سایر منابع:
سایر خبرها
همیلتون: برای اولین بار در زندگی ام درست پیش بینی کردم
هواداران می دیدم. در چند پیچ آخر اشک چشمانم را پر کرده بود چون می دیدم هواداران در حال تشویقم هستند اما سعی کردم تمرکزم را حفظ کنم. این مسابقه حساسی بود. حساس ترین مسابقه ای که بعد از مدت ها داشتم. زمانی که باران گرفت با خودم گفتم خدای من! چون که من اولین ماشین و اولین کسی بودم که از قبل فکرش را کرده بودم. نه از خوش شانسی ام بود نه به خاطر نبوغم. فقط به خاطر این بود که درست ترین تصمیم را
اظهارات تکان دهنده 3 قربانی تجاوز در پراید شیشه دودی
؟ از همه ماشین ها می ترسم، حتی از سوار شدن به خودروی پدرم. هنوز باور ندارم که قربانی شده ام. نامزدم همیشه تأکید داشت که سوار خودروهای آرم دار شوم و من هم حرفش را قبول داشتم. هرگز تصور نمی کردم همین یک بار اشتباه تاوان سنگینی داشته باشد. پس نامزد داری؛ او چه گفت بعد از این ماجرا؟ ترکم کرد. دعوایمان شد و هر بار به خاطر اشتباهم مرا سرزنش می کرد. گفت نمی تواند با این
حمله پلنگ به خودرو + تصاویر
“کورتیس پلوم” راهنمای تور گردشگری پارک حیات وحش “کروگر” در افریقای جنوبی پس از آنکه این گربه سان خطرناک را کنار جاده دید خودرو را متوقف کرد تا گردشگران او را تماشا کنند و عکس بگیرند. لحظاتی بعد اما پلنگ که از حضور گردشگران راضی نبود به طور غیرمنتظره ای به اتومبیل حمله می کند و سعی می کند از جلوی آن بالا آمده و داخل شود. گردشگران وحشت زده شروع به جیغ و فریاد می کنند و کورتیس که به شدت
داستان جالب خواننده شدن یک ستاره
تا به خانه اش بروم. بعد رو به من کرد و گفت می بینم که مشکل داری... تو الآن به کمک نیازمندی. خیلی استرس داری. عصبی هستی و من فقط می خواهم به تو کمک کنم بفهمی که می توانی تنها روی یک چیز تمرکز کنی و آن چیز، صدای تو و خواندن توست. حرفهای او تاثیر زیادی داشت. من فقط نشسته بودم و نصایح او را یادداشت می کردم. ارتباط ما ادامه پیدا کرد و هر چند سال یک بار به او می گفتم خانم پرایس آیا ممکن است یک جلسه دیگر مشاوره داشته باشم؟“ منبع: یورو نیوز
آن سوی هرمز (14)
ریو حرکت می کند و بعد از دو ساعت در جاده های سنگلاخ متوقف می شود. دو نفر به زبان فارسی باهم صحبت می کنند. صدای آن استواری است که در اسکله با ما بود. چادرهای ریو از بیرون بسته شده و نمی شود محیط خارج را دید. بعد از 5 دقیقه دوباره حرکت می کند ولی قبل از حرکت گویا یک نفر سوار می شود. کمی بعد توقف می کند ولی این بار نفرات جلو پیاده و یکی مشغول باز کردن طناب های چادر روکش ریو می شود. همه ما خیس عرق
برنامه ای که باید سر تا پایش را طلا گرفت
که: بانو، خوش آمدی. وی در پایان جملاتی گفت که شاید باید ساعت ها منبر و کلاس صرف تبیین این معارف شود. آن جملات به این شرح بود: – به امام حسین علیه السلام که راه سفرم به مشهد مقدس را هموار فرموده بود قول داده بودم که دیگر به قبل برنگردم. با خودم می گویم اگر پایم را کج بگذارم اولاً خدا می بیند و ثانیاً آبرویم جلوی امام حسین علیه السلام می رود. – خیلی به رشته عمران
هنگام تشنج فقط همسرم را به یاد می آورم
، عملیات را ادامه دادیم، عراقی ها با هر چه توان داشتند ما را می زدند. این بار از مچ پا تا مغز سرم آسیب دید. دکترها این بار گفتند که دیگر موتور خانه اش عیب کرده و کاری نمی توانند از پیش ببرند. من را جواب کردند و آمدم خانه. همه اش تشنج می کردم حالم که بد می شد روی تخت های مخصوص پاها و دست هایم را می بستند تا از روی تخت به زمین نیفتم. دکترها به من می گفتند موجی مهربان . چرا موجی مهربان صدایتان
مرگ پسر معتاد در آتش ناپدری
بود و قصد فروش آن را داشتیم. وقتی متهم این موضوع را فهمید، عصبانی شد و بنزین را از پنجره به زیرزمین ریخت و آتش همه جا را گرفت و ما سوختیم. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت. او یک بار دیگر تأکید کرد قصدی برای کشتن کسی نداشته است. رحیم گفت: فرزاد مثل پسر خودم بود، مشکلش، مشکل خودم بود و فقط می خواستم او را بترسانم. بارها به او گفته بودم من در این محل آبرو دارم و از او خواسته بودم مال دزدی به
روزبه چشمی : آمدن به استقلال بزرگ ترین ریسک ممکن بود
شامل حال مان شود و کمی هم خوش شانس باشیم می توانیم المپیکی شویم. اما همین ابتدای راه به عربستان باختید؟ آخ آخ اصلاً دوست ندارم به آن روز فکر کنم چون خیلی روز بدی بود. شاید باورتان نشود من حاضر بودم به افغانستان ببازیم اما به عربستان نه ولی با بدشانسی این اتفاق تلخ برای مان رخ داد. حالا با این شرایط حاکم بر تیم امید چقدر شانس داریم که المپیکی شویم؟ همه چیز به حمایت
ابطحی: از تلخ ترین روز زندگیم نپرسید/ نقد به خودم؛ دمیدن در اختلافات بی دلیل
ارزشی، سیاسی و امنیتی باشد. * تمایل دارید در دولت مسئولیت بگیرید؟ - خیر، چون در 24 سالگی مدیر این مملکت بودم، عمری مدیر رادیو، معاون وزارت ارشاد و معاون رئیس جمهور بودم؛ اگر بخواهم این کارها را ادامه بدهم قطعا به نسل بعد از خودم که باهوش تر و باسوادتر هستند ظلم کرده ام به همین دلیل دوست ندارم کار دولتی انجام دهم. *آقای ابطحی در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟ اکنون
5 نکته ای که باید قبل از راه انداختن استارتاپ بدانید
مناسبی وجود نداشت. بجز مرد انکبوتی و مرد خفاشی. خوب من هم چرخ خیاطی ام را برداشتم و کلاه ابر قهرمان مخصوص خودم را برای بچه ها درست کردم. دوستی پیشنهاد داد آن ها را بفروشم. بعد از چند نمایشگاه هنر های دستی و نمایشگاه انلاین متوجه قابلیت در این کار شدم. کار سریع رشد کرد و رشدش نیز هیجان انگیز بود. من به خاطر رشد شرکت دچار دستپاچگی شدم. اکنون من یک نابغه بازاریاب دارم که جزئیات کار را
زندگی شخصی هاشم بیک زاده و فرزندانش
واقف هستند. دو سال در اصفهان من دو سال از استقلال دور بودم و در تیم سپاهان حضور داشتم. واقعا دو سال خیلی خوب با این تیم داشتم و توانستم دو بار فاتح لیگ برتر شوم. در جام باشگاه های آسیا هم حضور خوبی داشتیم. فکر می کنم تجارب خیلی خوبی در این دو سال به دست آوردم و حالا هم خیلی خوشحالم که در تیم محبوبم استقلال بازی می کنم. فوتبال یعنی مبارزه سال اولی که با
فصل نقل و انتقالات
تیر 94! بیت رهبری، دیدار خانواده شهدای چند شهید داده استان تهران با حضرت آقا ! حالا حق دارم به خودم بگویم بدبخت بیچاره یا نه؟! حالا حق دارم 2 تا لیچار بار خودم کنم یا نه؟! وه که چه فرصت خوبی را از دست دادم! می توانستم با یک حرکت ساده، وارد باشگاه الله پاسدار حرمت خون شهیدان شوم و به تیم خدای پدران فرزند از دست داده... آن هم پدران چند فرزند از دست داده بپیوندم، اما خاک عالم بر سر این نفس! انتهای پیام/ز
گفت و گو با جوان اعدامی بخشیده شده: 8 بار خودکشی کردم
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: "صفر" در سن 17 سالگی در یک نزاع خیابانی از سر غیرت کودکانه برای یکی از دختران هم محلیش، دوستش مهدی رضایی را با چاقو کشت و دو روز بعد عذاب وجدانش او را وادار کرد تا خود را معرفی کند، هفت سال حبس کشید و خواب دار، کابوس هر شبش بود تا این که جمعیت دانشجویی امام علی (ع) در سال 93 برای آزادی او کمپینی تشک
اولادی: بزرگترین اشتباه زندگی ام رفتن به استقلال بود/ از فوتبال در کوچه پس کوچه های قائمشهر تا رستوران ...
وارش نیوز: مهرداد اولادی، مهاجم خوش تکنیک فوتبال ایران، هر چند سالهاست در پرسپولیس بازی نمی کند، اما هنوز خود را پرسپولیسی و رفتن به استقلال را بزرگترین اشتباه زندگیش می داند.او گفتگویی با سین جیم کرده که در ادامه می خوانید: سین: مهرداد اولادی چه سالی متولد شد؟ جیم: من 4 خرداد 1364 در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمدم. سین: چند خواهر و برادر دارید؟ جیم: دو خواهر و دو برادر،
عذرخواهی و استعفای عضو کمیسیون عمران شورای شهر اراک بابت قصور مسئولین سازمان ترافیک
برای رانندگان ایجاد میکنند و .....این در حالی است که باید بدانیم جزای یک اشتباه رانندگی، مرگ نیست و اصطلاح راه بخشنده ازهمین جااست که اگر راننده مرتکب اشتباهی شد جزای آن مرگ نباشد و جاده و راه فرصت جبران را به راننده بدهد اما واقعا اینگونه نیست علیرغم اینکه کارشناسان عامل انسان را همیشه در صدر قرار میدهند اما راه و وسیله نقلیه هم بسیار اثر گذارند بر همین اساس است که مهندسین ترافیک برای
پایان خونین یک رابطه خیابانی و خیانت
خلیج فارس: عصر 18 مردادماه سال 90 اهالی محله ای در نسیم شهر رباط کریم جیغ های زنی را شنیدند و وقتی مغازه داران به خیابان ریختند خود را با صحنه هولناک قتل دختر جوانی روبه رو دیدند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، چشم های جست وجوگرانه رهگذران روی پسری با چاقوی خون آلود که در سوی دیگری از خیابان خودزنی می کرد، خیره ماند. این ماجرای مرگبار خیلی زود به کارآگاهان پلیس مخابره شد و پسرجوان به نزدیک ترین بیمارستان انتقال یافت. دقایقی بعد بازپرس ویژه قتل پای در قتلگاه دختر جوان گذاشت و به تحقیقات میدانی پرداخت. تیم جنایی در تحقیقات نخست پی برد قربانی زهره نام دارد و نیم ساعت پیش با مادرش برای خرید از خانه بیرون آمده و در خیابان پسرجوانی با چاقو به وی حمله ور شده و سپس خودش نیز اقدام به خودزنی کرده است. کارآگاهان در ادامه تحقیقات از مادر قربانی به سرنخ جدیدی از یک آشنای انتقامجو رسیدند که نشان می داد زهره قربانی کینه توزی شده و کامران در برابر دیدگان مادر وی و رهگذران دست به خودکشی نافرجام زده است. کامران که در بیمارستان نجات یافته بود در بازجویی های پلیسی، قتل زهره را به گردن گرفت و انگیزه اش را از این جنایت دخالت های زهره در زندگی اش دانست. کامران پس از محاکمه در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران از سوی قاضی عبداللهی و چهار قاضی مستشار به قصاص نفس-اعدام- محکوم شد. این پسرجوان که در آستانه اعدام قرار گرفته بود با پرداخت 400 میلیون تومان دیه از خانواده زهره رضایت گرفت و از مجازات مرگ نجات یافت. صبح دیروز کامران برای رسیدگی به جرم خود از جنبه عمومی در شعبه 4 دادگاه یک کیفری از سوی 3 قاضی عالیرتبه جنایی برای دومین بار محاکمه شد. کامران پشت تریبون دفاع گفت: یک سال پیش از جنایت در خیابان شهید چمران در حال عبور بودم که خیلی اتفاقی با زهره آشنا شدم. مدتی با هم تلفنی در ارتباط بودیم تا اینکه با هم قرار ملاقات گذاشتیم. قبل از این آشنایی من به خواستگاری دختری در شمال رفته و چون کاری نداشتم پدر آن دختر با ازدواجمان مخالفت کرد. وقتی با زهره آشنا شدم موضوع شکست در خواستگاری ام را برای او تعریف کردم. مدتی گذشت توانستم برای خود مغازه ای اجاره کنم، از آنجا که به اکرم در شمال خیلی علاقه مند بودم تصمیم گرفتم دوباره به خواستگاری اش بروم و در این مورد با زهره صحبت کردم. احساس کردم که وی ناراحت شده است. بعد از آن زهره با من قهر کرد، چند باری زنگ زدم تا او را آرام کنم. زهره گفت به اکرم زنگ می زند و می گوید که من با وی ارتباط دوستی دارم. التماس کردم درباره رابطه مان به اکرم حرفی نزند اما وی به حرف هایم هیچ اعتنایی نکرد. بعد از چند روز به اکرم زنگ زدم، او به من گفت که زهره با من تماس گرفته و همه چیز را برایم گفته است. اکرم ناراحت بود که چرا به وی خیانت کرده ام. در حالی که خیلی ناراحت بودم به زهره زنگ زدم و گفتم چرا این کار را کرده است. ناگهان زهره ناسزاگویی کرد. خیلی عصبی بودم نمی دانستم چه کنم چراکه اکرم حاضر نبود با من ازدواج کند. وی افزود: روز جنایت سرکوچه آمدم، از یک مغازه چاقویی خریدم به سمت خانه زهره حرکت کردم، وقتی آنجا رسیدم زهره با مادرش از خانه بیرون رفته بود. سمت آنان رفتم دیدم تلفنی ماجرای من و اکرم را برای دیگری تعریف می کند! به او گفتم چرا به اکرم زنگ زدی؟ چرا آینده ام را خراب کردی؟ در جواب گفت خوشم آمد! به وی التماس کردم که با اکرم تماس گرفته و حرف هایش را پس بگیرد اما اعتنایی نکرد. خیلی عصبانی بودم با چاقویی که همراه داشتم سه ضربه به زهره زدم. همزمان چند ضربه نیز به خودم زدم، می خواستم به زندگی خودم هم پایان دهم. همان لحظه نیز به دختر مورد علاقه ام زنگ زدم و از او خداحافظی کردم چرا که تصور نمی کردم خودم زنده بمانم. بنابر این گزارش، پس از محاکمه با توجه به اینکه کامران یک هزار و 415 روز در زندان بوده است حکم به آزادی وی دادند. ...
پیروز ارجمند: اتوبوسی به دفتر موسیقی نیامدم
بانوان ثبت شد که کنسرت می دهند. تعامل با نیروی انتظامی خیلی موثر بود. برگزاری جشنواره ی موسیقی نواحی در کرمان. در نهایت همه ی این کارها با بودجه ی ناچیز انجام شد. امروز که پیروز ارجمند از دفتر موسیقی می رود، از کسی دلگیر است؟ ذاتا اهل گله نیستم. ته قلبم به عنوان هنرمند خرسندم؛ اما اگر می خواهید صادقانه بگویم، در جایگاه یک مدیر هنوز کارهای انجام نشده داشتم. می خواستم این درخت را به بار برسانم، اما شرایط فراهم نبود که بمانم. انتظار انصاف و عدالت بیشتری داشتم. چیزی که خودم در این اتاق همیشه رعایت کردم. ...
آتش سوزی اتوبوس اسکانیا +عکس
به گزارش منابع خبری، این اتوبوس با 8 مسافر در مسیر گرگان به مشهد در حال حرکت بود که راننده آن متوجه بلند شدن دود از موتور اتوبوس می شود و سپس بلافاصله توقف و خود و همه مسافران را از اتوبوس خارج می کند. در این حادثه به هیچ یک از سرنشینان آسیبی نرسید؛ علت این حادثه نقص فنی در موتور اتوبوس اعلام شد. oooooh هنوز این اشغال پاشغالا هستن درس عبرت نشد ... ای بابا
پیشنهاد سپاهان جدی نشد
... وی ادامه داد: خبر داشتم که تراکتوری ها در حال مذاکره با دیگر دروازه بانان بودند اما برایم اهمیتی نداشت. البته می دانم که کار این تیم با توجه به انتظارات هواداران دشوار و حساس است اما من از این موضوع استقبال می کنم. حالا هم نمی ترسم که دروازه بان اسمی تری به تیم ما بیاید و تلاش می کنم فیکس باشم و بقه قضایا را به سرنوشت می سپارم. این دروازه بان با اشاره به احتمال نیمکت نشین شدنش افزود: اگر این اتفاق رخ دهد که کاری از دستم بر نمی آید ولی همه تلاشم این است که این اتفاق رخ ندهد.سرویس فوتبال اسپورت تی وی-تیم فولاد در تهران واگذار می شود. ...
گلایه بازیگر جوان از جفاهای دنیای بازیگری
خودم یک هدف گذاری داشته ام و یک نقطه اوج در نظر گرفتم. از آن سالی که باید به آن نقطه اوج می رسیدم خیلی گذشته و باز به خودم می گویم به هیچ جا نرسیده ام. هنوز در حال یادگیری هستم و مطالعه می کنم. خیلی راه مانده و تمامی هم ندارد. چون بازیگری چیزی است که در هیچ قالبی جا نمی شود. من از بازی یک جوان در نقش استیون هاوکینگ حیرت کردم. چون خیلی بازی خوبی اجرا کرد. سین: بعد از فیلم یتیم خانه ایران
6 روز اسارت معاون بانک ملی در غار کوهستانی
و بعد از چند روز گروگانگیری درخواست بیشتری داشتند. فرصت تماس با رئیس بانک ملی را جهت واریز مبلغ فوق به حساب یکی از کارت هایم در اختیارم قرار دادند و دوباره چشمهایم را بستند و به مسیر خود که از قبل برنامه ریزی کرده بودند، ادامه دادند. هرچند ساعت یک بار با موبایل خودم مرا وادار می کردند با یکی از افراد خانواده در مورد پرداخت پول تماس کوتاهی داشته باشم. به دلیل این که با چشمان بسته مرا به
زری خوشکام: نمی توانستم از سینما دور باشم
حالا که مدیر شده، پس حتما روی ما را زمین نمی اندازد. از دفتر ایشان درخواست وقت ملاقات کردم، حتی یک زنگ نزد بگوید اصلا شما این وقت را برای چه می خواهی؟! ما را بی جواب گذاشت. هر بار زنگ می زدم و خودم را معرفی می کردم و می گفتم من همسر علی حاتمی ام و هیچ جوابی نمی گرفتم. آن سال ها واقعا گرفتار و مقروض بودم. این همه هزینه ای که برای معالجه علی حاتمی در خارج از کشور کردیم، بی هیچ کمکی بود
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مصاحبه های دیگری از آنها نخوانده اید. پاسخ همه کنجکاوی های شما در دل این چند صفحه با جواب های رک، صادقانه و بی رودربایستی رویگری و همسرش داده شده است. مرام رفقا این روزها بیشتر از همه از چه چیزی دلگیر هستید؟ رضا: از اینکه سلامتی ندارم چون آدمی پرجنب و جوش بودم و این وضعیت خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار
توران: همیشه رویای بازی در بارسلونا را داشتم
داد. آردا توران در واکنش به پیوستن به بارسلونا گفت: برای من باورنکردنی است چون همیشه رویای بازی در بارسلونا را داشته ام. در دوران بازی ام همیشه لحظات سختی برابر بازیکنان همچون مسی و سوآرس و نیمار و اینیستا داشته ام اما حالا این افتخار را دارم تا در کنار آن ها بازی کنم. از نظر من مسی بهترین بازیکن جهان است و اینیستا نیز الگوی من است. زمانی که من از علاقه بارسا به خودم مطلع شدم تا دیروز
از استقلال پیشنهاد داشتم اما چون پرسپولیسی دوآتیشه هستم به آن ها جواب رد دادم
پرسپولیس هم چنین کاری کردی؟ یک بار نیم ساعت ایستادم و تمرین کردم. حالا فصل بدنسازی که تمام شد، مطمئناً بیشتر کار خواهم کرد. الگوی تو در زدن ضربات ایستگاهی چه کسی است؟ هر بازیکنی یک روشی دارد. رونالدو یک جور می زند. داوید لوییز یک شکل دیگر و... تو شبیه کدام یک از این بازیکنان ضربه می زنی؟ من که خودم را با این ها مقایسه نمی کنم. بیشتر با شست پا و بغل
آزمون: تا جام جهانی در روسیه می مانم
/> ترک کردن ایران در 18 سالگی کار آسانی نبود. فقط تمرکزم روی این بود که سطح فوتبالم را بهتر کنم و به بازیکن بزرگی تبدیل شوم. با خانواده ام مشورت کردم و به روسیه رفتم. اوایل خیلی به من سخت گذشت ولی کم کم خودم را با شرایط جدید وفق دادم و الان خیلی راضی هستم که این اتفاق افتاد و به لیگ روسیه رفتم. هر چند می توانستم بیشتر از حالا از خودم راضی باشم که نشد. امیدوارم که پیشرفت کنم و به بازیکن
ویژگی های شعر مؤمن / طلبه ها بی احساس نیستند
همان شعر مذهبی را برای شعر انتخاب کردید. از همان ابتدا که وارد بحث هیأت ها شدم علاقه مند به شعر آئینی بودم، دوست داشتم تا بتوانم اگر ذوقی دارم در خدمت اهل بیت(ع) خرج کنم، دوست داشتم در تمام فضاهای ممکن خدمتگزار اهل بیت(ع) باشم، برای مثال در کارهای تدارکاتی، مثل کفش جفت کردن و آشپزخانه و در بحث مداحی و روضه خوانی سعی کردم با تمام توان در اختیار اهل بیت(ع) باشم، دوست داشتم نه تنها جسم و
کامیابی نیا و تجربه کار با برانکو
هزینه چنین کمپ هایی داشته باشد اما در حال حاضر کمپ های ترکیه بهتر است. وقتی از این بازیکن سوال شد در پرسپولیس جا افتاده یا نه پاسخ داد: خدا را شکر از همان روز اول با بچه ها رابطه خوبی داشتم چون از قبل می شناختمشان. بالاخره یا هم تیمی بوده ایم یا دورادور شناخت داشتم. کلا 8 سال است که در لیگ برتر بازی می کنم و شناخت نسبی به همه بازیکنان داشتم. جو پرسپولیس خوب است و من راحت ارتباط برقرار کردم
اتوبوسی به نام مرگ
آن حادثه بار دیگر اسکانیا، جان ده ها نفر دیگر را گرفت. حادثه رسانه ای شده اول، به یکم اردیبهشت امسال باز می گردد. در این روز یک دستگاه اتوبوس اسکانیا در جاده سوادکوه به علت از کار افتادن سیستم ترمز اتوبوس به دلیل تخطی راننده از سرعت مطمئنه از مسیر منحرف و در حاشیه جاده واژگون شد. در این حادثه 12 نفر کشته و 16 تن مصدوم شدند. تلفات بالای این حادثه باعث نشد تا مدیران شرکت