سایر خبرها
ایرانی ها در غربت چطور روزه می گیرند؟
دانشگاه تکنولوژی پکن است. او می گوید: من دو سال اخیر در ماه رمضان در پکن بودم، این جا زمان روزه گرفتن از ساعت 2:30 اذان صبح آغاز و تا 8 شب طول می کشد که با توجه به گرمای هوا و شرجی بودن آن روزه گرفتن کار سختی است. در پکن گروهی از دانشجویان داریم که هر هفته هم جلسات قرآن را در خانه یکی از دوستان برگزار می کنیم و علاوه بر تلاوت قرآن، تفسیر، ترجمه و بحث های مختلف را نیز در این جلسات برگزار می کنیم
کمپین طاقت برای بچه های طلاق
روزنامه آرمان - نگین باقری: فکر کردن به حرف ها و نگاه های مردم و جدایی پدر و مادرم باعث شد در یک شب چند بار پشت سر هم قرص مصرف کنم و این مساله منجر به این شد که بنده یک هفته در کما بوده و یک سال فراموشی کامل داشته باشم. در این مدت به خانواده به ویژه خواهرم سخت گذشت و قطعا باید بگویم که خودکشی من فکر و اقدام احمقانه ای بود که اکنون بابت آن بسیار پشیمانم، چرا که آن زمان تحت تاثیر طلاق
نقش غریبه ها در عروسی
ترتیب می گذشت تا اینکه تیرماه به نیمه رسید. شنبه صبح بود که جهیزیه ام را به خانه خودمان بردیم. من بودم، مادرم، خاله ام و دخترش. تا شب قسمت زیادی از جهیزیه را چیدیم، بسیار مرتب و منظم. موقع رفتن در خیابان یکی از فامیل هایمان را دیدیم و به خیال اینکه او هم از جهاز بُرون من خوشحال شده به او گفتیم که همسایه اش شده ایم. به یک ساعت نرسید که تماس ها و پیام های عمه و زن عمو و عمو زاده ها و عمه
بی اثری حملات تهران بر تقاضای گردشگری
اخیر تهران گفت: یک توریست خانم بلژیکی داشتم که حدود 50 ساله بود. صبح از ایران به خانه اش رسیده بود. کمی خوابیده و وقتی بیدار شده اخبار را شنیده بود. بلافاصله ایمیلی برایم فرستاده بود. به گفته هانیه باقرزاده این توریست اروپایی در ایمیلش نوشته: نگران نباشید، من، پسرانم و دوستانشان تابستان به ایران می آییم. می خواهیم اصفهان را ببینیم و کلی خوش بگذرانیم. من می دانم که شما قوی هستید؛ نگران
رئیس و پسرش را کشتم
کمپ بستری شده بود و به همین علت موضوع توقیف ماشین و بار قاچاق را با مادر میلاد در میان گذاشتم و او نیز قبول کرد تا جریمه توقیف خودرو را پرداخت کند تا حداقل ماشین از توقیف خارج شود . از این زمان به بعد و به پیشنهادمریم، قرار شد تا بدون آنکه میلاد متوجه شود ، من تمامی حساب و کتاب کاری خودم با میلاد را با مادرش انجام دهم ". بهروزدر ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت : " بهمن ماه سال گذشته
کودکان کار و رویای گمشده کودکی!
سرسره دارد و نگاهی به آدامس های نفروخته اش ، ترجیح می دهد یکبار دیگر سرسره را برگزیند و گویا بخودش قول داده همین یکبار و بلافاصله بعد از بار دوم دوباره پاکت های آدامس را که زیربغل دارد محکمتر می گیرد و به سرعت و پارک بیرون می رود شاید کسی آمد و آدامس های موزی و توت فرنگی اش را خرید! در پرده ای دیگر از حکایت کودکان کار؛ شهر هیاهوی انتخابات را پشت سر گذاشته است هر چند در همان هیاهو هم کودکان کار
8 غذای قدیمی پُرقوت برای روزه داری
روز، مقدور نمی شد؛ یک روز را به طور حتم به استقبال می رفتند که این سنت حسنه همچنان ادامه دارد. وی اظهار کرد: در قدیم به علت نبود امکانات مانند برق، روشنایی، دستگاه های رسانه ای و خستگی مردم به خاطر کار در شالیزار و فعالیت های کشاورزی ممکن بود که عده ای، سحر را خواب بمانند. بنابراین بعضی از مؤمنان با گرفتن حلب خالی در یکدست و چوب در دست دیگر با چوب روی حلب می کوبیدند و با فریاد "سحر
داستان زندگی این آدم ها
اصلاً از حضور او در مجلس خبر نداشتم اگر از قبل با من هماهنگ می کرد، به او می گفتم که جلسه صحن علنی ساعت یک بعدازظهر به اتمام می رسد. وی افزود: مادرش به من گفت وقتی من خواب بودم مهدیه از خانه خارج شد و هیچ کس در جریان حضورش در مجلس نبود پس از اتمام حادثه بچه های خودمان در لرستان زنگ زدند که مادر خانم هراتی پشت در مجلس منتظر دخترش است و دنبال او می گردد. در این هنگام بود که به خود مهدیه زنگ
امام حسن(ع) الگویی بی نظیر در کرامت و بخشش/ ضرورت اکرام و کمک مردم به نیازمندان در تمامی طول سال
می شود، اما متاسفانه در بقیه سال این طرح چندان استقبال نمی شود و باید این سنت در میان مردم ترویج داده شود. یک مددجوی کمیته امداد، که پدر خود را از دست داده، در گفت وگو با خبرنگار ما می گوید: پیش از بدنیا آمدن، پدرم را از دست دادم اما با این حال مادرم با کار کردن مرا بزرگ کرد. وی افزود: مادرم از صبح تا غروب کار می کرد تا من و خواهرم را به دانشگاه فرستاد. این دختر
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
خوابیدم. نیمه های شب بود، یک نفر از سنگر فرماندهی آمد و من را از خواب بیدار کرد و گفت بیا تلفن کارت دارد. وقتی رفتم پشت تلفن، از آن طرف خط صدایی آمد که آقامهدی سریع بیا تهران، من کار مکه شما را درست کردم. می شناختید آن بنده خدا را؟ نه؛ شوکه شده بودم. پرسیدم شما؛ گفت نیلی هستم. اول فکر کردم یکی از بچه های لشکر است سر به سرم می گذارد ، ولی بعد که حرفش را ادامه داد، دیدم نه موضوع جدی تر
دعا کنید شرمنده حسین نشوم
انجام دهیم خوب است. چند روزی او را زیر نظر داشتم و می دیدم واقعا پسر معصوم و دوست داشتنی بود. او حسین را یک معجزه در زندگی اش می داند. گاهی اوقات به حسین می گویم تو زیر میزی خدا هستی برای من. من آدمی بودم که اگر یک شب نمی خوابیدم سردردهای عصبی زیادی می گرفتم. چند سال پیش خواهرم را از دست دادم و بر اثر بیماری روحی و جسمی، گرفتگی های عضله و تنگی کانال کارپال در دست هایم هر روز شدت می گرفت و به گردنم
بررسی موسیقی فیلم های کمدی در ایران
کلام دوستت دارم استفاده می کند و بدین ترتیب همه حادثه ها را در گرو برآمده از همین عشق قدیمی نشان می دهد که حالا با درگذشت شوهر زینت سادات، بیش از همیشه جلوه پیدا کرده او خردادهایی نظیر آتش سوزی در خانه یار و پریشان حالی در روابط خانوادگی زینت سادات با پسرش را در پی دارد و به همین منوال، تیرگی روابط پسر او با دختر غلامعلی خان که این دو نیز شیفته همدیگرند. البته کارگردان و آهنگساز از
اکبر از پاکسازی میادین مین به دفاع از حرم رسید
، بسیار تمایل داشت تا با خانواده شهید وصلت کند. ما در همسایگی هم زندگی می کردیم و مادرهایمان با هم قرابت خاصی داشتند و همین ارتباط و وجود شهدای دو خانواده، مقدمات آشنایی و ازدواجمان را فراهم آورد. البته خط ایثار در خانواده همسرم همچنان ادامه داشت، یکی دیگر از برادرهای ایشان که جانباز شیمیایی بود بعد از اکبر و در سال 1395 بر اثر عوارض جانبازی اش به شهادت رسید. بنابراین از همان اولین روزهای زندگی
لحظه هولناک خارج کردم عنکبوت از گوش زن جوان+ تصاویر
؛ عنکبوتی درشت به آرامی در حال بیرون آمدن از گوش بیمار بود. به نظر پزشکان، بطور یقین این عنکبوت در فضای بازی که خانم برای خوابیدن انتخاب کرده بود حضور داشته و در طول شب فرصت کافی برای رفتن داخل سوراخ گوش خانم را پیدا کرده است. باشگاه 110 پسر رئیس شرکت دختر 14 ساله ام را به طرز فجیعی مورد.. +عکس رفتار شجاعانه و باورنکردنی یک کارتن خواب در حمله
دو پسر جوان به دختر 25 ساله در بیابان های جنوب تهران رحم نکردند و ...+ عکس
دیروز دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست شقاقی و با حضور قاضی رستمی- مستشار دادگاه- محاکمه این دو را آغاز کرد.در ابتدای جلسه، وکیل مدافع دختر جوان با طرح شکایت از دو متهم از دادرسان دادگاه خواستار اشد مجازات برای آنها شد.سپس راننده 42 ساله در حالی که برای اقدام شیطانی اش هیچ پاسخی نداشت در برابرقضات ایستاد وابرازپشیمانی کرد. متهم دیگرنیز با اظهار ندامت و پشیمانی، تقاضای عفو و بخشش کرد. سپس
ماجرای خودکشی دختر جوان تهرانی در خانه دوست پسرش چه بود؟
و 30 دقیقه صبح بود که او به سمت اتاق خواهرم رفت تا بخوابد و من به اتاق دیگری رفتم. ساعاتی بعد سر و صدا شنیدم. بعد به اتاق خواهرم رفتم که دیدم دختر مورد علاقه ام نیست. همه جا را جست وجو کردم از او خبری نبود. گفتم نکند به پشت بام رفته باشد. سراسیمه خود را به پشت بام رساندم. دیدم او آنجاست. وقتی مرا دید خود را به پایین انداخت. با توجه به گفته های پسر جوان او به طور موقت تا مشخص شدن انگیزه دختر جوان در این مرگبار آزاد شد. تحقیقات ماموران اداره دهم آگاهی تهران در این باره ادامه دارد. اخبار زیر را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید: ...
خواهرم برای تعقیب شوهرش با یک مرد ارتباط شوم گرفت و ...
که او قصد جدایی از همسرش را دارد. چرا که زندگی آن ها از دور خیلی قشنگ بود خواهرم در برابر اصرارهای من گفت همسرش به سمت زنان خیابانی کشیده شده و با تهیه یک خانه مجردی اوقاتش را در آنجا می گذراند و همین موضوع به درگیری ها و مشاجرات شبانه آن ها تبدیل شده است! خواهر داغدار ادامه داد در حالی که سعی می کردم دید خواهرم را نسبت به زندگی اش عوض کنم تازه فهمیدم که او نیز در محیط کارش به مردی علاقه مند شده
پیری و تنهایی
کنار هم در ردیف سوم نشستند. قبل از شروع جلسه به یکی از همکاران مستشار گفتم این هفت تن به عنوان برادران مقتول معرفی شده اند. خوب دقت کن ببین هیچ شباهتی بین این افراد پیدا می کنی؟! این همکار با دیدن چهره های متفاوت، که از نظر جثه، رنگ چهره و نحوه آرایش صورت، هیچ مشابهتی بین شان نبود، نتوانست خودش را کنترل کند و خندید. مقتول غیر از همسرش، سه پسر و سه دختر و هفت نفر ولی دم داشت. موقع اخذ
طهران قدیم در مهمانی پروردگار
می گفتند. اذان های نیمه شب، پروپیمانه ترین صداهایی بود که از مردم در کوی و برزن و مسجد شنیده می شد. شب اول ماه شوال از ساعت های پرجنب وجوش ماه رمضان، غروب شب اول ماه شب شوال بود. اگر رمضان از 30 روز کمتر بود و در تقویم 29 روز بود از هنگام آفتاب تا یک ساعت بعد از شب، مردان و زنان به پشت بام یا روی بلندی ها رفته و به آسمان نگاه می کردند و به دنبال ماه می گشتند. اگر جماعت کثیری و
رستاخیز تلگرام
لابی دانشکده شلوغ است؛ دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که قرار است مراسم گلریزانی به خود ببیند. گلریزان برای نجات علی از زندان. علی دانشجوی برتر کارشناسی ارشد علوم سیاسی که از 9، 8سال پیش، گرفتار پرونده کیفری است. پرونده ای که علی را مکلف به پرداخت دو دیه کامل و 45 درصد دیه کامل کرده بود . به گزارش عطنا به نقل از چاپ شماره هفتم خرداد 96 روزنامه شهروند ، ساعت از 11:30 صبح گذشته
گفت وگو با خانواده های شهدای حادثه تروریستی/ شهادت آرزویشان بود
انتظار ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی هدف گلوله گروه تروریستی قرار گرفت. عمو، در خانه برادر است. پدر مهدیه داغدار دخترش است و انتظار پیکر مهدیه را می کشد: یک روز قبل از حادثه، مهدیه همراه با مادر و برادرش به تهران می روند. برادر مهدیه بیمار بود و بعد از ظهر همان روز وقت دکتر داشت. آنها در خانه یکی از اقوام مانده بودند. صبح چهارشنبه مهدیه به دفتر آقای بیرانوند، نماینده خرم آباد در مجلس شورای
که جز سبز، رخت عزای تو نیست
مدافعان حرم بود که حدود یک سال پیش در خان طومان سوریه به شهادت رسید ولی این داغ برای او همچنان زنده و تازه است: انگار همین دیروز بود که برایم پیام فرستاد و از محاصره خودش و هم رزمانش گفت؛ نفهمیدم آن شب چطور صبح شد. دایم پیام می داد و می گفت مواظب خودت و دخترمان باش؛ می گفت من دیگر برنمی گردم. از ساعت 5 صبح به بعد دیگه جواب پیام ها را نداد که ساعت 8 و 9 خبر شهادتش به ما رسید. او می گوید، بسیاری از
زیباترین سبک زندگی یک بخشنده
الْمُؤْمِنَاتِ وَ تُسَمِّیهِمْ وَ تُکْثِرُ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ لَا تَدْعُو لِنَفْسِهَا بِشَیْ ءٍ فَقُلْتُ لَهَا یَا أُمَّاهْ لِمَ لَا تَدْعِینَ لِنَفْسِکِ کَمَا تَدْعِینَ لِغَیْرِکِ فَقَالَتْ یَا بُنَیَّ الْجَارَ ثُمَ الدَّارَ شب های جمعه مادرم فاطمه (علیهاالسّلام) را می دیدم که تا طلوع صبح، در محرابش، مشغول رکوع و سجود و عبادت پروردگار است و می شنیدم که برای مؤمنین دعا می کند و در دعایش نام آن
ردپای مهاجمان روی برف
کتکمان زدند. آن قدر ترسیده بودیم که قدرت مقابله با آنها را نداشتیم. می ترسیم به آنجا بازگردیم و دوباره مهاجمان به ما حمله کنند. با شنیدن اظهارات این دو دختر جوان، گفته هایشان را ثبت کردم. پرونده ای تشکیل دادم. بعد همراه آنها و گروهی از ماموران برای بررسی موضوع به خانه بهداشتی که آنها در آنجا ساکن بودند، رفتیم. رد کفش هایی وجود داشت، اما به درستی نمی شد فهمید این ردپاها متعلق به چه کسی است
ولادت بزرگ مرد تاریخ اسلام در نیمه ماه خدا
زندگی و امامتش هیچکسی به یاد ندارد که از درب خانه کریم اهل بیت ناامید رفته باشد. رمضان این روزها معطر شده از عطر نفس های این مولود که به حق اولین میوه پیوند میان رسالت و امامت است. میلاد حسن علیه السلام، مُهر ناامیدی بر پیشانی شب زده و راه روشن صراط المستقیم را به همگان نشان داده است. اگر امام مجتبی علیه السلام را کریم اهل بیت می خوانند، بدان جهت نیست که دیگر امامان معصوم از این صفت
امشب حسن بن علی علیه السلام می آید
بر مجتبای آل محمد صلی الله علیه و آله ، فرزند برومند علی علیه السلام و زهرا علیهاالسلام که گوهر دریای فضیلت بود. سلام بر آن آینه حُسن ازلی که تولد فرخنده اش در آستانه شب های قدر، برکتی صد چندان بر سفره افطار و سحر روزه داران است. در خنده های صبح دم نیمه ماه مبارک، میلادی نهفته بود که دامن دامن زیبایی و حُسن به بشر ارزانی داشت و همه ما را بر سفره احسانش مهمان کرامت خویش ساخت، تا از مائده معنوی خدایی
شمه ای از فضائل و مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام
می توانی مثل این جوان ها را پیدا کنی؟ آنان [از خاندانی هستند] که کانون علم و حکمت و سرچشمه نیکی و فضیلتند. 2- امام علی علیه السلام درباره فرزندش امام حسن علیه السلام بعد از شنیدن سخنان او با ابوسفیان در حالی که کودکی چهارساله بیش نبود، فرمود: الحمد لله الذی جعل فی آل محمد من ذریة محمد المصطفی نظیر یحیی بن زکریا وآتیناه الحکم صبیا (24)؛ سپاس خدای را که در میان آل محمد و در نسل پیامبر خدا
ادواردو آنیلی کسی که امام خمینی(ره) پیشانیش را بوسید
او بگویید فردا برای ملاقات بیایند. ولی بعد از لحظاتی دربان سفارت دوباره زنگ زد که این جوان می گوید خدا هر در بسته ای را می گشاید. من هم گفتم در را باز کنند و خودم هم رفتم به استقبالش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من
حادثه تهران درس عبرتی برای احمق های داخلی/دولت برای رفع مشکلات اقتصادی برنامه دهد/آنان که فریاد نه ...
برای مجروحان هم از خداوند متعال آرزوی سلامت داریم، در این حادثه آنچه باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد این است که همه ما بایستی دشمنان خود را بار دیگر دقیق بشناسیم و بدانیم با چه انسان های بی شخصیت و بی هویت، ترسو و ضد اسلامی مواجه هستیم. وی ادامه داد: سردمداران و حامیان آنان و چه عوامل پشت پرده و مزدوران میدان عمل این جنایات که جوانان را تحریک کرده و با پرداخت پول آنان را فریب می دهند که
آخرین وضعیت مصدومان حادثه تصادف دانش آموزان گلیداغی
امتحاناتش را داده به سمت خانه حرکت می کند و متاسفانه، حادثه رقم می خورد. آری سهراب به امتحانات آخرش نرسید. حالا بای محمد و ناصر هم در بیمارستان کلاله بستری هستند و چشم امیدشان به دعای مردم مسلمان و روزه دار. شب گذشته(پنج شنبه)(ساعت حدود 20:30 شب) جهت پیگیری وضعیت حال دو مجروح سانحه روستای پلی به بیمارستان کلاله رفت. برادر یکی از مصدومان در خصوص آخرین وضعیت دو