سایر منابع:
سایر خبرها
روایت مادرانه لادن طباطبایی از اوتیسم: دنیایشان زیباست داشتن فرزند اوتیسم یک تلاش و چالش مداوم است | ...
حضور داشته باشند نه یک فرد سربار. شما از نزدیک در جریان وضعیت اوتیسم در ایران بوده اید. این وضعیت را در کشورمان چطور ارزیابی می کنید؟ می توانید مقایسه مختصری درباره اوتیسم در ایران با کشورهای دیگر داشته باشید؟ نزدیک یک سال در ترکیه بودم و بعد به یک کشور پیشرفته مهاجرت کردم. متوجه شدم که حتی در ترکیه که از بسیاری جهات شبیه ماست، اطلاع رسانی به قدری خوب انجام شده که تقریبا 90
روایت عارف درباره شایعه دست داشتن پسرش در بستن لیست شوراها
همان چیزی است که بزرگترهامی خواهند که وزن لیست سنگین تر باشد؛ اگر چنین شود به نسل اولی ها محدود می شویم. در حالی که ما از این مساله عبور کرده و جواب خوبی هم گرفتیم. ما به هرگونه نقدی احترام می گذاریم و سعی می کنیم از آنها استفاده کنیم اما مشاهده می کنید که مردم در تهران چه کار کردند در این دوره از انتخابات حدود 50 لیست به صورت جعلی و موازی منتشر شد اما مردم تهران لیست واقعی را تشخیص
کامبیز دیرباز: بهروز وثوقی، اسطوره من است
بقیه مردم جامعه اند. همان اندازه که یک پدر کارمند یا راننده اتوبوس یا هر شغل دیگر که دارد مصاحبه من و تو را می خواند دوست دارد زودتر کارش تمام شود و برود خانه و بچه اش به رویش در را باز کند و بپرد بغلش، یک بازیگر هم این احساس را دارد. کار زمان خاصی را ندارد و ممکن است شب ها در منزل نباشیم و روز باشیم اما این شرایطی ست که پذیرفتیم. تصمیمی که من سر کار آقای لطیفی گرفتم قطعا حرفه ای نبود ولی این که
تلنگر استارت آپ ها به سنتی ها
سرمایه داشتید؟ راه اندازی این استارت آپ به سرمایه چندانی نیاز نداشت. خودم برای انجام این کار توانمندی های لازم را داشتم ؛دانش آموخته کامپیوتر م و از تخصص لازم برخودار هستم پس هزینه چندانی نکردم. برای راه اندازی یک استارت آپ نخستین گام چیست؟ نخستین گام همان پیدا کردن ایده است. البته یک گام صفر هم داریم؛ یعنی یک گام قبل از پیدا کردن ایده. در برخی از مواقع ابتدا معضل شناسایی
خدا کند عقل به وجد بیاید
. تدوین فیلم همان است که بود . حالا قرار است فیلم بعد از عید فطر اکران شود. کیمیایی به مناسبت این اتفاق دل نوشته ای به جای گفت وگو به شرق داد. ما هم چاپش کردیم: فیلم ساختن برای مهرجویی، تقوایی، فرمان آرا و... همین طور سخت تر، پرعذاب تر و پرخاطره تر می شود. عباس کیارستمی که رفت و آسمان ما را بی ستاره کرد. آخرین فیلمی که ساخته ام در 75 سالگی و سی اَُمین آن است. باور کنید به آن 29
ژاله صامتی: اصلا اهل ریسک نیستم
؛ همان سریالی که شما را بعد از 15 سال به قاب جادو آورد. نقش تان در این سریال چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ در این سریال عالیه هستم؛ زنی شبیه همه زن های سرزمین مان با دلواپسی ها، دغدغه ها و مهربانی هایی که 90 درصد مادران دارند و عامل پیوند در خانواده هاست. او در خانواده حکم پایه و چسب را دارد و در داستان عامل پیوند شخصیت هاست. فقط همین قدر بگویم که به قدری نقش و فیلمنامه این سریال را دوست
سرنوشت تلخ دختر زیبای روستا که معلم مدرسه اش عاشق او شد و ...
از مشکلات این بیماری نجات دهد. چون خانواده اش توانایی این کار را نداشتند. البته وقتی گفتم این نجات می تواند بدون ازدواج هم صورت گیرد گفت نه دیگه علاقه که خاص باشد نجات زودتر نتیجه می دهد و من الان می خواهم ناجی این دختر شده و از غرق شدنش جلوگیری کنم. حتی به قیمت غرق شدن خودم. گفتم حتی جناب مجنون با همه عشقش به لیلی چنین قصدی نداشت که خودش غرق شود تا لیلی نجات یابد. که او با خنده موضوع را
صداقت امریکایی بازتاب جهانی داشت اما در دولت یازدهم فیلتر شد
، دوستی های شخصی با برخی بزرگواران آن مجموعه داشتم و ارتباطاتی دورادور. در پیام رهبر به ریاست جدید سازمان صدا وسیما ایشان گفتند: . . . مؤکداً سفارش می کنم به برنامه ریزی، رعایت راهبردهای کلان، جذب و حفظ و تربیت نیروهای انقلابی و کارآمد. هر جا ضعفی بوده، ناشی از توجه نکردن به این سه توصیه کاربردی رهبری است. راجع به سازمان اوج چطور؟ صدالبته من از عملکرد همه خانه های سازمان اوج
کیارستمی هنرمندانه زندگی کرد – ایسنا
مراسم نکوداشت عباس کیارستمی با عنوان زندگی و دیگر هیچ به مناسب فرا رسیدن سالروز تولد عباس کیارستمی به همت خانه هنرمندان ایران، انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و مدرسه ی ویژه پنجشنبه اول تیر در محل خانه هنرمندان ایران برگزار شد. به گزارش پامچال نیوز به نقل از ایسنا، به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، درابتدای این مراسم مجید رجبی معمار، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران ضمن خیرمقدم به
از قدیم آتش به اختیار بوده ام
آنچه خودم می خواهم را در آن مطرح کنم. گفتند یعنی چه؟ گفتم یعنی هر چیزی که دلم می خواهد را در آن می گویم. صحبت ها انجام شد و اتفاقا مدیرگروه هم پذیرفت. برنامه راز از همان سال شروع شد و مبنایش بر معرفی بچه های متعهد و متعلق به انقلاب اسلامی هم از نسل قدیم و هم از نسل جدید بود که تا به حال در هیچ رسانه ای دیده نشده بودند. نقطه شروع ما آن 30 شب ماه رمضان بود که هر شب یک موضوع را مورد بررسی
رهبر توی گوش حلما اذان گفت/به دخترم می گویم پدرت خیلی باغیرت بود
بود با اینکه به اندازه ماموریت سوریه اش طولانی نبود اما به من خیلی سخت گذشت، چون سفارش کرده بود که هیچکسی جز خودم از موضوع با خبر نباشد. به خاطر همین استرس زیادی داشتم. موضوع رفتن به سوریه را از کی مطرح کرد؟ همان زمانی که نزدیک اعزامش بود ...البته گفت که خودش از مدتها قبل به این موضوع فکر می کرده. انگار فقط منتظر بود که شرایط اعزامش فراهم بشود. واکنش شما چه بود
چرا مردم تماشاگر حمله داعش به مجلس بودند؟
رفتم. زلزله رودبار و منجیل هم در سال 1369 اتفاق افتاد و بعد هم زلزله پنجم دی ماه 1382 در بم اتفاق افتاد. من برای کمک به مصدومان این زلزله ها حضور پیدا کردم. بسیاری از مردم در همان شرایط حضور داشتند. با وجود این که از نظر عاطفی، حس این افراد قابل احترام است ولی مزاحم بودند. افرادی بودند که کاری بلد نبودند ولی حضور داشتند. فقط می خواستند حضور داشته باشند که چیزی را بفهمند یا هر چیز دیگری
هوندا هزار پرسپولیس! +عکس
عباس کارگر را خیلی ها در همان سال ها وقتی برای پرسپولیس به میدان می آمد با پاس گل و گل هایش شناختند. کارگر، سرعت خیره کننده ای داشت که همه را غافلگیر می کرد. او قبل از دبستان فوتبال را شروع کرد و با این که قدرت بدنی خوبی داشت و اطرافیانش توصیه می کردند کشتی گیر شود، اما عشق به فوتبال، پای بچه شهرری را به مستطیل سبز باز کرد. عباس کارگر امروز از خاطرات دیروزش برای ما گفت. از
نخبه ام اما مهاجر
رسانه ای کردن این موضوع را نداشتم و اتفاقی این موضوع رسانه ای شد. الان من دنبال مشکل شخصی خودم نیستم، دوستان زیادی وجود دارند که نه صدایی دارند و توانی برای پرداخت این شهریه. * بعد از این که وضع شما رسانه ای شد کسانی پیشقدم شدند که شهریه شما را متقبل شوند ولی شما الان خواهان حل شدن ریشه ای این مشکل هستید؟ -در اولین بازتاب این موضوع، همکلاسی های ایرانی ام سراغ می آمدند و از این که من چرا
گفتگوی جنجالی بازیگر زن درباره زندگی خصوصی اش+تصاویر
تواند ایرانی بودن او و حرف زدن به زبان فارسی باشد. وقتی می خواستیم برای این گفت و گو آماده شویم،دنبال گفت و گو ها و مطالب قدیمی شما گشتیم.اما گفت و گوهای زیادی پیدا نکردیم. برای همین گفت و گو هم که خیلی طول کشید تا پیدایتان کردیم. کم حرفید یا دوست ندارید درمورد کارتان حرف بزنید؟ شاید هم علت سومی وجود داردحرفی برای گفتن ندارم و برخلاف خیلی از آدم های این روزها خودم را
انتقام دختر اهوازی به نام لیلا از شلنگ آباد
. می گفتند چه غلط ها. کجا هم می خواهد برود درس بخواند. دبیرستان، فاصله اش از خانه ما، به اندازه جهنم تا بهشت بود. این قدر دور بود. یک سال تمام اشک ریختم و خانم مدیرش را التماس کردم که بگذارد آن جا درس بخوانم. هر روز از راه مدرسه سوار اتوبوس می شدم و می رفتم آن جا و با خانم مدیر حرف می زدم. کسی را نداشتم و خودم، سفارش خودم را می کردم. بالاخره خانم مدیرش گفت اگر معدلت بالای هجده شد بیا
به زنم گفتم به ماموریت می روم اما با نگار دوست صمیمی اش به کیش رفتم
به من ابراز علاقه کرد و در همان نگاه اول گفت که از من خوشش آمده و می خواهد با من ارتباط داشته باشد و بعد هم شماره تماسش را به من داد، من هم که از همه چیز بی خبر بودم ، شماره را گرفتم و فردای آن روز با خوشحالی به او زنگ زدم و قرار ملاقات گذاشتم، نگار دختر جوان و پرهیجانی بود و کارهائی می کرد که من در تمام سال های زندگی با سوسن انتظار داشتم انجام دهد. بعد از چند بار ملاقات با اصرار من با هم به
مصاحبه جنجالی امیرحسین صادقی: آقایان در استقلال دورهایشان را زدند، بعد سراغ من آمدند
فقط یک باند دارد و آن هم باند استقلال و هوادارش، نتیجه باند بازی آقایان را در این چند فصل دیده ایم. من همیشه سکوت کرده ام و آرام بودم اما حالا می بینم که دارند با اسم من بازی می کنند، به آنها هشدار می دهم اگر با اسم من بازی کنند با حیثیت شان بازی می کنم. نمی شود که دنبال همه بروند و وقتی کسی را پیدا نکردند دست آخر بگویند امیرحسین صادقی هم هست، من برای خودم عزت و احترامی دارم، عزت و احترامی که هوادار استقلال و نام بزرگ این تیم به من داده است، هوادار بخواهد جانم را هم برایش می دهم اما وارد این بازی ها نمی شوم و امیدوارم این بار آخری باشد که با اسم من بازی می کنند. ...
مصاحبه جنجالی امیرحسین صادقی: آقایان در استقلال دورهایشان را زدند، بعد سراغ من آمدند
بازی آقایان را در این چند فصل دیده ایم. من همیشه سکوت کرده ام و آرام بودم اما حالا می بینم که دارند با اسم من بازی می کنند، به آنها هشدار می دهم اگر با اسم من بازی کنند با حیثیت شان بازی می کنم. نمی شود که دنبال همه بروند و وقتی کسی را پیدا نکردند دست آخر بگویند امیرحسین صادقی هم هست، من برای خودم عزت و احترامی دارم، عزت و احترامی که هوادار استقلال و نام بزرگ این تیم به من داده است، هوادار بخواهد جانم را هم برایش می دهم اما وارد این بازی ها نمی شوم و امیدوارم این بار آخری باشد که با اسم من بازی می کنند. نود انتهای متن/ ...
زخم رودبار هنوز درد دارد
کرد: رودبار که نشستیم فکر کردم این شبیه همان تصاویری است که از قیامت توی ذهنم دارم. مردم زنده زیر آوار بودند و نمی دانستیم چه کار کنیم. همه جاده ها بسته بود. همه آن هایی که روز بعد از زلزله از شهرهای دیگر به منجیل و رودبار رسیدند یک تصویر دارند، شهرهایی که با خاک یکسان شدند، قسمت نوروزی ، یکی از اهالی توتکابن است که آن زمان از لوشان به محل زندگی پدری اش رفت: همه منجیل فرش شده بود. شاید
طلای جهان در انتظارم است/ برای تاریخ سازی دوباره به کره آمده ام
وجود شناخته شدن، رنکینگ ندارد و این یعنی کار سخت و دشوار در قرعه کشی؟ - همین طور است. قرعه من رندوم خواهد بود و ممکن است همان بازی اول، فینال من باشد. یک دوره به شدت درگیر اسم ها شده بودم و از خودم پرسیدم قرار است با چه کسی بازی کنم، اما الان نه! من از همه شناخت دارم و به یک چشم به حریفانم نگاه می کنم. نه کسی را دست کم می گیرم و نه از کسی برای خودم غول می سازم! من باید اول از خودم مطمئن
آتش به اختیار در روز راهپیمایی روز قدس در طبس/ استکبارستیزی طبسی ها در دمای بیش از 40 درجه
گفتیم و آمدیم بگویم رهبر عزیزم ما همه آماده به فرمان شماییم. به سراغ خانمی رفتم که پلاکاردی در دست داشت که روی آن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل حک شده بود از او سوال کردم نظر شما در خصوص رابطه داعش و اسرائیل چیست که در جواب گفت: بسیار واضح است که داعش دست پرورده بر هم ریزندگان این جهان یعنی اسرائیل و آمریکا هستند، داعش از کجا سلاح می آورد اصلا کجا بود و چطور سردرآورد، اینها همه
می خواست مدافع حرم شود، شهید دفاع از شرف و امنیت شد
را گرفت. خانه اش کوچک بود اما هر سال پنج شب اول ماه صفر را در همان خانه کوچک هیئت می گرفت. بی ریا بود و با اخلاص. همسر شهید همسری شهید جواد تیموری چطور نصیب شما شد؟ آشنایی من و آقا جواد از مسجد رقم خورد. مادرشان در ایام فاطمیه من را دیدند و به خواستگاری ام آمدند. آن زمان آقا جواد پاسدار بود و از سختی راه و مسیری که در پیش داشتیم، برایم صحبت کرد. ایشان گفتند که همه چیزی امکان
امام فرمود ساده نباشید اینها پای هدم نظام ایستاده اند!
کار را کردیم. خانم پرسیدند: شما آقای مطهری را می شناختید؟ ضارب جواب داد: نه به خدا نمی شناختم! خانم سؤال کردند: می دانستی چگونه فکر می کند؟ چه اعتقادی دارد؟ ضارب باز همان جواب را داد. خانم پرسیدند: پس چرا این کار را کردی؟ می دانی که زندگی من و فرزندانم را نابود کردی؟ همه اطرافیان به گریه افتادند. کاملاً معلوم بود که عاملین ترور نمی دانستند چه کسانی را دارند از بین می برند. شهید عراقی هم
گفت وگو با کارگردان فیلم مهتاب سینمای سکون را دوست ندارم
فیلمی که در آن دختری جوان مجبور به اجرای دستورهایی می شود که او را مرحله به مرحله از روند طبیعی زندگی اش دور می کند. پاکزاد اولین ساخته اش، مهتاب ، را مانند بسیاری از آثارش در شهر اصفهان فیلم برداری کرد و نقش های اصلی فیلم را به دو خواهر و برادر که سال ها آن ها را می شناخت، سپرد. این کارگردان نوجو در این گفت وگو توضیح می دهد که چگونه این دو خواهر و برادر هفت کیلومتر راه می روند و در این مسیر با 123 تن روبه رو می شوند.
نقدی بر هفت و پنج دقیقه فیلم بدی نیست، فقط مشکلش این است که... فیلم خوبی نیست!
دردسر در دوره ای سیاسی ساخته شود که رئیس دولتش هاله سبز را دور سرش می دید و برای گوجه فروش های نزدیک خانه اش، از تریبون ریاست جمهوری تبلیغ می کرد! به قول ناصرالدین شاه، همه چیزمان باید با همه چیزمان جور دربیاید! من هم درک می کردم که شرایط خاص، راه حل های خاص می طلبد و بنابراین همان موقع، زیاد به فیلم سخت نگرفتم و نقدی نوشتم بینابینی؛ گرچه از حق نباید گذشت، در مقایسه با فیلم هایی که پیش از سال 57
شعار علیه روحانی در راهپیمایی روز قدس / روحانی مجبور به حاشیه سازی و توهین است!
انجام داده است. طنز مشهور را شنیدید که طرف داشته تعریف می کرده: داداش ماجرای پیرمرد و دریا رو خوندی؟ یه بار همچی چیزی برای خودم اتفاق افتاد. آقا رفتیم دریا یه نهنگ شکار کردیم این هوا. بعد داشتیم بر می گشتیم که یک کوسه افتاد دنبال مون. آغا ما برو کوسه بیا. ما برو، کوسه بیا. کوسه دهن باز کرد و نصفه نهنگ رو خورد. اما باز هم ما برو، کوسه بیا. باز کوسه دهن باز کرد نصفه دیگه نهنگ رو هم خورد
مرگ بر آمریکای امروز مرگ بر آل سعود است / صدای سیلی موشکی سپاه به داعش را اسرائیل به خوبی شنید
میر احمدی در خطبه های نماز جمعه این هفته شهر قدس که با حضور پرشور نمازگزاران برگزار شد، اظهار کرد: خودم و همه شما را به رعایت تقوا الهی دعوت میکنم چرا که تقوا تنها ملاک انسان در پیشگاه حق تعالی است. میراحمدی بیان کرد: ظلم هیچگاه پا برجا نوده و همیشه متزلزل بوده است و به یک حرکت کوبنده مظلوم در هم پاچیده است و امروز نیز مسلمانان بپا خواسته اند تا ریشه ظلم را برکنند. وی افزود: بسیاری
چرا کارآفرینان باید از شکست های خود استقبال کنند؟
جواب منفی روبرو شد: بیش از 40 ناشر کتاب او را رد کردند و کمپین انتخابات فرمانداریش در کالیفرنیا فقط 1 درصد آرا را به دست آورد. ولی کمی بعد، او سایت خبری هافینگتون پست را به راه انداخت که امروزه یکی از پربازدیدترین وب سایت های سراسر جهان است. همه کارآفرینان باید مهارت ادامه راه با وجود ترس هایشان را یاد بگیرند. اگر ترس آن قدر شما را فلج کند که از ادامه راه باز بمانید، هیچ وقت به موفقیت
بچه مایه داری که دنبال جهاد علیه صهیونیست ها بود
شود و فلان... *دیگر خودم شروع کردم بچه ها... -خلاص، الان دیگر دو نفر از نظامیان و شهرک نشینان را کشته ام و سعی کردم سلاحشان را بردارم ولی متاسفانه نتوانستم. از آن لحظه به بعد ساهر التمام رحمه الله هم جزو افراد تحت تعقیب شد. با این احتساب وقتی اجرای عملیات بروقین تصویب شد، ساهر هم شروع کرد به اصرار که الّا و لابد باید او هم شرکت داشته باشد، درحالی که او کار برای کار با سلاح