سایر خبرها
روایت خانواده معدنچیان از حادثه آزادشهر
داد. ما دو دختر داریم. مهدیه شش ساله و مهدیس که تازه دو سالش تمام شده است. عباس در کارش جدی بود، به همین دلیل هم همیشه برایش کار بود. روی او حساب می کردند و مسئولیت های بیشتری به او می دادند. عباس چند سالی بود که مسئول شیفت شده بود؛ البته یک روز در میان 5 صبح از خانه می رفت، 11 شب برمی گشت. همسر عباس از چهارشنبه، تلخ ترین روز زندگی اش به ما می گوید: چهارشنبه ساعت 2 بعدازظهر بود که شنیدم
ماجرای جسد تکه تکه شده و قتل هولناک یک مرد
خانم تهرانی، سر شوهر سابقش را برید بازپرس ایلخانی از شعبه هشتم دادسرای امور جنایی همراه ماموران اداره 10 پلیس آگاهی در صحنه جنایت حاضر شدند. تیم ویژه همسر سابق این مرد را که عامل این قتل هولناک بود دستگیر کردند . در بررسی های ابتدایی مشخص شد این زن شوهر سابقش را با ضربات چاقو به قتل رسانده و در ادامه با بریدن سر و یک دست قصد داشته جسد پتوپیچ شده را سوار بر تاکسی به محل دیگری انتقال دهد
حمایت زنان عامل برتری رزمندگان اسلام در جنگ بود
زنان مبارز دوران هشت سال دفاع مقدس است، که در عملیات خیبر هنگام امدادرسانی به رزمندگان شیمیایی شد. در ادامه ماحصل این گفت وگو را می خوانید. از نحوه ورودتان به جبهه برایمان بگویید؟ اشکیان: 15 ساله بودم که وارد جنگ شدم. زمینه ورود به جنگ در دوران انقلاب ایجاد شد. فعالیت هایم را از همان دوران آغاز کردم و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیت هایم را در قالب شرکت در کلاس های عقیدتی، مطالعه
داستان تولد امام زمان (عج)
. یک سال و یک ماه پس از ازدواج امام حسن عسکری (ع) و نرجس خاتون امام زمان به دنیا می آیند حضرت ولی عصر (ع) روز نیمه شعبان 255 هجری قمری متولد شد. شب این میلاد خجسته را شب برات و شب مبارک و شب رحمت خوانند گفته می شود که قبل از ولادت نرجس خاتون روزی مشاهده می کند که نوری وارد بدن اومیشود وبه امام حسن عسکری موضوع راگزارش می کند وامام اورا نوید به بارداری امام زمان می دهد.
یک روز وقتی به محل کار پسرم رفتم با صاحبکارش آشنا شدم و ملاقات های شیطانی ما شروع شد تا اینکه در باغ آن ...
به قتل رسیده شوکه شدم. از آن موقع خیلی ترسیدم. چرا به محل رها کردن جسد رفتی؟ زمانی که مرد مورد علاقه ام با من تماس گرفت و موضوع قتل را گفت، باورم نشد و گوشی را قطع کردم. ساعتی بعد دخترم تماس گرفت و گفت پدرش به خانه بازنگشته است. با شنیدن این حرف دلشوره برجانم افتاد که نکند گفته های مرد مورد علاقه ام واقعیت داشته باشد. با او تماس گرفتم ودوباره درباره ماجرای رخ داده با او حرف
معلمی عشق می خواهد/ پیشنهاد می کنم که اساتید کتاب من منیه المرید شهید ثانی را بخوانند
انتخاب کرده اید، اتفاق جالبی برایتان افتاده است؟ بله، ما چند هم کلاسی بودیم که در کنار دوستی مان، هم تیمی در مطالعات هم بودیم، یک شب خواب دیدم شهید مطهری جایی نماز اقامه می کنند و به من پیشنهاد شد که برای نماز به ایشان اقتدا کنم، زمانی که رفتم دیدم همان دوستانم هم در آنجا حضور دارند و بعد از مدتی برای تدریس سیره نبوی شهید مطهری دعوت شدم و چند وقت بعد که سراغ دوستانی که در خواب دیده بودم
دیدار مسئولان سازمان اردویی بسیج با خانواده شهید مدافع حرم محمد بلباسی
بهترین عصر از خلقت بشر و در بهترین سرزمین، ایران اسلامی و در استان علوی و در خانواده مذهبی و انقلابی قرار داد، آنقدر الطاف و نعمات خداوند متعال بی شمار است که انسان قادر به شمارش و شکرگزاری آن نیست. این کمترین در اسفند ماه سال 1357 همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در شهرستان قائم شهر دیده به دنیا گشودم و در خانواده ای تربیت شدم که یک شهید علی عباسی را تقدیم انقلاب اسلامی و یک شهید سردار علیرضا بلباسی
مشروح اظهارات وعده مردان در برابر دولت مردان
: دختر وزیر با فوق لیسانس بیکار بوده و کار شرافتمندانه ای را آغاز کرده است. کل ارزش کالایی که دختر وزیر آموزش و پروش وارد کرده است 200 میلیون تومان بود که تمام هزینه های گمرکی آن پرداخت شد اما ناگهان کلانتری به خانه او ریخت و حالا تبدیل به موضوع مصاحبه معاون اول قوه قضائیه و نامزد ریاست جمهوری شد. هاشمی طبا:دانشگاه ها مرکز تربیت کادر آینده ما هستند هاشمی طبا در نقد پاسخ محمدباقر
شرفیابی نزد حضرت زهرا(س) با پهلوی شکسته
شاءالله؛ دعا کن شهید شوم . همیشه از من می خواست که برایش دعا کنم که شهید شود. من در گوشه ای، بعد از خواندن دعا و فاتحه در کنار مزارها ایستادم. حجت هم فاتحه می خواند و به من نگاه می کرد و می خندید. مادر شهید رحیمی اظهار کرد: حجت می دانست که شهید می شود. وقتی به منطقه رفت منتظر بود که شهید شود. هر روز که از خواب بلند می شدم منتظر بودم که خبر شهادتش را بیاورند. از قبل من را برای این خبر
سالار عقیلی از موسیقی، آواز و شهرت می گوید
نژاد رساند. یادم هست بخش اعظمی از مسیر را پیاده رفتم. از برف ها رد شدم و به منزل ایشان رسیدم. با نیمچه گلویی که می سوخت و قرار بود سرما بخورد، سعی کردیم این کار را به نحو احسن اجرا کنیم. کار تمام شد و رفت که خیلی هم خوب شد. من به خانه رفتم و خوابیدم. فردا دیدم صدایم به هم ریخت. سرمای زیادی شدیدی خوردم و بعد دیگر گفتم: خدا را شکر که این کار بالاخره ضبط شد. اگر یک روز عقب می افتاد، من نمی
عشق ممنوعه، عامل قتل زن و مرد جوان
مجله بویر نیوز- مرد عاشق که به زنی متأهل دل بسته بود، وقتی متوجه شد او با مردی غریبه رابطه دارد، زن و مرد موردعلاقه او را کشت. به گزارش شرق، 13 مهرماه سال 89 مردی به مأموران پلیس خبر داد همسر دوستش و مردی در خانه ای به قتل رسیده اند، این مرد که با حالتی عصبی با مأموران صحبت می کرد، گفت قرار بود از شهره زن جوان خانه ای بخرد و متوجه شده که او به قتل رسیده است. او گفت: من و
مرد بی احساس
عواطف من نشان نمی داد . اوایل تصور می کردم شاید از ظاهرم باشد. به همین جهت تصمیم به لاغر شدن گرفتم، شروع به ورزش کردم و رژیم گرفتن کردم و آنقدر جدی و مستمر ادامه دادم که حسابی تناسب اندامم مثل زنان امروزی شده بود، حالا از لحاظ ظاهری عالی شده بودم اما اخلاق همسرم هیچ تغییری نکرد حتی گاهی مسخره ام هم می کرد . اوضاع دیگر برایم خسته کننده بود، به همین خاطر تصمیم گرفتم برای پر کردن
مرد میانسال با زنم خیلی صمیمی حرف می زد، وقتی در حیاط خانه بود...
که از زوج جوان که سال 83 مستاجر خانه بودند، خبری نبود. این در حالی بود که پزشکی قانونی اعلام کرد جمجمه و استخوان متعلق به یک مرد است که به رسیده و دفن شده که بعد از سال ها بقایای جسد او کشف شده است. همچنان در تلاش برای یافتن زوج جوان بودیم تا این که با گذشت چند هفته توانستیم ردی از مرد جوان به دست بیاوریم و او در قاسم آباد شهریار شناسایی و بازداشت شد. او تنها مظنون ما در این پرونده قتل
راز کثیف یک کارمند دلباخته با خانم مهندس!
لحظه برای آن که او را ساکت کنم شال را دور گردنش انداختم و به صورت ضربدری کشیدم. بعد از آن هم او را از داخل خودرو به بیرون هل دادم که با طرف راست بدن روی آسفالت خیابان افتاد. در آن هنگام بسیار ترسیده بودم و سوار بر خودرو از محل گریختم ولی بعد از طی مسافتی چشمم به کوله پشتی خانم مهندس افتاد که داخل خودرو مانده بود! به همین خاطر دور زدم و به صحنه درگیری بازگشتم این بار به نظرم آمد که پیکر
مرگ، پرده آخر بی وفایی
. نگران شدم اتفاقی برایش افتاده باشد. با ثبت شکایت، تحقیقات پلیس برای یافتن این زن آغاز شد اما دو روز بعد، اهالی یکی از روستاهای جاده چالوس، جسد زن جوان را در حالی که در برف گرفتار شده بود، پیدا کردند. او به دلیل خفگی کشته شده و جسدش در کنار یک پست نگهبانی رها شده بود. به این ترتیب شناسایی قاتل آغاز شد تا این که همسر مقتول بار دیگر به کلانتری مراجعه و این بار خود را قاتل همسرش معرفی کرد و
پس از اولین گناه با همسر دوستم دیگر عذاب وجدان نداشتم تا اینکه یک روز سر زده به خانه آمدم بابک را در ...
. مرد جوان ادامه داد: من MDF ساز بودم با همسرم و یک دختربچه 9 ساله خوب و خوش زندگی می کردم و هیچ مشکلی نداشتم تا این که روزی برای نصب کابینت به خانه دوست دوران مدرسه و سربازی ام رفتم و پس از اندازه گرفتن به دلیل اعتمادی که دوستم بابک به من داشت گفت فرزاد جان هر موقع خواستی می توانی بیایی و کابینت ها را نصب کنی، من کارم تا دیروقت طول می کشد، شما را به خانواده ام معرفی کرده ام خانه خودت
چشم از کالسکه بردار و گرنه کور می شی
، تمام توانش را به کار گرفت تا کالسکه سلطنتی داشته باشد و با آن به هر کجا که می خواهد چه در شهر، چه خارج آن رفت وآمد کند. شاه همایونی که با حسرت به دیپلمات های سوار بر کالسکه نگاه می کرد، سرانجام صاحب یک کالسکه فرنگی شد که از طرف الکساندر دوم، امپراتور روس، اهدا شده بود. حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله قزوینی، سفیرکبیر ایران در عثمانی که بعدها صدراعظم ناصرالدین شاه شد، اولین ایرانی ای بود که کالسکه
دفاع برای اثبات بی گناهی
دکه رفته بودم چه کسی جواب می داد؟ اگر رفته بودم، من هم می شدم مانند همه دخترانی که به جرم ولگردی دستگیر و 20 روز بازداشت شده و آزاد می شوند. صحبت های دختر نوجوان و دفاعیات وکیل او باعث شد تا او از قصاص رهایی یابد. قتل ناخواسته پدرخوانده شامگاه 11 آذر 94 نیز جنایتی رخ داد که عامل این جنایت مدت ها بعد در دادگاه کیفری استان تهران توانست رضایت مادر مقتول را کسب کند. به دنبال مرگ
خفاش شب گیلان: از من جزئیات قتل ها را بپرسید - در قتل دوم ترسم ریخت
قتل دوم ترسم ریخت او درمورد دومین جنایتش می گوید: در قتل دوم دیگر ترس قتل اول را نداشتم. فاصله قتل دوم تا اول به سال نکشید و چند ماه بود. در آن زمان از آستانه اشرفیه چوب خریده بودم و به سمت رشت می رفتم. یک زن برایم دست تکان داد. تا سوار شد به راحتی با او طرح دوستی ریختم. همان روز به من گفت بیا به مادرم نشانت بدهم. او شماره اش را به من داد و بعد پیاده شد. روز بعد اتفاقی او را دیدم. قرصی
در دادگاه خانواده عنوان شد ؛ از وقتی فرزندانم به دنیا آمدند شوهرم من و بچه هایش را نمی خواهد
که من برای بار دوم باردار شدم. این بار هم وقتی وحید متوجه شد فرزندمان دختر است، رفتارهایش را تغییر داد. هیچ وقت هم مثل سابق نشد. همیشه به من و دخترهایم بی توجهی می کند. در این مدت دخترهایم انگار نه انگار که پدر دارند. همیشه این من بودم که سعی کردم به آنها توجه کنم تا از رفتارهای پدرشان دلگیر نشوند. وحید حتی به من هم دیگر توجهی نمی کند و از من دوری می کند. هرچه می گویم سرم داد می کشد و دعوا به راه
شوخی های نوعروس با دوستان داماد پای او را به دادگاه حانواده کشاند
آشنا شدم. آن زمان 21 ساله بودم و به خاطر سن و سال کمی داشتم که برای اولین بار عاشق شدم. آن قدر که نمی توانستم بدون صدف زندگی کنم. برای همین دل به دریا زدم و در برنامه های دوستانه مان به او ابراز علاقه کردم. صدف هم کم کم به من علاقه مند شد و ما تصمیم به ازدواج گرفتیم. یک سال با هم نامزد بودیم و دوران نامزدی خوبی داشتیم. از صبح تا شب با هم بیرون می رفتیم و خوش بودیم. آن زمان به رفتارهای صدف توجهی نمی
حکایت شیرین یک شیدای سینما!
؛ هفته گذشته کمی مانده بود که به خاطر این عشق سینما، چلانده شوم و به هلاکت برسم و اهالی محل، حلوایم را بخورند و... بابا آخه سینما و هُنر هفتم را می خواهم چکار؟! من باید به دنبال کاری بگردم که درآمد ماهانه ام، یک هفت و هفت صِفرِ ساده باشد؛ حالا اگر این کار با تخصص و رشته تحصیلی ام هیچ ارتباطی ندارد، اصلا مهم نیست؛ در عوض برایم نان و آب میلیونی که دارد!!... **** چند روز قبل، با
نیمه شب وقتی به خانه آمدم پسر جوانی را در کنار زنم دیدم، آن ها را در خانه زندانی کردم و ...
مجازات خواست.ناصر پشت تریبون دفاع ایستاد و در تشریح جزییات ماجرا گفت: من در میدان تره بار کار می کردم. به همین خاطر شب ها ساعت 12 به محل کارم می رفتم و صبح ها به خانه بر می گشتم. یک شب که ساعت 2بامداد به خانه برگشتم با پسر غریبه روبه رو شدم. من در خانه را به روی او قفل کردم و از دو برادرم کمک خواستم. ما همان موقع با پلیس 110 تماس گرفتیم و حسن و سمیه بازداشت شدند. یک هفته بعد از این شکایت همسرم و پسر
مشروح اظهارات وعده مردان در برابر دولت مردان
: دختر وزیر با فوق لیسانس بیکار بوده و کار شرافتمندانه ای را آغاز کرده است. کل ارزش کالایی که دختر وزیر آموزش و پروش وارد کرده است 200 میلیون تومان بود که تمام هزینه های گمرکی آن پرداخت شد اما ناگهان کلانتری به خانه او ریخت و حالا تبدیل به موضوع مصاحبه معاون اول قوه قضائیه و نامزد ریاست جمهوری شد. هاشمی طبا:دانشگاه ها مرکز تربیت کادر آینده ما هستند هاشمی طبا در نقد پاسخ محمدباقر
فساد افسار گسیخته و بی بندوباری در یک شبکه ماهواره ای/ مدیر “جم تی وی” توسط چه کسی کشته شد؟+تصاویر
در حالی که بسیار غمگین بود، با اشاره به تجاوز جنسی سعید کریمیان به خودش، گفت: “من در ماشین توی پارکینگ بودم که سعید از ماشین پیاده شد و به من تجاوز کرد ... پس از آن روز احساس می کنم همه وجود و زندگی ام را از دست داده ام ...” با توجه به رسوایی های پیش آمده برای سعید کریمیان و زیاد شدن خصومت های شخصی با وی در حالی که از ابتدای تاسیس این شبکه بسیاری از افراد حتی برخی از بازیگران ایرانی در دام این شبکه گرفتار شده بودند، احتمال می رود مدیر شبکه جم به دست یکی از قربانیان جنسی خود کشیته شده باشد. ...
دلایل طلاق های زودرس و ازدواج های نارس
شبکه های اجتماعی یا خارج از آن از هم شناخت به دست آورده باشند، هر چه باشد خیلی زود رکورد طلاق را بین بقیه گروه های سنی خواهند شکست. آنها جوانان گروه سنی 20 تا 35 سال هستند. بهترین زمان جدایی طبق آمار اعلام شده توسط سازمان ثبت احوال بیشتر طلاق ها در سال 94 مربوط به ترکیب سنی مردان 30 تا 34 و زنان 25 تا 29 ساله با 16 هزار و 286 مورد بود. گروه بعدی ترکیب زنان 20 تا 24 ساله و
بانوان از فضای مجازی جهت آموزش بهره ببرند/روزانه بیش10ساعت کارمیکنم/ قدردان خانواده هستم
؟ بله؛ دقیقا همینطور *خاطره خوبی در طول این چند سال داشتید؟ کار با بانوان مشتاق به آشپزی و یادگیری، تمام لحظاتش برایم خاطره انگیز است. *آیا هنرجویان شما به درآمد هم رسیده اند؟ بله، آنهایی که در خانه کار میکنند و سفارش قبول میکنند به درآمد رسیده اند و راضی هستند و البته برخی از این بانوان موفق شدند که آموزشگاه نیز دایرکنند. *برای شروع به کار آشپزی چه
زن داشتم که به لیلا علاقمند شدم ولی او با مرد دیگری هم ارتباط داشت که ...+ عکس
بود.بهزاد – 32 ساله- در بازجویی به کارآگاهان گفت: چند ماه پیش هنگام مصرف در آن آپارتمان با لیلا (28 ساله) آشنا و به او علاقه مند شده بودم. اما پس از مدتی متوجه شدم لیلا با مرد غریبه ای رابطه دارد که بشدت خشمگین و ناراحت شدم. روز در همان آپارتمان به سراغ آن مرد رفتم که با هم درگیر شدیم و در جریان نزاع پرده پنجره را کندم و آن را دور گردنش پیچیده و خفه اش کردم. از آنجا که لیلا هم در آپارتمان حضور داشت و
راز نقشه دختردانشجو با شوهر خواهرش در ماشین آلبالویی رنگ! + عکس
برای صبح روزی که خانواده خواهرم به مسافرت می رفتند و دیگری برای فردای آن روز بود، گرفتم و با نشان دادن یکی از بلیت ها همراه حمید و خواهرم از خانه خارج شدیم و چون مسیرمان یکی نبود وسط راه پیاده شدم و تا شب با یکی از دوستانم بیرون بودم و شب با اطمینان از خالی بودن خانه تنهایی وارد خانه شدم و چون جای کلید گاوصندوق را میدانستم به راحتی دلارها را برداشتم و چون تصمیم به خرید ماشین داشتم به همان اندازه
وقتی امیر را در خانه نامزدم دیدم به همه چیز پی بردم و ..
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، 13 مهر 89، وقوع درگیری منجر به قتل به پلیس پایتخت اطلاع داده شد. درگیری در یک خانه اتفاق افتاده و در پی آن یک زن و مرد با توری پرده خفه شده بودند. تحقیقات نشان می داد قاتل از دوستان مقتولان بوده و با آنها ارتباط داشته است. با شناسایی هویت متهم، عملیات دستگیری او کلید خورد و سرانجام پس از مدتی با بازداشت او به پایان رسید. متهم که مردی جوان بود در بازجویی