جمعه ۲۹ خردادساعت ۰۱:۵۶Jun 2026 19
جستجوی پیشرفته
ویکی روان ۱۳۹۶/۰۳/۱۹ - ۱۸:۰۳

توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

توبه شکستیم ولی دل نشکستیم ... با ویکی روان همراه باشید. منصور حلاج را در ظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد. جذامیان به نهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند. حلاج بر سفره آنها نشست و چند لقمه بر دهان برد. جذامیان گفتند: دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند، حلاج گفت؛ آنها روزه اند و برخاست. غروب هنگام افطار حلاج گفت خدایا روزه مرا قبول بفرما. شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی. حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم اما دل نشکستیم. ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط