سایر منابع:
سایر خبرها
واکنش های ظریف به منتقدان و مخالفان
نمایندگی ایران در سازمان ملل به عنوان کارمند محلی استخدام شدم. کارمند محلی یعنی فردی که باید تقریبا بدون حقوق کار کند، در واقع حقوقم یک سوم یک شاغل عادی در سطح پایین بود؛ خیلی کم بود و نمی توانستم اجاره خانه ام را بدهم. در تمام این دوران از پولی که از سمت خانواده می آمد، زندگی ما می چرخید و چه بسا، فعالیت هایی که در کنارش همسرم انجام می داد تا حداقل زندگی را داشته باشیم. به هر حال، اگر ما در دانشگاه
روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت
خودت که به حرف پدرت گوش ندادی؟ اشتباه کردم. چند تا خواهر و برادرید؟ 2 تا برادر و 2 تا خواهر که یکیشون به علت بیماری مرد. از شب حادثه بگو. درگیری بین پسرم و دوستم به خاطر پایپ شیشه بود. از پسرت بگو. کار کوروش چیه؟ از بچگی همه کار می کرد. بنایی، نجاری، کارگری و.... تا چندکلاس درس خوانده؟ اول دبستان. سابقه هم داره؟
کسی نمی تواند مرا به دشمن کشورم تبدیل کند/ بعد از گیلانه روشنفکرها به من اتهام زدند
به اهالی سینما اعمال می شد. نیازی نیست آنچه در این دوران گذشت را مرور کنیم. صرفاً تجربه ای شخصی را بازگو کنم. برای اولین بار فیلمی به نام حیران (1387) را تهیه کردم که خانم شالیزه عارف پور آن را ساخته بود. گرفتن پروانه فیلم با طرح اشکالات متعدد، به طول انجامید. بعد از چند ماه، یک نفر از همان جمع گفت که مشکل، خود شمایید. گفت این صحبت در شورا مطرح شده که شما از دانشگاه لندن مدرک دکتری
سرقت های سریالی برای خرید خانه اجاره ای
مبلغی به اجاره اضافه می کرد و اجازه می داد باز هم در آن خانه زنگی کنیم. اما چند ماه پیش یک روز صاحبخانه به منزل ما آمد و گفت که قصد فروش خانه اش را دارد و ما هم باید از آن خانه اسباب کشی کنیم. وی در ادامه گفت:مادرم با شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شد. او خاطرات زیادی در این خانه داشت و دوستان زیادی در محل دور و برش بودند. و دل کندن از آنجا برایش سخت بود. با شنیدن خبر فروش این خانه فقط اشک می
نمی توانستم از سینما دور باشم
گرفتند. چند سال بعد از انقلاب، ما درحال ساخت دکور شهرک سینمایی ایتالیا بودیم و هزینه های بسیار کردیم. وقتی برگشتیم، آنجا را کلنگ زدیم و همین طورکه علی مشغول ساخت شهرک بود، کار هزاردستان را هم در کاخ گلستان پیش می برد. دو، سه سال کار کردیم. این وسط وقفه هایی هم بود. چون مدیران مدام تغییر می کردند و باز تا می آمدند و بر مسند می نشستند و تا پول بدهند برای پروژه، فیلم برداری چند ماه متوقف می شد. ما
واقعیت های پشت پرده جهاد نکاح
قبول کنم، چون برایم خوب نیست مجرد بمانم." اصرار بقیه زنان باعث شد اینس تن به این ازدواج بدهد، اما تنها دو روز بعد از ازدواج، شوهر جدید اینس نیز گفت باید به جبهه دیگری برود و او را طلاق داد. اینس چند روز بعد از زنان دیگر شنید که شوهر دومش، منطقه را ترک نکرده است. اینس توضیح می دهد: "ما طی یک هفته، پنج شوهر جدید پیدا می کردیم. همه زن ها این گونه نبودند، اما اکثر زنان خارجی همین وضعیت را
کدام گروه ها در استقامت 34 روزه خرمشهر نقش داشتند/ ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
بود، تیپ قوچان در منطقه ای از اهواز به نام "فولی آباد" مستقر شد، و بنی صدر هم گفته بود تا زمانی که دستور نداده ام این نیروها حق حرکت ندارند ؛ و اتفاقا تا زمان سقوط خرمشهر یعنی مدت 34 روز مقاومت، تیپ قوچان در همان منطقه فولی آباد ماند و هواپیماهای عراقی نیز آن ها را بمباران می کردند. بعد از سقوط خرمشهر این نیروها در تاریخ هشتم آبان 59 وارد آبادان شدند. روز هفتم، بنی صدر به ستاد پادگان
داستان ازدواج زشت ترین مرد اوگاندا/عکس
به گزارش روزنامه بریتانیایی میرور آقای گودوری جهت تامین نیازهای زندگی خانواده فقیر خود، برای کسب لقب زشت ترین مرد اوگاندا در سال 2002 نامزد شد و مقام نخست را کسب کرد. او که هم اکنون 47 سال سن دارد، و از بیماری مرموزی رنج می برد، برای هشتمین بار صاحب فرزند شد. وی از همسر نخستش دو پسر و از همسر دومش صاحب شش پسر و دختر شده است. گودوری می گوید که همسر دومش را به دلیل خیانت، طلاق داده است.
از سرقت کفش برای راه رفتن تا اظهارنظر جالب یک دزد
شهرستان کرمان هم درباره خاطرات کاری خود می گوید: حدود هفت سال در منطقه محروم خدمت کردم و یک بار که برای حضور در محل صحنه قتل به پاسگاه منطقه رفته بودم، بیش از 100 تیر از سوی اشرار به خودروی من شلیک شد، اما خدا را شکر به خیر گذشت. حجت الاسلام محمدامیر ابراهیمی به بیان یکی دیگر از خاطرات خود هم می پردازد و ادامه می دهد: یک بار ساعت سه و نیم شب از تهران با اتوبوس به کرمان رسیدم و با
رازگشایی از قتل زن بی گناه در جلسه دادگاه
و دهان مقتول باز می کرده، او چشمش را باز کرده است. دوباره ترسیدم که زنده مانده باشد و دور زدم. این بار با تبر بالای سر جسد رفتم و بعد از اینکه چند ضربه به او زدم برگشتم. آن روز به خانه رفتیم و همان شب خواب دیدم که در منطقه ای که جسد را رها کرده بودیم، صدای جیغ و فریاد شنیده می شود. صبح با دوستم تماس گرفتم و گفتم بهتر است برویم و جسد را در جایی دفن کنیم اما موفق نشدیم تا اینکه دستگیر
چرا بهشتی را تکفیر کردند؟
دکترا و فوق لیسانس شان فاصله ای افتاد. می گفت کتاب هایی که تو داری، کسی ندارد. ایشان را بعد از اتمام کارش اغلب شب ها با ماشین تا خانه می رساندم. یک شب به من گفت محقق می دانی آخوندهای تهران من را تکفیر کردند؟ چه سالی؟ سال 51 و این ها بود. به بهشتی گفتم چطور؟ تعجب کردم. گفتم چه گفتی؟ ما را می گویند ریش تراش و فکلی ، تو را برای چه؟ گفت برای دو چیز من را تکفیر کردند. یکی اینکه گفتیم
شعار مردی که رنگ صندوق را ندیده بود؛رأی مرا پس بده!(پاورقی)
الان اینجا می نشینیم خلوت می شود و می رویم خانه. بعد از چند دقیقه یک لحظه دنیا انگار عوض شد. دیدیم کل شورش ها گریختند سر ما، یکی دارد چوب می زند و یکی دارد سنگ می زند طرف بانک، من نمی دانم کسی به سن من، به جوانی من، بگذارد خودش را جای من وقتی آن لحظه را ببیند و از هیچ چیزی خبری نداشته باشد. نمی دانم این کار بد را می کند یانه. می دانم کاری بد است اما تحت تأثیر قرار گرفتم، جوگیر شدم و من هم یکی دو سنگ
حکایت مجید صالحی و دوقلوهایش
حل کند و زندگی شان شکوفا شود. حساسیت یا وسواس؟ دوقلوهای من تا به امروز 2 بار کار حرفه ای را تجربه کرده اند (با خنده). یک بار برای برنامه نوروزی احسان علیخانی و بار دوم برای همین عکاسی مجله خانواده سبز و هر دو بار چون قرار بود که کار به صورت حرفه ای انجام شود، من حساسیت داشتم چون می خواستم خروجی کار خوب باشد. دوقلوها تا به حال برای عکاسی به آتلیه نرفته بودند و در ماه های اخیر هم
ثبت نام مدارس؛ دغدغه ای تازه برای دانش آموزان و اولیا
هایی بیش از یکصد هزار تومان به جز هزینه ایاب و ذهاب، تغذیه، پوشاک و ... دریافت می کنند و اولیا نیز برای از دست ندادن فرصت ثبت نام، مجبور به پرداخت شهریه های اعلام شده هستند. این مدارس در طول سال نیز مبالغ دیگری را بابت تجهیز مدارس، اردوهای تفریحی و علمی از دانش آموزان و اولیای آنان اخذ می کند که اولیا نیز با اجبار باید این هزینه ها را پرداخت کنند. برخی از مدارس غیردولتی نیز شهریه های
آمپاس تولید ازرکود بی کلید/کوچ کارخانه ای به کارگاه های زیرپله ای
کنند، ضمن اینکه ملک یا زمین کارخانه باید در گرو بانک قرار گیرد و با هر دیرکردی در پرداخت وام و سود آن، بانک تهدید به حراج کارخانه می کند. آنها می گویند که تنها به عشق وطن، تولید خود را همچنان حفظ کرده اند؛ در غیر این صورت می توانستند پول های خود را به کشورهای دیگر ببرند و آن را در این کشورها سرمایه گذاری کرده و از مزایای آن بهره مند شوند اما ایجاد اشتغال برای جوانان و حفظ تولید ملی، آنها
به مناسبت سالروز شهادت تخریبچی شهید اکبر ابراهیم زاده
این نهاد خودجوش و مردمی به عضویت در آمد و به فراگیری فنون نظامی پرداخت و در اولین اعزام بسیج شهر کلاچای همراه تعدادی از هم رزمان خویش در منطقه سرپل ذهاب در سال های 1360-1359 حضور یافت و به دفاع از خاک و کیان اسلام پرداخت و مدتی بعد به فرمان تاریخی امام امت مبنی بر شکست حصر آبادان در عملیات افتخار آفرین ثامن الائمه شرکت جست و در اثر انفجار مین از ناحیه کف پا مجروح گردید و بلافاصله به بیمارستان منتقل
کارخانه هایی که سالن عروسی شده اند
در بخش پایانی خیابان دماوند تهران و کمی بعد از ترمینال شرق کارخانه بسیار بزرگی وجود دارد که روزگاری بزرگ ترین تولید کننده و برند لوازم خانگی را در کشور در اختیار داشت و چند هزار کارگر در بخش های مختلف آن و در خط تولید لوازم مختلف از کولر گرفته تا بخاری و... کار می کردند اما حالا از آن کارخانه پر ابهت چیزی باقی نمانده است جز سوله های بزرگ خالی؛ کارگران اخراج و خانه نشین شده اند و همه دستگاه ها و
وصول بیش از 4هزار میلیاردتومان از معوقات بانکی در سال گذشته
کرد: اگر بانکها به صورت بنگاهداری عمل نکنند و با همان شرایطی که قانون تعیین کرده اجازه دهند پول در اختیار همه فعالان اقتصادی جامعه قرار گیرد و گردش داشته باشد و در دست عده ای معدود رسوب نکند و آنها نیز از این پولها در جایی غیر از آنکه باید استفاده شود، استفاده نکنند؛ چرخ اقتصاد فعال می شود. وی اضافه کرد: پولی که پرداخت می شود، باید اعتبارسنجی و نظارت شود که کی کجا و چگونه داده می شود و
تأثیر مناجات رمضان بر عراقی ها
شتم قرار گرفتند. مرتضی به دلیل جراحت مدتی کوتاه در بیمارستان موصل و سپس به مدت سه ماه در درمانگاه اردوگاه بستری بود و در این مدت و سه ماه بعد از ان کلیه ی کارهای او را بچه های فداکار و از خود گذشته انجام می دادند. احمد مکاری و ابراهیم نام نیک دو جوان فداکاری بودند که بیشتر کارهای مربوط به مرتضی را برعهده گرفته بودند. البته این گونه از خود گذشتگی ها در اسارت بسیار پر طرفدار بود. بعد از بهبودی، مرتضی
خدیجه (س) مادر امت: زندگی نامه همسر فداکار رسول خدا (ص) / به مناسبت دهم ماه رمضان، رحلت خدیجه (س))
پیامبر ، عذرا بود . این معنا را علامه مجلسی نیز تایید کرده است . او می نویسد : صاحب کتاب انوارو البدء گفته است که زینب و رقیه دختران هاله ، خواهر خدیجه بودند .برخی از معاصران نیز چنین ادعا کرده اند و برای اثبات ادعای خود کتابهایی نوشته اند . (آشنایی با حضرت محمد (ص) فضایل اخلاقی خدیجه ، بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان عرب رابه فکر ازدواج با وی می انداخت . ولی خاطرات همسر پیشین به
از دوستی با "مرحوم کافی" تا رفاقت با بینامین
جرمی بیش از این نداشت که در یک جلسه ی بانوان از رساله ی عملیه ی امام یک مسئله ی شرعی را مطرح کرده بود که خبر آن به بیرون درز کرد. * آیا خود شما هم توسط ساواک دستگیر شدید؟ در سال های منتهی به پیروزی انقلاب خاطراتی این چنینی زیاد دارم به طور مثال بعد از برنامه ی شب اول محرم بنده را دستگیر کردند که بنده بخاطر اینکه بتوانم برای شب های بعد در خدمت مردم باشم به اهل بیت متوسل شدم که آن ها
رد استفساریه قانون پولی و بانکی توسط شورای نگهبان/ تمدید فراخوان مقاله همایش بانکداری اسلامی
ورشکستگی که موارد خلاف شرع در آنها هنوز اصلاح نگردیده است، مصوبه مذکور خلاف موازین شرع شناخته شد. براس مشاهده مستندات شورای نگهبان اینجا کلیک کنید. طرح اصلاح قانون بانکداری بدون ربا تا ماه آینده به صحن علنی مجلس می رود سیدمحمد حسین میرمحمدی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس و عضو کارگروه اصلاح قانون عملیات بانکی بدون ربا، در گفت وگو با ایکنا ، در پاسخ به برخی گمانه زنی ها مبنی بر
بیوگرافی الناز حبیبی + عکسهای با همسرش + ماجرای ازدواج و آیا جدایی؟
کردم چون فکر کردم مهم حس رضایت و خوشحالی خواهرم است. برای آی سودا هم این دوری خیلی سخت است. درواقع خواهرم بااینکه تنها دو سال از من بزرگتر است اما حس مادرانه ای نسبت به من دارد و بعد از فوت مادرمان برایم مادری کرد. ما شش خواهر و برادر هستیم و من فرزند ته تغاری مادرم بودم و ایشان خیلی مرا دوست داشتند و برایم آرزوهای بزرگی داشتند. مادرم دوست داشت من به محض اتمام دوره دبیرستان وارد
سیری در زندگانی و سیره امام موسی صدر
بود. زنده یا مرده؛ مسئله این است. شاید برای خیلی ها عجیب باشد، و شاید خیلی ها هم ندانند که سید موسی صدر فرزند دوم آیت الله سیدصدرالدین صدر، از مراجع ثلاث، که بعد از شیخ عبدالکریم حائری و پیش از آیت الله بروجردی زعامت حوزه را بر عهده داشتند، متولد شهر قم است. و خیلی کم هستند کسانی که خانه پدری ایشان را می شناختند و مادر پیرشان را دیده بودند. برای من هم، وقتی برای اول با امام موسی صدر آشنا
بررسی یک پرونده جنایی/ جنایت در نیمه شب
: برای خودمان هم هنوز مشخص نیست که بهرام به چه دلیل دست به قتل زده است . او درباره روزی که متوجه شدند بهرام قاتل است می گوید: باغ متروکه ای کنار خانه ما بود و خواهرم می خواست به اتفاق شوهرش آن باغ را بخرد و با هم در آنجا زندگی کنند. از پدرم خواست صاحب باغ را پیدا و درباره قیمت با او صحبت کند. پدرم هم قبول کرد و خلاصه اینکه بعد از چند بار رفت و آمد، باغ برای خواهرم خریداری شد. مدتی قبل از خریدن باغ
فال و فال بینی در تهران با مشتری های پر و پاقرص
خبرهای خیلی خیلی خوبی برات میاره، یک پول گنده که از مدت ها قبل براش برنامه ریزی کردی به دست میاری و ممکنه با همون پول یک سند به نامت بشه. بعد به زیارتی می ری و نذرت رو ادا می کنی. مواظب باش در این ماه چیزی گم نکنی. سال به نیمه نرسیده خبر بچه دار شدن کسی را می شنوی. در محل کار پست بهتری می گیری.مدل ماشینت تغییر می کند و تا دو وعده دیگر از بانگ خروس خبردار می شی که خبر خوبی در راهه و... حالا نیت کن و
زورگیر سریالی از زنان: صفحه حوادث روزنامه ها را زیاد می خواندم/ خانواده ام باور نمی کنند زورگیر باشم
در سال 82 دارم. چقدر درس خوانده ای؟ دیپلم مکانیک و برق دارم. شغلت چه بود؟ شش ماه بود که در یک شرکت بستنی سازی کار می کردم اما به خاطر تعدیل نیروی زمستانی من را بیرون کردند و بعد از آن پیک موتوری بودم و با موتور مسافرکشی هم می کردم. قبل از آن هم در شرکت های خصوصی تعمیر لوازم خانگی کار می کردم. متأهل هستی و بچه داری؟ بله، دو بچه دارم
قرائت جزء نهم مناجات و دعای روز نهم ماه مبارک رمضان
وعظ و سخرانی عده زیادی از زن ها اطراف منبر جمع می شوند. گروهی از دختران دم بخت به نیت باز شدن بخت سه مرتبه از منبر بالا و پایین می روند و معتقدند که با این کار تا سه روز یا سه هفته و یا سه ماه بعد به خانه بخت می روند. زنان بی فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند, ننی NANNI ننو کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه
فروش باند و برج مراقبت یک فرودگاه کشور/ کشف تخلف میلیاردی در مازندران/ ابتکار ویژه برای مقابله با روزه ...
مدیران و افراد مرتبط با پرونده جهت بازجویی و جمع آوری اطلاعات احضار شدند. این پرونده در جریان ابهام و شکایت مطرح شده اراضی فرودگاه قدیم قشم و تخلفات مالی در استان تشکیل شده و در حال بررسی بیشتر است . شهریار مشیری ، مدیرعامل پیشین منطقه آزاد قشم، پیش تر درباره تخلف های کلان صورت گرفته در قشم گفته بود: کل فرودگاه قشم را یک دهم قیمت فروختند. چون اراضی به هکتار فروخته شده و اصلا خبری از متر نیست. چند
آریانا که بود و چه کرد؟
مدت 7 ماه و سپس در همان ساخلو (پادگان) حدود نه ماه فرمانده گردان بود. از این روی تجربه فرماندهی برای اداره یک تیپ در یک نقطه حساس مرزی در منطقه کردستان را نداشت لیکن تا سال 1328 در این سمت باقی ماند. سرهنگ منوچهری در تیرماه سال 1328 به علت وابستگی به دربار به سمت فرمانده لشگر گارد شاهنشاهی منصوب گردید و یک سال بعد یعنی در سال 1329 درجة سرتیپی را احراز نمود و تا شهریور سال 1331 در این شغل