سایر منابع:
سایر خبرها
بیانات رهبر معظم انقلاب درباره حاج احمد آقا
احمد آقا توضیحاتی بفرمایید؟ بسم الله الرّحمن الرّحیم. ابتدا که من ایشان را دیدم، حدود سال چهل و یک بود که ما به منزل امام در قم، زیاد رفت و آمد میکردیم. ایشان ظاهراً در آن ایام به دبیرستان میرفتند. من ایشان را میدیدم که با دوچرخه از درِ اندرونی بیت رفت و آمد میکردند. البته ما از در بیرونی رفت و آمد میکردیم. من اوّل ایشان را نمیشناختم. بعد گفتند آقازاده ی امامند. بعد از آن دیگر ایشان را
از عاشقانه های یک همسر شهید مدافع حرم تا نازپروده بابایی که یک باره بزرگ شد+فیلم
؛ اگر خانه تکمیل شود خوب است ولی آن وقت باید از این دنیا برویم. *چرا وقتی گفتند می خواهند مدافع حرم شوند با ایشان مخالفت نکردید و مانع نشدید؟ سال 94 بود که اینترنتی ثبت نام کرد، من به او می گفتم مگر ثبت نام اینترنتی ممکن است همه این ها الکی است. شبی که پیکر اولین شهید مدافع حرم استان مرکزی شهید محمد زهره وند را آوردند در مراسم شبی با شهید به همراه آقا رضا شرکت کردیم. آن شب حس
دفاع از رهبر انقلاب بر همه لازم است
هم دیانتم از شما کمتر نیست. من درویشِ مولا هستم! ولی برای حفظ شاه اگر لازم باشد، یک میلیون نفر را هم میکشم! از آن طرف مرید مولا بود و از این طرف هم کشتار مردم برایش مانعی نداشت! یک بار هم من را به ساواک بازار تهران بردند. چون در مسجد ارگ که نزدیک بازار است منبر می رفتم. واقعاً این ها داستان هایی دارد که همه اش عبرت آموز است... به هر حال خداوند نعمت بزرگی به ما داده است، اگر مقایسه کنیم
غافلگیری رویا تیموریان روی آنتن تلویزیون / خاطره ای از شیطنت های دوران کودکی بازیگر سرشناس
آفتاب نیوز : شامگاه چهارشنبه 25 اسفند رویا تیموریان بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر مهمان برنامه خندوانه با اجرای رامبد جوان شد. او در ابتدای برنامه در پی اشاره رامبد جوان به درگذشت نیما طباطبایی کارگردان من ناصر حجازی هستم خواهرزاده رویا تیموریان گفت: آن چه بیش از همه مهم است این است که شما به عنوان اطرافیان کسی که به سرطان مبتلاست چطور با او رفتار کنید و چگونه باعث حفظ سرزندگی و
جهانگیری: روحانی، پای وعده هایش ایستاده
واقعا یک مانع جدی برای توسعه اقتصاد بود. زمانی که من وزیر صنایع و معادن بودم، در هر سفری که به خارج از کشور داشتیم و با سرمایه گذاران صحبت می کردیم که در ایران سرمایه گذاری مستقیم انجام دهند، می گفتند قانون اساسی شما اجازه سرمایه گذاری در کشورتان را به ما نمی دهد. آنها می گفتند شما اقتصادتان دولتی است و ما چگونه سرمایه گذاری کنیم. می گفتند اگر ما در صنعتی سرمایه گذاری کنیم و بعد شما تشخیص دهید که
گفتگو با عباس قانع، پدیده جدید گزارشگری
، بعد از چند جلسه که رفتم پیش او، یک تست دادم و گفتند برو، اگر قرار شد فوتبال پخش کنیم، به تو می دهیم؛ یعنی برنامه ای برای پخش فوتبال نداشتند. من آن موقع 17 سالم بود و درگیر دبیرستان بودم. قرعه کشی لیگ برتر انجام شد، بازی اول مس با پاس در تهران برگزار می شد و هفته دوم در اولین بازی خانگی اش به استقلال تهران خورد. همان موقع فهمیدم که رادیو ورزش حتما این مسابقه را پخش خواهدکرد. یک ماه قبل از
ماجرای توصیه عباس جدیدی به تتلو
عباس جدیدی گفت: من عضو شورای شهر هستم. خیلی از مردم به دیدنم می آیند. خانواده این خواننده هم آمدند. من که خیلی با او و آهنگ هایش آشنا نبودم. ولی وقتی دیدم خانواده اش تقاضا دارند و می گویند قاضی پرونده یک کشتی گیر است، قبول کردم بروم و صحبت کنم. انصافاً هم آقای قاسم زاده پهلوانی را در حق این جوان تمام کرد و از حقش گذشت و رضایت داد. می توانست گذشت نکند اما روی ما را زمین نیانداخت. خب شکر خدا ماجرا
مرگ نابهنگام ترانه سرای تیتراژها
/> حجازی که برای آخرین بار دو سال پیش و در تیتراژ سریال شاید برای شما هم اتفاق بیافتد با یداللهی همکاری کرده است، درباره تلاش خودش و یداللهی در راستای رشد چشمگیر تیتراژخوانی از اواسط دهه هفتاد به بعد می گوید: تیتراژ به معنای امروزی خود تا پیش از سال های میانی دهه هفتاد، شناخته شده نبود، یعنی تصوری وجود نداشت که تیتراژها می توانند خواننده و به همین فراخور ترانه داشته باشند، اما این فضا از همان سال
درمان موضعی مخاطب با کد ملی
برایش می گویم و بی فاصله می پرسم: راستی شما عضو طرح تخفیف نوروزی نیستید؟ با اوقات تلخی سرش را تکان می دهد و می گوید: گفتند چون جواز کسبت اخیرا تمدید نشده مشمول این طرح نمی شوی! آن هم فروشگاه من با 35 سال سابقه و این نکته که پارسال، این کتابفروشی ازلحاظ میزان فروش طرح های تخفیفی(بیش از 12 میلیون تومان در یک دوره) در ایران مقام اول را کسب کرد. نکته دیگری را هم اضافه می کند که یعنی در طرح پاییز 95
نوروز هرچند عید اسلامی نیست؛ اما اسلام آن را تایید کرده است
بودند من مقید بودم در آن شب بعضی از این هیئات را شرکت کنم در آنجا دیدم جمعیت هیچ نسبت به شبهای دیگری که ما دیده بودیم تغییر نکرده است. سوال کردم: امشب جمعیت کمتر نشده است. گفتند: نه بلکه بیشتر هم شده، چون قمی هایی که بیرون از شهر زندگی می کنند، هم آمده اند. این مردمی که خودشان اینقدر شئور دارند که محرم را مقدم می دارند به نوروز و با لباس مشکی عید برگزار کردند، روضه هاشان را تعطیل نکردند، سینه زنی
چرا پرسپولیسی ها برانکو را دوست دارند؟
آی اسپورت - 15 سال قبل وقتی تیم زیر 23 سال ایران با دو ستاره بزرگسال قهرمان بازی های آسیایی بوسان شد هنوز هیچ کس برانکو را به عنوان یک مربی موفق نمی شناخت. درخشش در جام ملت های آسیای 2004 و مقام سومی- که اگر ناداوری بازی با چین نبود فینال در دسترس به نظر می رسید - هم این عنوان را به مرد مودب کروات نرساند و انگار هنوز او زیر سایه نام بزرگ چیرو و ناکامی در راه رسیدن به جام جهانی 2002 گم بود و همه
شاعران و نویسندگانی که دیگر بینمان نیستند
ابری یا آفتابی ست برخیز و برقص حتی تنها مقابل آینه تصویر تو لابلای شیشه و جیوه ها آواز می خواند نزدیک و دور مثل آسمان و ستاره و سمور... همین! قدرت الله مهتدی اهالی کتاب و ادبیات داستانی، نام قدرت الله مهتدی را بیشتر با ترجمه هایش می شناسند؛ و بیشتر از همه با لئو آفریقایی. قدرت الله مهتدی نویسنده و مترجم 75 ساله کشورمان، یکی دیگر از ستارگان
چگونه از بازجویی نوروزی جان سالم به در ببریم؟
راهنمای سفر من : درس ت تموم نشد؟ حالا چقدر حقوق می گیری؟ از خونتون راضید؟ چندمتری ه؟ تو نمی خوای ازدواج کنی؟ این ها همه سوالاتی هستند که باید تا رسیدن ایام نوروز جواب درخوری برایشان پیدا کنید. چون قرار است بارها و بارها با این سوال ها مورد پرسش قرار بگیرید و تا جواب قاطعی ندهید نمی توانید که محل موردنظر را ترک کنید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که به یکباره حرف دلتان را بی کم و کاست می زنید و
با کار تلگرامی خرج سرطانم را در می آورم
که در جوانی با یک جانباز اعصاب و روان ازدواج می کند و حالا مادر دو فرزند است سمانه از همان آغاز زندگی مشترکش شروع به کار می کند. اوایل زندگی مان خوب بود. خودم چند سالی را در اداره تعزیرات کار می کردم؛ اما بااینکه کارم خوب بود و خیلی آن را دوست داشتم، حتی بیمه هم نداشتم و پس از چند سال اخراج شدم. بعد از آن شرکت های خصوصی کار کردم که باروحیه ام جور نبود. بعد از آن داخل خانه پرستار کودک بودم که
موسیقی را قربانی سیاسی کاری نکنید
/> البته همه از جمله پیمان سلطانی از تأخیر من در انتشار آلبوم دلخور شدند چراکه سختی های زیادی را سر این ماجرا متحمل شد ولی من گفتم بگذارید آقای عقیلی از این اثر به طور کامل بهره برداری و سپس بعد از چهار سال اجازه پخش آن را دادم. به عنوان سؤال پایانی می خواستم نظر شما را درباره اطلاق لقب شوالیه آواز ایران به شما جویا شوم، آن زمان دریافت یکی از بالاترین نشان های فرهنگی فرانسه توسط شما برای
با طلای المپیک، تمام خستگی ها از تنم رفت
چه آرزویی از دلتان گذشت؟ عید سال گذشته من در اردوی تیم ملی بودم و البته هنوز وضعیتم برای حضور در المپیک مشخص نبود و نمی دانستم کارم درست خواهد شد یا خیر؟ یعنی برای کسب مدال المپیکی دعا نکردید؟ من همواره دعا می کنم هر چه خیر و صلاح من است، پیش بیاید. ممکن است اتفاقی رخ بدهد که برای من شکست بوده، اما نتیجه اش را در آینده گرفته ام. همان زمان هایی که هنوز وضعیت رفتن با
همچنان به غارت فرهنگی مشهد معترضیم ولی پیشنهاد جایگزین داریم/ نگاه توریستی به تاریخ نداریم/ چقدر فردوسی ...
ضعیف تر از بقیه کشور عمل کردند. فردوسی یک شخصیت خراسانی است که دغدغه اش این بود که قهرمانان این ملت، حماسه های این ملت، ماجراهای بزرگ این ملت، فراموش نشوند، در میان گذاشته بشوند. واقعا ما فرهنگی های مشهد، چقدر فردوسی وار در این سی چهل سال کار کردیم؟ ماجرای گوهرشاد را اگر روایت می کنیم، یک کار فردوسی وار است. یک حماسه عظیم ملی، تا 80سال بعد از واقعه، بایکوت می شود، سانسور می شود، زنده به گور می شود
محمد بنا: حالا یک نفر هست که نگرانم باشد
اما با یک اشتباه تاکتیکی شکست خورد. البته باید بگویم که صبح روز مسابقه قاسم رضایی و امید نوروزی به ایرج اسفندیاری فر گفتم که فکر نکنی قرار است دو طلا بگیریم. گفتم باید آماده دو اتفاق عجیب دیگر باشی. گاهی اوقات همه چیز دست به دست هم می دهد که نشود. - یعنی می دانستید که بعد از این مسابقه بغض شما می ترکد. این بغض چهار سال بود که در گلو گیر کرده بود. هیچ وقت نمی خواستم شاگردانم را به حال
رسوم نوروز در تاجیکستان؟
شدن محصولات برگزار می شود، مراسم جفت براران است. جفت براران در اکثر محل ها در اواخر ماه حوت تشکیل می شود. در این مراسم همه اهل خانواده شرکت می کنند. کشاورزان نیز پلو، نان فطیر و یا غذای مربوط به مراسم را تهیه کرده و 15 تا 20 نفر از کهنسالان را دعوت می کردند و بعد از غذا نیز این عبارات را می گفتند: مزید نعمت، زیاده دولت، برار کار، صحت و سلامتی خرد و کلان، رسد به بابای دهقان، خوش آمدید میهمانان
پنج بند در حواشی مرگ افشین یداللهی
را با اشک هایم می چشید/من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی/ یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود/ آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود/ وقتی که ما عاشق شدیم شیطان به نام ما سجده کرد/ آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد/ من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی/ چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی/من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر/چیزی در آن سوی یقین
محمود افشاردوست و پاسخ به سئوالات بی پایان درباره مشکلات والیبال
، دیگر حق اعتراض ندارند. همه امضاء و صورتجلسه می کنند و دیگر نمی توانند بیایند و بگویند که ما باختیم چون در تهران بود! درحالی که این جلسه است و همه تصمیم گرفته اند . * مگر می شود؟ خودشان تصمیم می گیرند به خاطر هزینه های رفت و آمدشان. به خاطر هزار تا موضوع دیگر . * شما خودتان می دانید که آن سال وقت کم داشتید . اصلا موضوع این نیست. وقتی خودشان تصمیم می گیرند
میرسلیم : روحانی را سرکار گذاشتند
. ** آیا آقای هاشمی این حرف ها را در تعریف شما گفته بودند؟ مطالبی که آقای هاشمی در تعریف این جانب در مجلس گفتند در روزنامه رسمی چاپ شده و موجود است و نیازی به تفسیرهای غرض آلود نیست. اینکه حالا حرف های آقای مهاجرانی درست هست یا نیست به کنار. ولی آقای هاشمی خیلی خوب دفاع کرد از سوابق من چون خیلی خوب من را می شناخت و این شناختش هم متعلق به زمان سرپرستی اضطراری من در شهربانی من نبود. قبل از
یادی از نام آوران شعر و ادب که در کبیسه آسمانی شدند
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) ، سال 1395 که سال کبیسه هم هست، خوشی و ناخوشی های بسیاری داشت و نام آورانی از عرصه شعر و ادب پر کشیدند که یادشان در دل ها زنده خواهد ماند و فقدان آنها ضایعه بزرگی بر ادبیات و فرهنگ ماست. یاد رفتگان و درگذشتگان یکی از سنت های حسنه ایرانی ها در روزهای پایانی سال است، گروه فرهنگی ایکنا نیز از این سنت حسنه پیروی کرده و به رسم ادب از ستارگان آسمان شعر و
چگونه خودم را از پرخوری نجات دادم؟
شان به شما نیز بگویم: 1- دستیابی به تعادل تغذیه ای یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در پرخوری های من رژیم های بلند مدتی بود که گرفته بودم. سال ها بود که رژیم های غذایی ضعیف و بی پایه و اساسی را دنبال می کردم، مثلا آنهایی که می گفتند فقط باید نوع خاصی از غذا را بخورید و دیگر موارد را مانند چربی کنار بگذارید. کم کم دچار کمبود چربی شدم. وقتی به گذشته نگاه می کنم متوجه می
نامه های دو ریالی عاشقانه
شان، خواهر خواهر کنند و قربان صدقه شان بروند.صبح روز بعد با همه اضطراب و دودلی، سر راه ملیحه به انتظار ایستادم. وقتی از خم کوچه بیرون آمد همه رؤیاهای شیرینم چون قاصدکی در باد پرپر شد، طبق قرار شاخه گل سرخی در دستش نبود. برایش نوشته بودم اگر دوستم دارد در راه مدرسه گل سرخی در دستش بگیرد. خواستم در پس دیوار کوچه ای پنهان شوم تا من را نبیند اما دیده بود و غافلگیرم کرد. با لبخندی شوخ نامه مچاله شده ام
حرف های برادران درباره ورزشگاه امام رضا
به گزارش ماد ؛ ورزشگاه امام رضا در شهر مشهد پس از کش و قوس های فراوان بالاخره در آخرین روزهای سال افتتاح شد. مصاحبه با رئیس هیات فوتبال استان خراسان رضوی را در این باره از دست ندهید... آقای برادران شما در نهایت تصمیم گرفتید در مراسم افتتاحیه حضور داشته باشید. چطور شد که به این مراسم رفتید؟ بعد از مشخص شدن حضور آقای تاج، بنده هم برخلاف صحبت قبلی که عنوان کرده بودم اگر
پرواز کیهانی با ایرباس برجامی!
اما دیروز حسین شریعتمداری سوار همین هواپیما شد و ضرب المثل با دست پس زدن، با پا پیش کشیدن را در ذهن تداعی کرد. او به روایت مشاهده نخستین هواپیمای ایرباس واردشده به کشور در فرودگاه اهواز پرداخت و نوشت: یک فروند هواپیمای ایرباس که گفته می شد از نوع 321 و اولین ایرباس خریداری شده اخیر است، به زمین نشست و برای تخلیه مسافر در نزدیکی سالن انتظار پارک کرد، به گونه ای که از پشت شیشه های سراسری سالن قابل دیدن بود.
واکنش ها به درگذشت افشین یداللهی +تصاویر
دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که ما عاشق شدیم شیطان به نام ما سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر چیزی در آن سوی یقین شاید کمی هم کیش تر آغاز و ختم ماجرا
از وقتی گفتم به منصوریان سیلی می زنم استقلال نتیجه گرفت
. زمان من سه نفر عضو هیات مدیره استقلال بودند که هرکدام شان می توانستند رییس جمهور شوند . میرولد، آقامحمدی و ایروانی با اینکه من از آنها کوچکتر بودم اما هرگز درباره استقلال و کادرفنی صحبت نمی کردند . آنها در خفا به من مشورت می دادند اما چون قرار گذاشته بودیم جز مدیرعامل کسی مصاحبه نکند این افراد صحبتی نمی کردند . هرچند که پیش از آنکه من هم به آنها بگویم خودشان مصاحبه ای نمی کردند . بعد از آن ها
منصوریان: برای پرسپولیسی ها فیگور خنده می گیرم
کنید: ** انقلاب ما از بازی با سپاهان آغاز شد * نزدیک سال جدید هستیم، سال 95 برای شما چطور گذشت؟ - همه سال هایی که خدا به من عمر داد تا کنار خانواده ام، پسرم، پدر و مادر عزیزم، خانواده همسرم و کسانی که به من وابستگی دارند، سلامت باشم، خدا را شاکر هستم. هر اتفاقی بیفتد، تقدیر ما بوده و تابع آن هستیم. اگر اتفاق مثبت بیفتد، خدا را شاکرم و اگر باب میل ما نباشد، می دانم