سایر خبرها
ناگفته های ضیاء الدین دری از کیف انگلیسی و کلاه پهلوی
شود تکرار می شود، اگر دو دقیقه بیشتر حذف کنید تماشاگر متوجه می شود و به لحاظ فنی سکانس خراب و ضایع می شود. این خوف وجود داشت که مردم به بهانه این سکانس در سینما از روی صندلی بلند شوند و برقصند، می گفتم آقا جان مردم چنین کاری نمی کنند فوقش دست می زنند، بعد هم اینها مرد هستند با این موسیقی مردم نمی توانند باباکرم خودمان را برقصند. گفتم تازه به نظر من کارگردان کار نهایی را انجام نداده است. اگر من بودم
رای 29 اردیبهشت به سیاست بود نه اقتصاد
قالیباف بود نه روحانی! صادقی: من فکر می کنم از سال 92 به بعد وارد یک فضای خاص سیاسی شدیم که می شود آن را قرارداد اقتداگرا (Authoritarian contract) نامید که در مقابل قرارداد اجتماعی (Social contract) قرار دارد. یعنی با دست گذاشتن روی عامل ترس طبقه متوسط وفاداری آن را می خرید. در واقع به او می گویید که اگر به من رای ندهید یک گزینه بدتر در کار خواهد بود که امنیت شما را می گیرد و وضعیت
گچ مالی آثار جنایت داعش در تهران!
به طبقه همکف برگشتیم، برادرم جناب دکتر وکیلی پیشنهادی را مطرح کردند ایشان گفتند به نظر شما چطوره پیشنهاد کنیم آثار جنایت را به همین صورت نگهداری کنند؟ راستش وقتی این پیشنهاد مهم از سوی ایشان مطرح شد ضمن تایید موکد که همراهی سایر همکاران از جمله جناب تاجگردون را به همراه داشت، غبطه خوردم که چرا به فکر من نرسید؟ بلافاصله دست به کار شدم با آقای سید رومیانی معاون امور مجلس
روایت مصدومان حادثه تروریستی تهران؛ تیر خلاص می زدند
اند. او می افزاید: با توجه به سابقه نظامی که دارم کنجکاو شدم و رفتم تا از نیروی انتظامی مجلس بپرسم چه خبر شده است، ظاهرا مدتی از ورود تروریست های داعشی به مجلس گذشته بود. شنیدم وارد سالن انتظار مراجعان شده بودند و می خواستند وارد صحن مجلس شوند که نتوانسته بودند و بعد وارد طبقات شده بودند، زمانی که من در تقاطع خیابان بهارستان و مجاهدین بودم، یکی از تروریست ها از طبقه چهارم ساختمان مجلس به
گفتند همسرت در حرم امام شهید شده، گفتم مگر جنگ است؟
جلوی چشم شان دور نمی شود. تصویر صورت او که دیگر مثل همیشه نبود. حالا آخرین تصویر کنج ذهن زینب و محمدحسین ، صورت زخمی پدرشان است؛ همان صورتی که می گویند یک طرفش متلاشی شده بوده از ضرب تیر خلاصی که داعشی ها به او زده بودند؛ صورت پدر را یک بار در معراج شهدا دیده اند شب قبل از مراسم تشییع و یک بار هم موقع خاکسپاری و حالا این تصویر از ذهنشان بیرون نمی رود. زینب همینجاست که لب باز می کند و
روایت شاهدی از حادثه تروریستی در تهران/ اشهد خود را گفته بودم
و به زمین خورد؛ دیدم که چند نفر با رگبار همه را به گلوله بسته اند. شکری ادامه داد: شهیده هانیه اکبریانی هم در ردیف سوم ما بود که وی را به گلوله بستند و در این حال بنده خود را به ورودی ساختمان دفتر نمایندگان رساندم که مهاجمان هم به صورت پراکنده در حال آمدن به آن قسمت بودند؛ سراسیمه به دفتر نمایندگان اصفهان رفتم و 2 تن از دفترداران آن نمایندگان داخل اتاق بودند؛ گفتم درب را قفل کنید حمله
"خوش آمدید بلوچ "اولین سخن رهبری به من بود/ رهبری سلام ویژه ای به مردم سیستان و بلوچستان ابلاغ کردند
. مهمان نوازی های مردم استان در خاطر رهبرانقلاب ماندگار است جلالزهی به فرصت ویژه ایی که در پایان این دیدار نصیبش شده بود نیز اشاره ایی کرد و گفت: وقتی از نزدیک محضر ایشان رسیدم با بوسیدن دست ایشان به حضرت آقا گفتم مردم در بلوچستان از رهروان شما هستند و تا پای جان در خط و آرمان های شما قدم بر می دارند و سلام گرمشان را پذیرا باشید که ایشان هم با ابلاغ سلام گرمی بیان داشتند ما هم دلتنگ شما هستیم و مهمان نوازی های شما در خاطر ما هست. انتهای پیام/
اسلحه های تروریست ها و ماموران امنیت چه بود؟
به هلاکت رسیده و دیگری زنده و سالم دستگیر شود، یک کارنامه بی نقص و تحسین برانگیز برای پاسداران حافظ انقلاب است که باید در جای خود مورد تقدیر و توجه ویژه قرار بگیرند. از سوی دیگر، حمله ناگهانی به صحن مجلس با شلیک گسترده صدها گلوله توسط 4 فرد مسلح اگرچه موجب شهادت تعدادی از مراجعان به مجلس و کارمندان قوه مقننه در کنار فرزندان گمنام و محافظ این نهاد شد، اما هدایت این تروریست ها به محلی دور
حجت الاسلام تقوی؛ سید شهیدان 12 رمضان/ تحقق آرزوی 30 ساله غواص جانباز کربلای 5 توسط فرزندان حرمله
؟ با آنکه سال ها در قم تحصیل کرده بود و ملبس به لباس روحانیت، اما موقع صحبت کردن و حتی گاها در حین سخنرانی تیکه کلام های بچه تهرونی از زبانش نیفتاده بود. وقتی از سفر کربلا برگشت فهمیدم تک و تنها به این سفر رفته، هم به حالش غبطه خوردم و هم ناراحت از اینکه نتوانسته بودم همراهش بروم. شهید تقوی در روستایی مرزی در جنوب لبنان وقتی مسئولیت خبرگزاری قرآن را به عهده
یک سال قبل از شهادتش، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم ...
را هم انجام بده، دیگر دینی به گردنت نباشد، گفت نه می روم برای سال می آیم، گفتم تو گفتی و من هم باور کردم. از این حرف ها خیلی گفته بود که می روم و برمی گردم. این دفعه که رفت چون من درگیر کار بودم و خاله ام مزون لباس زده بود، خیلی متوجه نبودش نبودم که الان مثلا سوریه برای جنگ رفته، سر خودم را با خیاطی گرم کرده بودم، زیاد نگران این قضیه نبودم که برود و برنگردد. سری اول 10 روز طول کشید تا
شهادت در حفاظت از شخصیت نظام از سوریه تا تهران
کنم، من را می زد، می گفتم عیبی ندارد به من هرچه می خواهی بگو ولی نمی توانی داخل بروی محافظ بی ادعایی که ساعت ها با مردمی سر و کله می زد که از راه های دور و نزدیک برای دیدار با نمایندگان و حل مشکلاتشان به مجلس می آمدند، همه تلاشش را می کرد تا هم مراعات حال مردم گرفتار را بکند و هم اصولی از حفاظت زیر پا نرود، محافظی که از شخصیت نظام حفاظت می کرد. شهید تیموری عاشق شهادت بود و دوست داشت همانند برخی از
پرستاران از معضلات خود در حوزه عفاف و حجاب چه می گویند؟
احتمالاً ترشحات و خون تماس پیدا می کند؛ پس قطعاً درگیر آلودگی می شود. از طرفی رنگ تیره آن باعث می شود این آلودگی ها قابل رؤیت نباشد. همچنین یکی از دلایل انتخاب رنگ روشن برای لباس پرستاران بهبود بیماران از لحاظ روحی است؛ چراکه بیماری ها به دنبال خود درصدی افسردگی هم برای فرد ایجاد می کنند. بلند بودن این پوشش باعث زمین خوردن پرستار در مواقع بحرانی می شود او به راحت نبودن این لباس برای
خودباوری به محصولات ایرانی عامل کمک به افزایش تولید و اشتغال ملی/ رشد صادرات استان اصفهان از رشد تعریفی ...
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صاحب نیوز، اقتصاد مقاومتی یک مجموعه است؛ این مجموعه اگر فقط در زیر نام اقتصاد مقاومتی مورد توجّه قرار بگیرد، ممکن است چندان منشأ اثر نباشد؛ من علاج را در این می بینم که این مجموعه را به نقاط مهم تقسیم کنیم و برای هر نقطه ی کلیدی و مهمی یک فصلی از زمان را قرار بدهیم و از مسئولان، افراد شاخص و از آحاد مردم بخواهیم که همه ی همت
گفت و گو با کاوه آفاق ؛ ستاره جوان و جنجال آفرینِ عاشق وطن
دستبند هم به ابتدای شکل گیری گروه The Ways بر می گردد. زمانی که گروه تشکیل شد، من این اسم انگلیسی را روی آن گذاشتم و حتی آرم پروانه را بر مبنای حرف "w" طراحی کردم. قرار بود که اشعار انگلیسی بخوانیم و در خارج از کشور کار کنیم. این ها مرا نگران کرد که همه چیز که خارجی شد و هیچ نشانی از ایران در کار نیست. گفتم حتما باید نشانی از کشورم حداقل در خودم وجود داشته باشد. بنابراین روزی از یک
شست و شو نشوید لطفا! / نصیحتی که شنیده نشد؛ حرمت نگه دارید
و مرج هشدار بدهند. طبیعی است که باید راه شبیخون دشمن را سد کرد. اینجا اگر مسئول مراقبت از گیت ورودی، خواب باشد یا خدای ناکرده با مهاجم هم سویی نشان دهد، مورد ملامت و شماتت قرار می گیرد و حق ندارد دست پیش بگیرد و فرافکنی مسئولیت کند. 9 - انقلاب اسلامی با بسیج ظرفیت های عظیم مردم به ثمر نشست و با همین ظرفیت ها، راه تجاوز و پیشروی دشمن سد شد؛ در حالی که رئیس دولت و فرمانده کل قوا (بنی صدر
جزئیات هلاکت اشرار مسلح / تدابیر امنیتی مجلس/ 1500 آهن فروش منتظر نسخه پیچی
تدابیر جدید امنیتی برای حفاظت از ساختمان مجلس رنجبرزاده، عضو هیئت رئیسه مجلس: در بحث امنیت فیزیکی ورودی های مجلس تا چند روز آینده تغییراتی ایجاد می شود. در برخی از مکان های دیگر در کشور نیز که استراتژیک به حساب می آیند پیشنهاداتی ارائه شده تا ضریب امنیتی شان بالاتر برود. یکی دیگر از این پیشنهادات، نصب درب های آهنی برای مجلس است که در حال بررسی است.
مساجد در حال خالی شدن هستند
همراه عده ای خدمت آیت الله بروجردی بودم و آقایی از تهران نزد ایشان آمد و سه هزار تومان جلوی ایشان پول گذاشت و گفت دو هزار تومان به آقاسید محمود طالقانی در تهران داده ام. آقاسید محمود طالقانی با آیت الله بروجردی خوب نبود و طرفدار آیت الله کاشانی بود و سبک خاصی داشت تا این آقا گفت که دو هزار تومان به آقای طالقانی داده ام، آقایانی که در مجلس نشسته بودند سؤالاتی پرسیدند تا آیت الله بروجردی را متوجه
فردی که بیخ گوش تروریست ها مخفی شد
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: حسن سهل آبادی مسوول دفتر حسن زاده نماینده مرند و جلفا، محمد خدابخشی نماینده الیگودرز و شهریاری نماینده تنگستان در مجلس شورای اسلامی گفت: دفتر این سه نماینده در یکجا و در انتهای راهروی طبقه چهارم واقع شده است، درب این اتاق ها شیشه ای است و از یک سو در کنار بالکن و از سوی دیگر در کنار پله های منتهی به راهروی مجلس قرار دارد. سهل آبادی افزود: ساعت 10:30 دقیقه
گفتگو با قربانیان اسیدپاشی اخیر در جنوب تهران + عکس
هوا به سمت ما پاشید. صورتم آتش گرفت و بعد جیغ بقیه و فریادهای اسید، اسید را شنیدم. دنبال بچه هایم بودم و از سوزش به خودم می پیچیدم. تاریک بود و فقط یک کلمن آب داشتیم و همه به سمت همان یک کلمن رفته بودیم. مرد خیلی وقت بود که رفته بود . مرگ اسیدپاش، آرزوی مبینا 12 ساله ساختمانی که در یکی از کوچه پس کوچه های میدان خراسان واقع شده، سه طبقه است و خانواده هایی را که سال هاست کنار
150 نفر از مردم توسط نیروهای سپاه نجات پیدا کردند/ هلاکت تروریست مهاجم به حرم امام تنها با شلیک یک تیر
توسط تک تیراندازها مورد هدف واقع شده به هلاکت رسیدند و یکی از تروریست ها هم توسط نارنجکی که در دستش منفجر شد به هلاکت رسید. وی ادامه داد: ما تا حدود یک ساعت و نیم پس از هلاکت تروریست ها به دنبال عناصر احتمالی هم دست آنها بودیم و پس از تخلیه اجساد شهدا تمامی اتاق های ساختمان اداری مجلس توسط یگان چک و خنثی سازی سپاه حفاظت مورد پاکسازی قرار گرفت. سردار گرجی زاده در بخش دیگری از
شهیدی که حضور داعش در مجلس را در خواب دید و به خانواده اش گفت
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: بنا به گفته همکاران نجات یافته اش اگر وی اطلاع رسانی نمی کرد که داعش حمله کرده، بیشتر کارکنان و مسئولان دفاتر طبقه چهارم به شهادت می رسیدند. توده فلاح به محض دیدن تروریست ها از راه پله طبقه سوم ساختمان اداری به طبقه چهارم رفت و به همکارن خود می گفت که حمله تروریستی شده، در اتاق را قفل و موبایل ها را بی صدا کنید و صدای تلفن ها را قطع کنید
استعداد ریاضی
نمی دانم چرا همیشه پشت اسم ریاضی، کلمه ی استعداد می آمد اما هیچ کس دنبال استعداد تاریخ و جغرافی و تعلیمات اجتماعی نبود... این ها را که به بغل دستی ام سهیل گفتم، خندید و گفت: پسر اینا که استعداد نمی خواد. همه توش خوبن... این ریاضیه که باید توش استعداد داشته باشی. خوش به حالت که داری! بعد هم زل زد به مثلث متساوی الاضلاع توی دفترش و با مداد هر چند ثانیه یک بار ضربه ای به پیشانی
خاطرات نوه سلطان صاحب قران از ماه رمضان و آیین هایش
گلاب با چند شاخه نبات و حبه قند می دهند. بعضی شب ها شاه سرزده به اتاق بانوان آمده اندک زمانی به تماشای هر محفل می ایستد. چون اهل اندرون تا سحر بیدار می ماندند و چراغ ها روشن بود مرا شعفی کودکانه در دل بود و با عزیزالسلطان و غلام بچه هایش به دوندگی و بازی سرگرم بودیم. یکی از شب ها که قایم باشک بازی می کردیم شاه خود را در محلی که از بته درخت های انبوه پوشیده بود پنهان کرده سوت های بی مورد
تشییع پیکر سومین شهید زن حادثه تروریستی مجلس
. همسر شهیده فاطمه رنجبر همچنین ضمن اشاره به مشکلات مالی فراوانش گفت: 17 سال بود که با همسرم ازدواج کرده بودم، اما بچه دار نمی شدیم و برای همین موضوع به تهران آمده بودیم. این شهیده با نام کامل فاطمه رنجبری زاده تمبانویی اهل میناب استان هرمزگان است . در جریان حمله تروریستی اخیر تهران 17 نفر از هموطنانمان به شهادت رسیدند که هویت یک بانو شناسایی نشده بود. پیکر این بانوی مینابی
گفتگو با خانواده تنها شهید گیلانی عملیات تروریستی داعش
خانمش هستید؟ گفتم بله. گفت مازیار حالش خوب نیست. اگر می توانی همراه بچه ها بیا حرم. دست هایم می لرزید و گوشی را به زور نگه داشته بودم. قسمش دادم هر اتفاقی افتاده به من بگوید. گفت مازیار شهید شده. از آن لحظه به بعد نمی دانم چه اتفاقی افتاد. از حال رفتم. محمد گوشی را از دستم گرفت و کمک کرد تا از جایم بلند شوم. سه تایی با هم آژانس گرفتیم و رفتیم حرم. هرچه التماس کردیم نگذاشتند داخل برویم. تا بعدازظهر
وقتی همه چیز سر جای خود باشد!
کبناخبر؛ احسان یوسفی اگر به حادثه تروریستی 17 خرداد خونین مجلس و حرم مطهر امام بنگریم؛ به گمانم یک نکته ارزشمند را میتوان از دل این روز خونینِ تاریخی، استخراج کرد! الف-وقتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به رسالت واقعی خود می پردازد و به عنوان یک نهادِ نظامی-امنیتی، حفاظت مجلس را زیر رگبار و خون برعهده میگیرد و آن پاسدار وظیفه شناسِ از جان گذشته، درب صحن علنی مجلس
خیاطی که محافظ سیدحسن نصرالله و آیت الله حکیم بود
دیوار پوشیده از عکس که هرکدامش پر است از خاطره های گوناگون! سیلی که ای کاش زده بودم کنار دست پدرش خیاطی می کرد، اما در 18 سالگی لباس خدمت به تن کرد و راهی شهری دور شد تا به قول خودش مرد شود. آن روزها نمی دانست کارت پایان خدمت سربازی، سرنوشتش را جور دیگری رقم می زند. احد غلامی داستان زندگی اش را این گونه تعریف می کند: در شهرری زندگی می کردیم و حیاط خانه ما محل پخش اعلامیه ها و
ثابت قدم گام های بزرگی برداشته است/ نقدهایی به شهردار وارد است/ مطمئنم شورای پنجم با حاشیه ی کمتری روبرو ...
شما با وجود ترکیب فعلی، شورای پنجم با چنین آسیب هایی روبرو نخواهد بود؟ اعضای شورای چهارم زحمت و تلاش بسیاری داشتند که جای تقدیر و تشکر دارد اما تا حدود زیادی آن اتحاد و انسجام مورد نظر که لازمه ی کار شورا است، در این دوره حاکم نبود. اگر گاهی اوقات شیخوخیت در شورا جاری می شد و کسی بود که می توانست جو را به دست بگیرد و این اتحاد را حاکم کند، شاهد عملکرد به مراتب بهتری از آنچه امروز شاهد
درآمدی از جنس فقر با دستان کوچک کودکان کار در خیابان های نصف جهان
جای پول به آنها آب و غذا یا میوه بدهند. علیرضا تاجیک، یکی از فعالان در زمینه آسیب های اجتماعی در اصفهان به خبرنگار تسنیم می گوید: امروز یک کودک کار، دخترکی با لباس های مندرس به ماشینم تکیه زده بود و وقتی می خواستم ماشین را روشن کنم نزدیک آمد که پول بگیرد، با یک لگن کوچک و درب و داغون به دست. به او گفتم چیزی می خوری؟ سرش را به نشانه تایید تکان داد، رفتم برایش یک موز گرفتم، پوست کندم و
روایتی از بی بی طاهره و بی قراری هایش
نفری ما مانند بسیاری از خانواده ها در یک اتاق با امکانات اولیه زندگی می کردیم و اگر قرار بود وسیله ای برای زندگی بخریم تکیه کلام من این بود که جا نداریم .یک روزبچه های همسایه ذوق کنان لباس های عیدشان را آورده بودند که به سعید نشان دهند و سعید گفته بود بروید ما لباس عید نمی خریم چون جا نداریم.... حالا که بی بی طاهره حرف سعید یادش می افتد دلش ازسادگی فرزندش می گیرد و می گوید: آخه بچه یعنی