سایر منابع:
سایر خبرها
زندانی کردن عشق فیلمفارسی در سیاهچال پسر سی دی فروش
زورگیری زده است. متهم در اولین بازجویی ها به جرمش اعتراف کرد و گفت: مدتی است در خیابان پشت شهرداری سی دی می فروشم. شب حادثه وقتی شاکی برای خرید سی دی به من مراجعه کرد، فهمیدم مقدار زیادی پول به همراه دارد به همین خاطر وسوسه شدم و به او گفتم که برای انتخاب سی دی از آرشیو به خانه ما بیاید و او هم قبول کرد و همراه من شد. وی ادامه داد: من او را در زیرزمین زندانی کردم و بعد از اینکه پول ها را از کارت عابرش خارج کردم، او را آزاد کردم. متهم برای کشف جرائم بیشتر به دستور قاضی نصرتی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. ...
نمی توانستم از سینما دور باشم
چه شد بالاخره بعد از این همه سال، دوباره به سینما برگشتید؟ تقریبا پس از آقای حاتمی هرگز در فیلمی حضور نداشتید. جز یک بار که در فیلم سیمای زنی در دوردست آقای مصفا نقشی کوتاه ایفا کردید. حضور دوباره در سینما آرزوی من بود. اصلا نمی توانستم از سینما دور باشم. 30 سال اصلا اجازه نداشتم جلو دوربین بیایم. مرا ممنوع الچهره کرده بودند. با شروع ساخت فیلم تختی در نقش خودم (همسر علی حاتمی) حضور داشتم (که چقدر هم پشیمانم در آن پروژه همکاری کردم)، پس از آن فیلم نامه ای که مطابق سلیقه ام باشد، پیشنهاد نمی شد. تا وقتی که آقای یزدانیان مشغول نگارش سناریوی در دنیای تو ساعت چند است؟ بود ...
واقعیت های پشت پرده جهاد نکاح
با بقیه زن ها فرق داشته باشم. خدا را شکر من را طلاق نداد. زنان دیگر هم من را رها نکردند و به من کمک کردند تا شرایط را تحمل کنم. یک ماه بعد، شوهرم برگشت. برگشته بود تا فقط یک کار را انجام بدهد. من را طلاق داد و برگشت. دیگر هم درباره او خبری به دستم نرسید. " تکفیری ها وقتی اعزام می شوند، زن خود را طلاق می دهند و در محل جدید ازدواج می کنند رهبران گروه های تکفیری از ضعف و تنهایی
قتل دختر نخبه ایرانی به خاطر سرقت خودرو
. فقط به فکر بهاره و دیدن او بودم به همین دلیل دنده عقب گرفتم که فرار کنم؛ فکر می کنم از روی بدنش رد شدم. با چند خودرو تصادف کردم و چند نفری دنبالم کردند تا دستگیرم کنند اما موفق به این کار نشدند. سر قرار حاضر شدم و چند روزی با ماشین اینور و آنور رفتیم. دوستم و بهاره از وقوع قتل خبر ندارند. فقط به دوستم گفتم خودرو را از کنار خیابان سرقت کرده ام. با کشف خودرو صحنه قتل بازسازی شد. وقتی ناصر فهمید یکی از نخبه های کشور را به قتل رسانده در آخرین دفاع از خود گفت: هیچ دفاعی ندارم و امیدوارم پدر و مادر دختر جوان من را ببخشند. ...
عمده ترین انگیزه زنان متأهل برای عمل زیبایی
بزرگ سالی درپی رسیدن به چنین تصویر ایده آلی بوده اند. دختر 25 ساله ای می گوید: یه بینی کوچولو که انحنا داشته باشه، بینی اش می افته بیرون، همیشه این تو ذهنم بود. بعد خودم می رفتم تو آیینه نگاه می کردم، می گفتم چقدر با تصویر ذهنی ای که خودم داشتم متفاوت بود. بچه که بودم، خیلی کارتون و انیمیشن نگاه می کردم. بعد خوب مسلماً دخترهایی که تو اون انیمیشن ها بودن دقیقاً همین حالتو داشتن؛ چشم های درشت و
نگار عابدی و پیچیدگی های زندگی خصوصی اش
دخترم هنوز به دبستان نرفته بود من و همسر سابقم، هدایت هاشمی حس کردیم که مسیر زندگی مان را باید از هم جدا کنیم به همین خاطر مدتی به اتفاق دخترم به منزل پدر و مادرم رفتم تا کارهای مربوط به جدایی انجام شود. بعد از طلاق مان هم دخترم باید به دبستان می رفت به همین خاطر دوست نداشتم دوباره به او شوکی وارد کنم و با تغییر محل زندگی کنونی اش باعث به هم ریختگی روحیه اش در ابتدای ورود به مدرسه شوم. ترجیح می دادم
واکنش های ظریف به منتقدان و مخالفان
ادامه دهند. بنده قبل از انقلاب در رشته ای فنی تحصیل می کردم، اما پس از انقلاب رشته ام را تغییر دادم، به هوای اینکه بتوانم به کشور خدمت کنم. روزی که مدرک دکترای خودم را گرفتم، هرچه به من اصرار کردند که بمان، قبول نکردم، نهایتا فقط یک ماه به درخواست و اصرار آقای دکتر ولایتی برای مذاکرات 598 ماندم و بعد برگشتم. در مدتی که تحصیل می کردم تلاشم را کردم که هرجا که امکانی باشد خدمتی
واکنش های ظریف به منتقدان و مخالفان
نیویورک را بنده انجام دادم. از آن وقت من سعادت داشتم خدمت ایشان برسم و دکتر ولایتی محبت کردند معرفی محبت آمیزی خدمت ایشان کردند. بعد هم در سمت های بعدی و مختلفی که داشتم سعادت داشتم خدمت مقام معظم رهبری برسم. زمانی که نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد بودم، به دلیل نوع مسئولیتم، بازهم خدمت ایشان هر چند وقت یکبار شرفیاب می شدم. بارها هم گفته ام که ایشان همواره با سعه صدر فراوان به تحلیل های
این نان خوردن دارد آقای مهاجرانی؟/وقتی خانواده شریک جرم مهدی هاشمی می شود/موج جدید ابطال کارت های پایان ...
ارشاد که به کانادا پناه برده بود، گفت مهاجرانی با عربستان سعودی رابطه ای بسیار قوی دارد و کمک مالی دریافت کرده است. این ادعا بدون سند بود و قاعدتاً امکان استناد به آن وجود نداشت. یکی از روزنامه نگاران زن اصلاح طلب که مدتی بعد از خرداد 88 زندانی بود نیز برایم گفت که در سفر به لندن، مطمئن شده مهاجرانی بعد از ماجرای لو رفتن ازدواج دومش، عبرت نگرفته است. اما مسئله ای که برخی از کنارش راحت گذشتند
ترتیل جزء دهم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
خدا بعد از این [واقعه] توبه هر کس را بخواهد می پذیرد و خدا آمرزنده مهربان است (27) ثُمَّ یَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِکَ عَلَی مَن یَشَاءُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿27﴾ ای کسانی که ایمان آورده اید حقیقت این است که مشرکان ناپاکند پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر [در این قطع رابطه] از فقر بیمناکید پس به زودی خدا اگر بخواهد شما را به فضل خویش بی نیاز می
تعرض به دختر 19ساله در پاتوق شیشه ای
آشپزخانه روی دستش زدم. فکر نمی کردم آدم با آن از پا بیفتد. او افتاد روی زمین. من ترسیده بودم. همراه سولماز- صاحب خانه - زنگ زدیم اورژانس آمد و بردنش. من هم به کرمانشاه فرار کردم و رفتم خانه مادربزرگم اما چند وقت بعد دستگیر شدم. سولماز همان زنی است که قتل در خانه او اتفاق افتاده. همه در محله او را می شناسند. دوست دارد همه الهام صدایش کنند. رییس دادگاه این چند جمله را خطاب به همکارانش گفت
تجاوز به دخترتنهای 5ساله در خانه
و گفت دنبال پول هایش می گردد زن جوان ادامه داد اگرچه سارق همه طلاها و پول هایی را که پنهان کرده بودم سرقت کرده بود اما آن چه خیلی برایم دردآور بود این بود که دخترم طعمه آن شیطان کثیف شده بود. الان این خبربودیا فیلم بودیا آموزش بود..... بابا بیخیال دربازبود چیه!!!!!!!!!!!!! لباس زیادمیخریدم چیه!!!!!!!!!!! غرق درمادیات وطمع درآمدچیه!!!!!!!!! از وایبر و ماهواره
53 میلیارد تومان بودجه و سکوت در برابر تحریف امام/ این نان خوردن دارد آقای مهاجرانی؟/ وقتی خانواده شریک ...
باشند خود را به شکل خانواده در برابر جامعه قرار می دهند و این ضربه پذیری آنان را به شدت افزایش می دهد. عضو سردبیری روزنامه توقیف شده سلام درباره اظهارات اخیر هاشمی علیه اتهامات دولت قبل و شائبه اینکه به خاطر پرونده اتهامات مهدی هاشمی آن حرف ها را زده، گفت: بهتر بود آقای هاشمی مسئله مهدی را از خود جدا می کرد و بعد به این موضوعات می پرداخت. در آن صورت اثرگذاری بهتری داشت. آقای هاشمی این حرف
فریدون آسرایی: بیشتر از هر کسی برای شهدا خوانده ام
در آن هست ترانه را می خوانم. وقتی در مورد شهید آهنگ می خوانم می دانم درباره چه چیزی می خوانم. من 23 سال خارج از کشور بودم و خیلی با دفاع مقدس آشنا نبودم؛ ولی بعد با این بخش از تاریخ کشور آشنا شدم و فهمیدم در آن سال ها چه اتفاقاتی افتاده است. گل هیاهو داستان زندگی من است. در آلبوم آخرم مادرم را از دست دادم و قطعه هنوزم همونیم را برای مادرم خواندم. شاید کسی که برای اولین بار می خواهد آهنگی بخواند
سال روز وفات حضرت خدیجه (س)
سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما . از آخرین باقی مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت ها، دیگر درنگ نکن... . ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می گوید: فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای
از پرانتزهای مهم مذاکرات هسته ای وتوزیع کالای خارجی درسبد حمایتی دولت تا استفاده ازعصاره سوسک بجای خرما ...
** *پیشنهاد لیلا اوتادی برای شب های قدر لیلا اوتادی بازیگر سینما و تلویزیون پیشنهاد جالبی را در فضای مجازی مطرح کرد. وی در صفحه شخصی خود نوشت: این همه شور و اشتیاق برای دفاع از میهن و آرمان ها و ناموس ایران، به پاکی گل لاله و این قدر مقید به بیت المال و حق الناس که وقتی می خواستن داوطلبانه روی مین برن پوتین ها رو در می آوردن و تحویل می دادند که دین بیت المال گردنشون نباشه، یعنی دقیقاً برعک
مروری بر حیات طیبه شهید مهدی مطلبی
هم روی سایت ها و خبرگزاری ها گذاشتیم. فقط یکی از سایت های خبری گفت که بیش از 10 هزار تا دانلود داشته. اخلاص مهدی برکت عجیبی داشت. بعد از این کتاب شروع کردیم به برگزاری دوره های آموزشی نقد توافقنامه برای طلاب که به عنوان مُبَلِغ به مساجد و دانشگاه ها بروند. مهدی همه ی وقتش را گذاشت تا حدود 25 نفر از بین ده ها نفری که در دوره ها شرکت کردند، تربیت کرد. فقط طی دو ماه. با یک برنامه ریزی بچه
برد والیبال ایران در برابر آمریکا شاهکار بود/ اوقات فراغتم با آهن و آجر و سیمان مدفون شده است
نوجوانی با هم بودیم و تا زمان جوانی و بیست و چند سالگی که آنها ازدواج کردند و بنده هم متاهل شدم و دیگر هر کدام مستقل شدیم. سین: دوران کودکی تان چگونه گذشت؟ جیم: دوران کودکی را هم مثل همه بچه ها با شیطنت ها و بازی هایی خاص خوش گذراندیم تا وارد دبستان "ادیب نیشابوری" که درست رو به روی منزل ما بود شدم و تحصیلات ابتدایی را در آنجا گذراندم. بعد از آن به دبیرستان حافظ که در بازار بود
روایت پدر معتادی که پسرش به خاطر پایپ شیشه اش دعوا کرد و آدم کشت
می گیرد و همزمان پسرش به نام کوروش از راه می رسد و در حالی که هنوز علی او را نمی شناخت و نمی دانست پسر مجید است با هم درگیر می شوند و این جنایت رخ می دهد. این مرد هنوز باور ندارد که یک قرار دوستانه چنین سرنوشتی را برای وی رقم زده باشد: چند ساله ای؟ 42 سال دارم. اعتیاد به شیشه هم داری؟ حدود 8 سالی می شد که معتاد بودم اما ترک کرده ام و الان
کسی نمی تواند مرا به دشمن کشورم تبدیل کند/ بعد از گیلانه روشنفکرها به من اتهام زدند
کنم. اما آسیب ها و ناهنجاری های اجتماعی کمتر نشده است. برای نسل من، عشق و خانواده مفهوم تعریف شده ای داشت و در حال حاضر شاهد سیر نزولی اخلاق هستیم. در زمان ساخت قصه ها (1390) طبیعتاً عصبانی بودم اما نه صرفاً به دلیل حاکمیت دولت آقای احمد ی نژاد. بلکه به دلیل عملکردهایی که در سال های بعد از ساخته شدن قصه ها شاهد آثار آنها بوده ایم. من کاری ندارم که چه دولت هایی می آیند و می روند. عملکرد
سوگ نامه ای برای موسیقی زنان
شما نیست. حالا می خواهید چه کار کنید؟ مثلا ویلنسل اینجا این نت ها را ببیند و هر کاری می خواهد انجام دهد. نوازنده اینجا می تواند مسیر شب را به سمتی ببرد که همه کسانی که آنجا هستند ناامید شوند یا مسیر را به سمتی ببرد که همه بگویند هنوز جای امید هست. به نظرم این موسیقی یک سوگ نامه برای موسیقی زنان در ایران است. درواقع یک روایت تاریخی است از آنچه اتفاق افتاده است. چرا سی دی اثر
جزئیات حمله وحشیانه با اسید به خانه برادر
از گردن دچار سوختگی شده است. وی در ادامه چنین تأکید کرد: با برادرم مشکلی نداشتیم، برادرم بیمار فکری است، بعد از این حادثه از وی به مراجع قضایی شکایت کردم، 24 ساعت نشده بود که بازداشتش کردند، الان هم در آگاهی کوهدشت است. وی با گفتن این سخنان در پایان اینگونه تأکید کرد: شکایت از برادرم را به هیچ عنوان پس نمی گیرم، زن و دخترم بی گناه بودند، برادرم باید مجازات شود.
پاسخ های صریح و بی پرده دکترهاشمی به منتقدان /ای کاش وزیر بهداشت نبودم
گفت: تا کی می خواهید چشم تان را بر تخلفات ببندید.تخلفات مثل ویروس می ماند اگر بار اول تذکر دادید،دفعه دوم از ابزار قانونی استفاده کردید دفعه سوم به بعد دیگر تخلفی تکرار نمی شود، در غیر این صورت همه همرنگ هم می شوند.اگر واقعاً انجمن ها در رسیدگی به تخلفات برخی پزشکان زیر میزی بگیر همت می کردند چه نیازی به آن 16 نفر و گروه های رسیدگی به تخلفات بود. آنچه من چندی پیش در مورد رسیدگی به تخلفات
کدام گروه ها در استقامت 34 روزه خرمشهر نقش داشتند/ ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
عراقی از بخش های مختلف از بالای سر ما رد شدند و به طرف خرمشهر و آبادان رفتند. در آن لحظه مانتوانستیم حتی یک گلوله ضد هوایی به طرف آنها شلیک کنیم، و فقط تماشا می کردیم؛ آنها آنقدر پایین پرواز می کردند که چهره خلبانان کاملا مشخص بود. هواپیماها به طرف ایران پرواز کردند، دقایقی بعد صدای انفجارهای مهیب فضای منطقه را گرفت و پشت سر آنها هواپیماها مجددا به بالای سر ما آمدند و این بار
از سرقت کفش برای راه رفتن تا اظهارنظر جالب یک دزد
سال بعد از این موضوع همان شخص پلیسی که این مرد را متهم کرده بود، نزد من آمد و گفت، بگذار، دستت را ببوسم، من را از آتش جهنم نجات دادید. علت عدم سرقت از خانه دادستان سیرجان از زبان یک سارق دادستان عمومی و انقلاب سیرجان هم درباره خاطرات به یاد ماندنی خود می گوید: روزی یک سارق همراه با شاکی در شعبه این جانب بودند، من به شاکی تذکر دادم اگر از منزل خود به درستی محافظت می کردی و از
چرا اردوغان دیکتاتور شد؟
. در جوانی در خیابان ها شیرینی می فروخت تا امورات زندگی اش بگذرد. یک بار از یک هیئت اسلامی که به دیدنش رفته بودند استقبال می کرد، بعد از جلسه با آنها به مسجد رفت و به همراه میهمانانش نماز خواند. وقتی که از آن جا بیرون آمدند همه بر سرشان عرقچین سفید بود در حالی که از لحاظ قانونی گذاشتن آن روی سر ممنوع است. برای همین اسلام گرایان لبنانی می گویند او مسلمان محافظه کار است یا به عبارت دیگر "خیلی" مسلمان
نعمت ولایت و رزق اصلی ماه مبارک؛ رسیدن به نعمت در شب قدر
از محیط بهشت که بیرون رفت، آن طرف بهشت جهنم است. فَمَا ذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَال (5)، بعد از حق ضلالت است. بنابراین خدا نعمتی که به ما داده نعمت اهل بیت است، نعمت نبی اکرم است. همه نعمت های دیگر شاخ و برگ این نعمت اند. شجره طوبی امیرالمومنین(ع) است، درجات بهشت درجات ولایت است، لذت در بهشت لذت از ولایت است. رشته محبتی که خدا به اهل بیت داده قطع نمی شود. رشته های محبت دیگر قطع
شعار مردی که رنگ صندوق را ندیده بود؛رأی مرا پس بده!(پاورقی)
زدم، ما هم سنگ زدیم و بعد فرار کردیم. قاضی: آقای شائولیان، شما اصلا در انتخابات شرکت کردید؟ متهم: من در انتخابات اصلا شرکت نکردم در هیچیک، نه در ]دوره[ آقای موسوی بودم، نه در ]دوره های[ دیگر بودم. قاضی: پس انگیزه شما از شرکت در آشوب ها چه بود؟ متهم: شرکت در آشوب نبود، می گویم جو گرفت، تحت تأثیر قرار گرفتم. مثلا اگر انگیزه داشتم چرا بیست و چهارم من نرفتم بیرون. چرا
حکایت مجید صالحی و دوقلوهایش
است که آن زمان از اینور و آنور می شنیدم که مثلا این بچه ها با سهمیه وارد دانشگاه شده اند و یا این که مثلا به فلان خانواده شهید، یخچال و وسایل دیگر داده اند و آن زمان تحت تاثیر صحبت های مردم من هم گ اهی با آنها همسو می شدم، ولی بعد از مدتی وقتی عمیق تر به این موضوع نگاه کردم، دیدم آن پدرها کسانی بودند که جان شان را در کف دست گرفتند و نه تنها برای زن بچه خودشان، بلکه برای دفاع از تمام زن ها و بچه های
شهید همت: من احساس شرم می کنم!/شاهکار یک بسیجی کوچولو در عملیات رمضان
رفت و توی آن تاریکی خورد به پشت آن تانک در حال فرار! و این تانک را به آتش کشید؛ طوری که یک دفعه بچه ها همه با هم گفتند: تکبیر! خالصی قسم می خورد و می گفت: قبل از عملیات، این بچه ها را که به میدان تیر برده بود، کلی ه سر حوصله با آر.پی.جی نشانه گیری می کردند تا یک تانک سوخته را بزنند، نمی توانستند، بعد آن شب، بسیجی کوچولوی ما، توی تاریکی، تانک در حال فرار را زد! این چنین واقعه ای یک معجزه خدایی است