سایر منابع:
سایر خبرها
مهاجرت بی رویه مردان از روستا ها زیر سایه فقر و بیکاری/ زنان تنها تر می شوند
می شود مردم تصور می کنند که حتما تعداد دختران متولد شده بیشتر از پسران شده است درحالیکه در ایران نیز مانند بسیاری از کشورها شاخص نسبت جنسیتی در بدو تولد به ازای هر 100 دختر 106 پسر است.اما از انجایی که در کشور ازدواج با دختران کوچکتر رواج دارد این هرم تعادلی هر از گاهی به هم می خورد و دردسر ساز می شود. همین چند وقت پیش بود که سازمان ثبت احوال اعلام کرد، تعداد دختران مجرد اماده ازدواج
روایت وزیر بهداشت از دیدار با سرایداری که پرستار 3 فرزند بیمارش است
برعهده دارد، این گونه نوشت: ابتدا از 75 پله قدیمی با ارتفاع زیاد حدود 25 سانتی متری بالا رفتیم، در طبقه چهارم سرایداری زندگی می کرد که یک پسر و سه دختر داشت. پسر این سرایدار 14 سال پیش به علت وجود تومور مغزی تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و از آن زمان به بعد با یک زندگی نباتی بر روی یک تخت به گونه ای زندگی می کرد که پدر ناچار بود تمام کارهای او را انجام دهد و طبق گفته پدر علیرغم هزینه
جنایتکار پولدار: مست بودم، رفتارم دست خودم نبود
عامل جنایت در رستوران گل لاله فرحزاد تا وقتی رضایت خانواده قربانی اش را نگرفته بود پنهانی زندگی می کرد تا اینکه با پای خود نزد پلیس رفت و تسلیم شد. ساعت 2 بامداد 13 شهریور ماه سال 92 معین 23 ساله که کارگر رستوران گل لاله واقع در منطقه فرحزاد بود در استراحتگاه مورد حمله قاتل فراری قرار گرفت و کشته شد. وقتی با دستور بازپرس احمدبیگی از شعبه 7 دادسرای امور جنایی تهران تیمی از اداره ویژه
3 روز شهید بودم!
داریم می رویم کردستان؟ که گفت صدایش را دربیاوری، همین جا پیاده ات می کنم! با بغض خوابیدم، چون به عشق شرکت در عملیات فتح المبین آمده بودم. چطور، مگر قرار نبود که به جنوب اعزام شوید؟ در تهران فرمی را بی آنکه خوانده باشم، امضا کرده بودم. در آن فرم آمده بود شش ماه باید در کردستان خدمت کنم و بعد به عنوان سپاهی ادامه بدهم. سه ماه گذشت و نیروهایی که با ما بودند ترخیصی گرفتند. بعد از
جان بر سر قلم نهادن...
کشتند و مدیر و سردبیر مجله مرا دم دست گیر آوردند و گفتند یک گزارش از این ماجرا بنویس. من هم نشستم و با شوق و ذوق زیادی نوشتم. گفتند مطلب خوبی شد. پس یک سرمقاله هم بنویس. حرف این بود که مهندس عابدی را فئودال های بزرگ آنهایی که نمی خواستند روستایی آزاد و روستا آباد شود کشته اند. من هم همین را اساس سرمقاله قرار دادم و نوشتم قاتل مهندس عابدی را می شناسم و شروع کردم از فئودال ها گفتن و اینکه قاتل مهندس
توطئه میلیاردی برادران طمعکار برای ارثیه خواهری
گواهی حصر وراثت و تنفیذ وصیتنامه را کرد. با درخواست این زن دادگاه دستور بررسی اموال پدر میلیاردر را صادر کرد و در کمال ناباوری مشخص شد همه اموال به جز خانه شخصی این مرد در معاملاتی عجولانه پیش از مرگ او، به چهار پسر خانواده فروخته شده است که درحالی که طبق نسخه ای از وصیتنامه پدر که پیش یک معتمد مانده بود، تنها دختر مرد میلیاردر یک سوم خانه پدری اش را به دست می آورد. دختر
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
هیچ گونه محدودیتی نباید داشته باشد، و آزادی او از هر نظر تأمین گردد، ما در مهاباد، به عکس چابهار، هیچ گونه آزادی نداشتیم.ندانم کاری های رئیس شهربانی، و فرماندار سبب شده بود که مردم از هرگونه تماس با ما وحشت داشته باشند، حتی کسبه در فروختن جنس به ما احتیاط می کردند، دکتر محترم دندانسازی را تحت بازجویی قرار دادند که چرا دندان ما را اصلاح کرده، هیچ کس بدون اجازه ساواک جرأت اجاره دادن خانه به ما را
برادرکشی درپی اختلاف جاری ها
آفتاب : به گزارش خراسان، الف-ب جوان 34 ساله ای که به اتهام قتل برادر کوچک ترش در مشهد دستگیر شده است لب به اعتراف گشود و ضمن تشریح چگونگی وقوع قتل به قاضی سیدجواد حسینی (قاضی ویژه قتل عمد) گفت: ریشه اصلی این حادثه تلخ به چند روز قبل از وقوع جنایت برمی گردد. آن روز قرار بود در مجلس جشن عقدکنان برادر همسرم در یکی از روستاهای اطراف نیشابور شرکت کنیم به همین خاطر از برادرم خواستم قبل از عزیمت با من
خبری که امیرالمومنین از معراج نبی آورد
گرفته، وقتی حس و حرکتی از من ندید و دید من مات و مبهوت داشتم نگاه می کردم، وارد نشد، اجازه گرفت، اجازه دادم، آمد. وقتی رفتم، پیامبر گفت: فهمیدی چه کسی بود؟ گفتم: بله، آن کسی که شما بیان کردید، علی بن ابیطالب است. فرمود: راست گفتی. *چه کسی با وجود هزار سال عبادت بین رکن و مقام، جهنّمی می شود؟ بعد حضرت در ادامه نکته ای را بیان می فرمایند که خیلی عجیب است. فرمودند: سجیته من
زخم داوود داستان فلسطین است
. زیرا نه مبارز است و خیلی هم به آن شکل مسلمان نیست. آدم های این کتاب بیشتر فلسطینی هستند و اسلام را به همان روش سنتی پذیرفته اند. فراموش نکنیم کتاب در مورد آدم ها به همان شکلی که هستند صحبت می کند و قصد بهتر یا بدتر جلوه دادن آنها را ندارد. *فلسطینی های این کتاب خانه شان یعنی فلسطین را از دست داده اند در مورد مجید هم به همین نحو است. او درست است که مبارز است ولی نوعی اسلام سکولار
وصفِ نویسنده چرند وپرند
به طهران آمد. در 9 سالگی پدرم درگذشت و دو سال بعد پسرعموی او، مرحوم میرزا یوسف خان رحمه الله تعالی که از پیش پیشکار مرحوم آقا ابراهیم امین السلطان و وصی پدرم بود مرد و از او هفت دختر مانده بود و دامادهایش هر چه نزد میرزا یوسف خان داشتیم انکار کردند و آنچه برایمان ماند تنها یک خانه 400 ذرعی در جوار خانه مرحوم حاج شیخ هادی مجتهد نجم آبادی طاب ثراه و اثاث البیت بود. مادرم رضوان الله علیها
زندگی با یک جانباز افطار شیرینی دارد!
جانبازی که با فداکاری اش زمینه ازدواج عابدی و همسرش نسرین ابراهیمی را فراهم آورد و در ادامه خواندیم که چطور اسماعیلی نیز مزد فداکاری اش را گرفت و با قدسیه کشاورزی دوست خانم ابراهیمی ازدواج کرد. اکنون به سراغ قدسیه کشاورزی رفتیم تا مختصری از ماجرای ازدواج و زندگی اش با یک جانباز 70 درصد را از زبان او نیز شنوا باشیم. برای شروع از خودتان بگویید. قدسیه کشاورزی هستم فرزند دوم
افزایش نشاط اجتماعی موجب کاهش بیماری های روانی می شود
عزیزان نیز بی توجهی می کنیم. هاشمی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بازدید چند شب پیش خود از مدرسه ای در حوالی میدان هفت تیرتهران گفت: ابتدا از 75 پله قدیمی با ارتفاع زیاد حدود 25 سانتی متری بالا رفتیم و در طبقه چهارم سرایداری زندگی می کرد که یک پسر و 3 دختر داشت و پسر این سرایدار 14 سال پیش به علت وجود تومور مغزی تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و از آن زمان به بعد با یک زندگی نباتی بر روی یک تخت
اولین گروه تروریستی پس ازانقلاب
بهره می گرفتند. اولین ترور آنها که جامعه و حتی تعدادی از اعضای گروه را تحت تأثیر قرار داد، به شیوه ای کاملاً پنهانی صورت گرفت. در این ترور، در هتلی که روبروی منزل مسکونی قره نی قرار داشت، اتاقی تهیه شد و به صورت شبانه روزی رفت و آمدهای داخل خانه مورد کنترل قرار گرفت. پس از مشخص شدن ساعات ورود و خروج شهید قره نی، تیم ترور که متشکل از چهار نفر بود این عملیات را صورت داد. یکی از
ماجرای حمله خونین خواستگار به خانه دختر
در ازدواج دوم با دختری به نام مهسا آشنا و به او علاقه مند شدم. قصدم این بود که با مهسا ازدواج کنم. ما سه سال با هم در ارتباط بودیم تا اینکه به خواستگاری اش رفتم اما مهسا با ازدواج مخالفت کرد، بعد از آن تصمیم گرفتم هر طور که شده دختر موردعلاقه ام را به خانه خودم ببرم. به همین دلیل به خانه پدر او حمله کردم و دست به چاقو بردم . بنا بر این گزارش متهم درحال حاضر در بازداشت به سر می برد و تحقیقات از او ادامه دارد.
آیا واقعا اینجا ایران است
یک روستا به ایران برگشته ام! وی در ادامه نامه آورده است: در ایران چه خبر است؟ ...! باور کنید که در سه سال و نیم زندگی در هلند، هنوز که هنوز است در خانه یک هلندی، یخچال ساید بای ساید ندیده ام! نه در خانه رییس دانشکده، نه مدیر گروه، نه استاد، نه صاحبخانه، نه همسایه و نه جای دیگر ...! شاید باورش برای ما که داخل کشور هستیم بسیار سخت باشد وقتی اینجا ( در هلند ) می بینی که دختر و پسری که می
این یک رمان پلیسی نیست زندگی خودمان است/ سفر به رودخانه مرموز
شود، یکی مقتول و یکی پلیس. یکی دزد می شود و دیگری دزدگیر. شاید بتوان گفت قهرمان رمان سیاه آدم های معمولی کوچه و خیابان هستند. همان طور که در رودخانه میستیک 3 پسر بچه مانند همه پسربچه های معمولی همه شهرها و محله ها، در حال بازی در کوچه با ماشینی مواجه می شوند که از هر 3 آنها می خواهد سوار شوند. یکی سوار می شود و دو تای دیگر خیر. بعد در طول زندگی (که یک بازه زمانی 30 ساله را در بر می گیرد) هر دوی آن
شعر و قصه بال های کودکی
دور بمانند بلکه کتاب همیشه باید در دسترس باشد و این کاری است که ما در خانه خودمان انجام دادیم؛ یعنی ویترین پذیرایی که معمولا برای قرار گرفتن بلور و تزیینات است را کتاب چیدیم و مهمان ها می توانند از این کتاب ها استفاده کنند. متأسفانه خانواده ها درباره بچه ها بیشتر دچار چشم و همچشمی هستند؛ یعنی تلاش می کنند تا بچه را از سن کم به انواع کلاس ها بفرستند و می خواهند هم بچه موسیقی دان شود، هم نقاش، هم
سقفی برای خستگی های من و تو
هم رو به زوال است. پسرم 60درصد کم توان ذهنی است از او درباره زندگی خانوادگی اش می پرسیم و او می گوید: در سال 75 با همسرم ازدواج کردم. 2 فرزند هم دارم که البته پسر بزرگم مشکل ذهنی دارد و حدود 60درصد کم توان ذهنی است . پسرهایش 17و 14ساله هستند. پسر بزرگ تر به دلیل مشکلاتی که دارد درس نمی خواند اما پسر کوچک تر کلاس دوم راهنمایی و محصل است. همسر آقای اسدی، زن مهربان و
انتخاب های سخت (14)
/> من در چاپاکوآ در خانه مشغول لذت بردن از صبح یکشنبه بودم که از تام شانون خبر این بحران را دریافت کردم. او آنچه را که ما مطلع بودیم به من گفت، که اخبار زیادی نبود و درباره اینکه چگونه پاسخ دهیم بحث کردیم. یکی از موارد فوری، همسر و دختران زلایا بود که از اقامتگاه سفیر ما در هندوراس درخواست پناهندگی کرده بودند. به تام گفتم اطمینان حاصل کند آنها تا زمانی که بحران حل شود در امان و به خوبی تحت مراقبت
کافی شاپی به سبک مدرن و طلبگی
کند و دوست داشتم خود راه انسانیت را پیدا کنم و در کنارآن بتوانم انسان های دیگر را نیز در این مسیر قرار دهم ، بعدازاینکه کارشناسی اقتصاد را به اتمام رساندم این صحبت مقام معظم رهبری که باید دلسوزان دین و نظام وارد مقوله علوم انسانی شوند مرا دگرگون ساخت و تصمیم گرفتم که وارد عرصه علوم انسانی و در کناران طلبگی شوم . سین : طلبگی و کافه داری چه طور شکل گرفت ؟ جیم : وقتی به اصفهان
خدمتی از جنس ارادت و دلدادگی در آماده سازی غذای متبرک + عکس
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، قرارمان بازدید از مراحل آماده سازی و پخت غذای متبرکه مهمانسرا و طرح اکرام رضوی حرم امام رضا(ع) است که ویژه افطار در طول ماه مبارک رمضان تهیه می شود. دقایقی مانده به زمان قرار، از بست شیخ طبرسی وارد حرم می شوم، بعد از عرض ارادت به ساحت قدسی امام مهربانی ها، مسافتی کوتاه را پیموده و به جلوی درب ورودی مهمانسرای حضرت می رسم.
جولان بیکارها و بی مسئولیت ها در تلویزیون!
خانواده نداده است بلکه هیچ شغل مشخصی هم ندارد و زندگی او در عاشق پیشگی و سر و کله زدن با مادرش خلاصه می شود. در یکی از قسمت های سریال، این مرد سی و چند ساله با حالتی تضرع گونه از مادرش می خواهد تا برای او یک اتومبیل مدل بالا بخرد تا دیگران او را آقای مهندس صدا بزنند! و مادر هم برای اینکه دل تک پسرش را نشکند، زیر بار این مسئله رفته و برای پسر نه چندان جوانش اتومبیل می خرد. حال شرح
غنی سازی اوقات فراغت؛ مسئولیتی که متولی ندارد
واقعیت آماده کنیم تا خدای ناکرده اسیر موج های توفنده آن نشوند. امیرحسین رضازاده با این مقدمه به سراغ مرور دوران نوجوانی خود رفت و اظهار کرد: برای نسل ما تابستان فصل تجربه اندوختن و شاگردی زیر دست بزرگ ترها در شغل های مختلف بود که علاوه بر پر کردن اوقات فراغت، فرصت مغتنمی برای تجربه اندوزی در زمینه راه و روش های برخورد با مشکلات و ... بود. صاحب یک مغازه عطاری در شهرستان نور هم
کدام پایه زندگی لرزید؛ قبح طلاق ریخت؟
گلزاری معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه خانواده در دنیا دچار بحران جدی شده است و صاحب نظران عنوان می کنند در زمانی قرار داریم که فروپاشی خانواده از طرف سنتی در حال اتفاق است، می گوید: در حال حاضر 20 درصد از ازدواج هایی که در کشور صورت می گیرد به طلاق منجر می شود و این آمار در کلانشهرهای کشور به 45 درصد می رسد. 60 درصد ازدواج ها در شمیرانات به طلاق منجر می شود
کودکان کار؛ تجاوز، اعتیاد، فقر، بی سوادی و ...!
عوامل اجتماعی و خانوادگی قرار دارد) و نبود نظارت های دولتی در دفاع از حقوق کودکان می توانند بر شکل گیری پدیده کودکان خیابانی تاثیر داشته باشند. (وامقی و دیگران 83، قاسم زاده 82، رییس دانا 82، حسینی 84، وامقی 84. 75.4 درصد از کودکان کار مورد مطالعه در اصفهان پسر و 24.6 درصد از آنها دختر بوده اند، با دامنه سنی 5 تا 14 سال. 32 درصد از آنان بومی استان اصفهان بودند و بقیه از استان های دیگر
پزشکان از ترکش چسبیده به قلبم حیرت کردند/ شب کودتای نوژه ازدواج کردم!
همسرتان آشنا شدید؟ جیم: عمه ام در یکی از مجالس روضه با همسرم آشنا شدند و به مادرم معرفی کردند. سین: چه سالی ازدواج کردید؟ جیم: 1358، شب کودتای نوژه که البته بعدها متوجه شدیم که آن شب کودتای نوژه بوده است. سین: چند فرزند دارید؟ جیم: سه دختر، که هر سه ازدواج کرده اند. فرزند اولم کارشناسی ارشد، فرزند دوم دکترا و فرزند سوم کارشناسی دارد.
از دسترسی کارگردان مارمولک به احمدی نژاد و هشدار آیت الله سیستانی به تروریست پرورها تا گرانترین نقل و ...
نگهبانی مستقر در زندان شهرستان پاوه اقدام به شلیک کرده است، یکی از سربازان هم دوره خود را به اسم مبین شبرنگ 20 ساله اهل روستای هجیج پاوه به قتل رسانده است. عزیزی تاکید کرد: هیچ موضوع خاصی بین این دو سرباز نبوده و بی احتیاطی سرباز دیگر باعث این اتفاق ناگوار و تلخ شده است. وی یادآرو شد: این موضوع در حوزه کار اداره کل زندان ها قرار دارد و پلیس فقط برای انجام روال قانونی کار در صحنه
سوارز از رفتگری به نیوکمپ رسید
هر شبه به سنگفرش های پیاده رو و آشغال های گوشه و کنار آن و درازکشیدن روی کارتن های نم کشیده گوشه پارک ها، وسط خود بدبختی، صوفیای رویاهایش را پیدا کرده بود؛ معشوقی که هیچ چیزش با او جور نبود. دختر بلوند 15 ساله ای که دو سال از او بزرگتر بود و البته از خانواده ای متمول می آمد. سه سال بعدی زندگی لوییزیتو این طور می گذشت، ساعت ها سنگفرش های شهر را جاروزدن و گیرآوردن چند سکه برای اینکه
سیری در جهان بینی و ایدئولوژی های سه گانه ازدواج
دختر یا پسرِ ناقص و یا دختر و پسر منحرف؛ به منظور هدایت و...؛ که به ازدواج های ایثارگرانه معروف هستند. این نوع ازدواج ها خوب هستند اما به شرط داشتن ظرفیت وگرنه ضربه زدن به خود و اوست. به خاطر کینه و لج؛ مثلا دختری شما را جواب کرده لذا از لج او می روید با دختر همسایه شان ازدواج می کنید! به خاطر فخرفروشی؛ که مثلا بگویند داماد فلانی است به خاطر سرکوفت ها؛ 30 ساله شدی هنوز ازدواج نکردی؟! و ... به