سایر منابع:
سایر خبرها
این زن دوبار سرطان را شکست داده است
را می دیدند و ناراحت می شدند؛ به خاطر همین همان روز ماشین ریش تراشی پدرم را برداشتم و رفتم حمام . به مادرم گفتم موهایم را از ته بزن. اینجوری راحت ترم. قیافه جدید رویا بعد از این اتفاق برای خودش هم عجیب بود : سخت بود اما با این قیافه جدید هم خیلی زود کنار آمدم ، مهمانی می رفتم ، پارک، سینما، چندتا کلاه گیس هم خریدم که هنوز دارم شان...حتی با سرتراشیده عکس هم انداختم...خاطره است دیگر هنوز
روایت جدید نجات یافتگان از حملۀ داعش به مجلس
یکسری کارهای شخصی به تهران آمده بودم. حدود ساعت 10 و 30 دقیقه روز چهارشنبه در تقاطع خیابان بهارستان و مجاهدین در ضلع شمالی مجلس به صورت پیاده در حرکت بودم که دیدم وضعیت امنیتی شده و جلوی تردد خودروها را گرفته اند. با توجه به سابقه نظامی که دارم کنجکاو شدم و رفتم تا از نیروی انتظامی مجلس بپرسم چه خبر شده است، ظاهراً مدتی از ورود تروریست های داعشی به مجلس گذشته بود. شنیدم وارد سالن انتظار مراجعان
استاد ادبیات:نتیجه سخت گیری تحصیلی پرورش شخصیت هایی چون زرین کوب است
لیسانس رفتم و درس دادم، زمانی بود که 15 سال سابقه تدریس داشتم، اما الآن در دانشگاه ها وقتی عضو هیات علمی جوانی استخدام می شود، از همان آغاز به دنبال این است که در دوره فوق لیسانس درس دهد؛ فرق می کند که دوره فوق لیسانس یا دکتری دانشگاه اعتبار خود را از وجود استاد بگیرد یا استاد اعتبار خود را از تدریس در دوره فوق لیسانس و دکتری به دست آورد. بین این دو تفاوت از زمان تا آسمان است و با کمال تأسف وجه
هیس؛ کودکان فریاد نمی کشند
لیلا مقیمی چشم های خاکستری اش تر می شود موقعی که از آن روز می گوید. حالا 10 سال از آن ماجرا می گذرد؛ اما تصاویر تلخ و اسفناک آن روز جهنمی، هنوز بیخ ذهن سارا چسبیده و رهایش نمی کند. گاه کابوس شب هایش می شود و گاه سایه ای وهم انگیز که رهایش نمی کند و پا به پایش قدم می زند. امرداد که بیاید، سارا 20 سالش تمام می شود. 20 سالی که ده سالش را با ترس و دلهره گذرانده است: ظهر که مدرسه تعطیل شد
از تحلیل جغرافیای کار کودک تا معیشت کودکان زباله گرد
شعار سال : در این روز حتی اگر اقدام موثر و راهگشایی در جهت کاهش آلام این کودکان از سوی برخی مسئولان و مردم صورت نگیرد اما حداقل آن اینست که با بازتاب های رسانه ای و انعکاس واقعیت حضور آنان در اقصی نقاط دنیا، بسیاری این آسیب را نه درک، بلکه می شنوند و می خوانند؛ در ایران نیز هرچند در دولت یازدهم با احیای شورای عالی کودکان پس از هشت سال وقفه، ساماندهی کودکان کار و خیابان در دستور کار قرار گرفت اما
مواجهه با افراد ریشو پس از عملیات تروریستی داعش
هنگام عملیات تروریستی ریش ندارند و شیش تیغه هستند، پس به ما ریشوها وقتی ساک ورزشی یا کیف چرمی دست داریم، به چشم بد نگاه نکنید! خداوکیلی، کلاه تان را قاضی کنید! ریش بلند ترسناک است یا سبیل استالینی که هنوز که هنوز است مد و عرف خیلی از ایرانی ها است؟! ریشوها و خاورمیانه ای ها سهیل جان نثاری: من ریشو نیستم اما سیزدهم نوامبر 2015 ریش بلندی داشتم. شب، 9 مرد مسلح در
ریش هراسی پس از حمله تروریستی تهران
بلند ترسناک است یا سبیل استالینی که هنوز که هنوز است مد و عرف خیلی از ایرانی ها است؟! ریشوها و خاورمیانه ای ها سهیل جان نثاری: من ریشو نیستم اما سیزدهم نوامبر 2015 ریش بلندی داشتم. شب، 9 مرد مسلح در پاریس دست به کشتار زدند. شوک خبر که گذشت، اولین پرسشی که از ذهنم گذشت این بود: ریش ها بمانند یا بروند؟ چند ماه قبل تر، بعد از حمله به دفتر شارلی ابدو، خیابان های شهر برخلاف همیشه
پریود نشدن بعد از زایمان، علت
سوال مخاطب نی نی بان: دو ماه و نیم زایمان کردم تا چهل روز لک خون میدیدم بعدش قرص ضد بارداری میخوردم الان یه هفته دیگه قرص نمیخورم. چرا هنوز پریود نشدم؟ پاسخ دکتر کتایون برجیس، جراح و متخصص زنان و زایمان و فلوشیپ نازایی: دوست عزیز، باید توجه داشته باشید احتمال بارداری بعدی بعد از بارداری با وجود احتمال کم آن، صفر نیست. پس بهتر است برای اطمینان یک تست بتا انجام دهید. در ضمن زیر نظر متخصص باشد و مراقبت های لازم را انجام دهید. هر دارویی داستان خاص خود و شرایط استفاده خود را دارد و ممکن است درست مصرف نکردن آن سبب عوارض خاصی گردد. ...
مرزها برایم کم رنگ شده اند
به دوشی و هر روز از یک تحریریه به تحریریه ای دیگر کوچ کردن آزارم می داد. می خواستم دنیایم بزرگ تر شود. سال 2000 به فستیوال عکسی در جنوب فرانسه رفتم. عکس هایم را چاپ کردم و بردم و به ادیتورها نشان دادم. کسی هم تحویلم نگرفت. شاید چون همه عکس ها خبری بودند و به هرحال باید به عنوان یک عکاس تفکر پشت دوربین را در عکس ها نشان می دادم که ندادم. اما آقایی از آژانس عکس پولاریس شماره و ایمیلم را گرفت و بعد از
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
پلیس بود فلذا هیچ کس جرات نمی کرد آنجا حکومت نظامی را برقرار کند.در امامزاده شان که امامزاده سبز قبا می گفتند منبر می رفتم، جمعیت می آمدند و سه روز آنجا منبر می رفتم. در خمینی شهر زمانی که مجسمه شاه را پایین آوردند منبری انقلابی شان در واقع من بودم که مجسمه شاه را پایین آوردند. شب یازدهم محرم بود که یک پاسبانی خبرها را برای ما می آورد و به ما می گفت که چه کسانی را می خواهند بگیرند و
از بالاده تا تکیه بر مسند وزارت بهداشت / مصاحبه با چهره ماندگار کشور
شیراز آمدند و سخنرانی کردند و فرازی که از سخنان ایشان هنوز در ذهن من است، این بود که ایشان می گفتند رادیو و تلویزیون را به ما بدهید ما دنیا را مسلمان می کنیم خیلی روی این موضوع که ما می توانیم این کار را بکنیم تاکید می کردند. این دوران گذشت تا اینکه من وزیر بهداشت شدم و آیت الله یزدی رئیس قوه قضائیه شدند. ایشان کسالتی داشتند و من رفتم تا ایشان را ببینم و من به آیت الله یزدی صحبت های گذشته شان را
بنیامین بهادری ممنوع الکار می شود؟!
مجوز این اثر تلاش کردم و حتی یک نه به من نگفتند. همیشه نوعی توصیه های دوستانه بوده که مثلا ما خودمان این اثر را دوست داریم و استقبال می کنیم، ولی شاید مناسب نباشد و با همین روش من هرگز پاسخ درستی نشنیدم. بعد می بینیم که روز جمعه بیانیه صادر شده که بنیامین بهادری این اثر را در آمریکا تهیه و تولید و منتشر کرده است! این رفتار واقعا در شان مسئولین موسیقی کشور نبوده و نیست. من هنوز متوجه این رفتار
واکنش ها به گزارش خیابانی: گل خوشبو!
و گل مساوی ازبکستان یعنی کار ما کمی سخت بشه هههههه دو بار گفت مارشاریپوف سال دیکه با کیسه خواهد بود. کی گفته حالا؟؟؟ مذاکره نکردند هنوز هههه شما اول درست نوشتنو یاد بگیرید گلم... بابا باسواد قهرمانی چهارم بارسلونا لیگ انگلیس بازی مالکانه و از همه مهمتر متخصص 6 تایی شدن لنگی احمق انگار یادت رفته که 5تتتتتتتا از تیم خیلی
تانکر دوغ خنک از وسط یک گردان تشنه سردرآورد!
علیرضا محمدی عملیات بیت المقدس7 در تاریخ 23 خردادماه 1367 یکی از آخرین تک های بزرگ رزمندگان کشورمان پیش از اتمام جنگ تحمیلی بود. این عملیات در شرایطی انجام گرفت که از آغاز سال 67 ارتش عراق حملات سنگین و دامنه داری را به مواضع از دست رفته اش در فاو و شلمچه و... ترتیب داده بود. حملاتی که منجر به بازپس گیری مناطقی شد که با نثار خون شهدای بسیاری به دست آورده بودیم. بنابراین فرماندهان تصمیم
گفتگو با قربانیان اسیدپاشی اخیر در جنوب تهران
رویم آب جوش ریختن... یه موتوری اومد آب جوش ریخت... ما سوختیم... . این ها را ثنا دختربچه چهار ساله می گوید که چهار شب قبل در پارک فداییان اسلام در جنوب تهران به همراه مادر و برادر و چند نفر از همسایه های شان مورد حمله اسیدپاشی قرار گرفته است. افزود: ثنا دختری ریزاندام است؛ حتی کوچک تر از چهار سال نشان می دهد و چشم هایش ترسیده است. هنوز هم اسید را فقط به لفظ شنیده و فکر می کند اسید چیزی
فضای مجازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی
بارها از تریبون های مختلف درباره افزایش و گستردگی آن در بطن جامعه هشدار دادند. موضوعی که سبب شد تا روزنامه های امروز در یادداشت ها و گزارش هایی به آن بپردازند. روزنامه آرمان در گزارشی با عنوان کمپین طاقت برای بچه های طلاق نوشت: فکر کردن به حرف ها و نگاه های مردم و جدایی پدر و مادرم باعث شد در یک شب چند بار پشت سر هم قرص مصرف کنم و این مساله منجر به این شد که بنده یک هفته در کما بوده و یک
فتاح: رنج تورم یا رکود ناشی از سوءمدیریت ها به محرومان جامعه منتقل می شود
رهبر انقلاب در دیدار با سران قوا و مسئولان کشور همه مسئولان را به کار فوق العاده و مضاعف و نشناختن شب و روز در کار برای رسیدگی به محرومیت ها و آسیب های اجتماعی سفارش کردند. در این میان کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان نهادی که وظیفه مستقیم رسیدگی به محرومان را عهده دار و بیش از سایر نهاد های اجتماعی با مسئله محرومیت ارتباط دارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر همین اساس پایگاه اطلاع رسانی
سعید شهروز: آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم
/> تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم پسرای مشرقی بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت 12 به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت 4 عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر
درآمدی از جنس فقر با دستان کوچک کودکان کار در خیابان های نصف جهان
ماشینم تکیه زده بود و وقتی می خواستم ماشین را روشن کنم نزدیک آمد که پول بگیرد، با یک لگن کوچک و درب و داغون به دست. به او گفتم چیزی می خوری؟ سرش را به نشانه تایید تکان داد، رفتم برایش یک موز گرفتم، پوست کندم و دادم؛ خیلی خوشحال شد، چشمانش برای یک لحظه پر از حسی شد که نمی دانم اسمش را چه بگذارم، وقتی خواستم بروم برایش بوق زدم، او هم برایم دست بلند کرد. وی ادامه داد: بیشتر از
چند روایت از زندگی مردم موصل در زمان داعش
/> ویدئوها توسط موبایل ضبط شده است و برخی از جنبه های زیست زنانی که به زندگی نرمالی باز می گردند را نشان می دهد، مغازه ها یک بار دیگر فروش لباس و لوازم آرایش را از سر گفته اند. هر چند زنانی که در شهر زندگی می کنند می گویند میراث حکمرانی داعش در شهر هنوز پابرجا است. 1- کنترل زنان مها - 36 ساله - محله الظهور هرگز آن روز هولناک و بلایی که در خیابان به سر یک دختر بچه هفت ساله آمد را
ترکش ها هنوز ترکمان نکرده اند
/> روایت سوم عاشق شعر و ادبیات هستم. به کتابخوانی علاقه زیادی دارم. بیشتر رمان می خوانم. از دوازده سالگی شروع کردم به نوشتن شعر. اوایل شعرهایم خیلی غمگین بود. یک روز تمام شعر هایم را جمع کردم و همه را سوزاندم. چند سال پیش دوباره احساس کردم که باید بنویسم و باز رفتم سراغ شعر با این تفاوت که این بار به جای نوشتن روی کاغذ، شعر ها را در گوشی تلفن همراهم می نویسم. این طوری بیشتر راحتم. شعر هایم بیشتر
یک سال قبل از شهادتش، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم ...
: این اتفاق برای من افتاد و شب خواب پدرم را دیدم، یک صف طولانی بود تمام اموات خودم و مادر مادرم هم که فوت شده بودند همه آنجا بودند، پدرم آمد گفت: اصغر تو یک کاری کردی که باعث شده آقایی آمد یک نامه ای داد و گفت این نامه از طرف امام موسی کاظم (ع) است بگذارید اینها از پل عبور کنند و بروند. می گفت: من مزد این کارم را گرفتم و برای پدر و مادرم کاری انجام دادم. شهید فلاح پیشه در کنار همسرش
گفت و گو با کاوه آفاق ؛ ستاره جوان و جنجال آفرینِ عاشق وطن
هنرهای تجسمی دنبال کرد. آقای آفاق، شاید الآن پس از گذشت بیش از یک سال از آلبوم "با قرص ها می رقصد" فرصت خوبی باشد که در مورد بازخوردهای این آلبوم صحبت کنید. آلبوم چقدر راضی تان کرد و آیا به خواسته های تان از آن رسیدید؟ شما از هر خواننده ای بپرسید که بازخورد آلبومش چطور بوده، قطعاً می گوید که عالی بود. من هم واکنش های خوبی از آلبومم دریافت کرده ام، اما طبیعی است هنوز به نهایت
گفتگو با خانواده تنها شهید گیلانی عملیات تروریستی داعش
از خواب بیدار شد، پریشان بود. گفت خواب دیدم دخترم رفته سر کوچه و او را دزدیده اند. دوتایی صلوات فرستادیم و با هم روی طاقچه صدقه گذاشتیم. گفت امروز اجازه نده زینب از خانه بیرون برود. زینب را که هنوز نخوابیده بود، بغل کرد و بوسید و دور خانه چرخاند. هی می گفت دختر بابا و ناز و نوازشش می کرد. بعد رفت بالای سر محمد پیشانی او را هم بوسید و از خانه بیرون رفت. هنوز چند دقیقه از خانه بیرون نرفته
ارتباط معراج و کربلا در سخنان محمدرضا سنگری/ ما هنوز این دریا را نکاویده ایم
می گوید: من می دیدم که از حلقه های جوشن حسین، خون می جوشید. یا وقتی خاک روی لبانشان می نشست نفس می زدند، خاک برمی خاست. این قدر لب ها خشک شده بود. لب ها از عطش، ترک برداشته بود. امام سجاد(ع) می فرماید: یک لحظه متوجه شدم، پدرم، دندان به سیب زد و فهمیدم لحظه ی شهادت پدرم فرا رسیده است. روز یازدهم صبح زود که سپاه دشمن، پس از هلهله ها و شادی های فراوان شب قبل خسته و خوابیده بودند، من خودم
با اشک روضه شفا گرفتم / اگر دین مردم کمرنگ تر می شود ما اهل منبر مقصریم
جمع می کردم و به زیر صندلی می رفتم تا مردم اذیت نشوند. تا سال 65 این رویه ادامه داشت؛ یک روز در مدرسه آقای مجتهدی که هنوز قرص های قوی اعصاب می خوردم به ناهاری دعوت شدم که حاج آقا گفتند این ناهار امروز برای کسی است که با سرطان به این مجلس آمد و من گفتم اشک چشم خودتان را به موضع دردتان بمالید خوب می شوید. بنده خدا هم سرطان غده مغزی داشت همین کار را کرد و خوب شد و این ناهار مربوط به بهبودی اش است
اگر آمریکا وجود ندارد
را بگویم، یک دلخوری حل نشده از جنگ برای من باقی مانده، هنوز هم این دلخوری خیلی جدی در زیر لایه های روحم وجود دارد و آن سقوط خرمشهر و عدم حمایت کافی مرکز از بچه های مدافع شهر بود. ولی به هر صورت آن چیزی که به وقوع پیوست همان است که اتفاق افتاده! همان روز که صدام حسین اعدام شد من در خانه خرمشهرمان بودم؛ با شنیدن این خبر ناگهان احساس کردم آدمی که از ته دل سال ها مرگ او را می خواستم با یک وقفه
روشنفکر ما همیشه مضطرب بوده است
اصلا شکلش فرق کرده؛ زمانی مسئله ای واقعی بود و حال تبدیل به یک امر زینتی شده است. به قول مائو، دانشجویی که سیاسی نباشد به هیچ وجه دانشجو نیست و این جریان ممیزی هم همین تعریف را دارد. من تمام منابعی را که داشتم در اختیار آقای ساوجی قرار دادم و هر سؤالی که پرسیدند، جواب دادم. من یادم است بعضی وقت ها که می رفتم به خانه ام، در خانه را مهدی مظفری ساوجی روی من باز می کرد. یعنی هیچ سانسوری در کار
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
گروه حماسه و مقاومت رجانیوز - کبری خدابخش: شهید یعنی : به خیرگذشت... نزدیک بود بمیرد. تو، چه می کنی، این میانه خون برادرم...؟! برای بیداری ما...؟! یادم رفته بود ... شهید بیدار می کند... شهید دستت را می گیرد... شهید بلندت می کند... شهید، "شهیدت" می کند... فکه و اروند یا دمشق و حلب... یا صعده و صنعا...! فرقی نمی کند... شهید، شهیدت می کند؛ باورنمیکنی...؟ بیدار که بشوی، جاده خاکی انحرافی رفته را برمی