سایر منابع:
سایر خبرها
خانه ای که 30 سال مکان عبادت شب های قدر مردم است
ماه محرم 5 روز را روضه می خواندیم که البته با بهتر شدن وضعیت مالی این 5 روز به 15 روز افزایش پیدا کرد و تعداد خیلی زیادی از ساکنین خرمشهر مهمان روضه های ما می شدند. وی افزود: بعد از جنگ ایران و عراق و از دست دادن کل داراییمان به شهر خودمان یعنی اردکان برگشتیم و در خانه ای محقر ساکن شدیم که شرایط برای خواندن روضه ابا عبدالله فراهم نبود و یک سال این روضه برگزار نشد اما در اوایل ماه مبارک
شهادت حضرت علی (ع) - امام علی چگونه به شهادت رسید؟
آن بازتان می گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می آوریم آیا ضربت خوردن علی (ع) در محراب مسجد بود؟ روایات متعددی حکایت از آن دارد که امام در مدخل ورودی مسجد (در درون مسجد) مورد حمله ابن ملجم واقع شده است. در نقل های دیگری آمده است که امام در حال بیدارکردن مردم برای نماز بود که مورد حمله قرار گرفت. منابع موجود تاریخی بیشتر اشاره به نقل نخست کرده اند. در برابر روایات
روایت شجاعت بارز رزمندگان فاطمیون در سوریه
عربی بلد نیستم، فکر کردم از غذا حرف می زنند." از حرف هایی که در خلوت و به دور از چشم دیگر بعثی ها به من گفت فهمیدم او از دوستداران امام خمینی(ره) است. می گفت: "من مجبور هستم اینجا بمانم. هشت سال در نظام هستم و برادرم در پادگان خوچان اسیر است." گفت: "ولی حواست باشد که در بازجویی ها پاسدار بودنت را قبول نکن و اگر قبول کردی کارت تمام است." بعد از مدتی ضعف شدید گرفتم و بیهوش شدم.
اسلام داعش با اسلام اصیل تعارضات اساسی دارد/ سرخوردگی از وضع موجود از عوامل جذب به داعش/ فعالیت مبلغان ...
به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، دولت اسلامی در عراق و شام که با عنوان داعش شناخته شده است، با تفکرات افراطی و تروریستی خود که کاملاً در تعارض با اسلام است، در سال های اخیر با حمایت های رژیم آل سعود و آمریکا در کشورهای همسایه و دیگر مناطق جهان ناآرامی هایی را به وجود آورده است. خبرنگار ما در راستای بررسی شکل گیری گروه های تکفیری و داعش و دلایل موفقیت این گروه تندرو در جذب نیرو به خصوص
نسل بعدی مروجان علم فضا را در بیرجند آموزش می دهم
احترام آمیزی داشت و همین رفتار باعث جذب خیلی ها به مسجد می شد. ** در کدام مدرسه درس می خواندید معلمی که گفته بودید مشوق شما برای ورود به بحث علم فضا شده که بود؟ دبستان را در مدرسه حکیم نزاری (اگر اسم درست در خاطرم مانده باشد) تمام کردم و بعد وارد دبیرستان شوکتیه شدم. متاسفانه در پایان همان سال پدرم به دلیل بیماری از خدمت معاف شد و ما مجبور شدیم بیرجند و مردم خوبش را ترک کنیم.
جایگاه NPC پس از خصوصی سازی
مسیری که دیکته می کند به نفع کشور و اقتصاد کشور است چکار می کرد؟ شعری مقدم: البته در همان زمان یعنی سال 1345 با مشارکت آمریکایی ها این کارها انجام می شد. حسن تاش: بله اما محور اصلی آن بالاخره همان نفت بود. خوب اگر پول نفت نبود علی القاعده باید مثلا می گفت بزرگان بخش خصوصی را جمع کنید تا من با آنها صحبت کنم ببینم مشکل شان چیست؟ فرهنگ آنها را چگونه بالا ببریم؟ چه آموزش هایی را برای آنها
مرزها برایم کم رنگ شده اند
آنها در همین نمایشگاه هم به نمایش درآمد، این دستخط ها اغلب مال وقت هایی است که سر کلاس بودم، همیشه سر کلاس ها چیزهایی می نوشتم. وقتی به نوشته های آن سال ها رجوع کردم، دیدم من به عنوان یک دختر 16ساله در آن دوران، دغدغه هایم فقط مثل یک دختر 16ساله نبود، دغدغه های جمعی داشتم. هر وقت قلم دست گرفتم تا آنچه در ذهنم جریان دارد را بنویسم، فقط با عصبانیت درباره اتفاقات اجتماع نوشته ام. هیچ دستخطی پیدا
روایتی دست اول از ساده زیستی امام در نجف
مبدأ آشنایی شما با حضرت امام خمینی(ره) در چه تاریخی بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از سال 1337 وارد قم شده و در سن 14 سالگی مشغول تحصیل شدم. زمان مرحوم آیت الله بروجردی بود و از همان زمان که قم آمدیم و نوجوان بودیم با امام آشنایی پیدا کردیم. وقتی درس امام در مسجد سلماسی تعطیل می شد تقریباً خیابان ارم پر از طلبه می شد و می گفتند درس حاج آقا روح الله تمام شده است. درس خارجش تقریباً بعد
هرگاه درباره امام سخن می گفت بی تاب می شد
. این ویژگی را من، چون با ایشان در درس امام هم مباحثه بودم، بیشتر و بهتر از دیگران تشخیص می دادم. من، مرحوم آیت الله خزعلی، آیت الله جنتی و شهید آیت الله سعیدی، حدود هفت سال افتخار حضور در درس اصول امام را داشتیم و همگی آن درس ها را تقریر می کردیم. آقای سعیدی دوره بعد را هم رفتند و همچنین درس فقهی طهارت را که چهار سال طول کشید در درس امام حضور پیدا کردند و آن را نوشتند. همچنین دوره فقه مکاسب امام را
بسته خبری یکشنبه 21 خرداد ماه 1396
, [09.06.17 09:49] yon.ir/1Tjsd وزیر اطلاعات سید محمود علوی :(1) طراح و فرمانده اصلی عملیات تروریستی مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام خمینی(ره) امروز توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) به هلاکت رسید. کشف تیم های تروریستی در اردیبهشت ماه روزانه شده بوده؛ منتها بنا نداشتیم با انعکاس مرتب خبر دستگیری ها آرامش روانی مردم را مخدوش کنیم. مهماتی که از یکی از تیم های
مساجد در حال خالی شدن هستند
برای مردم، پدری است باید بالای سر آنها بود. امام جمعه، محترم، خوب و مقامش محفوظ است؛ اما علمای دیگر هم هستند. در گذشته عالم مسجد پدر اهل محل بود. پدرم 40 الی 50 سال در مسجد فخریه در امیریه نماز می خواند گاهی عقد سه نسل را خوانده بود. به ماجرایی اشاره کنم در دوره ای که پدرم سکته کرده بود و بسیار مریض احوال بود و مقداری از قلب او از کار افتاده و وضعیت وخیمی داشت. در تهران تلفن او را شب ها
با اشک روضه شفا گرفتم / اگر دین مردم کمرنگ تر می شود ما اهل منبر مقصریم
جمع می کردم و به زیر صندلی می رفتم تا مردم اذیت نشوند. تا سال 65 این رویه ادامه داشت؛ یک روز در مدرسه آقای مجتهدی که هنوز قرص های قوی اعصاب می خوردم به ناهاری دعوت شدم که حاج آقا گفتند این ناهار امروز برای کسی است که با سرطان به این مجلس آمد و من گفتم اشک چشم خودتان را به موضع دردتان بمالید خوب می شوید. بنده خدا هم سرطان غده مغزی داشت همین کار را کرد و خوب شد و این ناهار مربوط به بهبودی اش است
چرا احسان علیخانی در آزمون ورودی مدرسه رد شد؟
. در ابتدا به دلیل نداشتن هزینه زندگی، شرایط سختی را سپری کردیم. وقتی از عراق به ایران آمدیم ورشکست شدیم؛ هر جا می رفتم یا نمی شد یا شوهرم اجازه نمی داد کار کنم. صاحب خانه گفته بود که خانه را تخلیه کنیم تا اینکه با خانم جعفری آشنا شدم. وی افزود: بعد از ورود به ایران به دنبال کار بودم که در یک فروشگاه مشغول به کار شدم. در ابتدا خانم جعفری که صاحب فروشگاه بود با من صحبت کرد و به خاطر مشکلات
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
در این ماموریت سخت و بسیار خطرناک پدرم به همراه همرزمانش تا نزدیکی نیروهای تروریستی پیش رفتند و با آتش قبضه راکت انداز 107 (کاتیوشا)؛ که پدرم تخصص فوق العاده بالایی در استفاده دقیق و درست از این سلاح را داشت. چنان آتش سنگینی بر سر نیروهای تروریستی می ریزد که باعث ویران شدن معابر و سنگرها و به هلاکت رسیدن تعداد زیادی از آنان شد که در نتیجه آن شرایط به گونه ای فراهم شد که محاصره شکسته شود و نیروهای خودی از محاصره دشمن آزاد شدند.
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
به گزارش دولت بهار، خیلی ها حاج مهدی منصوری را در قامت یک ذاکر اهل بیت می شناسند؛ مردی که 44سال است حنجره اش را برای امام حسین(ع) و فرزندانش وقف کرده است. می گوید پسر بچه ای هشت ساله بودم که بلندگو به دست گرفتم؛ آن هم به واسطه پدربزرگی که خادم مسجد جامع ابوطالب در خیابان ابن سینای اصفهان بود. منصوری که البته این روزها به 52سالگی رسیده، نقطه اوج مداحی اش را روزهای جبهه و جنگ می داند. او هرچند به
چگونه ریشه داعش را در ایران بخشکانیم؟
جوانان از سوی طرفین درگیر رفته بود، نداشتن یک مرجعیت مذهبی متحد که هم زمان مردم در زیر چتر او جمع شوند و یا مدافع حق مردم باشد به سبب وضعیت تحمیلی بر منطقه مزید بر علت شده بود. پس از گذشت سال ها از حوادث اوایل انقلاب و حذف آتوریته مذهبی و ملی و سیطره آشفتگی ملی و مذهبی و نابسامانی حاکم و عدم تشخیص مشکلات و معضلات مردم یا نبودن رابط یا نماینده دلسوزی که حاکمیت مردم را به هم متصل نماید اوضاع
روایت زنی کارآفرین که همسرش در سوریه مدافع حرم است/ وقتی احسان علیخانی نماز میت بلد نیست
این فروشگاه پرداختند. یکی از خانم ها روایت زندگیش را اینگونه تعریف می کند: من و شوهرم اهل عراق هستیم و در کرکوک زندگی می کردیم. خودم فوق لیسانس حقوق بودم و کار می کردم و همسرم هم نمایشگاه اتومبیل داشت. وضع مالیمان هم خوب بود. تا این که فرزندمان را دزدیدند و برای پس گرفتن فرزندمان مجبور شدیم چندصد میلیون پول بدهیم. این یعنی هر چه که داشتیم. بعد از آن دیگر احساس امنیت نمی کردیم
دلنوشته ای به پاس تقدیر از فداکاریهای شهدای مدافع حرم
اینکه سه سال پیش خبر دار شدم که در راه دفاع از حرم عمه سادات، همچون مولایش امام حسین(ع) لب تشنه و سر از تن جدا، شهید شده.خوشا به حال حسین که بالاخره به آرزوی دیرینه ش رسید، اصلا از همون بچگی هم نوربالا میزد و انگار فقط جسمش روی خاکه و ریشه در آسمان داره . هر جوری بود خودم رو جمع و جور کردم و رفتم که به خانواده ش سر بزنم، توی راه همش یاد شعری میفتادم که حسین هنگام سرکشی از خانواده شهدا با خودش
در کمین تکفیری ها "بینایی ام" را از دست دادم
/> نوروز سال 61 را در خرمشهر و نوروز سال 62 را در ایلام بودم. در عملیات خیبر که در اسفند سال 62 انجام شد، حضور داشته و جانباز شدم. نخستین استفاده شیمایی عراق بعد از آزادسازی خرمشهر در عملیات خیبر بود. در آن زمان وقتی فهمیدند، بنده طلبه هستم، برای روضه خوانی و افزایش روحیه رزمنده ها از من دعوت می کردند؛ البته اصلاً دوست نداشتم لباس روحانیت بپوشم و بیشتر عملیات نظامی انجام می دادم
ایرانی ها در غربت چطور روزه می گیرند؟
کانادا طولانی تر است، اما هوای مناسب این زمان سال کمک بزرگی به روزه داران می کند. در اینجا برای روزه داران احترام زیادی قائل هستند و دیدن این صحنه که دو دوست با دو تفکر متفاوت به یکدیگر احترام می گذارند، خیلی حس خوبی است. در کانادا برنامه های مختلفی در ماه رمضان وجود دارد، معمولا مردم هر کشوری یک یا تعدادی مسجد در سطح تورنتو دارند که میزبان روزه داران هستند، در این میان دانشگاه ها و حتی سازمان های
برادر کجایی؟
زمان جنگ نیز بارها به جبهه رفت. روزهایی را به خاطر دارم که مادرم باردار بود و پدر ما را به خدا می سپرد و به جبهه می رفت. من با وجود سن کم به مادرم دلداری می دادم و می گفتم خدا ما را امتحان می کند و باید صبور باشیم. پدرم بعد از جنگ در بسیج فعالیت می کرد و حاج حمید هم در سپاه بود. همین امر باعث آشنایی آنها با یکدیگر و خواستگاری حمید از من شد. مدتی بعد از ارتحال حضرت امام (ره) ازدواج کردیم. قبل از
روایت ماه عسل از قصه فروشگاهی که مختص بانوان است
یک دختر و 2 نوه دارم، مدیر مدرسه بودم ولی با تولد فرزندم از کار فرهنگی بیرون آمدم. وی با بیان اینکه همیشه دوست داشتم مفید و تاثیرگذار باشم، گفت: چونکه یک برادر شهید و مفقودالاثر داشتم گاهی مردم برای رفع مشکلات خود به ما مراجعه می کردند و به همین دلیل یک صندوق قرض الحسنه راه اندازی کردم و سپس فروشگاه خودمان را راه اندازی کردیم. وی افزود: الان حدود 3300 مشتری قسطی داریم و از
روایت خلبانی که با 3 هزار ساعت پرواز، استاد دانشگاه آزاد اسلامی شد
بوده است و در طول نبردهای مختلف هوایی شبانه از آب و خاک این کشور دفاع و حدود 10 فروند موشک شلیک کرده و درگیری های هوایی با چند فروند هواپیمای عراق داشتم. * چه شد که از خلبانی به تدریس روی آوردید؟ - بازنشستگی پس از 32 سال خدمت و هنرآموزی ها در طول خدمت مرا به تدریس علاقه مند کرده بود و زمانی که با پیشنهاد دریافتی از سوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سیرجان مواجه شدم علی رغم بعد مسافت
همت هم در برابر اراده بچه های مسجد کم آورد/ سفر پابرهنه در برف!
) بیرجند که به این سفر رفته بودند برای بچه ها تعریف کردند و ما هم یک دل نه که صد دل عاشق رفتن به این سفر شدیم. وی گفت: من آن زمان بدلیل اینکه سرباز بودم و 13 روز مرخصی اصلا نمی دادند که به سفر بروم؛ لذا مجبور شدم به اصطلاح بسوزم و بسازم تا سربازی تموم شود، سربازی من در سال 90 تموم شد و از همان سال اولین سفر پیاده به مشهد را آغاز کردم و در یکی از کاروان هایی که این سفر انجام می شد ثبت نام
امام اجازه نداد کسی مرجعیتش را تبلیغ کند
هزینه سفر به نجف می گوید و موفقیتش در این راستا، اما زمانی که در اردیبهشت 1345 به عراق می رسد، بازداشت و روانه زندان می شود؛ بدین ترتیب با انتقال از زندانی به زندان دیگر به نجف می رسد و بعد از دو ماه با کفالت، آزاد و به ایران باز می گردد؛ او ناامید نشده و دوباره تلاش را آغاز می کند تا اینکه سال 46 موفق به حضور در نجف و ماندن در کنار امام(ره) می شود. محتشمی پور درباره فضای آن زمان نجف، به
شرق: داعش مستقل از خارجی ها است /هدف ترورهای چهارشنبه هم ما بودیم!
که برمی انگیخت نبود. داعش در سرزمینی که همواره دولت های دست نشانده بر سر کار آمده اند، داعیه استقلال دارد، استقلالی با آمیزه ایدئولوژی دینی. آنان برخلاف گروه القاعده در سال های 2003 و 2004 در فلوجه و رمادی خود را به عنوان نیروهای خارجی تحمیل نکردند. نویسنده در بخش دیگری از این نوشتار آورده است: آنان از رؤسای قبایل سنی فقط یک چیز می خواستند، اطاعت تام و تمام و بی قیدوشرط. از این رو در خرداد
گزارش یک جشن!
کردند در روستا بمانند و راهی شهر نشوند. از کودکی وقتی به مدرسه می رفتم همیشه دوست داشتم در کنار کتاب های درسی، کتاب های دیگری هم بخوانم اما برای رفع این عطش و رسیدن به چنین آرزویی باید به شهر می رفتیم. همیشه این ایده در ذهن من وجود داشت که چرا در روستا نباید کتابخانه داشته باشیم. سال ها از پی هم گذشتند و با پایان تحصیلات دوران دبیرستان وارد دانشگاه فرهنگیان شدم. علاقه زیادی به کتاب ها و مقالات