سایر منابع:
سایر خبرها
شخصیت شاه مخلوع از نگاه آمریکایی ها در اسناد کودتای 28 مرداد
آن اطمینان داشتند. دوست آمریکایی، کاملاً به موفقیت آن ایمان داشت. وقتی که او به این فرد آمریکایی گفت که در صورت شکست نقشه چه کاری باید انجام بدهد وی احتمال شکست را ناچیز دانست اما هنگامی که به اصرار از او خواسته شد راهکاری ارائه بدهد، گفت که شاه باید به بغداد برود. شاه گفت که به این دلیل است که او بعد از شکست طرح اکنون به بغداد آمده است. حالا او به اطلاعات و توصیه برای گام بعدی نیازمند است.
جوانان مرزنشینی که زیبایی حرم را تنها در عکس ها دیده اند
نمانده است. همان چند گوسفند باقیمانده از مشتی غلام و کربلایی علی را به بیابان می برد و هر روز در بیابان تک و تنها با گوسفندان است. بیابانی با یک آسمان بزرگ به وسعت تمامی پاکی های قلبش. مهدی در بین روز که حوصله اش سر می رود با همان ساز دهنی کوچکی که دارد اوقات خوش جوانی اش را در کنار گوسفندان سپری می کند و شب که می شود خسته و تشنه و گرسنه به خانه برمی گردد تا وقتی مادر یک استکان چای برایش آماده می
جنایت داماد برای رهایی از عشق قدیمی
گفت: دیروز حوالی ظهر دخترم آیدا با عجله از خانه خارج شد و به مادرش گفت تا نیم ساعت دیگر برمی گردد. او تلفن همراه و کیفش را در خانه گذاشت و بدون آنکه حرفی بزند یا رفتاری غیرعادی داشته باشد بیرون رفت اما متأسفانه هر چه منتظرش ماندیم برنگشت. چند ساعت بعد هم با نگرانی به بیمارستان های اطراف و پزشکی قانونی مراجعه کردیم اما اثری از او نیافتیم حالا هم مطمئنیم اتفاق بدی برای دخترمان افتاده است
داستان شکنجه مردی که 2سال اسیر طالبان بود
خندیدند. چه می دانستیم جنگ چیه. حالا دوست دارد دخترها درس بخوانند. پسر چند ماهه اش هم همین طور و حتی مرجان که مریض است و باهوش ترین دختر. مرجان خرجش بالاست. باید پوشک استفاده کند و باز هم باید یک عمل دیگر را پشت سر بگذارد. عملی که رفیق نمی داند با این وضع بیکاری چطور باید پولش را جور کند. دو سالی که به تهران آمده اند، درگیر مریضی بودند. خودش هم بنایی کرد، مکانیکی و نقاشی. بعد هم چرخ
حرفهای تکان دهنده پسر ناخدای کشتی ای که با تیر سعودی ها کشته شد
خطرناک است. ناخدا سیامر یکی از این صیادها بود. حالا بعدازظهر مراسم تشیع جنازه ناخدا سیامر است. صدای گریه ها و ضجه های همسرش از داخل خانه می آید. فرهاد با صدای لرزان می گوید: مادرم خودش هم بیمار است و میان گریه هایش از حال می رود. از شبی که جنازه پدرم را آوردند حالش خراب است. آن روز وقتی جنازه را آوردند تا ساعت ها سرش را روی سینه پدرم گذاشته بود و گریه می کرد. دلش برای پدرم می سوزد. حتی نتوانستیم بیمه
نوشیدنی مرگبار پدر برای پسر
داده بود. با توجه به مرگ مرموز علی، بازپرس کشیک قتل تهران دستور بازداشت مادر علی را صادر کرد. مسمومیت متادونی علی و لیدا این مادر پس از سه روز بازداشت در اداره آگاهی، ظهر دیروز به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و در برابر بازپرس منافی آذر قرار گرفت. او در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: من خانه نبودم، همسرم تماس گرفت و گفت که علی روی پایش بند نیست، حالش بد است. لیدا هم کمی بی
رژه میلیشیای منافقین با مسلسل یوزی در خیابان های تهران / حمله با تیغ موکت بری و اسید به مردم + تصاویر
انقلاب می کرد. البته این دروغی بیش نبود. برنامه سازمان به گواه اعترافات اعضای جدا شده یا دستگیر شده سازمان، عملکردهایی چون غارت اسلحه خانه ها و کلانتری ها در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب و ایجاد دپوها و انبارهای مخفی اسلحه، دادن آموزش های نظامی به هواداران، تشکیل میلیشیا، نفود دادن عوامل خود در نهادهای حساس نظامی، انتظامی و امنیتی و ....و البته اسناد و مدارکی که به دست نیروهای اطلاعاتی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (409)
یه نذری برامون بیارن تا مامانم بگه خب غذا که هست یه املتم کنارش درست میکنم اصلا هم فرقی نداره چی آورده باشن حتی شده 4 تا خرما. 15. نوشته پسرا وقتی عینک دودی رو برمیدارن از برد پیت به جعفر نزول پیدا میکنن. حالا خودشو بدون آرایش ببینی فشارت میفته آب قند لازم میشی. 16. رئیس دانشگاه قراره کنار قطعه ی شهدا یک قبرهم واسه من کنار بذاره...گفته این همه سال اینجا بودی زشته دم آخر از
تنها جمله دختر مریوانی که چهار ماه در کما بود: "من در بهشت هستم"
/> مادرش رشته کلام را در دست می گیرد و می گوید دخترم کدبانویی به تمام معنا بود داشتم راهی خانه بختش می کردم که دست تقدیر او را به این حال روز انداخت نامزدش هم رهایش کرد و رفت! حرف های مادر برای بیان نا آشنا است؟ و متعجب لب های مادرش را می پاید و به پنجره اتاق خیره می ماند با دودلی صورتش را به سمت پدر می چرخاند و می گوید، کی نامزد داشته است؟ پدر پاسخی برای دخترش ندارد چون
با انواع مزاج آشنا شوید
نمی توان اظهارنظر کرد چون هر فرد با توجه به مزاج خلقی خودش و سبک زندگی که دارد ممکن است احساس سلامتی داشته باشد اما از دیدگاه من بهترین مزاج گرمی و تری است. گرمی انرژی و حیات دارد؛ درست مثل خورشید که اگر نباشد کل حیات از بین می رود و از طرفی تری هم مانند آب، حیات بخش است. بر اساس همین دیدگاه به نظرم گرمی و تری لازمه صددرصد حیات است. افرادی که گرمی و تری دارند (دموی مزاج ها) اگر بر اساس
دوست داشتم دست هایش را لمس کنم اما دست هایش سوخته بود
، خواستگارهای متفاوتی دارد، اما محسن متفاوت از همه کسانی بود که تا آن روز برای خواستگاری به منزل ما آمده بود. تیرماه سال 87 بود. وقتی قرار شد با هم صحبت کنیم، من گفتم دوست دارم همسرم بال پروازم باشد به سمت خدا و از نظر ایمان خیلی بالاتر از من باشد . گفت: من هم دقیقا همین انتظارات را از همسرم دارم. بعد هم از کارش صحبت کرد و از فعالیت های فرهنگی و قرآنی که در مسجد محل زندگی شان انجام می داد ! سادگی محسن در
از زمان جلو بزنید
مختلف بروید. خب هر یک از این کارها حداقل یک نصف روز وقت شما را می گرفت اما حالا دفاتر خدمات الکترونیک شهر، پلیس+10 و دفاتر پیشخوان دولت، فرایند انجام این کارها را به حداقل زمان ممکن رسانده اند. هر منطقه ای هم برای خودش، چندتایی از این دفترها دارد. اگر می خواهید آدرس کامل این دفاتر را بدانید، سری به سایت های Tehran.ir یا epolice.ir یا epishkhan.ir بزنید. در ضمن در این سایت ها می توانید با جزئیات
دو راهی بخشش یا بی تفاوتی
را به شیراز منتقل کرده بودند، نتیجه آزمایش ها و گروه خونی مثبت بود و این بار عمل پیوند انجام شد. افشین زنده است پرستو که خواب شب قبل از عمل پیوند را تعریف می کند همه ما را تحت تأثیر قرار می دهد و حالا نوبت مادر افشین است که از رضایت افشین بگوید، وقتی که یک روز بعد از عمل پیوند به خواب دخترخاله اش می آید. مادر افشین می گوید: روزی که عمل پیوند انجام شد دختر خواهرم
سریال رانده شده ، سریالی ماوراءالطبیعه و ترسناک
دچار زندگی نباتی می شود و کایل در خانواده ای دیگر به دنبال سرنوشت عجیب خودش می رود. آن تاریکی که آن روز از بدن مادر خارج شد، کایل را رها نمی کند. آدم های اطرافش گرفتار آن نیروی تاریک می شوند و سال ها طول می کشد تا کایل بفهمد به غیر از مادرش، دیگرانی هم دچار آن سیاهی عجیب و غریب و قدرتمند می شوند و تنها دستان کایل است که می تواند آن تاریکی بی شکل را از تن قربانیان خارج کند. همه آنهایی که
آخرین شایعات روز پیرامون نقل و انتقالات برترین باشگاه های اروپایی
یونایتد مطرح شد، شک و شبهاتی فراوانی در مورد آینده گریزمان در ویسنته کالدرون شکل گرفت و حالا آنتوان گریزمان بعد از توافق زبانی با اتلتیکو مادرید، رسما قراردادش را برای یک سال دیگر با تیم اسپانیایی تمدید کرد. رناتو سانچز به من یونایتد نمی رود به گزارش دیلی میل، رناتو سانچز هافبک باواریایی ها پیشنهاد شیاطین سرخ را برای پیوستن به بارسلونا رد می کند. این ستاره نوزده ساله سال
کسب مدال قهرمانی مسابقات المپیک 2020 را هدف گرفته ام
فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران به این مسابقات دعوت شدم. سطح مسابقات بالا بود و در طی دو روز انجام شد که کشور گرجستان مقام اول، آذربایجان دوم وایران مقام سوم را کسب کرد و من در این رقابت موفق به کسب نایب قهرمانی در وزن خودم شدم. چند روز آنجا بودید؟ هشت روز در گرجستان بودم. در عکس های اهدای مدال با فرزندتان بودید برای شما این شرایط سخت نیست؟
بیوگرافی لری پیج، مؤسس گوگل
لورنس پیج در 23 مارس سال 1973، در شهر ایست لنسینگ ایالت میشیگان آمریکا به دنیا آمد. پدرش کارل پیج ، پروفسور علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی دانشگاه میشیگان بود و مادرش گلوریا پیج ، در دانشکده لیمن بریج همان دانشگاه برنامه نویسی کامپیوتر تدریس می کرد. زمینه ی کاری پدر و مادر باعث شده بود خانه ی آن ها پر از کامپیوترهای شخصی نسل اول و مجلات علمی باشد. لری پیش از دبستان، خود را در مطالعه ی این کتاب ها و
گفت و گو با دختران گروه رستاک
اما مینا در خانواده ای با کار آزاد بود که لابد عاشق موسیقی هم بودند و این طور بود که یک روز مادر پرسید، آیا دوست داری به هنرستان موسیقی بروی؟ و او دوست داشت و موزیسین شد و حالا آنها، هر دور در یکی از بهترین گروه های حرفه ای تاریخ موسیقی ایران هستند. اما شما در این مصاحبه، فقط بخش دوم گفت و گویشان را می خوانید. جایی که در آن از علایق و حاشیه های زندگی شان گفتند. موسیقی ضریب هوشی را بالا
28 مرداد مردم غافلگیر شدند
انگلیسی آموخت و از زنان فرهیخته زمان خودش بود. **مادرتان از یک خانواده قاجاری و دیوان سالار بود. مادر در خانواده در آن روزگار چه جایگاهی داشت؟ مادرم برخلاف پدرم، خانواده دولتی داشت و دخترعموی میرزا علی خان امین الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه، زنی مذهبی و خانه دار بود. حدی در دوران قدیم میان روابط مادر و پدر و فرزندان بود و خانواده ما هم از این اصل برکنار نبود. امروزه این دسیپلین از
روایت های عاشقانه ی شریعتی از زبان همسرش
عاشقانه و ساده را طوری تعریف می کند که گویی همین حالا اتفاق افتاده و او دختری 20 ساله است که تازه عاشق شده و این لحظه ها را تجربه می کند. دختر تحصیل کرده قصه گاهی هم تلاش می کرده با آشپزی کردن به شیوه زنان آن روز از همسرش دلربایی کند. یک بار میز عاشقانه ای می چیند که به قول خودش محتوا نداشت، اما ژست بود و بعد برای همسرش اسکالپ درست می کند اما گویا غذا به دل دکتر نمی نشیند و دست آخر می
خلیل، قهرمان زیر پای مادر است
خبرگزاری فارس: در گذشته به پسر پر هیجان سینما معروف بود، اما در این دو سه سال اخیر و بعد از بازی در سریال میکائیل ، جنس دیگری از بازی خود را به نمایش گذاشت و با حضور در پشت بام تهران این حضور را در قاب تصویر تلویزیون پررنگ تر کرد. اما حالا دیگر او به دلیل نوع بازی و فیزیک ظاهری اش به بازیگر ثابت ملودرام های شبانه سعید نعمت ا... و بهرنگ توفیقی بدل شده است و دو همکاری اخیرش صحه بر این می گذارد
دختر 13 ساله راز کثیف خود و مادرش با مردان غریبه به اجبار پدرش بر ملا کرد!
معرفی کرد و با توجه به شغل پر در آمد من سعی کرد خودش را به من نزدیک کند. وی افزود: ابتدا از سر دلسوزی کمک هایی کردم، اما این زن جوان اصرار داشت در جای خلوتی من را ببیند. هرچه از پیشنهادش سرباز می زدم، نمی پذیرفت و بیشتر پافشاری می کرد تا اینکه تسلیم شدم. به شرط اینکه دخترش را همراه خود بیاورد، پذیرفتم. قصدم این بود که این زن نزد دخترش من را قربانی خواسته شوم خود نکند. مادر و دختر به
ماجرای دیدار 26 مرداد 32 کاشانی با طیب حاج رضایی!
، باید بگویم که پدرم هیچوقت ما را نبرد. از اینکه بخواهد قلم و خودکار دست ما بدهد، هیچ موقع این کار را نکرد ولی در طول همان مدت زمانی که با هم بودیم چون مادر ما وسواس عجیبی داشت که همه ما درس خوان شویم و به قول ایشان خودکار به دست شویم، پدرم در این زمینه تربیتی دخالتی نمی کرد. مادرم همیشه به پدرم می گفت آمدن تو با خودت است و رفتنت با خداست. تو از این خانه که رفتی، معلوم نیست که اصلا برمی
ترانه علیدوستی،بازیگری که ترجمه می کند
تندیس خانه سینما بلکه دو جایزه کتاب فصل وزارت فرهنگ و ارشاد در بخش ادبیات خارجی و نیز جایزه پروین اعتصامی را به خانه برد. جایزه کتاب فصل را علیدوستی در رقابت با آثار مترجمان قدیمی چون بهمن فرزانه و سیروس ذکاء دریافت کرد. پس از آن چندین یادداشت تند و تیز درباره این جایزه و ترجمه علیدوستی در مطبوعات به چاپ رسید. منتقدان نوشتند که استقبال از این ترجمه ها نه به خاطر سطح ترجمه مترجم آن، بلکه به
پیامک های قتل آفرین
ادامه داشت و وقتی که سامان ازدواج کرد و سر خانه و زندگی خودش به بوشهر رفت، جیران تنها شد و تنهایی تا عمیق ترین لایه های جانش رخنه کرد. در یکی- دو ماه اول هر روز مثل مجنون هایی که چیزی گم کرده اند، از این اتاق به آن اتاق می رفت و دنبال نشانه ای از سامان می گشت. گریه می کرد و غصه می خورد، ولی آشوب جانش را به کسی نشان نمی داد. کسی هم نبود که رنجش را ببیند یا درکش کند. دو ماه پس از رفتن سامان
قهر تا ابد
دانشگاه بودم که با محسن آشنا شدم. او از یکی از شهرستان های دور آمده بود و تنها هدفش درس خواندن و موفق شدن بود. بچه ها می گفتند همه خانواده اش را در زلزله از دست داده و حالا می خواهد بعد از فارغ التحصیلی به شهر خودش برگردد و به مردم خدمت کند. به خاطر دروغ هایی که گفته بودم همه دوستانم فکر می کردند من از خانواده ای ثروتمند و تحصیلکرده هستم و به همین دلیل پسرهای دانشگاه زیاد دور و برم بودند، اما محسن از
کیهان و خوانندگان
ایشان با این کارها دنبال فلج کردن کشور باشد که در این صورت باید از عاقبت راهی که در پیش گرفته بترسد. 2770—0919 * آقای رئیس جمهور با رقیب های سیاسی خودش مشکل دارد چرا در ماه رمضان به حضرت امیرالمؤمنین(ع) و شیعه نسبت دروغ می بندد و حقیقت اسلام را به خاطر منافع حزبی و جناحی خود تحریف می کند؟ 8018—0914 * به آقای رئیس جمهور محترم که مدت چند سال در حوزه علمیه درس خوانده اند یادآوری
دیوانه وارترین فیلم های ترسناک دهه هشتادی که باید تماشا کنید
تکان می خوردند نگاه می کردیم و از ترس به خود می لرزیدیم. اکثر دنباله ها سعی می کنند فرمول موفقِ قسمت اول را تا آنجا که می توانند تکرار کنند. کشتار با اره برقی در تگزاس 2 اما درست برعکس آن را انجام می دهد. قسمت اول کشتار با اره برقی به خاطر خشونت و وحشتِ بی پرده اش، به یکی از جنجال برانگیزترین فیلم های ترسناک زمانِ اکرانش تبدیل شد و کماکان بعد از این همه سال، تاثیرگذاری اش را از دست
دختر 19 ساله آرایشگر، پشیمان از رفتار کثیف خود | والدین مقصر بودند
زندگی سیاهش پرداخت و گفت: طبق آن چه که اطرافیانم نقل کرده اند پدرم فرزند اول خانواده 13 نفره اش بود اما وقتی به سن 18 سالگی رسید به خاطر دختر مورد علاقه اش با پدربزرگم درگیر شد و از خانه فرار کرد. پدرم خیلی زود به سوی خلاف کشیده شد و به مصرف مواد مخدر روی آورد. پس از آن هم با مادر من ازدواج کرد ولی دست از خلافکاری هایش برنداشت تا این که 16سال قبل زمانی که من 2 ساله بودم طی یک درگیری در مجلس
نمی دانم چه زمانی قرار است قدیمی شوم
خواهد شد. دو کتاب هم درزمینه آموزش موسیقی نگاشته اما این کتاب ها هم چند سال است به خاطر مسائل مالی در قفسه کتابخانه خاک می خورد. همسرش علاقه مند و نازنده و مدرس موسیقی غربی است و خودش از عاشقان موسیقی شرق به حساب می آید. او خاطره تلخ اتفاقی را هم در ذهن دارد که تحملش احتمالا کار هر کسی نیست؛ خاطره ای که مرورش بغض می آورد و گذر ثانیه ها را سخت تر و سخت تر. رجبی با همه این تنگناها روزگار می گذراند