سایر خبرها
مجازات عجیب برای پیرزن پفک دزد!
خبرجنوب نوشت: پیرزنی که اقدام به سرقت چیپس و پفک نمکی از یک سوپرمارکت کرده بود، با حکم دادگاه به ممنوعیت خرید بدون داشتن همراه محکوم شد. به گزارش پامچال نیوز به نقل از نامه نیوز، صاحب سوپرمارکت به مأموران گفت: در مغازه ام نشسته بودم که پیرزنی وارد شده و شروع به صحبت با من کرد. بعد از دقایقی بدون خرید از آنجا خارج شد. پس از مشاهده دوربین متوجه شدم که از مغازه ام چیپس و پفک دزدیده است
بازداشت به خاطر فراری دادن برادر قاتل
متوجه شدم برادرم همسرش را کشته و فرار کرده است. من نمی دانم مخفیگاهش کجاست. من او را فراری نداده ام و گفته های کارگرم دروغ است و شهادت او را قبول ندارم. برای این مرد به اتهام فراری دادن برادرش که عامل جنایت است، قرار قانونی صادر شد. تحقیقات از او در اداره دهم پلیس آگاهی تهران در حالی ادامه دارد که پلیس همچنان در تعقیب مرد همسرکش است.
مرد خشمگین و رقیب عشقی به طناب دار نزدیک شدند
و به خانه او رفت و آمد داشته باشیم. متهم در ادامه گفت: روز حادثه وقتی به خانه فرح رفته بودیم. بعد از مصرف مواد فرح حرفی زد که باعث درگیری بین من و مقتول شد. در آن درگیری مقتول عصبانی شد و با باتوم فنردار مرا کتک زد و من هم عصبانی شدم و یک چاقو از روی اجاق گاز در حیاط برداشتم و به سینه او زدم. علی بعد از اقرار به جرمش روانه زندان شد و این پرونده بعد از کامل شدن بررسی ها به شعبه دهم
ناگفته های ناصر هاشمی از سالهای بیکاری
انگیز دست وپنجه نرم می کردید؟ به هرحال جوهر مرد یا انسان کار است و اگر آدم کار نکند، زنگ می زند. حتی به لحاظ روحی و مالی آدم در تنگنا قرار می گیرد. (خصوصا در سال های اخیر که آدم در هر کاری بازی می کند، پولش را باید شش ماه یا یک سال و چند سال بعد بگیرد.) من سعی کردم با کلاس های بازیگری که داشتم یا رفتن به باشگاه، مطالعه، فکر کردن، نوشتن و همه کارهایی که در ارتباط با حوزه کاری ام است، خودم
روایت 5 ساعت پر دلهره در بهارستان
را دیدم که در مقابل ساختمان مجلس و جلو مغازه گل فروشی ایستادند و با نگرانی و استرس دارن به ساختمان نگاه میکنن. تا حدودی کم و کیف حادثه را برام توضیح دادند، متوجه شدم که داعشی های ملعون از اول کار، نه به صورت یواشکی و مخفیانه بلکه با ضرب گلوله و کاملاً در هیبت حیوانات درنده و خون آشام به سمت مردم و بچه های سپاه حمله کردند و با کشتن و زخمی نمودن نگهبانان درب ورودی شماره 2 ،تونستند به داخل ساختمان
نقش امام حسن مجتبی(ع) در مهدویت و امر ظهور
آخرالزمانی و امر ظهور در کتاب و سنت مورد مطالعه و پژوهش قرار دهیم و دستاوردهای آن را در اختیار مراکز آینده پژوهی کشور قرار دهیم. لذا خود عترت (ع) نسبت به آینده تبیینی دقیق داشتند و شیعیان را نسبت به آن ماجراها آگاهی بخشیدند که متأسفانه تاکنون بعد از هزار و چهارصد سال به طور عالمانه به این تبیینها توجه نشده در حالی که شیعیان به عنوان بانیان امر ظهور امام زمان (عج) نیاز به تصویری دقیق نسبت به آینده
مامور فداکار زندگی بخشید
منتقل کردیم. وی ادامه داد: همسرم بعد از دو ساعت فوت کرد. اما همچنان پزشکان تلاش می کردند جان دختر نوجوانم را نجات دهند. بعدا او را به بیمارستانی در سمنان منتقل کردند. چند روزی که او آنجا بود کمی حالش رو به بهبود رفت اما بعد از چند روز دوباره حالش بد شد. سرانجام صبح سه شنبه 9 خرداد پزشکان به من اعلام کردند دخترم مرگ مغزی شده و دیگر امیدی به بازگشت او نیست. مامور 38 ساله پلیس افزود: بعد از
درمان زوج نابارور، اولین قدم چیست؟
زنان و زایمان درباره زمان شروع درمان های ناباروری می گوید: اگر خانمی زیر 30 سال داشته باشد و مدت زیادی از ازدواجش نگذشته باشد، می گوییم کمی مهلت به خودش بدهد و استرس را کم کند؛ در اینجا ما روش های ارتباط جنسی منظم را پیشنهاد می دهیم که بیش از 50 درصد این زوج ها پس از مدتی بچه دار می شوند. اگر سن خانم بیش از 30 سال باشد، حتما درمان ناباروری را در نظر می گیریم. اگر خانمی جوان باشد، زمان زیادی از
گوئی بعد از تولد دخترم دوباره متولد شدم!
/> مریم محدث مثل خیلی از فروشندگان عروسک های خود را در محلی به نام مغازه نمی فروشد بلکه مشتریان او از کاربران فضای مجازی اینستاگرام هستند و بیشترین علاقه مندان این عروسک های دوست داشتنی نیز آقایان جوان هستند که به مناسبت های مختلف آنها را خریداری می کنند. وی سه سال پیش برای نخستین بار عروسک هایش را در فروشگاه فانتزی "خانه سفید" در تهران عرضه کرد. رنگ بندی پارچه ها، شخصیت پردازی با لباس
راز و رمز گریه های ساناز 15 ساله در دادگاه خانواده
چندی قبل صادر شده بود، اما پیش از آنکه برای جدایی به دفترخانه بروند مرد درخواست بررسی مجدد کرده بود تا شاید بتواند مهریه تعیین شده همسرش را در اقساط سبک تری بپردازد. پدر و مادر ساناز 20 سال پیش به طور سنتی با هم ازدواج کرده بودند. هر دو از خانواده های آبرومند طبقه متوسط بودند. اما یک سال بعد از ازدواج متوجه اختلاف در روحیات و سلایق هم شدند. با این حال زن و شوهر جوان سعی کردند همدیگر را درک
اعترافات پسر 40 ساله که در اثر مصرف مواد، مادرش را کشت
سلامانه : ساعت 16 روز نهم خرداد مرد میانسالی با حضور در خیابان کمالی از همسایگان و اهالی محل درخواست کمک کرد و با داد و فریاد و اضطراب بالا فریاد می زند که مادرش دچار عارضه ایست قلبی شده و نفس نمی کشد. وقایع اتفاقیه نوشت: همسایه ها و کسانی که صدای داد و فریاد مرد میانسال را می شنوند به او نزدیک می شوند تا بفهمند ماجرا چیست و چه کمکی می توانند به او کنند. یکی از همسایه ها با اورژانس
اخبار حوادث
قرار گرفت. او ساعت 8 صبح دیروز سرانجام پرده از راز جنایت برداشت و به قتل مادرش اقرار کرد. محسن گفت: صبح روز حادثه ابتدا مواد مصرف کردم. بعد از مصرف مواد مادرم با من مشاجره کرد. من از رفتارش ناراحت شدم و برای اینکه او را ساکت کنم دهان و گلویش را گرفتم و فشار دادم تا اینکه بی حال شد و روی زمین افتاد. تلاش کردم که او را احیا کنم، اما فایده نداشت. از خانه بیرون دویدم و از همسایه ها کمک خواستم، اما
راز سقوط دختر جوان از پشت بام خانه پسری که با او دوست بود
پس از بازداشت و برای بازجویی به شعبه ششم دادسرای امور جنایی پایتخت منتقل شد. پسر 24 ساله زمانی که در مقابل بازپرس محسن مدیرروستا ایستاد، گفت: حدود یک ماه قبل با میترا در شبکه های مجازی آشنا شدم و بعد از آن شماره تلفن ها رد و بدل شد. دو هفته از این آشنایی مجازی می گذشت که با میترا قرار ملاقات حضوری گذاشتم. او که دانشجو بود، در یک شرکت خصوصی هم منشی گری می کرد. دوستی ما ادامه یافت تا این که میترا از
همه چیز درباره فرزندخواندگی
نکنند. وی افزود: فرزندخواندگی یک مفهوم مهم، واقعی ، ارزشمند و یک صحبت بسیار حساس می باشند. تا جایی که بهزیستی هم با دقت زیادی نسبت به این موضوع و بعد از بررسی های زیاد از نظر سن، احساسات، آمادگی های روحی وروانی و غیره به زوجین بچه ای به فرزندخواندگی می دهند. واقعیت تلخی که باید گفته شود قبل از پذیرش فرزندخوانده باید زوجین قرار بگذارندکه واقعیت را به فرزندخوانده خود باز گو کنند
آگاهانه به سمت مرگ می رفتیم
نبود، بلکه آن ها را باید بیشتر به انتقام جویی دهقانی، واحدهای لجام گسیخته و بی انضباط نظامی که از کنترل دولت خارج شده بودند و گرسنگی و بیماری هایی که به طور مستقیم پیامدهای جنگ آمریکا بود و یا سایر عوامل نسبت داد. جنگ داخلی کامبوج از سال 1975 تا 1979 ادامه یافت، آمار پس از جنگ نشان داد برخلاف نظر چامسکی خشونتی که رخ داده است بیش از چند هزار نفر بوده و منابع مستقل میزان کشته شدگان را
30 سال زندان، مجازات راننده شیطان صفت و همدستش
راننده شیطان صفت که با همدستی دوستش، دختر جوانی را ربوده و مورد آزار واذیت شیطانی قرار داده بودند صبح دیروز در شعبه ششم دادگاه کیفری محاکمه شدند. به گزارش ایران، 27 مرداد سال 94 دختری به نام نسرین -25ساله- به اداره پلیس آگاهی پایتخت رفت و با تسلیم شکایتی گفت: دیروزوقتی برای بازگشت به خانه سوار یک خودرو مسافربر شدم. مرد دیگری هم کنار راننده نشسته بود. با گذشت چند دقیقه متوجه
روایت شاهدان و مجروحان از هجوم تروریست ها به ساختمان مجلس
: ساعت حدود 10 و نیم بود که سوار موتورسیکلتم به سمت خانه در حرکت بودم که ناگهان صدای شلیک شنیدم.همان موقع از ترس و وحشت موتور را روی زمین گذاشتم. متوجه شدم از داخل ساختمان تیراندازی می شود. ناگهان سه مرد که در حال عبور از خیابان بودند تیر خوردند. تیر به پهلوی یکی از آنها و پای دو نفر دیگر خورده و آنها نقش بر زمین شدند. به کمک مردم، آنها را به کناری کشاندیم و بعد توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل
فرار نوعروس، یک هفته قبل از ازدواج
بعد از مراسم عروسی به تهران بیاییم. به اتفاق هم به تهران آمدیم و او 15 میلیون تومان از من گرفت تا خانه را اجاره کند. بعد از آن تلفن همراهش خاموش شد. وقتی از یافتن او ناامید شدم به شهرمان بازگشتم. با توجه به گفته های این مرد، تحقیقات ادامه پیدا کرد تا این که دو روز پیش نوعروس جوان نزد خانواده اش بازگشت و مدعی شد خودش فرار کرده تا ازدواج نکند. او دیروز برای ادامه تحقیقات به
اقدام عجیب پسر جوان به همراه دوست دخترش با مزدا 3 + عکس
مسجد را به آنها دادم. مرد جوان نایلون مشکی ای را که داخل آن لباس بود، به من نشان داد و گفت قصد دارد به خانواده نیازمندی بدهد. مرد جوان شروع به حرف زد کرد و در ادامه گفت قصد دارد برای نامزدش طلا بخرد. او گفت طلاهای من عیار بالایی دارد و از من خواست تا طلاها را به همسرش نشان دهم. من به مرد جوان که خودروی لوکسی سوار بود، اعتماد کرد و طلاهایم را در اختیار او قرار دادم. مرد و زن جوان لحظاتی بعد طلاهای مرا
روایت مجروحان و شاهدان 2 حادثه تروریستی دیروز تهران
سمت مردم را به چشم دیدم. یکی از شیشه های پنجره را شکسته بود و به سمت مردم تیراندازی می کرد، چند دقیقه بعد صدای انفجار را شنیدم و شیشه بالایی چندین پنجره با هم منفجر شدند. لحظه ای که طرف خودش را منفجر کرد، من 50-40متری محل بودم و همین انفجار بیرون باعث شد که تعداد زیادی زخمی شوند. بعد از این، هم ماموران مردم را متفرق کردند، البته خود مردم هم ترسیده بودند، چون مردم ترس داشتند که دوباره و در جای دیگری
علل خیانت زنان متاهل
نیازهای مالی خود را تامین کند. 7- تنوع طلبی علت دیگر خیانت زنان تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته با همسرخود زندگی کند و شاید بار ها و بار ها ازدواج کرده است. راهکار بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه ها در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روان شناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی دارد یا خیر. ممکن است درگیر
درباره جانبازان دیگر حق اشتباه نداریم
کسی را به نام آقای شهیدی می آورند که جانباز را روز اول "معلول" خطاب می کند! جانبازان موش آزمایشگاهی نیستند که سیستم هر روز یک مدیری که هنوز جانباز را درک نکرده و مشکلات او را نمی داند، در راس هرم مدیریتی بنیاد قرار دهد که تنها افتخارش حضور در جلسات هیئت دولت است و پز معاون ریاست جمهوری را بدهد و اصلاً متوجه نشود که جانباز یعنی چه؟ و آخر کار عمر مدیریتی خود روبروی آقای جهانگیری به عنوان معاون رییس جمهور اعتراف می کند: من امشب متوجه شدم که یک جانباز نخاعی مشکلاتش چیست؟
نبود تعریف درست، مهمترین علت اجرا نشدن امر به معروف و نهی از منکر
است که تعامل انسانی پایدار دارند و بین اعضا روابط ارگانیک وجود دارد، وقتی گفته می شود خانواده کوچکترین واحد جامعه است، دقیقا خانواده نشان دهنده همین روابط نزدیک، پایدار و به هم پیوسته است به گونه ای که گویا از ترکیب اعضای خانواده یک هویت جدید خلق شده است که از هویت انفرادی زن و مرد ازدواج کرده مستقل و متمایز است، اجتماع هم به مثابه خانواده گروهی از افراد است که به هر حال نقطه مشترکی میانشان وجود
این 3 مرد را می شناسید؟ + تصویر
حیوان های کثیف دوباره مرا به مشهد بازگرداندند و تا ساعت یک بامداد 2 بار از کارت عابر بانکم پول برداشتند اما کاش فقط مالم را می بردند و این گونه مرا نزد خانواده ام شرمگین نمی کردند... سابقه خبر 3 متهم اصلی پرونده خرچنگ های سیاه که با صدور دستورات ویژه قضایی و با تلاش گسترده کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی در چهاردهم خرداد دستگیر شدند، متهم هستند که زنان و دختران جوان
خانواده نامزدم بدون اطلاعم خرید عروسی را انجام دادند!
نداشتن تفاهم، جدا شدیم. من نامزدم را دوست دارم و این چند روز خیلی حالم بد است. این طور متوجه شدم که از یک سو شما دوست دارید این رابطه ادامه پیدا کند و از سویی دیگر نگران هستید که در صورت تداوم ازدواجتان با یکسری از اخلاقیات نامزدتان مشکل پیدا کنید و سوالتان این است که چطور با این مسئله کنار بیایید. از طرفی با صحبت های نهایی، ایشان ظاهرا رابطه را به حالت معلق نگه داشته اند و این باعث نگرانی
حضور در جمعی که بوی امام موسی صدر را از آن استشمام می کردم پرچمدار گفت وگوی ادیان و تقریب مذاهب
اسرائیل آغاز گردید. بخش اعظم نیروهای رزمنده از جوانان شیعه لبنان، و فرماندهی عملیات بر عهده رزمندگان فلسطینی بود. این نوع عملیات مشترک تا اوایل سال 1972 ادامه یافت.پرونده خدمات این بزرگ مرد مملو از اقدامات وگام های مثبت واساسی بود که ساها بعد ، یکی پس از دیگری آشکار گردید. توگویی که وی مهندس ومعماری اجتماعی سیاسی مذهبی بود که پس از پایان کار ، اطرافیان وبهره وران متوجه حرکت های سازنده او شدند.
ماجرای خواندنی رجزخوانی محرمعلی برای تکفیری ها/ رهبر گفته حلب باید آزادشه من میرم هرکی خواست با من بیاد
بازنشسته شد. اما دوباره دعوت به کار شد و رفت کرمانشاه، دو الی سه سال آنجا بود. بعد رفت تهران و دو سالی هم آنجا بود. در این مدت ما در تنکابن زندگی می کردیم. بنابراین باز هم نبودن های او را درک کردیم. محرمعلی در گفتن حرف حق خیلی جسور و صریح بود. دلش از بی حجابی ها و بی بندوباری ها خون بود. شب تاسوعای 94خودش رفت پشت بلندگو نسبت به برخی از ناهنجاری های جامعه گلایه کرد. مردم عزادار خیلی خوششان آمده بود و
از شناسایی هویت عوامل عملیات تروریستی تا بریدن گوش همسر
/> رئیس پلیس آگاهی سیستان و بلوچستان در پایان با اشاره به اینکه قاتل پس از رو به رو شدن با ادله و مستندات پلیسی به بزه انتسابی خود اعتراف کرد، تصریح کرد: متهم در ادامه عنوان داشت با مقتول نسبت فامیلی داشته و به دلیل اختلافات خانوادگی پس از مشاجره با وی با چاقویی که در دست داشتم به او حمله ور و او را مورد ضرب و جرح قرار داده و از محل متواری شدم. به گفته وی تحقیقات بیشتر از این متهم ادامه
طنز؛ شلنگ عشق!
: خب اون وقت ها رسم نبود دختر این طوری دل دل کنه واسه یه مرد! سینه سپر کرده بود وقتی این را می گفت و مقداری هم غنج نامحسوس داشت که سعی می کرد پنهانش کند. گفت: حالا تو اینها رو به مادرت نگو ولی یه وقت هایی حتی دور از چشم خانواده می اومد دم مکانیکی آقا خدابیامرز، یه نظر منو ببینه. دیگه حتی آخرهاش شورشو درآورده بود، طوری که یه وقت هایی می رفتم تو چال قایم می شدم به شاگرد مغازه می گفتم بگو نیست. خلاصه
بازگشت های باورنکردنی به آغوش خانواده
سارا، دوباره ازدواج کرده بود و حالا جس دو برادر چهار و هفت ساله دارد. ملاقات مادر و دختر بعد از نیم قرن زمانی که به کریستین گیلارد گفته شد برای این که دخترش زندگی بهتری داشته باشد باید او را به خانواده دیگری بسپارد به شدت دلش شکست. خانواده همسرش گفتند ما از پس بزرگ کردن بچه بر نمی آییم و باید آن را به خانواده دیگری بسپاریم. در تمام این 50 سال، کریستین نمی توانست لحظه ای را که