سایر منابع:
سایر خبرها
بهاره رهنما: در زندگی هیچ وقت با خیانت مواجه نشده ام
ملاقات حضوری این دو آغاز می شود. دیگری در سه پرده سیر تحولی را نشان می دهد که این زنان در طول آن علاوه بر این که برای از بین بردن مرد دو آدرسه؛ دیگری، دست به قتل می زنند برای خلق یک دیگری به جای او، رمان می نویسند. بهاره رهنما این نمایش را که در متنِ انزو کرمن نمایشنامه نویس فرانسوی دو شخصیت دارد روی صحنه به اثری با سه شخصیت تبدیل کرده و نقش سوم را به مهیار طهماسبی سپرده است
راز قتل مالک لامبورگینی و باشگاه یوونتوس چیست؟+تصاویر
کنند و خودم هم رفتم به استقبالش. جوان قد بلند لاغری بود که با یک موتور گازی کهنه آمده بود و خودش را ادواردو آنیلی معرفی کرد. من بدون این که انتظار جواب مثبتی از او داشته باشم، از او پرسیدم که شما با خانوادهِ آنیلی معروف نسبتی دارید و او گفت که من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنیلی هستی پس چرا با این موتور دست دوم آمده ای؟ گفت این مال نگهبان مان است و من با این آمده ام تا
ناگفته های ضیاء الدین دری از کیف انگلیسی و کلاه پهلوی
همه سابقه هنوز نتوانسته برادری اش را ثابت کند؟ بله، متأسفانه همینطور است. البته به عده ای اعتماد کردند، بودجه دادند ولی نتیجه خوب نشد. مثلاً همین سریال سرزمین کهن؟ بله، شما ببینید هنوز شروع نشده می رفت چه چالش امنیتی در میان عشایر کشور درست کند. حتی کارگردانی مثل کیومرث پوراحمد دو فیلم دفاع مقدسی ضد جنگ در کارنامه دارد. بله، بودجه ها صرف می
واکنش رهبر انقلاب به رباعی سایه جنگ و مدافعان حرم ؛ اگر بفهمد خوب است
می شود، راهم می اندازد. جلوی درِ بعدی، مرتضی امیری اسفندقه را از دور می بینم. از دور هم دوست داشتنی است این مرد. نزدیک که می شود با همه دست می دهد؛ آشنا و غیر آشنا. موقع ورود، شناسنامه را در می آورد تا نشان بدهد و هویتش را اثبات کند. مأمور حفاظت شناسنامه را ندیده بر می گرداند و می گوید بابا هر روز سحر داریم می بینیم تان دیگر. یعنی مطمئن است که او همان کسی است که باید باشد. یک هیچ به نفع اسفندقه
دو صفتی که امام علی (ع) از نوجوانی تا شهادت با خود همراه داشت
به وادی نیستی و هلاکت بکشانیم.(3) این خلاصه ی زندگی امیرالمؤمنین در آن دوران بیست وسه ساله است. فرزندان علی، همسر علی، همین امام حسن مجتبی که امروز به یاد او هم حرف خواهیم زد در همه ی دوران زندگی پدر و مرد خانواده هیچ ماهی نگذشت که او در لباس جنگ نبینند، او را در معرض خطر مشاهده نکنند. اما امیرالمومنین بر این همه صبر کرد، مقاومت کرد، راه خودش را پیمود تا این که درخت اسلام سرسبز شد و ساقه
شب شاعران بی دل مراسم شب شعر در حضور رهبر انقلاب اسلامی
اینجا بهشت روی زمینِ فرشته هاست/ از کوی تو فرشته به اکراه می رود خورشید در طواف حرم؛ وه! چه دیدنی است/ هر شب به پای بوسی آن ماه می رود باب الجواد راه ورودی به قلب توست/ حاجت رواست هر که از این راه می رود دو اثر جمعیت ارباب وفا و شب پانزدهم از سری دیدارهای شعرا با رهبر معظّم انقلاب اسلامی است که در نیمه ماه مبارک رمضان مصادف با شب ولادت امام حسن مجتبی(ع) در سالهای 1390 و 1388 توسط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر شده است. علاقه مندان برای تهیه ی این کتب و لوح فشرده مراسم های شعرخوانی نزد معظّمٌ له می توانند اینجا را کلیک کنند. پایان پیام/ 37 ...
آرزویم این است که هیچ جنگی هیچ جای دنیا وجود نداشته باشد
نصفه نیمه دارم که دوست دارم اینها را حتما انجام بدهم . و در ترجمه هم یک مجموعه از کارهای "هانری مشونیک" تا حالا از نشر چشمه منتشر شده است، و پروژه ای دارم که خیلی دوست دارم انجامش بدهم و آن هم اینکه بتوانم یک مجموعه ای از کارهای شاعران فرانسوی هم نسل خودم را به زبان فارسی ترجمه کنم و امیدوارم بتوانم آنها را برای اولین بار به مخاطب فارسی زبان بشناسانم. و در زمینه ترانه هم با "محسن شریفیان" تجربه
کودکی ممنوع! / جایی در قلب هرندی برای کودکان می تپد
پله های رنگی انجمن را یک به یک بالا می روم؛ از پنجره طبقه پنجم بیرون را نگاه می کنم و هرندی را پر از آسیب می بینم. سراغ کودکان حاضر در انجمن که می روم، کودکانی آفتاب سوخته می بینم که می خواهند کودکی کنند اما چهره آسیب در این محله به آن ها لبخند می زند و راه را بر آن ها می بندد. فضایی برای کودکی کردن در هرندی نیست. شاید دلخوشی این کودکان هم همین پله های رنگی انجمن حمایت از کودکان کار است که در آنجا سواد و هنری یاد بگیرند و کمی بازی کنند. به گزارش مهرخانه ، اوایل روز است. مردم یک به یک شروع به خروج از خانه ها کرده اند. ماشین شه ...
متن و حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
دور می بینم. از دور هم دوست داشتنی است این مرد. نزدیک که می شود با همه دست می دهد؛ آشنا و غیر آشنا. موقع ورود، شناسنامه را در می آورد تا نشان بدهد و هویتش را اثبات کند. مأمور حفاظت شناسنامه را ندیده بر می گرداند و می گوید بابا هر روز سحر داریم می بینیم تان دیگر. یعنی مطمئن است که او همان کسی است که باید باشد. یک هیچ به نفع اسفندقه. اما یک دفعه کارت دعوت از او می خواهد ! درست است که در اسفندقه بودن
تلطیف واقعیت در استفاده درمانی از داستان گویی
زندگی همه با یک داستان شروع می شود با یک آشنایی، یک تولد با اتفاقات و خاطره ها با قصه های تودرتو. اگر به کلماتی که با دیگران، نزدیکان، دوستان، همسر، پسر، مادرمان و... ردوبدل می کنیم خوب دقت کنیم، می بینیم که هرروز در حال شنیدن و یا گفتن یک داستان هستیم، اتفاقات روزمره، یک احوالپرسی ساده، وقتی برای فرد دیگری تعریف می کنیم رنگ و بوی قصه یا ساختاری داستان گونه دارد و حتی آن حکایت هایی که خیلی زود فراموش می کنیم. جایی گوشه ذهن ما خواهند ماند.
حاشیه دیدار رمضانی شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی
یکی از مسئولین خودش پیگیر کارم می شود و زنگ می زند این ور و آن ور، و وقتی از توی لیست بودن اسمم مطمئن می شود، راهم می اندازد. جلوی درِ بعدی، مرتضی امیری اسفندقه را از دور می بینم. از دور هم دوست داشتنی است این مرد. نزدیک که می شود با همه دست می دهد؛ آشنا و غیر آشنا. موقع ورود، شناسنامه را در می آورد تا نشان بدهد و هویتش را اثبات کند. مأمور حفاظت شناسنامه را ندیده بر می گرداند و می گوید بابا هر روز
رمان زنده است
که به سراغ ترجمه اش نروم چون این اثر خیلی آلمانی است. اما من خودم تصمیم گرفتم و وقتی می خواندمش دیدم که اتفاقا خیلی با فضای جامعه ما همخوانی دارد. در صحنه ای از رمان، یک تابلوی تبلیغاتی دیده می شود که در آن آمده اجناس لعابی، فرش آلمانی، فرش ایرانی با اقساط دوازده ماه . این اقساط دوازده ماهه من را یاد ایران امروز می اندازد. برلین میدان الکساندر جزو رمان هایی است که به رمان شهر مشهورند. این رمان
روشنفکر ما همیشه مضطرب بوده است
انجام گفت وگو درباره احمد شاملو داشتم که در آن دیدار، طرح تدوین شناختنامه را با او در میان گذاشتم که پذیرفت. در این اثر سعی کرده ام به همه جوانب زندگی و آثار کیمیایی بپردازم. کتاب با نامه ای به دست خط کیمیایی خطاب به من آغاز می شود که این نامه به شکلی نشان می دهد تألیف کتاب با توافق او بوده و همچنین تشکری است از اینکه چنین کتابی درباره او منتشر می شود. در این کتاب علاوه بر مقدمه، سالشمار
به مناسبت روز جهانی صنایع دستی انسان صنعت دستی خداوند است
ریشه تکنیک امروزی است به معنای ساختن و درست کردن. این ترجمه در اوائل نهضت ترجمه صورت گرفت و مترجمان مسلمان تخنه را به صناعت و فن ترجمه کردند امروزه در کشورهای عربی از اصطلاح فن برای هنر استفاده می کنند در کشورهایی چون تاجیکستان و ترکیه نیز اصطلاح صناعت و صنعت را برای هنر بکار می برند در کشور ما نیز هنرهای صناعی یا صنایع دستی، اصطلاحات آشنایی هستند. اما نکته مهم این که ترجمه ای بودن اصطلاح
درباره تماشاچیان حمله داعش
فرضا به من گفتند بیا و وجود تو کمک کننده است، در عرصه های عمومی مشارکت می کنم، همبستگی اجتماعی من زیاد می شود و وفاق جمعی من افزایش پیدا می کند. همه اینها می شود سرمایه اجتماعی و این یک فرآیند است و باید تلاش شود تا برای چیزی که فروریخته است، بنای بهتری نهاده شود و درست شود. *حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو زمان زیادی طول کشید و آواربرداری و تخلیه آوار آن برج هم حدود 10 روز زمان برد. در
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
همرزمانشان جلو رفته بودند و به طور مداوم با آتش قبضه 107 مواضع دشمن را مورد هدف قرار داده بودند که نیروهای دشمن موقعیت آنان را شناسایی کرده و در نهایت با پرتاب موشک(کورنت)، پدرم و همرزمانش مورد اصابت قرار گرفتند که در پی آن پدرم در اثر شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل آمد. و حرف آخر ... و در آخر اینکه خانواده ما 5 تن از اعضای اصلی خانواده رو در این راه تقدیم نظام و انقلاب
وقتی برژینسکی تقریبا وزیر امور خارجه ایران شد
تریتا پارسی/ ترجمه: روزبه آرش دیپلماسی ایرانی : هرگز فراموش نمی کنم که او چگونه در طول دفاع پایان نامه ام مرا زجر داد. هر بار که به موضعی در برابر او دست پیدا می کردم، او مسئله را تغییر می داد و خطی جدید از پرسش ها را مطرح می کرد؛ اما بدون شک به یادماندنی ترین گفت وگوی من و او بر سر میز ناهاری شکل گرفت که چند سال پیش با هم صرف کردیم، زمانی که او به طور ناگهانی از من پرسید: آیا می
واپسین مرد عوام فریب
نمی کنند صاحبان قدرت را به سبب آنچه بر اثر اعمال این سیاست ها پیش رویشان قرار داده اند از صحنه قدرت کنار بزنند. نمی توانم تصور کنم سرانجام این سیاست ها چگونه خواهد بود. آیا شما نسبت به آینده سیاسی مان خوش بین هستید؟ ما باید در برابر این بازگشت و سیر قهقرایی که ظهور کرده است ایستادگی کنیم و از اهمیتش بکاهیم. برچسب های سیاسی ای که برای جداسازی و تفکیک کردن به کار می روند، ریشه در رنج و ترس دارند. توصیف شما درست است، ما به یک پرتگاه خیره شده ایم و باید از این خیرگی روی برگردانیم و سعی کنیم چیزی مثبت از آن ارائه کنیم. این چالش اصلی قرن بیست ویکم است. ...
مردم شام به دنیا آزمند و جامعه عراق به آخرت دل بستند/ اهل یقین و صاحب فضیلت نبوّت
/> *فضائل اهل بیت (ع) و عترت پیامبر(ص) *ترجمه: شهر شام را از من می خواهی و من چیزی را که دیروز از تو منع می کرده ام امروز به تو نخواهم داد. امّا اینکه می گویی که جنگ، عرب را خرد و تباه کرد و اکنون او را جز نیم نفسی نمانده است، بدان که هر فرد که در راه حق کشته شده به بهشت رفته و هر که در راه باطل جان باخته به جهنم، اما این سخن تو که ما در جنگ و مردان جنگی برابریم، چنین
یادی از شهدای مدافع حرم در دیدار حضرت ماه
راه است چنان عیدی که می آید پس از اسفند، فرزندم! مهیّا کن زمین را تا "فرج" نزدیک تر باشد به قدر وسع خود، با "ندبه "ای هرچند، فرزندم! دعا کن پاره ی قلبم! دعای تو اثر دارد دلت پاک است، نور چشم من! دلبند! فرزندم! بیاید کاش روزی که تمام مردم دنیا بروید روی لب هاشان گل لبخند، فرزندم! آرزو سبزوار قهفرخی
به یاد هدی صابر که برای کودکان فقیر زاهدان امید آورد
، به خاطر این بود که من هم مثل مارکز نمی توانستم فلاکت ها و بدبختی های اطرافم را ببینم و بی خیال آنها شوم. اما تفاوت سیاسی شدن در اینجا و جایی که مارکز به دنیا آمده، این است که گابریل گارسیا مارکز توانست هم فعال سیاسی شود و هم کتاب هایش را بنویسد و چاپ کند و کلی جوایز ببرد و با وجودی که سرطان داشت بالای 90 سال عمر کند و فرصت داشته باشد وصیت نامه به آن خوبی بنویسد و در آن از افسوس هایش برای اینکه
شوق به ادبیات فارسی در غربی ترین سرزمین آفریقا
مانده است و یکی از مدارس سنگال را به نام وی نامگذاری کرده اند تا نامش ماندگار بماند. آنچه در ادامه میآید، ترجمه صفحه نخست این رمان است که در آینده نزدیک، متن کامل آن در ایران منتشر خواهد شد و متن ذیل، اختصاصاً در اختیار ایران قرار گرفته است. نامه ات به دستم رسید. در پاسخ آن، دفتری را باز میکنم که درآن آشفتگی هایم میجوشد. دوستی قدیم ما به من آموخت که همدردی مرهمی برای رنج من است. حضور تو در
درباره سازندگان، نویسندگان، فروشندگان و خریداران برگه های فال حافظ
/> ما همه نوع پاکت تولید می کنیم؛ پاکت نامه، پاکت آجیل، پاکت قهوه، پاکت های فانتزی، پاکت پول، فال حافظ هم که... برگه های فال را می بینم که یکی یکی روی هم گذاشته و تا می زند. بعید می دانم امروز دیگر مثل گذشته ها مردم دنبال لسان غیب و چشم دل باشند. بیشتر به زبان ساده حرف می زنند و به چشم سر می بینند. برادر فال ساز هم می گوید که: دیگه مثل گذشته ها نیست. خب ما خیلی وقته تو بازار هستیم. حاج
گزارش کاملی از شعرخوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب
دنیا به شوق دوست می شد گذشت... وسوسه اما نمی گذاشت این قدر اگر معطل پرسش نمی شدم شاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشت دنیا مرا فروخت ولی کاش دست کم چون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشت شاید اگر تو نیز به دریا نمی زدی هرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشت گر عقل در جدال جنون، مرد جنگ بود ما را در این مبارزه تنها
چه کسی نام حماس را انتخاب کرد
. بعد در آخرین برهه چه شد؟ از سلاح استفاده شد. یعنی سلاح بلافاصله از آغاز انتفاضه [به صحنه] نیامد. نه، مدتی زمان برد. تقریبا دو سال تا سه سال زمان برد تا استفاده از سلاح شروع شد. چون سلاح واقعا کمیاب بود... *دو سال تا سه سال در کرانه ی باختری اینطور بود ولی در غزه زودتر از این بود. -بله درست است. *یعنی غزه همیشه در همه ی تحرکات خاص خودش، جلوتر [از کرانه باختری] بوده
از هشدار نسبت به فتنه تا یادی از مدافعان حرم
/> برایت آرزو دارم که قلب مهربانت را به عشق آل پیغمبر(ص) زنی پیوند، فرزندم ! که اینان خوب تر از خوب تر از خوب تر از خوب که اینان در زمین هستند بی مانند، فرزندم ! و بی شک می رسد یک روز موعودی که در راه است چنان عیدی که می آید پس از اسفند، فرزندم ! مهیّا کن زمین را تا "فرج " نزدیک تر باشد به قدر وسع خود، با "ندبه "ای هرچند، فرزندم ! دعا
اتفاقات جایزه جلال ناراحتم نکرد
به گزارش بولتن نیوز، مجموعه داستان بالای سر آب ها ی شرفی خبوشان، برنده کتاب سال دفاع مقدس و کتاب موهای تو خانه ماهی هاست برگزیده پنجمین جشنواره داستان انقلاب شده بود. البرز و ون گوگ رمان عاشقی به سبک ون گوگ پنجمین اثر اوست که موضوعی پیرامون پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال 1357 دارد. این رمان در چهار فصل است. البرز نامی است که ارباب، خسروخانی روی او گذاشته و باهوز نامی است که شخصیت نخست رمان، خود برای خود انتخاب کرده است و جالب این که خواننده با
سنجش خردمند ناب
شود. اگر تاریخ را بیش از این نکاویم، در میان انبوه آثار دکتر فولادوند به ادبیات می رسیم. به ویژه رمان، و داستان هایی که سرنوشت انسان هم روزگار و سرشت عواطف و افکار را بازتاب دهد. ترجمه درخشان رمان آمریکایی آرام اثر گراهام گرین، و نوول پلیسی جنایی قول نوشته فریدریش دورنمات، به تنهایی برای درک منزلت ایشان در میدان ادبیات کفایت می کند. رمان و ادبیات داستانی، بخش مهمی از کنش های فرهنگ معاصر و
هنرمند راستین پاک و پیراسته است/ تقدم آزادگی بر آزادی
که نقاط قوت یا ضعف آن را در یابیم. پدیده هشتم ترویج اثر هنری است. در زندگی هر هنرمند با برخی یا همه این پدیده های هشت گانه بر می خوریم. البته پدیده های دیگری نیز در زندگی هنرمند هست، اما تعمدا به این 8 پدیده پرداختم، زیرا اینها پدیده هایی است که کسی که این پدیده ها را در خود می یابد، هنرمند است اما امور دیگری هم در عالم هنر هست که لزومی ندارد کسی که با آن پدیده ها سر و کار دارد، خودش هنرمند باشد
روایت امبرتو اکو از تاریخ زشتی در صدر پرفروش ها
ترجمه عرفان ثابتی از نشر ققنوس، اثر مرکب نوشته رابرت گرین، جوست الفرز با ترجمه فرناز کامیار از نشر شریف، نامه های روسی نوشته آستولف لویی با ترجمه باقر پرهام از نشر مرکز، آنارشیسم نوشته جرج وودکاک با ترجمه هرمز عبداللهی از نشر چشمه و هنر شفاف اندیشیدن نوشته رولف دوبلی با ترجمه عادل فردوسی پور از نشر چشمه از دیگر آثار حاضر در فهرست 10 کتاب پرفروش حوزه علوم انسانی در هفته گذشته بودند. ردیف