سایر منابع:
سایر خبرها
روزهای شیرین "آزادی" و عصر تلخ "مونترال" با عقاب پابرهنه آسیا
کار می کردند و تلاش می کردند تا از میله 1.60 بپرند. اول خجالت کشیدم که بگویم من هم بپرم چرا که وسط تمرین بودند اما بعد جلو رفتم و گفتم می شود من هم بپرم؟ به حالت تمسخر گفتند: "می خواهی بپری؟" گفتم بله البته اگر اجازه بدهید. با لحن مسخره به من گفتند "خب بپر". آن ها با تکنیک استرادل(پرش با حالت قیچی) میله 1.65 را می انداختند اما من در همان حرکت اول از این ارتفاع پریدم. آقای ایزدپناه پدر
حلقه عرفان؛ از خداشناسی تا به شیطان رسیدن
که از حدود 6 سال پیش با عرفان حلقه آشنا شده و به همراه خانواده اش در کلاس های آن شرکت کرده و متاسفانه دچار آسیب های روحی شدید شده است. متن گفت وگوی این فرد با خبرگزاری نسیم را که مدتی پیش انجام شده را در ذیل می خوانید. * چگونه با عرفان حلقه آشنا شده و وارد کلاس های آن شدید؟ حدود 6-5 سال قبل بود که کل خانواده ام از طریق یکی از افراد فامیل که خودش در حلقه شرکت می کرد، با این
ولایت امیرمومنان (ع) از مقدرات لیله القدر است/شب قدر، شب بیداری و احیای روحی و جسمی است
حضرت زهرا (س) عصر شب های قدر ما را می خواباندند، سپس می فرمودند: امشب دست های کوچک و بزرگ باید به سمت آسمان بلند شود بنابراین، این شب وقت بیداری است تا همه با هم دست به آسمان بردارند و با درخواست از درگاه الهی مقدرات یک سال خود را رقم بزنند چراکه دعای انسانی که در مهمانی خدا وارد شده و در این 19 روز بدنش پاک شده و حتی از لقمه حلال هم خود را برحذر داشته در شبی که مقدرات رقم می خورد
گفتگو با 3 قربانی تجاوز در پراید شیشه دودی
که تک تک شان دیدند. لحظاتی که آرزوی مرگ کردند و بعد از آن روزی هزار بار مردند و زنده شدند. نامزدم ترکم کرد دختر 27 ساله آن روز بعدازظهر از محل کارش بیرون آمده بود. می خواست از سردار جنگل به خانه شان در شهران برود که یک پراید خاکستری رنگ با شیشه های دودی در مقابلش متوقف شد، ادامه ماجرا را از زبان این قربانی 27 ساله بخوانید: چرا سوار این خودرو شخصی شدی؟
چهره ها در شبکه های اجتماعی (130)
قبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشد. همچنین فرا رسیدن شب های قدر را گرامی میداریم و امیدواریم ما را در این شب های سرنوشت ساز و گرانقدر از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید. به شماره 130 رسیدیم و در این شماره هم امیدواریم لحظات خوبی کنار هم بگذرانیم. شروع میکنیم این سری را با عکس جالب ترانه علیدوستی در حال خوراندن جوجه کباب به حنا خانم در مراسم افطار رونمایی از سریال شهرزاد . مادر و دختر، یکی
جمله ای که امام خامنه ای روی تصویر شهید نوشتند
که با دستور مستقیم آقای شمخانی به عقب بازگردانده می شود. بالاخره دوستان وساطت کردند و با اعزام محمدرضا به خط مقدم موافقت می شود و تا زمان شهادت در خط مقدم جبهه حضور داشت. آخرین باری که محمدرضا را قبل از شهادت دیدید، چه زمانی بود؟ مادر شهید: 20 روز قبل از آغاز عملیات ثامن الائمه(شکست حصر آبادان) به خانه آمد و جالب اینکه در این 20 روز به صورت مرتب به برادران کوچکش تأکید می کرد
حاشیه های دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب
هل داد و گفت: اگر قرار باشد پاکستان اقبال دومی به خودش ببیند، همین است. آقا لبخند زدند و گفتند: جدی فارسی هم شعر دارید شما. شهریار به زبان آمد که بله شعر فارسی هم می گویم. بعد پیرمرد هندی را راهنمایی کردند که اسمش دهر مندرنات بود. قزوه تندتند توضیح می داد که پدر و مادر مندرنات از مبارزین علیه استعمار بودند و از یاران گاندی. پدر مندرنات هم علاوه بر اینکه شاعر بوده در دولت جواهر لعل نهرو وزیر
سرنوشت منفورترین ملکۀ تاریخ
داشت خالی از حقیقت نبودند، اما او پدر فرزندانش بود و بیش از بیست سال مونسش بود. لویی تنها پناه او در زمانۀ وحشت و تاریکی بود. شکی نیست که اعدام لویی، ماری را شدیداً غافلگیر و اندوهگین کرد. او همواره از بودن در کنار فرزندانش آرام می گرفت، اما در ماه جولای با وجود خواهشهایش، پسرش را از او جدا کردند و در ماه سپتامبر تنها عضو خانواده ای که برایش باقی مانده بود، یعنی دختر و خواهر شوهرش را هم
هم کفو بودن در ازدواج از ضرورت های دینی و قرآنی است
کنند بلکه اگر فرد اخلاق داشت و دین دار بود با ازدواج موافقت کنند نه این که سد ازدواج فرزندانشان شوند. وی افزود: فرزندان ما یوسف(ع) و مریم(س) نیستند که بتوانند خود را در برابر گناه حفظ کنند بنابراین برای آنها خیلی زود باید همسر انتخاب کنیم. استاد حوزه علمیه قم گرفتن اذن برای ورود به خانه های دیگران حتی خانه مادر و پدر را از ویژگی های مؤمن عنوان کرد، گفت: شاید فرد لباس
نخستین نگاه زائران حج تمتع به کعبه، بیان احساس ها، آرزوها و توصیه ها
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی حج، سلسله جلسات اسرار حج و آداب حضور در محضر کعبه شریف در مشهد با همکاری نمایندگی بعثه مقام معظم رهبری و مدیریت حج و زیارت استان و معاونت فرهنگی شهرداری مشهد جمع زیادی از زائران حج تمتع و مشتاقان زیارت حرم پیامبر (ص) را شیفته خود کرده، همین که افطار فرا می رسد ، لبهای روزه دار با ذکر دعا و نماز و خوردن افطاری مختصر ، بعداز ساعتها روزه داری برای حضور در این نشست آماده می شدند .
خلاصه کتاب طنز خمپاره های فاسد +تصاویر
نمی شد روی حرف فرمانده گردان حرف زد. خمیازه کشان رفتم بیرون؛ اما تا چشمم به یک موتور پرشی افتاد خواب از سرم پرید. یک جوان رزمنده سوار تریل بود. آقا رسول گفت: با برادر شجاعی می ری و راه را خوب نشونش می دی و توجیه اش می کنی. قراره یکی دو شب دیگه نیروهای گردانش بیان و خط مقدم رو از ما تحویل بگیرند. من از خدا خواسته، خواستم ترک برادر شجاعی بنشینم که شجاعی پیاده شد و گفت: بی زحمت
یک مادر و دختر، نخستین بانوان موتورسوار ایران
تان غلبه نمی کند؟ نورا نراقی: چرا خیلی (باخنده). شهرزاد نظیفی: به هرحال یکسری نگرانی هایی دارم ولی خودم را کنترل می کنم. می دانم که دخترم مهارت کافی دارد و به همین دلیل ترس زیادی ندارم اما به هرحال مادر هستم! خانواده تان مشکلی با موتورسواری شما نداشتند؟ نظیفی: زمانی که مادرم فهمید من نیز موتور سواری می کنم بسیار نگران بود. مدام به من تذکر می داد که این رشته خطرناک
روحانی به نام ما و به کام دیگران شد/ مرگ؛ هدیه مرد عراقی به همسر ایرانی/ علیخانی بغض کرد، رامبد خندید
است، به اتفاق مأموران به محل رفتیم و جسد دخترم را در کارتن پیدا کردیم .سپس متهم در جایگاه حاضر شد. در ادامه این خبر می خوانیم: هرچند مینا منکر رابطه با مهرداد بود اما من با چیزی هایی که می دیدم متوجه شده بودم آنها با هم رابطه دارند. روز حادثه به بهانه اینکه برایش هدیه ای خریده ام و می خواهم هدیه را به او بدهم و نباید آن را ببیند، دست وپا و چشمان همسرم را بستم و خفه اش کردم. دوربین تلفن
دوئل نافرجام یک زن با طلاق
به دست خانواده اش بود که همین برایمان مشکل ایجاد می کرد و باعث می شد آنها دائم در زندگی ما سرک بکشند. اما سعی کردیم بتوانیم با کمک هم به زندگی مان سر و سامان بدهیم. رابطه مان با هم خوب شده بود و در دو ماه اول زندگی احساس خوشبختی می کردیم اما یک روز همه چیز تغییر کرد؛ جشن تولد زن برادرم بود. حامد خانه نبود و پدر و مادرم به دنبالم آمدند. من هم آماده شدم و با آنها رفتم اما... حامد روزگارم را سیاه
راز ثروتمند شدن کارگر ساده روستایی در ماه عسل
همراه همسر، خواهر، 3 پسر و 5 دخترش شناسنامه نداشتند، سن شان را نمی دانستند و تا به حال از محل سکونت شان خارج نشده و به روستا یا شهر نیامده اند. بعد از انجام مراحل قانونی لازم سرانجام خانواده دامیده صاحب شناسنامه شدند. خواهر بهمن یار مسن ترین عضو این خانواده، متولد 1319 است و فاطمه جوان ترین دختر او متولد 1378 است. زندگی بدون دغدغه در دل کوه بعد از پخش آیتم، علیخانی سن بهمن
ساخت لامبورگینی دست ساز در مشهد!
مجله مهر - فاطمه حکیمی: خبر ساخت یک لامبورگینی وطنی در مشهد آنقدر جذاب هست که به سراغ سازنده این ماشین برویم و پای حرف هایش بنشینیم. ساعت 6 عصر ماشین را جلوی کارگاه ساده آقای ریحانی پارک می کنم و بلافاصله با او و پسرش مواجه می شوم. پسربچه 9 ساله ای که پدر معتقد است کار اصلی ساخت ماشین را او انجام داده است! سر صحبت را هم اول او باز می کند و از نحوه ساخت ماشین می گوید. ایلیا آنقدر جدی و
2400 یتیم زیر 18 سال تحت حمایت کمیته امداد خراسان جنوبی
توانسته اقدامات خوب وشایسته ای برای فرزندان ایتام انجام دهد . زنگویی یکی دیگر از شهروندان بیرجندی که همکاری خود را با کمیته امداد رابه دوسال قبل اشاره کرد و گفت: درشب های پرفیض قدر دریکی از مساجد سطح شهر بیرجند با مراجعه به پایگاه های حامی یابی کمیته امداد وانتخاب شناسنامه اکرام ایتام، حمایت 2فرزند یتیم دختر وپسر راتقبل کردم. وی افزود: ماهانه 40هزار تومان کمک نقدی و علاوه
زندگی شخصی و بیماری دختر لادن طباطبایی
را تجربه کند و او هم پذیرفت، اما وقتی نقشش در آن اثر تمام شد، به من گفت که ترجیح می دهد از بازیگری فاصله بگیرد و دکتر شود!! به نظر او، حرفه بازیگری کار سختی بود، خوشبختانه او در مسیر آرزوهایش گام برداشت و به زودی مدرک دکتری اش را در رشته داروسازی می گیرد. دخترم را با افتخار به همه جا می برم هفت سال قبل من برای بار دوم طعم شیرین مادر شدن را چشیدم، و خدا دختری به اسم سها به من
او کابوس آمریکایی ها در خلیج فارس بود
نباید یک ید واحد باشیم و علیه دشمنان متحد باشیم. روز دیگری مادر یکی از بزرگان آنجا که زن باهوشی بود گفت شما کجایی هستید و وقتی فهمید ایرانی هستیم از انقلاب صحبت کرد و گفت: پسری به نام عبدالله دارم که به امریکا رفته و گفته می خواهم اسمم را بگذارم روح الله و شیعه شوم. با پیروزی انقلاب شهید مهدوی چه فعالیت هایی می کرد؟ ما از شور و حرارت شهید مهدوی می ترسیدیم که نکند دنبال حزب و
ماه رمضان و تعامل اسلامی مسیحی در سیرالئون/ عشق اهل سنت به خاندان نبوت(ع)
کند. هر یک از اعضای خانواده دو دست خود را مشت کرده درون گونی و یا ظرف برنج نموده، هشت بار(هشت مود) ازبرنج بر می دارد. این عمل باید توسط خود افراد خانواده انجام گیرد؛ اما در مواردی که برخی اعضای خانواده حضور ندارند و یا با مشکلات بیماری مواجهه هستند سرپرست آن ها نیابتا زکات را پرداخت می کند. اقامه نماز عید فطر رایزن فرهنگی سابق ایران در سیرالئون بیان کرد: از ساعت هشت تا ده صبح روزعید فطر
مادرانه هایی درباره بهنام محمدی از شناسایی میان بعثی ها تا جزئیات انتقال مزار
نوجوان است که اکنون ساکن فردیس کرج است. او بعد از شنیدن این خاطرات متوهمانه بسیار ناراحت شده است. و در میان گفتگو با روایت جزئیات این ماجرا از روز جابه جایی پیکر فرزند شهیدش می گوید. مکانیکی، کشتی و سپاه علایق بهنام بود مادر بهنام محمدی در گفتگو با تسنیم از کودکی بهنام و فعالیت های مورد علاقه او چنین می گوید: خانه ما خرمشهر بود. آنوقت بسیج نبود سپاه بود. آقای جهان آرا پسر
قتل با انگیزه سرقت طلا
دلیل تصمیم گرفتم از خانه پیرزن همسایه دزدی کنم. احتمال می دادم او پول زیادی داشته باشد و بتوانم مشکلات مالی ام را حل کنم .متهم ادامه داد: روز حادثه همراه دختر 18ساله ام به بهانه سرزدن به پیرزن به خانه او رفتیم و به او داروی خواب آور خوراندیم. بعد از اینکه زن مسن از حال رفت من او را با استفاده از شال خفه کردم بعد همراه دخترم خانه را گشتیم و چند قطعه طلا پیدا کردیم. سپس موقع فرار از خانه شلنگ گاز
مادرانه هایی درباره بهنام محمدی از شناسایی میان بعثی ها تا جزئیات انتقال مزار
تصمیم می گیرند که قبر این شهید را جابه جا کنند. این اتفاق با حضور مهندسان و با قالب گیری بتنی مزار شهید انجام شد اما پس از آن خاطراتی از همین واقعه منتشر شد که کاملاً با واقعیت در تعارض است. نصرت مظفری زاده مادر این شهید نوجوان است که اکنون ساکن فردیس کرج است. او بعد از شنیدن این خاطرات متوهمانه بسیار ناراحت شده است. و در میان گفتگو با روایت جزئیات این ماجرا از روز جابه جایی پیکر فرزند شهیدش می گوید
صحنه ای بی نقاب از دموکراسی به شیوه ای آمریکایی
خاطر محافظت از خود این اقدام را انجام داده است. این تصادف غم انگیز با توجه به پیشینه مکرر حملات غیرموجه، بدون تحرکات قبلی و غیرقانونی ایرانی ها علیه کشتی های تجاری و نیروهای مسلح آمریکا انجام شده است. اما آیا این ادعاهای مقامات آمریکایی، درست هستند؟ کارشناسان مستقل و برخی اسناد به دست آمده این روایت ها از حوادث آن روز غم انگیز را نمی پذیرند. کارشناسان مستقل درباره اظهارات رسمی مقامات
ماجرای 2 جاسوس معاویه برای امام حسن
دوستی و محبت و کسب رضای خدا و وحدت و یکپارچگی دعوت کرد و در اواسط خطابه موقعیت خویش بلکه موقعیت پیامبران خدا را بر ایشان یادآور شد و در پایان سخنان بی آن که صریحا معاویه را ناسزا گوید با شیوه بلاغتش بدترین دشنام ها و ناسزاها را نثار وی ساخت. از آن جمله فرمود: ای کسی که پدرم علی(ع) را دشنام می دهی! من حسنم و پدرم علی(ع) است، تو معاویه و پدرت صخر است، مادر من فاطمه(س) و مادر تو هند است. جد من رسول
پاسخ خسرو معتضد به اظهارات اخیر هاشمی رفسنجانی
جای تو بودم دستور می دادم تمام غلامان سیاه را حکیم باشی مورد اعتمادی معاینه می کرد نکند یکی از آنها خودش را از زیر تیغ این برده فروشهای حرامزاده نجات داده وارد خانه تو شده این دسته گل را به آب داده. آخر چه معنی دارد پدر سفید، مادر سفید، فرزند سیاه آفریقایی! همه زیر خنده زدند و برای خوشامد شاه تمام متلکها و کنایه ها را بار ضیغم السلطنه کردند. در حالی همه او را دست می انداختند کریم شیره ای
ادب کردن خونین داماد ناخلف
دوازدهم بهمن سال 87، متوجه وقوع یک قتل در روستای آب شیب شهرستان داراب شدیم. آن زمان من به عنوان افسر ویژه قتل در پلیس آگاهی استان فارس خدمت می کردم. برای بررسی موضوع با تیم تشخیص هویت به محل حادثه در هفت کیلومتری ستاد فرماندهی داراب رفتیم. قتل در یک خانه روستایی کوچک رخ داده بود. با ورود به حیاط خانه با جسد طاق باز مرد 30 ساله ای روبه رو شدم که آثار کبودی و ضرب و جرح روی بدنش مشخص بود.
جولان بیکارها و بی مسئولیت ها در تلویزیون!
بودن اوست. لطیف کسی است که تمام روز را بیکار است و آن قدر فرصت دارد که می تواند به دنبال دختر مورد علاقه اش افتاده و خیابان گردی کند. نقش تلویزیون در تربیت جوانان مبتکر مطالب فوق صرفا نگاهی کوتاه بود به آنچه این روزها در تعریف جوان ایرانی توسط مدیران و برنامه سازان صدا و سیما به مخاطب ارائه می شود. اگرچه نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که سریال های تلویزیونی تاحدودی می تواند
واژه ها امروز ابعاد جدیدی یافتند...
آن استقبال می کند و می گوید؛ این نوع شعر بسیار خوب است و لازم است. نوبت به محمد غفاری دیگر شاعر قمی می رسد. او در ابتدا می گوید که امروز -دهم تیر- مصادف است با روز صائب تبریزی و شعری در استقبال آن شاعر شهیر در مدح امیرالمومنین (ع) می خواند: رو به زیبایی او چشم تماشاست بلند سمت بخشندگی اش دست تمناست بلند قطره در قطره - که تا ساحل لطفش برسد - موج، دستی ست که از شانه
چرایی افزایش طلاق در جامعه ایران
/> این جامعه شناس ادامه می دهد:مصداق این امر که طلاق به راحتی پذیرفته می شود را می توان در این مشاهده کرد که در زمان گذشته اگر دختری طلاق می گرفت و به خانه پدری اش بازمی گشت دید همه اعضای خانواده نسبت به این دختر تغییر می کرد و دختر را مانند گذشته نمی پذیرفتند،در صورتی که اگر این دختر تا چهل سالگی هم ازدواج نمی کرد و در خانه پدری می ماند چنین نگاهی به وی نمیشد اما اکنون وقتی دختر بر میگردد