سایر منابع:
سایر خبرها
یک گفتگو با خانم سوژه یاب "ماه عسل"، درباره پشت پرده و همه حواشی برنامه امسال: فقط که نباید نگران ...
دارد که عاشق دختر خانمی شده و می گوید نگرانم که کار دست خودش بدهد. واقعا این نگرانی ها را در جامعه نمی بیند؟! همسایه، فامیل، آشنا، دوست و... جوان هایی که قبل از اینکه به بلوغ فکری برسند عاشق می شوند؟! از سوی دیگر اینکه متهم شدیم که چرا همیشه روی خوش قصه را نشان می دهیم، سمت بد قصه را هم نشان دهید. ما امتحان کردیم؛ یک جایی طرف برای اثبات عشقش دست به کارهای احمقانه می زند و بعد از چند سال خودش هم
ابطحی: از تلخ ترین روز زندگیم نپرسید/ نقد به خودم؛ دمیدن در اختلافات بی دلیل
برای کاندیدا شدن 50 درصد آن درست است، مانند پسری که می خواست با دختر پادشاه ازدواج کند و گفت که 50 درصد موضوع من هستم که با آن موافقم. در رابطه با موضوع کاندیدا شدن من هم همینطور است ولی 50 درصد دیگر دست شورای نگهبان است که خیلی بعید به نظر می رسد. * ترکیب مجلس آینده را چگونه ارزیابی می کنید؟ - شرایط را برای مجموعه دوگانه اصلاح طلب و دولت آماده می بینم اما بستگی به نوع رد و
محسن چاووشی از زندگی خصوصی اش گفت!
. درنهایت سال 62 رفتیم مشهد و تا بیست سالگی ساکن شهرک شهید بهشتی این شهر بودیم. حالا چرا مشهد؟ این شهرک درواقع شهرک جنگ زده ها بود و مشهد هم به خاطر جغرافیایی و فاصله اش تا شهرهای آسیب پذیر، شهر امنی محسوب می شد.البته من که آن موقع کوچک بودم و تصویری از روزهای اول خاطرم نیست. به هر صورت من در همین شهرک پا گرفتم. بزرگ شدم، به مدرسه رفتم و همانطور که گفتم تا بیست سالگی همانجا بودم
قرآن کریم، لباس رزم و عکس امام، تنها سرمایه یک شهید قرآنی/ تلاوت قرآن در جلسه روضه
. پس ازآن به شغل خیاطی روی آورد . قبل از انقلاب در تمام مجالس شرکت می کرد و نوارهای امام و اعلامیه های ایشان را پخش می کرد و در درگیری های میدان شهدا و چهارراه شهدا حضور گسترده ای داشت . غلامعلی در 21 سالگی ازدواج کرد و حاصل ده سال زندگی مشترک سه دختر است . او قرآن آموزش می داد. صدای بسیار دل نشینی داشت و در سال 1362 در مسابقات قرآن در سطح کشور اول شد، او را به پاس این موفقیت
کلاهبرداری میلیاردی زهره و محسن با فروش سهام خیالی یک بیمارستان
ساکن منطقه مرتضی گرد بود، توضیح داد: از طریق بچه محل ها متوجه شدم که زهره و محسن ساکن همان محل هستند، برای عده ای از اهالی سهام سرمایه گذاری در بیمارستان را خریداری و سود آن را هم به حساب خریداران واریز کرده اند. از آنجا که بیمارستان جم برای خودش اعتباری داشت من هم اعتماد کردم و 107 میلیون تومان پس اندازی که داشتم را در اختیار زوج جوان گذاشتم. آنها ماه بعد مقداری سود به حسابم واریز کردند اما بعد از
متهم: به دختر دیگری علاقه داشتم
خیابان با سهیلا آشنا شدم. مدتی که گذشت با دختر دیگری آشنا شدم و به او علاقه مند شدم. سهیلا وقتی از ماجرا باخبر شد با من تماس گرفت و توهین کرد. گفت اجازه نمی دهد با آن دختر رابطه داشته باشم. قبل از اینکه تماس را قطع کنم با او قرار ملاقات گذاشتم. قبل از رفتن به محل قرار از یک مغازه چاقوی ضامن داری به مبلغ 7 هزار تومان خریدم. وقتی به محل قرار رسیدم عصبانی بود. وقتی گفتم قصد ازدواج با آن دختر را دارم
خواهرزاده خطاکار به میز محاکمه رسید
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه دوم آبان ماه سال 91 مأموران کلانتری 111 هفت چنار بعد از اطلاع از قتل زن سالمندی در خانه اش در خیابان حسام الدین خود را به محل رساندند. پسر مقتول که پلیس را از ماجرا باخبر کرده بود، گفت: از دیروز هر چه با خانه مادرم تماس گرفتم، جواب نمی داد. امروز وقتی به خانه اش آمدم متوجه شدم که به قتل رسیده و پول و طلاهایش سرقت شده است. بررسی ها حکایت از آن داشت که عامل حادثه بدون
اصرارهای پدرشوهرم برای بچه دار شدن زندگی ام را جهنم کرده است
چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: یکسال است که با شوهرم ازدواج کرده ام. اما تازه بعد از ازدواج بود که متوجه شدم اشتباه کرده ام. راستش شوهرم مرد بدی نیست و خیلی مهربان و خوش اخلاق است. من از همان روز اول هم به او به شدت علاقه مند شدم و حتی الان که می خواهم درخواست طلاق بدهم خیلی ناراحت هستم و قلبا به اینکار راضی نیستم، ولی خانواده او یعنی
حکایت پر رمز و راز "سردار راز 21" + عکس
خدا پایین آمد و سیب در دهانش قرار گرفت و سید علی یک گاز محکمی به آن زد. حتی سیب را هم از شاخه نکند. بعد شاخه رفت بالا، گفت: مامان الان می گویم انگور. انگور که از بالا آویزان شده بود با شاخه آمد جلوی دهانش و سید علی از این انگور هم خورد. بعد همینطور که با سید علی راه می رفتیم، از خواب بیدار شدم و خیلی سبک تر شده بودم. خیالم راحت شد. بعد کمی گذشت و به خودم گفتم: نگاه کن! این پسر از آن سیب و انگور هم
زری خوشکام: نمی توانستم از سینما دور باشم
هم پذیرفتم چون بیشتر فیلم برداری هم در خانه من بود. بعدا بازی کردم و در تیتراژ هم آمد: با حضور افتخاری زهرا حاتمی. مشکلی هم ایجاد نشد، این طور متوجه شدیم که گویا دیگر ممنوعیتی در کار نیست. برگردیم به قبل تر. اصلا چطور با آقای حاتمی آشنا شدید؟ سر صحنه فیلم مترسک با علی حاتمی آشنا شدم و به یکدیگر علاقه مند شدیم و از طرف ایشان پیشنهاد ازدواج گرفتم و جواب مثبت دادم. آن زمان من و
چرا پسرها تمایل به ازدواج سفید دارند؟
ازدواج سفید گفت: در این نوع ازدواج که موسوم به ازدواج سفید شده است، دختر و پسر بدون هیج گونه رابطه شرعی و قانونی زیر یک سقف با هم زندگی می کنند که ممکن است با هم روابط عاطفی جنسی داشته باشند و مدتی هم با هم به سر بیاورند و بعد هم اگر علاقه مند نبودند از هم جدا شوند. وی در مورد علل وجودی این پدیده که در جامعه میان برخی افراد رواج یافته است، گفت: این پدیده ای که به وجود آمده از اهمیت
فیلم های سینمایی و تلویزیونی روز قدس
نظامی اسراییل است. بعد از انجام عملیات اطلاعات آن ها برنامه ریزی های لازم را برای عملیات انجام می دهند. آنها خانه ای را برای اختفا انتخاب کرده اند که به نظر می رسد که بدون صاحب است و رفت و آمدی در آنجا انجام نمی شود. از آن طرف خانواده ای وجود دارد که متشکل از مادر و دختر و شوهر دختر است. اسم دختر لیلاست که با شوهر خود زندگی خوبی دارد ولی مادر او مریض می شود و شوهرش هم یک دست خود را از دست می دهد
سلام "ماه عسل" به دستان بسته و پیکرهای ستم دیده
عسل شدم شگفت زده شدم چرا که نام فرمانده عملیات سید جلیل، شهید برنامه ماه عسل سید جلیل و نام برادر زاده شهید که در برنامه حضور یافته نیز سید جلیل است. پسر شهید نیز گفت: من دو ساله بودم که پدرم شهید شد و تا 4 روز گذشته هیچگونه حسی نسبت به پدر نداشت اما 4 روز است که معنی پدر را فهمیدم. پدر نیستند اما همینکه جسمشان بازگشته است برای من زیباست. دختر شهید نیز گفت: قبلا هیچ حسی نسبت به واژه
پسری که هاف لایف 2 را دزدید؛ داستان پشت پرده ی سرقت 250 میلیون دلاری
والو دسترسی پیدا کند؟ اما مهم ترین سوال نیوول همان سوالی بود که هر کسی که قربانی سرقت می شود، بیش از هر چیز به دنبال پاسخ آن می گردد: “چه کسی این کار را کرده است؟” پسر جامعه گریز شهر شونا ایم شوارتزوالد، محل زندگی اکسل گمب گمب امروز توضیح می دهد که: “من زمانی وارد کار هک شدم که خودم قربانی آن بودم. در آن زمان، نرم افزاری وجود داشت که به ظاهر، با استفاده از
بیمارانی که پوستشان بی صدا نازک می شود!
به گزارش شفا آنلاین ، روزی که برای گفتگو او را دعوت کردم تصور نمی کردم با این چهره رو برو شوم تمام صورت خود را پشت پارچه ای پنهان کرده بود، فقط چشمهایش مشخص بود. وقتی پارچه را از صورتش برداشت تازه متوجه عمق ماجرا شدم همراه پدر و مادرش آمده بود پدری که می گفت کارگری می کند و مادری که بی وقفه اشک می ریخت. وقتی از او در مورد بیماری اش پرسیدم گفت ایکتیوز دارم. ایکتیوز
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
اسپانیایی روبه رو می شود که برای دخترها و پسرها گیتار می زده. پسر اسپانیایی به کوهن می گوید دوست داری ساز بزنی؟ کوهن جواب می دهد بلد نیستم. جوان هم می گوید کاری ندارد، من به ت یاد می دهم. چند روز قرار می گذارند در خانه ای جایی و جوان چند کورد به کوهن یاد می دهد که کوهن تا همین پارسال که در مراسم معروفی در اسپانیا جایزه گرفت، چند بار این قضیه را تعریف کرده و گفته ریشه ی تمام کارهای من، همان کوردهایی
زمانی که یکی از والدین شما سرطان دارد!
آشپزخانه شدم مطمئن بودم که اتفاقی افتاده است. مادرم خیلی ساکت بود. بعداً به من گفت که سرطان دارد. احساس کردم دارم از حال می روم. به سختی می توانستم اشک هایم را نگه دارم. خیلی ترسیده بودم، به طرف اتاقم دویدم و برای ساعات طولانی روی تختم نشستم. با بهترین دوستم تماس گرفتم و پس از حرف زدن با او تا حدودی حالم بهتر شد. سارا 16 ساله شما تازه فهمیده اید که یکی از افراد مهم در زندگی
دزدی 500 میلیونی حسابدار زن از مدیر رستوران
در پی دریافت این گزارش تحقیقات خود را آغاز و مظنون پرونده را دستگیر کردند و رؤیا در بازجویی ها اعتراف کرد گردش مالی حساب بانکی مدیر رستوران خیلی زیاد بود و از طرفی می دانست سر از کار حساب و کتاب در نمی آورد. وی افزود: نقشه های زیادی برای به جیب زدن یک پول زیاد در سر داشتم تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم از حساب بانکی اش پول برداشت کنم. وسوسه شدم که این کاررا انجام بدهم. من 500 میلیون
جلدسوم قصه های استینک در راه است
دستور کار داشتم. این رمان ها به قلم باربارا پارک نوشته شده و درباره پسربچه ای به نام چارلی هستند که پدر و مادرش از یکدیگر جدا می شوند. مجبورم نکن لبخند بزنم و مادرم ازدواج کرد عنوان این دو رمان هستند که در اولی مادر چارلی از پدرش جدا شده و در دومی، با مردی که یک پسر و دختر دارد ازدواج می کند و چارلی باید در کنار ناپدری و برادر و خواهر جدیدش زندگی کند. من ترجمه را تمام کرده و مدتی است دو کتاب
چگونه علی وار زندگی کنیم؟
/> “... به عنوان یک من علی وار: یک روح در چند بعد: خداوند سخن، بر منبر، خداوند پرستش در محراب؛ خداوند کار، در زمین؛ خداوند پیکار، در صحنه؛ خداوند وفا، در کنار محمد، خداوند مسئولیت در جامعه، خداوند قلم، در نهج البلاغه؛ خداوند پارسایی، در زندگی؛ خداوند دانش، در اسلام؛ خداوند انقلاب، در زمان؛ خداوند عدل، در حکومت؛ خداوند پدری و انسان پروری، در خانه؛ و... بنده خدا، در همه جا، در همه وقت!...”
یک روز در ماه عسل ؛ از اتهام مدال به خودکشی عاشقانه تا داستان پسرخاله علیخانی
صفحه اجتماعی جام جم را در دست داشتم و بخاطر جذابیت موضوعی که انتخاب کرده بودیم که نوشتن و پول گرفتن پایان نامه بود؛ در یک سال تیراژ کار 40 هزار تا بالا رفت و هنوز هم آقای مقدم و اساتید این خاطره رکورد یک ساله و نیمه را به خاطر دارند.تا سال 88 که با آقای علیخانی آشنا شدم و برای اولین سوژه ها، مرتضی مهرزاد که قد بلندترین پسر ایران بود یا انجمن کوچولوها را آوردیم و آنجا بود که معلوم شد که این گفتگوها
مشهورترین زوج ادبی تاریخ ایران و آثار تکرارنشدنی شان
می کنی که خانه بدجوری خالی است. و یاد گفتهٔ آن زن می افتی – دختر خالهٔ مادرم – که نمی دانم چند سال پیش آمده بود سراغمان و از زبانش در رفت که : - تو شهر، بچه ها توی خانه های فسقلی نمی توانند بلولند و شما حیاط به این گندگی را خالی گذاشته اید... و حیاط به این گندگی چهارصد و بیست متر مربع است. غرب زدگی را جلال در سال 1340 منتشر کرد.در بخشی از کتاب می خوانیم: آدم غرب زده هرهری مذهب است به
روایت فیلم ساز زن لبنانی از زندگی با داعش
استراتژیکی است، گروه القاعده را در آنجا دیدم، القاعده در یمن عمارت درست کرده و برای خودشان قوانینی وضع کرده است! من حتی وارد آن عمارت و برخی مراکز دیگر القاعده شدم و از آنجا فیلم و عکس و مصاحبه گرفتم. * چگونه به مناطق جنوبی یمن رفتید و وارد این مکان ها شدید؟ چادر پوشیدم و روبنده هم زدم! افرادی در آنجا بودند که به آنها پول دادم تا من را به آنجا ببرند. در آن مناطق رفت و آمد وجود دارد
ناگفته های خواندنی بازیگر نقش ابن ملجم از سریال امام علی(ع)+عکس
میرباقری کار کند. اگر یک زمان میرباقری از دست کسی برنجند، حتما آن بازیگر مشکل داشته است چون ایشان بسیار صبور و رئوف است. *** فقط در همان سکانس شما را دوست داشت یا در سکانس های دیگر هم این علاقه را به شما نشان می داد!؟ (می خندد) در جنگ های دیگر هم بود. به من می گفت کریم! چرا این قدر بد می جنگی، بیا مانیتور را ببین. آمدم نگاه کردم دیدم خیلی بد است. به کمدی بیشتر شبیه بود تا به
می گویند لاک جیغ جای ماه عسل را پر کرده!
دارند نقش بازی می کنند؟ - نه، اصلا! اگر قرار بود کسی این حرف ها ار بازی کند، برنامه تا الان به زمین می خورد. این انتخاب سوژه ها برای چند قسمت اول امکانپذیر است.الان چطور انتخاب می کنید؟ - وقتی برنامه پربیننده شد خیلی ها خودشان به ما گفتند که می خواهند در برنامه حاضر شوند. خب شما چطور راست یا دروغ بودن ادعای شان را می فهمیدید؟ - ما تحقیق کوچکی
زندگی شخصی هاشم بیک زاده و فرزندانش
که با همه سختی ها و مشکلات زندگی با یک ورزشکار حرفه ای کنار آمده و در این یک سال تاثیر زیادی در زندگی و ورزش من گذاشته است. حاصل این ازدواج دو دختر زیبا به نام های تیام و تیارا هستند که همه زندگی من هستند و عاشقانه دوست شان دارم. از لا به لای حرف ها اولین حقوقی که از فوتبال گرفتم، خوب یادم نیست ولی فکر کنم اولین قرارداد رسمی که بستم یک میلیون تومان دریافت کردم. به
آیا درست است که می گویند حضرت علی(ع) شبی هزار رکعت نماز می خواند؟
مورخان مجموع فرزندان حضرت را بیست و هفت تن (دوازده پسر و پانزده دختر) برشمرده اند و برخی از این بیش تر تا به سی و شش فرزند (هفده پسر و نوزده دختر) افزایش داده اند. در مورد اسامی فرزندان تا سی و سه اسم ذکر کرده اند، لیکن نمی شود استفاده کرد که حتما فرزندان حضرت به سی و سه تن رسیده است، چرا که عرب ها چند نوع اسم برای بچه های خود می گذاشتند. ممکن است دو یا سه اسم مربوط به یک فرد باشد یا کنیه و اسم یک نفر
بازی پر دردسر برابر آمریکا
به شهر لس انجلس وارد شد. قرار بود در ورزشگاه معروف رزبال که فینال جام جهانی 1994 در آن برگزار شده بود به مصاف امریکا برویم. چیزی از استقرار تیم در هتل نگذشته بود که با مسئله غریبی مواجه شدم. اطلاع دادند فردی که خود را یکی از ایرانیان مقیم امریکا معرفی می کند، با اتاق بازیکنان تیم ملی، منصور پورحیدری سرمربی تیم ملی و جلال طالبی سرپرست تیم تماس گرفته و از آن ها خواسته با تیم امریکا بازی نکنند.
اظهارات تکان دهنده 3 قربانی تجاوز در پراید شیشه دودی
موادمخدر سابقه زیادی داشت، دو پسر شیشه ای شناسایی شدند. همین موضوع کافی بود تا پس از چند عملیات گسترده تیم پلیسی راز جنایت های متهمان که با خودروی پراید خاکستری رنگ زنان و دختران را به قصد آزار و اذیت می ربودند، برملا شود. این دو متهم که خیلی زود و در همان نخستین جلسه بازجویی به شکار هشت طعمه و آزار و اذیت آنها در داخل خودروشان اعتراف کردند، حالا در برابر پرونده سنگین تری قرار گرفتند. 9
از عملیات روانی علیه بعثی ها تا تبلیغ با لباس روحانیت
/> این اتفاقی که در سمنان آغاز شد به شهرهای دیگر هم تسری پیدا کرد؟ کواکبیان: بله. این جریان در شهرهای دیگر هم ادامه پیدا کرد و تندیس شاه پس از آن در چند میدان دیگر پایین کشیده شد ولی سمنان اولین شهری بود که در آذر ماه 57 که مصادف با عاشورای حسینی بود این اقدام را آغاز کرد. از آنجایی که در آن زمان وسایل ارتباط جمعی مثل موبایل و فضای مجازی وجود نداشت و خبررسانی به دست رژیم شاهنشاهی اتفاق می