سایر منابع:
سایر خبرها
دختر کوچولویی که نفس کشیدن بلد نیست +عکس
ساله از عارضه ای خاص رنج می برد که باعث شده مغز او تنفس کردن را از دستورات حیاتی خود به حساب نیاورد و از آن می گذرد . بیماری این دختر بچه به نام "CCHS" شناخته می شود و نکته اصلی در آن نبود هیچ رابط پیامی میان "شش ها" و مغز است به طوری که مغز فراموش می کند سیگنال های تنفس کردن را به شش ها ارسال کند . این بیماری که راه درمانی برای آن پیدا نشده است باعث شد تا این دختر تمام زندگی
کوچک ترین نوزادی که تاکنون در دنیا متولد شده
معتقدند که آن ها قدرت کافی برای زنده ماندن را دارند . پزشکان این بیمارستان می گویند که این نوزاد رشد نرمالی خواهد داشت و سالم خواهد بود . این نوزاد که 15 هفته زود تر از موعد و به صورت سزارین به دنیا آمد، بعد از شش ماه درمان فشرده در دستگاه به وزن 3/7 کیلوگرم رسید. حالا پزشکان بیمارستان اجازه مرخصی او را داده اند و تأیید کرده اند که وضعیت او خوب است. در ضمن این نوزاد کوچک ترین نوزاد دنیا لقب گرفته است .
بچگی گمشده!
به گزارش ایرنا، حکایت دردناک بچه هایی که از پدر و مادرهای معتاد متولد می شوند و از همان ابتدای چرخه زندگی، سرنوشت سیاه و درناکی برای آنان رقم می خورد و با درد فقر و نداری، حسرت همه چیز بر دل های کوچکشان باقی می ماند، ورق دیگری از روزهای زندگی جوامع انسانی است که در همه جا دیده می شود. بچه کوچک با موهایی ژولیده و دست و صورتی نشسته، تکه نانی خشک در میان مشت کوچکش جا خوش کرده بود و گردنش بر
هنرمندانِ شهرستانی به جرمِ شهرستانی بودن جشن تولد ندارند
ساکن شهرستان هستید، نمی توانید سالی یک بار، فقط سالی یک بار، صاحب مراسمِ جشنِ تولد باشید. البته گاهی هنرمندی می تواند ساکنِ تهران هم باشد، اما باز هم جشن تولد نداشته باشد. به این مثال توجه کنید؛ پروین بهمنی لالایی خوان و پژوهشگر موسیقی قشقایی است که سال های بسیاری از عمر خود را صرف زنده نگه داشتن موسیقیِ ایلِ قشقایی کرده است. بهمنی متولد اسفند است و به گفته فرزندش پرونده اش را
یه وزارتخانه بود یه دلال داشت
این پیگیری ها و چند و چون پیشرفت در این پرونده منتشر نشده. آن وقت نمی دانم چرا بیژن زنگنه فکر کرده معجزه کرده و آمده و خبر را تأیید کرده! یعنی 9 ماه گذشته تا یک خبر به گوش وزیر برسد؟ یعنی 9 ماه طول کشیده که وزیر یک خبر را تأیید کند؟ یعنی... اصلا باید رفت و حال آن کسی که 9 ماه زودتر خبر را لو داده گرفت! آخر الان مملکت به خبرهایی از این دست احتیاج دارد. بله! مهر ماه سال گذشته بود که نادر
ماجرای شیرین ازدواج مهران رجبی
و دو هزار تومان ماند که با آن و سوار بر رنوی درپیت من راهی شمال شدیم. پس همه چیز جور بوده. - همه چی عالی و خیلی خوب بود. الان هم خیلی خوب است. همان موقع من به خانمم می گفتم کی می شود سه تا بچه این عقب بنشینند و همان هم شد و الان سه تا بچه دارم. "اخبار,اخبار ولی رنو را ندارید؟ - نه دیگه لول خیلی بالا رفته، باید الان 6 سیلندر باشد!
بسیاری از تخلفات پزشکی عیان نمی شود؛اعتماد در حاشیه
دو سال بعد ادامه پیدا کرد . وی را به بیمارستان شریعتی بردند و اگرچه بعد از یکی دو روز مداوا شد اما گفتند زودتر باید برای عمل قلب وی اقدام شود . این اتفاقات با تعطیلات دهه فجر مصادف شد و در نبود پرسنل کافی برای درمان این بیمار و با وجود وضعیت بد وی، در این بیمارستان هم به خانواده بیمار گفتند که پدرتان را ببرید و هفته بعد دوباره بیاورید . الف . ک پای تلفن بغض می کند و می گوید: به ناچار او را به
برتری روحیه بخش نوحه خوانی عارف بر مارش دشمن
تحصیل در سال 1354 به عنوان معلم حق التدریسی به خدمت آموزش و پرورش اورامانات در آمد. و در سال 1356 طبق دستور صادر شده که روحانیان هر چه زودتر دفترچه آماده اعزام به خدمت دریافت کنند، ایشان نیز به سربازی رفت و به بندر بوشهر اعزام شد خاتمه سربازیش با پیروزی انقلاب اسلامی همراه بود و در پاییز سال 59 وارد سپاه شد. ورود او به سپاه سبب جذب افراد دیگری به سپاه شد زیرا او با وجود تهدید
تأثیر مناجات رمضان بر عراقی ها
طبق معمول در بدو ورود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. مرتضی به دلیل جراحت مدتی کوتاه در بیمارستان موصل و سپس به مدت سه ماه در درمانگاه اردوگاه بستری بود و در این مدت و سه ماه بعد از ان کلیه ی کارهای او را بچه های فداکار و از خود گذشته انجام می دادند. احمد مکاری و ابراهیم نام نیک دو جوان فداکاری بودند که بیشتر کارهای مربوط به مرتضی را برعهده گرفته بودند. البته این گونه از خود گذشتگی ها در اسارت
از دست بی ادبی های کودک تان خسته شده اید؟
والدین در میان است کودکانی که در گروه کودکان بی ادب قرار می گیرند و به قول دکتر خوشابی در گروه کودکانی که درست تربیت نشده اند هستند، قطعا از بدو تولد با این مشکل متولد نشده اند. پیدا کردن ریشه ها و منشاء این بی ادبی چندان دشوار نیست. والدین تنها باید کمی بیشتر به رفتار و کردار خود مسلط باشند و سنجیده تر عمل کنند. دکتر خوشابی در این باره می گوید: این کودکان معمولا حاصل روش های تربیتی نادرست
حرف همراه با عمل بهشتی او را بهشتی کرد
به گزارش صاحب نیوز به نقل از اصفهان شرق ، دکتر بهشتی مردی از دیار نصف جهان، شهر سرداران شهید و علمای بزرگ کشور بود، فردی که در مکتب انقلاب شاگردی کرد تا امروز دردانه بصیرت جوانان این مرز و بوم در گذری از زندگیش به درخشش درآید. هفتم تیرماه امسال شباهت های بسیاری با روزهای شهادت 72 یار امام و انقلاب داشت، قرار گرفتن در ماه ضیافت الهی از یک سو و حضور فرزندان انقلاب در صحنه ای به نام مذاکرات
چرا فوتبال را از والیبال بیشتر دوست داریم؟
کنند. نه این هوادارها، نه استاتوس گذارها، نه نتیجه گیرها و نه سرزنش کنندگان فوتبال با سلاحِ والیبال اما در طول سال به دنبال این رشته ورزشی نمی روند و خبری از دیدارهای لیکِ والیبال نمی گیرند. در واقع درخشش با برد و یا حتی باخت، تنها تصویری است که در طول سال از والیبال ساخته می شود. درست بر عکس فوتبال که هر روز تصویر و خبر تازه ای از آن در جامعه بازنمایی می شود و حتی در تعطیلات چند ماهه، سوژه اول
9 راهکار بی نظیر برای ایجاد تعادل بین کار بیرون و کار خانه
بروید و برای خودتان هم لباس های شیک بخرید. شما یک زن هستید و سعی کنید با غرور یک زن باقی بمانید. بیش از حد برای فرزندانتان برنامه نچینید: لزومی ندارد هر روز یا چند روز در هفته برنامه کودکان را کاملا پر کنید و آنها را به کلاس های آموزشی مختلف بفرستید. رفت و آمدهای مختلف، مسیرهای دور، ترافیک و مواردی از این دست، بخشی از وقت شما را هدر می دهند. ضمن اینکه برای ثبت نام، صحبت با
روایت روزگاران و یادگاران از ماه رمضان های جنگ
از سال ها دیدمش. خیلی با هم حرف زدیم. ناراحت بود که چرا بچه ها هر کدامشان رفته اند یک جایی و مشغول شده اند و از هم بی خبرند. بعضی از رفقا یا کار نداشتند یا زده بودند توی کارهایی که ربطی به رشته شان نداشت یا رفته بودند خارج. می گفت من این چند سال با کلی شرکت های داخلی و خارجی ارتباط داشته م. تجربه دارم. هرکداممون با مجموعه هایی ارتباط داریم. ظرفیتمون خیلی بالاست. یه مجموعه درست کنیم، باهم مشغول کار
روایت روزگاران و یادگاران از ماه رمضان های جنگ
/> ماه رمضان بعد از سال ها دیدمش. خیلی با هم حرف زدیم. ناراحت بود که چرا بچه ها هر کدامشان رفته اند یک جایی و مشغول شده اند و از هم بی خبرند. بعضی از رفقا یا کار نداشتند یا زده بودند توی کارهایی که ربطی به رشته شان نداشت یا رفته بودند خارج. می گفت من این چند سال با کلی شرکت های داخلی و خارجی ارتباط داشته م. تجربه دارم. هرکداممون با مجموعه هایی ارتباط داریم. ظرفیتمون خیلی بالاست. یه مجموعه درست کنیم
برگزاری شب شعر در یادبود شهدای غواص +اشعار
ادامه علی محمد مسیحا روی سن رفت و شروع به شعرخوانی کرد. نشسته در کنار امید در زدنت چه سال ها که غریبانه رد شد از وطنت وطن 3 حرف پریشان 3 حرف سرگردان به جستجو لبانت به حسرت دهنت مسیحا دومین شعر خود را با موضوع دفاع مقدس خواند. برخاستن از آنچه افتادن شلیک اسلوموشین تیر از تن دلخوش به آمدن سر برگشتن یعنی عقب عقب بروی با من
داداش می ری عقب محبت کن جنازه ما را هم ببر
/> دم دمای ظهر فردا عراق همینطور که آتش می ریخت رفت عقب و پشت سیل بند خط را سفت کرده من با هفت هشت تا از بچه ها که هیچ یکشان را نمی شناختم از شیار راست سیل بند به طرف بالای پنج ضلعی رفتم. هوا گرم شده بود و آفتاب کم کم چشم آدم را می زد و ما روی زمینی راه می رفتیم که حالت باتلاقی داشت باتلاق نیمه خشک کمی که رفتیم یک نفر فرمان ایست داد شما کی هستید؟ نیروی حبیب هستیم چند دقیقه ای
شاگردی شیخ مجتبی قزوینی در فردوس تا همراهی امام در پاریس
یکبار هم منبر ایشان را دیده بود، آن زمان حاج آقا، نوجوان 13 ساله ای بود که ملبس به لباس روحانیت منبر زیبایی هم برگزار کرده بودند، مادر می گفت که( با دیدن این پسر نوجوان به خودم گفتم که (خوشا به حال مادرش که بچه ای به این سن و سال دارد و اینچنین منبر می رود.) گویا جریان ورود حاج آقا فردوسی پور به حوزه هم شنیدنی هایی دارد؟ بله، حاج آقا متولد دوم شهریور سال 1317 در شهرستان فردوس
روایت همسر وزیر دولت پهلوی از رفتار آیت الله محمدی گیلانی
با توجه به این مساله که مسافت تهران تا قم بیش از 140 کیلومتر بود، باید هر چه زودتر حرکت می کردم تا به موقع برسم.... من به احترام بازدید از یک شهر مقدس چادر نماز سیاهی عاریه کرده بودم که سراپایم را می پوشاند. هر قدر بیشتر به دعوت ناگهانی حاکم شرع فکر می کردم مضطربتر می شدم. منظورش از ملاقات با من چه بود؟ حالا حاکم شرع از جان من چه می خواست؟ نکند که حبس ابد شجاع الدین را به اعدام تغییر داده
مرثیه ای برای آب های رفته/ عبور از تابستان سخت تر می شود
تصویری از آب هست. شاید سراب باشد. باید جلوتر بروم. یک ساعت پیاده روی زیر آفتاب، خسته ام می کند. نا امید می شوم. از همان راهی که آمده ام، بر می گردم. پارک آب و آتش- تهران- یک سال قبل بچه ها زیر فواره ها این ور و آن ور می دوند و صدای خنده و شادی شان هر لحظه بلندتر می شود. آب از سر و رویشان می چکد. یک دختر بچه سه، چهار ساله نشسته کنار یکی از سوراخ ها، همان ها که هر چند دقیقه یک
متاسفم که بعضا نام مداحان را از صاحب عزا بزرگ تر چاپ می کنند/ اینستاگرام فرصت خوبی برای تبادل نظرات است
است. مداحی اگر با عشق باشد معنی می دهد برای من هم مداحی یعنی اینکه برای خاندان اهل بیت بخوانم. مداحی اگر شغل باشد، برای شما عادی می شود. اگر مداحی کردن عادی شود دیگر خبری از آن شور و حال هم نخواهد بود. شغل اصلی تان چیست؟ من کارمند هتل هستم! البته امثال من با این همه ریش را به مشتری های هتل نشان نمی دهند. اتفاقا یکی از آرزوهای مدیر ما این است که من ریش هایم را بزنم! چند وقت پیش که
متن اشعار خوانده شده در سوگواره شعر حضرت خدیجه(ص)
از مسجدمان تا که شنیدیم اذان را چندیست که چشمان زمین بی تو ندیده است از باد صبا آن نفس مشک فشان را تلخند زبانها بگذار از تو بگویند تا نام تو تغییر دهد طعم دهان را قلبی که ز خاک کف پاهای تو دور است صد سال نخواهیم برایش ضربان را هرگاه که با تو به مناجات نشستیم یک بار هم احساس نکردیم زمان را گیریم که از دیدن تو چشم بپوشیم آقای دل ما! چه
حوض نقره ما را به سینما و تئاتر میبرد!
در یکی از آخرین روزهای بهار مهمان دست اندرکاران این برنامه می شویم . در ابتدای برنامه صدای عزت الله انتظامی پخش می شود آقای بازیگر از قصدش برای ساخت مدرسه ای در ایلام خبر می دهد، سپس قسمت هایی از یک موسیقی شاد پخش می شود. اولین ارتباط تلفنی با شهرام مکری، کارگردان فیلم تحسین شده ماهی و گربه برقرار می شود. او به بهانه اکران فیلمش اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر در گفت و
کارگران با ماهی328هزارتومان خانه اجاره کنند!
تومان در یک ماه . این پول غذای سرطانی هست که شامل برنج سرطان زای هندی و گوشتهای سرطان زای برزیلی هست . اگر مانند قدیم بخواد روغن زرد و گوشت گرم گوسفند بخوره و از شکم زن و بچه اش نزنه غذای انها ماهی 6000000 تومان در میاد . اره تعجب نکنید . کارگر ایرانی از شکم خودش و زن و بچه هاش میدزده تا بتونه زنده بمونه . لعنت برچشم سیاه حسود به فکر اقشار کم درآمد باشزد لعنت بر
فاز جدید اعتیاد در بچه پولدارها
در استخر خانه سرگرم باشد. معلم فیزیکش را که چند دقیقه ای به انتظارش نشسته بود به سمت اتاق هدایت می کند. دو سال اقامت در دوبی سارا را یک سال از همسن وسال هایش عقب انداخته اگر با پدرم نرفته بودم حالا پیش دانشگاهی بودم. سه سال قبل سوار بر سی ال اس یشمی رنگ پدر بود که دو نفری به سمت فرودگاه رفتند. سارا از میهمانی های چند شب گذشته اش می گوید. پیداکردن موادی مثل گل در این میهمانی ها خیلی
افشای یک جنایت پس از نیم قرن
/> "به بزرگسالها اعتماد نداشتم. آنها بودند که من را به دانمارک فرستاده بودند. هر وقت که چیزی به من می گفتند، فقط سر تکان می دادم. نمی خواستم جوابشان را بدهم." چند ماه بعد، اگزمای او تحت کنترل درآمده بود. تیسن به خانواده ای دیگر سپرده شد. او می گوید: "خانوادۀ سرپرست دوم، در مقایسه با اولی، به قصه های پریان می ماند. آنها آدمهای خیلی خونگرمی بودند." سپس، در سال بعد
آداب و رسوم خانواده های ایرانی در ماه رمضان/ بخش پنجم
فرزند که آرزوی داشتن فرزند دارند، ننی ننو کوچک درست می کنند و یک عروسک قنداق کرده داخل ننی می گذارند و با خود به مسجد می آورند و درگوشه ای می بندند و چند مرتبه ننی را می جنبانند و نیت می کنند اگر تا سال بعد صاحب فرزندی شوند جمعه آخر ماه رمضان داخل صحن مسجد حلوا بپزند و خیرات کنند. بسیاری از زنان عقیده دارند اگر ننی را پشت منبر امام حسن(ع) ببندند اثرش بیشتر است. اما زنانی که باردار هستند مخصوصا
نخستین مصاحبه فرزند محمدعلی رامین و همسر مهناز افشار: از من خوش شان نمی آید چون خط قرمزها را رد کرده ام ...
هاشمی به کشور برگشتند و از همون موقع در فعالیت های دولتی به طور مستمر حضور داشتند. اما سال 88 که پدر من معاون مطبوعاتی بودند یک سال بسیار بسیار ملتهب و پر تلاطمی بود، به تعبیر من سال 88 برگ تاریکی از دفتر تاریخ ما بود. چند ماه از انتخابات گذشته بود اما فضای کشور بسیار پرالتهاب بود، هر روز هم افراد بسیاری متحمل هزینه و آزار می شدند. موج دستگیری ها و تلفات و اتفاقات تلخی که همه می دانند. در چنین شرایطی
خانه من هنوز پایگاه حفظ نظام اسلامی است
و گفت این ساک علی اصغر است او هم شهید شد. از علی اکبر هم بگویید، چطور جبهه ای شد و چطور آسمانی؟ علی اکبر دوبار داوطلب به جبهه های جنوب رفته بود. در سال 59 بسیاری از بچه های مسجد را تربیت قرآنی کرده بود که در سال 65 با آنها راهی جبهه شد. یکی از این عزیزان به نام زکریا زنده دل به شهادت رسیده بود که به معلم اخلاق معروف بود. یک بار جلسه ای در شب جمعه برای شهید گرفته بودند که
کریستف رضاعی: آهنگسازی برای فیلم، عین زندگی است
. اما اجازه دهید از گروه نور شروع کنیم و کم کاری هایی آن در این سال ها. این کم کاری دلیل خاصی دارد؟ من هم با شما موافق ام که این گروه کم کار شده؛ البته در همه ی این مدت ما تمرینات مان را ادامه می دهیم. اگرچه شاید چندان در عرصه ی اجرا فعال نباشیم. با همه ی اینها ما چند ماه قبل در هفته ی موسیقی تلفیقی کنسرت برگزار کردیم. تیرماه سال گذشته نیز در تالار وحدت تهران به اجرای برنامه پرداختیم. علاوه بر آن دو