سایر منابع:
سایر خبرها
نزاع دست جمعی در بابل - یک نفر با ضربات چاقو کشته شد
کردند. وی افزود: در اقدامی عملیاتی کلیه عاملان این درگیری در کمتر از 3 ساعت توسط ماموران دستگیر و تحت بازجویی های فنی و پلیسی قرار گرفتند. فرمانده انتظامی شهرستان بابل گفت: در ادامه تحقیقات و بازجویی های به عمل آمده یکی از طرفین این درگیری به قتل اعتراف کرد. سرهنگ جعفری افزود: متهم و سایر همدستان وی پس از تشکیل پرونده به مرجع قضائی معرفی و موضوع در دست بررسی است.
دومین جنایت؛ 6 ماه پس از بخشش در قتل اول
اختلاف کم کم به کینه تبدیل شد. آنها برای ما کری می خواندند تا جایی که یک روز قبل از حادثه، یکی از دوستان مقتول، دوست مرا با قمه زخمی کرد. وی ادامه داد: روز حادثه برای دعوا مقابل خانه مقتول قرار گذاشتیم. من و دوستم راهی آنجا شدیم اما آن روز اسلحه همراهم نبود و کسی را نکشتم و اتهام قتل را قبول ندارم. برخلاف ادعای سعید، همدستش عبدالله مدعی بود که اسلحه وینچستر را سعید تهیه کرده و
سرکیسه کردن خانواده زندانیان به بهانه آزادی
باند شده است. او گفت: سرکرده باند برایم یک شناسنامه جعلی درست کرد و سند چند خانه را به نامم زد. من هم به دادسراها می رفتم و ضامن افرادی می شدم که او می گفت. من از هیچ چیز باخبر نبودم و بعد از دستگیری فهمیدم که در دام افتاده ام. محاکمه در حالی انجام شد که یکی از متهمان مدتی قبل فوت و پرونده درخصوص وی بسته شد. قرار است رأی دادگاه به زودی اعلام شود.
سبز باشید،پاک بمانید،جاویدان!
که شهید در راه خدا به قتل می رسد اما وقتی بررسی کنیم، متوجه می شویم که او به خاطر مردم فدا شده و اینجاست که شهادت در راه خدا معنای واقعی خودش را پیدا می کند؛ یعنی اساسا هرجا مردم هستند خدا همان جاست. چون وقتی مرکز ثقل انسانی درست می شود، بوی خدا منتشر می شود. احمدی نژاد هم می گوید اراده عمومی که شکل می گیرد؛ یعنی اراده خدا. اواخر شش دقیقه معلوم می شود که آنها قرار بوده بروند درختی بکارند و از درخت
زندگی دردناک زنی که ناخواسته به ایدز مبتلا شد
، داستان زندگی شهربانو را از زبان خودش در گفت وگو با قانون می خوانید: داستان زندگی تان را بفرمایید؛ اهل کجایید؟ کجا زندگی می کنید؟ تحصیلاتتان چقدر است؟ چند سالتان است؟ من اصالتاً اراکی هستم. 31 سال سن دارم که پس از ازدواج، وارد تهران شدم. 15 سال است که در تهران زندگی می کنم و ده سال است که سابقه این بیماری را دارم. همسرم ایدز داشت و به من این خبر را نداده بود و من نیز مبتلا
برای دفع حیله دشمنان این دعا را بخوانید
درگذشتی، ولی به گناه بازگشتم و تو پوشاندی، پس ستایش توراست ای خدای من. خود را به وادی های هلاکت افکنده ام و به درّه های تباهی وارد شده ام و با ورود در آن در معرض قهر تو قرار گرفته ام، و با فرودآمدن در آن با عقوبتت روبرو شده ام. وَ وَسِیلَتِی إِلَیْکَ التَّوْحِیدُ، وَ ذَرِیعَتِی أَنِّی لَمْ أُشْرِکْ بِکَ شَیْئاً، وَ لَمْ أَتَّخِذْ مَعَکَ إِلَهاً، وَ قَدْ فَرَرْتُ إِلَیْکَ بِنَفْسِی، وَ
7 کلید طلایی برای مدیریت دعوای زن و شوهری در نوروز
خانه نمی داند چطور توضیح بدهد که هرچقدر هم خانه تکانی کرده باشی، باز هم به تمیزکاری و جمع بندی آخر نیاز هست و دست تنها سخت است و چرا همسرش به کمک اش نمی آید و بچه ها چرا همه وسایلشان را ریخته اند کف خانه و ... این پروسه تکرار می شود تا اختلافات تعطیلی را آغاز کند. چه کنیم؟ فقط یک راه حل دارد؛ آن هم اینکه آرام بگیرید و سعی کنید به جای متهم کردن طرف مقابل به خونسردی و بی
عامل قتل پسر نوجوان در محمدیه قزوین دستگیر شد
کردند. وی تصریح کرد: جسد کشف شده متعلق به نوجوانی 17 ساله بود که به طرز فجیعی مورد اصابت ضربات متعدد چاقو به نواحی مختلف بدن قرار گرفته بود. به گقته ولی زاده تجسس های اولیه پلیس و هدایت های بازپرسی پرونده باعث شد تا یک روز بعد کشف جسد، چند منظنون در این رابطه دستگیر شود و در نهایت متهم اصلی پرونده در بازجویی های تخصصی و فنی پلیس به قتل این نوجوان اقرار کرد.
صحبت های خواندنی نکونام جدید فوتبال ایران؛ از توصیه کی روش تا عشق و عاشقی
حضور بازیکنانی بزرگ در گذشته نزد علاقمندان به فوتبال در ایران محبوب و شناخته شده است. بیشتر به خاطر این که بازیکنانی همچون ساموئل اتوئو، روبرتو کارلوس و دیارا در این تیم بازی کرده اند. خوشحالم که عضوی از خانواده بزرگ آنژی شده ام. می دانم موفقیتم در این تیم تا چه اندازه مهم است و می خواهم از تمامی فرصت ها به نحو احسن استفاده کنم. آنژی ظرفیت بسیار بالایی دارد. من امیدوارم که فوتبال خوبی را در این جا
16 اسفند، سالروز ترور پر رمز و راز - رزم آرا -
وب سایت تاریخ ایرانی : حاجعلی رزم آرا در روز عید قربان 1280 هجری شمسی در تهران متولد شد. پدرش سرهنگ محمدخان از افسران تحصیلکرده قزاقخانه بود که در فن توپخانه اطلاعات عمیقی داشت. حاجعلی، تحصیلات خود را به ترتیب در مکتب خانه، سپس در مدارس الیانس، اقدسیه و دارالفنون ادامه داد. در سال 1297 در سن هفده سالگی وارد مدرسه نظام مشیرالدوله شد. دو سال بعد با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. پس از احراز درجه
نزاع مرگبار در پی قدرت نمایی اراذل در بی سیم + عکس
حکایت از این داشت که او هفت سال قبل در جریان یک نزاع مرتکب قتل شده بود. او بعد از دستگیری محاکمه و به مرگ محکوم شده بود، اما با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کرده و موفق به رهایی از زندان شده بود. در شاخه دیگری از تحقیقات، مأموران پلیس مخفیگاه دو متهم را در فاز دوم اندیشه و منطقه توانیر شهرستان قم شناسایی و دو روز قبل آنها را دستگیر کردند. سعید، متهم اصلی پرونده در بازجویی ها
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی+عکس
؟ گفتم فاصله عشق تا نفرت؟ سه سال از گرفتن هر نوع گواهینامه ای محروم شدم. بیا محمود اینو بگیر دیگه انگلیسی حرف نزن 13. رتبه صد و پنجم شادترین کشورهای جهان در اختیار ایرانه، نصف این موفقیت رو مدیون احسان علیخانی هستیم. 14. رفتم کارخونه فندک سازی گفتم با رئیس تون کار دارم، گفتن دیشب با رفیقاش رفته بیرون پیش اونا جا مونده. 15. امسال میخوام به فامیلامون بگم
قاتل ستایش دوباره محاکمه می شود + عکس
بهانه نشان دادن جوجه به طبقه دوم بردم و ادعا کردم سوسک داخل لباس هایش رفته است. بعد از رابطه شیطانی، او را در اتاق خواب گذاشتم و به پشت بام رفتم، چهار نخ سیگار کشیدم. وقتی دیدم پدر و مادر ستایش در جست وجوی او هستند، دخترک را به آشپزخانه بردم و با چاقو گلویش را از دو ناحیه بریدم. بعد روی جسد اسید ریختم و برای این که بوی اسید در خانه نباشد، اسفند دود کردم. متهم به قتل سپس توسط کمیسیون
پی دی جیمز؛ ملکه جنایت!
جوری نگاه نکرده ام؛ اما فکر کنم نگاه درستی باشد. از آن جا که رمان یک فرم شکل یافته و به عبارتی ساختگی است و نویسنده رمان کارآگاهی نیز این رویکرد را به منتها درجه ممکن به نمایش می گذارد، فکر می کنم این گفته درست باشد. نویسنده رمان کارآگاهی باید از بین ماجراها و آدم ها دست به گزینش بزند، آنها را درنظمی نو ارایه دهد و درعین حال، براساس تجارب خودش از واقعیت پرده برداری کند، همان کاری را می کند که دیگر
از دوستی در تلگرام تا سرقت مسلحانه
شد که آنها همان سارقان مسلح هستند، هر دو متهم 20و 25ساله به تهران منتقل شدند و یکشنبه برای انجام تحقیقات پیش روی قاضی نصرتی، بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه سرقت قرار گرفتند و به سرقت اقرار کردند. یکی از آنها در تحقیقات گفت: من متاهل هستم و به تازگی پدر شده ام اما مدتی قبل یکی از دوستانم مرا عضو یک گروه تلگرامی کرد که در آنجا با دختری آشنا شدم. پس از مدتی که با دختر جوان چت می کردم، متوجه شدم که او
روایت شبانه یک دزدی در 6 پرده/ زورگیری ادامه دارد
موبایل شروع می کند به زنگ خوردن. آدم های جور واجوری که مشتری هستند، مشتری کالای ممنوعه! نوشیدنی می خواهند. کنجکاوی بین پیامک ها و تماس ها برای یافتن ردی از هویت زورگیران نشان می دهد زورگیر عزیز ساقی مشروبات الکلی است. گویی دخل و خرجش دم عیدی جور نیست و برای خودش شغل دومی دست و پا کرده است. موبایل یک روز دستمان مانده و از همان شب تا روز بعد نزدیک 50 پیامک و 100 تماس گرفته می شود. همه مشتری
مصدق از زبان مردم دیروز و امروز
یارانش را گرفتند. کودتا توسط چاقو کش ها انجام شد. عصر 28 مرداد همه به خیابان ها ریختند، البته از ظهر شروع شد. ما شاه می خواهیم از همان ظهر شروع شد. من در آن روز بازار بودم. بازار به هم ریخت، کلا همه تهران به هم ریخت. این قدرها هم طول نکشید. خانه مصدق را محاصره کردند. دکتر فاطمی فرار کرد و بعدا او را گرفتند، بگیربگیر شروع شد، حکومت نظامی شد و آزادی کم شد، بعد ساواک به وجود آمد و مصدق هم به احمدآباد
ماجرای مینا زن جوان 23 ساله تهرانی که قربانی مهریه شد
به گزارش ستاره ها ؛ ایران نوشت: مرد جوانی که در جریان مشاجره شدید به خاطر مهریه یکصد سکه طلا، همسرش را با ضربه چاقو کشته بود، چندی پیش در دادگاه کیفری استان تهران به قصاص محکوم شد، اما با پرداخت 400 میلیون تومان و جلب رضایت اولیای دم (پدر و مادر مقتول) از قصاص نجات پیدا کرد. زندانی جوان صبح دیروز به شعبه چهارم دادگاه کیفری تهران انتقال یافت تا این بار به خاطر جنبه عمومی جرم محاکمه شود.
مصائب یک وزیر
اطرافش بماند. شاید برای همین بود که موقع برگشتن از سفر تازه با او آشنا شدم. حقوق بازنشستگی کم است کمی که آرام می نشیند، مردی مسن از صندلی کناری می گوید: درباره حقوق بازنشسته ها به او بگو. خیلی کم است. زیر یک میلیون تومان می گیرم. نمی توانم خرج خانه را بدهم. حرفش را منتقل می کنم. وزیر به من می گوید، حتما 30 روز پرداخت نکرده. خم می شود و از خودش می پرسد: شما چقدر پرداختی
رهایی از قصاص مرد جنایتکار که دوستش را با شوک برقی کشت
کردند که قصدی برای کشتن مقتول نداشتند. با این حال اولیای دم همچنان بر درخواست قصاص اصرار کردند. در پایان جلسه و بعد از شور هیئت قضات، فرهاد به قصاص و مهران به 15 سال حبس محکوم شد و این رأی در دیوان عالی کشور نیز به تأیید رسید. درحالی که پرونده مراحل پایانی خود را سپری می کرد و متهم ردیف اول در فهرست اعدامیان قرار گرفته بود پس از گذشت سه سال اولیای دم از قصاص فرهاد گذشت کردند. به همین دلیل روز
سناریوی خیانت برای قتل همسر
بود. وی ادامه داد: نقشه قتل را من طراحی کردم و مرد موردعلاقه ام آن را اجرا کرد. این مرد روز جنایت من و مادرم را به خانه خواهرم برد. بعد خودش بازگشت. زمانی که شوهرم را کشت، از من خواست بازگردم. حتی محل رها کردن جسد شوهرم را به من نشان داد. بعد هم کیف شوهرم را به من داد. من هم با صحنه سازی ادعا کردم شوهرم گم شده است. با اعتراف تکان دهنده این زن، عامل جنایت هم بازداشت شد و به قتل
قاتل گوش بر به 3 بار اعدام محکوم شد
برداشت و گفت: مجید چند روز قبل مقداری لوازم داخل خودرو و دو گوشی تلفن همراه به خانه آورد و مدعی شده بود اینها امانت هستند. وقتی گوشی را بررسی کردم، عکس پسر جوانی را در آن دیدم. روز بعد، در خیابان قدم می زدم که با حجله همان پسر روبه رو شدم. همسایه ها می گفتند او کشته شده و اموالش هم به سرقت رفته است. با افشای این راز، مجید به سومین قتل نیز اعتراف کرد و گفت: با مقتول اختلافات قدیمی داشتم و روز حادثه
قتل پایان قدرت نمایی اراذل منطقه بی سیم تهران
دو متهم با قرار بازداشت موقت در اختیار اداره دهم قرار دارند. سرهنگ حمید مکرم در خصوص انگیزه درگیری منجر به جنایت نیز اظهار داشت : برابر تحقیقات صورت گرفته درگیری بین دو گروه و به قصد قدرت نمایی برای یکدیگر آغاز شده که در ادامه متهم اصلی پرونده با شلیک چندین گلوله مرتکب جنایت شده است. این مقام انتظامی با اشاره به مشارکت سعید.ص در یک فقره سرقت مسلحانه طلافروشی عنوان داشت : در
روایتی درباره دخترهای فراری در ترمینال غرب
مددجویی که از شهرستانی کوچک با پای خودش به مرکز ما آمد گفت پدرش به تازگی فوت کرده، مادر و سه خواهر و برادرش هم مثل خودش تحت فشار اقتصادی شدید بودند. به ما التماس می کرد او را به شهرش برنگردانیم. بعد از اینکه این خانم را به بهزیستی فرستادیم به مادرش زنگ زدم. باورم نمی شد، اما مادرش به خاطر فقر اقتصادی راضی بود دخترش همین جا بماند. روزنامه ایران می نویسد: گروه هدف ما شامل دختران فرار
زندگینامه و مبارزات محمدتقی بهار +دانلود کتاب گزیده دیوان اشعار
تاریخ ایران کمک بی نظیری کرد که هیچ وقت فوائد آن را از خاطر نمی توانم برد؛ من جمله، بعد از یک دوره خواندن شاهنامه، توانستم در همان کودکی به همان بحر شاهنامه شعر بگویم و مورد تمجید پدرم واقع شوم. ...من از هفت سالگی به شعر گفتن مشغول شدم. یکی خواندن شاهنامه، دیگر خواندن کتاب صد کلمه، از آثار نظمی رشید وطواط، در مکتب، تحریک قریحه شعری مرا باعث آمد. شعر اولم این بود که گفته و به حاشیه شاهنامه
محاکمه قاتلان قمه کش/ آدم کُشی با تفنگ ساچمه ای در تهران/قصاص نامادری جنایتکار و برادرش/پاین غم انگیز ...
دو متهم منکر قتل شدند تا اینکه پسر 16 ساله این زن راز جنایت مادر و دایی اش را فاش کرد. پسر نوجوان در دادگاه گفت: آن روز وقتی به اتاق خواب خواهرم رفتم، دیدم مادرم با همراهی دایی ام با یک متکا در حال خفه کردن خواهرم هستند. من که این صحنه وحشتناک را دیدم از ترس داخل کمد دیواری پنهان شدم و زمانی که مأموران آگاهی وارد خانه مان شدند، مرا از کمد دیواری بیرون آوردند. پس از اظهارات این پسر
شبکه ویژه مسلمانان در فضای مجازی تشکیل شود
لحاظ مجازی در ارتباط باشید. شکل گیری اینترنت نیز نتیجه ذهن است. ذهن از همان ابتدای تولد فرامحلی است. می تواند به همه جا حرکت کند. اکنون سورئال، رئال شده است. فضای مجازی، یعنی فضای دیجیتال و دیجتال نیز به این معنای فضای رقمی است. یعنی می توانید با تغییر الگوریتم، یک محتوا و یک واقعیت زندگی را تغییر دهید. در این شرایط، مفهوم کار تغییر می کند. اکنون از کار مجازی صحبت میکنیم. کار در فضای مجازی، یعنی
شوالیه های مرگ
دانم چه مظلومیتی در این بچه ها بود که قبل از این که بدن هایشان پیدا شود، اشک همه را درآورد؛ شاید مظلوم بودنشان و این که از قشر ضعیفند و همیشه با مردمند. حادثه حله و قطار هم ما را بسیار ناراحت کرد. عباس ساداتی یکی از قدیمی ترین هاست؛ یکی از شناخته شده ترین پزشکان سالن تشریح، آن جا که به قول خودش، هر روز کالبد دست کم 30 مرده را می گشایند، در جست و جوی یافتن حقیقت، برای زبانِ دفاع شدنِ بی
تنهایی پرهیاهوی بیمار در صنعت درمان
/> 31 سال در آموزش وپرورش خدمت کرده و حالا با ماهی یک میلیون و 200 هزار تومان مستمری بازنشستگی زندگی می کند. از دو سال پیش که به خاطر سکته مغزی یک طرف بدنش فلج شده و با عصا حرکت می کند؛ همسرش یک تنه از او مراقبت کرده تا اینکه چند وقت پیش به خاطر بلند کردن بار سنگین در حین حمل وسایل خانه، کمرش آسیب دیده و حالا با تشخیص تنگی نخاع باید تحت عمل جراحی قرار بگیرد. این دوساله، خیلی
دیدار با دلال کلیه در قلب شهر
الان یک دهنده پیدا کردم و قراره به زودی عمل کنم، هرچند از بعد از عمل زیاد خبر ندارم و نمی دونم بدنم کلیه رو پس می زنه یا نه ولی می خوام عمل کنم.(می خندد و ادامه می دهد)استرس زیادی دارم ولی به آینده هم امیدوارم. چند لحظه بعد از اینکه صحبت هایمان تمام می شود، با دختر جوانی به نام زهرا همکلام می شوم، آن طور که خودش می گوید قرار است کلیه اش را بفروشد، از دلیل کارش سوال می کنم و او در حالی که