سایر منابع:
سایر خبرها
فیلم های تلویزیون در تعطیلات
، رایا نصیری، علی آشکار، شقایق اسلامی و زهرا هادی پور خواهیم دید: سمانه دختر بچه ای است که به همراه مادرش زندگی فقیرانه ای دارد. روزی مادرش برای او یک جفت چکمه می خرد. اما فردای آن روز وقتی در بغل مادرش خواب است یک لنگه آن گم می شود و او مریض می شود. مادر تصمیم دارد که لنگه دیگر آن را به پسر همسایه که معلول است بدهد اما او با تلاشی سخت لنگه دیگر چکمه را پیدا کرده و به او برمی گرداند. فیلم
سه اتفاق شوم که ثمره محبت های جزئی اند
طوسی/492) محبت شدید با آدم کاری می کند که به خاطر نعمت خلقت و اینکه خدا او را آفریده است، در قلبش احساس نشاط پیدا می کند و بی نهایت مسرور است از اینکه من خلق شده ام و دیگر نابود نخواهم شد و خدا هرگز نام مرا از صحنۀ گیتی حذف نخواهد کرد انسان باید به چه تعادلی رسیده باشد که نعمت خلقت خودش را به عنوان اولین نعمت برجسته ببیند و شکرش را به جا بیاورد. شما به متن دعای عرفه امام حسین(ع) نگاه کنید
استاندار قزوین: ظرفیت های همه مناطق استان باید در برنامه ششم توسعه مورد توجه قرار بگیرد
باید جابه جا شده و ارتقا پیدا کند. این مسوول گفت: از آنجا که استان شدن قزوین در هنگام جابه جایی و نقل و انتقال دو دولت رخ داد و در ادامه شاهد کاهش قیمت نفت بودیم، مجالی برای اینکه بودجه مناسبی به این استان اختصاص پیدا کند، بدست نیامد اما اکنون فرصت مناسبی برای بازنگری در این خصوص است. روزبه در بخش دیگری از صحبت های خود راهکارها و فرامین مقام معظم رهبری در سفر به قزوین در سال 82 را راه
بنیاد در آینه مطبوعات
/> ما مدافع اسلامیم اعتقاد سیدمحمدهادی هم مانند دیگر بچه های مدافع، این بوده که ما همه جا مدافع حرم هستیم؛ چه حرم حضرت زینب (س) چه سامرا، چه فلسطین و چه هرجای دیگری که لازم باشد و احساس تکلیف کنیم. جغرافیا و مرز، ما را محدود نمی کند. ما همیشه اهل بیتی رفتار می کنیم. اگر کسی اسلام را قبول دارد، قرآن را قبول دارد، این دفاع بر او واجب است. فرقی نمی کند در ایران باشیم یا سوریه
درخواست حاج قاسم سلیمانی از پدر شهید
همرزمانش او را به این اسم می شناختند وچریک بود در شناسایی ها ,شکستن خط ها ,غواصی,و بارها تنها به خطوط عراقی ها می رفت. اما مادر حسین، می گوید گذر زمان مرا آرام تر نکرده است که هیچ، هر روز دلتنگ تر هم می شوم. می گوید تمام خاطرات حسین را به یاد دارد و شب و روزش را با این خاطرات به سرمی کند. بعد از گذر سال ها زمانی می خواهد از حسین بگوید بغض می کند.... وقتی از او می پرسم مادر چه خاطره
نمایشگاه کتاب فرانکفورت و دیدار با محافظی که از غرفه خالی اسرائیل محافظت می کرد
سالن 5 تعطیل و راهروها خلوت شده است. مثل بچه هایی که دیر به خانه برمی گردند تازه متوجه تأخیرم شده ام. سالن 5 برای خودش شهری است من باید به طبقه منفی یک بروم. سعی می کنم سریع قدم بردارم. دوباره صدای زنگ موبایلم بلند می شود. نفس نفس زنان به غرفه ایران می رسم. همه رفته اند و فقط همراهان من معطل رسیدن من مانده اند. با هم از نمایشگاه خارج می شویم. همسفرم ساعتی قبل برای ادامه پروژه ی خریدش به
اشعار ویژه شهادت امیر المومنین علیه السلام
/> تو کیستی? چگونه?مگر میشود امیر ?! دنیا به تو ز عطسه بز بی بها شود با استخوان مانده به حلقوم ساختی تا دین به شقه گی نکند مبتلا شود شصت و سه سال رفت و نیامد سپیده ای خورشید زودتر ز تو از خواب پا شود * آقا !جسارتا غم خود را نگو به چاه دریا چگونه در دل یک کوزه جا شود مجتبی عسگری: انگار زهر بر بدنش کارگر شده چونکه ز روز قبل
برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
و منفی بازی کرده اند. می خواهم بعد از این همه سال یک گله ای از مسؤولان بکنم. زمانی که من ابن ملجم را کار کردم هیچ کدام از مسؤولان مرا دعوت نکردند. همه مالک را دعوت می کردند! فکر می کردند واقعا منفی ها را نباید دعوت کرد! نقش های مثبت را دعوت می کردند! فکر می کردند که معاویه نباید بیاید! البته مردم به خاطر سریال خوبی که درست شد به ما خسته نباشید می گفتند. خدا رحمت کند، آقای
شهیدی که هنوز نفس می کشد+ تصاویر
شدن فرزندش کمک کند همسر جانباز سید نور خدا موسوی گفت: مادر شهیدان خرازی و صبوری هردو به منزل ما آمدند و از سید عیادت و با ایشان صحبت و درد دل کردند که مادر شهید صبوری از ایشان خواست که در پیدا کردن فرزندش کمک کند که خوشبختانه بعد از مدتی فرزندش را پیدا کرد و در مراسمی در تهران در روز رحلت ام البنین که ما دعوت شده بودیم مادر شهید صبوری هم بود که در آن جا در مورد سید صحبت کردند.
پیش بینی آیت الله حائری از آینده رهبری
صراط: در خردادی که بر ما گذشت، از بیست و ششمین سالروز رهبری خورشید انقلاب عبور کردیم. حق آن بوده و هست که در باب منش علمی و عملی رهبری، بیش از آنچه تاکنون صورت گرفته، پژوهش صورت گیرد، هرچند که امروز آفتاب درایت او، جهانی را در برگرفته و این فروغ به خودی خود، معرف خویشتن است. آنچه پیش رو دارید، گفت وگویی است که با آیت الله سید احمد علم الهدی (امام جمعه محترم مشهد مقدس) در باب خاطرات ایشان از منش فردی و اجتماعی رهبر معظم انقلاب با روزنامه جوان ان
زمزمۀ الغوث الغوث زیر پوست شهر
خدا طعمی روح بخش به خود گرفته است. استکان های کمرباریک که چای های لب سوز و لب دوز را در خود جای داده اند در کنار ظرف زولبیا و بامیه، دیس خرما و کاسۀ بزرگ قند که مقابلت گرفته می شود، زیباترین طعم ها را در کام جانت می نشاند. کم کم که جمعیّت زیاد می شود، صمیمیّت حاضران نیز اوج می گیرد. هرکس می کوشد جا برای دیگری باز کند، پشتی ها به سالخوردگان اختصاص دارد، و بچه ها نیز در این مراسم شرمِ
گفتگو با راننده کامیونی که 6 لکسوس را از بین برد!(+عکس ها)
دست آوردیم. بعد هم که خیالش راحت می شود که خبرنگار هستیم و برای شنیدن اصل ماجرا به سراغ خودش رفته ایم، می گوید اصلا حرف روزنامه ها را قبول ندارم. حادثه ساعت 14 و 18 دقیقه اتفاق افتاد، آن وقت همه جا نوشته اند که بر اثر خواب آلودگی ماشین واژگون شده است. آخر آن وقت روز کدام راننده عاقلی پشت فرمان خوابش می برد. سر صبح که نبود. تازه ناهار خورده بودیم و استراحت کرده بودیم. قرارمان این بود که زودتر خودمان
روایت صادقانه مهمان ماه عسل از یک زندگی دوباره
من و خواهرم که حدود دو سال از من بزرگ تر بود چند سال نزد عمویم زندگی کردیم. زمانی که 16 و 17 ساله بودیم هر دو هم تحصیل می کردیم و هم شاغل بودیم در نهایت توانستیم خانه ای را اجاره کنیم و مستقل از خانواده عمویم زندگی کنیم و بعد از حدود سه سال خانواده مان به ما ملحق شدند و زندگی در آمریکا را ادامه دادیم. کسی با استقلال ما مخالف نبود، به خاطر اینکه فرهنگ غالب خانواده های آمریکایی فردگرایی است. وقتی یک
علی از زبان علی (ع)
خدا پردازد. آواز فرشتگان را می شنیدم و روشنایی حضور آنان را می دیدم ( و این در حالی بود که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از دعوت علنی به اسلام خاموش بود). 15- من پیوسته در پی پیامبر روان بودم؛ چنانکه بچه در پی مادر. هر روز برای من، از اخلاق خود نمونه ای آشکار می ساخت و مرا به پیروی از آن وامی داشت. در سال ( چند روزی را) در غار " حرأ" خلوت می گزید( و به عبادت
هفتاد منقبت انحصاری برای امیرالمؤمنین( ع) از زبان خود حضرت
برادر من هستی و من برادر تو و دست تو در دست من است تا آنکه وارد بهشت گردیم. 12. رسول خدا صل�'ی الله علیه و آله فرمود: ای علی! تو در میان امت من بسان کشتی نوح هستی که هر کس بر آن نشست نجات یافت و هر کس از آن جا ماند، غرق گشت. 13. رسول خدا عمامه خودش را به دست خودش بر سر من پیچید و برای من دعای پیروزی بر دشمنان خدا را خواند و من دشمنان را به اذن خداوند عز و جل شکست دادم. 14
اسلام یعنی تسلیم شدن به امر ولی خدا
حضرت تلاش می کرد این بچه سلامت خود را پیدا کند. کمی بعد، یک دفعه ای از داخل خانه، صدای شیون خانم ها بلند شد و فهمیدیم که بچه از دنیا رفته است. امام(ع) به داخل رفتند و آنها را آرام کردند و برگشتند و با حالتی بشّاش و خنده رو با دیگران برخورد کردند. اصحاب با تعجب پرسیدند: فرزند شما سلامتی خودش را به دست آورد؟ حضرت فرمود: نه! از دنیا رفت. اصحاب گفتند: بعد از آن همه نگرانی و تکاپویی که برای سلامتی
قضاوت های حضرت علی(ع) در مورد زنان
می کرد که نگاه زن به او افتاد و به تظلم خواهی گفت: ای پسر عم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کاغذی دارم. حضرت کاغذ را مطالعه کرده و فرمود: این زن تاریخ ازدواج با شوهر و تاریخ همبسترشدن با او و کیفیت آن را در این ورقه یادداشت کرده است؛ هرچه زدوتر او را رها کنید. سال ها بعد، روزی مولای متقیان آن کودک را با کودکان دیگر به بازی گرفت و در میانه بازی به آن ها گفت که بنشینند. همه نشستند. سپس
پاراگراف کتاب (43)
برمی گشتند فکر ابر نبودند. آنقدر چیزها داشتند که به آن فکر کنند ، آنقدر غصه داشتند ،آنقدر در خانه هایشان بیمار خفته بود ، آنقدر فکر نام و آب و قرض و روزنامه و این حرفا بودند که دیگر کسی حوصله فکر کردن به ابر را نداشت ، و راستش عجیب تر اینکه در تمام شهر و در میان همه ی این مردم به صورت مومن ، حتی یک نفر هم خدا نداشت . چون دست کم اگر یک نفر هم خدایی داشت تنگ غروب سرش را بلند میکرد و
زندگی خصوصی کارل مارکس چگونه می گذشت؟
دشوار نیزاز حد اقل محروم نماند. همه کار بلد بود:از آشپزی گرفته تا خانه داری و خیاطی. هم لباس بچه ها را به تنشان می کرد و هم برایشان لباس می برید و بعد باتفاق خانم مارکس آنها را می دوخت. هم کدبانو بود هم فرمانده خانه. بچه ها مثل مادر او را دوست داشتند و از او مادرانه حساب می بردند، همانگونه که او مهری مادرانه به بچه ها داشت. خانم مارکس به او به چشم دوست می نگریست. مارکس هم دوستی ویژه ای
وصیت نامه نفر اول کنکور سال 1364+ تصاویر
سراسری تجربی رتبه اول را کسب کرد و در رشته ی پزشکی "دانشگاه شهید بهشتی" پذیرفته شد. وی نخستین بار بار در سال 61 به جبهه رفت و در عملیات رمضان شرکت کرد و در همین عملیات مجروح شد. "شهید احمدرضا احدی" سر انجام در شب دوازدهم بهمن1365 به شهادت رسید و پس از پانزده روز که پیکر او میهمان آفتاب بود به شهرستان ملایر بازگردانیده شد و در آرامگاه عاشورای شهدای ملایر به خاک سپرده شد.
روایت آسمان خراش از هکرها و کُری خوانی های علی کریمی
...> خوشحالی های بعد از گلم اینجوری است که همیشه آن را انجام می دهم. این عکس مربوط به تمرین قبل از مسابقه در تیم ممفیس است که با کش گرم می کردیم. این عکس مربوط به سالی است که در تیم پیکان بودم. حدودا سال 81 یا 82 . همان سالی است که سعید فتحی به من اعتماد کرده و به من بازی داد. این عکس مربوط به خیریه خانم بلوکات است که پارسال رفتم. بچه ها آدم قدبلند و دست بزرگ ندیده بودند و خوشحال شده بودند. فارس: و صحبت پایانی؟ از همه کسانی که برایم زحمت کشیدند، تشکر می کنم. ...
بیوگرافی فیفتی سنت 50Cent
دکتر دره که اولین آلبوم استودیویی او را تهیه کردند جکسون به یکی از پر فروش ترین رپرها مبدل شد. او در سال 2003 کمپانی موسیقی جی-یونیت را راه اندازی کرد که رپرهای موفقی چون Young Buck، لوید بنکس و Tony Yayo در آن نام نویسی کردند. (فیفتی سنت و لوید بنکس و Tony Yayo از دوران کودکی با هم دوست بودند) جکسون تا کنون با رپرهایی جون جا رول، فت جو، جدکیس، کم'رون، ریک راس و نیز دو عضو سابق جی-یونیت
اولین شب قدر من و کودکم
می مانید مطالعه کتاب در آرامش شب های قدر می تواند حتی در نحوه تربیت کودک شما هم اثر بگذارد و نیت رضایت خدا به ثواب هرچه بیشتر آن هم کمک کند. این آرامش خانه فرصت خوبی را برای برنامه ریزی شما فراهم می کند؛ برای اینکه بدانید قرار است برای خودتان، خانواده و کودکتان، وظیفه تان در برابر دین و جامعه چه برنامه ای داشته باشید. شب قدر بیرون خانه خواب بچه ها را تنظیم کنید اگر قصد
من و داغ و سر برنیزه و تو!
در ایام عید نوروز به خانواده هایشان اعلام شد. خانواده قاسم امیری افغانستان بودند. اما شهادت سیداحمد اواخر اردیبهشت اعلام شد. یکی از اعضای خانواده اش می گوید: سیداحمد تازه متاهل شده و همسرش باردار بود، آخرین باری که رفت، نمی خواست خانواده اش زیاد نگران باشند، گفت می رود بندر و زود برمی گردد. یکی دو هفته اول هرازچندی تلفن می کرد ولی دیگر بعد از مدتی خبری از او نشد. همه نگران شدند و دیگر همه مطمئن
بررسی سرنوشت 5 پرونده جنجالی چند ماه اخیر
اما هیچ کس نبوده که او را نجات دهد، مربی نبوده، نجات غریق وجود نداشته و... آن روز حادثه قایقرانی در دریاچه ممنوع بوده و نباید آنها را تمرین می دادند. در آن روز حادثه حتی مربی شادی نیز حضور نداشته است. او در انتهای صحبت های خود با بغض می گوید: من احساس می کنم برخی مسئولان نمی خواهند این پرونده مورد بررسی قرار بگیرد. من فقط آن بالا خدا را دارم... من با بدبختی بچه های خودم را بزرگ کردم با همه جا هم
آیا وسعت درخواست ها در فضای دعا حدودی هم دارد؟
انداختند، جبرئیل آمد، میکائیل آمد، ملک باد آمد ملک باران، همه آمدند کمک کنند، حضرت فرمود: شماها بروید، من با شما کار ندارم، کمک می خواهم، ولی نه از شما، فقیرم، نه به شما. بعد خدای متعال یک کلمه فرمود: قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَی إِبْرَاهِیم فرمان خدا کار را تمام کرد، آتش گلستان شد. در مورد ادعونی هم همینطور است. در واقع با این فرمان الهی درهای رحمت الهی به روی انسان باز می
علی را از علی(ع) خواسته بودند
، کافی بود تا پدر و مادر راهی سرزمین کربلا شوند. سوز دل مادر کار خود را خواهد کرد، حرم حضرت اباالفضل (ع)، دخیل دل مادر به حرم و حرف های پنهانی دل مادر با سرچشمه خوبی ها... پدر و مادر علی از زیارت کربلا برگشتند. هنوز 20 روز از بازگشت آنها نگذشته بود که خبر دادند بچه های تفحص پیکر پاک علی را بعد از 15 سال در جزیره مجنون پیدا کرده اند. همین خبر پایانی بود بر تمام بی خبری ها، بر تمامی ثانیه
هنگام تشنج فقط همسرم را به یاد می آورم
بودند و ما در همان دوران کودکی همپای خانواده بودیم. بعد از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همه مردهای خانواده خوش نظر راهی میدان نبرد شدند و زن های خانواده در سنگر پشت جبهه فعالیت خود را آغاز کردند. پدر من هم هر چند وقت یک بار یک کامیون پر از وسایل را به رزمندگان جبهه می رساند. حسین در عملیات والفجر یک و علی در عملیات مرصاد به شهادت رسیدند. پیکر حسین بعد از 13 سال به آغوش خانواده ما بازگشت.
منصوریان: شش ماه دیگر صادقیان را در تیم ملی ببینید
از خریدهای این فصل نفت شروع کنیم. راضی هستید؟ بله از خریدها راضی هستم همانطور که از خروجی های تیم راضی هستم زیرا نشان می دهد تیم من چقدر رشد داشته است. امین حاج محمدی به استقلال رفت و کمال کامیابی نیا به پرسپولیس اینها همه رشد باشگاه نفت را نشان می دهد. خدا را شکر کسانی که جای این بازیکنان آمده اند همه بازیکنان خوبی اند و بخوبی جای آنها را پر خواهند کرد. چطور شد پیام صادقیان را
بالاخره همخوانان زن بخوانند یا نخوانند ؟
اشتیم محل تمرین بود . د ر ابتد ا مجبور بود یم د ر خانه خود م تمرینات را برگزار کنیم. تقریبا 2 سال اول را این مد لی تمرین کرد یم. بعد از 2سال محلی که به عنوان آموزشگاه تامین کرد م شد محل تمرین ما. د ر 6 سال اخیر محل تمرین ما آنجاست. مشکل بزرگ تر ما سطح کیفیت آموزش د ر ایران است. برای حل این مشکل وقتی سال 88 برای کنسرت رفتیم ارمنستان، د ر یک هفته ای که آنجا بود یم به بچه ها آموزش د اد ند و برای من