خانواده ها. ابراهیم می گوید 15 سال قبل، وقتی نخستین کمپ را در مانوس می ساختند، هنوز مردم جزیره با دندان سگ معامله می کردند و آنها را مثل گردنبندی به خود می آویختند. ابراهیم 33ماه به امید پناهندگی در استرالیا، در کمپ های مانوس زندگی کرد اما خرداد امسال به ایران برگشت. چند شب قبل به دیدن نمایشی رفت
گزارشی از پشت صحنه برنامه جیوگی
دوربین قرار بگیرد، می گوید من از عوامل برنامه هستم! ** همگی گریم شدید؟ جامعه آماری می گوید که رنج سنی مخاطبان و عوامل این برنامه از سن همین دو نفر قابل تشخیص است. با رسیدن به طبقه چهارم این ساختمان بزرگ، به صحت این موضوع می رسیم. حدود 30 جوان که همگی رنج سنی شان بین 20 تا 30 سال است، در کنار یکدیگر مشغول صحبت هستند. یکی از آنها به دیگری می گوید تو گریم شدی؟! و وقتی با جواب منفی
تعیین شرایط اختصاصی بیمه نامه جشنواره نوروزی بیمه ایران و شرکت ایرانسل
میلیون تومان می باشد . امکان خرید بیمه نامه به ازای هر نفر تنها برای یک واحد مسکونی امکان پذیر می باشد . امکان استعلام کد ملی و کدپستی مشترکین در پرتال الکترونیکی شرکت سهامی بیمه ایران وجود دارد . مبلغ اعلام شده شامل حق بیمه و هزینه های بازاریابی و تبلیغات شرکت ایرانسل به عنوان جاری کننده بسته بدون مالیات بر ارزش افزوده می باشد که در اطلاع رسانی به مشترک اعلام و در صورت قبول جهت
سال نو با پراید دست دوم/گشتی در جمعه بازار ماشین عبدل آباد
رفته مطب و برمی گشته. اما تنها چیزی که اینجا از دهان بیشتر خریدارها می شنوی یک جمله تکراری است: همیشه شب عید، قیمت ها به صورت کاذب بالا می رود. میدان مادر از ماشین پیاده می شوم و نخستین منظره ای که می بینم دودکش آجری کوره آجرپزی قدیمی است که پشتش ساختمان های یک شهرک مسکونی نوساز پیداست. سمت راست میدان در آهنی کوچکی است که مسیر بازارچه از آن می گذرد. یک سمت جاده گودی های بزرگ کوره های آجرپزی
کشف بیش از 301 هزار عدد مواد محترقه از پارکینگ خانه در شیراز
جامعه هستند و اینگونه افراد باید بدانند نیروی انتظامی آنان را دستگیر می کند و به مرجع قضایی تحویل می دهد. حیدری، همچنین از شهروندان خواست در صورت اطلاع از هرگونه خرید و فروش انواع مواد محترقه مراتب را به مرکز فوریت های پلیسی 110 گزارش کنند. دریافت خبر: حمیدرضا خلیقی ** انتشار دهنده: پرویندخت پاردسویی شیرازی 7368 /6118 انتهای پیام /* اجتماعی انتظامی کشف مواد محترقه شیراز ارتباط با سردبیر: newsroom@irna.ir تماس بی واسطه با مسئولین
عنایت امام حسین (ع) برای تولد آخوند همدانی / مزار استاد سیدجمال کجاست
همدانی که حدود 30 سال دوام یافت، آن چنان پربار بود که امروزه بعد از گذشت یک قرن از رحلت آن عارف کامل، شاهد آثار و برکات معنوی مکتب تربیتی او هستیم. * حال و هوای درس آخوند ملا حسینقلی همدانی آن عارف بزرگ، گاهی در اثنای درس از بیم آنکه سخنان علمی و لذت تدریس او را از یاد یار و فیض حضور باز دارد و از مبدأ هستی غافل سازد، لحظاتی را به سکوت می گذرانید. به هنگام تدریس
تاکید بر جلب مشارکت مردم در تامین امنیت+فیلم
11 عدد ترقه در استان کشف و ضبط شده است. در این نشست مدیرکل صداوسیمای آذربایجان غربی هم با بیان اینکه موضوعات کنترل سوانح رانندگی، افزایش سفرهای نوروزی، پیشگیری از سرقت و آگاه سازی در خصوص عواقب استفاده از مواد محترقه غیرمجاز در چهارشنبه آخرسال محور برنامه های صداوسیما در روزهای پایانی سال را تشکیل می دهد، گفت: صداوسیمای استان با تهیه و پخش برنامه های مختلف وظیفه فرهنگ سازی و اطلاع رسانی را برعهده دارد. مجرد افزود: متاسفانه عرضه مواد محترقه در مقابل مدارس موجب ترغیب دانش آموزان به استفاده از این مواد می شود. دانلود ...
احمد متوسلیانم آرزوست!
تمثال یک جوان، نقش بسته بود! عمر گذشت وماه محرم ها، عکس های آن ها را داخل هیات ها می دیدم ولی باز نمی دانستم که چرا همه جا هستند و همه به آن ها احترام می گذارند. هیات ها و دسته های عزاداری محله نیز، هرگاه به نزدیکی خانه آن ها می رسیدند مثل خانه خدا(مساجد) نوع نواختن مارش را عوض می کردند و با سه ضرب زدن، به نوعی دیگر به آن ها احترام می گذاشتند. هر وقت نیز وارد مساجد می شدند، مانند